مهدی صفی یاری

حضرت عباس (ع)-شهادت

 

ای درود خدا به ساحت تان

به قد و قامت قیامت تان

ماه هم پیش تان کم آورده

کوه می لرزد از صلابت تان

همه را کشته راه رفتن تان

همه را کشته این نجابت تان

مثل یک روز روشن است آقا

مهربانی شده است عادت تان

ای سر آغاز تان کرامت محض

با خودم فکر می کنم نهایت تان...

راستی یک سوال، با خورشید

از کی آغاز شد رفاقت تان؟

تو و خورشید عین هم هستید

در بلندای قد و قامت تان

حیف شد چشم تان زدند آقا

شک نداریم در شهامت تان

من از این جا به بعد معذورم

کاش می شد گذاشت راحت تان

 

در لهوف آمده تفاوت داشت...

...با همه نحوه ی شهادت تان

تو زیارت گهی و آمده اند

اینهمه تیر به زیارت تان

گرد و خاکی بلند شد آن روز

بر سر پرچم و علامت تان

کاش یک مشت آب می خوردی

آب شد آب از خجالت تان

×××

آه... آقا... بلند شو آقا

مادری آمده عیادت تان


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 18 تیر 1396  | 12:00 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

مسعود اصلانی

حضرت عباس(ع)-شهادت

 

خشکیده بود آن لب دریایی شما

بی تاب بود سینه شیدایی شما

چشمان آسمان به بلندای آسمان

 مبهوت مانده بر قد رعنایی شما

گل از گل رقیه ی ارباب می شکفت

با دیدن تبسم رویایی شما

بی خود نگفته اند که ماه قبیله ای

همتا نداشت جذبهٔ زیبایی شما

از این که آب هست و لب تشنه مانده اید

در حیرت است منصب سقایی شما

برگرد و سمت خیمه زن ها قدم بزن

طفلی نگاش مانده به لالایی شما

حتی اگر به سمت تلاطم نمی زدی

چیزی که کم نمی شد از آقایی شما


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 18 تیر 1396  | 12:00 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

سعید توفیقی

 

‏حضرت عباس(س)-شهادت

 

گر جگر خشک شود خشکی لب ها؛ حتمی است

رفتن ناله ی لب تشنه به بالا حتمی است

آب اگر یافت نشد مرگ رباب بی شیر

بر سر درس جگر سوز الف با حتمی است

قطره ای آب اگر نذر سر او بکُنند

بر علی اصغر مان معجز عیسا حتمی است

بدن غیرت اگر که عرق سرد کُند

خیس تب هم بشود؛ ذُق ذق رگها حتمی است

دختر شاه بخواهد؛ احدی مانع نیست

طلب آب کُند؛‌ حل معمّا حتمی است

العطش باز اگر بر جگری لطمه زند

مشک اگر پُر نشود؛ مُردن سقا حتمی است

آب اگر موج زند باز هم ایمان داریم

این که او لب نزده بر لب دریا حتمی است

بی کلاه خود اگر بر سر او گُرز زنند

از روی اسب؛ زمین خوردن آقا حتمی است

نالهٔ ابنیَ العباسِ زنی ثابت کرد

این که او شد؛ پسر حضرت زهرا حتمی است

تیر انداز هر آن قدر که ناشی باشد

تیر خوردن به تو با این قد و بالا حتمی است

دست دادی و به تو بال بهشتی دادند

لفظ طیّار تو در جنّت الاعلی حتمی است

گر روی خاک بلا پا بکشی آقا جان

بر حسین بن علی خنده اعدا حتمی است

اگر آقا نبَرد پیکرتان را به حرم

تکّه تکّه شدن این قد رعنا حتمی است

عدّه ای نیزه سر دست بلند کردند

روی نی؛‌ با کمک پارچه بندت کردند


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 18 تیر 1396  | 12:00 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

مهدی صفی یاری

حضرت عباس(ع)-شهادت

 

از هیبت قد کشیده ات می ترسند

از خشم میان دیده ات می ترسند

عباس، به پهلوانی ات قسم این لشکر

حتی ز سر بریده ات می ترسند...


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 18 تیر 1396  | 11:59 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

حمید رمی

حضرت عباس(ع)-مناجات

 

اسیر لحظه ی وصلم دگر ندارم  تاب

 مرا به حق دو دست بریده ات دریاب

 كنار آب و لب تشنه و گلویی خشك

 وفا هم از تو وفا دید یا اخا الارباب

 گره زدم نَفَسم را به نخل های بلند

 من و هوای حرم، كربلا، دلی بی تاب

 برای حنجر اصغر به گریه می خوانم

 به طفل خون خدا جرعه ای ندادند آب

 رسید مَقطَع شعرم دوباره می گویم

«اسیر» لحظه ی وصلم دگر ندارم تاب


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 18 تیر 1396  | 11:59 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

حسن کردی

حضرت عباس (ع)-مدح و مصیبت

 

اصلاً تو آفریده شدی محض دلبری

ای شاه كار دست خدا وه چه محشری!

بالا بلند قد تو قامت قیامت و

شایسته شنیدن الله اكبری

تو یك طرف و هر چه سپاه است یك طرف

در یك كلام این كه ابالفضل حیدری

اوج غرور دشمنتان در غلاف شد

تا دست سوی قبضه شمشیر می بری

قصد نبرد با صف دشمن نداشتی

تا مثل آب خوردن از آنها سر آوری

ابرو گره نزن كه زمین لرزه می شود

در زیر پات، روی هم افتند لشگری

چشمت، خودش سپاه تنومند زینب است

روز سپاه كفر ز ترس شما شب است

تازه كنار علقمه فهمیده می شود

این برق چشم ها چه قدر دیده می شود

زیرآب چشم های قشنگ تو را زدند

از بس شبیه تیغ درخشیده می شود

آتشفشان غیرت سنگین چشم تو

با تیرهای حرمله خشكیده می شود

حالا چقدر فاصله دار است پیكرت

با كمترین تكان تو پاشیده می شود

مثل كلاه و پرچم و دستار سبزتان

خلخال كودكان همه دزدیده می شود

اینك سه روز رفته و باقیِ پیكرت

ما بین قبر كوچك تان چیده می شود

شرمنده ام اگر به دلت غم گذاشتم

با واژه ها برای شما كم گذاشتم


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 18 تیر 1396  | 11:59 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

حسن لطفی

حضرت عباس(س)-شهادت

 

این که بر سینه خود داغ برادر دارد

نتواند که سر از سینه ی تو بردارد

تیر ها با همه قامت به تنت جا شده اند

وای بر من چقدر پیکر تو پر دارد

می کشی پا به زمین و کمرم می شکنی

کمی آرام که در پای تو مادر دارد....

....می کشد تیر ز چشمان تو با دست کبود

ولی این تیر چرا هیبت خنجر دارد؟

ای رشید حرمم بی تو حرم غارت شد

آخر این خیمه آتش زده دختر دارد

چه شده با سرت از ضربه سنگین عمود

بین دو ابروی تو سخت است ترک بر دارد


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 18 تیر 1396  | 11:58 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

غلامرضا سازگار

حضرت عباس (ع)-مدح و مرثیه

 

ای سرا پا حسین یا عباس

سیر تو تا حسین یا عباس

همه جا با حسین یا عباس

سخنت یا حسین یا عباس

هم تو باب الحوائج همه‌ای

هم چراغ دل دو فاطمه‌ای

آفتاب رخ تو ماه علی است

راه تو از نخست راه علی است

به دو بازوی تو نگاه علی است

دست و چشم تو بوسه گاه علی است

برده چشمت دل دو فاطمه را

دیده در گاهواره علقمه را

دست خیل ملك به دامن تو

روح خون خداست در تن تو

زخم تن حلقه‌های جوشن تو

قتلگاه تو طور ایمن تو

برتر از درك و فهم و احساسی

چه بخوانم تو را كه عباسی

تو مضامین شعر ناب منی

تو وفا را چو روح در بدنی

تو به هر بزم، ماه انجمنی

تو علی یا حسین یا حسنی

نام باب المراد لایق تو است

هر كه هستی حسین عاشق تو است  

كعبه آرد سلام بر حرمت

جان عالم نثار هر قدمت

گوهر انبیاست اشك غمت

شهدا زیر سایة علمت

تو كه هستی كه شخص خیر الناس

گفت جانم فدات یا عباس

آب‌ها تشنه و تو دریایی

خسروان بنده و تو مولایی

تو علمداری و تو سقایی

تو عزیز عزیز زهرایی

روز محشر كه روز وانفساست

بر دو دست تو دیدهٔ زهراست

ای ز گهواره بی قرار حسین 

دل و جانت در اختیار حسین

حاضری هر کجا كنار حسین

دست و چشم و سرت نثار حسین

حرمت از نخست علقمه بود

اولین زائر تو فاطمه بود

تو علمدار لشكری عباس

شیر و شمشیر حیدری عباس

حمزه ای یا که جعفری عباس

تو فدای برادری عباس

تا كنی جان خود فدای حسین

زاد مادر تو را برای حسین

ای خجل از رخ تو زیبایی

ساقی لاله‌های زهرایی

با لب خشك و چشم دریایی

زهی از این جلال و آقایی

نه عجب با چنان تب و تابت

خاتم الانبیا دهد آبت

نه فقط یاور حسین استی

در حقیقت در حسین استی

ادب و عشق خاك راه تواند

جنّ و انس و ملك سپاه تواند

به سرشك دو دیده‌ات سوگند

به مرام و عقیده‌ات سوگند

در شرار غمت كبابم كن

میثم خویشتن خطابم كن


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 18 تیر 1396  | 11:58 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

علی اکبر لطیفیان

حضرت عباس(ع)-شهادت  

 

ای بزرگ خاندان آب ها

آشنای مهربان آب ها

در مقام شامخ سقائیت

بند می آید زبان آب ها

با تماشای لب دریائیت

آب افتاده دهان آب ها

مثل دریایی ولیكن می دهی

مشك خشكی را نشان آب ها

زیر بار تیر های مشك تو

خورد گردید استخوان آب ها

بعد لب های تبسم ریز تو

گریه افتاده به جان آب ها

از وداع تو حكایت می كند

دست های پر تكان آب ها

گریه ی امروز مال چشم تو

گری یه فردا از آنِ آب ها

راستی بی تو چه رنگی می شود؟

شعرهای شاعران آب ها


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 18 تیر 1396  | 11:58 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

احمد علوی

حضرت عباس (ع)-شهادت

 

این دشت ندیده است بهارانی از این دست

بر سینه خود نم نم بارانی از این دست

از كوه بپرسید چه آمد به سر ماه

در ساحل امواج خروشانی از این دست

بر پهنه این خاك عطش ناك وزیده است

ناگفته نماند كه چه طوفانی از این دست

با تیر تو را بدرقه كردند كه باشد

بر سفره چشمان تو مهمانی از این دست

بین الحرمینی شد و در عرش درخشید

هر جا كه كشیدند خیابانی از این دست

تاریخ نگاران همه گشتند و ندیدند

بر صفحه تاریخ شهیدانی از این دست

از موی پریشان تو الهام گرفتیم

یك عمر در اشعار پریشانی از این دست

وقتی كه سلاطین جهان تشنه اینند

تا دست بگیرند به دامانی از این دست

ما بین دو دست تو چرا فاصله افتاد

این قصه چرا داشته پایانی از این دست


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 18 تیر 1396  | 11:58 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 88 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید