همت مضاعف در علم و تحقیق
 
  ما میتوانیم...
 
هنر آفرینش انسان است. به توان ، اثر و کاری که از تصور و آفرینش انسان شکل یافته است، هنر می‌گویند. امر هنری الزاما با زیبایی همراه نیست یا زیبایی شناسی یکتایی ندارد ولی همواره با خلاقیت انسان همراه است.
 

واژهٔ هنر در زبان سانسکریت، ترکیبی از دو کلمه سو به معنی نیک و نر یا نره به معنای زن و مرد است. در زبان اوستایی سین به‌ها تبدیل شده و واژه هونر ایجاد گشته است که در زبان پهلوی یا فارسی میانه به شکل امروزی (هنر) درآمده است که به معنای انسان کامل و فرزانه است

در ادبیات ایران در دوره اسلامی این معنا دوباره دگرگون شد، و هنر به معنای کمال، فضیلت، هوشیاری، فضل، تقوی، دانش و کیاست و... به کار رفت، که دارای بار معنایی عام بود:

  • به دشمن نمایم هنر هرچه هست/ز مردی و پیروزی و زور دست (فردوسی)
  • چون غرض آمد هنر پوشیده شد/صد حجاب از دل به سوی دیده شد (مولانا جلاالدین محمد بلخی)

    هنرهای سنتی،هنرها و صنایع ظریفه‌ای هستند که در طول سده‌های متمادی با حفظ ریشه‌ها و سنت‌های خود رشد کرده مراحل شکل‌گیری خود را گذرانده یا می‌گذرانند.

    هنرهای سنتی ایران را به 6 دسته عمده تقسیم می‌کنند:

     
    هنری همانند تشعار امام خمینی (ره):اشعار امام(ره) بخشي از ادبيات عرفاني ايران است
     
    مصطفي محدثي خراساني، شاعر در گفت‌وگو با خبرنگار فارس درباره آثار و اشعار حضرت امام(ره) گفت: نكته قابل توجه اينكه امام خميني(ره) در كنار مسئوليت خطير مرجعيت به علوم اسلامي هم پرداخت و پيگير جريان مبارزه و رهبري بزرگترين انقلاب قرن بود و مقابل تمام مستكبران جهان هم ايستاد.
    اين شاعر اضافه كرد: امام(ره) با حجم بالاي اشتغالات، به شكل حرفه‌اي به شعر هم پرداخت، كه اين نكته بسيار مورد توجه و چشمگير است.
    به گفته محدثي خراساني، در گذشته ادبيات كشورمان، شاعران عارف و عارفان شاعر فراوان داشتيم، حتي حاكماني حكمراني كرده شعر هم مي‌سرودند.
    وي تصريح كرد: هيچ شخصيتي در طول تاريخ كشور سراغ نداريم كه وظايفي از جمله، مرجعيت، رهبري انقلاب، ابعاد عرفاني و فلسفي و شعر همه اينها در وجود او به شكل يك جا تجمع شده باشد.
    وي با اشاره به اشعار حضرت امام خميني ابراز داشت: شعر امام خميني(ره) به لحاظ تقسيم بندي كلي، جزو ادبيات عرفاني شعر فارسي محسوب مي‌شود.
    محدثي خراساني با تاكيد بر گرايش بنيانگذار انقلاب در آثار خود عنوان كرد: حضرت امام (ره) در ذهن و زبان به سبك و مكتب عراقي گرايش داشت؛ چرا كه شاهكارهاي ادبيات عرفاني در اين سبك خودنمايي كردند.
    محدثي خراساني با اشاره به اشعار و ديوان حضرت امام (ره) تصريح كرد: در اشعار حضرت امام چند موضوع محوريت بيشتري به لحاظ محتوايي و ديدگاهي دارند؛ اول اينكه بنيانگذار جمهوري اسلامي سعي داشتند ذهن مخاطب را از ظاهر به باطن، از صورت به سيرت و از پوسته به مغز معطوف كنند.
    وي در اين راستا گفت: نكته ديگر اينكه تمام ابزار مادي و معنوي كه در هستي در اختيار انسان است در ديدگاه حضرت امام(ره) وسيله‌هايي هستند كه بايد كمكي براي رسيدن به ذات حق باشد و هيچ كدام از اين موارد نمي‌توانند هدف باشد تا انسان براي رسيدن به آنها تلاش كند.
    وي با اشاره به سبك و مكتب عراقي و تاثير حضرت امام (ره) اظهار داشت: حافظ قله سبك عراقي است، مولانا هم در انتهاي دوره خراساني و در آغاز دوره عراقي قرار مي‌گيرد. دوره عراقي دوره‌اي است كه غزل در شكوفايي به‏سر مي‌برد، آن هم غزلي كه در آن مفاهيم عرفان اسلامي متجلي است.
    اين شاعر در ادامه مطالب خود با اشاره به سبك عراقي و اشعار حضرت امام خاطرنشان كرد: آثار حضرت امام هم جزو ادبيات عرفاني است و امام عنايت بيشتري به غزل داشت.
     

[پنج شنبه 20 خرداد 1389 ]  [9:26 PM]  [مرجان ب]
«آنچه از ملاحظه‏ وضعیت موجود كشور و ظرفیت‌هاى عظیمى كه در دل این كشور و ملت بزرگ نهفته است، می‌شود به دست آورد، این است كه آنچه ما انجام داده‏ایم، آنچه مسوولان و مردم انجام داده‏اند، در مقابل آنچه ظرفیت عظیم این كشور براى پیشرفت و رسیدن به عدالت است، كار بزرگى نیست. باید تلاش‌ها را بیش از آنچه كه در گذشته انجام داده‏ایم، همه انجام بدهند و خود را موظف بدانند.» با استماع كلمه «كار» مضاعف، نباید صرفا تولید و امور اقتصادی در اذهان تداعی شود و همت مضاعف فقط در راستای كار تولیدی، فنی و اقتصادی به كار برده نمی‌شود بلكه به فرموده معظم‌له، در همه عرصه‌های صنعتی و در فعالیت‌های اجتماعی و سیاست خارجی و در بخش‌های مختلف باید كار مضاعف صورت گیرد. بنابراین باید این نگرش ابتدا در بین تمامی مسوولان نظام در تمامی سطوح، تقویت شود كه امروزه مردم كشور اسلامی ایران نیازمند همت بلندتر با كار بیشتر و متراكم‌تر هستند تا راه‌های نرفته را بپیمایند و به هدف‌های بزرگ خود نزدیك‌تر شوند.
 یكی از موضوعات مهم در بیانات رهبر معظم انقلاب در پیام نوروزی سال 89، تاكید بر نظارت و بازخوردگیری مسوولان در فعالیت‌ها و تلاش‌ها برای عمران و آبادانی و پیشرفت كشور و تقدیر از آن است: «بر همه‏ ناظران منصف فرض است كه از این تلاش‌ها، از این زحمات و كار و كوششى كه براى عمران و آبادانى و پیشرفت كشور در عرصه‏هاى مختلف انجام گرفت، قدردانى كنند.» تمامی مدیران موظفند با نگاه سیستماتیك به سازمان خود، از خروجی‌های سازمان، فیدبك گرفته و در جهت اثربخشی فعالیت‌ها، ضمن تشویق كاركنان كارا، نقاط ضعف احتمالی را شناسایی كرده و اقدامات مضاعف برای رفع كاستی‌ها را در نظر بگیرند. تشویق و قدردانی از منابع انسانی متعهد، یكی از رموز موفقیت تمامی مدیران در راستای اثربخشی مضاعف فعالیت‌های سازمانی است و از روزمرگی‌ها در اثر حجم بالای كارها و به فراموشی سپردن یا بی‌توجهی به كار مضاعف زیرمجموعه، جلوگیری خواهد كرد و موجب برانگیختگی كاركنان و به حداقل رساندن خستگی آنان خواهد شد.
 نام‌گذاری سال 89 با دقت و ظرافت خاصی صورت‌گرفته و محدود به یك بعد از ابعاد توسعه نیست و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تمامی آحاد مردم و مسوولان را در هر پست و رده سازمانی، مورد خطاب قرار داده و همه را موظف به حركت برای رسیدن به بهترین روزها، بهترین حالات و بهترین وضعیت‌ها كرده‌اند. بی‌شك جامعه بزرگ فرهنگیان، یكی از تاثیرگذارترین اقشار در هر كشور محسوب می‌شود كه جایگاه ویژه آنان از هزاره‌های گذشته تاكنون مورد تاكید فلاسفه و اندیشمندان مشهور بوده و هست و به نوعی آموزش و پرورش و معلمان را زیربنای اصلی توسعه و سرمایه‌گذاری مطمئن برای آینده هر كشوری، معرفی كرده‌اند. توسعه اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، نظامی و... در هر مملكتی در گرو بهره‌گیری از منابع انسانی متعهد و كارا است و این منابع انسانی كارا (دانش‌آموزان) ابتدا باید در نظام آموزشی حاكم، در فرآیند تربیت و آموزش شركت داده شوند و با همراهی خانواده‌ها، جریان جامعه‌پذیری آنان تداوم یابد تا در سایه تربیت و آموزش نیروهای متعهد، فعال و با همت مضاعف، شاهد سرمایه‌گذاری مطمئن برای آینده باشیم. موفقیت نظام آموزشی كشور در گرو تقویت مضاعف علم و ایمان دانش‌آموزان به‌عنوان والدین و جمعیت مولد و فعال آینده است و این میسر نیست مگر با همت و كار مضاعف معلمان و كاركنان مدارس به‌عنوان فعالان خط‌مقدم تعلیم و تربیت و این هم مقدور نخواهد بود جز با توجه و پشتیبانی كافی مسوولان نظام آموزشی برای شناسایی و معرفی فرهنگیان، معلمان و مدیران فعال با همت و كار مضاعف و تقویت انگیزه فعالیت بیش‌ازپیش آنان.
از نقطه‌نظر اجتماعی، كار بیش از آنكه از جهت افزایش ثروت آنانی كه به انجام دادن آن فرمان می‌دهند، مطمح‌نظر قرار گیرد، از دیدگاه ارتباطش با انسان كه بدان‌دست می‌زند، مورد توجه است. شرایط اجتماعی كار به نظام اقتصادی، میزان توسعه نیروهای مولد، میزان تشكل و سازمان‌یافتگی كارگران و قوانین و مقررات وابسته است. باید توجه داشت كه در تمدن صنعتی و فنی، جدایی بین كار یدی و فكری (عقلانی) كاهش می‌یابد، چه، بسیاری از كارهای واسط بین این دو موجودند، ازجمله كنترل وسایل و شیوه‌های مبتنی‌بر خودكاری، وجود كاركنان ماهر، ناظران در كارهای اداری، كاركنان مشاغل علمی و...
 توجه به تعریف «كار اجتماعی (Social Action)
  كه از آن، به‌عنوان  كار یك عده از مردم كه به‌صورت گروهی انجام می‌شود یا كوشش منظم برای تغییر نهادها، آداب و رسوم یا روابط گروهی»، یادشده، می‌تواند مكمل تعریف كار باشد. بنابر تعاریف فوق، مجددا متذكر می‌شود كه استفاده از كلمه كار در این نوشته صرفا به معنای كار درآمدزا نیست و گاهی از آن به‌عنوان كاركرد و حتی تكلیف نقش هم استفاده می‌شود.
 از سوی دیگر، برای اینكه نظام آموزشی در انجام وظایف محوله خود بیش‌ازپیش موفق باشد، نیازمند توجه و همت مضاعف مسوولان در دولت و سایر قوا برای یاری رساندن خود است و مهم‌تر از همه اینكه حذف نگاه «مصرفی بودن نظام آموزشی» نیازمند كار مضاعف است و زمانی كه به نظام آموزشی به‌عنوان یك «نظام سرمایه‌گذاری مطمئن» نگریسته شود، می‌توان به آینده كشور، صد چندان امیدوار بود.
 اینكه چه بخش‌ها و زیرمجموعه‌های آن، بیش از سایر بخش‌ها به كار مضاعف نیاز دارند، موضوع مهم دیگری است. طبیعی است كه در اثر فشار كاری مدیران، حجم زیاد امور، روزمرگی‌ها، توطئه‌های بیگانگان، كمبود منابع، توجه ویژه به برخی موضوعات روز و...، ناخودآگاه ممكن است اشكالات موجود در یك بخش، موقتا از توجهات، پنهان شود یا اقدامات جدی برای رفع آن صورت نگیرد در این حال لازم است ضمن مطالعه دقیق كاستی‌ها توسط كارشناسان خبره داخل و خارج سیستم، ابتدا نقاط ضعف شناسایی شوند و سپس برای بر طرف كردن نقاط ضعف، راهكارهایی ارائه شود و این میسر نخواهد بود مگر اینكه تمامی مسوولان و مدیران در بخش‌های مختلف «نقدپذیری» خود را تقویت كرده و میزان پذیرش انتقادهای سازنده از خود یا سازمان خود را افزایش دهند و ضمن عدم كتمان حقایق و كاستی‌های موجود، خود و زیرمجموعه را برای كار مضاعف آماده كنند و از همه مهم‌تر اینكه شناسایی نقاط ضعف سازمان خود را صرفا منسوب به شخص مدیر نكنند، بلكه با احساس مسوولیت نسبت به اهداف سازمانی، این دسته از مطالعات و تلاش‌ها را در جهت اثربخشی سازمان، مفید و لازم تلقی كنند.
* كارشناس‌ارشد مدیریت
 

[سه شنبه 18 خرداد 1389 ]  [12:36 PM]  [مرجان ب]
نویسنده: موسي کاظم زاده
مترجم:
ارسال کننده: موسي کاظم زاده
25 فروردين 1387
 

نامگذاري سال جديد از سوي مقام معظم رهبري بعنوان سال نو آوري و شکوفايي همه مسئولان کشورما ن راموظف  کرد با بهره گيري از امکانات مادي و معنوي، کارهاي نو و ابتکاري و راههاي ميان بررابراي شکوفايي شدن هر چه بيشتر کشور در بخشهاي مختلف و دستگاههاي گوناگون اجتماعي، اقتصادي و خدماتي کشور از جمله در ديپلماسي، حرکت به سمت علم و تحقيق، گسترش فرهنگ مطلوب در ارائه خدمات به همه قشرها به خصوص قشرهاي محروم، و در آباداني کشورنقش کليدي داشته باشند.

نامگذاري سال جديد از سوي مقام معظم رهبري بعنوان سال نو آوري و شکوفايي  شايد در ظاهر بعضي ها بعنوان کليشه شدن نامگذاري سالها به نظر برسد ولي نکته مهم اين است که همين عناوين نشان از اهميتي دارد که عمل کردن به آنها مي تواند عاملي در شکوفايي شدن هر چه بيشتر کشور باشد.

حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي به مناسبت آغاز سال 1387، امسال را سال «نوآوري و شکوفايي» ناميدند وتاکيد کردند امسال بايد فضاي نوآوري، کشور را فرابگيرد و همه مسئولان خود را موظف بدانند با بهره گيري از امکانات مادي و معنوي، کارهاي نو و ابتکاري و راههاي ميان بر را در سايه مديريت صحيح، تدبير درست و حکمت در فعاليت کشور وارد کنند تا کام مردم از ثمره اين تلاش ها شيرين شود.

تعيين نام نوآوري و شکوفايي براي سال جديد، توأم با تعيين شفاف دو هدف راهبردي نظام در دهه چهارم؛ يعني ميل به پيشرفت و عدالت، مستلزم تحول در روش‌ها و الگوهاي برنامه‌ريزي، مديريت و نظام اجرايي است.

واژه نوآوري به عنوان معادل واژه Innovation به شکل هاي زير تعريف شده است و در اين نوع تعريف نوآوري داراي مفهوم عملياتي شدن و به مرحله اجرا درآمدن انديشه هاي نو مي باشد . از اين ديدگاه مي توان نوآوري را به معني خلاقيت عيني به عنوان شكل اجرائي شده و تحقق يافته خلاقيت ذهني دانست .

نوآوري بعنوان بازنگري کردن در شيوهاي تفکر، يک اصل پذيرفته شده در پشرفت جامعه محسوب مي شود و اين کلمه در برخي از متون به معناي بروز و مدرن شدن يکي از شرايط توسعه در اين تئورهاي شناخته شده است.

نوآوري و شكوفايي را به معناي دقت ، توجه و تعميق بيشتر و تحول درهمه زمينه‌ها ذكر كرد.وهمچنين

منظور از نوآوري فراورده جديد يا محصول خلاقي است كه توسط يك سازمان ارائه مي گردد . فراورده خلاق مي تواند نرم افزاري مانند انواع خدمات (مثل خدمات آموزشي ، خدمات بهداشتي درماني ، خدمات اداري و ...) و يا سخت افزاري مانند كالاها (مثل محصولات صنعتي ، محصولات داروئي ، محصولات غذائي و ...) باشد . به طوري كه ملاحظه  مي شود تعاريف خلاقيت و نوآوري داراي عناصر مفهومي تازگي و نوي ، جديدي ، سرآغاز بودن ، اول بار بودن و همچنين مفيد بودن مي باشند .

امروزه ثابت ماندن، تغيير نکردن و بهبود نيافتن مساوي مرگ است، حتي يک روز ما نبايد بدون تغيير سپري شود. تحول و بهبود مسابقه اي بدون خط پايان است که دير زماني است شروع شده. ما نيز بايد در اين مسابقه با تمرينات بيشتر شرکت کنيم. همه خواهان تغيير و تحول اند ولي نه در خود بلکه در ديگران. نگاه تيزبين ما هميشه متوجه افراد و سازمانهاي ديگر است. تغيير و تحول از طريق شانس و اقبال حاصل نمي شود بلکه به مديريت صحيح بستگي دارد.

 دنياي امروز دنيايي سازماني است.  تحول، بالندگي و بهبود سازمانها، بهبود كيفيت زندگي مردم را به همراه خود دارند.

تحول يعني منطبق كردن سازمانها با آخرين پديده‌هاي روز ،تخليه« خروج باورهاي ناصواب مديريت سنتي » ،تحليه« ورود باورهاي صواب مديريت نوين و معرفت عقلي »  وتجليه« ظهور خدمات ، اجراء وعملي نمودن تصميمات موفق با اولويت مصالح نظام» است.

تغيير و تحول قانون ثابت ولايتغير جهان هستي است. همه چيز در حال تغيير و دگرگوني است؛ آن چه که تغيير ناپذير است، خود تغيير است. حکايت تغيير و تحول حکايت هميشگي زندگي انسانهاست. امواج تغيير و تحول در گستره زندگي امروزين ما هر لحظه جلوه اي خاص مي يابد.

وجود هدف براي تعيين جهت حركت ما در مسير زندگي ضروري است. وقتي هدفي روشن و چالش برانگيز در پيش داشته باشيم كه كمترين ترديدي درباره آن به خود راه ندهيم احساسي عالي به مـا دست مي دهد.پس براساس استعدادها، قابليتهــا و خواسته هاي واقعي خود اهداف بلندمدتي را برگزينيد.بهتـــر است اهداف چندجانبه اي را در زمينه هاي علمي و تحصيلي، جسماني و سلامتي، مذهبي، معنوي، شغلي و مالي و... انتخاب كنيد. از اين طريق تمام ابعاد وجودي خويش را گسترش مي دهيد.از آموزش به عنوان مؤثرترين ابزار تغيير استفاده کنيد .انعطاف لازم را در اجراي برنامه هاي تحول داشته باشيدتحول را با قدرت و جسارت آغاز کنيد.تحول بدون مشارکت افراد محکوم به شکست است  تحول قابل تفويض نيست .

اولين قدم براي تحول، داشتن هدف است. تحول از طريق تدوين و ابلاغ آئين‌نامه‌، بخش‌نامه و دستورالعمل اتفاق نمي‌افتد؛ تحول از طريق زور، اجبار و ارعاب حاصل نمي شود.

برخي صاحب نظران ، خلاقيت را مترادف حل مسئله دانسته و عده اي ديگر آن را ابزار حل مسئله مي دانند .

تحول يعني فرآيند ذوب شدن انديشه‌ها، باورها ورفتارها ي سنتي وتثبيت ارزشهاي نوين و استقرار نظام‌هاي جديد مي دانند.

خلاقيت پديده اي است که هنگامي روي مي دهد که فرد افکار خود را در جهت فهم متفاوت و بهتر از يک موضوع يا موقعيت سازماندهي مي نمايد . ايجاد تغيير و تحول مثبت در زندگي فردي و بالارفتن از نردبان موفقيت در زندگي آرزوي هركسي است. اما به سلامت طي كردن پله هاي اين نردبان مستلزم رعايت شرايط ذيل است .

برنامه ريزي ،عمل و تلاش آگاهانه ، پشتكار و استقامت، صبر و انعطاف پذيري ،خودشناسي و خودباوري ،

 ونتيجه گيري است.

  در فرآيند تغيير، باورها، انديشه ها و عادت هاي کهنه و فرسوده به دور ريخته مي شوند، و به جاي آن ها انديشه هاي جديد، باورهاي نو، تکنولوژي تازه، ارزش هاي نوين و نظام هاي جديد شکل مي گيرند.

حال با نامگذاري سال جديد بعنوان نوآوري و شکوفايي اهميت دارد از تجربه همه ا قشارجامعه براي شکوفايي وسربلندي کشورمان استفاده کافي راداشته باشيم .وهمچنين ازتجربه برخي کشورهاي توسعه يافته که برنامه انها مبتني برمدل بومي و ديني بود سود جست و با اتکا به دانشمندان جوان و فرهيخته‌ي کشور،همانند کشورهاي پيشرفته‌ي دنيا درراه توسعه و آباداني کشورمان نقش کليدي داشته باشيم .

دراين راستا کشور مان ايران در حال حاضر در مقطعي از تاريخ انقلاب‌مان قرار گرفته‌است که پس از 30 سال تجربه و فراز و نشيب‌هاي گوناگون در عرصه‌هاي مختلف سياسي، اجتماعي و اقتصادي در حال گذر از مرحله تجربه و ورود به مرحله شکوفايي است.

ماهمه اقشارمختف جامعه وبخصوص مسوولان نظام بايد با توجه به فرمايشات حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي ، نوآوري در بخشهاي مختلف و دستگاههاي گوناگون اجتماعي، اقتصادي و خدماتي کشور از جمله در ديپلماسي، حرکت به سمت علم و تحقيق، گسترش فرهنگ مطلوب در ارائه خدمات به همه قشرها به خصوص قشرهاي محروم، و در آباداني کشورنقش کليدي داشته باشيم .

مديران، هم مي توانند از عوامل اصلي تحول به شمار روند و هم مي توانند از مهم ترين موانع اساسي تحول محسوب شوند. هيچ تحول بدون حمايت و پشتيباني مديران ارشد در سازمان ها بوجود نمي آيند. اگر مديران نسبت به برنامه هاي تحول تعهد داشته باشند، تلاش زيادي بايد انجام گيرد ولي اگر مديران اعتقاد و پشتيباني نکنند هيچ تحولي ايجاد نخواهد شد. براي همين منظور در هر برنامه بهبود و تحول، اطمينان از حمايت و پشتيباني مديران ارشد لازم و ضروري است، اگر مديران به تحول اعتقادي نداشته باشند بايد توجيه لازم صورت گيرد. بدون حمايت مديران آغاز هيچ برنامه تحولي توصيه نمي شود.

براي رسيدن به اين هدف عالي و ورود به مرحله شکوفايي حرکت‌هاي عادي و تکرار حرکت‌هاي گذشته پاسخگو نيست و هر ملتي که مي‌خواهد در عرصه نوآوري و شکوفايي وارد شود و وظيفه‌ خود را به عنوان بخشي از جامعه‌ بشري انجام دهد و راه‌هاي بهره‌مندي خود را از زندگي مطلوب‌ترفراهم کند، چاره‌اي جز تلاش و توليد انديشه و فکر ندارد.

درادامه اشاره اي به  نامگذاري سالها از سوي مقام معظم رهبري مي کنم . که نامگذاري اين سالها باتوجه به همين عناوين نشان از اهميتي دارد که عمل کردن به آنها مي تواند عاملي دررشد شکوفايي هر چه بيشتر کشورمان باشد .

سال ?? سال نوآوري وشکوفايي،سال 86 سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي، سال 85 سال پيامبر اعظم (ص)، سال 84 سال همبستگي و مشارکت عمومي، 83 سال پاسخگويي سه قوه به ملت ايران، 82 نهضت خدمت‌گذاري ،81 سال عزت و افتخار حسيني، 80 سال اقتدار ملي و اشتغال آفريني، سال 79 سال اميرالمومنين (ع) و 78 سال امام خميني (ره) بود.در آغاز سال 77 پرهيز از اسراف‌، رعايت صرفه جويي‌، قناعت و نيز پايداري برمواضع اسلامي و انقلابي رهنمود اول رهبري بود. ايشان در نوروز 76 آراسته شدن ملت ايران به فضايل اخلاقي و توجه به معنويات و تقرب به پروردگار را توصيه کرده بودند. در پيام نوروزي سال 75، به ضرورت و اهميت پرهيز از اسراف در استفاده از ثروت عمومي، منابع مالي و طبيعي کشور؛ در اول فروردين 74 هم توصيه‌ي اول رهبري،‌ رعايت انضباط اقتصادي و مالي از ريخت و پاش، اسراف و زياده روي در مصرف؛ و در پيام تبريک آغاز سال 73، ملت ايران را به تقويت وجدان کار و رعايت انصباط اجتماعي در همه امور توصيه کرده بودند.

 http://www.aryayac.com/?pap=156


[سه شنبه 18 خرداد 1389 ]  [12:33 PM]  [مرجان ب]

خبرگزاري فارس: در سال اصلاح الگوي مصرف براي اصلاح وضعيت نان كاري نكرديم پس تلاش كنيم در سال همت و كار مضاعف با اصلاح وضعيت نان از اتلاف سرمايه‌هاي كشور جلوگيري كنيم.


به گزارش خبرگزاري فارس از زنجان، سال‌هاست كه در مورد اتلاف سرمايه‌هاي كشور از سوي كارشناسان هشدار داده مي‌شود اما تلاش‌هاي صورت گرفته كافي نيست و همچنان بخش بزرگي از سرمايه‌هاي كشور به هدر مي‌رود.
شايد مراجعه به برخي آمارهاي كشورمان و مقايسه آن با وضعيت ديگر كشورها نشان‌دهنده تفاوت ميان آمارهاي كشورمان با ديگر كشورها باشد.
مثلا وقتي در مورد مصرف سوخت در كشور سخن گفته مي‌شود كارشناسان امر مصرف سوخت در كشورمان با 70 ميليون جمعيت را با كشوري مثل چين با بيش از يك ميليارد جمعيت مقايسه و آن را تا حدودي برابر اعلام مي‌كنند، متوجه مي‌شويم كه چه قدر در مصرف برخي چيزها اسراف و زياده‌رودي مي‌كنيم.
مقام معظم رهبري در سال گذشته با توجه به درايتي كه داشتند سال را به نام سال اصلاح الگوي مصرف نامگذاري كردند اما به نظر مي‌رسد كه مسئولان و مردم كمتر به اين شعار توجه كردند و در زمينه اصلاح الگوهاي مصرف تلاش نكردند.
اما امسال از سوي مقام معظم رهبري به نام همت مضاعف و كار مضاعف نامگذاري شده كه اميدواريم مسئولان و مردم بيش از پيش در راستاي اصلاح الگوي مصرف در كشور تلاش كرده و سرمايه‌هايي را كه با بي‌دقتي و اسراف از بين مي‌بريم براي ساختن ايراني آباد به مصرف برسانيم، سرمايه‌هايي كه شايد بتوانيم با صرف آنها در راستاي پيشرفت و توسعه ايران اسلامي كاستي‌هايي را كه در برخي بخش‌ها در كشور وجود دارد جبران كرده و به اهداف ايراني كه مي‌خواهيم حرف نخست را در منطقه بزند، برسيم.
به هر حال به نظر مي‌رسد كه بايد در زمينه عمل و تحقق شعار سال يعني همت مضاعف و كار مضاعف بايد بيش از پيش دقت و تلاش كنيم.

* نان
نان يكي از نيازهاي مهم و اساسي غذايي در كشور است كه بي‌شك يكي از بازيگران اصلي سفره‌هاي ايرانيان با هر قوم و نژادي است.
نان قوت غالب مردم كشورمان به شمار مي‌رود و 70 درصد انرژي مورد نياز روزانه هر فرد ايراني از اين طريق تامين مي‌‌شود كه به همين دليل از اهميت، حساسيت و جايگاه والايي در ميان مردم برخوردار است.
نان در كشورمان با توجه به فرهنگ مردم به صورت‌هاي مختلف عرضه و مصرف مي‌شود اما به هر حال، در هر شكلي نان در سفره ما ايرانيان حضور پر رنگي دارد و نشان مي‌دهد كه بايد به اين ماده غذايي بيش از پيش توجه شود.
لواش، سنگك، بربري، تافتون از جمله انواع نان‌هايي هستند كه بيش از ديگر نان‌ها و در كنار نان‌هاي صنعتي كه به تازگي در كشور جاي خود را باز مي‌كنند مورد استفاده مردم قرار مي‌گيرد.
نان علاوه بر ارزش غذايي از جايگاه بالايي نيز در ميان مردم برخوردار است، ناني كه در بسياري از فرهنگ‌هاي كشورمان به آن قسم هم مي‌خورند كه نشان مي‌دهد بايد به اين كالاي مصرفي توجه بيشتري صورت گيرد.

* ميزان مصرف نان در كشور
ميزان مصرف نان در كشورمان مانند بسياري از كالاهاي مصرفي مثل سوخت بسيار بالا است و سرانه آن به 160 كيلوگرم مي‌رسد كه البته بسياري از آن به مصرف نمي‌رسد بلكه به ضايعات تبديل مي‌شود.
در مقابل سرانه نان در كشورمان، سرانه نان در كشوري مثل آلمان 70 كيلوگرم و در كشوري مثل فرانسه 56 كيلوگرم است.
اين در حالي است كه به گفته مدير‌عامل شركت غله استان زنجان سرانه مصرف در استان زنجان نسبت به سرانه كشوري نيز بالاتر است و در حالي كه سرانه مصرف آرد در كشور 120 كيلوگرم، سرانه مصرف آرد در استان زنجان 128 كيلوگرم است كه 8 كيلوگرم بيش از سرانه كشوري است.

* وضعيت پخت نان
وضعيت پخت نان سنتي شايد هرگز در كشورمان مطلوب نبوده و هميشه مورد اعتراض دولت ‌به ويژه مردم كه مصرف‌كننده اصلي نان هستند، بوده است.
شايد درصد زيادي از نان از همان ابتداي توليد در نانوايي تبديل به ضايعات مي‌شود كه نشان مي‌دهد بايد اقدامات براي كاهش ضايعات نان از همان بخش نخست يا همان پخت نان آغاز شود.
شايد وقتي چرخ‌هاي دستي حامل نان خشك را در خيابان‌هاي شهر مشاهده مي‌كنيم بيشتر دلمان به حال وضعيت نان و ضايعات آن مي‌سوزد اما سال‌ها است كه اين وضعيت را شايد همه ما هر روز شاهد هستيم ولي براي آن چاره‌اي نمي‌انديشيم.
هر از چندي مسئولان براي ساماندهي وضعيت نان در كشور كمر همت مي‌بندند ولي اين اقدامات به دليل وسعت كاري كه بايد در كشور انجام شود هرگز به نتيجه مطلوب نمي‌رسد و مسئولان كار را نيمه كاره و در بين راه رها مي‌كنند.

* ضايعات نان
همه ما شايد آيه 31 سوره آل عمران كه مي‌گويد: "و نيز بخوريد و بياشاميد ولي اسراف نكنيد، كه خدا اسرافكاران را دوست نمي‌دارد " را بارها و بارها شنيده‌ايم؛ اما آيا واقعا تا به حال با نگاه و دركي عميق به آن توجه و عمل كرده‌ايم.
بالا بودن ضايعات بخش نان در كشورمان كم و بيش صداي همه را در آورده است و نشان مي‌دهد كه بايد براي كاهش ضايعات نان در كشور اقدامات اساسي صورت گيرد تا بيش از اين سرمايه‌هاي كشورمان از بين نرود.
به گفته معاون وزير بازرگاني در حال حاضر به ازاي هر ‌هزار و 200 نفر ايراني يك نانوايي وجود دارد.
به گفته عليخاني مصرف سرانه نان نيز در حالي در ايران 162 كيلوگرم است كه اين رقم در كشورهايي مثل ژاپن 10 كيلوگرم، هند 17 كيلوگرم و تركيه 100 كيلوگرم است.
وي در ادامه در بررسي ميزان ضايعات نان در كشور به متوسط ضايعات نان در استان‌هاي اصفهان، زنجان، سيستان و بلوچستان و تهران اشاره مي‌كند كه به ترتيب 75/9 ، 4/9 ، 58/18 و 09/9 درصد است.
اين آمارها نشان مي‌دهد كه بايد براي كاهش ضايعات نان تلاش كنيم و در اين زمينه با فرهنگ‌سازي و اقدامات فرهنگي كاري كنيم كه ضايعات در اين بخش به حداقل برسد.

* ضايعات نان در نانوايي‌ها و بخش توليد
شايد هر روز كاميون‌، كاميون ضايعات بخش نان در كشورمان وارد گاوداري‌ها مي‌شود و ناني كه با هزار زحمت و تلاش فعالان از كاشت و داشت و برداشت گندم تا تبديل آن به نان توليد مي‌شود، از چرخه مصرف خارج شود.
كارگران شاغل در نانوايي‌ها اغلب از تجربه كافي براي شناخت آرد و كيفيت آن و نيز تنظيم ساير مواد و روش‌هاي توليد با توجه به كيفيت آردهاي موجود برخوردار نيستند، از اين رو قطعا در تهيه خمير و انجام مراحل بعدي توليد با مشكلاتي رو‌به‌رو مي‌شوند، كه اين امر ضايعات نان را در پي دارد.
با وجود اينكه مسئولان امر از دخيل بودن كارگران شاغل در نانوايي‌ها در ضايعات نان آگاه هستند اما با گذشت سال‌ها در اين زمينه اقدامات اساسي صورت نمي‌گيرد.
بايد براي كاهش بخشي از ضايعات نان آموزش‌هاي لازم به كارگران شاغل در نانوايي‌ها ارائه شود و آنها با طرق پخت و عمل‌آوري خمير آشنا شوند، چرا كه شايد در نگاه نخست تهيه خمير آسان به نظر برسد ولي همين عمل اگر به درستي صورت نگيرد افزايش ضايعات نان را به دنبال دارد.
درست به عمل نيامدن خمير سبب مي‌شود كه كيفيت نان نيز افت كند و همين امر در ادامه و به دليل اينكه نان كيفيت مناسبي ندارد خود به خود بر ضايعات نان مي‌افزايد.
به دليل عدم رعايت اصول صحيح از جمله نگهداري مواد اوليه، نحوه اختلاط، رعايت زمان‌هاي لازم در مراحل مختلف تخمير، اصول پهن كردن و انتقال خمير به داخل فر و تنور و ديگر موارد، نان توليدي با مشكل كيفيت مواجه شده و از چرخه مصرف خارج مي‌شود.

* ضايعات در بخش مصرف
شايد به جرات بتوان گفت كه بخش مهمي از ضايعات نان در بخش مصرف صورت مي‌گيرد چرا كه اگر نان به درستي در خانه‌ها نگهداري نشود خيلي زود به ضايعات تبديل مي‌شود.
ناني كه از سوي مصرف‌كننده خريداري مي‌شود نبايد بلافاصله در كيسه‌هاي پلاستيكي گذاشته شود چرا كه عدم خروج بخار نان از كيسه موجب كاهش كيفيت نان مي‌شود.
نان بايد در ابتدا به خوبي خنك شده و در سفره پارچه‌اي حمل و نگهداري شود تا از كيفيت نان كاسته نشود.
نان بايد به تعداد مناسب و مورد نياز خريداري و نگهداري شود چرا كه نان به سرعت كيفيت خود را از دست داده و از گردونه مصرف خارج مي‌شود.
البته به دليل شلوغ بودن نانوايي‌ها و صف زياد بسياري از مردم مجبور مي‌شوند براي اينكه وقت خود را در صف‌هاي طولاني نان نگذرانند نان بيش از حد نياز تهيه كنند كه اين امر موجب افزايش ضايعات نان مي‌شود.
آگاه نبودن مردم از طريقه صحيح نگهداري نان نيز موجب افزايش افت نان مي‌شود كه بايد در اين زمينه‌ها آگاهي لازم به مردم داده شود كه در اين بخش نقش رسانه‌ها ‌به ويژه رسانه ملي سنگين‌تر مي‌شود.

* نان صنعتي
‌مردم ايران به دلايل مختلف كمتر به مصرف نان صنعتي روي مي‌آورند و تمايل بيشتري به مصرف انواع نان سنتي دارند.
مطابق ذائقه مردم نبودن نان‌هاي صنعتي، ارزان بودن نان سنتي و عدم فرهنگ‌سازي در زمينه نان‌هاي صنعتي از جمله دلايلي است كه گرايش مردم كشورمان را به نان‌هاي صنعتي كاهش داده است.
اما بايد توجه داشته باشيم كه براي كاهش و يا به حداقل رساندن ضايعات بخش نان بايد مردم به سوي نان صنعتي گرايش پيدا كنند تا از هدر رفتن سرمايه‌هاي كشورمان جلوگيري كنيم.

* وزن چانه نان
وضعيت چانه نان (وزن خمير اختصاص يافته براي هر قطعه نان) نيز از همه موارد ذكر شده در وضعيت و كيفيت نان تاثير زيادي دارد به طوري كه اگر وزن چانه به درستي رعايت شود از درصد زيادي از ضايعات نان در كشور كاسته مي‌شود.
كاهش وزن نان، از جمله مشكلات ‌صنعت نان كشور است و با وجود اينكه متوليان توليد و تنظيم بازار نان بيشتر در صدد كنترل اين نابه‌ساماني‌ها هستند اما هنوز اقدام مؤثري براي رفع اين مشكل به عمل نيامده است و اين مشكل همچنان ادامه دارد.
وزن چانه نان لواش در شهرستان زنجان 160 گرم تعيين شده ولي به جرات مي‌توان گفت كه اين وزن در كمتر نانوايي شهر زنجان رعايت و به درستي به نان تبديل مي‌شود.
كم كردن از چانه در برخي نانوايي‌هاي لواش، بربري و سنگك و اكثر نانوايي‌هايي كه در مسيرهاي اصلي قرار نداشته و كمتر در معرض ديد مأموران و بازرسان فرمانداري‌ها قرار دارند، رواج دارد.
كمي وزن چانه سبب مي‌شود تا نان ضخامت لازم را نداشته باشد و به همين دليل در مقابل حرارت سوخته شده و بخش زيادي از نان توليدي به نان سوخته و در نتيجه ضايعات تبديل مي‌شود.

* سخن آخر
به هر حال شايد اين گزارش در استان زنجان تهيه شده باشد ولي اين مشكلات به صورت كم و زياد و با شدت و حدت در همه مناطق كشور وجود دارد و به نظر مي‌رسد بايد در اين زمينه اقدام و برنامه‌ريزي عملي صورت گيرد چرا كه با وجود تلاش‌هايي كه براي خودكفايي گندم در كشور صورت مي‌گيرد با ادامه اين روند ضايعات در بخش نان ايران اسلامي به وارد كننده بزرگ گندم تبديل خواهيم شد.
وابستگي كشور به گندم وارداتي در زمان‌هايي كه تلاش داريم در مقابل دشمنان نظام و انقلاب ايستادگي كنيم و حرف خود را به كرسي بنشانيم به ابزاري براي تحميل سخنان قدرت‌هاي بزرگ و توليدكننده گندم تبديل مي‌شود.
اين در حالي است كه سالانه دولت مبالغ هنگفتي را نيز به صورت يارانه به نان و آرد اختصاص مي‌دهد كه بايد براي جلوگيري از اتلاف سرمايه‌هاي كشور تلاش كنيم و اجازه ندهيم سرمايه‌هاي كشورمان به راحتي از دست خارج شود.
همچنين گندم يك محصول استراتژيك محسوب مي‌شود كه چند سالي است با همه قهر و بد رفتاري‌هاي طبيعت سرما، خشكسالي و سيل متوليان بخش كشاورزي براي خودكفايي در توليد اين محصول تلاش مي‌كنند اما به نظر مي‌رسد كه با بيشترين توليد ممكن نيز، اگر اين بخش را ساماندهي نكنيم در آينده با مشكلات بزرگي مواجه خواهيم بود و اين امر نياز به همت مضاعف و كار مضاعف دارد كه بايد در سالي كه به اين نام و شعار مزين شده تلاش و همت كنيم.

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8901190873


[یک شنبه 16 خرداد 1389 ]  [11:40 AM]  [مرجان ب]

آينده از آن کسي است که بتواند مطلوبيت ها و خواسته هاي خود را در ذهن و تفکر اعضاء و مخاطبانش باز توليد نمايد. آينده ممکن براي هر گروهي آينده مطلوب است به شرط آنکه آن گروه بداند چه مي خواهد و چه مي تواند انجام بدهد. در واقع تصوير سازي آينده قبل از هر چيز مشوق ايفاي کارکردها و نقش هاي موثر براي تحقق مطلوبيت ها است. آينده تسخير نمي شود مگر با فعال سازي ذهن ها، بسيج اراده ها، مديريت رفتارها و اجازه بروز خلاقيت و نوآوري در فرايند هاي پيش رو. در واقع مي توان گفت طرح شعار ها و نامگذاري در ابتداي هر سال و آنهم توسط رهبر فرزانه انقلاب و سکان دار نظام اسلامي قبل از هر چيز نشانگر ترسيم مطلوبها و ايده آل هاي است که حرکت و بسيج عمومي را مي طلبد.


همت در لغت به معني قصد، اراده وعزم قوي آمده است و مضاعف نيز در لغت به معني دو برابر و دوچندان مي باشد.( فرهنگ عميد) بنابراين مراد از« همت مضاعف» عزم و اراده ي دوچندان و يا چند برابر در انجام کاري مي باشد.. همچنين همت به صورت مرکب با صفاتي از قبيل عالي،بلند،قوي،بيشتر وشايسته بکار مي رود که قدر و اندازه آن را در افراد و گروههاي مختلف بازگو مي کند.


همت و اراده قوي داراي دو جنبه است به طوري که در درج اول يک خصلت و ويژگي فردي است و يک ارزش فردي محسوب مي شود و از فردي به فرد ديگر متفاوت است، آنگونه که در کلام امام اول حضرت علي(ع) آمده است « قدر الرجل علي قدر همته» يعني ارزش هر فردي به همت اوست»(غررالحکم،488)


 و در کلام عطار نيشابوري آمده است « نقطه ملک جهانها همت است *** بال و پر مرغ جانها همت است»


جنبه دوم همت جمعي و گروهي بودن آن است و در برآيند کلي همت يک خصلت اجتماعي است که ظهور و بروز آن در جامعه و در تعامل با محيط اجتماعي و ديگران مي باشد. در اين رابطه از امام علي(ع) نقل شده است که« الفعل الجميل ينبي عن علو الهمه» يعني کردار زيبا از بلندي همت خبر مي دهد. همچنين در فرازي ديگر مي فرمايد: شريف ترين همت ها نگهداري حق و حرمت ها و رعايت عهد و پيمان هاست.


به هر حال اگرچه داشتن همت بلند يا برجستگي فردي و خوي خوب و نيک مي باشد اما آنچه که در فهم و کاربرد همت مهم و مراد است آثار اجتماعي، انساني وميزان فايده اي است که انسانهاي بلند همت براي تعالي جامعه و تحقق اهداف و پيمانهاي الهي و بشري دارند که اکثر انسانهاي بزرگ و سرنوشت ساز تاريخ از اين ويژگي اجتماعي برخوردار بوده و در راستاي تحول و تکامل جامعه از آن بهره عملي برده اند. قطعا مراد رهبر عظيم الشان انقلاب از کاربرد همت مضاعف بيش از هر چيزي همت عالي داشتن در جامعه و براي جامعه است که اختصاصا به سابقه آن در دوران مبارزات و پيروزي انقلاب اسلامي، دفاع مقدس و پيشرفتهاي سه دهه اخير اشاره فرموده اندو همچنين آن را راهبردي کليدي براي ورود به دهه چهارم مي دانند.


کار در لغت به معني شغل،عمل مي باشد، همچنين از کار معاني چون پيشه ،صنعت، هنر، امر، ممارست نيز مستفاد مي شود(فرهنگ معين) در عرف و به صورت عاميانه کار را همان فعاليت، تلاش و کوشش مي گويند.


همچنين ازنظر اصطلاحي از کار تعاريف متفاوتي صورت گرفته است.


کار( work )؛ فعاليتي که بوسيله آن انسانها از طبيعت بهره مي گيرند و بدين سان بقاي خود را تامين مي کنند(شايان مهر،1377 ،223)


کار ساده؛ عبارت از کاري که به اصطلاح مبري از هرگونه صفت کيفي است(همان، 227)


کار ارزشمند؛ کاري است که با عشق و شور انجام مي شود(همان، 477)


در کل مي توان گفت؛ کار هر نوع فعاليت مولد و سازنده اي مي باشد که منجر به پاسخ به يک نياز خاص مي شود. ارزش واقعي کار زماني است که يک فرد بتواند يک ارزش مصرفي خاص را توليد کند و يا اينکه به يک نياز خاص پاسخ بدهد و يا برآوردن يک نياز خاص نيروي کار فرد را طلب مي کند، و کار مضاعف زماني است که فرد بتواند با فعاليت خود نيازهاي خاص بيشتر و بالاتري را برآورد کند.


کار در جامعه بايد واجد صفت اجتماعي باشد وکار اجتماعي داراي دو جنبه است؛


يکي جنبه علمي که متضمن شناخت علمي مواد و پويش هاست که به اختراعات و اکتشافي که ابزارهاي موجود توليد را بهبود مي بخشد و ابزارهاي جديدي را بوجود مي آورد.

http://knosazimanavi.parsiblog.com/1414543.htm

[یک شنبه 16 خرداد 1389 ]  [11:38 AM]  [مرجان ب]

تعداد کل صفحات : 21 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >