
دارد می آید محرم
یک کاروان دل به سویت
تو رهروی سوی فردا
دارد می آید محرم
ماه پر از یاد مولا
دارد می آید محرم
ماه مساجد، تکایا
ماه غم و اشک و ماتم
بر غربت ابن زهرا
دارد می آید محرم
ماه همیشه سیه پوش
ماهی که هر انقلابی
از یاد آن گشته پرجوش
دارد می آید محرم
ماه حسین و علمدار
هیهات از هرچه ذلت
از زندگانی چو مردار
هیهات از هرچه بیعت
با هر یزید زمانه
از مسلک اهل کوفه
از اشک بی پشتوانه
دارد می آید محرم
و کربلا کل دنیاست
شمر و اباالفضل و هانی
نقش من و تو همین هاست
باید که خود را بیابیم
ما در کدامین سپاهیم؟
یا در عمل اهل حقیم
یا آنکه اهل تباهیم
ادامه مطلب

از غزل و قصيده خسته ام من
از شعراي ور شكسته ام من
خاك ميخوره دفتر شعرم هر شب
از دل خود گله دارم مرتب

ادامه مطلب

چیزی نمانده تا حرم، آرام خواهرم
گریه مکن برابرم، آرام خواهرم
دلتنگِ روزهای مدینه شدی، ولی
همراه ماست مادرم، آرام خواهرم
خیلی شبیه فاطمه این روزها شدی
ای از قدیم یاورم، آرام خواهرم
این قد خمیدنِ تو مرا پیر می کند
اینگونه نیست باورم، آرام خواهرم
باید که صبر پیشه کنی پیش دخترم
شاگرد توست دخترم، آرام خواهرم
این روزها نگاه تو خیلی شکسته است
گریه مکن برابرم، آرام خواهرم
ادامه مطلب

آماده ام برای دلم غم بیاورید
داغی به وسعت همه عالم بیاورید
با روضه های باز، مرا خون جگر کنید
چند صفحه از کتاب مُقرّم بیاورید
شکر خدا دوباره سیه پوش ماتمم
اشک مرا دوباره فراهم بیاورید
در سینه ام حسینیه ای دست و پا کنید
تا فرصت است بیرق و پرچم بیاورید
(( باز این چه شورش است که در خلق عالم است))
کم کم خبر ز ماه محرم بیاورید
چادر نماز فاطمه تا خیمه گاه شد
زحمت اگر نبود، مرا هم بیاورید
ادامه مطلب
.jpg)
خدا كند كه پريشان هر غمت باشم
هميشه گريه كنِ زير پرچمت باشم
خدا كند نشوم از شما جدا آقا
تمام عمر، اسير محرّمت باشم

ادامه مطلب
.jpg)
ما در زمان غيبت تو كم گذاشتيم
تنهايتان به خيمهي ماتم گذاشتيم
با كارهاي زشت و قبيح و گناهمان
مرهم نه، بر دل تو فقط غم گذاشتيم
چشمانمان به جرم و گنه تا كه باز شد
بر چشمهاي ناز تو شبنم گذاشتيم
ما غم نداشتيم كه تنهايي و غريب
تا شد تو را ميان همين غم گذاشتيم
غير از گنه، به پيش تو كاري نكردهايم
ورنه كجا به زخم تو مرهم گذاشتيم
ديديم داغت از همه عالم فزونتر است
اما دو چشم را به روي هم گذاشتيم
با هر نگاهِ فعل حرام ای امام من
تيري به سينهي تو دمادم گذاشتيم
مايي كه كارمان به تباهي كشيده است
بر روي سينهات غم عالم گذاشتيم
نام تو را براي قسم حفظ كردهايم
ورنه براي آمدنت كم گذاشتيم
ما عاملانِ بي عملِ دشت انتظار
ديدار را به ماهِ محرّم گذاشتيم
ادامه مطلب

ورود به ماه محرم
دل بی سر و سامان غم ارباب است
دلتنگ صفای حرم ارباب است
از دور صدای کاروان می آید
ده (نه ، هشت، ... یک ) روز دگر محرم ارباب است
ادامه مطلب

امام حسین(ع)-مناجات محرمی
عالم محرم است سلامُ علی الحسین
این ذکر عالم است سلامُ علی الحسین
این جمله واجب است بگوییم و بشنویم
هرجا که پرچم است سلامُ علی الحسین
بعد از خدا و قبله سوال درون قبر
تنها همین دم است سلامُ علی الحسین
هر ثانیه اگر چه بگوییم این سلام
نه؛ بازهم کم است سلامُ علی الحسین
هم ذکر فاطمه است سلام علی الغریب
هم ذکر خاتم است سلامُ علی الحسین
بر زخم های پیکر آقای تشنگان
این ذکر مرهم است سلامُ علی الحسین
هر کس ز بهترین دم عالم سوال کرد
گویید این دم است سلامُ علی الحسین
واجب شده است در همه جا شعر محتشم
باز این چه ماتم است سلامُ علی الحسین
هرکس شده است محرم حق هر کسی که هست
مدیون این دم است سلامُ علی الحسین
وقتی خدا نوشته به عرشش غم تو پس
این اسم اعظم است سلامُ علی الحسین
ادامه مطلب
.jpg)
امام حسین(ع)-مناجات ورود به محرم
داغت اگر نبود دو عالم نداشتیم
چیزى نداشتیم اگر این غم نداشتیم
امشب براى مادرمان هم دعا كنیم
بىشیر او دو چشمه ى زمزم نداشتیم
امسال هم لباس عزا را گرفت و گفت
ما دلخوشى به غیر محرم نداشتیم
هر كس كه گریه كرد مسیحاى عشق شد
عیسى نفس به روضه تان كم نداشتیم
ما را بگو كدام شب از گریه جان دهیم
ما غیر اشك خویش كه مرهم نداشتیم
ما را صدا زدند كه اینجا به سر زنیم
زهرا نبود حلقه ى ماتم نداشتیم
ادامه مطلب
.jpg)
جانم اسیر باده ماه محرم است
دل آشنا به جاده ماه محرم است
"باز این چه شورش است که در خلق عالم است"...
یک گوشه از اراده ماه محرم است
"کشتی شکست خورده طوفان کربلا"
بر خاک و خون فتاده ماه محرم است
"صد مرده زنده می شود از ذکر یا حسین"
از معجزات ساده ماه محرم است
صادر شناسنامه اش از کربلا شده است
این نوکری که زاده ماه محرم است
زیباتر از تمامی حالات زندگی
این حس فوق العاده ماه محرم است
شبهای جمعه همه ی طول سال هم
قطعا ز خانواده ماه محرم است
زانو زدن به پای منابر فقط همین
این طرز استفاده ماه محرم است
پایش پل صراط نلرزد بدون شک
هر کس که سر نهاده ماه محرم است
ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 


