|
||||||
|
||||||
|
متاسفانه وقف در نظام فعلي اقتصاد ما موضوعيت ندارد و خارج از آن قرار گرفته است. با توجه به اصل توليد حداكثر و مصرف متعادل، وقف ميتواند نقش زير سيستم اصلي و محوري در كلان سيستم فرهنگ اقتصادي اسلام بازي كند. نظام ماليات براي تامين هزينههاي عمومي مردم از غرب اقتباس شده است و در دين اسلام نيز سه عنصر خمس، زكات و وقف وجود دارد. نميتوان هر دوي اين نظامها را اصل گرفت و به هر دو به يك شدت عمل كرد و بايد اين مساله در نظام اقتصادي حل شود. با توجه به اينكه نميتوان از مال غير و مال حرام وقف كرد، اگر در نظام اقتصادي ما معيار ارزش و تاثير يك بنگاه يا فرد به ميزان وقف آن بازگردد، آنگاه مساله تامين متعادل نيازها پياده ميشود. بعضي از بزرگان كشور كه صاحب درآمد بالايي هستند ميتوانند براي الگو سازي در اين زمينه پيشقدم شوند برای نمونه، يكي از اساتيد دانشگاه كه مبدع يك فنآوري جديد بود، درآمدهاي حاصل از اين فنآوري را براي پژوهش در همان زمينه وقف كرد. در بعضي كشورها مانند ژاپن
|
||||||
|


