بــاز امــسال مــنــو حـســرت دیــدار حـرم
بــاز پـــابـــوســےِ بـــا لِــــذَت زوار حـــــرم


در مــیــان هـمہ زوار زیـــادے بــودم؟؟!
چند روزیــست بــبیــن دِل شدہ بیمارحرم


آتـشــم دیــگر زدے باگـفـتـن:نہ تــونیا
نــوکــرت اربــــاب آیــا بـوده سربـار حرم؟


ایــن دلــم آشوب گشــته درد و درمانش فقط
ذکــر طــوفــانــےِ ســقا و عـــلمــدار حــرم

سید امیر میثم مرتضوی




ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 12 آبان 1396  | 3:00 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

ظاهرا اینبار حال شعرهایش بهتر است
شاعر بارانیت حال و هوایش بهتر است

از نجف از کاظمین از سامرا هم گفت و من
خواندم اما بیتهای کربلایش بهتر است

کلبُهم باسط... مرا با اربعینی ها ببر
لنگ لنگان هم بیاید، سگ وفایش بهتر است

در حرم در راه در موکب ... بهشتت دیدنی است
هرچه می گردم نمی فهمم کجایش بهتر است

مادرم از درد پایش خسته بود آوردمش
اربعینی راه رفت امروز پایش بهتر است

با خود آورده است داروهای خود را منتها
از غذایت لقمه بردارد برایش بهتر است

ابتدا ، شوق من و کرببلایت انتهاست
ابتدای راه خوب و انتهایش بهتر است

محسن صانعی




ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 12 آبان 1396  | 3:00 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

از آن روزی که جسمت را به خاک وخون رها کردم
طلب مرگ خودم را روز وشبها از خدا کردم
شنیدم بی کفن جسمت سه روز اندر بیابان بود
زدم بر صورت وزین غم برایت گریه ها کردم
وداع آخرینت یادم آید آن سفارشها
به پیمانی که بستم با تو ای جانا وفا کردم
چهل روزی گذشته از وداع جانگداز من
دهم شرح فراغم را که دانی من چها کردم
غروب روز عاشورا خیامت غرق آتش شد
دویدم در بیابان ،جمع،آل مصطفی کردم
غم هجران تو یکسو اسیری بود بس دشوار
به راه حق حسینم،بر قضا خود را رضا کردم
چو دیدم راس خونینت به نی،قاری قرآنم
سرم را در غمت با چوب محمل آشنا کردم
امان از شام ،بس جور وجفا بر ما زشامی شد
به لب امن یجیب وبارها جدم صدا کردنم
دمی که خیزران می خورد بر لبها ودندانت
فضای بزمشان را بهر تو غرق  عزا کردم
امانتدار خوبی من نبودم از برای تو
سه ساله دخترت در گوشه ویرانه جا کردم
کنون باز آمدم خاک مزارت بر سرم ریزم
برای دیدن قبر تو جانا بس دعا کردم
اگر نشناسیم ای خفته در این خاک حق داری
به هجران تو خود بر درد پیری مبتلا کردم

شاعر : اسماعیل تقوایی




ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 12 آبان 1396  | 2:58 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

شدم اسیر غمی جانگداز پشت سرت
…و زنده ام به دو نذر و نیاز پشت سرت

یکی به نذر دوباره تو را بغل کردن
و دوم اینکه شوم سرفراز پشت سرت

چهل غروب دلم تنگ روی ماه تو بود
چهل طلوع نخواندم نماز پشت سرت

غروب حادثه انگشترت به یغما رفت
ادامه دار شد این حرص و آز ، پشت سرت

تنت زمین و  نوک تیرها به پشت تنت
سرت به نیزه و در احتزاز “پشت سرت”

به جای خون زده نور از قفای سر بیرون
چه روشنا شده از این لحاظ پشت “سرت”

هنوز در سرشان انتقام صفین است
به پیش روی تو گفتند و باز ، پشت سرت…

چقدر حرف بد از تو به دخترت گفتند
چقدر هست زبان دراز پشت سرت

تو را به هلهله کشتند ، رقص و ساز نبود
مرا به هلهله و رقص و ساز پشت سرت

شاعر : مظاهر کثیری نژاد




ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 12 آبان 1396  | 2:58 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

یک اربعین گذشته بر این باده ها حسین
آماده اند ناب ترین باده ها حسین

ما باده های عشق تو هستیم، آمدیم
دلداده های عشق تو هستیم، آمدیم

این بلبلان عشق که از غم فسرده اند
اجساد زنده ایم که در اصل مرده اند

چل روز بی حضور تو با درد طی شده
با مردهای ظالم و نامرد طی شده

چل روز سایه ات به سر ما نبود، آه!
ماه عشیره همسفر ما نبود، آه!

چل روز چشم قافله دریای آب بود
چل روز حال عمه خرابِ خراب بود

چل روز دختران تو زیور نداشتند
چل روز همسران تو همسر نداشتند

در شام خواهران تو معجر نداشتند
ای کاش، مثل پیکرتان سر نداشتند

چل روز چشم مادرمان بی امان گریست
حیدر گریست، خاتم پیغمبران گریست

هفت آسمان گریست، زمین و زمان گریست
در شهر کوفه جامه بر انداممان گریست

چل روز ، روز ما همه چون شب سیاه بود
سمت مخدّرات هجوم نگاه بود

چل روز نیش زخم زبان بود و هلهله
چشم رباب و قهقهه ی شمر و حرمله

چل روز؛ وای، یک به یک ایّام درد بود
الشّام، شام، شام، همان شام درد بود

چل روز خارجی شدن خاندان تو
زخم زبان و چوب و یزید و لبان تو

چل روز عمه نقش زنی بی بدیل داشت
امّ المصائبی شد و صبری جمیل داشت

چل روز عمه روضه برای سر تو خواند
در پای نیزه روضه ای از حنجر تو خواند

می گفت ای حسین عزیز دل بتول
ای حنجرت محل گل بوسه ی رسول

چل روز پیش بود دل مادرم گرفت
بوسه به حنجر تو زدم، حنجرم گرفت

چل روز پیش بود به سمتت دوید شمر
روی تنت نشست و سرت را برید شمر

شاعر : امیر عظیمی




ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 12 آبان 1396  | 2:58 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

مرا به خانه ی غم آشیانه اما سخت
به خاک سرخ نشانده زمانه اما سخت

نشسته بودم و از تو جدا نمیگشتم
گرفت دست مرا تازیانه اما سخت

هزار قصه برایت بگویم از کوفه
گرفت آتش کینه زبانه اما سخت

ورود ما چه بگویم... به شام میدیدی
 ورود گر چه به ساز و ترانه اما سخت

و نیزه دار در آن کوچه ها سرت را کج...
...نشانده بود به نی ناشیانه اما سخت

چه گویم از سر بام و عجوزه ای با سنگ
گرفته بود سرت را نشانه اما سخت

بیا نگیر سراغ رقیه را از من
در ازدحام نشست آن میانه اما سخت

چقدر آن شب آخر هواییت شده بود
گرفت زخم سرت را به شانه اما سخت

سرت رسید و خرابه شکوفه باران شد
نداشت خشکی لبها کرانه اما سخت

گذاشت سر زن غساله بر روی دیوار
اگر چه شست تنش را شبانه اما سخت

مرا ببخش حسین جان سه ساله ات جا ماند
و ما بدون رقیه روانه اما سخت

رقیه کنج خرابه سفیر شامت شد
همیشه قصه ما جاودانه اما سخت

شاعر : سید حجت بحرالعلومی طباطبایی




ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 12 آبان 1396  | 2:58 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

کم آب میخورم غم آب است بر دلم
قدر هزار سال عذاب است در دلم
 
از آن زمان که خواهرم افتاد از شتر
کم خوابم و مصیبت خواب است در دلم
 
نوزاد دیدم و نفسم ناگهان گرفت
آوای لای لای رباب است در دلم
 
ویرانه جای خواب من و عمّه هام بود
بی حرمتیِ شام خراب است در دلم
 
اوباش سیر و آل پیمبر گرسنه، آه
زخمی ز بوی طبخ کباب است در دلم




ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 12 آبان 1396  | 2:58 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

زبانحال زائران و عاشقان زیارت اربعین

از حرم برام بگو 
زائری که پا پیاده رفته بودی کربلا

از حرم برام بگو 
از در ورودی از حسین حسین دسته ها

از حرم برام بگو 
از نگاه به پرچم از تو موج زائرا

از خودت بگو برام
 به ضریح رسیدی یا نشد بری پایین پا

از خودت بگو برام
 از تموم اتفاقای نجف تا کربلا

از خودت بگو برام
 از کرامتایی که ندیده بودی تا حالا
**
از خودم برات بگم 
 توی خونه پخش مستقیم کربلا دیدم فقط

از خودم برات بگم 
 یک گوشه نشستم و برو بیا دیدم فقط

از خودم برات بگم 
 من خودم رو لحظه ای میون زائرا دیدم فقط

یا امام حسین منم یه نوکرم 
 یا امام حسین منم ببر حرم

از حرم برام بگو 
 از یه سرزمین دیدنی که بیقرارشم

از حرم برام بگو 
 از روزای خوبی که یه عمر در انتظارشم

از حرم برام بگو 
 تا شاید منم یه لحظه حس کنم کنارشم

از خودت بگو برام 
از زمانی که رسیدی کربلا بگو برام

از خودت بگو برام 
 از یه جسم خسته تو شلوغی ها بگو برام

از خودت بگو برام 
 از خیابونی که میرسه به انتها بگو برام
**
از خودم برات بگم 
توی خونه پخش مستقیم کربلا دیدم فقط

از خودم برات بگم 
من یه گوشه ای نشستم و برو بیا دیدم فقط

از خودم برات بگم 
 من خودم رو لحظه ای میون زائرا دیدم فقط

یا امام حسین منم یه نوکرم 
 یا امام حسین منم ببر حرم

از حرم برام بگو 
 از شباش علی الخصوص سحر کنار علقمه

از حرم برام بگو 
 از فراز روضه های غصه دار علقمه

از حرم برام بگو 
 از حریم با صفای تک سوار علقمه

از خودت بگو برام 
 تو هوای کربلا نفس زدن چه حالیه

از خودت بگو برام 
لحظه لحظه ای که هستی تو وطن چه حالیه

از خودت بگو برام 
 با حسین بگیری ذکر یا حسن چه حالیه
**
از خودم برات بگم 
 توی خونه پخش مستقیم کربلا دیدم فقط

از خودم برات بگم 
من یه گوشه ای نشستم و برو بیا دیدم فقط

از خودم برات بگم 
 من خودم رو لحظه ای میون زائرا دیدم فقط

یا امام حسین منم یه نوکرم
یا امام حسین منم ببر حرم




ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 12 آبان 1396  | 2:57 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

جاده به جاده می رسی از نفسی به نینوا

قافله را عجب که خود جان نسپاری از جفا

.

قلّت او کثیر شد از حفظی،دو سر دعا

خواب و خرافه ای زند، شک و کثیر نا به جا

.

فایده ام دو سطر حق از ره اقتدای تو

من ننویسمت که تو خود بنویسی ام عطا

.

آب گلو که خشک شد،قافیه ام که مشک شد

بند گلو ز حنجره!خواهر من ! أخا...أخا.....!

.

غربت سوز تو اگر گریه نماید این سخن

حبّ علی ز انفسی صحنه زند...هنا...هنا!

.

ای که تو را ز زخم و خون بر بکشاند این جنون

ور نه تو خود ز خاک و خون کی نسپاری اش فدا..

.

جاده به جاده می رسی از نفسی به نینوا....

.

سیده مریم جعفری

 

سوم صفر ۱۴۳۸_سیزدهم آبان ۹۵

شاعر : سیده مریم جعفری




ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 12 آبان 1396  | 2:57 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

السلام ای شاه قسمت کن بیایم کربلا
اربعین با مادرم تا که بیایم کربلا
میشود امسال روزیم شود تا از نجف
در رکاب مهدی زهرا بیایم کربلا




ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 12 آبان 1396  | 2:57 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 47 ::         30   31   32   33   34   35   36   37   38   39   >  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید