هوای شهر پر از نفخه ی رهایی هاست
پر از نسیم دل انگیز کربلایی هاست
خدا کند که به امید کربلا باشد
که این جدایی ها بهترین جدایی هاست
از التماس دعاها پر است هر کوله
که مال عمه، عمو، خاله ها و دایی هاست
میان همسفران در مسیر آن شوقی ست
که روز اول تحصیل ابتدایی هاست
چه خوب وبد چه سیاه وسفید پیش همند
همین بهانه ی آغاز آشنایی هاست
برای پول زیارت گداشدن خوب است
چه پادشاهی ها در همین گدایی هاست
مس وجودی جامانده ها طلا نشده ست
چرا که جایزه ها قسمت طلایی هاست
اگر به او نرسیده صدای یک عده
گناه علت اصلی نارسایی هاست
مگرحرارت آن ها به دادشان برسد
امید هر دل یخ کرده ای به چایی هاست
شاعر : مجتبی خرسندی
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
ذکر هوالمعشوق هنگام سحر داریم ما
از دولت عشق است اذکاری اگر داریم ما
هر کس که با ما مینشیند زود عاشق میشود
خیلی برای این محله دردسر داریم ما
پیراهن ما نیز درمان میکند یعقوب را
از کوچه یوسف هراز گاهی گذر داریم ما
در عشق از اول برای سوختن اماده ایم
یعنی در آغازش ز پایانش خبر داریم ما
یکروز خاکستر شدن را یاد میگیریم، چون
شب تا سحر پروانه را زیر نظر داریم ما
ما سوختن را در میان گریه کردن ، یافتیم
در اب میسوزیم از بسکه هنر داریم ما
گفتیم اگر کلب نجف هستیم، ایرادی نداشت
چون با سگ کهف آشنایی بیشتر داریم ما
خوب است سائل در گدایی خویشتن داری کند
اینجا ولی از خویشتن داری حذر داریم ما
حالا که اجر گریه از اجر شهادت بهتر است
بالاتر از خون گلو خون جگر داریم ما
داریم در این جاده جبریل مقرب میشویم
پای پر از تاول به جای بال و پر داریم ما
شاعر : استاد علی اکبر لطیفیان
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
رسیده کاروان گل از راه پرخطری
کبود و نیلی و زخمی به منزل دگری
به روی ساقه وگلبرگشان پر از خاشاک
چه شبنمی است به چشمانشان،چه چشم تری
دراین میان گلی از غنچه ها به جا مانده
صبارسانده از او از خرابه ای خبری
رسیده باغ گلی در میان باغستان
کجاست بلبل شیرین سخن بخواند او اثری
کجاست ساقی این بوستان که پژمرده
نمانده غنچه ای، نه شکوفه ای،ثمری
رسیده از ستم خارها به این گلزار
چه آتشی و چه سوزی،چه شعله ای، شرری
رسیده خواهرت از شام غم برادر من
نما به قامت همچون هلال من نظری
چه سرنوشت عجیبی، عجیب تر این بود
کنار حرمله وشمر ،با تو همسفری
به شهر شام چه خونها به دل شد از داغت
شراب وچوب ولب و بزمِ خونجگری
یهود واهل سقیفه به آتش و باسنگ
تو را نشانه گرفتند بین هر گذری
” ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است”
قرارمان که نبوده رَوی مرا نبری
شاعر : حسین رضائیان
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
این همه راه آمدم حالا بیا با من بگو
آن عبای کهنه و انگشتر دست تو کو؟
قتله گاهت را حسین با سنگ ها پر کرده اند
سخت پیدا می شود این تکه هایت ای سبو!
راستی اصلا حسین من تویی؟…حرفی بزن
یا اخا! دیگر ندارد چشم خواهر هیچ سو
این سرازیری تل را با سر و پا آمدم
دیدم آخر جان زینب، ماجرا را مو به مو
مُهر غربت خورده بر هر صفحه این چادرم
پا نهاده بر دلم با چکمه هایش آن عدو
او نشست و من نشستم، او کجا و من کجا!!
او به روی سینه و من هم هراسان روبرو
بوسه بر رگ های گردن میزنم، هرچند…آه
دردسر بوده برایت بوسه ام زیر گلو
کاش برخیزد ز جایش غیرتی سقای من
مانده بهر زینبت تنها همین یک آرزو
شاعر : حنیف منتظرقائم
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
عمری با اسم تو مأنوسم
ازدوری حرم میپوسم
من با روضه تو آرومم
فرش هیئتتو میبوسم
با عشقت عمریه درگیرم
از تو دم نزنم میمیرم
جواز اربعینم رو من
از دست دخترت میگیرم
شاهم حسین ماهم حسین
اسمته سیر الی اللهم حسین
شورم حسین نورم حسین
روشنایی توی گورم حسین
آقام حسین
***************************
چه شور و چه نوایی داری
به چه صحن و سرایی داری
اربعین دنیا میبینه که
چقدر تو فدایی داری
باز موکب دوباره جاده
باز دلهای پاک و ساده
یک ساله که دل بی تاب و
مست چای ابو سجاده
دنیا حسین عقبا حسین
دم تو جاده کربلا حسین
جونم حسین خونم حسین
همه چی موبه تومدیونم حسین
آقام حسین
***************************
روضت به عالمی می ارزه
میخونم اسمتو هر لحظه
با تو بودن برام توفیقه
کربلات جنت فی الارضه
مهرت به هر دلی میشینه
ذکر تو به غمام تسکینه
بعد از اشک به روضت آقا
شور سینه زنی شیرینه
اول حسین آخر حسین
احتیاج نوکر تو محشر حسین
ای جان حسین جانان حسین
رو لبمه سنه قربان حسین
آقام حسین
شاعر : محمد زنجانی
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
مدد از علی گرفتم ، من و جاده ، کربلا
حمد لله که خدا اجازه داده ، کربلا
سفری که حمله دار آن فقط خود خداست
سفری پر از صفا و فوق العاده کربلا
من و این مسیر و این عمودهای منتظر
من و این جمعیت و خاکی و ساده ، کربلا
به همین جاده قسم تمام طول جاده را
همه را خودش کشانده بی اراده ، کربلا
سفره کرامتی که پهن کرده دیدنی است
چه قیامتی در این جاده نهاده ، کربلا
و هوالجنة مأوا و هو الشرب الطهور
تا حسین هست چه حاجتی به باده ، کربلا
هلا بیکم هلا بیکم یا ضیوف العباس
هلا بیکم بمدینة الشهادة ، کربلا
به خدا بهتر از این عشق میسر نشود
از نجف پر بکشی پای پیاده ، کربلا
شاعر : حمید ضیاء یزدی
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
این روزها پر از تبِ مولا کجاییام
اما هنوز کوفهای از بیوفاییام
هم زخم میزنم به تو هم دوست دارمت
در گیرودار تیرگی و روشناییام
گم کردهام مسیر تو را در غبار شهر
اما اسیر توست دل روستاییام
گفتند کربلای زمینی... نیامدم
حالا که راه بسته شده من هواییام
این بار چندم است که تا مرز آمدم
آه از شکستهبالی و بیدست و پاییام...
پلکم که گرم میشود از خواب میپرم
با سُرفههای همسفر شیمیاییام
آورده ام بضاعت مزجاة قوم را
انگشتر «عزیز»م و تسبیح «دایی»ام
آوردهام پناه به ششگوشهٔ غمت
برگشتهام به اصلیَتِ نینواییام
دستت همیشه روی سر ما پیادههاست
این اربعین به لطف خدا کربلاییام...
شاعر : حسن بیاتانی
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
اربعین ای کاش میلیونها نفر
بالباس مشکی و چشمان تر
باظهور مهدی صاحب زمان
همچونان سیلی خروشان،بی امان
راه را سوی مدینه واکنند
روبه سوی وادی الزهراکنند
لرزه اندازند برجان یهود
زیرپاها له کنند آل سعود
پرکنند از دسته های سینه زن
گنبدالخضراء تاصحن حسن
گل دهد باغ و بهار فاطمه
تاشود پیدا مزار فاطمه
بعداز آن بااقتداری بی نظیر
میکند جلوه نگاری بی نظیر
میشود درسرزمینها حجاز
پرچم جانم حسن دراحتزار
شاعر : قاسم نعمتی
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
سبک (می گذرد کاروان..شهرام ناظری)
آمده ام پیش تو از سوی شام بلا
طول سفر بوده ام برغم تو مبتلا
خاک مزارت شها چشم مرا توتیا
بعد چهل روز وشب آمده ام کربلا
ای شه سرجدا یاحسین در ره حق فدا یا حسین
خیز وببین زینب تو زار وحزین
در غم تو، بوده همی، چله نشین
ای شه سرجدا یاحسین
در ره حق فدا یا حسین
___________
آمده یک کاروان خسته وزاری کنان
قلب همه پر زدرد چشم همه خونفشان
ختم اسارت شده وقت زیارت شده
از سفر ی پر بلا گاه شکایت شده
هرکه بینی سر یک مزار ، گریه ها می کند زار زار
مادری بر، روی قبر، شیر خواری
سینه پر شیر،می کند افغان وزاری
می گوید ای علی اصغرم
شیر آوردم. گل پرپرم
ای شه سرجدا یاحسین
در ره حق فدا یاحسین
____________-
شرم کنم یا اخا بابت دردانه ات
گشته شهیده به شام دلبر جانانه ات
زینب خود را ببخش گشته فدا دخترت
هست از اینرو خجل خواهر غم پرورت
بهر مردن من کن دعا
ای زینت دوش مصطفی
ای شه سرجدا یاحسین
در ره حق فدا یاحسین
شاعر : اسماعیل تقوایی
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
آمد بر تو خواهر
بعد از چهل شب وروز آمد بر تو خواهر
گر زینبت ببینی نشناسی ام برادر
قدم خمیده گشته،مویم سپید ودل خون
هر روز این چهل روز بودم غمین ومضطر
درد فراق یکسو،یکسو غم اسارت
بر قلب خواهر تو هر لحظه بوده آذر
در پیش کاروانم راس تو روی نیزه
همراهیم نموده تابنده همچو گوهر
درشام جان به لب شد غمدیده زینب تو
بی حر متی به ما شد از سوی قوم کافر
باز آمدم به اینجا جایی که کشته گشته
عباس، عون وجعفر،قاسم علی اکبر
باز آمدم به جایی کاینجا به پیش چشمم
بر گردن تو بگذاشت، شمر لعین،خنجر
خیز ای عزیز زهرا آورده ام سرت را
تا بیش از این نماند این سر جدا زپیکر
خاک مزارت ای جان بر رو و سر بریزم
تا که شفا بگیرم زین تربت معطر
شرمنده ام، رقیه،مانده به کنج ویران
بر دختر سه ساله گشته خرابه سنگر
ای کاش روی قبرت جانم زتن در آید
طاقت دگر ندارم دوریت ای برادر
شاعر : اسماعیل تقوایی
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 


