علی اکبر لطیفیان
امام حسین(ع) و حضرت زینب(س)-شب عاشورا
بمان که روشنی دیده ی ترم باشی
شبیه آیینه ای در برابرم باشی
هوای خیمه ی من بی نگاه تو سرد است
بمان که مایه ی دل گرمی حرم باشی
چه شد که از ته گودال سر در آوردی
تو زینت سر دوش پیمبرم باشی
در این شلوغی گودال تنگ، قول بده
کمی مراقب پهلوی مادرم باشی
تو در بلندترین نیزه منزلت کردی
به این بهانه مگر سایه ی سرم باشی
جواب خنده ی دشمن به خواهرت با کیست
مگر تو قول ندادی برادرم باشی
تو آفتابی و بالای نیزه هم که شده
بمان که روشنی دیده ی ترم باشی
ادامه مطلب
حبیب چایچیان
شب عاشورا
امشب ای مردم غفلت زده، مهلت بدهید
تا که «حر» سوی ره راست ز بیراهه شود
اصغرم را بگذارید که تا فردا صبح
سن قربان شدنش کامل و، شش ماهه شود
ادامه مطلب
حبیب چایچیان (حسان)
شب عاشورا
هر كه سرباز خدا نیست نماند، برود
وان كه پابند وفا نیست نماند، برود
مى كشد پرده تاریك شبانگاه به دشت
هر كه را شرم و حیا نیست نماند، برود
رود آهسته چنان موج سیاهى در شب
هر كه را ترس خدا نیست نماند، برود
دجله آغشته به خوناب پریشانى ماست
هر كه آشفته ما نیست نماند، برود
تشنه دشت بلا هیچ نمى جوید آب
آن كه سیراب بلا نیست نماند، برود
رشته نازك پنهان تعلّق دارد
آن كه آزاد و رها نیست نماند، برود
هر كه آیینه خود را به تماشا نشكست
محرم اهل ولا نیست نماند، برود
بر سر تربت ما لاله شفا مى گیرد
هر كه در فكر شفا نیست نماند، برود
آخرین سجده عشق است به محراب نیاز
هر كه هم بال دعا نیست نماند، برود
ادامه مطلب
جواد حیدری
شب عاشورا
شب است و بوی جدایی ز کربلا آید
صدای ناله زینب ز نینوا آید
صدای خواندن قرآن ز حنجر اکبر
برای دفعه آخر چه با صفا آید
هنوز ماه مدینه محافظ حرم است
کنار خیمه طفلان صدای پا آید
نشسته بانوی مظلومه با برادر خود
سخن ز غربت و هجران در آن سرا آید
هر آنچه دشت هراسش همیشه، خواهد دید
امان زلحظه فرداکه پر بلا آید
دوباره پهلوی بشکسته را عیان بیند
که روی خاک به صورت غم آشنا آید
هنور یار نرفته، چنین پریشان است
چه میکند که سر او به نیزهها آید
ادامه مطلب
شب عاشورا
بگذار تا بمیرم و تنها نبینمت
تنها به روی سینه صحرا نبینمت
امشب بیا که بوسه زنم برگلوی تو
شاید بمیرم از غم و فردا نبینمت
می ترسم از نگاه به گودال آن طرف
دارم دعا به زیر لب آن جا نبینمت
غم نیست گرچه بر بدنم کعب نی خورد
من نذرکردهام که به نیها نبینمت
امشب برای من تو دعاکن که شام بعد
بی سر به روی دامن زهرا ببینمت
ادامه مطلب
حبیب الله چایچیان«حسان»
از حبیب الله چایچیان«حسان»:
شب عاشورا
امشب شهادت نامهی عشّاق امضا میشود
فردا زخون عاشقان، این دشت، دریا میشود
امشب کنار یکدگر، بنشسته آل مصطفی
فردا پریشان جمعشان، چون قلب زهرا میشود
امشب صدای خواندن قرآن به گوش آید ولی
فردا صدای الامان، زین دشت بر پا میشود
امشب کنار مادرش، لب تشنه اصغر خفتهاست
فردا خدایا بسترش، آغوش صحرا میشود
امشب که جمع کودکان، در خواب ناز آسودهاند
فردا به زیر خارها، گم گشته پیدا میشود
امشب رقیه حلقه ی زرّین اگر دارد به گوش
فردا دریغ این گوشوار، از گوش او وا میشود
امشب بـه خـیـل تشنگان،عباس باشد پاسبان
فردا کنــار علقمــه، بــی دسـت سقـا میشود
امشب که قاسم زینب گلـــزار آل مصطــفـاست
فردا ز مرکب سرنگون، ایــن سـرو رعنا میشود
امشب گـــرفته در میــــان اصحـــاب، ثـــارالله را
فـــردا عــزیــز فاطمـه، بی یــار و تنــها میشود
امشب به دست شاه دسن،باشد سلیمانی نگین
فردابه دست ساربان، این حلقه یغما میشود
امــشــب سـر ســر خــدا بــر دامـــن زینـب بود
فــردا انیس خولی و دیــر نصــــاری مــیشود
ترسم زمین وآسمان، زیر و زبر گردد«حسان»
فردا اســــارت نامهی زینب چو اجرا میشود
ادامه مطلب
واویلا ، واویلا ، شب قتل حسین است در عالم ، در عالم ، فریاد شور و شین است
واویلا ، واویلا شب قتل حسین است (2)
امشب حسین بن علی اندر دعا باشد تا صبح مشغول عبادت با خدا باشد
فردا سر نورانیش بر نیزه باشد در هر جا، در هر جا ، آوای یا حسین باشد
واویلا ، واویلا شب قتل حسین است (2)
امشب به خیمه اصغر شیرین زبان خواب است فردا ز سوز تشنگی نالان و بی تاب است
در کربلا از بهر طفلان آب نایاب است در هر جا، در هر جا ، آوای یا حسین است
واویلا ، واویلا شب قتل حسین است (2)
فردا حسین تشنه لب تنهای تنها می شود از ظلم و جور کوفیان افسرده زهرا می شود
گریان ز هجر اکبرش غمدیده لیلا می شود در عالم ، در عالم فریاد شور و شین است
واویلا ، واویلا شب قتل حسین است (2)
فردا در این صحرا شود کشته علی اکبر گردد جدا دست از تن عباس نام آور
باشد حسین بن علی بی مونس و یاور در هر جا ، در هر جا ، آوای یا حسین است
واویلا ، واویلا شب قتل حسین است (2)
امشب شب عاشورایِ خسرو خوبان است از بهر هفتاد و دو تن زهرا پریشان است
جن و ملک زین ماجرا غمگین و نالان است در هر جا ، در هر جا ، آوای یا حسین است
واویلا ، واویلا شب قتل حسین است (2)
ادامه مطلب
امشب شب قتل حسین زادۀ زهرا ست امشب شب عزیز مصطفی با دو صد غوغاست
امشب شب قتل حسین زادۀ زهراست
امشب حسین در خیمه گه در مناجات است گه فکر اطفال و گهی فکر طاعاتست
گه در نماز و گه در دعا ذکر آیاتست گوید که ای داور اندر رهت یکسر
قربانیان با سر و حاضر ای مولا است
امشب حسین با یاوران رازها دارد گه شکوه از جور فلک با نوا دارد
گه با علیلش صحبتی ز اشقیا دارد کی عابد بیمار شو د بر یتیمان یار
اندر خرابه جایشان ازید اعداست
امشب حسین دارد سخن با علمدارش گردد به دور خیمه ها بهر طفلانش
بوسد همی از مرحمت چشم غمخوارش کی میر سقایم ، بین داغ دلهایم
فردا ز خونت گلستان صحفه صحراست
امشب حسین تشنه لب در غم و زاریست تا صبح فکر کودکان از گرفتاریست
بهر اسیری زنان خوندل جاریست از هجر یارانش بهر یتیمانش
خونابه از چشمش روان از غم فرداست
امشب حسین گاهی بود با علی اکبر دارد وداع نوجوان با دو چشم تر
لیلی زند از داغ او سینه و بر سر گوید علی اکبر ای مونس مادر
مادر ز بعدت بی پناه در کف اعداست
یا رب حق سلطان دین آن شه بی سر بگذر ز جرم عاصیان حق پیغمبر
این حاضرین را میرسان در لب کوثر کن جمله را سیراب از دست حیدر آب
نادم غمش خون جگر از غم فرداست
ادامه مطلب
شام غــــــــــــــریبانِ مـــــــــــولای شهیدان است
ارض و سَما گریان بــــــــــــــر حالِ یتیمان است
زینب ز دوری برادر دل پـــــریشان می شود(2)
دخت علی فــــــــــــــــــردا در جمع اسیران است
فــــــــــــــــردا سکینه می کند در کربلا غوغا بپا
گوید کنار پیکر بـــــــــــــابش به صد شور و نوا
من آمدم بـــــــــــا تو چسان، بی تو روم از کربلا
همـــــــــــــراه من ای گُل، خار و مُـغیلان است
فــــــــــــــــردا رقیه در خرابه آه و افغان می کند
ایـــــــن بــــلبل شوریده دل، دلها پریشان می کند
ویرانه را از اشک خود، همچون گلستان می کند
از دوری بـــــــــابش، در آه و افغــــــــــان است
ادامه مطلب
مشب عزیز زهرا، در ذکر یا الله است فــــــــــردا سجاده او، گودال قتلگاه است
یا رب به حق زینب، سحر نگردد امشب (2)
امشب ابا عبدالله، در خیمه ها مهمان است
فردا تنش چون قرآن، زیر سُمّ اسبان است
یا رب به حق زینب، سحر نگردد امشب (2)
امشب نخوابد اصغر، یک لحظه در گهواره
فردا ز حلق خشکش، خون می زند فوّاره
امشب عــــــــــلی اکبر، گردد به دور بابا
فردا شود در میـــــدان، لب تشنه اِرباً اِربا
یا رب به حق زینب، سحر نگردد امشب (2)
امشب کنــــــد سقائی، سقا به اشک دیده
فردا کند سرداری، بــــــــا بازوی بریده
امشب به جام سقا، آتش بجـــای آب است
فردا دل سکینه، از داغ او کـــــباب است
یا رب به حق زینب، سحر نگردد امشب (2)
امشب از لب نیفتد، ذکر و دعای قاسم فـــــــــــــردا ابا عبدالله، گرید برای قاسم
یا رب به حق زینب، سحر نگردد امشب (2)
ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 


