درآمدهاى حرام و تاءثير درآمدهاى حرام دراخلاق
نويسنده:
علي سعادت پناه
درآمدهاى حرام آنهايى است كه اسلام بطور صريح آنها را حرام شمرده و پيروان خويش را ازآنها مـنـع كـرده اسـت . و درآمـدهـاى مـشكوك به آنهايى گفته مى شود كه مشروعيت يا ممنوعيت آن روشن نيست . با توجه به سخن رسول خدا صلى الله عليه وآله كه فرمود: ( إِنَّ لِكُلِّ مَلِكٍ حِمىً، وَ حِمَى اللّهِ فِى الاَْرْضِ مَحارِمُهُ) (325) هر پادشاهى قرقگاهى دارد، و قرقگاه خدا در زمين محرّمات اوست . گـفـت كـارهـاى حـرام مـانـند منطقه ممنوعه اى است كه ورود به آن نافرمانى و شكستن قرق الهى محسوب مى شود، و در به دست آوردن روزى هم دادوستدهاى حرام ، قرق ومرز است كه بايد محترم شـمـرده شـود.
نويسنده:
علي سعادت پناه آفتهايى انفاق را تهديد مى كند كه بايد ازآنها جلوگيرى شود وگرنه انفاق را بى ارزش مى كند واثرش رانابود مى سازد. اينك به برخى از آنها اشاره مى كنيم : اگـر انـفـاق مـوجـب آزار و رنـجـش نـيـازمـنـدان شود، شخصيت آنان خرد شده وسرمايه هاى روانى واجتماعى آنان را از بين مى برد از اين رو، قرآن كريم به پيروانش دستور مى دهد: (يا اَيُّهاءَ الَّذينَ آمَنوُا لا تُبْطِلوُا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْاءَذى ...) (313) اى كـسـانـى كـه ايـمـان آورده ايـد، بـخـشـشـهـاى خـود را بـامـنـّت وآزار باطل نسازيد.
نويسنده:
علي سعادت پناه انفاق را ازآن جهت ، انـفـاق گويند، كه شخص ، مال رابدان وسيله از دستش خارج مى كند و يا فانى وتمام مى كند و دراصطلاح ، خرج كردن مال در راه خدا، اعم از واجب و مستحب را انفاق مى گويند.(296) در بـاره انـفـاقـهاى واجب ، در درس چهارم ، تحت عنوان (اداى حقوق ) مطالبى بيان شد و اشاره مختصرى نيز به انفاقهاى مستحبى كرديم اينك آن رابطور جداگانه بررسى مى كنيم : انـفـاق در اسـلام مـعـنـاى وسـيـعـى دارد، كـه هـرگـونـه بـخـشـشـى ازمـال ، عـلم ، قـدرت مـوقـعـيـت ونـفـوذ اجـتـمـاعـى ومـانـنـد آن را شامل مى شود، ولى در اينجا بيشتر انفاق مالى ، مورد نظر است . قرآن كريم ، انفاق را در رديف ايمان به غيب واقامه نماز ذكر كرده و مى فرمايد:
نويسنده:
علي سعادت پناه زاهـد كـسـى اسـت كـه از دنـيـا و امـور دنـيـايـى ، ازروى مـيـل و رغـبـت ، بـه خـاطـر كـوچـك دانـسـتـن آن ، دورى كـند وبه اندك آن قناعت نمايد، تا سبكبار و سـبـكـبـال در مـسـيـر فـرمـانبردارى خدا قدم نهاده ، انوار و تجلّيات الهى در دلش وارد شده و از نزديكان درگاه خداوند شود. پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله زهد را سبب محبت به خداوند مى شمارد و مى فرمايد: (اءِنْ اَرَدْتَ اَنْ يُحِبَّكَ اللّهُ فَازْهَدْ فِى الدُّنْيا) (279) اگر مى خواهى خداوند تو را دوست بدارد، در دنيا زاهد باش .
نويسنده:
علي سعادت پناه تجمّل گرايى دارد بـه مـنـزله مـعـيارى براى خوبى و بدى رفتار محسوب مى شود. مردم او را درنوع خوراك ، پـوشـاك ، مسكن ، اتومبيل ومانند آن ، الگو قرار داده و از او تقليد مى كنند، واز همين روزنه است كه اخلاق مترقّى و يا منحط به جامعه اى راه مى يابد. على عليه السلام دراين باره مى فرمايد: (اَلنّاسُ بِاءُمَرائِهِمْ اءَشْبَهُ مِنْهُمْ بِآبائِهِمْ) (275) شباهت مردم به زمامدارانشان بيشتر از شباهت آنان به پدرانشان است .
نويسنده:
علي سعادت پناه تـجـمـّل گـرايـى وتـوجـّه بـه ظواهر زندگى آثار شوم و نامطلوبى برفرد واجتماع دارد كه بطور خلاصه آن را بررسى مى كنيم : ا مـسـؤ ول مى داند، از اين رو، هرچه امكانات و توانايى او بيشتر باشد بر مسؤ وليتش افزوده مـى شـود، درايـن صـورت كـسى كه درتجمّل وخود آرايى زياده روى كند، خود به خود از اجراى تـعـهـّدات اجـتـمـاعـى بـاز خـواهـد مـانـد، بـويـژه اگـر فـرد متجمّل از كارگزاران و مسؤ ولان مملكتى باشد.
نويسنده:
علي سعادت پناه (تـجـمـل ) يـعـنـى (خود را زينت دادن و آراسته شدن ) وجمع آن (تجمّلات ) به معنى (وسـايـل زيـنـت و آرايـش ، آنـچـه مـوجـب نـشـان دادن شـاءن و شكوه و زيبايى باشد)، بكار مى رود. (262) و كـلمـه (گـرايـى ) و (گـرايـيـدن ) يـعـنـى (آهـنـگ كـردن ، ميل و رغبت كردن ).(263) (تجمّل گرايى) ميل و رغبت كردن به تجمّلات و توجّه به ظواهر زندگى را مى گويند، كه گاهى به جاى آن ، كلمه (تجمّل پرستى ) به كار برده مى شود، كه براى بيان مقصود گوياتر اسـت ، و درجـه وابـسـتـگـى و بـنـدگـى تـجـمـّل پـرسـتـان را نـسـبـت بـه وسايل لوكس ، زينتى و تشريفاتى بيشتر مى رساند. تاريخ پيدايش روحيه تجمّل گرايى درتاريخ اسلام به زمان بنى اميّه بر مى گردد، چنانچه جرجى زيدان مى نويسد:
نويسنده:
علي سعادت پناه (ايـثـار) بـه مـعـنـى تـرجـيـح دادن و غـرض ديـگـران را بـر غـرض خـويـش مـقـدّم داشـتـن اسـت .(246) ودراصـطـلاح عـبـارت اسـت از بـخـشـش مـال بـه كسى ، با وجود احتياج به آن . (247) اين صفت ، بالاترين درجه جود و بخشش است و از مواسات نيز بالاتر مى باشد. لاقـى نـام بـرده شـده اسـت . ايـثار، مواسات ، انفاق ، گذشت ، خيرخواهى و مانند اينها مبتنى بر (ديگر خواهى ) است و مسلمان واقعى ، كسى است كه تنها در فكر خود نبوده و بين خود وهمنوعان خود فرق نگذارد منافع آنها رامنافع خود بداند و درموارد لزوم آنان را برخود مقدم دارد.
آفتهاى انفاق و آثار انفاق
الف ـ منت واذّيت
انفاق و جايگاه انفاق دراسلام
جايگاه انفاق دراسلام
زهد و ويژگيهاى زاهد
زهد و فضيلت آن
تجمّل گرايى ، آفت مسؤ ولان
آثار شوم تجمّل گرايى
الف ـ بازماندن ازتعهّدات اجتماعى
تجمّل گرايى از ديدگاه اسلام
ايثار وارزش آن
