همت مضاعف در علم و تحقیق
 
  ما میتوانیم...
 

بعضيها نه تنها دركارهاي دنيائي تنبل وسست وتن پرورهستند بلكه دركارهاي عبادي وانجام فرائض وواجبات الهي هم سست هستند وازعهده بندگي خداهم برنمي آيند يعني نه براي خودكارميكنند ونه براي خدا نه براي دنيا كارميكنند ونه براي آخرت كه خسرالدنيا والآخرة ذالك هوالخسران المبين

تنبلي و سستي در خواندن نماز

مهمترين راهي كه خداوند براي بندگان خود قرار داده تا با او ارتباط مستمر داشته باشند نماز مي باشد. در هر شبانه روز پنج وقت براي نماز قرار داده شده است تا اين ارتباط معنوي با خالق هستي قطع نگردد. در دين اسلام تاكيد فراواني بر به جاآوردن باشكوه نماز در اوقات پنج گانه شده است كه يادگيري و تذكّر اين تاكيدات باعث مي شود انسان به خواندن نماز بيشتر اهميت دهد. ما در اين نوشتار ابتداء عواملي را كه باعث تنبلي ما نسبت به نماز مي شود را به اختصار بيان مي كنيم و سپس راههاي حلّ اين معضل را خدمتتان بيان خواهيم كرد كه ان شاء الله سودمند واقع شود.

عوامل سستي در نماز:

1. عوامل دروني و مربوط به خود افراد: مهمترين عامل دروني نمازگريزي آسيب پذيري مقطع نوجواني و جواني است. اين مقطع سنّي، مقطع حساس و بحراني براي جوانان و نوجوانان است، مسايل و بحران هاي بلوغ از يك طرف، شكّ و ترديدهاي مذهبي از طرف ديگر، ناپختگي و بي تجربگي و گرايش سريع به الگوهاي غيرواقعي كه اهل نماز نيستند، زمينه هايي است كه در خود فرد وجود دارد و باعث مي شود كه جوانان و نوجوانان علاقة چنداني به نماز نداشته باشند.

2. عواملي بيروني و محيطي: اين عوامل، عواملي هستند كه بعضي از آنها قابل جبران است و بعضي غير قابل جبران. به اختصار اين عوامل را بيان مي كنيم:

الف ـ كم توجهي يا بي توجّهي خانواده ها نسبت به تربيت ديني فرزندان.

ب ـ نگرش منفي بعضي از خانواده ها نسبت به مسائل ديني مخصوصاً نماز.

ج ـ برخوردهاي نادرست والدين و مربيان نسبت به نماز خواندن كودك، نوجوان يا جوان باعث زدگي آنها از نماز مي شود.

د ـ تهاجم فرهنگي دشمنان بوسيلة شبهه در اعتقادات ديني، ايجاد بدبيني نسبت به كانون هاي مذهبي، بازداري جوانان از شرك در مراسم عبادي، نماز جمعه و جماعت و ... و در ‌آخر ترويج فرهنگ غربي باعث مي شود جوانان نسبت به نماز رغبتي نشان ندهند.

هـ ـ دوستي و معاشرت با افراد بي تقوا و بي نماز است كه به مرور در انسان تأثير منفي خواهند گذاشت.

و ـ ندانستن و يا غفلت و فراموشي فلسفه و آثار نماز كه باعث مي شود توجّه به نماز در ما كمتر شود.[1]

راههاي درمان سستي نسبت به نماز:

1. سعي كنيد نمازهاي واجب خود را اوّل وقت بخوانيد. نماز اوّل وقت در دنيا عمر انسان را زياد مي كند، مال و اموال او را زياد مي كند، اولاد او را صالح مي گرداند و در موقع مرگ او را از ترس مرگ ايمن مي كند، او را داخل بهشت مي گرداند. و در قبر سئوال نكير و منكر را بر انسان آسان مي گرداند، قبر او را وسيع مي كند، دري از درهاي بهشت را به روي او مي گشايد، و در محشر صورت او مثل ماه، نورافشاني مي كند، نامة عملش به دست راستش داده مي شود، حساب را براي او آسان مي گرداند و در موقع عبور از صراط، خداوند از او راضي مي شود، به او سلام مي دهد، نظر رحمت به او مي فرمايد.[2]

در مورد نماز اوّل وقت تاكيدات بسيار فراواني از طرف بزرگان ديني به ما رسيده كه حاكي از اهميت فوق العادة نماز اوّل وقت دارد. و از طرفي اثر آرام بخشي و تذكّر نماز در صورتي حاصل مي شود كه در اوقات معيني كه شرع قرار داده انجام گيرد و گرنه نماز ديگر اثر آرام بخشي و اطمينان قلبي دادن به انسان را از دست مي دهد.

2. سعي كنيد بر اينكه در نمازهايتان سستي نكنيد نمازهايتان را با جماعت بخوانيد. آثار بسياري براي نماز جماعت ذكر شده كه به اختصار بيان مي كنيم:

1. توفيق اجباري براي خواندن نماز در اوّل وقت

2. ثواب چند برابر كه در روايت آمده كه فرشتگان توانايي نوشتن ثواب آن را ندارند.

3. باعث وحدت مسلمين و نزديكي دلها و تقويت كنندة روح اخوّت و برادري مي باشد.

4. نوعي حضور و غياب بي تشريفات و بهترين راه شناسايي افراد است.

5. نماز جماعت بهترين، بيشترين، پاكترين و كم خرج ترين اجتماعات دنياست.

6. نوعي ديد و بازديد مجّاني و آگاهي از مشكلات و نيازهاي يكديگر و زمينه ساز تعاون اجتماعي بين مسلمين است.

7. نماز جماعت نشان دهندة قدرت مسلمين است.

8. نشانة حضور در صحنه و پيوند بين امام و امت است.

9. منافقان را مأيوس مي كند، بيم در دل دشمنان مي افكند، و خار چشم بد خواهان است.

10. همه در نماز جماعت در يك صف قرار مي گيرند و امتيازات موهوم صنفي، نژادي، زباني، مالي و ... كنار مي رود.

11. نماز جماعت باعث احساس دل گرمي و قدرت و اميد در مؤمنان مي باشد.

12. عامل نظم و انضباط وقت شناسي است.

13. روحية فردگرايي و انزوا و گوشه گيري را از بين مي برد.

14. كينه ها و كدورت ها و سوء ظن ها را از ميان مي برد و سطح دانش و عبوديّت و خضوع را در جامعة اهل نماز افزايش مي دهد.

به خاطر اين آثار مي باشد كه پيامبر به افراد نابينا هم اجازة عدم حضور در مساجد را نمي دادند. و با افرادي كه در نماز جماعت شركت نمي كردند برخورد شديد مي كردند.[3]

4. سعي كنيد در مواقع نماز به آثار نماز فكر كنيد تا انگيزه شما نسبت به نماز بيشتر شود و اين كار را هميشه دنبال كنيد و با ترويج اين آثار در بين دوستان و آشنايان نگذاريد تا نسبت به اهميّت و آثار نماز غافل شويد. به اختصار آثار نماز را مرور مي كنيم:

1. تأمين نياز رواني و دروني انسان.

2. جبران گناهان.

3. پرورش تمركز فكر.

4. برقراري عدالت اجتماعي.

5. دستيابي به وقار اخلاقي و شخصيتي.

6. قبول انضباط و نظم.

7. استواري ايمان و استقامت.

8. انس فطري با پرستش.

9. زنگ رهايي از خود مشغولي و هشدار گذشت عمر.

10. بهداشت جسم و نظافت لباس.

11. احساس قدرت و عزّت[4].

..................

پی نوشتها :

[1] . حضور قلب در نماز، علل و درجات حواسپرتي در نماز، ... ، علي اصغر عزيزي تهراني، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، چاپ چهارم، 1380 ص 196 ـ 164.

[2] . حيات عارفانه فرزانگان، حسن صدري، انتشارات ميراث ماندگار، چاپ اوّل، 1380، ص 10.

[3] . پرتوي از اسرار نماز، محسن قرائتي، مركز فرهنگي درسهايي از قرآن، چاپ دوّم، 1381، ص 214.

[4] . مجلة معرفت، شمارة 84، «نماز: بررسي آثار تربيتي ـ روان شناختي»، علي احمد پناهي، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني ـ رحمة الله عليه ـ ص 24.

www.andisheqom.com


[شنبه 22 خرداد 1389 ]  [12:24 AM]  [مرجان ب]
     
  همت مضاعف براي رفع تقصیر فرهنگی در اصلاح الگوی مصرف

مقدمه

واقعیت این است كه مسأله‌ی اسراف و هدر دادن منابع در اقتصاد ایران، دارای ابعادی فراتر از ابعاد فرهنگی است. این مسأله برای ایجاد تعادل میان درآمد و هزینه بسیار مهم و اساسی است و در حوزه‌ی اقتصاد خانواده نیز می‌تواند تأثیرگذار و سرنوشت‌ساز باشد. ذكر این نكته ضروری است كه اگر مصرف بی‌رویه و بی‌جا امری غیرعقلایی است، عدم‌مصرف و یا كم‌مصرف كردن در عین نیاز هم صحیح به نظر نمی‌رسد. در واقع آنچه در ارتباط با مصرف صحیح مطرح می‌گردد، كم‌مصرف كردن نیست، بلكه مراد از اصلاح الگوی مصرف و به تبع آن صرفه‌جویی، بهره‌مندی مناسب از نعمات خداوندی و استفاده‌ی حداكثری از تمامی قابلیت‌های هر چیزی است. همان امری كه در اقتصاد از آن به‌عنوان بهره‌وری یاد می‌شود. عده‌ای صرفه‌جویی را كم‌مصرف كردن معنا كرده‌اند ولی به نظر می‌رسد این معنا نمی‌تواند اقتصادی باشد، زیرا هدف از تولید یك شیء اقتصادی، مصرف آن است. بنابراین شخص لازم است تا در حد برآورده كردن كامل نیاز خود، چیزی را مصرف نماید و كم‌مصرف كردن نمی‌تواند نیاز وی را برآورده سازد.

 

از سوی دیگر باید بدین نكته اذعان نمود كه اصلاح الگوی مصرف نیازی به برنامه‌های ضربتی ندارد، بلكه برنامه‌های تدریجی در بستری عقلانی راه‌حلی مناسب و قابل قبول است؛ امری كه تحقق آن مستلزم كوشش همگانی است.

 

تعریف و بیان مسأله

اصلاح الگوی مصرف موضوعی است كه باید برای رسیدن به مدلی معقول و پسندیده برای دست‌یابی به آن، همه‌ی جنبه‌های مثبت و منفی مصرف مورد توجه قرار گیرد. هرچند كه بازخوانی همه‌ی جنبه‌ها حتی جنبه‌های مصرف معنوی به غیر از امور اقتصادی و مادی مانند مصرف عمر و اتلاف وقت و تباهی آن با خوش‌گذرانی، شب‌نشینی و ولگردی‌های مدرن به شیوه‌ی وب‌گردی بی‌هدف، در این نوشتار كوتاه ممكن نیست، ولی می‌توان به حوزه‌های مصرف در حوزه‌ی امور مادی و اقتصادی بیش‌تر پرداخت. همچنین لازم است برای تبیین درست الگوی مصرف و اجرای طرح‌ها و برنامه‌های در راستای اصلاح الگوهای نادرست مصرف، همه‌ی جنبه‌ها و ابعاد مسأله واكاوی شود. از سوی دیگر با توجه به این‌كه هرگونه مصرفی در مسیر افراط و تفریط به‌عنوان شیوه‌ی رفتاری ناهنجار تلقی می‌شود، برای ارائه و اصلاح الگوی صحیح مصرف لازم است تا این جنبه از مصرف نیز شناسایی و معرفی شود.

 

 

نگرش‌ها

اصلاح الگوی مصرف، از زوایای مختلف قابل تحلیل و بررسی است كه این‌جا به چند نمونه اشاره می‌شود.

1. برخی اصلاح الگوی مصرف را در حیطه‌ی امور فردی تلقی نموده، بر این باورند كه باید در خوراك، پوشاك و هزینه‌های زندگی، مصرف را مدیریت نموده، ‌از اسراف و تبذیر پرهیز كرد. در این بخش استفاده‌ی بهینه از عمر انسان‌ها نیز می‌تواند مورد توجه باشد.

2. عده‌ای دیگر بر این باورند كه باید در امور اجتماعی مصرف را كنترل نموده، از اسراف و تبذیر در امور اجتماعی پرهیز كرد؛ مانند عروسی‌ها،‌عزاداری‌ها، مسافرت‌ها، زیارت‌ها و...

3. گاهی هم این موضوع مربوط به هدفمندسازی یارانه‌ها و صرف بودجه‌های ملی در امتداد منافع محرومان تعریف می‌شود.

 

4. شاید بتوان اصلاح الگوی مصرف را در بكارگیری امكانات فراوان دولتی و نیروهای انسانی درون سازمان‌ها تفسیر نموده، به دولت توصیه كرد كه برای اجرای فرمان رهبری لازم است سازمان‌های دولتی از تورم نیروی زائد اداری پرهیز نموده، با اشتغال كامل و افزایش بهره‌وری در نیروها و استفاده‌ی بهینه از امكانات اداری، از هدر دادن منابع و امكانات ملی جلوگیری كنند.

5. مورد دیگری كه می‌تواند در اصلاح الگوی مصرف مورد توجه قرار گیرد، ‌احداث ساختمان‌ها، ‌تجهیزات و تأسیسات تشریفاتی اداری است كه امروزه از نمونه‌های بارز فساد اداری به نظر می‌رسد.

 

6. یكی از مصادیق دیگر اصلاح الگوی مصرف، می‌تواند روان‌سازی و اصلاح رویه‌های اداری برای جلوگیری از تضییع عمر مراجعین در پیچ و خم‌های اداری سازمان‌ها شمرده شود.

7. از نمونه‌های دیگر مصرف، استفاده از سرمایه و ذخائر ملی در روابط بین‌الملل و مبادلات تجاری با دیگر كشورها می‌باشد. در این روابط، گاهی سرمایه‌های ملی به تاراج می‌رود و كم‌تر مورد توجه قرار می‌گیرد.

 

 

مفهوم‌شناسی مصرف

مصرف در اصطلاح اقتصادی عبارت است از "ارزش پولی كالاها و خدماتی كه از سوی افراد خریداری و تهیه می‌شود." برخی دیگر در تعریف مصرف می‌گویند كه ثروت، منبع درآمد است و درآمد خالص (درآمد منهای استهلاك) به دو منظور استفاده می‌شود؛ بخشی از آن به انباشتن ثروت و پس‌انداز اختصاص می‌یابد و بخش دیگر، صرف تحصیل لذت می‌شود. آن قسمت از درآمد كه صرف به‌دست آوردن لذت می‌گردد، مصرف نام دارد.

در دانش اقتصاد، مصرف، دو گروهِ عمده‌ی خوراكی‌ها و غیرخوراكی‌‌ها را دربرمی‌گیرد. خوراكی‌ها، شامل آشامیدنی‌ها، دخانیات، انواع نان، برنج، گوشت، لبنیات، روغن، میوه و سبزی و غیر‌خوراكی‌ها، شامل گروه‌های پوشاك و كفش، مسكن، اثاثیه‌ی منزل، بهداشت و درمان، حمل‌ونقل و ارتباطات، تفریحات و سرگرمی‌ها، خدمات فرهنگی و كالاها و خدمات متفرقه است.

 

به‌عبارت ساده، مصرف، یعنی بهره‌گیری از چیزی برای برآوردن یك یا چند نیاز ذاتى. بنابراین، شناخت شیوه‌های درست مصرف و رعایت آن و آشنایی با راه‌های درست استفاده از سرمایه و ابزار كار و لوازم زندگى، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.

الگوی مصرف در اسلام و غرب

دنیای غرب می‌كوشد الگوهایی در مصرف به جوامع ارائه دهد كه رهاوردی جز فرسایش ثروت و امكانات زندگی آن‌ها ندارد. این تلاش غربی‌ها در محورهای زیر خلاصه می‌شود:

- ایجاد احساس نیاز و ضرورت به مصرف كالاهای تجملی و كم‌فایده

گسترش روحیه‌ی مصرف‌گرایى

انحراف ذهن‌ها از توجه به واقعیت‌های زندگى

اعلام پایان روزگار قناعت و فرارسیدن دوران مسابقه و رقابت در مصرف و زندگی لوكس و تشریفاتى.

غرب سعی می‌كند این اهداف را با شیوه‌های گوناگونی مانند تبلیغ و اشاعه‌ی مدگرایى، تنوع‌‌طلبی در مصرف و بزرگ نشان دادن اشرافی‌گری و تجمل‌گرایی پی‌گیرد و در این راه، از دولت‌ها، رادیو، تلویزیون، مجلات، روزنامه‌ها، سینما، تئاتر و وسایل ارتباطی دیگر بهره می‌برد.

بنابراین، پایه‌های الگوی مصرف در غرب عبارتند از:

1. تمتع و بهره‌وری هرچه بیشتر

2. رقابت و مسابقه در مصرف

3. تجمل‌گرایی و تشریفات زاید

 

آمار و ارقام به‌دست‌آمده در زمینه‌ی مصرف انرژی در كشورهای به‌ظاهر پیشرفته نشان می‌دهد كه این كشورها بیشترین مصرف انرژی را در سطح جهان دارند. برای مثال، مصرف سرانه‌ی انرژی در آمریكا در دهه‌ی هفتاد حدود شش برابر مصرف سرانه‌ی انرژی در جهان بوده است، یا یك فرد فرانسوی سیصدبار بیش از یك فرد رواندایی انرژی مصرف می‌كند. نكته‌ی قابل تأمل این است كه مقدار زیادی از انرژی به مصرف‌های غیرضرور و صرفاً لوكس اختصاص دارد.

شركت‌های جهانى گرچه در اصطلاح، خود را موتور توسعه و عامل اساسی توسعه در جهان می‌دانند، ولی واقعیت چیز دیگری است. آنان به چیزی جز افزایش سود خود نمی‌اندیشند. آلبرت استریدزبرگ، از متخصصان تبلیغات جهانی می‌گوید: "ما باید خود را از شرّ یك سلسله‌عقاید متعارفی درباره‌ی این‌كه چه چیزهایی برای رفع نیازمندی‌های مادی فقر لازم است، خلاص كنیم."

اما باید توجه داشت كه انسان اقتصادی در اسلام، مساوی با نیازهای مادی نیست كه مصرف او به این نوع از نیازها محدود باشد، بلكه برخی از خواسته‌های معنوی نیز انگیزه‌ی مصرف اوست؛ مثل ادای برخی از فریضه‌ها مانند انفاق.

 

عوامل سبب‌سوز

نظر به آیات قرآنی و روایات و با بررسی نقشه‌ی اجتماعی و نیز رفتارهای حاكم در جامعه‌ی ایرانی و همچنین مطالعه‌ی پیشینه‌ی تاریخی كشور و با استناد به داده‌های آماری و تحقیقات انجام شده در طول سال‌های اخیر می‌توان مسائل گوناگونی را از جمله دلایل رشد روحیه‌ی مصرف‌گرایی در میان ایرانیان برشمرد.

الف) فرهنگ اسراف و تبذیر؛ معمولاً در جامعه‌ی ما افرادی سعی دارند با استفاده از وسایل ذی‌قیمت وابستگی خود را به طبقه‌ی فرادست نشان دهد. این فرهنگ هم در رفتار مردم عادی و هم در رفتار مدیران سطوح مختلف كاملاً قابل مشاهده است.

 

ب) پدیده تخریب و رفتارهای ناهنجار؛ از نمونه‌های بارز اسراف و زیاده‌روی است. جالب این است كه در بیشتر موارد، انجام این كارها و تخریب كردن، یك ارزش مثبت تلقی می‌شود و اسم آن را "زرنگی" می‌گذارند. حتی در برخی موارد چنانچه افرادی در این گروه‌ها چنین كارهایی را انجام ندهند، مورد تمسخر سایرین واقع می‌شوند. این موارد نمونه‌هایی از تخریب در سطح خرد است. در سطح كلان موارد متعددی از تخریب شخصیت افراد و تخریب سرمایه‌های ملی و بیت‌المال به‌چشم می‌خورد.

 

ج) فرهنگ خودبرتربینی یا فردگرایی به‌جای تعامل و تعاون؛ در بسیاری از موارد، افراد جامعه‌ی ما سعی می‌كنند در تمام كارها و برآوردن نیازها متكی به خود باشند. داشتن چنین روحیه‌ای باعث شده است تا حجم بالایی از منابع و امكانات جامعه كه می‌توانست در امر توسعه، تولید و سرمایه‌گذاری مورد استفاده قرار گیرد، به‌صورت راكد در كمدها و انباری‌های خانه‌ها بماند و خاك بخورد. در این‌جا برای روشن شدن مطلب مثالی ذكر می‌كنیم. در یكی از مناطق كشور ما مادران اعتقاد دارند كه باید تمام وسایل خانگی كه مورد نیاز است و در مناسبت‌های مختلف مورد استفاده قرار می‌گیرد، تهیه و در خانه موجود باشد تا در صورت نیاز با خیال آسوده مراسم برگزار شود.

 

به همین علت در فرصت‌های گوناگون، چنانچه پس‌اندازی در خانواده وجود داشته باشد، برای خریدن چنین وسایلی هزینه می‌شود. به‌عنوان مثال مادری كه صاحب پسری پنج ساله است با این نظر كه موقع پایان خدمت سربازی این پسر یك مهمانی خواهند داد و مثلاً صدنفر را دعوت خواهند كرد. از حالا به فكر تهیه و خرید انواع لوازم خانگی است. درحالی‌كه این مهمانی 15یا 16سال دیگر برگزار خواهد شد این لوازم تهیه می‌شوند و در كمدها و انباری‌ها نگهداری می‌شوند.

 

پی‌آمدهای روند مصرف‌گرایی در كشور

امروزه عوامل متعددی مانند رسانه‌های جمعی و تبلیغات فراگیر و توده‌ای سبب شده است، نیازهای كاذب در جامعه نمودار شود و افزایش یابد. در چنین شرایطى استفاده از مدهای لباس، اجناس لوكس و حتی افكار و عقاید مختلف به نحو فزاینده‌ای بروز می‌كنند.

یكی از صاحب‌نظران می‌گوید كه امروزه فرهنگ توده‌اى، عوام‌گونه، مصرف‌گرا، غیرخلّاق و منفعل است. باید توجه كرد كه ادامه‌ی این روند، عواقب خطرناكی را درپی خواهد داشت كه وابستگی فرهنگى، اقتصادی و بحران هویت از جمله‌ی این پی‌آمدهای شوم است.

 

الف) وابستگی اقتصادى؛ پس از انقلاب صنعتی و نیاز روزافزون صنایع غرب به مواد اولیه، آنان بدون در نظر گرفتن حقوق دیگر انسان‌ها، تسلط بر سرزمین‌های دیگر را در برنامه‌ی خویش قرار دادند و با استفاده از طرح‌های كارشناسی دقیق، كنترل منابع جهان سوم را در دست گرفتند. بدین ترتیب، سیل مواد اولیه از شرق به غرب سرازیر شد و در نتیجه، غرب به پیشرفتی بی‌نظیر دست یافت و جهان سوم در درّه‌ی فقر فرو رفت. سردمداران غرب، فرهنگ مولّد و پویای جوامع را به فرهنگی نامتحرك و مصرفی تبدیل كرده‌اند. آنان می‌كوشند با تبلیغات فرهنگى، مصنوعات خود را جایگزین كالاهای محلی كنند و این‌گونه القاء می‌كنند كه كالاهای خارجی به علت مرغوبیت و بادوام بودن، برای دیگر جوامع مقرون به‌صرفه است.

 

ب) وابستگی فرهنگى؛ سرمایه‌داران غرب پس از سال‌ها به این نتیجه رسیده‌اند كه مهم‌ترین مانع توسعه‌طلبی آن‌ها در دیگر كشورها، قدرت فرهنگی این ملت‌هاست و تا زمانی‌كه باورهای مذهبی جامعه‌ای پایدار باشد، چپاول آن كشورها مشكل خواهد بود. بنابراین تلاش كردند سلطه‌ی فرهنگی خود را پی بگیرند. اگر سلطه‌ی فرهنگی گریبان‌گیر جوانان كشور شود، احساس حقارت و پوچی و ناتوانی در روح آنان ایجاد می‌شود و آن‌ها به این باور دروغین می‌رسند كه قدرت هیچ كار مهمی را ندارند یا تنها با استفاده از كالاها و مدهای غربی می‌توانند به تشخّص و موفقیت برسند.

 

ج) بحران هویت؛ گراهام ای فولر، معاون پیشین شورای اطلاعاتی امنیت ملی در سازمان سیا می‌گوید: "اسلام و نهضت‌های اسلامی در زمان ما، منبع كلیدی كسب هویت را برای اقوامی فراهم می‌آورند كه قصد دارند هم‌بستگی اجتماعی خود را در مقابله با تهاجم فرهنگی غرب تقویت كنند."  براساس این برداشت، چندی پیش مؤسسه‌ی امور امنیت ملی یهودیان در واشنگتن، در كنفرانسی به صراحت اعلام كرد: "باید هویت دینی مسلمانان را از آنان بگیریم."  فقر شخصیتى، مهم‌ترین آسیب اجتماعی امروز بخشی از جامعه‌ی ایران است كه مظاهر آن در جامعه دیده می‌شود. الگوهای رسمی تبلیغ‌شده در سال‌های گذشته، با نیازهای جوانان و ویژگی‌های جامعه‌ی مطلوب تضاد اساسی دارد.

 

نتیجه گیری و ارئه چند پیشنهاد

آنچه بر اصلاح الگوی مصرف و دست‌یابی به فرهنگ بهینه‌ی مصرف در كشور دارای اهمیت می‌باشد این است كه اصلاح الگوی مصرف نیازمند تبیین استراتژی و تعیین خط‌مشی است كه طی آن، این اصل به یك شعار تغییر ماهیت ندهد. در واقع لازمه‌ی دست‌یابی به این مهم در كشور، خیزش و حركتی عمیق از سوی مسؤولان و همه‌ی آحاد جامعه می‌باشد. لذا می‌بایست همگی این اصل را یك ضرورت دانسته و فعالیت‌های خود را در راستای رسیدن به این اصل مهم برنامه‌ریزی نمایند و برای دست‌یابی به این امر فرهنگ‌ساز اقدام نمایند.

 

آنچه كه رهبر فرزانه‌ی انقلاب بر آن تأكید می‌ورزند، این است كه "همه‌ی ما به‌خصوص مسؤولان قوای سه‌گانه، شخصیت‌های اجتماعی و آحاد مردم باید در سال جدید در مسیر تحقق این شعار مهم، حیاتی و اساسی یعنی اصلاح الگوی مصرف در همه‌ی زمینه‌ها، برنامه‌ریزی و حركت كنیم تا با استفاده‌ی صحیح و مدبرانه از منابع كشور، مصداق برجسته‌ای از تبدیل احوال ملت به نیكوترین حال‌ها، ظهور و بروز یابد."

 

بنابراین تأكید رهبر معظم انقلاب بر اصلاح الگوی مصرف نشان‌گر این موضوع به‌عنوان بستری مناسب برای شكوفایی و دست‌یابی به اقتدار ملی است. لذا پرهیز از شعارزدگی و حفظ صیانت اصل موضوع به‌عنوان مهم‌ترین عامل در مسیر اصلاح الگوهای مصرفی و همچنین تبیین و تحقق آن، وظیفه‌ی اصلی همه‌ی مردم و مسؤولین به‌شمار می‌رود.

برای تحقق اصلاح الگوی مصرف و شناخت بستر و راه و روش‌های آن، نیازمند شناسایی عوامل و زمینه‌های وضع موجود هستیم كه به برخی از آن‌ها اشاره شد. در پایان این مقاله و به منظور ارائه‌ی‌ رهیافت‌های مفید برای دست‌یابی به مدل ایده‌آل برای نیل به جامعه‌ای كه در آن الگوهای مصرف به شكل عالمانه و صحیح، اصلاح شده است، چند راه‌كار پیشنهاد می‌گردد. بررسی این راه كارها و هرگونه پیشنهاد اصلاحی درباره‌ی آن‌ها نیز نیازمند تلاش صاحبان خرد و اندیشمندان جامعه است.

 

1. فرهنگ‌سازی؛ فرهنگ‌سازی پایدار، بستر اصلی نهضت اصلاح الگوی مصرف می‌باشد. یكی دیگر از ابعاد فرهنگ‌سازی كه به نوعی مهم‌ترین بخش آن است و می‌بایست به‌عنوان پیش‌نیاز هر كاری همچون اصلاح مصرف انجام شود، توجه به مسأله‌ی تغییر نگرش‌هاست.

2. تغییر نظام مصرف؛ نظام مصرف هر جامعه باید متناسب با فرهنگ بومی ‌و محلی باشد و همانند گرانیگاه تعادل میان منابع تولید و نیازهای جامعه را ایفای نقش بكند.

 

3. ایجاد ساختارهای جدید و مبتنی بر نظام الگوی مصرف با هدف صرفه‌جویی؛ تغییر و اصلاح الگوی مصرف بدون تحول در مراحل تولید و بسترهای اقتصاد كلان، اصولاً امكان‌پذیر نخواهد بود. بسیاری از كارخانه‌ها و صنایع تولیدی ما یا دچار فرسودگی و فقر فن‌آوری شده یا محصولات و كیفیت آن‌ها متناسب با نیاز جامعه و دانش‌آمروزی در حوزه‌ی صنعت نیست. لذا باید ضمن توجه به مقوله‌ی استاندارد (نظام ایزو) در فرآیند تولید، می‌توان از فن‌آوری‌های جایگزین و نسل جدید خطوط تولید استفاده كرد.

 

4. جهت‌گیری صحیح نظام اجرایی و سیاست‌گذاری؛ رسیدن به نظام الگوی مصرف كارآمد، بدون قوانین و نظام حقوقی شفاف و نشاط‌آفرین ممكن نیست. دستورالعمل‌ها و مقررات باید در دو حوزه‌ی سیاست‌گذاری كلان و نیز قوانین و مقررات عینی برای تهیه‌ی نظام الگوی مصرف كشور تدوین و تصویب گردد.

5. نقش خانواده در اصلاح الگوی مصرف؛ خانواده مدرسه اصلی آموزشی و پرورشی رفتار مصرفی است به لحاظ تجربی و با آزمون‌های علمی‌ اثر خانواده بر رفتار مصرفی اشخاص كاملاً محرز شده است.

 

6. نقش جوان مسلمان در اصلاح الگوی مصرف؛ بدون تردید، جوانان از مهم‌ترین سرمایه‌های بشری در هر جامعه‌ای هستند و آثار مادی و معنوی فراوانی برجای گذاشته‌اند. امروز برخی تلاش می‌كنند تا ذهن جوانان را به امور واهی و پوچ مشغول سازند تا به فكر سازندگی و آبادانی كشور خود نباشند. در همین راستاست كه قشر عظیمی ‌از كشور یعنی جوانان می‌توانند با بكارگیری راهبردهای ارائه‌شده در بالا كشور را در دست‌یابی و عمل به این نظام یاری كنند.

 

7. نقش رسانه ملی در ترویج نگاه عیب‌جویانه به اسراف؛ صدا و سیما به‌عنوان دانشگاه عمومی می‌تواند با تهیه‌ی برنامه‌های جذاب و قابل استفاده، اقشار مختلف مردم را كماكان به صرفه‌جویی ترغیب و با دیدی تازه از زوایای مختلف مسایلی كه هنوز مطرح نشده را تشریح نماید. مثلاً به‌تدریج برنامه‌هایی را تهیه و پخش نماید كه فقط شامل صرفه‌جویی در آب، برق، گاز و بنزین نباشد، بلكه اموری مانند توجه جدی به بیكاری و نیازمندان جامعه، گسترش امكانات رفاهی عمومی  و نحوه‌ی سرمایه‌گذاری عمومی جامعه در آن‌ها لحاظ گردد.

 

 

نويسنده: مهدی قمصریان

منابع:

قرآن كریم

پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای khamenei.ir

پایگاه اطلاع‌رسانی دولت

مقالات پایگاه اطلاع‌رسانی نمایه با موضوع اصلاح الگوی مصرف

مقالات پایگاه اطلاع‌رسانی مركز تحقیقات صدا و سیما

پایگاه اطلاع‌رسانی اصلاح الگوی مصرف؛ پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، دفتر تبلیغات اسلامی قم

http://farsi.khamenei.ir/others-note?id=9008


[شنبه 22 خرداد 1389 ]  [12:21 AM]  [مرجان ب]

تعريف دون همتي

دون همتي عبارت است از قصور همت از طلب کارهاي بزرگ و عالي و قناعت نمودن به امور پست و ناچيز، و اين صفت نتيجه ضعف نفس و کم دلي است.

و ضد آن، علو همت و طبع است، و آن عبارت است از: سعي و کوشش در تحصيل سعادت و کمال و طلب کردن کارهاي بزرگ و عالي، بدون در نظر گرفتن سود و زيان دنيا، به طوري که به سبب دست يافتن به منافع دنيوي شادمان نشود و از فقدان آن اندوهگين نگردد. بلکه در طريق طلب از مرگ و کشته شدن و مانند آنها باک نداشته باشد و صاحب اين ملکه همانا مؤمن حقيقي شائق (1) مرگ است، و مردن براي او به منزله تحفه است، و برترين شادي و سرور به او مي رسد، چنان که در اخبار آمده است و هموست که مي گويد:

آن مرد نيم کز عدمم بيم آيد

کان بيم مرا خوش تر از اين بيم آيد

جاني است مرا، به عاريت داده خدا

تسليم کنم چو وقت تسليم آيد (2)

عوامل ايجاد دون همتي

- ذلت نفس

ضعف نفس و خود کم بيني صفتي است که موجب عجز و ناتواني از تحمل حوادث مي شود، و اين صفت از نتايج جبن(3) و از صفات خبيثه به شمار مي رود و ملازم است با ذلت و خوري و کناره جستن از کارهاي بزرگ و عالي، و مسامحه (4) در امر به معروف و نهي از منکر، و اضطراب و تزلزل به اندک چيزي از بلاها و امور ترس آور. و در اخبار وارد شده است که مؤمن از ذلت نفس بري است. خداي عزوجل بنده مؤمن را در هر کاري اختيار داد ولي به او اختيار نداد که خويشتن را ذليل و بي قدرکند. آيا نشنيده اي که خداي تعالي مي فرمايد: «عزت براي خدا و پيغمبر او و مؤمنان است». (5)

- تواضع در برابر ثروتمندان

آنچه مذکور شد از مدح تواضع و فروتني، نسبت به کساني است که متکبر نباشند. اما کسي که متکبر باشد، بهتر آن است که تواضع او را نکنند، زيرا که:

فروتني و ذلت از براي کسي که متکبر باشد، موجب پستي و ذلت خود است و باعث گمراهي آن متکبر و زيادتي تکبر او مي شود و بسا باشد که اگر مردم تواضع او را نکنند و بر او تکبر کنند، متنبه (6) شود و تکبر را ترک کند.

و از اين جهت است که حضرت رسول صلي الله عليه و آله فرمود که: «هرگاه متواضعين امت مرا ببينيد، از براي ايشان تواضع کنيد و هرگاه متکبرين را ببينيد بر ايشان تکبر کنيد، به درستي که اين باعث مذلت و حقارت ايشان مي شود». (7)

- افراط در تواضع

هر صفت فضيلتي وسط است و دو طرف افراط و تفريط آن مهلک و مذموم است. پس صفت تواضع حد وسط است و طرف افراط آن صفت کبر است - که مذکور شد - و طرف تفريط آن ذلت و پستي است.

پس همچنان که کبر مذموم است، همچنين خوار و ذليل کردن خود نيز مذموم و مهلک است، زيرا که از براي مؤمن جايز نيست که خود را ذليل و پست کند. (8)

- ذلت و خواري

اگر عارف، بي اذن حق تعالي به خلق روي کند، ميان خلق و خوار و ذليل مي گردد. (9) [يکي از صحابه پيامبر] گويد: «نگر تا خسيس همت نباشي که من چيزي نديدم مرد را از پاي افکنده تر از دون همتي.» چنانک يکي از اصحاب گويد: «مرد خويشتن را آنجا يابد که نهد». يعني اگر خود را عزيز دارد، بلند شود و اگر خوار دارد، خوار شود. (10)

علاج دون همتي

- همنشيني با بزرگان و بلندهمتان

حکيمي را پرسيدند که: «حال که بتر؟» گفت: «حال آنک همت او بلندتر و دانش او بيشتر و دست او تنگ تر». گفتند: اين چنين کس را با که بايد پيوستن تا از نحوست و تنگدستي برهد؟» گفت: «با ملوک و با مهتران و با خداوندان همت». (11)

اي دل علم به ملک قناعت بلند کن

چشم طمع زخوان خسان (12) بي گزند کن

خاک است هستي تو و خواهي که زر شود

از کيمياي نيستي اش بهره مند کن

در خلوت رضاي سوي الله روز گير

و ابليس را به سلسله ي (13) شرع بند کن

روزي اگر به سوخته ي محنتي رسي

بر آتش درونه ي او جان سپند کن

از کوي عقل بر در سلطان عشق رو

وين تاج بفکن از سر و نعل سمند کن

تا چند زاغ مزبله؟ (14) لختي همان باش

خود را به نا نمودن خويش ارجمند کن

جان کش نخست در قدم شبروان عشق

برج حصار چرخ، ز همت بلند کن

سنگ ار يکي زنند، دعاشان دوباره گوي

کبر ار يکي کنند، تواضع دو چند کن

اين آستانه ملک کسي، ز آن ديگر است

خسرو برو، تو هيچ کسي را پسند کن (15)

...................

پي نوشت ها:

1- شائق: مشتاق.

2- جامع السعاده، ص 322.

3- جبن: ترس.

4- مسامحه: کوتاهي.

5- جامع السعاده، ص 319.

6- متنبه: آگاه.

7- معراج السعاده، ص 299.

8- همان، ص 298.

9- اللمع، ص 223.

10- نصيحة الملوک، ص 197.

11- همان، ص 203.

12- خسان: ناکسان.

13- سلسله: زنجير

14- مزبله: زباله دان.

15- ديوان امير خسرو دهلوي، ص 712.

منبع: کتاب گنجينه 69-68
 
 

[شنبه 22 خرداد 1389 ]  [12:17 AM]  [مرجان ب]
خداوند رزق و روزى را براى هر كس كه مي‏خواهد گسترده مي‏سازد يا محدود مي‏كند. اللَّهُ يَبْسطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ وَ يَقْدِرُ (رعد (13): 26) و هيچ جنبده‏اى در زمين نيست جز آن‌كه رزق و روزى او بر عهده خدا است. وَمَا مِن‏دَابَّه فِى الْأَرْضِ إِلاَ عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا (هود (11): 6) و خداوند هر كه را بخواهد، بدون حساب روزى مي‏دهد. وَاللَّهُ ‏يَرْزُقُ مَن يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ (بقره (2): 212). در آيات متعدّدى از كتاب خدا اين مضامين به چشم مي‏خورد. ازطرفى در احاديث عديده‏اى آمده است كه «رزق انسان مضمون است و كسى نمي‏تواند مانع رزق مضمون شود» (مجلسى 1374: ج 77، 187). «رزق دو نوع است: رزقى كه انسان به‌دنبال آن است و رزقى كه انسان را مي‌طلبد و اگر به آن نرسد، او را در مي‏يابد» (رضى، 1395: حكمت 379). «در پى رزق فردا مباش كه‏ خداوند فرموده هر جنبده‏اى رزقش بر عهده او است» (طبرسى، 1392، ج 2، 356). امام ‏صادقعليه‌السلام‏ فرموده‏:
اميرالمؤمنانعليه‌السلام بسيار مي‏فرمود: بدانيد يقيناً كه خداوند براى بنده‏اش بيش از آن‌چه براى او در نظرگرفته، قرار نمي‏دهد؛ هر چند بكوشد و چاره‏انديشى كند (مجلسى، 1374: ج 103، 33 و 35 و ج ‏77، 68؛ مفيد، 1403: 207؛ رضى، 1395: حكمت 237). از اين مطلب ممكن است كسى توهّم كند كه‏ كوشش او هيچ اثرى در رزق و روزى او ندارد. اگر خدا ضامن روزى است، و سهم هر كس در هر صورت به اوخواهد رسيد، تلاش در كسب روزى چرا؟ در اين‌جا معناى رزاقيّت الاهى بايد مشخّص شود و همچنين اگر درمتون دينى مواردى يافت شود كه آيات و احاديث پيشين را توضيح و تفسير كند، بايد كنار هم قرار گيرد تا معناى كلّى ‏آن‌ها روشن شود؛ البّته با روشن‏شدن معناى قضا و قدر الاهى و ارتباط آن با اختيار و عملكرد انسان، اشكال تا حدّى رفع‏ شده است.

تعهّد و ضمانت الاهى در روزى رساندن با تعهّد انسانى يكسان نيست كه براى فرزند و افراد تحت تكفّل خود غذا را فراهم مي‏سازد. رزّاقيت خدا در جهت نظام عالم تكوين است. هر موجودى به امورى مجهّز است كه او را هدايت ويارى مي‏كند تا خود را حفظ كند. كفايت الاهى در روزى رساندن به افراد به اين صورت است كه ميل و غرايز و قواي‏جذب و دفع و هضم و لذّت و... را دارد و به حفظ جان خود مايل است. اين‌ها مظهر رزّاقيت الاهى هستند وباعث شده است كه آدمى به طور طبيعى به دنبال گياه برود تا سفره خود را از آن پر كند يا با بهره‏گيرى از عقل و ابتكارخود، راه حفظ ساختمان بدن را مي‏يابد.

رازق بودن او به اين است كه موجودات نيازمند رزق هستند و رزق آن‌ها از ديگر موجودات تأمين مي‏شود و موجود ديگر، به شكل و ترتيبى در وجود او تحليل مي‌شود. روزى بچه‏شيرخوار را در سينه مادرش قرار داده، شير مادر در بدن بچه جذب و هضم و تحليل مي‏شود و هر چه فرد بزرگ‌تر مي‏شود، روزى خود را بايد به گونه ديگر به‌دست آورد. گياهان را به گونه‏اى ساخته است كه ميل به آب و مواد معدنى زمين دارند و از هوا ونور بهره‏مند مي‏شوند. حيوانات براى كسب روزى، وسيله حركت دارند تا بتوانند غذا و آب خود را نه از دل زمين، بلكه ‏از روى درختان و روى زمين به چنگ آورند. براى انسان كه موجود برتر به‌شمار مي‌رود، فاصله بين روزى و روزى خود افزون است؛ بنابراين، وسائل بيش‌ترى در اختيار او نهاده شده و دستگاه هدايت او با عقل و علم و وحى و نبوّت تقويت شده و وظايف انسان را مقرّر كرده‏اند. روزى رساندن خداوند از اين مجارى صورت مي‏گيرد. انسان بايد از تمام قوا و استعداد خود براى يافتن روزى بهره گيرد تا روزى خود را به‌دست آورد (مطهرى، 1359: 101 ـ 111).

افزون بر مطالب پيش‌گفته با دقّت در مضامين آيات و روايات و سيره اولياى دين، روشن مي‏شود كه معناى روايات و آيات‏گذشته بيكارى و رها كردن طلب روزى نيست. همان‌طور كه در مباحث آينده متذكّر مي‏شويم، سيره اولياى دين مشحون ازمواردى است كه امامان‌عليهم‌السلام خود، كار اقتصادى انجام مي‏دادند و در اين راه بسيار مي‌كوشيدند.

يكى از ياران امام ‏صادقعليه‌السلام به حضرت گفت: از خدا بخواه كه روزى مرا بر دستان بندگان خود قرار ندهد. فرمود: خداوند ابا دارد از اين امر و روزى هر يك را به دست ديگرى قرار داده است؛ ولى دعا كن كه روزى تو را بر دستان‏ بهترين بندگان قرار دهد (مجلسى، 1374: ج 78، 244). در روايات بسيارى، افراد به طلب روزى با انجام‏كار بدنى تشويق شده‏اند (همان: ج 103، 136؛ عاملى، 1383: ج 12، 11) و با ‏كسانى كه از طلب روزى دست مي‏كشند با ديد منفى برخورد شده است؛ البتّه برخى از متون دينى تأكيد مي‏كند كه‏ چنان‌چه انسان، راه تقوا و نيكوكارى و عمل به وظايف دينى را پيشه سازد، از روزى خاص خداوند كه در گمان و فكرنمي‏گنجد، بهره‏مند خواهد شد:. وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَهُ مَخْرَجاً وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لاَ يَحْتَسِبُ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ‏ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَي‏ءٍ قَدْراً (طلاق (65): 3)؛ امّا بايد توجّه كرد براى كسى كه توان كار دارد، انجام‏ كار، نشانه تقوا و كار نكردن نشانه بي‏تقوايى است. اگر انسان مسير حق را بپيمايد و بر خدا توكّل كند و در راه سختي‌ها صبور باشد، امداد الاهى هم فرا مي‏رسد.

4. شفاعت، تقيّه، انتظار فرج و اعتقاد به معاد و ارتباط آن با كار

در ذهن برخى افراد، اعتقاد به شفاعت، تقيّه، انتظار فرج و معاد و قيامت، باعث كاهلى مي‏شود؛ يعنى فرد با اتكّا به‏اين‌كه هر كارى انجام دهد و هر گونه رفتار كند، به سبب در دل داشتن محبّت اولياى دين مورد شفاعت آن‌ها قرار مي‏گيرد يا با تكيه بر تقيّه مي‏توان با هر نوع مشكل و درد و رنج و بي‏دينى كنار آمد. يا مؤمن فقط وظيفه دارد در انتظارگشايش و تحوّلات مثبت آينده باشد و به كوشش نياز ندارد و فرد به جهت اعتقاد به قيامت هر سختى رامي‏پذيرد و به هر امرى تن مي‏دهد چون مي‏داند در ديگر عالم پاداش بهشت خواهد داشت و او بايد فقط در فكر ساختن آخرت خود باشد، نه آباد كردن دنياى زودگذر.

متون دينى روشن مي‌سازد كه هيچ‌كدام از اين اعتقادها با كار و تلاش مباين و متنافى نيست. اين‏ اعتقادها، فردِ در صحنه عمل را اميدوار مي‏كند تا با رخ دادن امور غيراختيارى ميدان را ترك نكند. در احاديث متعدّد آمده‏ است: هر آن‌كه بدون انجام عمل در حدّ توان در فكر شفاعت باشد، نصيبى از شفاعت نخواهد برد و پيرو واقعى اولياى دين، كسى است كه خدا را اطاعت و تقوا پيشه مي‏كند و فرايض و وظايف را انجام مي‌دهد (امام‏خمينى، 1372: حديث 33).

انتظار فرج هم نوعى صبر براى شخصى است كه بايد در مواجهه با عقايد باطل و تسلّط اهل ظلم به آينده درخشان‏ اهل تقوا اميدوار باشد و تسليم بي‏دينى و بي‏ايمانى نشود؛ پايدار بماند تا زمينه‌هاى تغيير اوضاع فراهم آيد. پرهيزگاران بر زمين حاكم شوند و دين را اجرا كنند. اين انتظار فرج، سازنده و تحرّك بخش است و افراد را متعهّد مي‏كند كه دردوران حاكميت باطل، از راه حق دست برندارند و با كوشش، زمينه ظهور منجى واپسين را پديد آرند. با اين‏ اميدها است كه جامعه دينى در اوضاع نامساعد خود را نگه داشته، هيچ‌گاه در فرهنگ غيرخودى هضم نمي‌شود تا هرگاه فرصت بيابد، با نيروهاى آماده، اهداف دينى را اجرا كند. (مطهرى، 1361: 61 ـ 68).
اعتقاد به معاد نه تنها انسان را از كار باز نمي‏دارد، بلكه هر گاه شخص معتقد است عملكرد او فقط در دنيا اثر ندارد، بلكه در عالم ديگر به صورت ابدى اثر خود را مي‏گذارد؛ كار خير فقط پاداش دنيايى ندارد و بهشت عدن را پديد مي‏آورد و كار زشت، اثرش پديد آمدن دوزخ الاهى است، مؤمن در عملكرد خود دقّت بيش‌ترى مي‏كند و آن‌گاه كه ‏در مي‏يابد كم‏كارى و بيكارى افزون بر ذلّت دنيايى، مطرود دين است و در حيات آخرتى او اثر سوء دارد، دست به‏فعّاليت مي‏زند و در انجام بهترين عمل مي‌كوشد. در مباحث آينده دستورهاى دين درباره ارزش كار اقتصادى را مطرح مي‏سازيم و بر اساس آن، روشن مي‏شود اعتقادهاى پيشين، به طور كامل با تلاش در جهت ساختن دنيا سازگاراست
 

[شنبه 22 خرداد 1389 ]  [12:08 AM]  [مرجان ب]
حضرت خاتم الانبیاء(صلی الله علیه و آله و سلم) و دیگر معصومان(علیهم السلام)، مسلمانان را به کار و تلاش توصیه می­کردند و برای مشاغل تولیدی، صنعتی، تجاری و دیگر شغل­ها، اهمیت خاصی قائل بودند. در اینجا به نقل برخی گفتارهای آنان راجع به بعضی مشاغل می­پردازیم:


* خانه‌سازی:
امام صادق(علیه السلام) به فردی که در اثر جهل و غرور تن به کار نمی­داد و خود را نیازمند دیگران نموده بود، فرمودند: «برو کار کن و در بالای سرت بار حمل کن و از مردم بی­نیاز باش. همانا رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) سنگ­ها را به‌دوش خود حمل می­کرد و دیوار خانه­اش را می­ساخت».[11]


* باغ‌داری:
امام علی (علیه السلام) به سلمان فرمودند: «باغی را که پیامبر با دستان خویش آن را ساخته و درخت­هایش را کاشته است، برای فروش به مشتریان عرضه کن» و سلمان هم باغ پیامبر را فروخت.[12] همچنین پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «هر مسلمانی که نهال درختی بنشاند و آن درخت به ثمر برسد، خداوند متعال در مقابل آن درختی در بهشت قرار می­دهد».[13]


* دامداری:
روزی پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «تمام پیامبران الهی پیش از آنکه به مقام نبوت برسند، مدتی چوپانی کردند.» از ایشان سؤال شد: آیا شما هم چوپانی کرده­اید؟ فرمودند: «بلی، من مدتی گوسفندان اهل مکه را به چراگاه برده­ام».[14]


* راه­سازی:
امام صادق(علیه السلام) به نقل از پدر بزرگوارش امام باقر(علیه السلام) فرمودند: «پیامبر اعظم(ص)، یکی از راه­های عمومی را که آب، آن را خراب کرده بود، با چیدن سنگ تعمیر کرد. به خدا سوگند! انسان­ها و چهارپایان تا این لحظه از آن استفاده می­کنند».[15]


* کشاورزی:
حضرت امام صادق‌(علیه السلام) فرمودند: آن روز که آدم ابوالبشر از بهشت به زمین رانده شد و نیاز به غذا و آب پیدا کرد، با حضرت جبرئیل به مشورت پرداخت و از او یاری طلبید. جبرئیل آدم را چنین راهنمایی کرد: «ای آدم! اگر می­خواهی نیازمندی­های خود را برطرف کنی، کشاورز باش و به زراعت بپرداز»[16] و این‌گونه بود که پدر انسان­ها، نخستین کشاورز روی زمین شد.
روزی یکی از یاران امام صادق(علیه السلام) از ارزش کار دهقانان پرسید، امام پاسخ فرمودند: «همه پیامبران الهی جز حضرت ادریس(ع)، از راه کشاورزی امرار معاش می­کردند، ولی حضرت ادریس به کار خیاطی مشغول بود».[17]


* صنعت:
امام صادق(علیه السلام) می­فرمایند: «ساختن، آموختن و کار کردن با انواع و اقسام آلات و ادواتی که بندگان خدا به آنها نیاز دارند و منافع ایشان در آنها و قوام زندگی­شان به آنهاست، حلال است».[18]


* تجارت:
امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «تجارت را وامگذارید که خوار می­شوید. تجارت کنید تا خداوند به شما برکت دهد.»[19] همچنین امام علی(علیه السلام) می­فرمایند: «تجارت کنید که در تجارت برای شما بی­نیازی است از آنچه مردم دارند، و خداوند عزّوجل، پیشه­ور امین را دوست دارد».[20]



* پرستاری:
امام صادق(علیه السلام) می­فرمایند که رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «کسی که برای برآوردن نیاز بیماری تلاش کند، خواه نیاز او برآورده شود یا نه، همانند روزی که از مادر متولد شده است، از گناهان پاک می­شود».[21]
امام صادق(علیه السلام) نیز فرمودند: «یکی از عواملی که موجب شد یوسف را فردی نیکوکار بدانند، این بود که در زندان به پرستاری از بیماران اهتمام می­ورزید و از آنان مراقبت می­کرد».[22]


چند شغله بودن

از روایات ائمه(علیه السلام) به دست می­آید که چند شغل داشتن، در نظر اسلام چندان پسندیده نیست.
امام صادق (علیه السلام) در حدیثی می­فرمایند: «کسی که توان و همتش را در یک شغل به کار گیرد، خداوند در آن کار یاری­اش می­کند و هرکس توان و همتش را در چند شغل به کار گیرد، خداوند او را رها خواهد کرد».[23]
از قدیم هم ضرب­المثل جالبی داریم که می­گوید: با یک دست چند هندوانه نمی­توان برداشت.


پی نوشت ها :

[1] . اعراف: 9.
[2] . جمعه: 10.
[3] . قصص: 73.
[4] . تحف العقول، ص37.
[5] . الکافی، ج4، ص12.
[6] . همان، ج5، ص88.
[7] . طبرانی، معجم الکبیر، ج24، ص318.
[8] . مستدرک الوسائل، ج2، ص417.
[9] . المحجه البیضاء، ج3، ص145.
[10] . اسدالغابه، ج2، ص72.
[11] . وسائل الشیعه، ج17، ص38.
[12] . حلیة الابرار، ج1، ص331.
[13] . کنزالعمال، ج3، ص896.
[14] . میزان الاعتدال، ج3، ص293.
[15] . حلیة الابرار، ج1، ص329.
[16] . وسائل الشیعه، ج19، ص37.
[17] . تهذیب، ج2، ص115.
[18] . وسائل الشیعه، ج2، ص536.
[19] . همان، ص528.
[20] . همان.
[21] . بحارالانوار، ج81، ص217.
[22] . همان، ج12، ص230.
[23] . کافی، ج2، ص246.
منبع : ماهنامه گلبرگ ، شماره 105

http://www.askdin.com/showthread.php?p=26387

[شنبه 22 خرداد 1389 ]  [12:07 AM]  [مرجان ب]

تعداد کل صفحات : 21 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >