ازنیمه ،شب گذشته وخوابش نبرده بود

طفل سه ساله ای که دگرسالخورده بود

درگوشه ي خرابه ،به جای ستاره ها

تا صبح ،زخم های تنش راشمرده بود

ازضعف ،نای پاشدن ازجای خود نداشت

آخر سه روز بود که چیزی نخورده بود

با دست های کوچکش آرام و بی صدا

از فرط درد ،بازوی خود را فشرده بود

این نیمه جان مانده هم از لطف زینب است

ورنه  هزار مرتبه ،در راه مرده بود

.....

پیش از طلوع ،بانوی گوهرشناس شهر

آن گنج را به دست خرابه سپرده بود


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 20 اسفند 1395  | 10:00 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

گل بود و جز به شبنم اشکش وضو نداشت
جز روی باغبان دل شب آرزو نداشت
رخساره اش حکایت بازار شام بود 
با آن لباس حاجت راز مگو نداشت 
آنجا اگر جه نان تصدق حرام بود
از بس گرسنه خفت ، دگر رنگ و رو نداشت
در زیر تازیانه امانش بریده بود 
میخواست ناله ای کند اما عمو نداشت 
کار از حنا و شانه کشیدن گذشته بود 
گویی به زیر معجر صد پاره مو نداشت 
آن پا که زخم آبله اش سر گشوده بود 
چون پای عمه اش رمق جستجو نداشت


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 20 اسفند 1395  | 9:59 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

درون دشت شقایق قناریم بابا

نظر نما تو بر این بی قراریم بابا

حکایتی است فراق و ندیدن یوسف

شبانه روز در این سوگواریم بابا

خوش آمدی به سر سفره ی یتیمانه

خجا لتم به برت از نداریم بابا

رمق نبود که جارو زنم در این ویران

ببخش برمن  این خانه داریم بابا

تمام دخترکان محله ی شامی

زدند خنده بر این اشک و زاریم بابا

خدا گواه ، عمه گواه ، این خرابه هم شاهد

ز دست زجر حرامی فراریم بابا

ز بس که موی مرا کشیده بی تابم

ببوس زخم سر لاله کاریم بابا

به جان عمه ی مظلومه ام نمی مانم

بیا ببین که منم جز این یتیمانم

 

شاعر : محمد عطاءالهی


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 20 اسفند 1395  | 9:59 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

دلــم بــهـــانـــه روی تــو را گـرفــتـــه بـیــا

بـس اسـت دوریِ مــان ای پــدر بـیــا دیگــر

رقـیــه دخـتـــر نــازت مـگـــر نــبـــودم مــن

دلــم گــرفــت مــرا هـــم بــبـــر بـیــا دیگــر

 

نمـانـــد چهـــره بـرایــم مـگـــر نمی دانـی

کـه دست های بزرگ و زخـیــم یعنـی چــه

مـرا زدنــد چـو آنــان که بی کـس و کـارنــد

مگــر یـتـیــم شـدم مــن یتـیــم یعنـی چــه

 

گـمــان دخـتــرت ایـن بـــود وقــت آمـدنــت

دو دســت حـلقـــه کنــم دور گـردنــت ، اما

تـو آمـدی و گمـانـم شـد حسـرتـی بــر دل

بـخـــواب دلـبــــر زهــرا بـه دامـــنـــم بــابــا

 

بـزن تـو بـوسـه بـه رویــم فـقـط کمـی آرام

چــرا کـه خــون نـشــود آن لبـان خشکیــده

بـرای ایـن کـه دگــر بـوسـه هـم ضــرر دارد

بــرای چــهــره ایـن دخــتـــرت کـه رنجیــده

 

شنید دختر شامی که گوش من پاره ست

به خنده خواست که آتش به جان من بدهد

به دسـت مـوی خـودش را کنــار می زد تـا

دو گــوشــــواره خــــود را نـشــان من بدهد

 

ســر تــو گـشـتــه مـه روشـن خـرابــه مــا

چـــرا بــه روی لبــت جـــای خـیـــزران داری

مـگــر سفــر به کجا رفته ای که خاکستــر

نـشـسـتــه روی محـاصـن و بـوی نـان داری

 

شاعر : سید محسن حبیب الله پور


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 20 اسفند 1395  | 9:59 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

من دختری یــتیمــم ، اگر مــیشود نزن

گر مــــیزنی بزن ، ولی حـــرف بد نزن

سیلی مگر چه داشت که دیگر نمیزنی؟

سیلی بزن!به پهلوی من با لگد....نزن

شاعر: محسن داداشی


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 19 اسفند 1395  | 10:50 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

یا رقیه سلام الله علیها

از درد فراق همیشه در تب می شد

مشغول به آه و ناله هر شب می شد

افسوس که زود بال و پر باز نمود

می ماند اگر شبیه زینب می شد


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 19 اسفند 1395  | 10:49 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

علی اکبر لطیفیان

حضرت رقیه(س)-شهادت

 

قدم من _ نفس من _ زمین تـو _ هوا تـو

 به اینجا رسیده "مَـن"م با دو تا "تـو"

بیا شاید این بال هامان پریدند

 خدا را چه دیدی، تو حالا بیا _ تـو...

...برای پر و بالِ این جا نشینم

 كمی آسمان باش و منهم بـَرا _ تو

بیا اصلاً عمّه قضاوت كند، " این

 كه من زودتر خواب دیدم وَ یا تـو"

من و عمّه باید به زحمت بیفتیم

 برای تو و دیدن تـو ، چرا تـو ؟!

شكسته دل هر كه در این خرابه است

 خدا، آسمان، جبرئیل، عمّه، ما، تـو

به معراج هفت آسمانم رسیدم

 همین جا، همین كنج ویرانه با تـو

***

بیا تا كه گیسوی هم را ببافیم

 یكی من ، یكی تـو _ دو تا من، دو تا تـو


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 19 اسفند 1395  | 10:49 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

علی انسانی

حضرت رقیه(س)-شهادت

 

باب خود امشب در این ویرانه مهمان می کنم

 زینت دوش نبی را، زیب دامان می کنم

موی من در خردسالی گر پریشان شد چه غم

 عالمی را زین پریشانی، پریشان می کنم

میزبان گردد خجل گر بی خبر مهمان رسد

 عذرخواهی ز تو ای فرخنده مهمان می کنم

ماه رویت چون به زیر ابر خون پنهان شده

چهره ات را شستشو با آب چشمان می کنم

قصدم اینست از جنایات یزید آگه شوی

 ورنه ای بابا، رخم را از تو پنهان می کنم

گر تو کردی کربلا را مرکز عشق و وفا

 منهم این ویرانه را یک شعبه از آن می کنم

کُنج ویران، با سپاه اشک و آه خویشتن

کاخ ظلم خصم را با خاک یکسان می کنم

این جوابی بود «انسانی» به آن شاعر که گفت

 عمه جان، امشب ز هجر باب افغان می کنم


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 19 اسفند 1395  | 10:48 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

غلامرضا سازگار

حضرت رقیه(س)-شهادت

 

بیت الاحزان مرا امشب صفا دادی پدر

 با وصال خویش قلبم را شفا دادی پدر

زآتش هجران تو یک شب نه هر شب سوختم

 خوش به من در کودکی درس وفا دادی پدر

خواستم تا در مدینه وصل ما حاصل شود

 حاجتم را گوشۀ ویرانسرا دادی پدر

در منای عشق رفتی یا به قربانگاه خون

 جان خود را در ره جانان کجا دادی پدر

بر عزاداران خود امشب به ویران سر زدی

اجر نیکویی به این صاحب عزا دادی پدر

من در آغوش تو هر شب داشتم جا مرحباً

خویش را امشب به دامانم تو جا دادی پدر

همره خود بر مرا، تا اهل عالم بنگرند

 دخترت را نیز در راه خدا دادی، پدر

نظم میثم بُرد دل از دوستان و شیعیان

کز کرم او را تو طبع دلربا دادی، پدر


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 19 اسفند 1395  | 10:48 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

سید جواد مظلوم پور

حضرت رقیه(س)-شهادت

 

دیشب مه من، دلبر و دلدارِ که بودی

من فکر تو بودم، تو گرفتار که بودی

در خواب تو را دیدم و بیدار شدم لیک

ای دلبر گم گشته تو بیدار که بودی

در طشت طلا دیده ات آن سو نگران بود

 آرامِ دل من، پی دیدار که بودی

پیش نظرت گشت عدو مشتریِ من

 ای یوسف زهرا، تو خریدار که بودی

برگو به من از خواندن آن آیۀ قرآن

در نقشۀ بر هم زدن کار که بودی

ویرانه شده منزل ما خاک نشینان

 ای جان جهان گنج گهربار که بودی

پروانه صفت گرد سرت گردم و سوزم

 تا فاش شود شمع شب تار که بودی

زود از بر من رفتی و ناگفته بسی ماند

جز ما تو مگر محرم اسرار که بودی


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 19 اسفند 1395  | 10:48 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 57 ::         30   31   32   33   34   35   36   37   38   39   >  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید