محمد حسین رحیمیان
حضرت علی اکبر(ع)-مدح و شهادت
ما که عمریست مست و شیداییم
مسلمین نگاه زهراییم
آبرومند از گدایی
دودمان جناب مولاییم
من مان رفته است و ما شده ایم
چه کسی گفته است تنهاییم
پا اگر روی نفس بگذاریم
هر کدامیمان مسیحاییم
تا زمانی که با شهیدانیم
ماندگاریم و پای برجاییم
بین اهل زمین ملقب به
کاسه لیس جوان لیلائیم
در اطاعت نمودن از رهبر
الگوی ما شده علی اکبر
دلبری غیر او نمی بینم
محشری غیر او نمی بینم
بعد عباس در تمام جهان
حیدری غیر او نمی بینم
در میان تمام آقاها
اکبری غیر او نمی بینم
خوب ها را زیاد دیدم لیک
برتری غیر او نمی بینم
با نظاره به سمت پایین پا
سروری غیر او نمی بینم
بین بازار جان فدا کردن
مشتری غیر او نمی بینم
مست اویم شده خیالم تخت
تا قیام قیامتم خوش بخت
...ناگهان محشری به صحرا شد
ناله ای راهی ثریا شد
خون به جسمش چه قدر می آید
پور لیلا دوباره لیلا شد
پهلویش را شکست نامردی
مصطفای قبیله زهرا شد
کربلا شد پر از علی اکبر
قمر عشق ارباً اربا شد
لخته خون های در دهان علی
قاتل قلب زار بابا شد
همه بر داغ شاه خندیدند
به حسین روی دشمنان وا شد
.... ولدی جان من مرو تنها
بعد تو خاک بر سر دنیا
ادامه مطلب
قاسم نعمتی
علی اکبر(ع)-مدح و شهادت
گیسو به باد می دهی و دلبری علی
پا در رکاب می زنی و محشری علی
ابرو نهان کن از نظر خیرهٔ حسود
آیینه دار صورت پیغمبری علی
قامت مگو قیامت زهراست قامتت
از بس که قد کشیده ای و محشری علی
گرم طواف روی تو آل ابوتراب
غرق عبادتی و خدا منظری علی
وصفت همین بس است که در کوی رب عشق
شه زاده حرم، علی اکبری علی
وجه غیور هر غضبت وقت حمله ها
گاه رجز تو منتسب از حیدری علی
بین خطوط روی جبینت پر از خداست
ابن الحسین لیلی لیلای کربلاست
نور خدا ز صورت تو دیده می شود
پیغمبرانه بر همه تابیده می شود
شمشاد قامتی و به شمشیر کوفیان
گلبرگ ها ز ساقه تو چیده می شود
مثل بلور شیشه ای سنگ خورده ای
با بوسه ای وجود تو پاشیده می شود
مقراض اهل کوفه چه آورده بر سرت
هر گوشه ای ز دشت تنت دیده می شود
در زیر سم اسب تنت مثل زعفران
بر روی سنگ ها همه سابیده می شود
جسمی که زیر ضربه به هم ریخته چه سان
هر تکه ای به روی عبا چیده می شود
بر ناله های ممتد بابا کنار تو
از سوی لشگری همه خندیده می شود
قلبی که از تمام تنت پاره تر شده
با هر صدای قهقه رنجیده می شود
دنبال زینب آمده سقای عالمین
فریاد می زنند که وای از دل حسین
ادامه مطلب
خلیل روئینا
علی اکبر(ع)-شهادت
زیباترین بیت غزل از دفترم ریخت
وقتی كه شاخ و برگ زیبا پیكرم ریخت
یك نیمه از من در وداع از من جدا شد
وقتی به خاك افتاد نیم دیگرم ریخت
می خواست با ایل كبوتر پر بگیرد
او پر گرفت از رفتنش بالا و پرم ریخت
سهم دلش از می فزون از دیگران بود
دیدم كه سهم مستی اش از ساغرم ریخت
شد سوره یوسف ز قرآن محو دیدم
وقتی كه آیه آیه جسم اكبرم ریخت
اهل حرم در آتش افتاد و حرم سوخت
در آتش افتادم من و خاكسترم ریخت
گفتم كه بر خیز ای موذن نیم روز است
گفتم اذان، آواز او از حنجرم ریخت
دیدم برای تسلیت دستی به دوشم
اما پس از آن خون چشم خواهرم ریخت
عباس آمد تا مرا در بر بگیرد
در پیش چشمم تكیه گاه آخرم ریخت
اما كسی آمد و گفت آغاز كار است
مادر به قربانت، ز چشم مادرم ریخت
ادامه مطلب
محمد امین سبکبار
علی اکبر(ع)-شهادت
زود آمدم کنار تو اما چه دیر شد
بابایِ داغ مرگ جوان دیده پیر شد
کامم هنوز تشنه ی آن کام تشنه بود
اما لب تو چشمه ی خون کویر شد
سنگینی زره به تنت ماند و آهنش
در زیر پای این همه ضربه حریر شد
قسمت شدست میوه ی من قسمتت کنند
جسمت نصیب نیزه و شمشیر و تیر شد
هر گوشه گوشه ای، همه جا پیکر تو هست
بی خود نبود این که دلم گوشه گیر شد
دستت کجاست تا که بلندم کند مرا
افتاده ام به پای تو جانم اسیر شد
فکری به حال معجر عمه بکن که باد
با ناله های زخمی من هم مسیر شد
باید هزار مرتبه بعد از تو کشته شد
باید که دست شست ز دنیا و سیر شد
ادامه مطلب
حسان محسنی فر
حضرت علی اکبر(ع)-شهادت
رفتی و لرزه به جان پدرت افتاده
از نفس، خواهر من پشت سرت افتاده
همه ی دشت پر از عطر پیمبر شده است
هر طرف تکه ای از بال و پرت افتاده
این فزع کردن من دست خودم نیست علی
چشمم آخر به تن مختصرت افتاده
یک نفر بیش نبودی که به میدان رفتی
این همه نیزه چرا دور و برت افتاده
نفسی تازه کن و باز دلم را خوش کن
روی جسمت پدر مختصرت افتاده
کوچه ای باز نمودند که راحت بزنند
بین لشگر علم و هم سپرت افتاده
قدری آهسته بگویید به ام لیلا
خنجر و تیغ به جان پسرت افتاده
ادامه مطلب
علی انسانی
حضرت علی اکبر(ع)-شهادت
در رزمگاه عشق نه فرق پسر شکست
گویی درست، شیشه عمر پدر شکست
پشتی که جز مقابل یکتا دو تا نشد
پشت حسین بود و ز داغ پسر شکست
تا شد سپر به تیغ، سر شبه مصطفی
سر شد دو تا و ، رونق شق القمر شكست
شد تا سر شکسته ز زین سرنگون و لیک
با آن شکست، داد به بیدادگر شکست
سر سبز شد به اشک نهالم و لیک خصم
تا خواست این درخت برآرد ثمر، شکست
مادر در انتظار، و زین بی خبر که تیغ
از تو سر و ازو دل و از من کمر شکست
آن دست بشکند که سرت را شکست و یافت
پای امید مادر خونین جگر شکست
صیاد دون به داغ تو او را ز پا فکند
از مرغ دل شکسته، چرا بال و پر شکست
با اشك چشم، ریخته شد طرح این رثاء
زان این سروده قیمت درّ و گهر شكست
ادامه مطلب
محمد علی بیابانی
حضرت علی اکبر علیه السلام
خواهم اگر به آن قد و بالا ببینمت
باید تو را به وسعت صحرا ببینمت
تکه به تکه جسم تو را جمع کردم و
می چینمت به روی عبا تا ببینمت
حالا که نیزه خورده و پهلو گرفته ای
پیغمبرم... به کسوت زهرا ببینمت
خوبست این که حداقل مادر تو نیست
ور نه چگونه در بر لیلا ببینمت
جان کندن مرا به تمسخر گرفته اند
پیش بساط خنده این ها ببینمت
ترسم ز عمه بود بیاید... که آمده
حالا من عمه را ببرم ... یا ببینمت؟!
×××
تشنه نرفته است ز خون تو دشنه ای
باید به نیزه ها نگرم تا ببینمت
ادامه مطلب
علی اکبر لطیفیان
علی اکبر(ع)-شهادت
ای تجلی صفات همه ی برترها
چه قدر سخت بود رفتن پیغمبرها
قد من خم شده تا خوش قد و بالا شده ای
چون که عشق پدران نیست کم از مادرها
پسرم! می روی اما پدری هم داری
نظری گاه بیندار به پشت سرها
سر راهت پسرم تا در آن خیمه برو
شاید آرام بگیرند کمی خواهرها
بهتر این است که بالای سر اسماعیل
همه باشند و نباشند فقط هاجرها
مادرت نیست اگر مادر سقا هم نیست
عمه ات هست به جای همه ی مادرها
حال که آب ندارند برای لب تو
بهتر این است که غارت شود انگشترها
زودتر از همه ی آماده شدی، یعنی که:
"آن چنان خسته نگشته است تن لشگرها
آن چنان کهنه نگشته است سم مرکبها
آن چنان کند نگشته است لب خنجرها"
چه کنم با تو و این ریخت و پاشی که شده
چه کنم با تو و با بردن این پیکرها
آیه ات بخش شده آینه ات پخش شده
علی اکبر من شد علی اکبرها
گیرم از یک طرفی نیز بلندت کردم
بر زمین باز بماند طرف دیگرها
با عبای نبوی کار کمی راحت شد
ور نه سخت است تکان دادن پیغمبرها
ادامه مطلب
مجید تال
حضرت علی اکبر(ع)-مدح و شهادت
از نسل حیدری و دلاورتر از تو نیست
یعنی پس از علی علی اکبرتر از تو نیست
منطق قبول داشت که با خلق و خوی تو
شخصی میان خلق پیمبرتر از تو نیست
آنان که در شجاعت تو شک نموده اند
خیبر بیاورند که حیدرتر از تو نیست
آخر خلیفه خسته شد و اعتراف کرد
از مردمان شهر کسی برتر از تو نیست«۱»
ساقی کنار حوض نشسته است منتظر
حالا برو بهشت که کوثرتر از تو نیست
پایین پای بابا افتاده ای علی
اکنون به دشت جسمی پرپر تر از تو نیست
***
1. ((...روزی معاویه از سردمداران و دولتمردان حاضر در جلسه پرسید،سزاوارترین مردم برای امر حکومت کیست؟ حاضرین پاسخ دادند یا معاویه تو خود سزاوارترینی!
پس معاویه گفت،نه سزاوارترین مردم برای حکومت بر مردم علی ابن الحسین ابن علی است که جدش رسول خداست وشجاعت بنی هاشم ، سخاوت وبزرگ منشی و... را داراست))سید عبدالرزاق مقرم - و مقاتل الطالبین
ادامه مطلب
سید مهران حسینی
حضرت علی اکبر(ع)-مدح
لبت حدیث کسا را به اشتباه انداخت
نگاهت آینه ها را به اشتباه انداخت
غزل به رقص در آمد و نام زیبایت
عروض و وزن و هجا را به اشتباه انداخت
صدای کیست که پیچیده در گلویی خشک
صدا دوباره صدا را به اشتباه انداخت
حضور نافذ پیغمبرانه ای در دشت
تمام کرب و بلا را به اشتباه انداخت
الا علی الدنیا بعدک العفا یا عشق
خوش آن فنا که بقا را به اشتباه انداخت
تو جان سپردی و اینگونه جاودان ماندی
و این مقایسه ما را به اشتباه انداخت
ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 


