محمدحسین انصاری نژاد

حضرت عباس(ع)-شهادت

 

مَشک بر دوش سوی علقمه رفت تا که شق القمر نشان بدهد
تا که چشمش هزار معجزه را بین خوف و خطر نشان بدهد
شیهه در شیهه اسب و گرد و سوار، آسمان مکث کرده تا چه کند
خیمه در خیمه گریه می شنود، آب را شعله ور نشان بدهد؟
مشک لب تشنه گرم زمزمه شد، گریه های رقیه در گوشش
تا که یک دشت لالۀ عباسی غرقِ خون جگر نشان بدهد
قبضۀ ذوالفقار در مُشتش، خشم دریاست در سرانگشتش
کربلا قلعه قلعه خیبر شد، رفت مثل پدر نشان بدهد
با خودش فکر می کند که فرات، عطشِ باغ را نمی فهمد
می رود معنی شکفتن را فوق درک بشر نشان بدهد
همه ی خشم خون فشان علی در صدایش وزیده، می خواهد
خطبه ی شقشقیه ای دیگر، با رجزها مگر نشان بدهد
ساعتی بعد آفتاب گرفت، لحظه ی بعثتی شگفت آمد
سوره ای قطعه قطعه در دستش، رفت شق القمر نشان بدهد


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 23 خرداد 1396  | 11:52 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

علیرضا قزوه

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت

 

در خود شکست آن شب، از خود برید عباس

اوج ولایت است این، خود را ندید عباس

آن عاشقان یکدست، هفتاد تن نبودند...

یک تن شدند، یک تن، اول مرید عباس

با یاد کشتگانش، آیینه خانه ای ساخت

آیینه دار او بود، آیینه چید عباس

از نسل پختگان بود، خامی نکرد، باری

چون سیب سرخ افتاد، از بس رسید عباس

کی او بهانه جو بود، چشمش به چشم او بود

دستی به دست او داد، غیرت خرید عباس

از قهر، او به دور است، بی ناز و بی غرور است

اول شهیدِ او شد تا شد شهید عباس

" سید حسن"۱ چه زیبا راز تو را علم کرد

"راز رشید" بودی، راز رشید... عباس

×××

۱- روانشاد سید حسن حسینی شاعر بزرگ انقلاب در شعری سپید می گوید: تو آن راز رشیدی / که روزی فرات بر لبت آورد...


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 23 خرداد 1396  | 11:52 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

سید محسن حسینی

حضرت عباس(ع)-شهادت

 

ای ساقی حرم تو بگو ساغرت کجاست

قامت قیامتم تو بگو پیکرت کجاست

ای یاس علقمه لبِ خود باز کن بگو

یاسی که بود تا به کنون در برت، کجاست؟

گفتی سرم به دامن زهراست مادرت

اول به من بگو که بدانم سرت کجاست

در علقمه نیامده با من سکینه ام

با هر اشاره ات تو مگو دخترت کجاست

دشمن به فکر حمله به سوی حرم شده

دستی که بُد برابر صد لشگرت کجاست


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 23 خرداد 1396  | 11:52 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

سیدمحمد جواد شرافت

حضرت عباس(ع)-مناجات

 

گرفتارم گرفتارم ابالفضل

گره افتاده در کارم ابالفضل

دعایی کن، دوباره چند وقتی ست

هوای کربلا دارم ابالفضل



 

محسن عرب خالقی

حضرت عباس(ع)-شهادت

 

سرت بر نیزه شد ای ماه پاره

به پیش دیده ی چندین ستاره

دعا کردم سرت بر روی نیزه

نگردد رو به رو با شیر خواره



 

سعیدخرازی

حضرت عباس(ع)-شهادت

 

یک تنه حمله به این فوجِ سپاه آوردم

منبعِ نور منم روی به ماه آوردم

خود پناهم به همه عالم و آدم اما

دید لشکر که به عباس پناه آوردم



 

سید مجتبی شجاع

حضرت عباس(ع)-شهادت

 

ای آب بقا اشک روانت عباس

ای نور خدا در دل و جانت عباس

یک چشم تو بر آب و یکی سوی حرم

قربان دو چشم نگرانت عباس



 

 

 

مجتبی حاذق

حضرت عباس(ع)-شهادت

 

یک قطعه طلای ناب پیدا کردم

در علقمه  آفتاب پیدا کردم

هم پاره ی جسم ماه هم پاره ی دست

هم پاره ی مشک آب پیدا کردم



 

یحیی نژادسلامتی

حضرت عباس(ع)-شهادت

 

عباس! تو را به این خمیده... برگرد

تا هیچکسی مرا ندیده... برگرد

من جای "عطش" "عمو عمو..." می شنوم

پس آب به خیمه ها رسیده... برگرد



 

آمنه دولت‌آبادی

حضرت عباس(ع)-مناجات

 

در بند اسارت تو می‌آید آب

دارد به عمارت تو می‌آید آب

در هیئت اشك زائری آشفته

هر شب به زیارت تو می‌آید آب


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 23 خرداد 1396  | 11:51 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

امیر عطاءاللهی

امام حسین(ع)-مناجات شب تاسوعا

 

نزدیک نه شب است که ما آه می کشیم

در ماتم عزای شما آه می کشیم

با سوز سینه ای که عطا کرده ای به ما

همراه اهل ارض و سما آه می کشیم

بر تن نموده ایم لباس عزایتان

خوشنود کرده فاطمه را آه می کشیم

یا در عزای اعظمتان گریه می کنیم

یا بغض می کنیم وَ یا آه می کشیم

از آن زمان که چشم به عالم گشوده ایم

با نام سیّدالشهدا آه می کشیم

گر حج کربلا بشود رزق سال ما

آنجا میان سعی و صفا آه می کشیم

در روز حشر سینه زدن باز هم به پات

دم می دهیم خون خدا آه می کشیم


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 23 خرداد 1396  | 11:51 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

احسان محسنی فر

امام زمان(عج)-مناجات شب تاسوعا

 

ای وعدۀ خدا ز چه تأخیر کرده ای؟

دیگر برای آمدنت دیر کرده ای

در اشتیاق پیرهنت سالیان سال

یعقوب چشم های مرا پیر کرده ای

خورشید اهل بیت، طلوعی دوباره کن

عمرم به آخر آمده و دیر کرده ای

قابل نبوده ام به حسابم بیاوری

در بی تفاوتی همه گیر کرده ای

با ربنای نافله هایت، دل مرا

در روضه ها تو صاحب تأثیر کرده ای

با گریه بر مصائب مظلوم کربلا

آیات سرخ قافله تفسیر کرده ای

هر خیمه ای که روضه ی عباس خوانده شد

گریه برای دست علمگیر کرده ای


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 23 خرداد 1396  | 11:51 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

شعر مرثیه حضرت ابوالفضل العباس (ع) _ محسن مهدوی

من آب را وقتی فراهم کرده بودم

دل را تهی از ماتم و غم کرده بودم

قبل از زمانی که بریزد آبرویم

نذرش همه دار و ندارم کرده بودم

آقا اگر در دستهایم بود شمشیر

من شرّشان را از سرت کم کرده بودم

دست مرا بستی تو با حرفت وگرنه...

حیوان صفتها را من آدم کرده بودم

فرصت اگر من داشتم با رخصت از تو

دنیای آنها را جهنم کرده بودم

چیز عجیبی نیست چشمم را دریدند

این صحنه را قبلاً مجسم کرده بودم

با ضربۀ گرزی سرم پاشید از هم

وقتی برای مشک سر خم کرده بودم

تیری سه شعبه زحمت من را هدر داد

با اینکه مشکی پُر فراهم کرده بودم


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 23 خرداد 1396  | 11:51 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

حمید رضا برقعی-حضرت عباس علیه السلام-مدح

مشک برداشت که سیراب کند دریا را 
رفت تا تشنگی‌اش آب کـند دریا را 
آب روشن شد و عکـس قمر افتاد در آب 
ماه می‌خواست که مهتاب کند دریا را 
تشنه می‌خواست ببیند لـب او را دریا 
پس ننوشید که سیراب کند دریا را 
کوفه شد علقمه، شقّ القمری دیگر دید 
ماه افتاد که محراب کند دریا را 
تـا خجالت بکشد، سرخ شود چهره آب 
زخم می‌خورد که خوناب کند دریا را 
ناگهان موج برآمد که رسید اقیانوس 
تا در آغوش خودش خواب کند دریا را 
آب مهریّه ی گل بود والّا خـورشید 
در توان داشت که مرداب کند دریا را 
روی دست تو ندیده است کسی دریا را 
چون خدا خواست که نایاب کند دریا را

 


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 23 خرداد 1396  | 11:50 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

غلام رضا سازگار-حضرت عباس علیه السلام-مرثیه

چو دید تشنه ی لب های خشک او دریاست 
به آب خیره شد و ناله اش زدل برخواست
که آب! از چه نگر دیدی ازخجالت آب؟
تو موج می زنی و تشنه یوسف زهراست 
ز یک طرف تو زنی نعره از جگر در بحر 
ز یک طرف به حرم بانگ العطش بر پاست
قسم به فاطمه هرگز تو را نمی نوشم 
که در تو عکس لب خشک سید الشهداست 
ز خون دیده ی من روی موج بنویسید 
که از تمامی اطفال تشنه تر سقّاست 
خدا گواست که با چشم خویشتن دیدم 
سکینه را که لبش خشک و دیده اش دریاست 
درون بحر همه ماهیان به هم گویند
حسین تشنه و سیراب وحشی صحراست
نوشته اند به لب­های خشک من ز ازل 
که تشنه کام گذشتن ز بحر شیوه ی ماست 
ز شیر خواره برایت پیام آوردم 
پیام داده که: ای آب غیرت تو کجاست؟ 
صدای نعره ی دریا به گوش جان بشنو
که موج آب هم این طرفه بیت را گویاست 
سلام خالق منّان سلام خیرالنّاس 
سلام خیل شهیدان به حضرت عبّاس

 


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 23 خرداد 1396  | 11:50 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

جواد حیدری

حضرت عباس(ع)-مناجات

 

ممنون توأم غم تو روزی من است

برپایی ماتم تو روزی من است

با دست قلم شده برایم بنویس

هر سال محرم تو روزی من است


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 23 خرداد 1396  | 11:50 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 73 ::         20   21   22   23   24   25   26   27   28   29   >  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید