
محرم
اي دل بيا كه ماه محرم بر آمده
اين مه به قلب شيعه چنان خنجر آمده
از بهر قتل شاه زمان پور بو تراب
در كربلا ببين كه دو صد لشكر آمده

ادامه مطلب

پر میکشد چشمان من امشب به سویت
یک عمر مانده این دلم در آرزویت
میسوزم و حسرت به دل آقای خوبم
تا که بیایم کربلا در جستجویت
از این حرم تا آن حرم وصل به عشق است
یک کهکشان اعجاز دارد خاک کویت
گرچه گنه بسیار کردم، نا امیدم
من واقفم کم کرده ام از آبرویت
عشق تو را دارم به دل اما دوباره
باعث شدم تا بشکند بغض گلویت
مولای من لب تشنه ام دریاب آقا
ای کاش میشد من بنوشم از سبویت
بوی محرم میرسد از هر طرف باز
چشمان مشتاقان به دست چاره جویت
ادامه مطلب

پیراهن سیاه کجایی رفیق من؟
اندوه و اشک و آه کجایی رفیق من؟
بوی محرم است فضارا گرفته است
ای بی نظیرماه،کجایی رفیق من؟
ده ماه حسرت تو شده غصه دلم
فصل عزای شاه کجایی رفیق من؟
بی تو عجیب زندگی ام بی صفاگذشت
ای شور قتلگاه کجایی رفیق من؟
درپای روضه های تو نفسم خدایی است
ای نفس سربراه کجایی رفیق من
گه گاه نیمه شب به تو مشغول میشدم
ای لطف گاه گاه کجایی رفیق من؟
یک گوشه چشم کردی و آتش گرفته ام
عمری از آن نگاه کجایی رفیق من؟
یادش بخیر بعد خطا توبه داشتیم
جبران اشتباه کجایی رفیق من؟
شاعر :حسین صیامی
ادامه مطلب

آماده میشویم دو رکعت عزا کنیم
حی علی العزا، که قیامی به پا کنیم
قد قامت العزا که شنیدیم میرویم
تا حق روضه های عزا را ادا کنیم
بوی محرمش همه جارا گرفته است
وقتش رسیده تا دو سه ماهی صفا کنیم
زیبا ترین وضوی محرم که گریه است
باید که اشک را به نظر کیمیا کنیم
سجاده سنگ صحن و عبا پیرهن سیاه
نیت برای غربت خون خدا کنیم
آنقدر با لباس عزا سینه میزنیم
تا تار و پود پارچه را نخ نما کنیم
در این نماز عشق چه مستانه میشود...
پشت سر امام زمان اقتدا کنیم
اینجا رکوع ما دم درب ورودی است
عرض ادب به ساحت کرببلا کنیم
الحق که کعبه سنگ نشانی برای ماست
باید به نحو دیگری یاد خدا کنیم
با این که سمت قبله هنوزم درست هست
تیری به نیت دونشانه رها کنیم
اول به سمت کرببلا روضه الحسین
دوم به سمت کوفه کسی را صدا کنیم
از خاک هم مضایقه کردند کوفیان
اصلا چگونه یادی از این ماجرا کنیم
سر های قدسیان همه بر زانوی غم است
چون پیکری به خون شده هفتاد چاک و نیم
هفتاد زخم پیکر او از گناه ماست
نیمی برای کرببلا...، پس حیا کنیم
اینجا قنوت ما به قناتی رسیده است
باید که سید الشهدا را صدا کنیم
تا گفتم السلام علیکم سلام داد
باید به جان حضرت فطرس دعا کنیم
حالا که حکم کرببلا را گرفته ایم
باید دعا به جان امام رضا کنیم
شرمنده، لفظ واژه ی "باید" زیاد شد
باید به عهدِ گفتن باید، وفا کنیم
شاعر: امیرحسام یوسفی
ادامه مطلب

لبریز اشک و آهم و دل تنگ روضه ها
دل تنگ پادشاهم و دل تنگ روضه ها
تاثیر گریه های عقیله است بی گمان
وقتی که سربراهم و دل تنگ روضه ها

ادامه مطلب

ماه غم، ماه عزا، ماه محن
بر تو بادا تسليت ياابنالحسن (عج)
در عزاي جد مظلومت حسين
اشکهايت گشته جاري از دو عين
شال غم افکندهاي مولا به دوش
ناله از دل ميکشي با صد خروش
چنين گويي تو با صد شور و عين
روز و شب گريم برايت يا حسين (ع)
گر نبودم تا تو را ياري کنم
آنقدر بهرت عزاداري کنم
اشک چشمم گر شود روزي تمام
خون کنم جاري ز چشمانم مدام
کي فراموشم شود اين خاطرات
کام عطشان تو و آب فرات
کي رود از ياد من شمشيرها
نيزهها و سنگها و تيرها
چهرههاي نيلي و افروخته
جامهها و خيمه هاي سوخته
تا که ياد آيد مرا از قتلهگاه
ناله از دل برکشم با سوز وآه
زين وصيتها همه جان بر لبم
داغدار عمه خود زينبم
ادامه مطلب
.jpg)
در محرم سینه ها غرق ملالی دیگر است
جاری از چل چشمه دلها زلالی دیگر است
با حلولش برنخیزد جز فغان از عاشقان
طاق ابروی محرم را هلالی دیگر است
بس که لحظه لحظه هایش سرخ و عاشورایی است
سیر شیون کردنش امر محالی دیگر است
لحظه ای با لحظه هایش اشک حرمان ریختن
نیست ناممکن ولی محتاج حالی دیگر است
ماتمش اطفال را سازد چو زالان سوگوار
در غمش هر شیرخواری شیر زالی دیگر است
چند روزی با علم نی اسبها را هی کنند
کودکان را در محرم قیل و قالی دیگر است
هیچ کس چون ما نگیرد ماتم این ماه را
با محرم شیعیان را اتصالی دیگر است
تشنه یک سینه ی سیرم، مرا بسمل کنید
بال بال مرغ بسمل، بال بالی دیگر است
عزتی گرهست جز" هیهات منَ الذِله" نیست
درس عشق آموختن کسب کمالی دیگر است
ادامه مطلب

ای خمیره تو از"هو"، ای قتیل در محرم
از غم تو شعله ور شد گنبد عتیق عالم
طبل و سنج می نوازند لیل و النهار، درعرش
حضرت مسیح رفته ست بر صلیب نوحه و غم
می رسد به ناکجاها نوحه خوانی ملائک
سینه می زند پیمبر، اشک می فشاند آدم
کربلا! دگر تو در خویش خونی از خدا نداری
گمشده گل من و تو، گم شده گل دو عالم
دجله و فرات! اسمی ذکر صبح و شام من شد
ای حسین اسم من باش، ای حسین؛ اسم اعظم!
دل به سوی کربلا شد ناگهان، تبارک الله!
ما طفیل عشق اوییم صل آله و سلم
ادامه مطلب

لاله گون برگشتی امشب در فضا، ای ماه خون
گوییا در بحر خون کردی شنا، ای ماه خون
از گریبان افق با روی خونین سر زدی
یا که شستی چهره از خون خدا ای ماه خون
بازشو از ره که ترسم باز با دیدار تو
تازه گردد داغ ختم الانبیا ای ماه خون
بازشو از ره که می بینم کنار علقمه
دست سقا می شود از تن جدا ای ماه خون
باز شو از ره که می بینم ز شمشیر جفا
می شود فرق علی اکبر دو تا ای ماه خون
بازشو از ره که در دامان تو ماه حسن
می زند در حجلة خون دست و پا ای ماه خون
باز شو از ره که می بینم در این ماه عزا
می شود ذات خدا صاحب عزا ای ماه خون
باز شو از ره که می بینم کتاب الله را
زیر سم اسب و روی نیزه ها ای ماه خون
باز شو از ره که می بینم سر دست پدر
ذبح گردد اصغر از تیر جفا ای ماه خون
در تو می بینم دل شب در نماز نافله
بر حسین خود کند زینب دعا ای ماه خون
در تو می بینم که از دور حرم تا قتلگاه
می زند زینب ، حسینش را صدا ای ماه خون
در تو می بینم که حتی نونهال باغ وحی
می خورد سیلی ز شمر بی حیا ای ماه خون
باز شو از ره که "میثم" را دل از دیدار تو
سوخت همچون خیمه های کربلا ای ماه خون
ادامه مطلب
.jpg)
بار دگر دل را غبار غم گرفته
چون قلب ختم الانبیا ماتم گرفته
گویی که رنگ از چهرة گردون پریده
مه سینه و خورشید پیراهن دریده

ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 


