توصيه ائمّه عليهم السلام به مواسات
نويسنده:
علي سعادت پناه
در روايـات بسيارى نقل شده است كه ائمّه عليهم السّلام ، پيروان خويش را به مواسات سفارش مـى نـمـوده انـد و كـسـانـى راكـه داراى چـنـين رفتارى نبودند، شيعه خود نمى دانستند. درواقع ، كمال تشيّع را به اين مى دانستند كه مؤ منان باهم به مواسات رفتاركنند. دراينجا به برخى از آن روايات ، اشاره مى شود: يـكـى از روات بـه نـام ابو اسماعيل مى گويد به امام باقر عليه السلام ، عرض كردم فدايت شوم ، شيعيان نزد ما بسيارند. حضرت فرمود:
نويسنده:
علي سعادت پناه يـكـى ديـگـر از بـحثهاى مربوط به اخلاق اقتصادى ، مواسات و ايثار است كه دراسلام ازارزش والايى برخوردار مى باشد كه به توضيح آن مى پردازيم : مواسات شركت دادن ديگران دراموال خويش را گويند، به گونه اى كه گويا همه ، اعضاى يك خـانـواده مـى بـاشـند وتلاش مى كنند تا نيازهاى يكديگر را بر طرف نمايند. طريحى درمجمع البحرين درمعناى مواسات چنين گويد: (در حديث آمده است : (مُواساةُ الاِْخْوانِ) وآن عبارت است ازمشاركت و سهيم شدن آنان در روزى ومعاش ) (240). همچنين در صحاح اللغه آمده است :
نويسنده:
علي سعادت پناه تكاثر ثروت براخلاق انسان ، آثار ناگوار فراوانى مى گذارد و اگر انسان توجّه نداشته باشد، سبب پيدايش مسائل زير مى شود: تـكـاثـر در امـوال واولاد ومـانـنـد آن ، چـه بـسـا انـسـان را از يـاد خـدا، غافل كرده و به خود مشغول مى دارد. قرآن كريم مى فرمايد: ( وَما اَمْوالُكُمْ وَ لا اَوْلادُكُمْ بِالَّتى تُقَرِّبُكُمْ عِنْدَ نا زُلْفى ...) (221) اموال و اولاد شما چيزى نيست كه شما را به مانزديك سازند.
نويسنده:
علي سعادت پناه تـكـاثـر بـه مـعـنـاى افـزون شـدن ، فـراوان شـدن و بـه بـسـيـارى مال و ثروت فخر كردن است .(217) همان گونه كه از تعريف راغب اصفهانى برداشت مـى شـود، تـكـاثـر اخـتـصـاص بـه ثـروت ندارد، (218) بلكه عدّه اى بر اثر زيادى فرزند و قوم و خويش ، گرفتار اين صفت ناپسند مى شوند. اسـلام ايـن صـفـت نـكـوهـيـده را بشدّت محكوم كرده است ، تاجايى كه در قرآن مجيد،يك سوره به بيان اين صفت زشت و برحذر داشتن مردم از آن ، اختصاص يافته است .(219)
نويسنده:
علي سعادت پناه بـطـور قـطـع ، تنگدستى پيامدهاى ناگوارى دارد كه بر ا خلاق فردى واجتماعى نيز اثر مى گذارد. حضرت على عليه السلام مى فرمايد: (اَلْعُسْرُ يُفْسِدُ الْاءَخْلاقَ) (205) سختى وتنگدستى ، اخلاق را فاسد مى كند. وباز مى فرمايد: (ضَروُرَةُالْفَقْرِ تَبْعَثُ عَلى فَظيعِ الْاءَمْرِ) (206) شدّت احتياج ،انسان رابه كارهاى ناروا وا مى دارد در اينجا به بيان برخى از تاءثيرات فقر بر اخلاق مى پردازيم :
نويسنده:
علي سعادت پناه فقر در لغت تهيدستى ، تنگدستى و درويشى (196) و در اصطلاح نداشتن چيزهاى مورد نياز انسان راگويند.(197) انـسـان تـاوقـتـى كـه در لوازم زنـدگـى خود از قبيل خوراك ، پوشاك ، مسكن ، و ... (درحدّ رفع احـتـيـاج نـه تـجـمـّل ) نـيـازمـنـد بـاشـد، فـقـيـر بـوده و لازم اسـت در راه تـاءمـيـن ايـن قبيل نيازمنديها تلاش نمايد تا از فقر و احتياج به ديگران ، رهايى پيدا كند.
نويسنده:
علي سعادت پناه قناعت فوايد فراوانى دارد كه به چند نمونه آن اشاره مى كنيم : حفظ وسلامت دين يكى ازمهمّترين فوايد قناعت است . حضرت على (ع ) فرمود: (اَقـْنـَعـُوا بـِالْقـَليـلِ مـِنْ دُنـْيـاكـُمْ لِسـَلامـَةِ ديـِنـِكـُمْ فَاِنَّ الْمُؤْمِنَ الْبُلْغَةُ الْيَسيِرَةُ مِنَ الدُّنْيا تَقْنَعُهُ) (184) بـراى سـلامـتـى ديـنتان به اندكى از دنيا بسنده كنيد، زيراسهم اندكى از دنيامؤ من راقانع مى كند.
نويسنده:
علي سعادت پناه بـراى بـه بـار نـشـسـتـن نـهـال قـنـاعـت ، بـايـد زمـينه هاى مناسب آن را به وجود آورد تارشد و بالندگى اش ميسّر گردد. اين زمينه ها عبارتند از: كسى كه خواهان به دست آوردن ملكه قناعت است ، بايد از حرص و آز فرار كند، زيرا اين دو با قناعت در تضادّند و با وجود آنها قناعت يافت نمى شود. حضرت على عليه السّلام فرمود: (لَنْ تُوجَدَ الْقَناعَةُ حَتّى يُفْقَدَ الْحِرْصُ) (172) تا حرص ، نابود نشود، قناعت پديد نمى آيد.
مواسات وايثار
مواسات (239)
تاءثير تكاثر ثروت بر اخلاق
الف ـ غفلت از ياد خدا
تكاثر ثروت
تاءثير فقر بر اخلاق
فقر وآثار آن
تعريف فقر
فوايد قناعت
الف ـ حفظ دين
زمينه هاى قناعت
الف ـ پرهيز از حرص وآز
