حضرت عباس(ع)-مدح

 

آن‌جا که حرف قامت بالابلندهاست

گر بگذری قیامت بالابلندهاست

جایی که قامتت شده معیار، وصف سرو

در نوع خود ملامت بالابلندهاست

با تو بلند پرچم زیبا رُخان مدام

بالا سرِ سلامت بالابلندهاست

با آسمان معاشرتی هست بینشان

گرچه به خاک اقامت بالابلندهاست

خَم می‌کنند سر، اگر از در گذر کنند

افتاده‌گی علامت بالابلندهاست

دیدند نارساست بر آن‌ها قدِ زمین

تا اوج نی فخامت بالابلندهاست

افتاد دست تو که شود دست‌گیر ما

این، هیچ از کرامت بالابلندهاست

تنها نه دست، پا هم از آن‌ها حسد گرفت

این کم‌ترین غرامت بالابلندهاست

 

امیر اکبر زاده


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 18 آبان 1395  | 9:24 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

حضرت عباس(ع)-شهادت

 

چه بلایی است خدایا به سرم آمده است

ازره دور غمی در نظرم آمده است

تاپذیرای غمی سخت شوم، باردگر

اشك غم بدرقۀ چشم ترم آمده است

ما جگرسوختگان آب نخواهیم ولی

این چه داغی است كه سوی جگرم  آمده است

اشكها پرده به چشمان تر من نـزنید

آه با قد خمیده پدرم آمده است

خبر از ساقی مـا نیست ولی می دانم

چه غمی بر جگرشعله ورم آمده است

علم خیمۀ سقا كه روی خاك ا فتاد

گشت معلوم بلائی به سرم آمده است

علقمه عطرگل یاس گرفت و پیداست

از جنان مادر نیكو سیرم آمده است

عمۀ غمزده ام باهمه غم های دلش

به تسّلای دل نوحه گرم آمده است

ای «وفائی»بنویس از اثر غصه و غـم

اشك و خون همره هم از بصرم آمده است

 

سید هاشم وفائی


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 18 آبان 1395  | 9:23 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

حضرت عباس(ع)-شهادت

 

چشمان خیس علقمه امواج رود بود

آن روز رود، شاهد کشف و شهود بود

آن روز سرخ، علقمه محراب کوفه شد

در دست ابن ملجم میدان، عمود بود

از شوق سجده صالح دین از فراز اسب

بر خاک سبز کرب و بلا در سجود بود

شکر خدا که راه تماشا گرفت خون

آخر هنوز صورت مادر کبود بود

این قصّه آب می خورد از چشم شور ماه

نسبت به ماه طایفه از بس حسود بود

 

سید حمیدرضا برقعی


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 18 آبان 1395  | 9:22 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

حضرت عباس(ع)-شهادت

 

دیدم خودم بال و پرت می ریخت عباس

دشمن چگونه برسرت می ریخت عباس

می خواستم‌جمعت کنم‌ تا خیمه آرم

دیدم دوباره پیکرت می ریخت عباس

دیدم کنارت دست بر پهلو گرفته

دیدم‌ که اشگ‌ مادرت می ریخت عباس

دیدم که مشگت تیر خورد و قطره قطره

سرمایه های آخرت می ریخت عباس

دیدم به یاد غربت من گریه کردی

خون ‌از دوچشمان ترت می‌ریخت عباس

دیدم ‌که از پهلو سرت بر نیزه خورده

هرلحظه راس اطهرت می ریخت عباس

 

زهیر سازگار


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 18 آبان 1395  | 9:21 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

طوفانِ تیر،کار عمو را خراب کرد

این مشکِ پاره، نقشۀ او را بر آب کرد

میخواست«یاسکینه» به قولش عمل کند

بارانِ تیر،سخت عمو را جواب کرد

شرمندۀ تبِ لبِ اطفال شد عمو

عباس را خجالت زینب مذاب کرد

احساس شد،صدای حروف مقطعه

ارباب را بریده بریده خطاب کرد

نعش مرا به خیمه مبَر جان اصغرت

سقای با وفای تو شرم از رباب کرد

میخواست«یاحسین» به پایت ادب کند

دستان من،مسیر تو را انتخاب کرد

دستی،یمین و دست دگر در یسار ماند

این کار،حرفِ علقمه را یک کتاب کرد

دستی نمانده بود،علم بر زمین فتاد

یک بی حیا رسید و بسویم عتاب کرد

آمد عمود و تاجِ غرورِ مرا شکست

دشمن جسور شد،زد و پا در رکاب کرد

خصمِ من از حماسۀ صفین کینه داشت

در کربلا حساب مرا بی حساب کرد

چشمم به خیمه بود که تیری ز ره رسید

این دیده را ز بُرد نگاهش مُجاب کرد

انگار پیشِ چشم من آمد مصائبی

کز گفتنش زبانِ مرا در حجاب کرد

خون گریه میکنم که پس از این زنند جار

این قوم،حمله بر حرم بوتراب کرد

گفتید ماهِ علقمه،ماهِ رُخم گرفت

مادر رسید و علقمه را آفتاب کرد

 

محمود ژولیده


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 18 آبان 1395  | 9:20 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

حضرت عباس(ع)-شهادت

 

هم میان دست و بازو فاصله افتاده است

هم میان هر دو ابرو فاصله افتاده است

تیر سوزن شد، که دوزد پیکر او را به هم

بین اعضا از همه‌سو فاصله افتاده است

نکته‌ای سر بسته را بر دوش با خود باد برد

این‌که بین شانه و مو فاصله افتاده است!

تیغ‌ها در پیکرش پهلو به پهلو می‌شوند

در دل هر زخم از این رو فاصله افتاده است

ازدحام تیر شد در سینه که بین نفس

با نفس در این هیاهو فاصله افتاده است

ناامیدی ساخت کارش را همین‌که غرق زخم

دید بین مشک با او فاصله افتاده است

غیر او در هر کسِ دیگر طبیعی هست اگر

بین تیر و چشم و زانو فاصله افتاده است

**

شیر می‌گویند امّا بین ابروهای او

مثل دو بال پرستو فاصله افتاده است

 

امیر اکبر زاده


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 18 آبان 1395  | 9:19 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

حضرت عباس(ع)-شهادت

 

هیچ کس مانندِ عباسم مرا یاری نکرد

هیچ کس مثل ابوفاضل علمداری نکرد

دست از دست و سر و از آبروی خود کشید

با مُواساتش کسی اینگونه دینداری نکرد

گفت برگردان امان نامه، امانِ من خداست

هیچ کس با دشمنش اینگونه رفتاری نکرد

کس ندیده،هیچ سقایی بمیرد تشنه لب

یادی از لبهای خود وقت گرفتاری نکرد

بر مقامش غبطه خورده هر شهید و هر امیر

هیچ سرداری چنین بی دست طیاری نکرد

بسکه چشمانش برآن طفلان عطشان خون گریست

از ادب مانند او کس جوی خون جاری نکرد

یا اخی را گفت و از زین واژگون شد بر زمین

وقتِ جانبازی به جز جان باختن کاری نکرد

دید چون یاسِ کبود،،از غصه چشمش تیر خورد

بیش از این عباس با آن یاس دیداری نکرد

 

محمود ژولیده


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 18 آبان 1395  | 9:18 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

یا عباس (ع)

 

سگ عباسم و از گفته ی خود دلشادم

شیشه ی اشکم و در آب فرات افتادم

شیخ ما گفت بگویم : انا کلب الزینب

چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم

از زمانی که تو کردی به غمت زنجیرم

می توان گفت که از هر دو جهان آزادم

شعر تغییر نموده تو بیا این دفعه

زلف بر باد بده تا بدهی بربادم

هرکه معتاد به چیزیست من بی دل هم

به همان چایی روضه بخدا معتادم

لطمه زن بوده ام و خون ز سرم میریزد

پر ز زخم است ز داغت همه ی ابعادم

مثل یک جوجه که دنبال غذا می گردد

چشم وا کردم و دیدم که تویی صیادم

مست مستم بخدا خواب ندارم امشب

شیخ شاعر تو نگیری ز جفا ایرادم

راه را در طلب جام و سبو می رفتم

بی می و باده محال است کنی ارشادم

من بی دل که همینطور نگشتم شاعر

سالیانی است که ساکن به جنون آبادم

 

جعفر ابوالفتحی


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 18 آبان 1395  | 9:17 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

یا عباس (ع)


تا ستون عرش را عباس محکم می کند
کوه هم نزد ابوفاضل کمر خم می کند
هر کجا که روضه عباس شد با سر بدو
چایی این روضه را ام البنین دم می کند

حضرت مهدی خودش در روضه ی عباس هست
او صفوف سینه زنها را منظم می کند
غصه ی خرج مجالس را تو خوردی کافری
حضرت زهرا خودش خرجی فراهم می کند
خلق و خویش رفته به خلق خدای لایزال
صد چو من را با نگاه خویش آدم می کند

جعفر ابوالفتحی


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 18 آبان 1395  | 9:16 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 45 ::         10   11   12   13   14   15   16   17   18   19   >  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید