بین گودال و حرم،عطر فروشم فردا

تن عریان تو را با چه بپوشم فردا؟

من ببینم که تو بی پیرهنی می میرم

تکیه ی بر نیزه ی غربت بزنی، می میرم

چقدر دلهره و غم سرِ پیری دارم!

پدرم گفت که یک روز اسیری دارم

پدرم گفت که یک روز بلا می بینم

سرِ نی، زلف پریشان تو را می بینم

 

وحید قاسمی


ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 19 آبان 1395  | 8:59 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

تا بین میدان ساقی میخانه افتاد

یادِ سه ساله دختر، آن حنانه افتاد

چشمان خود را نذر مشک آب خود کرد

سقا به فکر دادنِ بیعانه افتاد

لاحول...های خواهرش هم بی اثر شد

صد چشمِ بد بر قامت شاهانه افتاد

بال یمینش را زدند و درپی آن

دست چپش هم بعد، بی صبرانه افتاد

بر مشک تیری آمد و آهی کشید و...

یاد رباب و اصغرِ دردانه افتاد

تیری به سینه خورد و داغِ او دوتا شد

انگار یاد میخ درب خانه افتاد

ترسویِ رذلی با عمود خود رسیده

حالا که دست حضرتش از شانه افتاد

ابِن طفیل پست تنها گیرش آورد

بر جان او با نیزه بی رحمانه افتاد

آخر چگونه از روی زین بر زمین خورد؟!

وقتی بدون بال و پر پروانه افتاد

شاید همینکه بوی زهرا سویش آمد

با صورتش محض ادب رندانه افتاد

سیراب از سرچشمه ی علم علی بود

کوه بصیرت...عالم فرزانه... افتاد

تا آخرین دم ساقی ما یاعلی گفت

والله، مثل مرتضی مردانه افتاد

دیگر علمداری به دور خیمه ها نیست

غارت به فکر دشمن بیگانه افتاد

ای کاش روی نیزه این ها را نبیند

صد چشم بد بر عمه بی شرمانه افتاد

یا اینکه دنبال سه ساله می دویدند

دنبال او کردند و آن ریحانه افتاد

 

محمد جواد شیرازی


ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 19 آبان 1395  | 8:52 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

بال و پر غم  تو به بال و پرم گرفت

داغ تو بود نور ز چشم ترم‌گرفت

آرام از نگاه حرم محو می شدی

هی رفته رفته قلب من و خواهرم گرفت

 

من التماس می کنم از جا بلند شو

بعد از تو بارها نفس اصغرم گرفت

پیداست جای شانه ی دستی به موی تو

بر زانویش سر تو خود مادرم گرفت

عمامه را به روی تنت پهن می کنم

شرمنده ام عبای مرا اکبرم گرفت

شاعر:حسین واعظی


ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 19 آبان 1395  | 8:51 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

آیه ی انا فتحنای قیام کربلا
آیت الله معظم سید ارض و سما
حضرت ذخرالحسین آیینه لطف خدا
یابن قتال العرب یابن علی المرتضی
شیر مرد هاشمی سردار دشت نینوا
یوسف ام البنین آقای کل ماسوا
ساقی لب تشنگان دریای ایثار و حیا
ای امیر علقمه سلطان عرش و کبریا
حضرت باب الحوائج قبله ی اهل ولا
بهترین تفسیر أو ادنی و هم قالو بلا
تشنه ی دریا دل ای امید اهل خیمه ها
ای قیامت قامت ای مصداق والشمس والضحی
حضرت باب الحسین ای کوه تقوا و صفا
ای علمدار حرم سرلشکر صاحب لوا
مظهر عشق و ادب یاساقی مشکل گشا
ای فروغ سرمدی ای چشمه ی آب بقا
ای امیر لشکر سلطان مصباح الهدی
حضرت پشت و پناه پادشاه سرجدا
ای سپهر غیرت و عزت همای دلربا
عالَمی در وادی عشق تو باشد مبطلا
محور خلقت تویی ای شافع روز جزا
گوشه ی چشمی نما از لطف و رحمت بر گدا


سعید مرادی


ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 19 آبان 1395  | 8:50 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

بعد از تو روزگار زمین شد سیاه ، ماه
غم ماند و موج ماند و عطش ماند و آه ، ماه

خورشید شرح حال تو را این چنین نوشت
بی سرزمین تر از همه بی سرپناه ، ماه

 

دنیا پس از تو زود به پایان خود رسید
خورشید را بیاورم آیا گواه ، ماه ؟

حالا غریب هستی و بغض تو در گلوست
دیروز گریه های علی بود و چاه ، ماه

زینب غروب روز دهم آب را که دید
گاهی به یاد علقمه افتاد و گاه ، ماه

حالا به من که محو علمداری توام
گاهی اشاره ای کن و گاهی نگاه ، ماه

این روزها هوای دلم ابری و بد است
حالی بپرس از من گم کرده راه ، ماه

احمد علوی


ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 19 آبان 1395  | 8:49 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 45 ::         10   11   12   13   14   15   16   17   18   19   >  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید