دانشجوی کارشناسی ارشد فيزيوتراپی دانشگاه علوم پزشکی تهران اين واژه در بيشتر زبان هاي اروپايي به معناي به سوي خود كشيدن و جذب مغزهاي پرورده است در حالي كه معادل فارسي اين اصطلاح، مفهوم فرار كردن و دفع را با خود دارد و برخي از نويسندگان مصري با عبارت دزدي مغرها از آن نام مي برند. بنابراين با اين كه كوچ نيروي انساني ورزيده و پرورده از جايي به جاي ديگر واقعيت واحدي است تحليل گران ساكن مناطق توسعه يافته و قدرتمند، اين حركت را جذب به درون مرزهاي خود تلقي مي كنند در حالی که صاحبنظران ساكن در كشورهاي موسوم به جهان سوم و كمتر توسعه يافته، آن را نوعي دفع از اقامتگاه خود مي دانند. پيشينه بحث در مورد فرار مغزها درمنابع و مراجع بين المللي به دهه 1960برمی گردد كه نخست به طور موردي مفاله هايي درنشريات علمي انتشاريافت. نخستين گردهمايي بين المللي در اين باره در سال 1967 توسط مركز پژوهشهاي ارويائيان و كميسيون مشورتي ايالات متحده درباره امور آموزشي و اجتماعي بين المللي در لوزان سوئيس برگزار شد. در اين كنفرانس كه دانشمندان و صاحب نظران ده كشور از سراسر جهان شركت داشتند ،به موضوع فرار مغزهاتحت عنوان ‹‹ فرار ماده خاكستري›› بحث کردند که به صدور اعلاميه اي انجاميد كه شامل ديدگاههاي كنفرانس در هشت ماده بود. ازآن پس فرار مغزها مورد توجه بيشتر سازمان ملل قرار گرفت و به صورت يك موضوع عمده مورد بررسي قرار گرفت.در سال 1968 كنفرانسي به سرپرستي يونسكو و موسسه كارآموزي و پژوهش سازمان ملل متحد ترتيب داده شدكه نمايندگان عضو سازمان ملل در آن شركت داشتند.در اين كنفرانس درباره راههاي جلوگيري از فرار مغزها بحث شد. در ايران نيز از دهه 1960 ميلادي مطابق با دهه 1340 هجري شمسی، مطالعه در باره اين موضوع آغاز گرديد. امروزه نيروى انسانى، يكى از پيش زمينه هاى توسعه همه جانبه است و نيروى انسانى متخصص و تحصيل كرده به موتور محركه جامعه قلمداد مى شود. بنابراين از دست دادن اين نيروها به مفهوم از دست دادن سرمايه هاى اصلى كشور است؛ يا به عبارتی ديگر، امروزه سرمايه انساني ازمهمترين ابزارهاي توسعه است و توسعه معطوف به حفظ سرمايه انساني است. در قرن بيست و يكم تجارت مختص كالاهاى اقتصادى نيست و مغزها را به عنوان يك كالاى استراتژيك و قابل معامله در برمى گيرد.
مقاله حاضر در پي آنست تا ضمن شناخت دقيق فرار مغزها, علل و عوامل موجد آن را مشخص ساخته و در نهايت بتواند پيشنهادات و راه حلهايي در اين زمينه ارائه دهد. در اينجا به جهت وسعت و نامشخص بودن تعداد متخصصين مقيم خارج كشورهاي جهان سوم ونبود اطلاعات آماري كافي در اين زمينه از بعد عملي تحقيق صرفنظر شده و صرفاٌ روش اسنادي مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است.
فرار مغزها پديده کهنى است که از ديرباز تاکنون به گونه هاى وسيع و چشمگيرگريبانگير کشورهاى جهان سوم شده است. اين پديده ای بسيار پيچيده است که مساله مهاجرت نخبگان ، فرار مغزها و شکار مغزها را شامل مى شود و هر کدام از اين موارد مکانيزمها و سازوکارهاى خاصی دارند. فرار مغزها فرآيندي است كه بر محمل يك رابطه نامتعادل بين كشور هاي صنعتي پيشرفته و كشورهاي كمتر توسعه يافته جهان سوم شكل مي گيرد و طي آن نيروي انساني پرورده و نخبه از كشورهای كمتر توسعه يافته به كشورهاي صنعتي ثروتمند توسعه يافته ترمهاجرت می کنند.


