در مقاله ذیل که بر پایه دانش نامه تخصصی حقوقی بانک و مطالعات بنیاد دایره المعارف اسلا می استوار گردیده، سعی بر آن است تا نسبت به معرفی بهتر نظام های مبادلا تی و اصول مبادلا ت اعتباری در اسلا م پرداخته شود: با تشکیل حکومت درصدر اسلا م، بازرگانی در مدینه و مکه پا به پای تکاثر قبایل و جمعیت هایی که به اسلا م می گرویدند توسعه یافت در چنین فضایی اسلا م برخی از روش ها ونظام های مبادلا تی رایج و همچنین معیارهای پولی را معتبر شناخته و برخی از روش های معاملا تی را نیز نکوهش و تحریم کرد.
۱) نظام های مبادلا تی پذیرفته شده دراسلا م:
الف) مبادلا ت پایاپای:
در این نظام که تحت عنوان «معاوضه» مطرح شده است مبادله کالا های مختلف بدون اینکه یکی از عوضین مبیع و دیگری ثمن باشد تحقق می پذیرفت. اسلا م مبادله اموال را با شرایط خاصی که به نحوی در روند معاملا ت اجتماعی و اقتصادی موثر باشد پذیرفته است « ای کسانی که ایمان آورده اید، اموال خود را در بین خود به باطل نخورید مگر آن که تجارتی باشد ناشی از رضایت شما نسا»: ۲۹».
کلمه «تجارت» آن گونه که راغب اصفهانی (ذیل«تجارت») گفته است به معنای تصرف در سرمایه به منظور تحصیل سود از طریق خرید و فروش است. بنابر این اسلا م معاملا تی را که بر فساد وهلا کت جامعه می انجامد، مثل ربا، قمار و معاملا ت حرام دیگر باطل می شمارد و بر این اساس حتی در مبادلا ت پایاپای قیودی که نشان دهنده رشد فردی یا اجتماعی است باید لحاظ گردد.
ادامه مطلب
[ جمعه 23 اردیبهشت 1390 ] [ 10:30 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
کسانی که فکر می کنند مسائل زندگی از یکدیگر جداست و هر چیزی یک مرز و یک قلمروی خاص دارد و هر گوشه ای و قسمتی از زندگی بشر به یک شی ء بخصوص تعلق دارد ، تعجب و احیانا انکار می کنند که کسی مسئله ای به نام “ اقتصاد اسلامی “ طرح کند زیرا به عقیده اینها هر یک از اسلام و اقتصاد یک مساله جداگانه است ، اسلام به عنوان یک دین برای خودش ، و اقتصاد به عنوان یک علم و یا یک فلسفه برای خودش اسلام قلمروی دارد و اقتصاد قلمروی دیگر همچنان که فرهنگ ، سیاست ، قضاوت و حتی اخلاق هر کدام قلمروی جداگانه از اسلام دارند . بعضی پا فراتر نهاده و گفته اند زندگی به طور کلی یک مساله استو دین مساله دیگر ، دین را نباید با مسائل زندگی مخلوط کرد . این اشخاص اشتباه اولشان این است که مسائل زندگی را مجرد فرض می کنند ، خیر ، زندگی یک واحد و همه شئونش توام با یکدیگر است ، صلاح و فساد در هر یک از شئون زندگی ، در سایر شوون موثر است . ممکن نیست اجتماعی مثلا فرهنگ یا سیاست ، یا قضاوت یا اخلاق و تربیت و یا اقتصادش فاسد باشد اما دینش درست باشد و بالعکس . اگر فرض کنیم دین تنها رفتن به مسجد و کلیسا و نماز خواندن و روزه گرفتن است ، ممکن است کسی ادعا کند مسئله دین از سایر مسائل مجزاست ، ولی این مطلب فرضا درباره مسیحیت صادق باشد درباره اسلام صادق نیست . اسلام دو پیوند با اقتصاد دارد :
[ جمعه 23 اردیبهشت 1390 ] [ 10:25 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
این سازگاری جالب بین اسلام و سرمایه داری مورد پژوهش های فراوانی قرار گرفته است. یک اثر کلاسیک در این زمینه، کتاب مشهور ماکسیم رودینسون به نام اسلام و سرمایه داری (۱۹۶۶) است. رودینسون که یک مارکسیست فرانسوی بود با توسل به تحلیل متنی منابع اسلامی و تاریخ اقتصادی جهان اسلام، نشان داد که مسلمانان هرگز مشکلی با ثروتمندشدن نداشته اند. یا اسلام با مدرنیته سازگاری دارد؟ این پرسشی است که در چند دهه گذشته با بحث های داغی همراه بوده است. بحث اصلی درباره مدرنیته به آزادی سیاسی، دموکراسی، تکثر و آزادی اندیشه ربط پیدا می کند. اما یک جنبه مهم دیگر مدرنیته، آزادی اقتصادی است. از این رو باید این پرسش را نیز مطرح سازیم که آیا اسلام با اقتصاد بازار آزاد سازگاری دارد؟
[ جمعه 23 اردیبهشت 1390 ] [ 10:23 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
آیا جهانی شدن نتیجه مسیر طبیعی دگرگونی ها و تحولات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است یا پروژه ای از پیش طراحی شده با اهداف مشخص است؟ این بحث را با بررسی "جهانی شدن" از بعد اقتصادی آغاز می کنیم. برای ورود به بحث ابتدا چند سوال را مرور می کنیم: آیا جهانی شدن نتیجه مسیر طبیعی دگرگونی ها و تحولات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است یا پروژه ای از پیش طراحی شده با اهداف مشخص است؟ به نظر من بحث جهانی شدن و جهانی سازی در جامعه ما و شاید در سایر جوامع خلط مبحث شده است. به نظر می رسد بحث آمریکایی شدن جهان موضوع پروژه باشد اما فرآیند جهانی شدن فرآیندی ناگریز است. تعبیری که یکی از بزرگان داشت این بود که جهانی شدن مثل این است که شما در دریاچه ای قرار گرفتید که خالی است. به تدریج این دریاجه از آب پر می شود. شما می توانید کاری نکنید تا دریاچه پر شود و غرق شوید. یا این که تلاش کنید تا شرایطی متناسب با آن وضعیت برای خودتان ایجاد کنید. جهانی شدن اجتناب ناپذیر است و ما باید جایگاه مناسب خودمان را در آن پیدا کنیم. سوال دوم این که از مطالعه سیر تاریخی نظام سرمایه داری در زمینه جهانی شدن چه درس هایی می آموزیم و این که آیا مرزهای ملی در نتیجه فرآیند جهانی شدن کمرنگ خواهد شد و آیا حاکمیت ملی در جهانی شدن مورد سوال قرار می گیرد؟ و بالاخره این که آیا فقر جهانی به تبع فرآیند جهانی شدن کاهش یافته یا افزایش؟ نکته بعدی که باید به آن بپردازیم تعریف جهانی شدن است. جنبه های متعدد سیاسی، فرهنگی و اقتصادی جهانی شدن به تعاریف گوناگون انجامیده است. ضمن این که اتفاق نظر بر روی یک تعریف جامع از جهانی شدن به وجود نیامده تعاریف گوناگون هر کدام براساس رویکرد ویژه خود به تبیین این مفهوم پرداخته اند. وابسته تر شدن بخش های گوناگون جهان، فشردگی جهان، افزایش وابستگی و در هم تنیدگی جهان، ادغام همه جانبه اقتصادی و از این قبیل را می توانید در تعاریف جهانی شدن ملاحظه کنید.
[ جمعه 23 اردیبهشت 1390 ] [ 10:21 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
در علوم انسانی و اجتماعی، انسان و رفتار او مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرد. پس شایسته است ابتدا حداقل به طور خلاصه، خود انسان و ویژگی های ذاتی او مورد مطالعه قرار گیرد تا مشخص شود که موضوع مورد مطالعه از چه ویژگی هایی برخوردار است. از این رو، بحث انسان شناسی و تبیین دیدگاه های هر مکتب دربارة آن، یکی از مباحث مقدماتی بسیار ضروری علم اقتصاد است. در این راستا، اقتصاد اسلامی نیز همسان مجموعة معارف اسلامی، دیدگاهی خاص دربارة انسان و ویژگی های او دارد و بر این نگرش و دیدگاه کلی از انسان، بنا شده است. نگرش هر مکتب اقتصادی به انسان، هم در تعیین اهداف و جهت گیری های آن مکتب و هم در تعیین سیاست گذاری های آن مکتب، نقش اساسی دارد. به طور کلی، عدم تبیین مباحث مبنایی یک مکتب اقتصادی هم موجب اضطراب تئوریک نظریه پردازان آن مکتب و هم موجب عدم ثبات و ناسازگاری سیاست گذاری ها و راهبردهای اقتصادی اتخاذ شده از سوی آنان می گردد. بنابراین مطالعة ویژگی های انسان از دیدگاه هر مکتب اقتصادی بسیار مفید است. ● جایگاه انسان از دیدگاه قرآن قرآن کریم ویژگی های متعددی برای انسان بیان نموده است که در این جا تنها به بررسی یکی از ویژگی های انسان از دیدگاه قرآن یعنی «کرامت انسان» می پردازیم. برای این که بدانیم جایگاه ا نسان در اقتصاد چیست، از آغاز پیدایش انسان در دیدگاه قرآن بررسی می کنیم تا ببینیم انسان با چه عنوانی وارد جهان هستی شده است. در اولین آیه ای که خداوند در مورد پیدایش انسان شروع به گفتگو می کند، می فرماید: «و اذ قال ربّک للملائکه انّی جاعل فی الارض خلیفه» (سورة بقره، آیة ۳۰)
[ جمعه 23 اردیبهشت 1390 ] [ 10:18 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
در باره اقتصاد اسلامی سخنان بسیاری گفته شده است. در کتابنامه هایی که در این رابطه منتشر گردیده، به صدها کتاب و هزاران مقاله، پیرامون اقتصاد اسلامی اشاره شده است. علاوه بر این سمینارها و کنفرانس های متعددی در سطح داخلی و خارجی برقرار شده و هنوز برقرار می گردد. اما متأسفانه تا کنون نتایج مطلوبی حاصل نشده است. نه تعریفی مناسب از اقتصاد اسلامی صورت گرفته است، نه نظام اقتصاد اسلامی به شکلی اصولی تبیین گردیده است، و نه روش هایی دقیق برای مطالعه و بررسی در اقتصاد اسلام تدوین شده است. هدف ما در این نوشته این است که در قالب یک بحث ابتدایی تا حد ممکن به رفع نواقص فوق مبادرت کنیم. البته در این زمینه باید تأکید کنیم که ادعایی نداریم که حرف آخر را زده باشیم، لذا از صاحب نظران و علاقه مندان به بحث های اقتصاد اسلام چه در حوزه و چه در دانشگاه انتظار داریم با پیشنهادات و انتقادات علمی خود، ما را یاری دهند تا بتوانیم تصویری کلی و منسجم از اقتصاد اسلامی ارائه دهیم. همان طور که اشاره شد با وجودی که تلاش های زیادی در این زمینه صورت گرفته است، اما همچنان موضوع مذکور نیاز به بازنگری و تدوین دقیق دارد. ● تعریف اقتصاد اسلامی و تأثیر نهادها بر اقتصاد با توجه به این که علم اقتصاد فعلی در واقع علم بررسی پدیده های دوران سرمایه داری است و انسان آن دوره و فروض و شرائط همان دوران مبنای آن بوده است، ویژگی های مخصوص به خود دارد. نحوه تفکر انسان، اوما نیستی بوده رفتارهای تولیدی و توزیعی اش متناسب با همان اندیشه است. انسان آن دوره در اصل، انسانی است که اصالت را از خدا گرفته و به خود بخشیده است. لذا این اقتصاد نمی تواند همان اهداف و اصولی را داشته باشد که یک اقتصاد اسلامی دارا است. انسان مسلمان معتقد به اصالت خدای تعالی، مالکیت او و قانونگزاری از ناحیه او می باشد. در مکتب اسلام انسان در تمامی رفتارهایش در جستجوی کسب رضای خدا می باشد و به دنبال اشباعِ انگیزه های فردی و شخصی و ارضای حسّ افزون طلبی نیست؛ به عبارت دیگر غایت تکاپوی انسانی در فرهنگ اسلامی، قرب به خدا است. در نتیجه نمی توان پذیرفت همان تئوریها، الگوها، روابط موجود بین متغیرها، برنامه ها و سیاستگزاریهایی که در اقتصاد سرمایه داری حاکم است در اقتصاد اسلام نیز حاکم باشد. بنابراین حتی تعریف اقتصاد اسلامی با تعریف اقتصاد در چارچوب سرمایه داری متفاوت خواهد بود.(۱) به نظر ما، مناسب است که اقتصاد اسلامی به این صورت تعریف شود:
[ جمعه 23 اردیبهشت 1390 ] [ 10:16 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
اندیشه اقتصاد اسلامی هم اکنون به عنوان یک موضوع مورد توجه اقتصاددانان مسلمان و غیرمسلمان قرار گرفته است و بررسی تاریخچه این اندیشه و مراحل رشد آن می تواند ما را در شناخت خاستگاه ها، نقاط ضعف و قوت آن یاری رسانده و رشد آن را تسریع نماید. ادبیات اقتصاد اسلامی در اوایل قرن بیستم بشدت مورد توجه قرار گرفت و گسترش یافت، مهم ترین دلایل توجه به اقتصاد اسلامی عبارت بود از: ۱) استقلال کشورهای اسلامی، کشور پاکستان در ،۱۹۴۷ اندونزی در ۱۹۴۵ و همین طور کشور الجزایر، تونس و سایر کشورها در این دهه ها که از استعمار کهنه نجات پیدا می کنند و تنظیم اقتصاد خویش را برعهده می گیرند. ۲) در این دوران جهان به بلوک غرب و شرق تقسیم شده بود، بلوک شرق به رهبری شوروی آموزه های مارکس را تبلیغ کرده و گسترش می دهد. عالمان دینی با مراجعه به اندیشه های مارکس درمی یابند که ایده های وی مخالف دین و اسلام بوده و پذیرفتن الگوهای کمونیستی مستلزم دست کشیدن از دین و آئین اسلام می باشد.
[ جمعه 23 اردیبهشت 1390 ] [ 10:13 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
مطالعه تعالیم اجتماعی اسلام و قرآن نشان می دهد که هدف شریعت از واگذار نکردن انسان ها به حال خود و طرح نظام های اجتماعی دینی، تحقق عدالت اجتماعی و حفظ کرامت انسانی و رشد و تعالی انسان هاست. لَقَد أَرسَلنَا رُسُلَنَا بِالبَیٍّنَاتِ وَ أَنزَلنَا مَعَهُمُ الکِتَابَ وَ المِیزَ انَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالقِسطِ؛۱ ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آن ها کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم به عدالت قیام کنند. مطالعه تعالیم اجتماعی اسلام و قرآن نشان می دهد که هدف شریعت از واگذار نکردن انسان ها به حال خود و طرح نظام های اجتماعی دینی، تحقق عدالت اجتماعی و حفظ کرامت انسانی و رشد و تعالی انسان هاست. فیلسوف بزرگ اسلام، بوعلی سینا در مورد نیاز بشر به نبوت می گوید: «انسان دارای زندگی اجتماعی است و از وضع قوانینی که بتواند زندگی اجتماعی و بلکه فردی اش را بر اساس عدالت سامان دهد و او را به سعادت شایستة خود برساند، ناتوان است. پس بر خداوند لازم است که به مقتضای حکمتش انسان را در این زمینه هدایت کند.»۲ وضعیت فعلی جوامع نیز نشان می دهد که برخی کشورها گرچه در رشد و شکوفایی اقتصادی موفق بوده اند لکن در بسط عدالت به معنایی که توضیح خواهیم داد مشکل جد ی دارند. برای مثال، در آمریکا در سال ۱۹۷۳ سهم یک پنجم خانواده های پایین جدول درآمدی، ۵/۵ درصد کل درآمد و سهم یک پنجم بالای جدول، ۱/۴۱ درصد کل درآمد بود و در سال ۱۹۹۱ سهم یک پنجم نخست به ۵/۴ و یک پنجم دوم به ۲/۴۴ رسید و این روند با مختصر تغییراتی ادامه دارد؛۳ یعنی هرچه زمان پیش می رود توزیع درآمدها نامتوازن تر می شود. یا طبق آمار دیگری گرچه بین سال های ۱۹۷۳ ۱۹۹۴ میزان سرانة تولید ناخالص ملی آمریکا به صورت واقعی بیش از یک سوم افزایش یافته لکن متوسط دستمزدهای ناخالص برای همة شاغلینی که در پست های مدیریت نبودند، یعنی برای سه چهارم نیروی کار، ۱۹ درصد کاهش یافته است.۴ باز طبق آمار منتشره، بین ۱۰ ۱۵ درصد جمعیت آمریکا (در حدود ۳۷ میلیون نفر) زیر خط فقر قرار دارند۵ و کشورهای دیگر اگر وضعیت بدتری نداشته باشند، بهتر از این نیستند. این در حالی است که به اعتقاد نظریه پردازان توسعه، عامل عمده این شکاف طبقاتی، فقر و بی عدالتی ناشی از ظالمانه بودن مناسبات و روابط فیمابین عوامل اقتصادی به ویژه کار و سرمایه است. برای مثال، اقتصاددانانی چون مایکل تودارو۶، دیوید کلمن، فورد نیکسون،۷ و نواب حیدر نقوی،۸ توزیع ناعادلانه ثروت هایی مانند زمین، سرمایه مالی، ابزار تولید و وجود آزادی های نابرابر را عامل اصلی ناعادلانه شدن درآمدها می دانند و این در حالی است که نظام اقتصادی اسلام، در عین حال که از تمام ظرفیت های وجودی انسان ها و طبیعت برای رشد و شکوفایی مظاهر ماد ی استفاده می کند، با نهادینه کردن باورهای الهی و ارزش های انسانی و با اتخاذ روش ها و قوانین خاص اقتصادی، زمینه های شکاف طبقاتی و بهره کشی از انسان را از بین برده، رفاه عمومی را گسترش می دهد.
[ جمعه 23 اردیبهشت 1390 ] [ 10:09 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
در دوران تمدن اسلامی نیز آثار فراوانی درباره مباحث و موضوعات اقتصادی به وسیله فقیهان و دیگر متفکران مسلمان به نگارش درآمد. فقیهان، بخش مهمی از آثار ارزشمند فقهی خود را به مباحث اقتصادی اسلام اختصاص دادند و تألیف های فراوانی به یادگار گذاشتند. پیشینه اقتصاد اسلامی به صدر اسلام و تشکیل حکومت اسلامی برمی گردد. پیامبر اکرم (ص) بعد از ورود به مدینه به رغم گرفتاری های فراوانی که درباره تثبیت کلیت نظام اسلامی داشتند در فرصت های مناسب اهداف و اصول اقتصادی آن را بیان کرده و ضمن تشریح قوانین اقتصادی با سیاستگذاری های مناسب، زمینه رشد اقتصادی جامعه را فراهم آوردند. در دوران تمدن اسلامی نیز آثار فراوانی درباره مباحث و موضوعات اقتصادی به وسیله فقیهان و دیگر متفکران مسلمان به نگارش درآمد. فقیهان، بخش مهمی از آثار ارزشمند فقهی خود را به مباحث اقتصادی اسلام اختصاص دادند و تألیف های فراوانی به یادگار گذاشتند. کتاب هایی درباره خمس، زکات، بیع، اجاره و مضاربه و ... از نمونه های این تألیف ها هستند. همان طور که بخش مهمی از رساله های توضیح المسائل و استفتائات فقیهان و مراجع تقلید نیز پاسخگوی مسائل اقتصادی عامه مردم بوده است. در دهه های اخیر، افزون بر کتاب های فقهی، کتاب هایی درباره موضوع هایی چون مالکیت، بهره و ربا، مالیات های اسلامی، بیمه و ... نیز نگاشته شد. خصوصیت بیشتر این آثار، تک نگاری و فقدان نگاه جامع و نظام وار به بحث های اقتصادی اسلام است. نخستین اثر که این نقص را مرتفع ساخت کتاب اقتصاد شهید صدر بود که درصدد استنباط و تدوین نظام اقتصادی اسلام برآمده و کوشید تا مباحث مهم اقتصاد اسلامی را به صورت یک نظام منظم طراحی کرده و تفاوت های اساسی آن را با نظام های اقتصادی سرمایه داری و سوسیالیسم بیان کند.
[ جمعه 23 اردیبهشت 1390 ] [ 10:08 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
آیا تئوری ها در اقتصاد مبتنی بر روشهای قیاسی نیست و آیا این انسان اقتصادی عقلایی، مجرد پیش فرض نمی باشد (آیا نمی توان انسان دکارتی را در چنین انسانی مشاهده کرد، در مقابل انسان پاولوف)؟ این درست است که ارزشها و هدفهای اقتصادی اعلام شده، در تضاد با واقعیات است; ولی این تضاد باعث نمی شود که مفاهیم ارزشی نهفته در واژه ها را هم فراموش کنیم ● اخلاق و اقتصاد علم اقتصاد با این ادعا آغاز می گردد که در یک جامعه بزرگ، دستورات اخلاقی نمی تواند تنظیم کننده رفتار اجتماعی افراد و ایجادکننده نظمی قابل پیش بینی باشد، حال آن که با اصل قراردادن رفتار مبتنی بر نفع شخصی، رفتار اجتماعی افراد، نظمی معین و قابل پیش بینی پیدا می کند. مضمون علم اقتصاد در واقع، توضیح چگونگی پیدایش ساختار و عملکرد این نظم است. بنابراین، هر کوششی که به قصد اصلاح علم اقتصاد، بخواهد دستورات اخلاقی را اصل رفتاری انسانها قرار دهد، در واقع علم اقتصاد را اصلاح نمی کند، بلکه آن را از ریشه نفی می کند. ▪ اولا: صرف تعقیب نفع شخصی، عملی خلاف موازین اخلاقی نیست، مگر این که تابع کانت (۱) باشیم. ▪ ثانیا: این ادعا اشکال اساسی روش شناختی و معرفتی دارد. چرا که جهان علم، و از آن میان علم اقتصاد، جهان تئوری هاست و طرح تئوری ها هم در قالب مدل صورت می گیرد و ساخت مدل یا به صورت قیاسی است یا استقرایی; و هر دو روش، مبتنی بر پیش فرض معرفت شناختی است. آیا به جهان و رویدادهای اقتصادی با ذهن خالی برخورد می کنیم یا با ذهن پر؟ بنابر تئوری فانوسی در فلسفه علم، مشاهدات تابع فرضیه هاست و مشاهده، توسط نظریه، هدایت شده و آن را پیش فرض می کند. (۲) به عبارت دیگر، همه مشاهدات گرانبار از تئوری، (Theory Loaden) هستند. پس جهانی که ما مشاهده می کنیم مطابق تئوری ها و تفسیرهای تئوریک خود ماست. در مقابل این نظریه (تئوری فانوسی)، تئوری کشکولی در علم را داریم که به سابقیت (سابق بودن) مشاهدات بر نظریه ها معتقد است.
[ جمعه 23 اردیبهشت 1390 ] [ 10:05 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
اساس جامعه اسلامی را عدالت اجتماعی تشکیل می دهد. مسلمان نباید نسبت به ستم اقتصادی که بر مردم وارد می شود بی تفاوت باشد. در نظام قسط و عدل اسلامی روا نیست شماری پرخور و خوشگذران باشند و گروهی گرسنه و نیازمند. شماری از بسیاری ثروت خدا را از یاد ببرند و شماری از فقر و مسکنت گروهی به زیادی ثروت خود فخر بفروشند و گروهی از فقر دم فرو بندندو ذلیلانه زندگی کنند. نامردمانی ثروتهای عمومی را بربایند و مردمی از حق قانونی خود محروم بمانند. گروهی مرفه و بی درد باشند و بسیاری فقیر و دردمند. عدالت یعنی قرار گرفتن هر چیزی به جای خود و هزینه شدنِ هر مالی در راه بایسته و شایسته. احسان و نیکی به نزدیکان از بیت المال توجه به زراندوزان و امتیازدادن به چاپلوسان عدالت را از مسیر خود به در می برد و راه را برای دنیامداران غارتگر هموار می سازد و ثروتهای ملی را به سوی گروهی ویژه سرازیر می کند و شماری را ثروتمند و بسیاری را فقیر می سازد. انسان آن گاه که به ثروت رسید و طعم شیرین زندگی راحت را چشید دیگر تن به سختی نمی دهد و معیار و تراز و قانونی را در گردآوری مال نمی شناسد و ثروت اندوزی هدف اصلی او می گردد و فخر فروشی راه و رسم او. این ناهنجاری اقتصادی مهر را به کین و آرامش را به شورش و عصیان دگر می کند و شیرازه زندگی اجتماعی را از هم می گسلد. ثروت اندوزان برای هر چه بیش تر بهره کشی ازجامعه و انباشتن ثروت به زور و تزویر متوسل می شوند و مردمانِ تهی دست به ذلت و خواری تن می دهند و گاه به شورش دست می زنند و کم کم جامعه دچار هرج ومرج و نابسامانی می شود و ازکاروان پیشرفت واپس می ماند. رمز این که حضرت امیر(ع) جامه خلافت را بر تن کرد و اداره کشور نابسامان و به کژراهه افتاده را پذیرفت از آن روی بود که وظیفه آگاهان می دانست که در برابر پرخوری ستمگر و گرسنگی مظلوم بی تفاوت نباشند. وجود طبقه تهی دست و نیازمند به نان روزانه و زمین گیر و طبقه ثروت مند و فرا دست و همه چیز دار در هر جامعه ای نشان از بیماری آن جامعه دارد که باید علی گونه به درمان آن برخاست.
[ جمعه 23 اردیبهشت 1390 ] [ 10:02 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
در این مقاله بحث می شود که آیا اقتصاد اسلامی از نگاه نظری می تواند یک علم اقتصاد باشد یا خیر؟ شاید بارها واژه علم اقتصاد اسلامی را شنیده باشد. آیا تا به حال بر این واژه دقت کرده اید؟ آیا به نظر شما اقتصاد اسلامی شاخصه های علم بودن را دارد؟؟؟ من در این جا با یک استدلال فکری، به این نتیجه می رسم که اقتصاد اسلامی نمی تواند یک علم باشد. خوشحال می شوم تا انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان را در این مورد جویا شوم. اندیشمندان اقتصاد اسلامی باور دارند که اسلام یک طرز تلقی فکر و بر خواسته از نهاد و فطرت انسانی است. در این مورد شکی وجود ندارد که اسلام و گرایشهای اسلامی یکی از راههای قرب الهی است. دستورات اسلام ناب تماماً مبتنی بر فطرت و نهاد پاک آدمی است. بنابراین با باور به این موضوع، با کاربرد واژه علم اقتصاد اسلامی ما سبب شده ایم که یک مکتب فکری به عنوان یک علم تلقی شود. بنابراین ما می دانیم که ادیانی چون مسحیت و .... نیز نوعی طرز تفکرند. بنابراین می بایست علومی چون علم اقتصاد مسیحی، علم اقتصاد یهودی و ....نیز وجود داشته باشد.(هر چند اگر برتری کامل اسلام را نسبت به این ادیان قبول داشته باشیم، می توانیم بگوییم علم اقتصاد مسحیحی و .... ضعیف تر از علم اقتصاد اسلام است، اما وجود داد) بنابراین در اینجا به این نتیجه می رسیم که هر مکتب فکری بر خواسته از فطرت می تواند یک علم اقتصاد از خو داشته باشد.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب