مزد یه سال نوکریم را میدهی حسین؟
امسال هم به کرببلا میبری حسین؟
از اول دهه به حرم فکر میکنم
آیا غلامه رو سیاه را میخری حسین؟
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
اهلِ ادَب میسازَد عشقَش بی ادَب هارا
اینجا تَماشا کُن شُکوهِ تاب و تَب ها را
شورِ حُسینی ها چه شیرین است باوَرکُن
با اشک ها پَروَرده اند اینجا رُطَب ها را
روزیِ هَرروزِ مَرا داده ست دَر هیئت
با روضه اش سَر کَرده ام یک عُمْر شَب ها را
باشَد حَرامَم زندگی حَتّیٰ اگَر یک روز
واجِب نَدانَم این قَبیل از مُستَحَب ها را
با چایِ شیرینَش نَمَک گیرَش شُدَم ، این چای
از تلخکامی هایِ دُنیا شُست لَب هارا
موکَب به موکَب از نَجَف تا کَربَلا دیدیم
این عشْق کَرده مُشتَرَک اَصل و نَسَب ها را
ازاین سُتون تا آن سُتون شوقِ فَرَج دارَند
دَر راه میبینی هَمه مُنجی طَلَب ها را
حَتّیٰ مَسیحی ها هَم اینجا اَشک میریزَند
گویا که آقا باز می خوانَد وَهَب ها را
تاوَل که نه نوعی مدال از جنسِ مُروارید
بسیار زیبا کَرده پایِ مُنتَخَب ها را
داغِ مِنا سوزاند مارا پَس بیا حاجی
اینجا ببین فَرقِ عَرَب ها با عَرَب ها را...
شاعر : محسن کاویانی
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
چه میشود که فقط غرق این دعا بشوم
فقط خدا نکند از غمت جدا بشوم
بگیر دست مرا جان مادرت زهرا(س)
به حال خود نکند لحظه ای رها بشوم
خدا کند که بزودی شوم فدای تو و
فدای حضرت سقّای با وفا بشوم
نه اهل کبر و غرور و نه اهل جلوه گری
غلام مخلص و سرباز بی ریا بشوم
مرا به هیئت خود راه دادی و گفتی؛
همیشه گریه کنِ پای روضه ها بشوم
نگاه کن به دلم تا به قدر وسع ِ خودم
کریم و صاحب ِ دستی گره گشا بشوم
گناه کردم و آقا چه می شود من هم
رسولِ ترک تو باشم فقط گدا بشوم
برای حال دلم٬ یاحسین(ع) کاری کن
از این قفس گذری کن! بگو رها بشوم
چه میشود که بیایم! نگو تو را به خدا
بمانم و پرِ از اشکِ بی صدا بشوم
به من بده حرمت را بگیر هر چه که هست؛
به غیر عشق خودت تا خدا نما بشوم
ببخش نوکر خود را؛ فقط اجازه بده
که اربعینِ تو راهی ِ کربلا بشوم!
شاعر : مرضیه عاطفی
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
چشم هایت به همه گفت بیا الّا من
باز شد حاجت یک عدّه روا الّا من
مادرت داده براتِ همه را میدانم
کرده در حقّ همه خلق دعا؛ الّا من
باز هم برگ براتم به کناری افتاد
وعده گاه همه شد کرب و بلا الّا من
دستِ من خالی و از پیش نگاهم رفتند
از نجف تا به حرم٬ خیلِ گدا الّا من
دردم این بود که زائر شوم و خیلی ها
با دعای تو گرفتند شفا الّا من
بارها گریه کنان از کرمت پرسیدم؛
حرمت داشت برای همه جا... الّا من؟!
من به جا ماندن از این قافله عادت دارم
بطلب! عیب ندارد همه را... الّا من!
شاعر : مرضیه عاطفی
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
از کرامت های ربُّ ٱلعالمین قسمت شود
با دعای مؤمنات و مؤمنین قسمت شود
آن شرورِ پُر گناهم؛ این حرم دل می برد
آن بگیر از من بزودی تا که این قسمت شود
شش جهت قران به سر دارم شبِ قدرِ من است
تا حریم طا و ها و یا و سین قسمت شود
در حساب آورده ما را مادرت پای ضریح
قبل دعوت شک نکن باید یقین قسمت شود
زائران بار سفر بستند و اشکم شد روان
کاش روزی گریه در آن سرزمین قسمت شود
تکّه ای محض تبرّک جستن ذکر قنوت
میشود از گنبدت سنگ نگین قسمت شود؟!
آرزو دارم بزودی پا به پای خواهرت
از حرم تا قتلگاهت اربعین قسمت شود!
شاعر : مرضیه عاطفی
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
بند اول
یه بار دیگه تو آبرو داری کن
کرامتت رُو روو به من جاری کن
گره به کار کربلام افتاده
نوکره رو سیاهتو یاری کن
به همه گفتم اربعین اونجام
اگه جور نشه برام خیلی بده
تونذار آقا که بگن مردم
دیگه اربابش قیدشو زده
امضابزن براتمو ای آقا
یه نذری کردم تو روزه عاشورا
که از نجف پای پیاده امسال
مادرمو بیارمش کربلا 2
من به گداییه تو اذعان دارم
به جود و بخشش تو ایمان دارم
مطمئنم که اربعین کربلام
آخه امضای شاهه خراسان دارم 2
کرببلا کرببلا کربلا 8
بند_دوم
امام رضا ع
خاطره هامو داره یادم میاد
پنجره فولاد یا که باب الجواد
نمیدونم کجا بودم که آقا
برات اربعینمو بهم داد 2
اگه دیداره تو نبود مقدور
ولی باز سلام میدم از راهه دور
خواهشم اینه امسالم آقا
روی تذکرم بزن مهره صدور
تو مرجع کرامت و احسانی
ماهمه رعیت و شما سلطانی
تو بانیه زیارته کرببلا
واسه تموم مردم ایرانی
برای نوکرت بکن اعجازی
بده به رو سیاه پره پروازی
تو لیسته امساله اربعینی ها
اسمه منو از قلمت نندازی... 2
من به گداییه تو اذعان دارم
...
کرببلا کرببلا کربلا ...8
شاعر : مرتضی سراوانی گرگانی
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
هرگز گمان مدار که دور از شما شدم
تازه به عشق حضرتتان مبتلا شدم
من عاشقم به عشق شما سرسپرده ام
زین رو پیاده راهیِ کرببلا شدم
شاعر : مرتضی محمودپور
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
شکسته باد دهانی که ازتو دم نزند
بریده باد زبانی که حرف غم نزند
شب زیارتی ات زار می شود حالم
اگر دوباره هوای حرم سرم نزند
مسلم است به هم میخورد همه کارش
کسی که دیگ غذای تو را به هم نزند
چه لذتی و عجب عشقی از کفش رفته
کسیکه بوسه ای بر تیغه ی علم نزند
تمام حاجتم این بود در شب احیاء
خدا بدون تو سال مرا رقم نزند
طبیعی است اگر مرده جان تازه گرفت
بیار قلب کسی را که در حرم نزند ...
قرار ماست مسیر نجف به کرببلا
اگر خدای نکرده اجل به هم نزند
شاعر : محمدحسن بیات لو
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
از همان ابتدا غزل هایم
نذر چشم پر آب زینب بود
ضربه ی اخر مراثی من
دل از غم کباب زینب بود
هرچه باشد رسالتم این است
راوی روضه های جانسوزم
بیت بیت دل من از اغاز
همگی از کتاب زینب بود
به دوراهی رسید قافله و
پای رفتن سوی مدینه نداشت
باز هم به گواهی تاریخ
کربلا انتخاب زینب بود
گوشه ای از خرابه ی تاریک
دل ازرده خاطرش جا ماند
جای خالی کودکی معصوم
غصه ی بی حساب زینب بود
سهمش از شام غیر ماتم نیست
دردهایش یکی دو تا هم نیست
داغ بعدی نبود یک محرم
غم بعدی حجاب زینب بود
انچه اشک مرا در اورده
فقط این است :هر چهل منزل
بعد هر پرسش نگاه ترش
تازیانه جواب زینب بود
مثل برگی که از درخت خزان
به زمین میرسد ، زمین افتاد
بوی خونی که میرسید از خاک
علت التهاب زینب بود
به هوای مرور خاطره ها
ناخود اگاه گریه سر میداد
روزگاری حوالی کوفه
پای سقا رکاب زینب بود
دین خود را به دین ادا کرد و
دو گل اش زیر دست و پا پژمرد
تا چهل روز کربلا مست
عطر و بوی گلاب زینب بود
بعد مرثیه خوانی اش بر تل
بی رمق کنج خیمه اش افتاد
باز شکر خدا دم اخر
مادری در غیاب زینب بود
بدترین شکنجه ها روحی ست
همه اش کعب نی که نیست فقط
خنده ی ابن سعد و شمر و شبث
مایه ی اضطراب زینب بود
سر خورشید روی نیزه نشست
سینه اش زیر نعل تازه شکست
وای از آن ساعتی که نامردی
درکمین نقاب زینب بود
اهل قرآن! مراد از "یاسین"
سر بر روی نی اگر باشد
شک ندارم حقیقت "والفجر "
مه از خون خضاب زینب بود
شاعرانه کمی نظر کردم
و به روح قیام پی بردم
هرسر رفته بر نوک نیزه
علم انقلاب زینب بود
اربعین ها بیاید وبرود
همچنان با شکوه بنویسم
ما رأیت... به غیر زیبایی
اوج تفسیر ناب زینب بود
شاعر : علیرضا خاکساری
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
ابر ماتم
گرفته ابر ماتم زمین و آسمان نینوا را
نشسته هالة غم فضای غصه بار کربلا را
گرفته اشک حسرت دو چشمان غریب و آشنا را
******
تحمل برده از تن ، فراق شیر مردان خداجو
تحمل برده از من ، اگر داغ پدر هجران عمو
ولی دل خوش به روز اربعینم
که خاک تربت بابا ببینم
بر آید آرزوی این چهل روز
به گود قتلگاه بازم نشینم
کنار قبر بابا به پا سازم ز نو بزم عزا را
گرفته ابر ماتم زمین و آسمان نینوا را
******
اگر هجران چهل روز ، زده آتش به خرمنگاه جانم
اگر طوفان اندوه ، وزیده روز و شب بر بوستانم
ولی دارم امیدی در درونم
که بازآیم دیار لاله گونم
نشینم عقدة دل وا نمایم
رها سازم دل از بند جنونم
کنار قبر بابا به پا سازم ز نو بزم عزا را
گرفته ابر ماتم زمین و آسمان نینوا را
******
اگر ابر عزا باز ، نصیب آسمان نینوا شد
اگر محنت نشینی ، دوباره سهم خاک کربلا شد
ولی در صحن دل آسوده حالم
از این باران غم هرگز ننالم
که از شوق وصال قبر بابا
به پا گردیده شوقی در خیالم
کنار قبر بابا به پا سازم ز نو بزم عزا را
گرفته ابر ماتم زمین و آسمان نینوا را
******
اگر از قاب دیده ، نشسته روی چهره اشک سردم
تسلای وجودم ، دو دست عمّه زینب بوده هر دم
مرا این اربعین داده نجاتم
ره کرب و بلا گشته صراتم
به اوج سروری بویم دوباره
شمیم عشقم از شطّ فراتم
کنار قبر بابا به پا سازم ز نو بزم عزا را
گرفته ابر ماتم زمین و آسمان نینوا را
******
شاعر : محمدرضا سروری
اشعار محرم
,اشعار عاشورا
,شعر ماه محرم
,اشعار اربعین
,اشعار اربعین حسینی
,شعر اربعین
ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 


