اسلام و لیبرالیسم (1)
نويسنده:
علي سعادت پناه
نخستین رهآورد دکترین لیبرال - سرمایهداری، تأثیری است که بر نوع روابط اجتماعی میگذرد و روابط برادرانه و همسان انسانی را بهروابطی برتری طلبانه و خودکامه تبدیل میکند، از نوع روابطی که میان دو طبقة "اقلیت فرادست" و "اکثریت فرودست" وجود دارد. براساس تأثیرهای فکری، فرهنگی و اخلاقی که نظام سرمایهداری در انسانها میگذارد (برخی از آنها در بخش نخست مقاله مورد بررسی قرار گرفت) و روحیة طغیان و خودکامگی که بر مال اندوزان سایه میگسترد، پایگاه اصلی روابط اجتماعی را ویران میکند. یعنی باور انسانها و ایمان بهارزش و کرامت انسانی، یا کمرنگ میشود و یا بکلی رنگ میبازد.
1. روابط سلطهجویانه
نويسنده:
علي سعادت پناه 4. باز دارندگی از عواطف انسانی بیگمان در میان ویژگیهای انسانی، عواطف، جایگاهی بسی بلند دارد که زندگی فرد و جامعه و بقأ نوع و سامانیابی خانواده و ... بر آن استوار است. بگونهای که براستی میتوان گفت ضعف عواطف یا مرگ آن، با ضعف و مرگ انسانیت همراه است. انسان با عواطف خویش زندگی میکند بیش از آنکه با خرد بزید. محور اصلی دیگر دوستی و جامعهگرایی نیز عواطف است. انسان در پرتو عواطف است که به اخلاقهای انسانی و مدنی روی میآورد و از خویهای حیوانی و جنگلی دوری میگزیند.
نويسنده:
علي سعادت پناه 3. باز دارندگی از دادههای عقل انسانی تفکر سرمایهداری و راهکارهای آن، از موانع شکوفایی خرد ناب انسانی است، که دادههای عقل آدمی را در زیر لایههای سنگین و تیرة حب مال و آمال، مدفون میسازد و روشنگیریهای او را فرو میپوشاند و بدین سانند همه دلبستگیهایافراطیوحبوعشقهای سرکش که در راه عقل و بررسی ها و روشنگریهای او مانعی عظیم پدیدمیآورد. منظور از عقل، عقل انسانی است. عقلی که برای انسانها ارزش قائل است، و جانداران و گیاهان و حتی مواد بیجان را حرمت مینهند.
نويسنده:
علي سعادت پناه 2. باز دارندگی از اخلاق و ارزشهای انسانی اخلاقیات در جامعة مدنی سرمایهداری، زمینههای اصلی بسیاری از خویهای غیرالاهی و سرشتهای غیرانسانی است. استکبار اقتصادی، بستر مناسب استکبار اخلاقی و طغیانگریهای روانی است، چنانکه کمبودداری و استضعاف اقتصادی، زمینة استضعاف اخلاقی و فکری میباشد. مال اندوزی و زیادهخواهی، انسانی را به خصلت هایی شیطانی چون: آزمندی، حرص سیریناپذیر، نجل، خودخواهی، خود برتربینی، طغیان و سرکشی، لذت پرستی، شاد خواری و شکمبارگی، شهوتپرستی، تن آسایی، بیاحساسی و سنگ دلی میکشاند و عامل اصلی این اخلاقهای ضد انسانی، همان داشتنهای افراطی و مال اندوزیهایِ افرونخواهانه است.
نويسنده:
علي سعادت پناه اکنون پارهای از دیدگاههای اسلام درباره سرمایهداری را تبیین میکنیم، و در ارزیابی شتابزدهای، برخی از راه کارها و رهآوردهای آن را برمیشماریم. و در آغاز از پیامدهای فردی آن گفتگو میکنیم که زمینة اصلی عملکردهای اجتماعی آن نیز هست: 1. الهاء و باز دارندگی این عنوان، در سوره «تکاثر» آمده است، که احوال زیادهداران را ترسیم میکند، و پیامدهای منفی افزونداری را به تصویر میکشد:
نويسنده:
علي سعادت پناه در این نوشته، «سرمایهداری»، به معنای اصطلاحی آن منظور است که پدیدهای استثماری با عملکرد و راهکارهایی ویژه میباشد نه سرمایهداری به معنای لغوی آن که معطوف به هرگونه در اختیار داشتن مال و سرمایه است. نگرش اسلام به اصل اموال و سرمایه، بسیار مثبت است. اموال و هرگونه کالا که بگونهای نیازهای بشری را برآورد، در نظر اسلام، امری حیاتی و عامل بقأ و برپایی جامعه، و راه تداوم حیات انسانی، و رشد دین و دینباوری است. این موضوع را، در سراسر تعالیم اسلامی به روشنی میبینیم که با تعبیرهایی گونهگون، از ضرورت تمتعات زندگی، و حیاتی بودن اموال و کالاها سخن گفته و سهم اصولی «اموال» را در جامعه انسانی، تبیین کردند.
نويسنده:
علي سعادت پناه ج - «اقتصاد»، اخلاق و ارزشهاى انسانى اقتصاد به عنوان علمى که بدنبال یافتن روشهاى مناسب براى تخصیص منابع و امکانات موجود به اهداف و نیازهاى انسان است از آنجائیکه با مسائل زندگى انسان به عنوان موجودى هدفدار، اجتماعى، داراى انگیزه هاى مختلف مادى شعور و صاحب اراده، نامطمئن نسبت به آینده و انتخابگر مواجه است، اصولا یک علم اخلاقى است. کسانیکه صادقانه و با بینش صحیح با واقعیات ذاتى انسان و زندگى اجتماعى او برخورد نموده اند مجالى براى انکار این واقعیت نیافته اند. چنانکه در انگلستان هم تا سال 1903 این علم جزئى از برنامه آموزشى علوم اخلاقى بود، بعد از اینکه با اصرار بعضى از اقتصاددانان، آموزش اقتصاد در دانشکده مجزایى قرار گرفت، کینز با این امر مخالفت کرد.
نويسنده:
علي سعادت پناه ب - اقتصاد سرمایه دارى و «تعالیم اخلاقى و ارزشهاى والاى انسانى» اقتصاد سرمایه دارى، هم در اصول اساسى خود، ماهیت ایدئولوژیک دارد و هم احکام و نظریه هاى اقتصادى آن حاوى داوریهاى جهتدار ایدئولوژیک است. تولد اقتصاد سرمایه دارى همزمان با نفى ارزشهاى والاى انسانى و تعالیم مذهبى و تقدیس رذائل اخلاقى صورت گرفت و در واقع، به خاطر تنزل انسان از مقام والاى خلیفه اللهى،به مرتبه پایین حیوانیت و مادیت بود که هواهاى نفسانى، محرک انسان، و ثروت مادى، هدف او معرفى شد و عقل نیز خدمتگزار شهوت و ابزار ثروت قرار گرفت تا اقتصاد جدید را رقم زند. بنابراین بدون تردید اقتصاد سرمایهدارى نه تنها از اخلاق و ارزشهاى متعالى، جدا استبلکه اساسا ماهیت ضداخلاقى و ضدارزشى دارد.
اسلام وسرمایهداری (5)
اسلام وسرمایهداری (4)
اسلام وسرمایهداری (3)
اسلام وسرمایهداری (2)
اسلام وسرمایهداری (1)
نقدى بر دیدگاه سرمایه دارى درباره انسان اقتصادى (11)
نقدى بر دیدگاه سرمایه دارى درباره انسان اقتصادى (10)
