آیا اسلام آئینی صرفاً عبادی و روحی است و نسبت به مسائل دنیوی که اقتصاد نیز جزو آن است بی تفاوت است؟ پاسخ این سؤالات و سؤالاتی دیگر از این دست را می توان با مرور در مقاله زیر بخوبی جست وجو کرد.در این مقاله نویسنده با اشاره به اهمیت مسائل اقتصادی در سلامت اجتماع، دیدگاه اسلام را در مورد اقتصاد و سرمایه به تفصیل تشریح می کند و نقش اساسی یک اقتصاد سالم را در سلامت افراد جامعه به تصویر می کشد. با هم بخش نخست آن را می خوانیم. پیامبران تنها مأمور دعوت به توحید و مسایل اعتقادی و اخلاقی نبوده اند بلکه اصلاح وضع نابسامان اجتماعی و اقتصادی نیز بخش مهمی از دعوت آنان را تشکیل می داده است تا آن جا که آن را پس از دعوت به توحید به عنوان یک اصل بنیادین مورد توجه قرار می دادند. توجه حضرت شعیب(ع) پس از دعوت به توحید، به مسایلی چون عدالت در امور مالی و تجارت خود نشان دهنده این مهم است؛ زیرا مسایل اقتصادی یک جامعه را نمی توان ساده شمرد. مفاسد چه اجتماعی، اقتصادی و چه اخلاقی و اعتقادی از یک خاستگاه مشترک برخوردارند. ریشه مفاسد را می بایست در روح شرک جستجو کرد، چنان که اصلاح از توحید سرچشمه می گیرد؛ زیرا توحید دعوت به شکستن همه طاغوت ها و سنت های جاهلی و غلطی است که راه اصلاح را بر جامعه می بندد. از آن جایی که ارتباط علت و معلولی میان اصلاح و توحید از سویی و افساد و شرک از سوی دیگر وجود دارد به راحتی می توان یک جامعه توحیدی را از یک جامعه غیرتوحیدی و مشرکانه باز شناخت. بنابراین جامعه توحیدی از یک اصلاح فراگیر در همه سطوح زندگی برخوردار است و جامعه از اقتصاد سالم بهره مند می باشد، چنان که بهم ریختگی نظام اقتصادی نشانگر جو مشرکانه آن است؛ زیرا ریشه فساد در اندیشه و باور غیرتوحیدگرایانه آن جامعه وجود دارد
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 22 اردیبهشت 1390 ] [ 9:31 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
بسیارى از والدین فکر مىکنند که وظیفه تربیتى آنان صرفاً در زمانهایى است که آنان با فرزندانشان به بحث و گفتگو مىنشینند یا بازىها و مناسباتشان را با اطرافیان جهتدار مىنمایند. اما فرزندان نه تنها باید افرادى شرافتمند باشند بلکه لازم است مدیرانى خوب و شرافتمند نیز باشند. به همین دلیل توجه به اقتصاد در خانواده زمینه بسیار مناسبى براى پرورش خصوصیات مهم اخلاقى در مدیران آینده جامعه است.
[ پنج شنبه 22 اردیبهشت 1390 ] [ 9:27 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات1 ]
حضور پیامبرصلى الله علیه وآله و مسلمانان در مدینه چهره متحولى به اقتصاد این شهر داد. مدینه که از دیرباز به سبب برخوردار بودن از کشاورزى و واقع بودن بر سر راه بازرگانى شمال به جنوب جزیرة العرب، اقتصادى متمایز از دیگر نقاط داشت با ورود مهاجران، توجه و توصیههاى پیامبرصلى الله علیه وآله و دین اسلام با تحولى عظیم روبرو شد. شکوفایى زراعى مدینه ناشى از شرایط جغرافیایى، وجود سفرههاى زیر زمینى آب، و عوامل تازهاى از جمله واگذارى برخى زمینهاى رها شده به مهاجران بود. با این حال در امر آبیارى نیز مقرراتى وجود داشت و بسته به آب و هوا، محصولات متنوعى به دست مىآمد. تجارت نیز به دلیل وجود بازارهاى محلى و اهتمام کسانى از مهاجران به امر تجارت، بر رونق اقتصادى شهر افزود. همچنین صنایع و حرف در کنار کشاورزى و تجارت از رونق خوبى برخوردار بود و انواع سکهها از قبیل دینار و درهم، سکههاى ضرب شده در ایران و روم، و وزنها و اکیال مختلف به کار مىرفت.
[ پنج شنبه 22 اردیبهشت 1390 ] [ 9:25 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
براساس اعلامیه جهانی حقوق بشر «هر کس حق بهره مندی از سطح زندگی مناسب برای خود و خانواده اش را داراست و از جمله اقلام این زندگی مناسب، دسترسی به غذا، پوشاک، مسکن، مراقبت های بهداشتی و خدمات اجتماعی ضروری هستند.» اما برای اغلب مردم جهان این حقوق هر روز دست نیافتنی تر می شوند. به عنوان مثال حق غذا خوردن را در نظر بگیرید. غذا یک عرضه کوتاه مدت نیست. تولید غذا در جهان هیچ گاه به اندازه امروز نبوده است.
[ پنج شنبه 22 اردیبهشت 1390 ] [ 9:23 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
امروزه خلق ثروت از دانش به علت تحولات شگرف تکنولوژیکی در جهان اهمیت بسزایی یافته است. به گونه ای که در قرن بیست و یکم انتظار می رود اقتصاد مبتنی بر دانش در بسیاری از کشورها شکل گیرد و جوامعی که در آنها ثروت ملی و رشد اقتصادی در قالب ایده ها و دانش فناوری و نه در قالب مواد و منابع فیزیکی سنجیده می شود، یکی پس از دیگری پدیدار و توسعه یابند. لذا سیاست گذارانی که به دنبال توسعه فناوری و نوآوری در جوامع خود هستند، بایستی با رویکردی سیستمی اقدام به ایجاد و تقویت نهادها و روابط لازم بین آنها به گونه ای بنمایند که بتوانند در محیطی مناسب به طور هماهنگ و هم جهت عمل کرده و به این ترتیب بستر موردنیاز برای افزایش جریان دانش و ایجاد ارزش افزوده در صنایع خود را فراهم آورند.
[ پنج شنبه 22 اردیبهشت 1390 ] [ 9:20 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
«عباس هشى» متولد ۱۳۲۷ اصفهان است و هنوز هم با چهل سال زندگى در تهران، لهجه اش را حفظ کرده. وى عضو هیأت علمى دانشگاه شهید بهشتى و جامعه حسابداران رسمى است و از جمله کسانى است که نامش در فهرست حسابرسان معتمد بورس ثبت شده. وى با سابقه ۳۵ سال تدریس در دانشگاه، آنچنان به واکاوى اقتصاد ایران پرداخته است که با اطمینان از نسخه هایى که براى اقتصاد بیمار ایران مى پیچد، سخن مى گوید. «عباس هستى» با به کار بردن لفظ «دکتر» مقابل نامش مخالف است و مى گوید: «من هنوز دانشجوى دکتراى حسابدارى از دانشگاه علامه طباطبایى ام. هرچند در مرحله ارائه تز هستم، اما هنوز دکتر نشده ام». در میان اقتصاددانان «هستى» به صراحت لهجه معروف است. در یک نماى کلى، اقتصاد ایران را چگونه مى بینید؟ اقتصاد کشور ما با چالش هایى روبرو است و به عنوان یک اقتصاد دولتى نمایانگر همه نقطه ضعف هایى است که در یک اقتصاد دولتى وجود دارد. ایران کشورى است که متکى به منابع درآمدى زیرزمینى و نفتى بوده و به دلیل بى کفایتى دولتمردان در دهه ۵۰ و نفوذ بیگانگان در اقتصاد ما و اکتشاف، استخراج و خرید نفت از طریق شرکت هاى چند ملیتى، زیربناى اقتصاد ما متزلزل پى ریزى شد. یعنى شرکت هاى چند ملیتى تا این اندازه مؤثر هستند؟ در اصل شرکت هاى چند ملیتى اقتصاد دنیا را مى چرخانند. در کشورهاى اقتصاد آزاد، حکومتیان در کل، منتخب شرکت هاى چند ملیتى هستند. حالا اگر حکومت کمونیستى باشد فعالیت هاى اقتصادى به نوعى است که یک عده خاص حاکم اند و یا اگر حکومت آزاد باشد مثل آمریکا، انگلیس، فرانسه و جهان اولى ها، همه امورات اقتصادى شان دست صاحبان فعالیت هاى شرکت هاى چند ملیتى است.
[ پنج شنبه 22 اردیبهشت 1390 ] [ 9:17 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
درک ارتباط بین رقابت شدید و تغییرات سریع موجود در اقتصاد نوین، ما را در تعریف و نزدیکی با مفهومی بنام اقتصاد یادگیرنده یاری مینماید. تغییرات سریع که بر پایه رشد گسترده و پرشتاب علم و دانش و فنآوری و به تبع آن بروز پدیدههای نوین اجتماعی، فرهنگی و سیاسی همچون جهانیشدن، درحال ظهور و بروز میباشند، در اقتصاد و کسبوکار، موتور تحریک و ایجاد رقابتهای شدید در بازار بوده است. متقابلاً، رقابتهای شدید نیز، الزام ایجاد تغییرات سریعتر و پرشتاب را در تمامی ابعاد زندگی بشر، باعث گردیده است.
[ پنج شنبه 22 اردیبهشت 1390 ] [ 9:11 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
محور اصلى این مقاله بر این فرضیه استوار است که تجارت سرزمین هاى شرقى جهان اسلام در سده چهارم هجرى بار اصلى اقتصاد سرزمین هاى غربى با مرکزیت بغداد را بر دوش مى کشیده است. در واقع بغداد ایستگاه تجارى و مال التجاره هاى سرزمین هاى شرقى بوده و کالاها از این نقطه تا اقصى نقاط غرب جهان اسلام توزیع مى شده است. آن چه در بطن این مقاله نهفته، درونمایه دستاوردهاى تمدنى جهان اسلام در سده چهارم هجرى است که در حقیقت این تجارب بنیه مالى دستاوردهاى تمدنى را فراهم مى کرده است. شکوفایى تمدن سده چهارم هجرى معطوف به قدرت و بنیه مالى این تجارت سرزمین هاى شرقى بوده است. از سوى دیگر بسط و گسترش جهان اسلام از سوى شبه قاره تا ممالک شرق دور و مرزهاى چینى را مى توان از اطلاعات آمده در این مقاله به خوبى دریافت. اصولا بررسى تجارت مرزهاى شرقى خلافت عباسى همواره با اشارات و مقدماتى همراه است. تردیدى نیست که حیات اقتصادى این امپراتورى را نمى توان بر طبق روابط آن با شرق و غرب و جنوب و حتى شمال طبقه بندى و بررسى کرد. مقدار قابل توجهى از کالاهاى مردم بغداد و شهرهاى دیگر بین النهرین همچون سامرا ـ تختگاه خلفا بین سال هاى 232 و 270ه' ـ از سرزمین هاى شرقى تإمین نمى شد، بلکه از سوریه، مصر، مغرب و یا امپراتورى بیزانس و اندلس و حتى از ایتالیا مىآمد. در منازعات بین سرزمین هاى اسلامى، مثلا بین فاطمیان مصر و عباسیان پس از سال 358ه' هیچ وقت فعالیت هاى تجارى قطع نمى شد و کاروان هاى تجارى معمولا از میان صفوف سپاه دشمن راهى گشوده و طى مسیر مى نمودند. با این شرایط مقدار معتنابهى از کالاهاى سرزمین هاى شرقى در بین النهرین داد و ستد مى شد و کالاهاى بین النهرین هم وارد سرزمین هاى شرقى مى گشت و مال التجاره شرقى تا اقصى نقاط غرب مى رسید. بنابراین، مبادلات بازرگانى سرزمین هاى شرقى با بغداد محدود به تولیدات محلى نبوده و در حقیقت، بخشى از فعالیت هاى تجارى خلافت (یا به تعبیر مسلمانان تاریخ میانه، المملکه الاسلامیه) شمرده مى شد. با این اشاره مى خواستم یادآورى کنم که بحث ما در خصوص تولیدات محلى سرزمین هاى شرقى نخواهد بود. ولى این مشکل چندان مهم و بزرگ هم نیست، چون درباره صنایع محلى، معادن یا محصولات کشاورزى به قدر کافى منابع و اطلاعات وجود دارد. در این جا باید به یک مسإله جدى توجه شود و آن این که اطلاعات ما درباره احوال اقتصادى اوایل خلافت، منحصر به سده چهارم هجرى یعنى سده درخشان جغرافى نگارى اسلامى است. بدون اطلاعات جغرافى نگارانى چون ابن حوقل، اصطخرى و مقدسى و نویسندگان حدودالعالم، شناخت، از احوال اقتصادى خلافت بسیار اندک است. در خصوص سده هاى بعد هم اطلاعات جغرافیایى معتنابهى در یاقوت حموى، آثارالبلاد قزوینى یا نزهه القلوب حمدالله مستوفى قزوینى در دست داریم. بیشتر اطلاعات منابع بعدى (به جز نزهه القلوب) بر پایه آثار پیشین پدید آمده و فقط حالت تکوینى پیدا کرده اند (به تعبیر بعضى از محققان). از این رو اطلاعات این نوع منابع را باید با احتیاط به کار برد. این منابع معمولا تصویرى روشن و جاندار از حیات اقتصادى در سده هاى ششم و هفتم هجرى پیش رو نمى نهند. آن چه در زیر خواهد آمد فقط سده چهارم هجرى را در بر خواهد گرفت.
[ پنج شنبه 22 اردیبهشت 1390 ] [ 9:09 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
زندگی سیاسی
[ پنج شنبه 22 اردیبهشت 1390 ] [ 9:08 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
آزادى پدیده اى شریف و ارزشمند است که وقتى نیست و احساس نمى شود، فایده هاى آن نیز پنهان مى ماند. اما وقتى هواى جامعه اى را آزادى پر کند و افراد آن را در همه گوشه و کنارهاى زندگى خود احساس کنند و در شرایط آزادى کار کنند و بیندیشند، فایده هاى شگفت آور آن هویدا شده و جامعه و افراد آن را در جاده ترقى قرار مى دهند. آزادى را اگر چه نمى توان تکه _ پاره کرد و گفت خوب است که آزادى سیاسى باشد، آزادى اجتماعى باشد، اما آزادى اقتصادى نباشد، اما واقعیت این است که آزادى سیاسى و اجتماعى شناخته شده تر از آزادى اقتصادى اند. به همین ترتیب در همه جامعه ها، افرادى که براى آزادتر کردن فضاى سیاسى و اجتماعى فعالیت مى کنند در تز و افکار عمومى و حتى گروه هاى مرجع محبوب تر و شناخته تر شده اند. آزادى اقتصادى در بسیارى از جامعه ها از جمله جامعه ایرانى به دلیل نفوذ فوق العاده روشنفکرانى که خود آن را نشناخته اند، پدیده اى ناشناخته و حتى در برخى عقاید پدیده اى نازیبا جلوه مى کند. اقتصاددانان آزادیخواه ایرانى نیز به همین دلیل شاید در افکار عمومى جایى ندارند و حتى با مخالفت هاى جدى از سوى گروه هاى مرجع فکرى مواجه مى شوند. دقت در تاریخ ۱۰ سال اخیر ایران و به ویژه پس از دوم خرداد ۱۳۷۶ این ادعا را به خوبى اثبات مى کند. به طور مثال مى توان به پرآوازه شدن نام افرادى مثل اکبر گنجى، عطاءالله مهاجرانى و عبدالله نورى و... اشاره کرد که مردم ایران آنها را خوب مى شناسند، اما نام اقتصاددانان آزادیخواه در نزد افکار عمومى چندان آشنا نیست. این اتفاق در حالى رخ داده و احتمالاً ادامه خواهد داشت که آزادیخواهى اقتصادى شاید اصیل تر از آزادیخواهى سیاسى باشد، اما اعتراف مى کنم که دشوار است. جامعه ایرانى _ مثل هر جامعه دیگرى _ تمایل شدیدى دارد که دولت و سایر نهادهاى حکومت در علاقه هاى اجتماعى و سیاسى و فرهنگى او دخالت نکند، اما حتماً علاقه دارد که «دولت» سبک و کار و معیشت او را فراهم کند و اصولاً توجه ندارد که این خواست او در نهایت به بردگى سیاسى نیز منجر خواهد شد. آزادیخواهى اقتصادى در ایران سابقه اندکى دارد و طرفداران آن نیز ناآشنا و به ظاهر اندکند. مسعود نیلى به همراه محمد طبیبیان، موسى غنى نژاد و چند اقتصاددان دیگر از جمله افرادى اند که آزادیخواهى اقتصادى آنها در نهایت موجب شده است که دست کم در محافل سیاسى و دانشگاهى به مرور جا باز کنند و البته مخالفان جدى نیز در میان سیاسیون دارند. این چند نفر به اضافه تعدادى از استادان دانشگاه که البته هنوز شرایط را براى حضور جدى در صحنه ناآماده مى بینند، علاوه بر اینکه در اجرا و برنامه ریزى و تفکر راه را براى آزادیخواهى اقتصادى هموار کرده اند، تلاش مى کنند تا با سخنرانى و نوشتن کتاب و مقاله این پدیده را دست کم در میان روشنفکران از تاریکى بیرون بیاورند.وقتى که مسعود نیلى برخلاف تمایلش ناچار شد که سازمان برنامه و بودجه را ترک کند و شاهد آن باشد که برنامه تنظیم شده اش به دست کسان دیگرى اجرا مى شود، به سراغش رفتم و از او خواستم که افکار و عقایدش را در قالب یک ستون هفتگى در روزنامه همشهرى درج کند. این کارى ناشناس براى یک اقتصاددان بود و به همین دلیل در چندین نشست و برخاست، آقاى نیلى موافقت خود را اعلام کرد. کار شروع شد و البته دشوار بود، اما آنچه انتشار یافت و تحت عنوان «اقتصاد ایران و معماى توسعه نیافتگى» به مدت چند ماه در صفحه ۴ روزنامه همشهرى درج شد بازتاب گسترده اى داشت. آن سلسله از مقالات اکنون در یک کتاب کوچک به نام «اقتصاد ایران و معماى توسعه نیافتگى» از سوى «موسسه انتشارات علمى دانشگاه شریف» منتشر شده است. کتاب کوچک یاد شده دربرگیرنده نکات و مقوله هاى بسیار مهمى است که روشنفکر، سیاستمدار، صنعتگر، بازرگان و مدیران ارشد و میانى رشته هاى دیگر نیز به آن علاقه مند و نیازمندند. نثر این کتاب که با توجه براى درج در روزنامه به کار گرفته شده است سلیس و آرام است و موضوع هاى آن هرگز پیر نمى شوند.
[ پنج شنبه 22 اردیبهشت 1390 ] [ 9:07 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
توسعه اقتصادى به رغم قدمت چند صد ساله اش در جهان متمدن و پیشرفته، براى کشورهاى عقب مانده و توسعه نیافته پدیده اى آرمانى و مطلوب است. با همه تأکید صاحب نظران توسعه اقتصادى بر منحصر به فرد نبودن راه نیل به توسعه اقتصادى، بیش تر نظریه پردازان و نویسندگان راه طى شده توسط کشورهاى پیشرفته را تنها راه نیل به توسعه مذکور مى دانند، 1 در حالى که اقتصاد توسعه شاخه اى از علم اقتصاد است و علم اقتصاد نیز به نوبه خود، یکى از علوم انسانى مى باشد که در آن، رفتار اقتصادى انسان ها مورد تجزیه و تحلیل قرار مى گیرد. روشن است که انسان ها در مناطق و جوامع گوناگون، با عقاید و آرمان هایى متفاوت، رفتارهاى (اقتصادى) متفاوتى نیز دارند.
[ چهارشنبه 21 اردیبهشت 1390 ] [ 2:56 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
گونار میردال(Gunnar Myrdal)؛ برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال 1974 و دبیر کمیسیون اقتصادی سازمان ملل در اروپا و یکی از چهره های اثرگذار بر اقتصاد نهادگرایی.
با رهبرى صحیح و بجا در اقتصاد خانواده، خصوصیات جمعگرایى، صداقت، دلسوزى، صرفهجویى، مسئولیتپذیرى، استعداد سمتگیرى و دیگر خصوصیات مثبت رشد و پرورش مىیابد.
هر گاه بچهها از محل عایدى خانواده خود اطلاعى نداشته باشند و عادت کنند صرفاً نیازمندىهاى خود را مرتفع سازند و به نیازمندىهاى سایر اعضاى خانواده بىاعتنا باشند، صرفاً مصرفکنندگان حریصى خواهند بود که بعدها مىتوانند هم براى خود و هم براى جامعه زیانهاى جبرانناپذیرى به بار بیاورند. از طرف دیگر، اگر پدر و مادرها فقط در این اندیشه باشند که فرزندشان خوب بخورد، خوب بپوشد و در یک کلام همه چیز داشته باشد، در عین حال خود را از ضرورىترین چیزها محروم سازند، ناآگاهانه توقعات فرزندان را بالا بردهاند. آنان از نیازهاى والدینشان بىاطلاع مانده و تنها راه ارضاى امیال خود را خواهند شناخت. این شیوه تربیتى بسیار نادرست و زیانآور بوده و پدر و مادر قبل از هر فرد دیگرى از این تربیت ناصحیح در رنج و عذاب خواهند بود.
به همین دلیل:
1- بچهها باید از محل کار والدین، حرفه آنان و دشوارىهاى شغلشان آگاهى داشته باشند.
2- بهتر است والدین فرزندان خود را با برخى از همکارانشان آشنا کنند.
3- اگر مادر، خانهدار است بچهها باید اهمیت وظایف، کار و زحمات خانهدارى را بدانند و به آن احترام بگذارند. بچهها باید بدانند که کارهاى خانه به زحمت و تلاش فراوان نیاز دارد.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
براساس گزارش توسعه منابع انسانی سازمان ملل در سال ۱۹۹۷ این تولید به اندازه کافی هست که هر ساکن کره زمین روزانه ۲۷۰۰ کالری مصرف کند. اما تولید به تنهایی کافی نیست. مردمی که به غذا نیاز دارند باید بتوانند آن را خریداری کنند و مشکل دقیقاً از همین جا آغاز می شود. براساس همین گزارش سالیانه ۳۰ میلیون نفر از مردم جهان فقط از گرسنگی می میرند و ۸۰۰ میلیون نفر از سوءتغذیه مزمن رنج می برند.
دویست سال پیش افرادی بر اثر بیماری ها، جان خود را از دست می دادند. اما بشر توانسته در طول این مدت با پیشرفت علم پزشکی این مشکلات را حل کند. اما چگونه ممکن است با گذشت بیش از ۲۰۰۰ سال از میلاد مسیح(ع) و بیش از ۱۴۰۰ سال بعد از بعثت پیامبر اکرم(ص) و تأکید و سفارش خداوند و رسولان به فقرا، هنوز هم میلیون ها انسان از فقر، گرسنگی، قحطی، سوءتغذیه و بیماری های قابل درمان جان خود را از دست بدهند و در عوض همین مشکلات، در نقاط دیگری از جهان، هزاران انسان به خاطر پرخوری و چاقی بیش از حد، به بیماری های مختلف دچار شده و جان خود را از دست می دهند و این دو سر طیف گسترده انسان- اشرف مخلوقات جهان و خلیفه الله- است. انسان پرمدعای هزاره سوم، گرفتار معضلات و نابسامانی هایی است که نمی تواند از آنها چشم پوشی کند. می توان فقر را بعد از جنگ و کشتار همنوعان دومین معضل بشر دانست که هنوز برای رهایی از آن اقدامات مؤثری انجام نداده است.
ادامه مطلب
در حالی که کشورهای پیشرفته در جهان با پشت سر گذاشتن انقلاب های کشاورزی و صنعتی و با شکل گیری جامعه فراصنعتی طی نیم قرن گذشته تلاش نموده و می نمایند تا سیستم های دانش و اقتصاد مبتنی بر دانش را تجربه و همچون گذشته فاصله خود را از کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته بیش از پیش فزونی بخشند، در کشور ما نیز با توجه به اهمیت اخذ رویکردی سیستمی جهت گسترش فناوری و نوآوری، فعالیت هایی برای ایجاد نظام توسعه فناوری طی سالهای گذشته آغاز نموده است. چنانکه در حال حاضر پس از سالها بحث و انتظار و در آغاز برنامه توسعه چهارم پس از وقوع انقلاب اسلامی، در آستانه استقرار “نظام توسعه فناوری” قرار گرفته است.
با توجه به سردرگمی هایی که از گذشته برای سیاست گذاری علم و فناوری در کشور ما وجود دارد، لذا مناسب به نظر می رسد که از همین ابتدای شکل گیری حوزه مدیریت عالیه نظام توسعه فناوری جهت تقسیم کار ملی، همراه با در نظر گرفتن چشم انداز بیست ساله، سیاست های کلی و برنامه چهارم توسعه مبنی بر لزوم طراحی و پیاده سازی سیستم ملی نوآوری، برپاسازی نظام جامع پژوهش و فناوری و استقرار واقعی اقتصاد مبتنی بر دانایی در آینده ای نزدیک در کشور، توجهی خاص به ایجاد و تقویت ابزارها و مکانیزم های موردنیاز در این سیستم به ویژه در زمینه یکی از اجزاء مهم و تاثیرگذار بر تمامی کارکردها ـ یعنی کارکرد سیاست گذاری کلی ـ صورت پذیرد. از طرفی هرگاه به فعالیت های مختلف یک سیستم نوآوری دقت شود، ملاحظه می شود که نهادهای مرتبط با انجام مطالعات تکنولوژیکی به علت پشتیبانی و ارائه خدمات موردنیاز جهت تسهیل و تسریع تصمیم گیری توسط نهادهای عالی سیاست گذاری از سویی و مراکز آموزش عالی از طریق آموزش و تربیت متخصصین زبده، تغییر و ایجاد نگرشی بنیادی در نوع نگاه مدیران به آینده جهت برنامه ریزی های بلندمدت، پژوهش و مشارکت فعالانه در انجام فعالیت های فوق از سوی دیگر، می توانند از جایگاه خاصی برای هدایت و رهبری اثربخش در این سیستم برخوردار باشند که تاکنون در کشور ما به اهمیت اینگونه تعاملات کمتر پرداخته شده است.
لذا در این مقاله تلاش می شود تا ضمن تبیین اهمیت اخذ رویکردی سیستمی ـ سیستم ملی نوآوری ـ جهت فرهنگسازی، بسترسازی و ایجاد زیرساخت ها، نهادسازی و ایجاد ساختارهای مناسب به چگونگی برخی ساز و کارهای لازم برای ایجاد و تقویت اینگونه روابط و تعاملات جهت هماهنگی و همسوسازی اجزاء پراکنده و ناهمگون موجود در کشور ـ به ویژه تعاملات موجود بین کارکردهای سیاست گذاری، آموزش (توسعه نیروی انسانی)، پژوهش و توسعه فناوری برای انجام فرآیندهای مختلف شناسایی، پیش بینی و آینده نگاری و تدوین استراتژی های موردنیاز ـ، انجام پذیرد.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
مسأله قابل توجه دیگر، ظهور اقتصاد نوین، برپایه خدمات میباشد که در واقع، محور آن، از تولید صنعتی به سوی عرضه انواع خدمات مبتنی بر دانش و فنآوری، جابهجا گردیده است. زمزمههای این اقتصاد نوین که از دهه 1980 آغاز گردید، عدهای را به ترس واداشت که شاید اقتصاد خدمات، دارای رشدی کُند، قیمتهای بالا و شغلهای کمدرآمد باشد. اما در سال 1996، مایکل مندل، اقتصاد نوین را توسعه یک اقتصاد فنآوریمحور، با رشد بالا و کم تورم معرفی نمود.
علاوهبر اینها، ماهیت کسبوکارها نیز تغییر کرده است. کارها، موردی، مبتنی بر پروژه، کوتاهمدت، تخصصی و سیال گردیدهاند. جابجایی شغلی و کاری، امری طبیعی و ضروری گردیده است. کسبوکارها به محل افراد آورده میشوند و کسبوکارهای غیرقابل ارتقا و پیشرفت، از شرکتها خارج و به پیمانکاران واگذار میکردند.
جدای از این نکته، که همه (چه افراد، چه سازمانها و چه کشورها) نیازمند بازسازی و مهندسی مجدد میباشند، تولید و توزیع دانش نیز به فرایند بسیار مهم، حیاتی و تعیینکننده در رشد و توسعه اقتصادی و ایجاد مزایای رقابتی تبدیل گردیده است. انعکاس نتایج این فرایند کلیدی، به وضوح در رشد اقتصادی، تغییر در اشتغال و سطوح رفاه جامعه، مشهود است. به تعبیری، باد موافق برای حرکت در این دریای متلاطم و رسیدن به مقصد، تنها یک چیز است و آن یادگیری مستمر است که این به خود همراه مسایل دخیل در آن، تحمیل کننده مجموعه جدیدی از تغییرات بر محیط و افراد دیگر است.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
برای شناختن جنبهی سیاسی دنیای متجدد بایستی از الگوها و کنشها و واکنشها و حوادث بسیار پیچیدهای که صحنهی سیاسی کنونی را فراگرفته است فراتر رفت و درصدد دست یافتن به ریشهها و علتهایی که اساس زندگی سیاسی جاری را رقم زده است برآمد. در واقع مجالی همچون کتاب حاضر کاری هم جز پرداختن به علل بنیانی مزبور نمیتوان کرد، زیرا تجزیه و تحلیل پیچیدگیهای گستردهی زندگی سیاسی، یا در ارتباط با آن، زندگی اقتصادی و اجتماعی، در دنیای متجدد مستلزم نوشتن کتابهای متعدد است. برخلاف جهان اسلام که در آن از همان ابتدا هم زندگی دینی و هم زندگی دنیوی هر دو از خود وحی مایه میگرفته و شخص پیامبر هم مؤسس و منادی دین بوده است و هم بانی نخستین جامعه و دولت اسلامی، در مسیحیت مرجعیت و اقتدار دینی و دنیوی از همان آغاز جدایی از یکدیگر بودهاند. این سخن مسیح که «کار خدا را به خدا و کار قیصر را به قیصر بسپارید» اعلام صریح جدایی اقتدار دینی و دنیوی است. البته وقتی مسیحیت به دین یک تمدن کامل تبدیل شد و به شکلگیری تمدن مسیحی قرون وسطی انجامید، نهادهای سیاسی غرب نیز مسیحی شد. در نتیجه نه تنها امپراتوران و سلاطین حاکم بر این جهان پایههای اقتدار خود را بر اعماق سنت مسیحی مبتنی کردند، بلکه برای تأمین و تضمین این اقتدار و مشروعیت نیز بر کلیسا متکی گردیدند.
قرنهای متمادی در تمدن سنتی غرب دو منبع اقتدار وجود داشت، اقتدار معنوی که از نقطهنظر مسیحیت غربی بر نهاد پاپی و سلسله مراتب ناشی از آن مبتنی بود و اقتدار دنیوی که از یک سو به امپراتوری مقدس روم و از سوی دیگر به سلاطین محلی ـ به ویژه سلاطین فرانسه و انگلیس ـ که خود بخش عظیمی از قدرت را به دیگران وامیگذاشتند، تعلق یافته بود. بین این دو منبع اقتدار نیز به یک تعبیر نوعی سلسلهی مراتب برقرار بود، به این معنا که اقتدار معنوی همواره برتر از اقتدار دنیوی تلقی میشد و در واقع این پاپ بود که به سلطهی سلاطین مختلف و حتی امپراتوران تقدس و مشروعیت میبخشید. با این حال، در اواخر قرون وسطی حادثه مهمی رخ داد که نتایج و آثار پردامنهای داشت و به نحوی با خروج اقتدار دنیوی بر اقتدار پاپی مربوط بود. رویداد مشخص و محرزی که آغاز این گرایش کلی را صلا داد ربودن و زندانی کردن پاپها در فرانسه در قرن هشتم / چهاردهم بود. به تدریج اقتدار دنیوی خود را از اقتدار معنوی نهاد پاپی مستقل دانست و این امر به منازعات طولانی میان [حاملان] این دو اقتدار انجامید و آخرالامر نقش و سهمی اساسی در زوال تمدن مسیحی یکپارچهی قرون وسطی یافت.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
براى کاوش درمسائل توسعه اقتصادى، توجه به زمان، مکان و شرایط علمى و فرهنگى شکل گیرى نظریات نظریه پردازان توسعه اقتصادى ضرورى به نظر مى رسد.
در این میان، چیزى که بدون استثنا، مورد هجوم واقع شده و مانع رسیدن به توسعه تلقى گردیده، به طورى که برداشتن آن براى نیل به توسعه اقتصادى ضرورى و مورد تأکید قرار گرفته، ارزش هاست که به صورت هاى گوناگونو با عناوین متفاوت، از قبیل تعصّب، خرافات و ضدیت با علم مورد نکوهش واقع شده است.
در این زمینه، گونامیردال2 از معدود کسانى است که با مسأله توسعه اقتصادى، به صورت ریشه اى برخورد کرده و به خصوص بر موضوع ارزش هاى بومى و نقش آن در توسعه اقتصادى تأکید کرده است. اما صدق ادعاى او و این که آیا میردال حرف جدیدى ـ غیر از اکثریت مذکوردارد و روزنه تازه اى گشوده است یا خیر، با مطالعه و بررسى مقاله ارزشمند ایجن آر. دایکما در ویژه نامه مجله Development، (World) 3روشن مى شود. نویسنده مزبور با بیانى رسا و با آگاهى کامل به مبانى و اصول فکرى میردال، شیوه وى را تشریح کرده وآن را مورد نقد قرار داده است.
ادامه مطلب
زندگی
گونار میردال در 6 دسامبر 1898 میلادی در سوئد متولد شد. تحصیلات تکمیلی خود را دانشگاه استکهلم پی گرفت و در سال 1923 از دانشگاه استکهلم در رشته حقوق فارغالتحصیل شد و دکترای خود را در سال 1927 در رشته اقتصاد دریافت نمود.
طی سالهای 1925 تا 1929 او مدتی را در آلمان و انگلستان تحصیل کرد و در سال 1930 نیز به ایالات متحده سفر کرد و اولین کتاب خود را به نام «عنصر سیاسی در پیشرفت نظریه اقتصادی» منتشر کرد. او در بازگشت به اروپا یک سال را به عنوان استاد دانشگاه در سوئیس گذراند و در سال 1933 به استادی دانشگاه استکهلم درآمد و علاوه بر تدریس در فعالیتهای سیاسی نیز مشارکت داشت و به نمایندگی مجلس انتخاب شد.
او در سال 1938 تحقیقی را در ایالات متحده در مورد مساله سیاهپوستان آمریکایی انجام داد که در سال 1944 در کتابی به نام «وضعیت دشوار آمریکا: مساله سیاهپوستان و دموکراسی مدرن» منتشر شد.
میردال بعد از بازگشت به سوئد به فعالیتهای سیاسی خود ادامه داد و دوباره نماینده مجلس شد و طی سالهای 1945 تا 1947 به سمت وزیر بازرگانی سوئد درآمد و آنگاه این سمت را برای پذیرش پست دیگری در کمیسیون اقتصادی سازمان ملل ترک کرد.
میردال در سال 1957 کار در این کمسیون را رها کرد و به هدایت مطالعات جامع روندها و سیاستهای اقتصادی در کشورهای آسیای جنوبی پرداخت. این مطالعات منجر به کتاب «درام آسیایی» گردید. میردال در سال 1961 به سوئد بازگشت و بار دیگر استاد اقتصاد بینالملل دانشگاه استکهلم گردید و موسسه مطالعات اقتصاد بینالملل را در این دانشگاه تاسیس نمود. گونار میردال سرانجام در 17 می 1987 درگذشت.
میردال در طول دوران زندگی علمی خود بیش از 30 دکترای افتخاری از دانشگاه های مختلف و معتبر جهان دریافت داشت و جوایز متعددی را تصاحب کرد که بی شک مهمترین آن ها، جایزه نوبل اقتصاد در 1974 به صورت مشترک با فردریش فون هایک بود. این نخستین بار بود که یک اقتصاددان نهادگرا و منتقد، به این مقام دست می یافت. معروف است که میردال در طول عمر خویش، دارای سه شخصیت یعنی اقتصاددان، جامعه شناس و سیاست مدار بوده است.
ادامه مطلب