دنیای ممدوح

دنیا و مادّیات بر اثر دخالت عوامل و عناصر، به دو گروه: پسندیده و ناپسند، تقسیم می شود؛ یعنی نیّت و انگیزه افراد می تواند دنیا را در مسیر آخرت و معنویّات و یا در مقابل و تضادّ آنان قرار دهد. بنابراین، دنیای پسندیده و ثروت های مشروع، وسیله و ابزار رسیدن به کمالات خواهد بود؛ لذا امام باقرعلیه السلام این حقیقت را بدین گونه گوشزد فرموده است:

«لیس منّا من ترک دنیاه لآخرته و لا آخرته لدنیاه؛ هرکس دنیا را به خاطر آخرت و آخرت را به جهت دنیا رها کند، از ما نیست.»(15)

«من طلب الدّنیا إستعفافاً عن النّاس و سعیاً علی أهله و تعطّفاً علی جاره لقی الله عزّوجلّ یوم القیامة و وجهه مثل القمر لیلة البدر؛ هرکس دنیا را به جهت بی نیازی از مردم، توسعه زندگی خانواده و احسان و نیکی به همسایه اش طلب کند، روز قیامت در حالی که چهره اش همانند ماه شب چهاردهم می درخشد، خداوند متعال را دیدار می نماید.»(16)

گردش پول

برای تضمین «سعادت و پیشرفتِ» مادّی و معنوی؛ فردی و اجتماعی سزاوار است دو عامل مهمّ اقتصاد اسلامی هماره در سرلوحه زندگی مردم و کارگزاران قرار بگیرد؛ یعنی «ثروت حلال» و «ثروتمندان صالح». از این رو، می باید از نفوذ عناصر خائن و ناصالح در «مدیریت اقتصادی» جلوگیری شود و گرنه آنان با اهرم ثروت و قدرت، زمینه نابودی امّت اسلامی را فراهم خواهند کرد. امام باقرعلیه السلام در این رابطه می فرماید:

«إنّ بقاء المسلمین و بقاء الاسلام أن تصیرالأموال عند من یعرف فیها الحقّ و یصنع فیها المعروف و إنّ من فناء المسلمین...؛ همانا بقای مسلمانان و اسلام، در این است که گردش ثروت در نزد کسانی باشد که حقّ اموال و وظیفه خود را نسبت به آن می شناسند و به معروف، عمل می کنند. و متقابلاً یکی از عوامل نابودی مسلمانان و اسلام، این است که سرمایه پولی در دست افرادی به گردش در آید که حقّ ثروت و مسئولیت خود را نسبت به آن نشناخته و با آن، کار پسندیده ای انجام نمی دهند.»(17)

مسئولیّت پذیری

تشکیل «خانواده» به معنای پذیرش «مسئولیّت» است؛ لذا نان آور و سرپرست خانواده موظّف است هزینه یک زندگی حلال و آبرومندانه را با کار و تلاش تأمین کند. امام باقرعلیه السلام در این خصوص می فرماید:

«من سعادة المرء أن یکون القیِّم علی عیاله؛ از سعادت هر انسان، آن است که سرپرستی خانواده خود را [به خوبی ]بر عهده گیرد.»(18)

«کفی بالمرء إثماً أن یضیّع من یعول؛ از بدی و گناهکار بودن مرد، همین بس که حقوق خانواده و زیردستانش را ضایع و تباه کند.»(19)

کشاورزی

یکی از بسترهای گسترده و مطلوب برای تأمین زندگی، «فعّالیت کشاورزی» است؛ به گونه ای که بخش مهمّی از نیازهای غذایی و نیز اشتغال زائی را می توان از این طریق تأمین ساخت. امام باقرعلیه السلام در این راستا می فرماید:

«ما فی الأعمال شی ء أحبّ إلی الله تعالی من الزّراعة...؛ هیچ کاری در پیشگاه خدا محبوب تر از زراعت نیست. خداوند هیچ پیامبری را نفرستاد مگر اینکه کشاورز بود، جز ادریس که خیّاط بود.»(20)

«خیرالأعمال زرعٌ یزرعه فیأکل منه البرّ والفاجر؛ بهترین کار، کشاورزی است که از حاصل آن، نیکوکار و بدکار می خورند.»(21)

عبادت مالی

برای ریشه کن ساختن «فقر» و کم نمودن «فاصله طبقاتی»، یکی از راهکارهای کارآمد و مؤثّر، «پرداخت زکات» و به کارگیری مدیریّت شایسته در مصارف آن است. امام باقرعلیه السلام درباره اهمیّت و جایگاه «زکات» می فرماید:

«بُنِیَ إلاسلامُ علی خمس: علی الصّلوة والزّکاة و الصّوم و الحجّ و الولایة؛ اسلام بر پنج پایه و رکن بنا شده است: نماز، زکات، روزه، حجّ و ولایت.»(22)

«إنّ الله تبارک و تعالی قرن الزّکاة بالصّلوة فقال: «اقیموا الصّلوة و اتوا الزّکاة» فمن اقام الصّلوة و لم یُؤت الزّکاة فکأنّه لم یقم الصّلوة؛ به راستی خداوند تبارک و تعالی «زکات و نماز» را [در قرآن ]مقرون یکدیگر قرار داده و فرموده است: «نماز را به پا دارید و زکات اموال را بدهید.» پس کسی که نماز را اقامه کند ولی زکات ندهد، همچون کسی است که نماز را به پا نداشته است.»(23)

آن حضرت پیرامون کیفرِ افرادی که زکات نمی پردازند، مطالبی بیان نموده؛ از جمله اینکه: ثروت مانع الزّکاة به شکل افعی در دوزخ، برگردنش خواهد پیچید.(24)

برکات صدقه

گرچه «زکات» بخش مهمّی از نیازهای اقشار آسیب پذیر را می تواند برطرف سازد؛ امّا به تنهایی، توانایی مبارزه همه جانبه با مصادیق فقر را ندارد. از این رو، مقوله «صدقه» و کمک های مالی و مستحبّی، نقش تکمیلی را می تواند به خوبی ایفا کند. امام باقرعلیه السلام پاداش صدقه دهنده و برکات صدقه را در چندین حدیث، بیان نموده است که عبارتند از:

برطرف کردن فقر، افزایش در عمر، ایمنی از هفتاد نوع مرگ ناپسند؛ بهبودی بیماران؛ دفع انواع بلاهای دنیوی، ذخیره شدن ثواب اخروی؛ قرار گرفتن در پناه رحمت الهی؛ روسیاهی ابلیس، تباهی نقشه های حاکمان ستمگر و خاموش شدن خشم و عقوبت الهی.(25)

امام باقرعلیه السلام علاوه بر تشویق شیعیان به کارهای نیکی همانند صدقه، هماره به این نکته نیز اشاره فرموده است که:

«ما من شی ءٍ أحبّ إلی الله عزّوجلّ من عمل یداوم علیه و إنْ قلّ؛(26) چیزی نزد خداوند بهتر از عمل [نیکی ] که ادامه داشته باشد، نیست اگرچه اندک باشد.»

بنابراین، پرداخت صدقه به نیازمندان را نباید به برهه ای از زمان محدود ساخت؛ بلکه سزاوار است در طول زندگی، این سیره حسنه را استمرار بخشید.

ویژگی اهل ایمان

انسانیّت و مؤمن بودن، می طلبد که اوّلاً: دردهای فردی و اجتماعی مشاهده شود. ثانیاً: هریک از ما متناسب با امکانات و توانایی، به مداوای دردهای اجتماعی بپردازیم و گرنه، پیامدهای سوء «سکوت و غفلت» گریبان همه را خواهد گرفت!

امام پنجم، حضرت باقرالعلوم علیه السلام می فرماید:

«فوالله ما شیعتنا الاّ من... و تعهّد الجیران من الفقراء و ذوی المسکنة و الغارمین و الأیتام...؛ سوگند به خدا! شیعه ما نیست مگر فردی که... نسبت به همسایگانِ تهیدست، مستمند، بدهکار و یتیم، متعهّد و دلسوز باشد...»(27)

«إنّ المؤمن أخ المؤمن... ولا یَحْرِمُهُ؛ همانا مؤمن، برادر مؤمن است... و نباید او را [از خوبی ها] محروم کند...»(28)

آن حضرت ضمن بر شمردن «حقوق مؤمن» می فرماید:

«و یفرّج عنه کربته و یقضی دینه؛ و دیگر اینکه: اندوه مؤمن را بر طرف سازد و قرضش را ادا کند.»(29)

سفره سخاوت

امام باقرعلیه السلام همچون دیگر معصومان، روحیّه تعاون، همدردی، فداکاری و نیکوکاری را در جامعه اسلامی تقویّت نموده است؛ که به برخی از دستورات ارزنده آن حضرت اشاره می کنیم:

«إنّ أحبّ الأعمال إلی الله عزّوجلّ إدخال السّرور علی المؤمن، شبعة مسلم أو قضاء دینه؛ همانا بهترین کارها نزد خداوند متعال ایجاد شادی در دل و زندگی مؤمن، سیراب نمودن مسلمان و یا پرداخت بدهی اوست.»(30)

«من قضی مسلماً حاجته قال الله عزّوجلّ: ثوابک علیّ و لا أرضی لک ثواباً دون الجنّة؛ هرکس حاجت مسلمانی را برآورده کند، خداوندِ صاحب عزّت و جلال، خطاب به او فرماید: پاداش تو برعهده من است و من برای تو پاداشی جز بهشت قرار نمی دهم.»(31)

«من أطعم مؤمناً أطعمه الله من ثمار الجنّة؛ هرکس مؤمنی را سیراب و اطعام کند، خداوند او را از میوه های بهشتی سیراب خواهد نمود.»(32)

صرفه جویی و مدیریت

بهترین راهکار برای هر مسئله ای، «مدیریّت» و «برنامه ریزی» است؛ در رابطه با امور اقتصادی نیز سزاوار است دولت اسلامی و خانواده ها به موضوع «برنامه ریزی» و «میانه روی» بیشتر عنایت داشته باشند. پیشوای پنجم شیعه به این مطلب چنین اشاره فرموده است:

«الکمال کلّ الکمال التّفقّه فی الدّین و الصّبر علی النّائبة و تقدیر المعیشة؛ کمال و پیشرفت نهایی آن، عبارت است از: تحقیق و دانایی در دین، بردباری در برابر ناملایمات و تنظیم امور مالی و هزینه زندگی.»(33)

«و أمّا المنجیات... و القصد فی الغنی و الفقر؛ و امّا اسباب و راه های نجات بدین گونه است... رعایت اقتصاد و صرفه جویی در تمام حالات، چه در وقت بی نیازی و چه در هنگام نیازمندی.»(34)

نعمت قناعت

یکی از آموزه های دینی، مسئله «قناعت» است؛ امّا توجّه به این نکته ضروری است که قناعت ورزیدن، در موضوعِ «مصرف» مصداق پیدا می کند نه در «تولید». به عبارت دیگر، سفارش معصومان علیهم السلام، در خصوص اکتفا نمودن به مخارج و هزینه کفاف و متوسّط زندگی است، نه قناعت کردن در کار و تلاش!

امام باقرعلیه السلام در این زمینه می فرماید:

«من قنع بما رزقه الله فهو من أغنی النّاس؛ هرکس به مقدار رزقی که خدا به او داده، قانع باشد، پس او بی نیازمندترین مردم می باشد.»(35)

«وانزل ساحة القناعة باتّقاء الحرص و ادفع عظیم الحرص بإیثار القناعة؛ و با دوری از حرص و آز، در میدان قناعت فرود آی و با نیروی قناعت، بلای بزرگ حرص را از خود دفع کن.»(36)


 

در یک نگاه

در امور معیشتی و اقتصادی، «منابع درآمد» و «مصارف آن» از مباحث اصلی می باشد؛ از این رو، زیبنده است این دو موضوع را در زندگی امام محمدباقرعلیه السلام مورد بررسی قرار دهیم.

الف) منابع مالی

منابع پولی و مادّی امام باقرعلیه السلام و دیگر ائمّه معصوم علیهم السلام عبارت بود از:

1. کار و کوشش (کشاورزی، دامداری، تجارت و کارگری)؛

2. موقوفات معصومان علیهم السلام؛

3. هدایای شیعیان و نذورات مردمی؛

4. خمس.(1)

امام باقرعلیه السلام پیرامون «خمس» می فرماید:

«لا یحلّ لأحد أن یشتری من الخمس شیئاً حتّی یصل إلینا حقّنا؛ برای احدی جایز نیست که از خمس چیزی را بخرد، مگر اینکه حقّ ما را به ما برساند.»(2)

با مطالعه زندگی آن حضرت، در می یابیم که امام علیه السلام در کار کشاورزی بسیار کوشا بوده و از نقاط دور و نزدیک - کم و بیش - وجوهات شرعی (خمس) و هدایایی به پیشگاه ایشان تقدیم و ارسال می شد؛ امّا از ناحیه حکومتِ آل مروان و عوامل آن، فشارها و محدودیّت های شدیدی وجود داشت که زندگی امام باقرعلیه السلام، بنی هاشم و شیعیان را در تنگناهای اقتصادی قرار داده بود؛ مثلاً یکی از منابع تأمین زندگی مادّی اهل بیت علیهم السلام، منطقه حاصلخیز و وسیع «فدک» و «موقوفات» پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم و معصومان علیهم السلام بود که از دوره خلافت ابوبکر، تحت تصرّف خلفا و حاکمان ستمگر قرار داشت.

ب) مخارج و هزینه ها

امام صادق علیه السلام اوضاع مالی و معیشتی امام باقرعلیه السلام را این گونه بازگو می کند:

«پدرم از نظر مالی، در وضع و شرایط خوبی نبود؛ مخارج سنگینی از عائله ای بسیار را اداره می کرد.»(3)

افراد تحت تکفّل آن حضرت، عبارت بودند از:

1. خانواده و فرزندانش.

2. خانواده پدرش امام سجّادعلیه السلام.

3. خانواده شیعیانی که دچار خشم و فشار بنی امیّه قرار گرفته بودند (خانواده شهدا و زندانیان).

4. فقرای مدینه.

5. افرادی که از نقاط دور به محضر امام علیه السلام رسیده و تقاضای کمک مالی می نمودند.(4)

آری، امام باقرعلیه السلام افراد گوناگونی (خانواده شهدا و زندانیان، از کارافتادگان، بیوه زنان، ایتام، بیماران و بردگان) را تحت حمایت و پوشش اقتصادی قرار داده بود؛ به طوری که برخی از آنها تا هنگام شهادت امام علیه السلام این واقعیّت و ماجرا را نمی دانستند که هزینه زندگی آنان، مستقیم و غیر مستقیم، از جانب آن حضرت تأمین و فرستاده می شد و نان آورِ محرومان در تاریکی شب، همان باقرالعلوم علیه السلام بود و بس!

در عصر حکومت عمر بن عبدالعزیز (101 - 99 ق.) تا حدودی گشایش مالی در زندگی امام باقرعلیه السلام ایجاد شد؛ چرا که خلیفه اموی علاوه بر برگرداندن «فدک» به آن حضرت، حقوق اهل بیت و بنی هاشم را نیز از محلّ بیت المال پرداخت می کرد.(5)

کار؛ یعنی «عبادت»

امام باقرعلیه السلام با وجود داشتن خدمتکار و کهولت سن، هرگز از کار و تلاش دست نکشید؛ در این رابطه حتّی افرادی به گمان خود، تلاش اقتصادی حضرت را بیانگر نوعی دوری از مفاهیم زهد و قناعت می دانستند. لذا امام علیه السلام در پاسخ ظاهربینان و زاهد نمایانی چون: «محمد بن مُنْکَدر» فرموده است:

«لو جائنی الموت و أنا علی هذه الحال جائنی و أنا فی طاعة من طاعة الله عزّوجلّ أکفّ بها نفسی و عیالی عنک و عن النّاس...؛ هرگاه مرگ به سراغم بیاید و من در حال کشاورزی باشم، در واقع مرگ در حالی مرا فراگرفته که در مسیر بندگی و عبادت الهی بوده ام. انگیزه من از کار و کوشش، این است که خود و خانواده ام را از تو و دیگران بی نیاز گردانم...»

محمد بن منکدر بعد از شنیدن کلام حکیمانه حضرت، گفت:

«راست گفتی! خدایت تو را رحمت کند. من می خواستم تو را پند و اندرز بدهم، لیکن تو مرا موعظه کردی.»(6)

شیدای خدمت

امام باقرعلیه السلام در طول مدّت زندگانی اش علاوه بر انجام عباداتِ واجب و مستحبّی و نیز پرورش شاگردان ممتاز و صالح، به سر و سامان دادن زندگی اقشار آسیب پذیر هم اهمیّت می داد؛ به طوری که خود می فرماید:

«... ولأن أعول اهل بیت من المسلمین أسدّ جوعتهم و أکسو عورتهم فأکفّ وجوههم عن النّاس أحبّ الیّ من أن أحجّ حجّة و حجّة - انتهی الی... سبعین - ؛... هرگاه متکفّلِ یک خانواده از مسلمانان شوم، از گرسنگی نجاتشان دهم، و بدن آنها را بپوشانم، و آبرویشان را از مردم حفظ کنم، این کارها را بیشتر دوست می دارم از اینکه یک حجّ [مستحبّی ] یا دوتا... و حتّی هفتاد حجّ را انجام بدهم.»(7)

امام صادق علیه السلام در بیان سیره پدر بزرگوارش نقل می کند:

و کان أبی اذا تصدّق بشی ء...؛ پدرم هرگاه صدقه می داد و پولی را در دست فقیری می نهاد، از او پس می گرفت، می بوسید و می بویید، دو مرتبه آن را در کف دست سائل می گذاشت و حکمت این کارش را چنین بیان می فرمود:

«و ذلک انّها تقع فی ید الله...؛ زیرا صدقه قبل از آنکه در دست مستمند قرار بگیرد، به دست خدا می رسد. لذا دوست دارم چیزی را که در دست خداوند نهاده شده و مورد قبولش واقع شده است، ببوسم و ببویم.»(8)

امام باقرعلیه السلام در هر جمعه به نیازمندان کمک می کرد و در فضیلت «جمعه» می فرمود: «ألأعمال تضاعف یوم الجمعة فاکثروا فیه من الصّلاة و الصّدقة و الدّعاء؛ پاداش عبادات در روز جمعه دو برابر است، پس در این روز نماز، صدقه و دعا را زیاد انجام بدهید.»(9)

امام و محرومان

امام باقرعلیه السلام همانند دیگر ائمّه معصوم علیهم السلام نسبت به مردم - خصوصاً شیعیان - کمک های مالی داشته و هماره پذیرای محرومان جامعه بود؛ به گونه ای که راویان و سیره نگاران به سخاوت و مهمان نوازی حضرت، اذعان و اعتراف نموده اند. لذا مناسب است گفتار برخی از آنها را یادآور شویم.

حسن بن کثیر:

نزد امام علیه السلام از فقر خویش و بی وفایی دوستانم، گلایه کردم؛ آن حضرت فرمود: «بِئْسَ اْلأخُ أخٌ یَرْعاکَ غَنیّاً وَ یَقْطَعُکَ فَقیراً؛ بد برادری است آنکه در زمان توانگری، حقّ تو را نگهدارد ولی به هنگام احتیاج، رشته دوستی خود را از تو بِبُرد.»

سپس به غلامش دستور داد کیسه ای (هفتصد درهم) آورده تا به من دهد. آنگاه فرمود: «این پول ها را خرج زندگی ات کن و هرگاه تمام شد، مرا آگاه ساز.»(10)

عمرو بن دینار و عبدالله بن عبید بن عمیر:

هر وقت به دیدار امام باقرعلیه السلام می رفتیم، به ما خرجی، پوشاک و پول می داد و می فرمود: «این هدایا برای شما تهیّه شده بود، پیش از آنکه به ملاقاتم بیایید.»(11)

سلمی (کنیز حضرت):

همیشه عدّه ای به خانه امام باقرعلیه السلام می آمدند و در حالی از محضر امام بیرون می رفتند که حضرت، آنها را از غذاهای نیکو سیراب ساخته، با لباس های پاکیزه پوشانده و پول هایی را نیز به مهمانان بخشیده بود. لذا یک روز به آن حضرت عرض کردم: با وجود هزینه زیاد عیالمندی و مهمانی، باید از مقدار احسان و هدایا کم نمائید!

امام باقرعلیه السلام در پاسخ فرمود:

«یا سلمی! ما حسنة الدّنیا إلاّ صلة الإخوان و المعارف؛ای سلمی! بهترین کار دنیا، جز این نیست که انسان با برادران و دوستان خود، دیدار و احسان داشته باشد.»(12)

سلیمان بن قرم:

آن حضرت به ما پانصد، ششصد تا هزار درهم هدیه می داد و هیچ گاه از کمک به برادران دینی اش، پاسخ به نیاز ارباب رجوع و رسیدگی به حال محرومان، افسرده و خسته نمی شد.(13)

شیخ مفید:

و کان مع ما وصفناه من الفضل فی العلم...؛ آن بزرگوار گذشته از برتری در علم و صرف نظر از سیادت و بزرگواری و امامت، جود و سخاوتش در میان شیعه و سنّی زبانزد همگان بود... با اینکه نانخور آن جناب، بسیار و وضع زندگی و درآمدش متوسّط بود.(14)


 

 

پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود .

تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود .

پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد :

پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم .

من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد.

من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی .

دوستدار تو پدر

پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد :

پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام .

4 صبح فردا 12 نفر از مأمورانFBI  و افسران پلیس محلی دیده شدند , و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند .

پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند ؟

پسرش پاسخ داد : پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم .

 

نتیجه اخلاقی :

هیچ مانعی در دنیا وجود ندارد . اگر شما از اعماق قلبتان تصمیم به انجام کاری بگیرید می توانید آن را انجام بدهید .حتی اگر در زندان بوده و هزاران کیلومتر از مقصد دور باشید مانع ذهن است . نه اینکه شما یا یک فرد کجا هستید

 

متن حكايت
روزي مرد كوري روي پله‌هاي ساختماني نشسته بود و كلاه و تابلويي را در كنار پايش قرار داده بود. روي تابلو خوانده مي‌شد: "من كور هستم لطفا كمك كنيد."

روزنامه‌نگار خلاقي از كنار او مي‌گذشت. نگاهي به او انداخت. فقط چند سكه در داخل كلاه بود. او چند سكه داخل كلاه انداخت و بدون اينكه از مرد كور اجازه بگيرد تابلوي او را برداشت، آن را برگرداند و اعلان ديگري روي آن نوشت و تابلو را كنار پاي او گذاشت و آنجا را ترك كرد.

عصر آن روز، روزنامه‌نگار به آن محل برگشت و متوجه شد كه كلاه مرد كور پر از سكه و اسكناس شده است. مرد كور از صداي قدمهاي او، خبرنگار را شناخت. از او پرسيد كه بر روي تابلو چه نوشته است؟

روزنامه نگار جواب داد: "چيز خاص و مهمي نبود، من فقط نوشته شما را به شكل ديگري نوشتم" و لبخندي زد و به راه خود ادامه داد.

مرد كور هيچوقت ندانست كه او چه نوشته است ولي روي تابلوي خوانده مي‌شد: "امروز بهار است، ولي من نمي‌توانم آن را ببينم."

.................................

شرح حكايت
وقتي كارتان را نمي‌توانيد پيش ببريد استراتژي خود را تغيير بدهيد. خواهيد ديد بهترينها ممكن خواهد شد. باور داشته باشيد هر تغيير بهترين چيز براي زندگي است. حتي براي كوچكترين اعمالتان از دل، فكر، هوش و روحتان مايه بگذاريد.


 


صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :94   80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 >