ایران ما

بیاید کشوری نمونه در جهان بسازیم

نوبلیست های اقتصاد جوایز نوبل در سال ۱۹۹۴

 

● جان نش

نظریه بازی از مطالعات بازی هایی مانند شطرنج نشات گرفته است. هر کسی می داند که در این بازی ها، بازیگران مجبورند که از قبل فکر کنند و راهبردی را مبتنی بر حرکات متقابل انتظاری از بازیگر مقابل تدبیر کنند. چنین تعامل راهبردی مشخص کننده موقعیت های اقتصادی زیادی است که نظریه بازی ها ثابت کرده که می تواند در تحلیل آنها مفید باشد.

اساس استفاده از نظریه بازی در اقتصاد در مطالعه تاریخی جان فون نومن و اسکار مورگنسترن (۱۹۴۴) تحت عنوان « نظریه بازی ها و رفتار اقتصادی» معرفی گردید. اکنون بعد از گذشت نیم قرن، نظریه بازی به ابزار مسلط برای تحلیل مسائل اقتصادی مبدل شده است. به ویژه نظریه بازی های عدم همکاری، تاثیر زیادی در تحقیقات اقتصادی داشته است. جنبه عمده این نظریه به مفهوم تعادل بر می گردد که پیش بینی هایی درباره نتایج تعامل راهبردی انجام می دهد. جان نش، رینهارت سلتن و جان هارسنی کارهایی برجسته ای در این نوع تحلیل های تعادلی انجام دادند.

جان نش تمایز بین بازی های همکاری و عدم همکاری را معرفی نمود و مفهوم تعادل را برای بازی های عدم همکاری توسعه داد که بعدا به تعادل نش معروف شد. رینهارت سلتن اولین کسی بود که مفهوم تعادلی نش را برای تحلیل تعامل راهبردی پویا اصلاح کرد و این مفاهیم را در تحلیل های رقابت با تعداد کمی فروشنده به کار برد. جان هارسنی نیز نشان داد که چگونه بازی ها با اطلاعات غیرکامل می توانند مورد تحلیل قرار گیرند و زیر بنای نظری برای یک زمینه جالب تحقیقاتی یعنی اقتصاد اطلاعات را فراهم نمود که بر موقعیت های راهبردی تمرکز دارد که عاملان مختلف از اهداف یکدیگر مطلع نیستند.


ادامه مطلب

[ یک شنبه 25 اردیبهشت 1390  ] [ 9:14 AM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

▪ توضیح: در فهرست میلیاردرهای جهان که توسط سایت فوربس منتشر می شود، به علت برابری ثروت، برخی رتبه ها به بیش از یک نفر اختصاص یافته. به عنوان مثال چندین نفر در رتبه پنجاه و دوم قرار دارند.

یکی از موسسان و رییس شرکت معروف نایکی، فیلیپ هامپسون نایت با ثروت ۲/۸ میلیاردی خود در حال حاضر پنجاه و دومین فرد ثروتمند دنیا محسوب می شود. وی در سال ۲۰۰۴ از مقام مدیریت ارشد اجرایی شرکت استعفا داد؛ اما در پست ریاست شرکت باقی ماند.

فیل نایت، متولد ۲۴ فوریه سال ۱۹۳۸ در پورتلند اورگان فرزند یک حقوقدان و ناشر روزنامه بود. نایت به دبیرستان کلولند در پورتلند رفت و سپس برای تحصیل به دانشگاه اورگان در یوجن رفت و در آن جا به عضویت انجمن اخوت فی گاما دلتا در آمد و در سال ۱۹۵۹ یک درجه روزنامه نگاری دریافت کرد.

نایت درست پس از فارغ التحصیلی از اورگان به ارتش رفت و به مدت یک سال در آن جا به شکل فعال و ۷ سال به شکل رزرو به خدمت مشغول شد. اورگان پس از یک سال خدمت فعال در ارتش، به مدرسه تجارت استنفورد رفت، در دوران تحصیل و در کلاس کسب و کار فرانک شالنبرگ به عشق دیگری در زندگی اش جدای از ورزش پی برد.

او فهمید که یک کارآفرین است. اورگان در مقاله ای در مجله استنفورد چنین می گوید: «این کلاس جرقه ای در ذهن من زد... شالنبرگ نوع شخصیت افرادی که کارآفرین بودند را توصیف کرد و من متوجه شدم که او در مورد من حرف می زد. من به خودم می گفتم: این واقعا کاری است که من می خواهم انجام دهم.» نایت در این کلاس می بایست یک برنامه کسب و کار طراحی می کرد. او در آن سال ها مقاله ای نوشت که دروازه ورود او به سمت فروش کفش های دوندگی بود. فیلیپ نایت در سال ۱۹۶۲ با مدرک MBA از این دانشگاه فارغ التحصیل شد.


ادامه مطلب

[ شنبه 24 اردیبهشت 1390  ] [ 11:45 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

نوبلیست های اقتصاد جوایز نوبل در سال ۱۹۹۶

یکی از مهم ترین و جذاب ترین زمینه های تحقیقات اقتصادی در سال های اخیر به موقعیت هایی برمی گردد که تصمیم گیران دارای اطلاعات مختلفی هستند.

چنین عدم تقارنی در اطلاعات در بسیاری زمینه ها رخ می دهد. برای مثال، یک بانک دارای اطلاعات کاملی درباره درآمد آینده وام گیرندگان نیست. در حالت هایی که مزیت اطلاعاتی می تواند به طور راهبردی ارزش خود را از دست دهد، اطلاعات ناقص و با توزیع نامتقارن منجر به نتایج قابل توجهی می شوند. تحقیقات در باب اقتصاد اطلاعات می تواند بر این سوال تمرکز کند که چگونه قراردادها و نهادها می توانند برای رویارویی با انگیزه های مختلف و مسائل کنترل طراحی گردند. این امر موجب درک بهتر بازارهای بیمه، بازارهای اعتبار، مزایده ها، سازمان دهی درونی بنگاه ها، شکل های دستمزد، سیستم های مالیاتی، بیمه اجتماعی، شرایط رقابتی، نهادهای سیاسی و غیره می گردد.

برندگان نوبل سال ۱۹۹۶ پایه ای را برای بررسی موضوعات به ظاهر کاملا پراکنده از طریق کار تحلیلی خود درباره مسائلی که عدم تقارن اطلاعاتی عنصر کلیدی آن است، بنا کردند. بخش اساسی تحقیقات ویلیام ویکری به خواص انواع مختلف مزایده ها و چگونگی بهترین شکل طراحی آنها برای ایجاد کارآیی اقتصادی پرداخته است. تلاش های او بنایی را برای تحقیقاتی ایجاد کرد که اخیرا به زمینه های کاربردی از قبیل مزایده اوراق خزانه کشیده شده است.


ادامه مطلب

[ شنبه 24 اردیبهشت 1390  ] [ 11:41 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

نوبلیست های اقتصاد جوایز نوبل در سال ۱۹۷۷

یکی از مسائل اساسی در اقتصاد این است که چرا افراد، بنگاه ها و ملت ها به مبادله کالا و خدمات با هم می پردازند و چگونه این فرآیندها با سیاست های دولت تحت تاثیر قرار می گیرد.

از اوایل قرن نوزدهم، نظریه مزیت نسبی ریکاردو در مورد دلیل مبادلات اقتصادی بین کشورها مسلط شد. ریکاردو ساختار تجارت خارجی را با اختلاف در فن آوری های تولید بین ملت ها توضیح داد. بعدها این نظریه به روش های گوناگونی بهبود یافت، اما تحول عمده در اوایل دهه ۱۹۳۰ با کار تجارت بین الملل و بین منطقه ای اوهلین و نظریه سیاست اقتصادی بین الملل جیمز مید در دهه ۱۹۵۰ محقق شد.

 

 

● برتیل اوهلین

برتیل اوهلین در سال ۱۸۹۹ در روستایی در سوئد متولد شد و پس از تحصیلات مقدماتی به تحصیل در رشته اقتصاد پرداخت و از استادان بزرگ سوئدی معاصر خود بهره جست و در سال ۱۹۲۴ پایان نامه دکترای خود را در زمینه تجارت بین الملل ارائه کرد. او در کار خود که تا حدی الهام گرفته از مقاله هکشر بود، نشان داد که حتی اگر فن آوری تولید در ملت های مختلف با هم یکسان باشد، باز هم ممکن است تجارت خارجی صورت گیرد. به این منظور تنها کافی است که عرضه عوامل تولید از قبیل نیروی کار، سرمایه و زمین در بین ملت ها متفاوت باشد. نقطه آغاز نظریه اوهلین این است که یک کشور در صورتی صادر کننده کالایی می شود که نسبتا میزان بالایی از عوامل تولید را در مقایسه با تقاضای داخلی در حالت فرضی بدون تجارت بین الملل داشته باشد. برای مثال اگر زمین در استرالیا فراوان باشد و نیروی کار در انگلستان نسبتا فراوان باشد، انتظار می رود که استرالیا به صادر کننده کالاهایی مانند پشم که در تولیدشان به زمین بیشتری نیاز دارند، تبدیل شود و انگلستان به صادر کننده کالاهایی مانند منسوجات که در تولیدشان نسبتا به نیروی کار بیشتری نیاز دارند، مبدل گردد.

 


ادامه مطلب

[ شنبه 24 اردیبهشت 1390  ] [ 11:39 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

نوبلیست های اقتصاد جوایز نوبل در سال ۱۹۹۵

رابرت لوکاس برای توسعه رویکرد انتظارات عقلایی یا کلاسیک های جدید به اقتصاد کلان معروف است. این رویکرد به دنبال ارائه پایه های اقتصاد خردی به اقتصاد کلان است و چنین فرض می کند که عاملان اقتصاد کلان همانند انسان های عقلایی اقتصاد خرد هستند که از اطلاعات موجود در زمان تصمیم گیری بهره جسته و تلاش می کنند تا آینده را پیش بینی کنند.

اگر عاملان اقتصاد کلان به صورت عقلایی نگریسته شوند، اقتصاد کینزی رد می شود و بیکاری موجب اصلاح خود شده و سیاست اقتصادی نه لازم و نه مطلوب است.

رابرت لوکاس در سال ۱۹۳۷ در خانواده ای متوسط در واشنگتن به دنیا آمد. بعد از تحصیلات اولیه او به دانشگاه شیکاگو رفت و در سال ۱۹۵۹ لیسانس رشته تاریخ را گرفت و به ادامه تحصیل در رشته تاریخ ادامه داد و چون عوامل اقتصادی را نیروهای کلیدی در تاریخ یافت به تاریخ اقتصادی تغییر رشته داد. او با فریدمن در شیکاگو اقتصاد را مطالعه کرد و در سال ۱۹۶۴ دکترای اقتصاد را دریافت کرد. او چند سالی را دانشگاه کارنیج ملون تدریس کرد و سپس به شیکاگو بازگشت. لوکاس در سال ۱۹۹۵ جایزه نوبل را برای فعالیت در زمینه انتظارات عقلایی در اقتصاد کلان از آن خود کرد. بر اساس کارهای کینز، اقتصاددانان کلان تشخیص دادند که انتظارات بر اقتصاد تاثیر می گذارد، اما آنها تنها درک مقدماتی از چگونگی شکل گیری انتظارات داشتند. برخی اقتصاددانان کلان انتظارات را ایستا یا ثابت درنظر گرفتند. برخی دیگر انتظارات را منطبق با تغییرات گذشته دیدند.

بر اساس انتظارات تطبیقی اگر نرخ تورم در گذشته ۳ درصد بوده است، افراد انتظار تداوم تورم ۳ درصدی را دارند. لوکاس بر این نکته اصرار داشت که افراد باهوش تر از این حالت بوده و نسبت به انتظارات حساس تر هستند. با انتظارات عقلایی افراد به اندازه ای که به گذشته نگاه می کنند نگاهی به آینده نیز دارند. در نتیجه طبق انتظارات عقلایی، تورم انتظاری نه تنها بستگی به تغییرات قیمتی گذشته دارد، بلکه به نحوه تاثیر شرایط فعلی یا سیاست های اقتصادی فعلی بر تغییرات آینده نیز بستگی دارد. برای مثال، تنها افزایش ۳ درصدی تورم در گذشته به مفهوم تداوم آن در آینده نمی باشد، بلکه کاهش نرخ بیکاری و رشد سریع پول افراد را به سمت انتظاراتی می کشاند که قیمت ها در آینده با سرعت بیشتری افزایش خواهند یافت. با وجودی که موث (۱۹۶۱) ایده انتظارات عقلایی را مطرح کرد، ولی لوکاس مدافع اصلی و توسعه دهنده این رویکرد بود.


ادامه مطلب

[ شنبه 24 اردیبهشت 1390  ] [ 11:38 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

نوبلیست های اقتصاد جوایز نوبل در سال ۱۹۹۳

طی دهه های گذشته، تاریخ دانان اقتصادی عمدتا از دو روش ترکیب نظریه ها با روش های مقداری و تشکیل و بازسازی مجموعه داده های جدید به پیشرفت علوم اقتصادی کمک کرده اند. این کار علاوه بر گسترش دانش اقتصادی به کنارگذاشتن نظریه های نامربوط هم کمک کرده است. این اقدامات نشان داده است که نظریه های سنتی برای درک رشد و تغییر اقتصادی بایستی تکمیل و اصلاح شود.

داگلاس نورث و رابرت فوگل دو تاریخدان اقتصادی هستند که برای پاسخگویی به سوالات اساسی از علوم اقتصاد، جامعه شناسی، آمار و تاریخ بهره جستند. آنها پیشرویان شاخه ای از تاریخ اقتصادی بودند که به نام تاریخ اقتصادی جدید یا کلایئومتریکس۱ معروف گردید. تاریخ اقتصادی جدید، نظریه اقتصادی را با روش های مقداری، آزمون فرضیه و تکنیک های سنتی تاریخ اقتصادی ترکیب کرده و برای توضیح رشد و افول اقتصادی به کار می گیرد. در این بخش ابتدا زندگی و کارهای عمده نورث بیان شده و آنگاه به بررسی زندگی و کارهای علمی فوگل پرداخت می شود.

 

 

● داگلاس نورث

داگلاس نورث در سه زمینه علم اقتصاد نقش برجسته ای ایفا کرد. او روش های آماری را برای مطالعه تاریخ اقتصادی به کار گرفت و نقش نهادها را در تنظیم رفتار انسانی بررسی کرد و توضیح داد و همچنین کوشید تا نیروهای تاریخی موثر در فقر و ثروت اقتصادها را درک کند، البته این سه موضوع چندان هم از هم گسیخته نیستند، نورث رشد اقتصادی را با اتخاذ نهادهای درست توضیح داد و از تکنیک های آماری برای آزمون نظریه های نهادی خود درباره علل رشد اقتصادی بهره جست.


ادامه مطلب

[ شنبه 24 اردیبهشت 1390  ] [ 11:36 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

ادواردو پورتر توضیح می دهد، چرا هزینه هر چیزی روشن می سازد که با آن چکار کنیم.

ادواردو پورتر نویسنده کتاب «قیمت هر چیز: رمزگشایی از اینکه چرا ما همان مبلغی را می پردازیم که باید بپردازیم» دوست دارد درباره زباله ها صحبت کند. پورتر که گزارشگر نیویورک تایمز است کتاب تازه خود را با بررسی قیمت زباله در جوامع مختلف شروع می کند. در این گفت وگو درباره کتاب وی صحبت می کنیم. پورتر به کند و کاو در قیمت نیروی کار، خوشبختی، محصولات و حتی زندگی می پردازد. او با این کار قصد ندارد قیمت هر چیزی را تبیین کند، او فقط نشان می دهد که هر چیزی قیمتی دارد. او می گوید: «با دقت در این که چگونه هر چیزی را قیمت گذاری می کنیم به فهم و درک بهتری از چگونه رفتار کردن خود می رسیم.» او با بررسی دقیق تصمیمات آگاهانه و ناآگاهانه ما، به برخی کشف های تکان دهنده درباره نقش قیمت و دلالت های گاهی آزاردهنده می رسد. پورتر ۴۷ ساله از دفتر کار خود در شهر نیویورک درباره موضوعات بسیار گوناگون شامل حقوق و مزایای مدیران، مهاجرت و اینکه آیا زندگی بچه وی بیش از ۲۰۰ هزار دلار می ارزد یا خیر صحبت کرد.

 

 

● این چه ادعایی است که می کنید، اینکه قیمت زباله، یک راهنما به سمت تمدن است؟

چگونه زباله ارزش گذاری می شود بستگی به این دارد که در کجای مقیاس ثروت و فراوانی جهان قرار می گیریم. اگر شخصی بسیار فقیر در کشوری بی نهایت فقیر را در نظر بگیریم نگاه وی به زباله متفاوت از نگاه شخص ثروتمند در کشور ثروتمند است. برای مثال به زباله گرد بسیار فقیری که در کنار توده زباله زندگی می کند فکر کنید. برای چنین شخصی که عمر خود را صرف جمع آوری و فروش زباله کرده است، ارزش زباله متفاوت از ارزش آن برای من یا شما است.

این نوع تفکر برای کشورها نیز قابل کاربرد است. برای نمونه، نگرش چین و سوئیس به زباله را مقایسه کنید. سوئیسی ها که بسیار ثروتمندتر بوده و با چالش کمتری در استخدام مردمانشان روبه رو هستند، به سمت بالای نردبان زیست محیطی حرکت کرده اند، طوری که تحمل پذیری آنها در برابر ضایعات و زباله نسبت به چینی ها کمتر است. برای چینی ها، ارزش ایجاد یک شغل اضافی بسیار بیشتر از ارزش یک درخت اضافی است.


ادامه مطلب

[ شنبه 24 اردیبهشت 1390  ] [ 11:33 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

تورم یا پادتورم، کدامیک تهدید بزرگ تری برای اقتصاد جهانی است؟ سیاستگذاران باید بر تقاضای کل تمرکز کنند یا تعدیلات ساختاری؟

 

 

● ریکاردو کابالرو: اروپای قاره ای کاندید اول اصلاحات ساختاری

به طور متوسط (در نقاط مختلف جهان) تورم برای مدت ها مشکل عمده ای نخواهد بود. جهان با اضافه تقاضا برای دارایی ها روبه رو است که این طبق قانون والراس به این معنی است که مازاد عرضه کالا نیز وجود دارد. پدیده دوم، عاملی پادتورمی است. البته بدیهی است که اوضاع در کشورهای مختلف متفاوت است. به خصوص بازارهای نوظهور احتمالا باید زودتر از کشورهای توسعه یافته باید به فکر سیاست های پولی انقباضی بیفتند. این به آن معنی است که آن دسته اقتصادهای نوظهور که دربرابر افزایش ارزش پولشان مقاومت می کنند با فشار تورمی بیشتری روبه رو خواهند شد.

در حوزه اصلاحات ساختاری، اروپای قاره ای، به خصوص جنوب اروپا، در اولویت قرار دارد. به علاوه، جدا از افزایش خالص صادرات که به دنبال کاهش ارزش یورو به وجود خواهد آمد، سیاست های مالی تقاضای کل نیز معکوس خواهند شد. برای EBC بهتر است که کاهش ارزش سریع تر و آسان تر یورو را در کوتاه مدت تسهیل کند. برای این منطقه در حال حاضر دغدغه های تورمی چندان معنادار و محدودکننده نیست.


ادامه مطلب

[ شنبه 24 اردیبهشت 1390  ] [ 11:28 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

گفت وگوی پیتر رابینسن با گری بکر

وقتی از گری بکر سوال می کنم آیا سقوط بازارهای مالی که بدترین بحران در ربع قرن گذشته بود و تصمیم مدیریت سیاسی آمریکا به بزرگ کردن اندازه دولت فدرال، باعث نشده است تا وی در تعهد خویش نسبت به بازارهای آزاد بازنگری کند؟ او می گوید: «نه، نه، به هیچ وجه.»

بکر در کنار دوست و آموزگار فقیدش، میلتون فریدمن از بنیان گذاران مکتب اقتصادی شیکاگو است. بیشتر از چهار دهه پس از اینکه مدال معتبر جان بیتس کلارک را دریافت کرد و تقریبا دو دهه پس از دریافت جایزه نوبل اقتصاد، این مرد ۷۹ ساله جایگاهی غیرمعمول را اشغال می کند، مردی که کل زندگی حرفه ای خویش را در حوزه به شدت رقابتی علم اقتصاد به سر برده است: او چیزی برای اثبات کردن باقی نگذاشته است. آنچه بیش از هر چیز آدم را تحت تاثیر قرار می دهد این است که وی با همان سخت کوشی یک دانشیار کار می کند که سعی دارد کرسی استادی دائمی را در دانشگاه به دست آورد. او به طور مرتب مقاله می نویسد و کتاب منتشر می کند، مسوولیت آموزشی تمام وقتی (برای سی و دومین سال) در دانشگاه شیکاگو دارد و در یک بحث و گفت وگوی دائمی هفتگی با دوست و همکار خود قاضی ریچارد پوسنر در «وبلاگ بکر پوسنر» مشارکت دارد که یکی از پرخواننده ترین سایت های اینترنتی در حوزه اقتصاد و حقوق است. هر زمان برنامه های آموزشی بکر اجازه می دهد، وی به موسسه پژوهشی هوور می آید که یک مخزن فکری در دانشگاه استنفورد است و وی از سال ۱۹۸۸ عضو پیوسته آن بوده است.


ادامه مطلب

[ شنبه 24 اردیبهشت 1390  ] [ 11:26 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

استیون لویت؛ اقتصاددان غیرمتعارف

استیون لویت، یکی از جنجالی ترین اقتصاددان های این روزها است. فارغ التحصیل از هاروارد و ام.آی.تی و برنده نشان جان بیتز کلارک، یکی از کسانی است که مجله تایم در سال ۲۰۰۶ او را در فهرست صد نفره اش از کسانی که جهان ما را شکل داده اند، قرار داد.

این اقتصاددان جوان تخصصش در حوزه جرم و فساد است و اغلب برای تحلیل داده ها از روش های عجیبی استفاده می کند که بسیاری از همکارانش را انگشت به دهان می گذارد. کتاب Freakonomics او که در سال ۲۰۰۹ دنباله ای نیز بر آن نوشت و به فارسی نیز ترجمه شده است، به محض انتشار با اقبالی گسترده روبه رو شد و هنوز هم در فهرست پرفروش ترین کتاب های غیرداستانی آمریکا جای دارد. لویت هم اکنون در دانشگاه شیکاگو تدریس می کند، در دپارتمان اقتصادی که میراث دار بزرگانی چون فریدمن و گری بکر و پایگاه مکتب شیکاگو است. او البته اقتصاددان چندان متعارفی نیست که در قالب های مرسوم نظیر نظریه قیمت ها کار کند. روح سرگردانش به همه جا سرک می کشد و خودش خود را صرفا کارآگاهی می داند که کارش پرسیدن سوال و کند و کاو در داده ها است.

به مناسبت مقالات جنجال برانگیز و شهرت روز افزون لویت در محیط آکادمیک و میان مردم، همکار او استفن دوبنر مقاله مفصلی در معرفی او و کارهایش در روزنامه نیویورک تایمز نوشته که در ادامه می خوانید.


ادامه مطلب

[ شنبه 24 اردیبهشت 1390  ] [ 11:24 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

مروری بر زندگی و آرای سیاسی هربرت اسپنسر

صد و چند سال پیش، در زمان مرگش (۱۸۲۰ ۱۹۰۳)، هربرت اسپنسر به عنوان یکی از مهم ترین و تاثیرگذارترین متفکران عصر خود شناخته می شد، عالمی با دانشی به وسعت دایره المعارف و بینشی شگرف که آثارش جزء جدانشدنی برنامه های درسی فلسفه و علوم اجتماعی در دانشگاه ها بود. امروز به ندرت او را می خوانند و با وجودی که نامش همچنان شهره است، آرایش تقریبا نشناخته اند.

کتاب های درسی اسپنسر را در چند خط خلاصه می کنند، حرفی از «داروینیسم اجتماعی» می زنند و می گویند او کسی بود که می گفت «زور حق را می سازد» و از گرسنگی و مرگ فقرا حمایت می کرد تا تنها شایسته ترین ها باقی بمانند – بدیهی است که چنین توصیفی خواننده زیادی برای او باقی نگذارد.

روشن است که توصیفات کتاب های درسی احمقانه است. اسپنسر کاملا به دور از «زور حق را می سازد» متفکری بود که می نوشت «میل به فرماندهی، اساسا میلی بربری است»، چون «پذیرش زور را ایجاب می کند» که این با «اولین قانون اخلاق منافات دارد» و «شدیدا اشتباه است.» با وجودی که اسپنسر مخالف برنامه های رفاهی با پشتوانه مالیات مردمی بود، قویا از کمک های خیریه داوطلبانه حمایت می کرد و حتی ده فصل از کتاب «اصول اخلاق»خود را به «نیکوکاری مثبته» اختصاص داد.


ادامه مطلب

[ شنبه 24 اردیبهشت 1390  ] [ 11:23 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

در سال ۱۹۶۹ یان تین برگن ۶۶ ساله برنده اولین نوبل اقتصاد شد که توسط بانک سوئد اهدا می شود

در سال ۱۹۶۹ یان تین برگن ۶۶ ساله برنده اولین نوبل اقتصاد شد که توسط بانک سوئد اهدا می شود. برنده دیگر آن سال راگنار فریش بود. چهار سال بعد برادر کوچک تر یان، نیکلاس نیز برنده نوبل پزشکی شد. وی نیز همراه کارل وان فریش و کنارد لرنز برنده جایزه شد.

چه خوش شانسی ای! شاید هم خوش شانسی نیست. واقعا چه چیزی باعث شد تا دو برادر دو جایزه به این پر اهمیتی را کسب کنند؟ عوامل موروثی بود یا آموزش یا تربیت خانوادگی؟ طبیعت آنان چنین کرد یا تربیت آنان؟ کدام یک از این دو، اثر قوی تری بر رفتار آدمی دارد؟ نگاهی کوتاه به زندگی این دو می تواند پاسخی را برای این پرسش ها به دست دهد. البته ما بنا به تخصصمان بیشتر بر کار یان متمرکز می شویم و انتقاداتی را هم که بر آن رفته برمی شمریم.

 

 

● یان: عاشق ریاضیات

یان در ۱۲ آوریل ۱۹۰۳ به دنیا آمد. وی اولین فرزند خانواده بود و ۳ برادر و یک خواهر داشت. نیکلاس سومین فرزند خانواده بود و در ۱۵ آوریل ۱۹۰۷ به دنیا آمد. فرزندان تین برگن در فضایی گرم، باز و روشنفکرانه بزرگ شدند. مادرشان پیش از ازدواج فردی مستقل بود و معلم ابتدایی. پدرشان زبان های سده میانی را در دانشگاه لیدن خوانده بود و با شخصیتی پر جذبه خانواده را اداره می کرد. وی علاوه بر اینکه در دبیرستان تدریس می کرد متخصص ادبیات هلندی سده میانی بود. خانواده تین برگن در شهر هاگ، شهری در نزدیکی ساحل هلند زندگی می کردند. والدین خانواده همواره ارتباط نزدیکی با معلمان بچه ها داشتند.


ادامه مطلب

[ شنبه 24 اردیبهشت 1390  ] [ 11:22 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

.: تعداد کل صفحات :. [ <> [ 10 ] [ 11 ] [ 12 ] [ 13 ] [ 14 ] [ 15 ] [ 16 ] [ 17 ] [ 18 ] [ 19 ] [ > ]