در سراسر نیمه قرن گذشته، مطالعه علم اجتماعی دین، به سبب فقدان علاقه ضعیف بود . در علومی نظیر جامعه شناسی و مردم شناسی که بنیانگذاران آن، بسیاری از توجه خود را صرف دین کرده اند، دین به موقعیت رکود افتاده است . در علم اقتصاد که هرگز درباره اعتقادات، هنجارها و فرهنگ، چیز بسیاری نگفته است، همه این موضوعات نادیده گرفته شده اند . اگرچه هیچ کس اهمیت تاریخی دین را انکار نکرد، دین به رغم همه این ها، یکی از اساسی ترین، ماندگارترین و رایج ترین ویژگی های فرهنگ انسانی بود . گروهی از محققان، دین معاصر را کمابیش همانند فسیل دانسته، علاقه ای به آن نشان ندادند . بدون این که بیش تر در این باره سخن بگوییم، دانشگاهیان، تز سکولاریزم، دکترینی که تضعیف سریع و اضمحلال نهایی دین را در دنیای جدید اعلام می کند، پذیرفته اند و حتی از آن لذت می برند; (15) البته این روزها، تز سکولاریزم به روزگار سختی افتاده است . احیای سیاسی مسیحیت محافظه کار در امریکا، پیدایش جنبش های اسلامی (آن چه در غرب بنیادگرایی اسلامی نامیده می شود) در خاورمیانه، رشد انفجاری پروتستانتیزم در امریکای لاتین، شورش دینی در اروپای شرقی و اتحاد شوروی سابق و تاثیر دین در اختلافات نژادی در سراسر جهان، مقاومت دین را تایید می کند . در سراسر جهان، دین بیش از آن چه مفسران اعلان کرده اند، زنده تر ادامه دارد . روند سکولاریزم در اروپای غربی بسیار استثنایی به نظر می رسد . سرانجام یک مجموعه فزاینده از تحقیقات تجربی نشان می دهد که هیچ شاهدی درباره افول دین در امریکا و نقاط دیگر وجود ندارد . (16) نرخ های عضویت در کلیسا در امریکا به طور مداوم در دو قرن گذشته از 17 درصد جمعیت در دوره انقلاب، به 34 درصد در نیمه دوم قرن نوزدهم و به بیش از 60 درصد در زمان فعلی افزایش یافته است . دین، کالایی پست نیست . نرخ های اعتقاد دینی و فعالیت دینی با افزایش درآمد یا آموزش کاهش نمی یابد . این یافته ای است که هم در اطلاعات مقطعی و هم سری های زمانی کل به دست آمده است . در چهل سال گذشته، انبوه مطالعات جامعه شناختی، رابطه میان درآمد با آموزش را با شاخص های متعددی از دینداری بررسی کرده اند . از نیمه دوم دهه 1970 اقتصاددانان از مدل هایی برای برآورد چنین رابطه ای بهره بردند . هر چند نتایج اساسی این مطالعات بازتاب نتایج جامعه شناسان است، آن ها نشان دادند که آموزش، رابطه ای ضعیف ولی عموما مثبتی با مشارکت در برنامه های دینی دارد و درآمد با اعانات مذهبی، رابطه ای قوی و مثبت دارد; ولی با دیگر شاخصه های فعالیت های دینی مانند حضور در کلیسا، و تکرار عبادت، رابطه ای بسیار ضعیف دارد . (17) اعانات کلیسا بیش از نیمی از تمام کمک های خیریه در امریکا را تشکیل می دهد (تقریبا 64 میلیارد دلار در سال 1995) و اغلب مؤسسات غیرانتفاعی، یا دینی و یا مبتنی بر دین هستند . نظریه اقتصادی، چیز فراوانی برای گفتن درباره این حقایق دارد و این حقایق، فکر قدیم غیر جاذب بودن دین را رد می کند . دین، نیرویی در زندگی شخصی، نهادی و سیاسی اغلب مردم در سراسر دنیا ایجاد می کند . عالمان علوم اجتماعی چاره ای ندارند که دین را به شمار آورند; چون هیچ نشانی از رفتن ندارد . اقتصاد دین با استفاده از ابزار نظریه اقتصادی و با مدلسازی، سعی در بررسی موضوعاتی نظیر اعتقاد و رفتار دینی، ماهیت و رفتار نهادهای دینی و اثر اقتصادی دین دارد که پیش تر به دیگر علوم اجتماعی منحصر بودند; البته ادبیات تحلیل اقتصادی دین در سطح جهانی بسیار نادر و آغاز آن بسیار کند است که شاید دلیل آن، مشاجره درباره اهمیت دین در دنیایی با ویژگی شیوه مدرن زندگی است . (18) تفاوت اقتصاد دینی و اقتصاد دین - همان گونه که با بررسی بیش تر در ذیل روشن تر می شود - در این است که اقتصاد دینی در تحلیل پدیده ها و رفتارهای اقتصادی، متغیر دین (ارزش ها و آموزه های دینی) را در کنار متغیرهای غیردینی دخالت می دهد; از این رو در کنار علم اقتصاد سیاسی و علم اقتصاد توسعه و در مقابل اقتصاد نئوکلاسیکی قرار می گیرد; اما اقتصاد دین، پدیده ها و رفتارهای دینی را تحلیل اقتصادی می کند; بدین سبب از نظر روش شناختی در کنار تحلیل اقتصادی سیاست (انتخابات عمومی) و تحلیل اقتصادی جرم قرار می گیرد . شایان ذکر است که اقتصاد دین در قالب دین مسیحیت ظهور یافت; بنابراین به بررسی اقتصادی آموزه های دینی مسیحی و کلیسا می پردازد; اما با مختصر تغییر با ادیان دیگر به ویژه اسلام قابل انطباق است و جا دارد اقتصاددانان کشورهای اسلامی، این بحث را پی بگیرند . این آموزه ها و فعالیت ها به طور عمده در حوزه های فردی و خصوصی متبلور است . پژوهش های معاصر درباره اقتصاد دین، با مدل تولید حضور در کلیسا و اعانات خانوار به وسیله عزی و اهرنبرگ آغاز شد . (19) چنین نوشته هایی نوعا بر تئوری تولید خانوار بکر مبتنی است . (20) افراد، وقت و کالاهای خود را بین کالاهای دینی و غیردینی به گونه ای تخصیص می دهند که تابع مطلوبیت بین دوره ای، یعنی مطلوبیت در این دنیا و آخرت را حداکثر کنند . حضور در کلیسا و مشارکت دین، هدف مصرفی آخرتی دارند . (21) این فرض هنگامی که کالای دینی وارد توابع مطلوبیت شود، محدودیتی قوی ایجاد می کند . ترکیب قید بودجه دوره زندگی و فرض عدم نزولی بودن محصول نهایی فعالیت دینی مدل عزی - اهرنبرگ به این نتیجه معمول می انجامد که فعالیت دینی باید با سن افزایش یابد . این مدل، همچنین جانشینی بین زمان و پولی را که صرف دین می شود، پیش بینی می کند; بنابراین، شرایط کارایی متعارف نشان می دهد خانوارهایی که زمان برای آن ها ارزش کم تری دارد، کالاهای دینی زمان برتری را تولید خواهند کرد و در یک خانوار معین، اعضایی که دستمزدهای پایین تری دارند (نوعا زنان) فعالیت دینی زمان برتری را ارائه می دهند . داده ها نیز از پیش بینی های مدل حمایت می کنند . به ظاهر آشکار است که هزینه فرصت زمان، رفتار دینی را تغییر می دهد و سبب تغییر در عمق، سطح و نیز زمان فعالیت دینی می شود . تحلیل رگرسیونی داده های تحقیق، همواره نشان می دهد که اگر دستمزد افزایش یابد، مشارکت دینی پول برتر خواهد شد که افزایش نرخ اعانات کلیسا در مقایسه با نرخ حضور در کلیسا را در پی خواهد داشت . (22) به طور شهودی، توانایی شخص در تولید یا تقویت کالاهای دینی نه تنها به داده های زمانی و کالای او بستگی دارد، بلکه به دانش دینی، آشنایی با مکتب و مناسک کلیسا و دوستی با دیگر عبادت کنندگان نیز وابسته است . این عوامل، گسترش طبیعی مدل عزی و اهرنبرگ را پیشنهاد می کند; به طوری که سرمایه انسانی دینی به دست آمده از فعالیت های دینی گذشته را دربرمی گیرد . (23) ایاناکن (از پیشروان در ادبیات اولیه اقتصاد دین) و همچنین دورکین و گریلی (24) تئوری بکر درباره سرمایه انسانی را به کار بردند تا از رفتار دینی به صورت عادت (عقلانی و نزدیک بینی) به جای توجیه مشارکت براساس انتظارات آخرتی بحث کنند . (25) اعمال دینی را می توان همانند فرایند تولیدی در نظر گرفت . کالاهای خریداری شده، وقت خانوار و سرمایه انسانی توانایی خانواده را در تولید رضایتمندی تغییر می دهد; همان گونه که توانایی آن ها را در تولید لذت بخشی از وعده غذا، سلامت، فرزند و سرگرمی تغییر می دهد . محصولات دینی به یقین، پیچیده و غیرقابل مشاهده اند; اگرچه امکان آن بیش تر از لذت بخشی سرگرمی نیست . با وجود این، داده های تولید دینی قابل اندازه گیری هستند و در واقع از پیش به طور روزمره به وسیله محققان اندازه گیری می شوند . این داده ها شامل کالاهای خریداری شده مانند تن پوش و حمل ونقل در روزهای یک شنبه، هدایای قربانی و کمک های پولی می شود که عملیات کلیسا را تامین مالی، و کارهای خیریه آن را آسان می کند . این داده ها همچنین وقت و نیروی کار اعضای خانواده همانند زمانی که صرف شرکت و رفتن به مراسم کلیسا و برگشت از آن می شود و زمانی که صرف خواندن دعا، مکاشفه و خواندن کتاب های مقدس و زمان تلاش برای خیرات دینی با دیگر اعمالی که انگیزه های دینی دارند را در بر می گیرد . سرمایه انسانی، به ویژه سرمایه انسانی خاص که به سرمایه های دینی متعلق است، نوع سوم از داده ها را تشکیل می دهند . (26) سرمایه های دینی به سبب این که مکتب، مناسک و انواع عبادات در هر مذهبی فرق می کند، به طور کامل، ویژه آن دین است . افزون بر این، اغلب تجربه ها و آموزش های دینی (برخلاف آموزش های عمومی و آموزش های حرفه ای) به طور مستقیم از والدین و مؤسسات دینی اخذ می شود . این مدل، نتایج گوناگونی را پیش بینی می کند که تقریبا تمام آن ها دارای حمایت تجربی قوی هستند; برای مثال، همان گونه که بچه ها بزرگ تر می شوند و تصمیم های دینی را آغاز می کنند، به سمت اعتقادات و مذاهب والدینشان جذب می شوند و حتی آن ها که مذهبشان را تغییر می دهند، مایلند مذاهبی شبیه کسانی برگزینند که در بین آن ها رشد کرده اند; بنابراین، احتمال تغییر دین در بین گروه های دینی خاص - هر چه گروه ها شبیه تر باشند - بیش تر است و نرخ کل تغییر به سمت گروه خاص یا بیرون رفتن از آن گروه - هر چه گروه، متمایزتر باشد - کم تر است . (27) این دو نظریه، یک توضیح عقلانی برای ترجیحات و مشارکت دینی ارائه می کنند، و نظریه های طرف تقاضا هستند که حضور عضویت در کلیسا را از نظر اقتصادی توضیح می دهند; اما وجود کلیسا را فی نفسه مطرح نمی کنند . تمرکز کارهای اخیر در زمینه اقتصاد دین از افراد و خانوارها به سمت گروه ها و مؤسسات است . دو مدل عمده طرف عرضه برای توضیح وجود کلیساها توسعه داده شده است . برخی از محققان مانند اندرسون، (28) به همراه اکلوند، (29) هربرت (30) و تولیسون (31) و همچنین دیویدسون (32) کلیسا را بنگاهی تجاری فرض کرده اند که به دنبال حداکثر کردن سود خود است . آن ها عملیات کلیسای کاتولیک رومی ها را بنگاهی تحلیل می کنند که از طریق تنظیم هنجارهای اجتماعی (مثل گناه و فدیه)، حذف رقابت یا کنترل دکترین های ربا و مبادله، ابداعات علمی یا بازار ازدواج، در پی انحصاری کردن بازار دینی است . (33) استارک و بین بریج (34) بر نقش کارآفرین انفرادی در ایجاد مذهب جدید تاکید می کنند . این نوشته ها نقش روحانیان و کلیساها را در جایگاه عرضه کنندگان کالاهای دینی، تحلیل اقتصادی می کنند . این نوشته ها کلیساها را مانند بنگاه های متعارف و نئوکلاسیکی در نظر می گیرند که تولیدکنندگان در آن ها، کالاها و خدمات دینی را به مصرف کنندگان می فروشند; ولی مقالات دیگر، نظریه باشگاه را به صورت نقطه آغاز کار خود اتخاذ می کنند . مدل های باشگاه دینی را می توان بسط روش تولید خانوار بیان کرد . کالاهای دینی که وارد تابع مطلوبیت خانوار می شوند، نه تنها به داده های زمان، کالاها و سرمایه متعلق به خانوارها بستگی دارد، بلکه به داده های اعضای کلیسا وابسته است; بنابراین، برای مثال، لذت و اعتلای معنوی که من از مراسم عبادی کسب می کنم نه فقط به خدماتی که من (از طریق حضور، توجه، سرود جمعی و غیره) انجام می دهم بستگی دارد، بلکه به مقدار حضور دیگران، میزان محبتی که به من می کنند، نحوه آواز آن ها، عمق تعهد دیگران و غیره نیز وابسته است . در بسیاری از موارد، این مدل همانند داستان معمول باشگاه است; اما به جای تاکید بر مسائل ازدحام بر پیامدهای مثبت همراه با مشارکت دینی تاکید می کند . در جلسات گروهی، یک عضو فعال که به طور منظم حضور دارد و با تمام عشق سرود می خواند و با حرارت به دیگران احترام می گذارد، مطلوبیت اعضای دیگر را افزایش می دهد . برعکس سواری گیران مجانی (35) که به دفعات کم تر و انرژی کم تری مشارکت می کنند، اعتبار اغلب دین ها را تهدید می کنند . (36) یکی از محورهای بحث در اقتصاد دین، بازارهای دینی است . اگر فرقه های دینی انفرادی مانند بنگاه های دینی عمل کنند، به طور گروهی، بازار دینی را تشکیل می دهند . آدام اسمیت در بخشی گسترده از کتاب ثروت ملل که نادیده گرفته شده، اساسی را برای نظریه اقتصادی درباره موسسات دینی بنیان نهاده است . اسمیت نشان داد که نفع پرستی، کشیش ها را همانند تولیدکنندگان غیردینی برمی انگیزد; نیروهای بازار، کلیساها را دقیقا مانند بنگاه های سکولار محدود می کند و این که منافع رقابت بار انحصار و خطرهای تنظیمات دولتی در بخش دین، همانند هر بخش دیگر از اقتصاد واقعیت دارد . اسمیت بر اهمیت ساختار بازار تاکید می کند و بازارهای دینی انحصاری را که از طرف دولت حمایت می شوند و بازارهای رقابتی را به تفصیل بیان می کند . ایاناکن ضمن فرمول بندی کردن مفهوم بازار دینی با استفاده از اطلاعات 17 کشور توسعه یافته درباره ویژگی های دینی ایشان، ادعای اسمیت را آزمون می کند . او نتیجه می گیرد که انحصار و مقررات دولتی، از بازار دینی همانند بازارهای غیردینی جلوگیری می کند . در بین کشورهای پروتستان، نرخ حضور در کلیسا و اعتقاد دینی در کشورهایی که بازارهای رقابتی بالاتری دارند، در مقایسه با کشورهایی که بازارهای دینی به وسیله کلیساهای رسمی، انحصاری شده اند، بسیار بالاتر است . (37) در پایان شایان ذکر است که درباره اقتصاد دین از سوی اقتصاددانان مسلمان کوششی دیده نشده است; هر چند باید توجه داشت که گویا تحلیل اقتصادی دینی در قالب نظریه های اقتصاد متعارف به ویژه نئوکلاسیکی در تعارض با ضرورت اقتصاد دینی و به طور مشخص اقتصاد اسلامی است; زیرا قوام و وجه مشخصه اقتصاد دینی، لحاظ عوامل دینی مثل باورها، ارزش ها و آموزه های دینی در تبیین رفتارهای اجتماعی و اقتصادی انسان ها است; یعنی همان عواملی که اقتصاد متعارف نئوکلاسیک - همان گونه که در ابتدا اشاره شد - آن را نادیده گرفته است و اقتصاد دین نیز با استفاده از نظریه های متعارف نئوکلاسیک پای در جای آن ها می گذارد با این تفاوت که موضوعات مورد بحث اقتصاد دین بیش تر غیرسکولار هستند; البته اقتصاددانان مسلمان، رفتارهای اسلامی چون انفاق، عدم اسراف، وقف و قرض الحسنه را تحلیل اقتصادی کرده اند; ولی در تحلیل خود به طور عمده از روش اقتصاد اسلامی (اقتصاد دینی) بهره گرفته اند تا این که تحلیلی صرفا اقتصادی به روش نئوکلاسیکی ارائه دهند . اقتصاد دین (14)


