
محــرم...
ای روزگار ای روزگار
کشته منو دوری یار
داره محرم میرسه ...
یه دستی رو دلم بذار
غلام داری هزار هزار
گریه کنات چه بی شمار
این همه سینه چاک داری
منو دیگه میخوای چیکار
ادامه مطلب

حركت كاروان حسين بن علي به سمت كربلا
علت اين حج نا تمام بزرگ است
از طرفي هم سپاه شام بزرگ است
بغض فرو خورده ي امام بزرگ است
پشت سر كاروانش آب نپاشيد
آه نمك بر دل كباب نپاشيد

ادامه مطلب

ﭼﺸﻤﯽ ﮐﻪ ﻭﻗﻒ ﻣﺎﺗﻢ ﺍﺭﺑﺎﺏ ﻋﺎﻟﻢ ﺍﺳﺖ
ﺩﺭ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺭﻭﺯ ﻭﺷﺒﺶ ﭼﻮﻥ ﻣﺤﺮﻡ ﺍﺳﺖ
ﺍﯾﻦ ﺍﺷﮏ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﺏ ﺣﯿﺎﺕ ﺍﺳﺖ ﻣﯽ ﭼﮑﺪ
ﺍﯾﻦ ﭼﺸﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﭼﺸﻤﻪ ﯼ ﺟﻮﺷﺎﻥ ﺯﻣﺰﻡ ﺍﺳﺖ
ﺳﻮﯼ ﺑﻬﺸﺖ ﺑﯽ ﮔﻞ ﺭﻭﯾﺶ ﻧﻤﯽ ﺭﻭﯾﻢ
ﺍﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﯾﺎﺭ ﻫﺴﺖ ﺑﺴﺎﻃﯽ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﺍﺳﺖ
ﺍﺷﻔﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ ﭼﻮ ﯾﺎﺩ ﺍﺯ ﻏﻤﺶ ﮐﻨﯿﻢ
ﺍﺯ ﺑﺲ ﮐﻪ ﺯﻟﻒ ﺩﻟﺒﺮ ﻣﺎ ﺳﺨﺖ ﺩﺭ ﻫﻢ ﺍﺳﺖ
ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮ ﺍﯼ ﻏﺮﺑﺖ ﺗﻮ ﺟﺎﻥ ﺩﻫﻢ ﺣﺴﯿﻦ
ﮔﺮ ﺻﺒﺢ ﻭ ﺷﺎﻡ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﻏﻤﺖ ﮐﻢ ﺍﺳﺖ
ادامه مطلب

محـــرم...
در مُحرم هر که صاحب منبر است
در قیامت عرش را تاج َسر است
غافل از "کبریت اَحمر" گر شود
شعله سر دونهال بی بَر است
بی مرور این کتاب رهگشا
مطلبش ناقص کلامش اَبتر است
شرح حال وروزنو کر خواندنی است
بارها کبریت اَحمر خواندنی است
دانش هرکس وسیع تر دُرّتر است
پُر بُکاتر هرکه باشد کُر تر است
با وفاتر هر که شد، عباس تر
با ادب تر هرکه باشد، حُر تر است
مستند خوان که مُقُبِل تر شوی
فاطمه گِرید که بیدل تر شوی
ادامه مطلب
.jpg)
هركه در اين باده سري شد رسيد..
مست از اين در به دري شد رسيد..
جد هر آنكس كه گدا زاده بود..
وارث ارث پدري شد رسيد
.. شهره ي شب دست به پيمانه زد..
همدم مرغ سحري شد رسيد..
حي علي روضه،به پاخيز عشق..
ماه غم و نوحه گري شد رسيد..
همسفر از كوچه ي ما رد نشد..
عازم راهِ سفري شد رسيد..
سيصد و أندي شفق از دست رفت..
عمر جهان چون سپري شد رسيد..
ادامه مطلب

محرم است و دلم بی بهانه می گرید
کران کران دلم، شاعرانه می گرید
دلم کبوتر صحن طلای ارباب است
برای دوری از آن آشیانه می گرید
نشانه کرده سری روی نیزه اعداء
برای بی کسی، آن نشانه می گرید
ترانه ی لب من روضه ی عطش گشته
ز سوز دل، جگرم، زین ترانه می گرید
به حال زار اسیران تشنه در زنجیر
کنار آب روان، بی کرانه می گرید
برای دخترکی خسته در خرابه ی شام
نشسته این دل من، عاشقانه می گرید
به یاد چوبه محمل و زینب(س) نالان
دلم شکسته و خونش، روانه می گرید
نه من که بَل همه هستی به یاد عاشورا
به غم نشسته و در این زمانه می گرید
ادامه مطلب

ورود به ماه محرم
بچه شیعه ها بازم محرمه
دیگه شادی رفته نوبت غمه
نمی دونم با چه جراتی بگم
که زمان مرگ اسم اعظمه
ماه بیدار شدن دلای ماست
دوای هر دلی اشک نم نمه
غم یه عالم به دلهای همه س
دل ما اندازه ی یه عالمه
پسر فاطمه آواره شده
هر سیاهی دیگه رخت ماتمه
هر دلی پر می زنه از سر شوق
این دلا کبوترای حرمه
جایی که فاطمه خون گریه کنه
هر چقدر گریه کنیم بازم کمه
ناله ی جانم حسین فاطمه
میون سینه زنای ما ، دمه
ادامه مطلب
.jpg)
ورود به ماه محرم
باز هم فصل عزای تو شده یا مظلوم
دیده خونبار برای تو شده یا مظلوم
هر چه خوبی شده خلق ای ز همه خوبترین
همه اش وقف عزای تو شده یا مظلوم
آفرید آنچه خدا بهر تجلی تو بود
عشق حق خرج به پای تو شده یا مظلوم
کربلا صاحب یک وسعت نا محدود است
همه جا صحن و سرای تو شده یا مظلوم
انبیا گریه کن بزم عزایت هستند
که خدا نوحه سرای تو شده یا مظلوم
ارمنی ، گبر ، یهودی ، ز تو حاجت گیرند
همه مشمول عطای تو شده یا مظلوم
کیستی که همه گلها ز غمت پژمردند
بلبلان نوحه سرای تو شده یا مظلوم
کیستی که دل عشاق به نامت لرزد
اشکشان رمز بقای تو شده یا مظلوم
ناله ها سر زد و فرزند شهیدی می گفت :
پدرم آه ، فدای تو شده یا مظلوم
تو حسینی و ظهور پسرت نزدیک است
فرج او به دعای تو شده یا مظلوم
ادامه مطلب

ورود به ماه محرم-امام حسین(ع)-شهادت
باز هنگامه ماتم شده ای شاه غریب
دل دیوانه پر از غم شده ای شاه غریب
چند روزی است که راه نفس ام می گیرد
نکند باز محرم شده ای شاه غریب
باز در عرش خدا مشکی ماتم زده اند
موسم بیرق و پرچم شده ای شاه غریب
کربلا گفتم و اوضاع دلم ریخت به هم
کربلا قبلۀ عالم شده ای شاه غریب
آه سقا چه کند با عطش اهل حرم
آب در خیمه تان کم شده ای شاه غریب
بابی انت و امی ...چه شده در گودال
کمر خواهرتان خم شده ای شاه غریب
خواهرت آمد و آن مرد تو را برگرداند...
آخر روضه چه مبهم شده ای شاه غریب
رفت و برگشت ولی کاش نمی دید اصلا
چقدر از بدن ات کم شده ای شاه غریب
گفته بودند که تو ذبح عظیمی اما
ذبح تو واقعا اعظم شده، ای شاه غریب...
ادامه مطلب

ورود به ماه محرم-شب اول
رخصت دهید شال محرم بیاورید
پیراهن عزای مرا هم بیاورید
با اشکتان جراحت او خوب می شود
ای چشمهای غم زده مرحم بیاورید
مادر رسیده است کمی کوچه وا کنید
مادر رسیده گریه کند دم بیاورید
ما آمدیم خوب و بد آقا سوا نکن
ما را کنار فاطمه در هم بیا ورید
یک نخ از آن عبای مبارک به ما بده
آقا عزا شروع شده پرچم بیاورید
ای ابرهای تیره شب گریه های ماست
ما آمدیم تا که شما کم بیاورید
از این به بعد نوبت دیوانگی ماست
باز این چه شورش است به عالم بیاورید
غمهای مادرت چقدر بی شماره است
امشب سلام ما سرِ دارالاماره است
ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 


