بند اول:
برادرم، ای یوسف نیزه نشینم
من اومدم، یه بار دیگه تو رو ببینم
یک اربعین تو رو ندیدم
شهید شدی تن تو رو لحد گرفته
اسیر شدم ببین صدام چقد گرفته
پاشو داداش دیگه بریدم
ببین صدام دیگه نداره جوهره
نگو که این ، دیگه وداع آخره
بده داداش خواهرشو نمی بره
فدا سرت هر چی که اومده سرم
من اومدم، یه سر ببینمت برم
دارم میرم، مدینه پیش مادرم واااای
(غریب حسین، غریب حسین غریب حسین)
♦️♦️♦️♦️♦️
بند دوم:
داداش ببین چه جور تا اینجا تاب آوردم
فدا لبت، ببین که واست آب آوردم
پاشو یه کم لباتو تر کن
رسیدم و، کنار تو نفس گرفتم
من آخرش پیراهنت رو پس گرفتم
یه کم به خواهرت نظر کن
جوابمو، بده به جون فاطمه
پاشو داداش ، ببین که وقتمون کمه
آخه باید، برم یه سر هم علقمه واااای
فدا سرت هر چی که اومده سرم
من اومدم، یه سر ببینمت برم
دارم میرم، مدینه پیش مادرم واااای
(غریب حسین، غریب حسین غریب حسین)
♦️♦️♦️♦️♦️
بند سوم:
یه شب نشد، که روی ماهتو نبینم
حالا باید کنار قبر تو بشینم
یه کوه غم رو دلم اومد
به لشگرت بگو که سرلشگرم اومد
توی دلت،میگی چه خوب خواهرم اومد
بذار بگم چی سرم اومد
چقد منو با تازیانه ها زدن
که پیرهنم شده یه کهنه پیرهن
ببین که کم، شده سوی چشای من وااای
فدا سرت هر چی که اومده سرم
من اومدم، یه سر ببینمت برم
دارم میرم، مدینه پیش مادرم واااای
(غریب حسین، غریب حسین غریب حسین)
شاعر : مظاهر کثیری نژاد
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
آقا می دونی یه عمره سائل کرب و بلاتم
تشنه ی نوشیدن یک جرعه ز آب فراتم
آقا ببین دوباره
کاسه گدایی ی دستم
به یه امید اینجا نشستم
پی یه نگاه تو هستم
آقا ببین دوباره
هوایی کرببلاتم
هوایی ایوون طلاتم
هوایی صحن و سراتم
خوب می دونی حالمو شاه کرم
تنگه دلم به خدا باز ببرم
تابشینم دوباره توی حرم
آقا بگو چقدر من گریه کنم بدی راهم
توی همین روزا من رو می کشه حسرت و آهم
آقا به حق اکبر
به چشای خیسم نگا کن
بیا من و حاجت روا کن
برای زیارت جدا کن
آقا به حق اصغر
دل من و هم کن مهیا
بده سروسامونم آقا
تا نمونم از اربعین جا
خوب می دونی حالمو شاه کرم
تنگه دلم به خدا باز ببرم
تابشینم دوباره توی حرم
خیلی امید به تو دارم حالا که خالیه دستام
صحن تو رو میخوام آقا تا که بریزه گناهام
راهی جز این ندارم
تو بگیری دستم رو آقا
واسطه ی ما باشه سقا
خسته شدم از این گناها
راهی جز این ندارم
که میون روضت ببارم
بدم آقا هر چی که دارم
که تو حرمت پا بزارم
خوب می دونی حالمو شاه کرم
تنگه دلم به خدا باز ببرم
تابشینم دوباره توی حرم
شاعر : محسن طالبی پور
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
چرا منو نمی بری مگر آقا زیادیم
یه جوری به خودم بگو اگر آقا زیادیم
چی شده که دلت به حال نوکرت نمی سوزه
حس می کنم برای این سفر آقا زیادیم
باشه آقا رسمش نبود بمونم و منو نبری
باشه آقا رسمش نبود این دوری و دربه دری
باشه آقا رسمش نبود بار گدا رو نخری
حسین محتاج نگاتم3
با گریه غسل توبه می کنم میون روضه هات
رو سینه دست می زارم و سلام می دم به کربلات
اگه تو نگذری ازم خدا ازم نمی گذره
گرچه بدم ولی می دونی جوننم می دم برات
حق منه منو نخوای ببندی دست و بال منو
حق منه من نخوای دیگه نپرسی حال منو
حق منه من نخوای نخوای دیگه وصال منو
حسین محتاج نگاتم3
تموم ترس من از اینه که بیفتم از چشات
دیگه منو راهم ندی بیام میون هیاتات
تموم ترسم اینه که نگیری دست خستم و
نذاری که شهید تو بشم شبیه عاشقات
برکت بده به عمر من که مال تو بشه نفسام
برکت بده به عشق من تا جون دارم تو روضه بیام
برکت بده گریه و به زمزم میون چشام
حسین محتاج نگاتم3
شاعر : محسن طالبی پور
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
خواهرت آمده به بالينت
خواهرى كه خميده تر گشته
خواهرت شرم مى كند از تو
چون بدون تو زنده بر گشته
هر بلايى كه بر سرم آمد
همه اش..يك به يك..فداى سرت
آنچه كه كشت بى تو زينب را
دخترت بود و ماجراى سرت...
همه ى سعى خويش را كردم
يادگارِ تورا نگه دارم
تازيانه به جاش مى خوردم
پيش چشم تو و علمدارم
سرِ تو روى نيزه ها بود و
همسفر بود خواهرت با شمر
جرعه اى آب دخترت مى خواست
كعب نى زد به جاش او را شمر
نورِ ديده!دلم پر از حرف است
از رباب و نگاه ملتمسش
حرمله كشت بسكه مى خنديد
به رباب و به آه ملتمسش
كاش من به جاى تو بودم
تنِ من زير دست و پا مى رفت
سرِ من جاى تو جدا مى شد
سرِ من روى نيزه ها مى رفت
چِقَدَر بوى ياس مى آيد
بوى عباس مى رسد انگار
"آخ بميرم براى چشمانش"
چِقَدَر ديد روى نى آزار
شاعر : آرمان صائمی
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
جهان را غیر عشقت یک سرِ سوزن نمی خواهم
دو دنیا را نه با تردید...که قطعا نمی خواهم
بدونِ تو همان بهتر که ظلمت باشد و وحشت
که بی تو قبر خود را لحظه ای روشن نمی خواهم
نگاهت مُهر تأیید است و از اینرو٬ از این و آن؛
به قدر ذره ای تعریف و حُسن ظن نمی خواهم
میان روضه تا اشکم سرازیر است و می بینی
برای بردنِ دل از تو فوت و فن نمی خواهم
بهشتِ بی تو را شاید که بعضی ها بخواهند و...
گوارایِ وجودشان! ولیکن من؛ نمی خواهم!
به جز شش گوشه و کنج حرم هر جای عالم را
نه که سهوی! که مادرزادی و عمداً نمی خواهم
اگر یک ذره در جاماندنم از کربلا خیر است
من این گنج بدونِ رنج را اصلا نمی خواهم!
شاعر : مرضیه عاطفی
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
بنده ای خطاکارم، بار معصیت دارم
می پذیری ام امشب، با گناه بسیارم؟!
یا مُسببَ الاسباب
یا حلیم و یا تواب
گرچه زار و غمگینم، مستحق نفرینم
من ولی ز درگاهت، جز کرم نمی بینم
یا کریم و یا الله
یا علیم و یا الله
آمدم شب غفران، بر سرایت ای منان
زیر لب نوا دارم، یا غفور و یا رحمن
یا غفور و یا رحمن
همدم گنهکاران
می زنم صدا العفو، مهربان خدا العفو
ای خدا به اربابم، شاه کربلا العفو
ساتر العیوب العفو
عالم الغیوب العفو
" داغ نینوا دارم، میل کربلا دارم"
تو مرا نمی خواهی؟! " من فقط تو را دارم"
شاه من، حسین من
بی کفن حسین من
گرچه بنده ای پستم، بر سه ساله دل بستم
گفته ام به هر محفل، من رقیه ای هستم
ای سه ساله ی ارباب
گم شدم مرا دریاب
اربعین که مهمانم، تا سرای جانانم
هر ستون که می آیم، از رقیه می خوانم
می خری مرا بی بی؟!
اشفعی لنا بی بی
گریه کن که در جاده، از بلندی افتاده
دختر عزیز الله، در خرابه جان داده
یاس نیلی پرپر
می کشی مرا آخر
شاعر : محمد جواد شیرازی
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
این شهر خالی جای ماندن نیست
اینجا برای زندگی سخت است
هرکس که این شب ها کنار توست
الحقُ والانصاف خوشبخت است
ما هم که جا مانده تر از دنیا
مثل همیشه بارِ گندیده
جان خودت این بار آقا جان
این نوکرت بدجور رنجیدهو حالا
چشم ترم دنبال زائر ها
روضه نشینی و دل تنگ و
در سر تمام شعرِ شاعر ها
یک بار ذهنم میرود سمتِ
بیتی که یک سال است میخوانم:
کرب و بلایی میشوم امسال
امسال دیگر جا نمی مانم
یک بار درگیر دعاهای
بین قنوت مادرم هستم
میگفت : امسال از خودِ بی بی
برگ براتی میرسد دستم
یک سال رفت و رفت تا اینکه
ماه محرم شد ، دلم لرزید
گفتم خدا را شکر باز امسال
ما را حسین بن علی بخشید
هر چند آقا قسمتم این است
هیئت نشین اربعین باشم
اما دلم میخواست این شب ها
در موکب ام البنین باشم
ام البنین با ماست این شب ها
وقتی که محزونیم و دلگیریم
ما هم به رسم مادر عباس
هرشب برایت روضه میگیریم
عالم بداند حسرتش را که
او هم ندیده کربلا را رفت
جا مانده ها را خوب می فهمد
با قلب پاره سوی زهرا رفت
پوریا باقری
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
کرمت ذاتیه الحق میتونی
یه گدا رو یک شبه آقا کنی
محاله شما بهم بگی برو
محاله که دستامو رها کنی
اونقده هوامو داشتی تا حالا
که نمیشه دونه دونه بشمُرم
همه چیم برا توئه ؛تو زندگیم
هر طرف با کرمت بر میخورم
یه کاری کن برا من،خسته شدم
رفیقام دارن `یکی یکی” میرن
دلمو میسوزونن تا که ازم
برا رفتن حلالیّت می گیرن
نکنه از قافله جا بمونم !!
اربعین نیام خدایی جون میدم
وقتی مظلوم میکشن بگیم”حسین”
برات از همین جا دس تکون میدم
تو بزرگتری از اونکه بشه گفت
تو رو توی واژه محدود میکنم
هر دو سر سوده سرم رو بخری
که از این معامله سود میکنم
خیلی از بچه های محلّمون
سال اوله که کربلا میان
هواشونو داری حتماً میدونم
اخه همسایه های امام رضان
خدا از ما نگیره رعیتی رو
`حرفه من حرفه دلای بی کسه”
قربون آقام برم که تا ابد ...
`یه امام رضا دارم برام بسه `
اگه امسال نشده بیام حرم
معنیش این نیس خوب و بد داره برات
بعضیا رقیه ای شدن آخه ...
نرسیدن اربعین به کربلات !
شاعر : محمد حسن بیاتلو
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
آمد به دنبال سرت خواهر پیاده
آمد به دنبال تو تا آخر پیاده
با قد خم از کربلا تا شام آمد
همراه جمع قافله مادر پیاده
پایش ورم کرده،تبش خیلی شدید است
صحرا به صحرا آمد این دختر پیاده
ترسم ربابت دق کند از بسکه دیده
از نیزه با سر میشود اصغر پیاده
نامحرمان بودند و ما را می کشاندند
دائم از این معبر به آن معبر پیاده
این نیزه اصلأ مرکب خوش سیرتی نیست
پس سعی کن از آن شوی کمتر پیاده
دارد نگاهت میکند ام الائمه
آهسته تر از نیزه شو با سر پیاده
اوج مصیبت شد خلاصه در دو جمله
دشمن سواره،آل پیغمبر پیاده
شاعر : محسن صرامی
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
لعنت به من گاهی اگر بیراه رفتم
جز راهت هرجا رفته ام , در چاه رفتم
سِیر نجف تا کربلا معنیش این است
از مرقد این شاه تا آن شاه رفتم
وقتی رسیدم محضر عباس یعنی
روی زمین بودم ولی تا ماه رفتم
با گریه برگشتم اگرچه وقت رفتن
دنیا فریبم داد و با اکراه رفتم
صاحب زمان اینجاست یعنی احتمالا
من در جوارش چندگامی راه رفتم
در راه دائم شام بودم , تا رسیدم
گنبد که دیدم تا بقیع ناگاه رفتم
گاهی به دنبال صدای یا بُنَیَ
گاهی به سمت بانگ وا اُماه رفتم
شاعر : حمیدرضا محسنات
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 


