راه عشق است این و راه ساده نیست
برنخیزد هر کسی آماده نیست
جاده ای گلگون تر از دلهای پاک
مرکبی جز عشق در این جاده نیست
هر که بنشیند بماند زین طریق
هان بهوش این کار هر افتاده نیست
راه عشق و راه خون و راه نور
هر که جز این ره رود آزاده نیست
هر که جز راه بلا را طی کند
دل ز کف داده ولی دلداده نیست
کربلا راهی ست گلگون تر ز عشق
ره نپوید هر که را این باده نیست
پای دل می خواهد و پای جنون
افتد از پا هر که مجنون زاده نیست
شکر نعمت کن به خاک کربلا
سجده را دریاب گر سجاده نیست
"یاسر" از عطر ولا بویی نبرد
هر که سمت کربلا استاده نیست
شاعر : محمود تازی
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
ای غبار حرمت تاج سر نوکرها
نوکری ات شده تنها هنر نوکرها
” با بی انت و امی یا اباعبدالله”
به فدایت همه مادر پدر نوکرها
درقیامت تو به فکر من و امثال منی
میشوی سنگ صبور و سپر نوکرها
عدّه ای را طلبیدی به زیارت اما
نشده قسمتشان بیشتر نوکرها
کشته ی اشک چه داریم برایت بدهیم
ای به قربان تنت چشم تر نوکرها
کاش مانند شهیدان خودت آخرِعمر
بگذاری سر زانوت سر نوکرها
ببری تا که به همراه خودت میمانی
جلوی درب جنان منتظر نوکرها
ای که درعلقمه خم شدکمرت میبینی
از مصیبات تو خم شد کمر نوکرها
اربعین پای پیاده به حرم می آییم
می شود پخش در عالم خبر نوکرها
شاعر : محمد حسن بیاتلو
مداح: حاج حسین سیب سرخی
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
آقا بخر این دربدرِ کرب و بلا را
تا باز ببیند سحر کرب و بلا را
ارباب بیا و اربعین قسمت ما کن
با پای پیاده حرم کرب و بلا را
شاعر : محمود مربوبی
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
اربعین، ذی الحجه ی عشاق در کرب و بلاست
بستن احرام با پیراهن و شال عزاست
بر تمام خلق از شش گوشه رحمت می رسد
چرخش عالم به غیر از حول این محور خطاست
هروله بین صفا و مروه این جا دیدنی است
ذکر ما تا کربلا لبیک بر شاه وفاست
بر طواف این حرم اهل سما راغب ترند
بس که طوف این حرم با برکت است و با صفاست
بی حسین بن علی کعبه ندارد ارزشی
بعد سال شصت و یک عرش خدا در نینواست
زائران مرقدش عرش خدا را دیده اند
زائر او زائرِ الله در عرش خداست
ترس آن دارند که کعبه شود خالی ز خلق
ور نه می گفتند تحت قبه اش چه پر بهاست
حالِ صحن نینوا یا حالِ بین روضه ها
بهترین حال و هوای ما همین حال و هواست
شاعر : مجتبی قاسمی
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
آرزوی حرمت بر دلِ شیدا مانده
مثل یک قطره که در حسرتِ دریا مانده
رفت امروز ولی شوقِ زیارت دارم
چَشمِ من منتظرِ دیدنِ فردا مانده
این همه شور و حرارت که درونِ دلهاست*
از عنایات حسین(ع) است که برپا مانده
حکمتی داشته انگار که در مَکتَبِ ما
پاسخِ مسئله ی عشق، مُعَمّا مانده
همه رفتند ولی نوکرِ بیچاره ی تو
باز هم از سفرِ کرب و بلا جا مانده!!
شاعر : محسن زعفرانیه
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
به دلم داغ حرم را مگذارید فقط
به همین حال مرا وا مگذارید فقط
ببریدم ببریدم شده حتی در خواب
بین این شهر مرا جا مگذارید فقط
همه رفتند و شده قبر من این شهر... مرا
در مزارم تک و تنها مگذارید فقط
میزنیدم بزنید این همه تنبیه ولی
به دلم داغ حرم را مگذارید فقط
حرم امروز دهیدم به خدا خسته شدم
با دلم وعدهی فردا مگذارید فقط
بگذارید که سر بر قدمش بگذاریم
روی این خواهش ما پا مگذارید فقط
اربعین پای پیاده نجف و کرببلا
حسرتش را به دل ما مگذارید فقط
تشنهی روضهام و آه فرات است بلند
آب را تشنهی دریا مگذارید فقط
لای هر برگهی قرآن چقدر برگ گل است
پا بر این مصحف زیبا مگذارید فقط
داد زد این سر و این حلق من و سینهی من
چیزی از پیکر من جا مگذارید فقط
مرد باشید ولی، تا که نکشتید مرا
پا سوی خیمهی زنها مگذارید فقط
شاعر : موسی علیمرادی
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
آنگونه که حاجیست در احرام پیاده
من هم شدهام سوی تو اعزام پیاده
طوفانم و میآیم و در حلقهی عشاق
بر خویش سوارم ولی از نام پیاده
بر عرش سوارش بکنی روز قیامت
هر کس طرفت آمده یک گام پیاده
ای خاصترین عام، میآیند دوباره
خاصان طرفت در ملاء عام پیاده
ای کاش بگویند که در راه حرم مرد
یک شاعر ایرانی ناکام، پیاده
زینب شده از ناقه پیاده که بیایند
بر تسلیتش لشکر خدام پیاده
زینب شده از ناقه پیاده که به هر حال
باران شود از ابر سرانجام پیاده
امروز ز ناقه اگر افتاد به سرعت
یک روز ز ناقه شده آرام پیاده
زانوی قدح بوده و بازوی پیاله
هر جا که شرابی شده از جام پیاده
از کرب و بلا رفته پیاده طرف شام
تا کرب و بلا آمده از شام پیاده
شامی که در آن از پس ِهفده سرِ بر "نی"
خورشید شده بر سر هر بام پیاده
ناموس خدا، زینب کبری، به زمین خورد
تا بین خلایق شود اسلام پیاده
شاعر : مهدی رحیمی
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
از سرِ ناقهی غم شیشهی صبر افتاده
همه دیدند که زینب سر قبر افتاده
چشم او در اثر حادثه کمسو شده است
کمرش خم شده و دست به زانو شده است
بیتبیتِ دل او از هم پاشیده شده
صورتش در اثر لطمه خراشیده شده
گفت برخیز که من زینب مجروح توام
چند روزیست که محو لب مجروح توام
این چهل روز به من مثل چهل سال گذشت
پیر شد زینب تو تا که ز گودال گذشت
این رباب است که اینگونه دلش ویران است
در پی قبر علیاصغر خود حیران است
گر چه من در اثر حادثه کم میبینم
ولی انگار درین دشت علم میبینم
دارد انگار علمدار تو بر میگردد
مشک بر دوش ببین یار تو برمیگردد
خوب میشد اگر او چند قدم میآمد
خوب میشد اگر او تا به حرم میآمد
تا علیاصغر تو تشنه نمیمرد حسین
تا رقیه کمی افسوس نمیخورد حسین
راستی دختر تو... دختر تو... شرمنده
زجر... سیلی... رخ نیلی... سر تو شرمنده
وای از دختر و از یوسف بازار شدن
وای از مردم نا اهل و خریدار شدن
سنگهایی که پریده است به سوی سر تو
چه بلایی که نیاورده سر خواهر تو
سرخی چشم خبر میدهد از دل خونی
وای از آن لحظه که شد چوبهی محمل خون
شاعر : مجید تال
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
از كوفه تا شمشير عزراييلهايش
از كربلا تا شام با تفصيلهايش...
بعد از چهل روز از مسير تلخ ديروز
امروز آمد ديدن فاميلهايش
خود را به روي قبرهای خاكی انداخت
بانوی مكه با همان تجليلهايش
حال عجيبی داشت وقتی باز میگشت
بغض غريبی داشت در ترتيلهايش
با او چهل روز و چهل شب همسفر بود
كابوسهايی تلخ با تأويلهايش
آخر پذيرفت آنچه را باور نمیكرد
دل كند اينجا زينب از هابيلهايش...
زن مانده بود و يک بيابان بیپناهی
زن مانده بود و داغ اسماعيلهايش
شاعر : مطهره عباسیان
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
اسلام ز سعی مسلمین ریشه گرفت
وز خون حسین نخل دین ریشه گرفت
نخلی که حسین روز عاشورا کاشت
از اشک عزای اربعین ریشه گرفت
شاعر : استاد سید رضا موید
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 


