اشعار هلال محرم

 

سلامٌ علی ساکن کربلا ؛ غم رسید

دوباره بوی کربلا بر مشامم رسید

 

دوباره دل آتش گرفت و جگر آب شد

بوی عطر اسفند ماه محرم رسید

 

خدا بار ما را در این یک دهه بسته است

چه فیض عظیمی به ما زیر پرچم رسید

 

خوشامد گوی هر شب روضه ها فاطمه ست

خودش زود تر از همه با قد خم رسید

 

خدایی دم سینه زن های ارباب گرم

خدایی دم عیسوی کِی به این دم رسید ؟

 

عجب رتبه داده زهرا به این اشک ما

به زخم رگ حنجره تشنه مرهم رسید

 

صدای بنّی رسید و دل خواهرش پاره شد

به قربانگهش عاقبت ذبح اعظم رسید

 

همه روضه خوان های دلسوخته آمدند

کمیت آمده ، محتشم با مقرم رسید


ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 1 دی 1395  | 10:34 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

شكر خدا كه زنده هستم اين محرم

باز آمدم زير لواي اشك و پرچم

گر ما بديم با خوبها خوانديم درهم

ما با دعاي مادرت بوده مسلم

 

آقا براي ماه تان دلتنگ بودم

دلتنگ رخت و شال مشكي رنگ بودم

 

از كودكي با عشقتان من قد كشيدم

مهري نما من از تو جز خوبي نديدم

هر جا كه بوده روضه ات با سر دويدم

با رو سياهي آمدم كن رو سپيدم

 

من را جدا از خود نكن تا زنده هستم

حُرّي بساز از من كه من شرمنده هستم

 

باز آمدم تا يار سينه چاك باشم

در روضه هايت زائر افلاك باشم

اشكي بده تا پاك پاك پاك باشم

شايد كه سال بعد زير خاك باشم

 

اي كاش با عشق شما زيبا بميرم

در كربلا در ظهر عاشورا بميرم

 

تو پرچمت باشد سيه من رو سياهم

تو عصمت مطلق ولي من در گناهم

تو پادشاه و من سياهيِّ سپاهم

اما هميشه با شما در قتلگاهم

 

عمري بُوَد با داغتان بد حالم آقا

لطمه زنانِ روضه ي گودالم آقا

 

تو بودي و در امتحانِ حق قبولي

تو بودي و مظلومي آل رسولي

تو بودي و گودال بود و شمر و خولي

آمد سنان با نيت و قصد فضولي

 

يك دفعه با پا پيكر تو زير و رو شد

دستان زينب آن طرف تر پر ز مو شد


ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 1 دی 1395  | 10:33 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

ورود به ماه محرم

 

آمد محرّم نبض عالم ایستاده

از حرکتش حتّی زمین هم ایستاده

ما پیرو دستور «فابک للحسین» یم

بر آفتاب دیده شبنم ایستاده

وقتی که پا در این حسینیّه نهادم

بر تو سلام از دور دادم ایستاده

جارو کش فرش عزایت جبرئیل است

فرشی که رویش عرش اعظم ایستاده

دم : «یا حسین» و بازدم : «جانم حسین» است

نامت میان نوحه و دم ایستاده

پیش خدا روز قیامت سربلند است

هر کس که پای تو مصمّم ایستاده

باید یزیدی های این امّت بدانند !

که شیعه در خط مقدّم ایستاده

وَ الله که از هر عذابی در امان است

سینه زنی که زیر پرچم ایستاده

از بس «أنا العطشان» تو خورده به گوشش

از جوشش خود چاه زمزم ایستاده

ده روز دیگر خواهری در بین گودال

پهلوی جسم نامنظّم ایستاده

 

محمد فردوسی


ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 1 دی 1395  | 10:33 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

ﺩﺳﺘﯽ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﺍﯾﻦ ﻧﻮﺣﻪ ﻫﺎ ﮐﻢ ﺍﺳﺖ
ﺍﯼ ﻋﺸﻖ! ﺷﯿﻌﻪ ﺑﺎﺵ ﮐﻪ ﻣﺎﻩ ﻣﺤﺮﻡ ﺍﺳﺖ
 ﺳﻬﻢ ﺷﻤﺎ، ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯼ ﺗﺎﺭﯾﺦ، ﺍﺯ ﻓﺪﮎ
ﯾﮏ ﭘﻬﻠﻮﯼ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﻭ ﯾﮏ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻏﻢ ﺍﺳﺖ
ﺯﻧﺠﯿﺮ ﺯﻥ! ﺑﮑﻮﺏ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﺎﻧﻪ ﺷﺪ ﺭﻫﺎ
ﺩﺳﺘﺎﻥ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﮐﻪ ﻭﻓﺎﯼ ﻣﺠﺴﻢ ﺍﺳﺖ
ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﮐﻪ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﮑﺎﻥ ﺩﻫﺪ
ﺩﺳﺖ ﺑﺮﺍﺩﺭﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭ ﻣﺤﮑﻢ ﺍﺳﺖ
ﻋﺎﺷﻖ ﺷَﻮﯾﺪ ﺯﻭﺩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺰ ﺑﮕﺬﺭﺩ
ﺍﻣﺸﺐ ﺑﺴﺎﻁ ﻋﺸﻖ، ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺟﺎ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﺍﺳﺖ
ﺍﯼ ﺭﻭﺡ ﺑﯽ ﻗﺮﺍﺭ! ﮐﺠﺎ ﭼﺮﺥ ﻣﯽ ﺯﻧﯽ؟
ﺍﯾﻦ ﺟﺎﺳﺖ ﮐﺮﺑﻼ‌ ﻭ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﻫﻤﯿﻦ ﺩَﻡ ﺍﺳﺖ
«ﻗَﺪ ﻗﺎﻣﺖِ ﺍﻟﺴُّﮑﻮﺕ»؛ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺭﺳﯿﺪ ﺷﻌﺮ
ﺍﯼ ﻋﺸﻖ! ﺷﯿﻌﻪ ﺑﺎﺵ ﮐﻪ ﻣﺎﻩ ﻣﺤﺮﻡ ﺍﺳﺖ

 

 

دانش گیلانی


ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 1 دی 1395  | 10:31 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

ﺍﯼ ﺩﯾﺪﻩ ﺧﻮﻥ ﺑﺒﺎﺭ ﮐﻪ ﻣﺎﻩ ﻣﺤﺮﻡ ﺍﺳﺖ
ﻧﺰﺩ ﺧﺪﺍﯼ،ﺩﯾﺪﻩ ﮔﺮﯾﺎﻥ ﻣﮑﺮّﻡ ﺍﺳﺖ
ﺑﯽ ﺩﯾﺪﻩ ﭘﺮ ﺁﺏ ﻭﻧﻔﺴﻬﺎﯼ ﺁﺗﺸﯿﻦ
ﮔﺮ ﻻ‌ﻑ ﻣﻬﺮ ﺷﺎﻩ ﺯﻧﯽ،ﻧﺎ ﻣﺴﻠّﻢ ﺍﺳﺖ
ﺑﺮﯾﺎﺩﻧﻮﺭ ﭼﺸﻢ  ﭘﯿﻤﺒﺮ ﺯﺁﺏ ﭼﺸﻢ
ﺑﺎﻟﻠﻪ ﺍﮔﺮ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﻤﻪ ﺩﺭﯾﺎ ﮐﻨﯽ ﮐﻢ ﺍﺳﺖ
ﺑﺸﻨﺎﺱ ﺩﺭ ﻣﺼﯿﺒﺖ ﺳﻠﻄﺎﻥ ﮐﺮﺑﻼ‌
ﻗﺪﺭ ﺳﺮﺷﮏ ﺧﻮﯾﺶ ﮐﻪ ﺍﮐﺴﯿﺮ ﺍﻋﻈﻢ ﺍﺳﺖ
ﺑﯽ ﺷﺮﻡ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻧﮕﺮﯾﺪ ﺩﺭﯾﻦ ﻋﺰﺍ
ﺧﺎﻟﯽ ﺟﻬﺎﻥ ﺍﺯ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻟﺶ ﺧﺎﻟﯽ ﺍﺯ ﻏﻢ ﺍﺳﺖ
ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺳﺮﻭ ﻗﺎﻣﺖ ﺍﮐﺒﺮ ﻓﺘﺪ ﺯﭘﺎﯼ
ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﺑﺎﺩ ﺳﺮﻭ ﮐﻪ ﺳﺮﺳﺒﺰ ﻭﺧﺮﻡ ﺍﺳﺖ
ﺑﺮ ﺻﻮﺭﺕ ﻫﻼ‌ﻝ ﺩﺭﯾﻦ ﻣﺎﻩ ﭘﺮ ﻣﻼ‌ﻝ
ﮐﺎﻫﯿﺪﻩ ﺟﺴﻢ ﺣﯿﺪﺭﻭﭘﺸﺖ ﻧﺒﯽ ﺧﻢ ﺍﺳﺖ
ﻣﻮﺳﯽ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻭﻋﯿﺴﯽ ﻓﺴﺮﺩﻩ ﺩﻡ
ﯾﻮﺳﻒ ﺯﺗﺨﺖ ﺳﯿﺮ ﻭﺳﻠﯿﻤﺎﻥ ﺯﺧﺎﺗﻢ ﺍﺳﺖ
ﺁﻣﯿﺨﺘﻪ ﺑﻪ ﺍﺷﮏ ﺧﻠﯿﻞ ﻭﺳﺮﺷﮏ ﺧﻀﺮ
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺁﺏ ﭼﺸﻤﻪ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﻭﺯﻣﺰﻡ ﺍﺳﺖ

 

سروش اصفهانی


ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 1 دی 1395  | 10:29 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

دلبر کمر به نیت صید و شکار بست
با یک نگاه بر همه راه فرار بست

آنقدر مشتری سر بازار خود کشید
حتی دکان حضرت پروردگار بست

دیدم که دستگیر دو عالم ندارم و
دستم دخیل بر سر زلف نگار بست

دل را به هرکسی که سپردم نگه نداشت
ای خوش به حال آن که دلش را به یار بست

عاشق همیشه در پی معشوقه میدَوَد
باید اویس بود و به سوی تو بار بست

میخواستم که جار زنم رَبِّ من تویی
اما ببخش… دست مرا روزگار بست

بسته شده است بار تمام قبیله اش
هرکس تمام نوکری اش را به کار بست

معراج میرویم زمانی که میرویم
بالا برای تکیه زدن روی “داربست”

شکرخدا سیاهیه بزم تورا زدیم
شکرخدا که نام شمارا صدا زدیم


رضا قربانی


ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 1 دی 1395  | 10:27 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

ز راه دور که آمد صدای پای محرم
ندا رسید حسینیه ها، عزای محرم

چگونه شکر نمایم که از سرادق گردون
به گوش میرسد این بار هم صدای محرم

 

اگر خدا طلبد از گدای بی سر و پایش
تمام دار و ندارم شود فدای محرم

طنین فکنده در عالم صدای نوحه زهرا
خدا کند که بمیرم ز ماجرای محرم

قسم به کعبه که رخت سیاه کرده به قامت
عزا گرفته خدا هم فقط برای محرم

صدای ناله زینب به گوش میرسد اما
نشسته با قد خم پای نیزه های محرم

به گریه حضرت آدم به خیمه میزند اینجا
قصیده های عزا و کتیبه های محرم

رضاباقریان


ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 1 دی 1395  | 10:26 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 50 ::         40   41   42   43   44   45   46   47   48   49   >  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید