حضرت عباس(ع)-مدح

اى گل، گل پرور ام البنین
سومین شیر امیرالمؤمنین
خالق احساس، اى روح ادب
اى امیر عشق، اى عشق آفرین
صد هزاران ماه از هفت آسمان
نور گیرند از تو اى ماه زمین
اى بزرگى، خاكسار مقدمت
اى شرف در محضرت ویران نشین
اى به انگشت ولا، انگشترى
اى میان حلقه‏ ى عصمت نگین
پنج معصوم خدا بوسیده‏ اند 
بارها این دستهاى نازنین
سوره ‏ى عشق نماز كربلا
پاسبان خیمه‏ ى ناموس دین
اى به تو چشم امید عالمین
سیّدى یا كاشف‏الكرب الحسین

با نگاهى از همه دل مى ‏برى
غارت دل مى‏ كنى با دلبرى
زیر پر، بهر تبرك جبرئیل
از مهار ناقه ‏ات برده پرى
رقص تیغت در شجاعت بى ‏نظیر
در رگت جارى است خون حیدرى
واى مقیاس تو و سلمان كجا
با نگاه خویش سلمان پرورى
اى نگاه آل هاشم سوى تو
در وفا آئینه دار كوثرى
میر و سردار سپاه عترتى 
هم علمدارى و هم آب آورى
بر مقامت غبطه دارد هر شهید
روز محشر آبروى محشرى
اى به تو چشم امید عالمین
سیدى یا كاشف‏ الكرب الحسین
از فروغت عشق معنا مى ‏شود
قطره از لطف تو دریا مى ‏شود 
سایه ‏اى از قامت رعناى تو
در بهشت عدل طوبى مى ‏شود
تا در این بیت العزاى تو حسین
  جان فشانم از براى تو حسین


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 16 تیر 1396  | 6:52 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

حضرت عباس(ع)

اى به معراج شرف بالاترین
اى به جمع دلبران زیباترین
اى بهار بى خزان هاشمى
سبزپوش بوستان هاشمى
با نگاهت یاس خوشبو مى‏ شود
گلشن احساس خوشبو مى ‏شود
هیچ گل همچون گل احساس نیست
یاس هم خوشبوتر از عباس نیست
محرم وصلى به میقات حسین
روى تو، طور مناجات حسین
اى عمود خیمه‏گاه اهل بیت
اى به گاه غم پناه اهل بیت
همتّت چون روز عاشورا بلند
قامتت چون شاخه‏ ى طوبى بلند
چشم گردون خیره بود اما ندید
آفتاب و ماه را یك جا ندید
غیر آنجا كز تاسف آفتاب
ماه را مى ‏كرد با حسرت خطاب
كه ‏اى گلی که از حسن شبنم پاك تر
وى ز قلبم سینه ‏ات صد چاك تر
اى كس من، بى كسى من ببین
یك تنه تنها و این دشمن ببین
رفتى و بردى ز دل صبر و شكیب
خوب بنهادى برادر را غریب
دید هر عضوش ز هم بگسیخته
بر زمین چون توده گل ریخته
هر دو دستش چون دو شاخ ارغوان
بر زمین افتاد چون برگ خزان
پیكرش را دید بردارد اگر
همچو گل ریزد به روى یكدگر
گشت بى طاقت به بالینش نشست 
  گفت از بار غمت پشتم شكست


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 16 تیر 1396  | 6:51 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

حضرت عباس(ع)-شهادت

پسر فاطمه را تا كه علمدار بود 
نتوان گفت كه شاهنشه بى یار بُودْ 
شب نگهبان حریم شه آزاد حسین 
روز فرمانده یاران وفادار بُودْ 
تشنه در شط شدن تشنه برون آمدنش 
آخرین حد جوانمردى وایثار بُودْ 
مشت زد بر دهن شمر، امان آور خویش 
كه مرا مرگ به از ماندن با عار بُودْ 
با برادر چو پدر بهر پیمبر بودى 
وان پدر را پسر اینگونه سزاوار بُودْ 
كه گه حمله به روبه صفتان گفت سپهر 
ثانى شیر خدا حیدر كرار بُودْ 
لیك چون درك سعادت ز شهادت بُودَشْ 
كشته گشتن شرف آن گل بى خار بُودْ 
گرد شد عرصه پیكار و برون از دل كرد 
بین كه دور از تن وى دست گهر بار بُودْ 
تا به دامان حبیبش برسد دست امید 
پپیشاز تن او پیشكش یار بُودْ


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 16 تیر 1396  | 6:51 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

حضرت عباس(ع)-شهادت

چشمایت روضه خوانى مى ‏كند
اشكها را ساربانى مى ‏كند
آن افقهاى نگاه زخمى ‏ات 
كربلا را دشتبانى مى ‏كند
علقمه بعد از تو چشم خویش را
روى نیزه، سر دوانى مى ‏كند
رفتى و در خیمه ‏هاى تشنه لب
آب با آتش تبانى مى كند
رفتى و بر سرنوشت آبها
شرمسارى، حكمرانى مى ‏كند
اى پشت پر چین بلند علقمه
كیست آنكه روضه خوانى مى ‏كند
یك نفر دارد ز مشك و دست تو
با دو بوسه قدردانى مى ‏كند


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 16 تیر 1396  | 6:51 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

حضرت عباس(ع)

هرجا برات گریه کنم بهشته یا اباالفضل

زهرا به روی قلب من نوشته یا اباالفضل

به بیقراری ام مینازم میسوزم از عشق و می سازم

هرجا که اسمتو بیارن بی اختیار دلمو می بازم

ای کاش دل درمونشو ازت بگیره امشب

بین همین سینه زنی برات بمیره امشب

حرم قشنگت آرزومه نوکری تو آبرومه

به عشق تو زنده می مونم بدون تو کارم تمومه

چشمهای بی مقدارمو به پرچمت می دوزم

تقدیر من اینه آقا از عشق تو بسوزم

هر جا برات گریه کنم بهشته یا اباالفضل

زهرا به روی قلب من نوشته یا اباالفضل

تو روضه ی زخم مدینه گریه برات چه دلنشینه

چشام توی دریای اشکه وقتی که خوابتو می بینه

از دولت عشق تو شد دلم غلام زهرا (س)

به دست تو زندگیمو زدم به نام زهرا (س)

نشد که تو بگیری آخر تقاص دادهای حیدر

هنوز منتظر نشستی برای انتقام مادر

با یاد ظلم کوچه ها بیاد حسرتی تو

از داغ زهرا مادرت زخمی غیرتی تو

هر جا برات گریه کنم بهشته یا اباالفضل

زهرا به روی قلب من نوشته یا علی مدد


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 16 تیر 1396  | 6:51 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

‏حضرت عباس(ع)

 

همه حیثیت آدم و عالم با توست

‏در فرات نفسم گام بزن، دم با توست

من از این جذر و مد سینه زنانت خواندم

‏ماه من شورش شب های محرم با توست

‏دشمن از ترس تو هرگز مژه بو هم نزند

‏غضب آلوده­ای و خشم خدا هم با توست

با حضورت حرم آل علی آرام است

‏تا زمانی که در ا ین قافله پرچم با توست

علقمه زیر شتاب نفست می لرزد

‏وعده ای داده ای و چشمه زمزم با توست

دست زد بر كمر و پای تو بشكست حسین

قد بر افراشتن این كمر خم با توست

هیچ كس مثل تو از وعده خود آب نشد

مشك شد پاره و تنها غم عالم با توست


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 16 تیر 1396  | 6:51 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

حسن فطرس

حضرت ام البنین(س)-حضرت عباس(س)

 

این صدای ناز عباسِ من است

نغمه‌های راز عباسِ من است

شرحه بر بیت خموشم می‌رسد

باز تكبیرش به گوشم می‌رسد

آمده آهِ ابالفضلم به گوش

مشك دارد گه به دندان گه به دوش

ناله با این گریه‌هایم می‌كند

آمده مادر صدایم می‌كند!

من دعا بی قدر و بی حد گویمت

ای ابالفضلم خوش آمد گویمت

آمدی مادر فدای موی تو

پس چرا خاكی شده گیسوی تو؟

گو مگر روی زمین افتاده‌ای؟

گو مگر از صدر زین افتاده‌ای؟

كار مادر اشك مجنونی شده

چشم عباسم چرا خونی شده؟

چنگ خود كی پای زلفانت زده؟

تیر كین كی بر دو چشمانت زده؟

با دو دستت دست مادر را بگیر

تا كشم از چشم شهلای تو تیر

وای عباسم دو دستانت كجاست؟

بازوان همچو مردانت كجاست؟

مادرت شد سرفراز جنگ تو

علقمه شد عرصه‌ی آهنگ تو

من شنیدم از وفا و غیرتت

دور تو گردم فدای هیبتت

من شنیدم طعنه بر رشكت زدند

مادرم تا تیر بر مشكت زدند

من شنیدم بی دو دست از روی زین

ای گلم با صورت افتادی زمین

دامن زهرا سرت بگرفته است

آه! زهرا در برت بگرفته است

بانویم از غم رهایت كرده است

فاطمه مادر صدایت كرده است

حاجی من حج تو باشد قبول

اجر تو با دست زهرای بتول

آمدی این دل حزین با خود ببر

مادرت ام البنین با خود ببر


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 16 تیر 1396  | 6:50 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

حامد عسكری

*نذر ساحت سقای بی دست کربلا(مربوط به زلزله زدگان بم)

 

هرکجا مصرعی از مشک و علم می آید

مصرع بعدی آن قافیه کم می آید

خاک و خون خورده ی آوار بلاییم امیر

خاک بر سر شده ی عشق شماییم امیر

آرزوی همه مان کرب و بلا نیست که هست

سردر چادرمان نام شما نیست که هست

در پی بوسه بر آن دست قلم آمده ایم

پسر فاطمه از جمعه ی بم آمده ایم

کوره ای از جگر زخم و تنوری آهیم

همه چادر زده در غربت اردوگاهیم

خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود

گرتو بیداد کنی شرط مروت نبود

خیمه داریم ولی آب نبسته است کسی

دل دختر بچه ای را نشکسته است کسی

خنده بر غربت چشم پر اشکی نزدیم

آب کم بود ولی تیر به مشکی نزدیم

باز هم دست خودم نیست و شاعر شده ام

جاده و اسب مهیاست مسافر شده ام

قسمت این بود که آن زلف پریشان نشود

تاول تف زده بر حنجره عریان نشود

خشت خشت غزلی نیست که در تاسوعا

گسل نام شما باشد و ویران نشود

می روم قافیه ها شعله بر این خانه زدند

شمعها خنجری از پشت به پروانه زدند

گفتن از چشم شما کار زما بهتر هاست

قرعه ی فال به نام من دیوانه زدند


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 16 تیر 1396  | 6:50 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

علی اكبر لطیفیان

حضرت عباس(ع)-شهادت

 

یل خیبر شکن دلاوره

تو رگاش غیرت خون حیدره

وقتی پرده از جمالش می کشه

توی آسمون دشت کربلا

قمر اندر قمر اندر قمره

قیامت یوسف برای دیدنش

صد شتر طلا و نقره می بره

با هون ذکر أنا بن حیدرش

‏ می زنه از میمنه تا میسره

زهره لشکر فتنه آب می­شه

دستاشو اگه به شمشیر ببره

وقتی ابروهاشو درهم می­کشه

رنگ و از چهره لشگر می بره

وقتی شمشیر می­زنه همه می­گن

با رجزهاش همه بیچاره می­شن

همه یا عباس ارحمنا می­گن

پاسبون صبح و شام زینیه

روز محشرم غلام زینیه

روز محشر رو سرش گل می­ریزن

زیو پاش دست توسل می ریزن

تا میاد همه براش فدا می­شن

انبیاء به احترامش پا می­شن

سر در بهشت، پرچم می زنن

پرچم ماه محرم می زنن

تو بهشت یه هیئتی بر پا می شه

پسر ام البنین سقا می شه

اونجا با مشک پر ازکوثر میاد

از خجالت سکینه در میاد

وقتی زهرا بیاد و صداش کنه

بیاد و فاطمه هم نگاش کنه

دستاشو برا شفاعت بیارن

روی زخم دست زهرا بذارن

‏اونجا روبروی اون چشم کبود

تازه معلوم می­شه عباس کی بود   


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 16 تیر 1396  | 6:50 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

هر چند جداست دست عباس

دستان خداست دست عباس

ا زبس که غریب مانده زینب

مشغول دعاست دست عباس

از پیکر اگر جدا افتاده

در بحر بلاست دست عباس

افتاده ز اسب، ماه زهر

ای وای! کجاست دست عباس؟

قرآن فتاده بر زمین است

آیات شفاست دست عباس

ای اهل حرم قرار گیرید!

دنبال شماست دست عباس

دستان سخاوت دست عباس

ارکان سخاست دست عباس

بر سینه آب، دست رد زد

منشور وفاست دست عباس

دست ادبش به سینه دارد

دریای حیاست دست عباس

مهدی، بطلب ظهور خود را

تا رو به سماست دست عباس!


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 15 تیر 1396  | 12:46 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 80 ::         60   61   62   63   64   65   66   67   68   69   >  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید