‏با "حلالم کنید ها" طی شد روزهای اوایل آبان
دوستانم میان زائرها، من اسیرِ دوباره‌ی تهران

‏نه حسادت نمی‌کنم اما، خون دل میخورم شدیداً با
دیدن ازدحام جمعیت پشت مرز شلمچه و مهران

‏این همه از سراسر دنیا سر این سفره‌ی کرم جمعند
گردن میزبان که نیست اگر به ضیافت نمی‌رسد مهمان!

‏دارد این داغ می‌کشد آخر، گوشه چشمی بکن به این نوکر
پیش از آنی که شاملم بشود آیه‌ی "کل من علیها فان"

‏مثل من کربلا نرفته زیاد، مثل من دلشکسته بسیار است
تو خودت باز کن گره ها را، ما که شرمنده ایم آقاجان

نفیسه سادات موسوی...




ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 16 آبان 1396  | 11:28 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

بند اول:

با مژه میکنم هر شب جمعه آب و جاروش، منمو صدای چاووش
چی بگم از حرم، هوای دلبرم
هرچی خاطره دارم فقط از حرم تو دارم
به اذن مادرت میمونم نوکرت
خدا به اعتبار روضه داده اعتبارم
تو لیاقت دادی به من نالایق
تو عنایت داری به گدات از سابق
همه یوسفهای عالمن مجنونت
همه لیلاها رو حرمت کرد عاشق
(یاثارالله و ابن ثاره)
****************
بند دوم:
تویی پشت و پناهم، اونی که مثل کوهه
زمین کربلات که ساحل کشتی نوحه، گنبدت چه باشکوهه
شدم ابر بهار ، به بهونه ی تو
دلم تنگ قدم زدن تو بین الحرمینه
کجا برم به جز درِ خونه ی تو
وقتی که بهترین در بهشت باب الحسینه
بدم اما آقا، تو که خیر الناسی
یه نگاه کن به این نوکر احساسی
بذا زیر سایه ت بمونم تو هیئت
نکنی بیرونم، حضرت عباسی
(یاثارالله و ابن ثاره)
****************
بند سوم:
خیلی دارم ارادت به تو و خونواده ت
فقط از حرم تو رد میشه راه سعادت، بطلب برام شهادت
امیر کربلا، شهید سرجدا
شده کاسه ی چشمای من از غمت لبالب
به علمت قسم ، که جونمو میدم
برای گریه های عصر عاشورای زینب
چقَدَر خوبه من به تو عادت دارم
توی هیئت هم حس عبادت دارم
بذا تا غرق خون بشم آقا واست
به خدا خیلی شوق شهادت دارم
(یاثارالله و ابن ثاره)

 

شاعر : مظاهر کثیری نژاد




ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 16 آبان 1396  | 11:27 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

بند اول:
حسین جان الهی رقیه ت منو هم ببینه
دعا کن، الهی غمت رو دل من بشینه
میدونم، خدا هم خودش زائر اربعینه
شیش گوشه ت قبله و محرابم
عشق تو گوهر نایابم
میخونم ای حسین اربابم حسین اربابم
حسین محور عالم امکانه
زمان و زمین با دمش طوفانه
خدا بر لبش ذکر واعطشانه
(حسین یا حسین یا اباعبدالله)(4)
****************************
بند دوم:
چه خوبه! که مرغ سعادت رو شونه م نشسته
خدایی ، که عشق تو خیلی به جونم نشسته
حسین جان، ببین گرد راه روی گونه م نشسته
نشسته بین جاده روی
صورتم جای اشک و مویه
میآید برمشام بوی کربلای ارباب
فقیر اومدم پادشا برگشتم
اسیر اومدم مبتلا برگشتم
تموم غم و غصه م اینه آقا
چه حیف شد که از کربلا برگشتم
(حسین یا حسین یا اباعبدالله)(4)
****************************
بند سوم:
رسیدم ، همونجا به شیش گوش تو تکیه کردم
همونجا، همه جونمو نذر تو هدیه کردم
به جای ، رقیه سر قبر تو گریه کردم
می بینم عشقتو هر جای
این صحرا اربعین مشّایه
میشم با کربلا همسایه کربلا همسایه
رسیدم حرم هم قدم با جابر
فداییت میشم هم قسم با جابر
گرفتم به لب ذکر و دم با جابر
(حسین یا حسین یا اباعبدالله)(4)

شاعر : مظاهر کثیری نژاد




ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 16 آبان 1396  | 11:27 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

کربلا محشر کبراست بیا تا برویم
تا ببینیم چه غوغاست بیا تا برویم

دیده ی سیر و سلوک از همه آفاق بگیر
( کربلا منتظر ماست بیا تا برویم )

پا بزن بر هوس و دست بکش از دنیا
کربلا آخر دنیاست بیا تا برویم

راه حج گر چه که بستند به ما غم نخوریم
کعبه ی اهل دل آنجاست بیا تا برویم

خواستی نعمت جاوید اگر بار ببند
میزبان حضرت زهراست بیا تا برویم

خوان مهمانی سالار شهیدان پهن است
"رحمت واسعة" پیداست بیا تا برویم

نور مصباح هدی، مرحمت فلک نجات
گوشه در گوشه هویداست بیا تا برویم

ساحل علقمه از عطر ابالفضل پر است
تا ببینیم چه زیباست بیا تا برویم

دامنی اشک بیاور که به دامان حرم
محفل گریه مهیاست بیا تا برویم

زینب از شام بلا آید و گوید غم دل
تا ببینی چه خبرهاست بیا تا برویم

بشنوی تا که حدیث سفر کرببلا
روضه خوان زینب کبراست بیا تا برویم

نوغزالان حرم را که شکسته پر و بال
وقت تسکین و تسلاست بیا تا برویم

از پی تسلیت مادر شش ماهه، رباب
که دل افسرده و تنهاست بیا تا برویم

گر شفا میطلبی از غم جان، این درگاه
مهد هفتاد و دو عیساست بیا تا برویم

دست خالی نرود هیچ کس از کوی حسین
پسر فاطمه آقاست بیا تا برویم

گرچه دست از تنش افتاد و علم از دستش
دستگیر همه سقاست بیا تا برویم

 

شاعر : استاد سید رضا موید




ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 16 آبان 1396  | 11:27 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

دل شوریده ام حال و هوای اربعین دارد
عجب شوری برای کربلای اربعین دارد

ذبیحش را خلیل الله قربانی کند از شوق
اگر داند عجب قُربی منای اربعین دارد

یکی چشم انتظار زائران موکب به پا کرده
یکی در خانه اش مهمانسرای اربعین دارد

یکی شوید غبار از چهره ی زائر به اشک خود
چه شور انگیز غوغایی فضای اربعین دارد

جوان و پیر نشناسد که هر کس عشق را فهمد
دلی شوریده، قلبی مبتلای اربعین دارد

گرفته روی دست خویش تصویر شهیدش را
به قدر کل مردم خون بهای اربعین دارد

نجف تا کربلا یعنی شهادت در ره مولا
چه درسی ابتدا و انتهای اربعین دارد

چه جبرانی فراق یار دارد غیر جان دادن؟
چنان جابر که جانی مبتلای اربعین دارد

سلام ما به زینب قافله سالار غمدیده
که از خون جگر اشک عزای اربعین دارد

"گلی گم کرده ام میجویم او را" ... بازهم زینب
نوایی آشنا در نینوای اربعین دارد

سید روح الله موید




ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 16 آبان 1396  | 11:27 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

در میان عاشقان عطر حضورت میرسد
با ظهور اربعین بوی ظهورت میرسد

بیشتر از روز عاشورا به روز اربعین
بر لبِ لب تشنگان جام طهورت میرسد

بسکه در ماه صفر عالم حسینی میشود
از مسیر کربلا امواج نورت میرسد

با چه شوقی اهل ایمان راهپیمایی کنند
کاروان در کاروان بوی عبورت میرسد

در تمام نوحه ها هستی و نوحه میکنی
از میان شورها نجوای شورت میرسد

چیست موکبهای ما؟ میعادگاه وصل یار
ذی طُوی اینجاست، عطر کوهِ طورت میرسد

هیچکس اینجا ندارد حاجتی جز روی تو
دارد از ره روز مُوفورُ السُّرورت میرسد

یالثارات الحسینت میشود نزدیکتر
نعرۀ یافاطمه از راه دورت میرسد

گریۀ صبح و مسا کار خودش را کرده است
غم مخور یابن الحسن، فجرِ سُحورت میرسد

هر چه میخواهی بده فرمان، که ما آماده ایم
این، اَناالمهدیست کز قلب صبورت میرسد

با کلام نافذ تو عقلها کامل شود
خطبه ای خوان، خود بگو فتح وُفورت میرسد

عمه جانت روی تلّ زینبیه منتظر
زینبیه پرسد از تو، کی ظهورت میرسد

ناله از گودال می آید که عَینَ المنتقم
انتقام انگار از اشک غرورت میرسد

التیام زخم های چارده معصوم کو
انتقام زخم پهلو زخم صورت میرسد

 

شاعر : محمود ژولیده




ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 16 آبان 1396  | 11:26 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

امان ز آتش روز حساب داد به من
منم كه ذره ام و آفتاب داد به من

دو قطره اشك ز لطفش به من تفضل كرد
اگرچه خارترينم، گلاب داد به من

دلم به خادمى جون نيز قانع بود
حسين منصب عاليجناب داد به من

جوانكى بودم، مادرش مرا پرورد
جوانه اى بودم، عشقش آب داد به من

براش گريه نكردم ثواب جمع كنم
براى كار نكرده ثواب داد به من!

خدا گواست كه او با هر (السلام عليك)
هزار مرتبه روزى جواب داد به من
::
چه كرد ساقى من با دلم در آن موكب؟
به جاى چاى گمانم شراب داد به من!

 

شاعر : پیمان طالبی




ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 16 آبان 1396  | 11:26 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

به شوق اسمان اینبار میگیریم پر از پا
شروع عاشقی در اربعین باشد اگر از پا

قدم ها می رود وقتی به سمت جنت الاعلا
میان راه حق داریم نشناسیم سر از پا

به روی چشم خدام است خاک پای هر زائر
که در راه وصال عشق می جوشد گهر از پا

جنون شد ضرب در عشق و مثل ها را عوض کرده
در این صحرا به جای دست ریزد صد هنر از پا

نه از ذکر و مناجات و نه از صوم صلات و حج
که زائر بیشتر در حشر می بیند ثمر از پا

 

شاعر : مجتبی نجیمی




ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 16 آبان 1396  | 11:26 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

گدا به لطف نگاهت امیر خواهد شد
به پای عشق تو، سلطان، اسیر خواهد شد

تمام برکت و احسان خوان تو عشق است
گرسنه بر سر این سفره سیر خواهد شد

هر آنکه ثروت عالم به کف گرفته، اگر
محبت تو ندارد، فقیر خواهد شد

میان هم همه ی اربعین مسیحی هم
ز شوق با همگان هم مسیر خواهد شد

فضای هجمه ی داغ تو بس که جانسوز است
جوان ز شدت این غصه پیر خواهد شد

محمد قاجار




ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 16 آبان 1396  | 11:26 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

اینجا كشيده ايم به شوق تو صف همه
سوي تو عازميم به شور و شعف همه
ما تشنه ايم، تشنه ي صحراي طف همه
پای پیاده آمده ايم از نجف همه

تاريخ اگرچه فاصله انداخت بين ما
در راه عشق توست همه شور و شين ما

شد سهم ما امانت عشق تو از الست
يعني كه دين ما به تو از روز اول است
پاهاي خسته اي كه پر از زخم و تاول است
اجمالي از تلاطم شوقي مفصل است

ما زايران كوي تو هستيم از قديم
با هر قدم به روي خطايي خطي زديم

اين كهكشان كه چرخ زنان بر مدار توست
اين قطره ها كه مقصدشان جويبار توست
اين سيل جمعيت كه چنين رهسپار توست
از هر نژاد و رنگ و زبان بيقرار توست

هر بيدلي شده ست مسافر به شوق تو
از شرق و غرب آمده زائر به شوق تو

ما از فرات غسل زيارت گرفته ايم
پيش تو در بهشت اقامت گرفته ايم
از چشم تو برات شفاعت گرفته ايم
از خون وضو براي شهادت گرفته ايم

عشق تو را نشان به زمين و زمان دهيم
آخر در اين مسير به پاي تو جان دهيم

دارد هميشه شور تو جريان در اين مسير
ما بگذريم يكسره از جان در اين مسير
در ياد ماست پير جماران در اين مسير
حس ميشود حضور شهيدان در اين مسير

ما نايب الزياره ي خيل شهيدها
نزد تو آمديم امام اميدها

 

شاعر : سید علیرضا شفیعی




ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 16 آبان 1396  | 11:26 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 47 ::         20   21   22   23   24   25   26   27   28   29   >  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید