ایران ما

بیاید کشوری نمونه در جهان بسازیم

رویکرد ساده ساز راست گرایانه با تاکید بر «شکست دولت» و برجسته تر کردن آن نسبت به «شکست بازار»، تمایل دارد که دولت ها را همانند هم ببیند و آن ها را با یک چوب براند. اقتصاددانانی چون گوردون تالوک، جیمز بوکانان ـ از نظریه پردازان به نام رویکرد «انتخاب عمومی» و برنده ی نوبل اقتصاد ـ و آن کروگر بر این باورند که تفاوتی میان دولتمردان و کارگزاران بخش خصوصی از نظر تمایل به حداکثرسازی سود و منفعت شخصی وجود ندارد؛ بنابراین؛ از این منظر هر امکان و موقعیت دولتی از جمله سیاست های حمایتی تعرفه ای و یارانه ای می تواند زمینه را برای سوءاستفاده ی شخصی مقامات و مدیران دولتی فراهم کند. از همین رو، راه مواجهه با فساد و «رانت جویی»، در کوچک سازی حجم دولت و قطع کردن دست مدیران دولتی از چنگ اندازی به امکانات دولتی خلاصه می شود.[۱] یکی از مبانی نظری سیاست های موسوم به «تعدیل اقتصادی و تثبیت ساختاری» از جمله خصوصی سازی، ریشه در همین رویکرد دارد.

● نقد

این رویکرد توجهی ندارد که میزان فساد و رانت جویی می تواند تحت تاثیر عوامل مختلفی باشد از جمله نظام جذب نیروی انسانی، معیارهای انتخاب مدیران، نظام تنبیه و پاداش، نظام ترفیع و ارتقای نیروی انسانی، و بود یا نبود کنترل اجتماعی از طریق نهادهای مدنی مانند رسانه های آزاد. بنابراین، میزان آن می تواند از اقتصادی به اقتصاد دیگر ـ با حجم یکسانی از میزان دخالت ـ بسته به این شرایط متفاوت باشد. در واقع مفهوم دولت مصادیق متعددی دارد (اشتراک لفظی با مصادیق مختلف): دولت کارآمد و توسعه خواه، دولت ضعیف و دولت چپاولگر.


ادامه مطلب

[ شنبه 24 اردیبهشت 1390  ] [ 2:15 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

مبحث اخلاق به نحوی فزاینده، البته بدون بحث و بررسی قابل توجه در تحلیل های اقتصادی حضور داشته است. برخی از اقتصاددانان بر این باورند که اهمیت علم اقتصاد کاملا فنی است.

دیگران معتقدند که ملاحظات اخلاقی در تحلیل های اقتصادی، تصویر دقیق تری را از پیامدهای احتمالی فراهم می آورند، چرا که در این صورت جنبه انسانی فعالان اقتصادی، یعنی انسان ها نیز مدنظر قرار خواهند گرفت.

اعتراف می کنم که وارد ساختن معیارهای ذهنی مثل اخلاق و نظام اخلاقی در انجام تحلیل های اقتصادی ام، من را به عنوان یک اقتصاددان عصبی می کند، هم به این دلیل که در چنین حالتی نتیجه گیری های من تنها در مواردی معدود صدق خواهد کرد و هم بدین خاطر که ارزیابی و اندازه گیری اخلاق و نظام اخلاقی سخت است. اما از آنجا که علم اقتصاد مطالعه تصمیم گیری ها و گزینش ها است، اگر می خواهیم به درکی معنادار از حیات اقتصادی انسان ها دست یابیم، نمی توانیم از رفتار انسانی در تحلیل های اقتصادی خود غفلت ورزیم.

از این رو تلاش خواهم کرد که فساد را به بیان اقتصادی شرح داده و نشان دهم که آزادی اقتصادی چگونه فرصت های ایجاد فساد را از میان برده و اخلاق را نه تنها به خاطر تاثیرات وجدانی آن، بلکه همچنین به دلیل ارزش اقتصادی آن بهبود می بخشد.

اخلاق به گفته فرهنگ لغت مریام وبستر عبارت است از «شاخه ای که به این نکته می پردازد که چه چیز خوب است و چه چیز بد...» به طور کلی می توانیم اقدماتی را غیراخلاقی بنامیم که توافقی اجتماعی مبنی بر آنکه اینها فعالیت ها و اقدامات بدی هستند، وجود داشته باشد.


ادامه مطلب

[ شنبه 24 اردیبهشت 1390  ] [ 2:13 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات1 ]

آیا کاپیتالیسم چیز خوبی است؟ آیا باید افراد سخت کوشی که انگیزه کسب سودهای بزرگ دارند را ستایش کرد؟ آیا رقابت، بهترین پیامدها را برای مردم به بار می آورد؟ در این پرسش ها، فعالیت ها و موسسات مورد مطالعه اقتصاددانان (کاپیتالیسم، سود و رقابت) با مفاهیمی که دانشمندان علم اخلاق به کار می برند (خوب، قابل تحسین و بهترین)کنار هم گذارده شده اند.

علم اخلاق، ارزش ها و فضیلت ها را مورد مطالعه قرار می دهد. ارزش (value) آنچه است که خوب است و باید به آن دست یافت یا استانداردی از درستی است که باید آن را پیگیری کرد، در حالی که فضیلت (virtue) یک ویژگی شخصیتی است که فرد را به دستیابی به آن چه که خوب است یا انجام عمل درست قادر می سازد.

به عنوان نمونه چند مورد از خوبی های اساسی عبارتند از ثروت، عشق و آزادی. فهرست فضایل نظیر به این خوبی ها یا ویژگی های شخصیتی می تواند موارد مقابل را شامل شود: بهره وری که فرد را قادر به دستیابی به ثروت می سازد، صداقت که فرد را قادر به داشتن روابط عاشقانه می کند و مسوولیت پذیری که به فرد توانایی داشتن یک زندگی آزادانه را می دهد.

مسائل اخلاقی ارتباط نزدیکی با موضوعات اقتصادی دارند. عمل اقتصادی انجام یک تحلیل هزینه – فایده را در نظر بگیرید. می توان صد دلار پول را صرف یک شب گردش در شهر کرد یا آن را به فعالیت های انتخاباتی سیاستمدار مورد علاقه خود کمک نمود. کدام گزینه بهتر است؟

یک شب گردش در شهر، لذت و شادی فرد را افزایش می دهد. موفقیت یک سیاستمدار در فعالیت های انتخاباتی نیز ممکن است به آزادی بیشتر در بلندمدت بینجامد. ما معمولا تصمیماتی از این قبیل را با مقایسه گزینه های پیش روی خود از طریق ارزیابی هزینه ها و فواید احتمالی آنها نسبت به یکدیگر انجام می دهیم.


ادامه مطلب

[ شنبه 24 اردیبهشت 1390  ] [ 2:11 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

بررسی مفهوم عدالت در آرا و اندیشه های فردریش فون هایک

 

هایک در دورانی می زیست که اندیشه کینز و پارادایم دخالت دولت در اقتصاد، پاردایم و اندیشه غالب دوران بود؛ اما وی با بهره گیری از اصول بدیهی و ساده علم اقتصاد و با پیش کشیدن مباحث معرفت شناختی، بیش از پیش، بی اعتباری اندیشه دخالت دولت در اقتصاد را نشان داد و به جهت همین تلاش وافر و بی بدیل، توانست جایزه نوبل اقتصاد را از آن خویش سازد.

در بخش اول از این مقاله، به صورت کلی به بررسی خلاصه ای از آرا و عقاید اساسی هایک که برای فهم مفهوم عدالت نزد او ضروری است پرداخته و سپس در شماره آینده به بررسی عدالت و عدالت اجتماعی در اندیشه وی خواهیم پرداخت.

آثار و نوشته های هایک، سرشار از اظهاراتی است که او را در هیات لیبرالی تمام عیار معرفی می کند که مبارزه ای صریح و جدی با هرگونه اندیشه جمع گرایانه در عرصه های علم، سیاست، اجتماع و اقتصاد را آغاز کرده است. او قضایایی را زیر سوال می برد که در اندیشه و گفتار روشنفکری قرن بیستم مسلم فرض شده و مقبولیت فراوان یافته اند، شاید به همین سبب است که او بیشترین مخالفت را در میان روشنفکران و اندیشمندان هم صنف خود برانگیخته است.

هایک را از جمله اندیشمندانی می دانند که نگرشی کاملا کانتی دارد؛ زیرا این جهت گیری در فلسفه او مشهود است که منکر توانایی های ذهن و عقل آدمی برای شناخت اشیا یا جهان، به همان گونه که واقعا هستند، می باشد تا آنجایی که می توان ادعا نمود؛ هایک، کانون توجه فلسفه اجتماعی را به حوزه شناخت شناسی و روانشناسی فلسفی منتقل کرد، به این معنا که ابتدا به توانایی های ذهن آدمی و محدودیت های آن پرداخت سپس نظام های مختلف اجتماعی را با توجه به این معیار، مورد سنجش و ارزیابی قرار داد.

از آنجایی که اندیشه هایک، یک کل واحد و به هم پیوسته را به وجود آورده است، لازم است در ابتدا نمایی کلی از اندیشه و پارادایم فکری هایک ترسیم شود سپس جایگاه عدالت در این منظومه کلی مورد تاکید و بازنمایی قرار گیرد.


ادامه مطلب

[ شنبه 24 اردیبهشت 1390  ] [ 2:10 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

اقتصاددان ها به بیان جملاتی از این دست که هیچ چیزی به عنوان ناهار مجانی وجود ندارد، شهره اند. آنها خواهان صرفه جویی در بذل عشق به عنوان کمیاب ترین منبع روی زمین هستند. این افراد هرچند سرسخت و انعطاف ناپذیرند، تاکید می کنند که هر تحلیل دیگری تنها کتمان کننده ساختاری عمیق تر از منافع شخصی تر و این جهانی تر است.

 

 

● برخی از ریشه های مشترک اخلاق و اقتصاد

علم اخلاقی آدام اسمیت و معاصرانش تمایز آشکاری میان پرسش های فلسفی و تجربی، بدان گونه که امروزه برخی از فلاسفه مطرح می کنند، قائل نشد. اخلاق گراهای بریتانیایی به ویژه به تمامی قضایای علوم اخلاقی و از جمله علوم هنجاری علاقه مند بودند. این بدان معنا نیست که آنها لزوما تمایز میان مسائل هنجاری و توصیفی را به هم می ریختند. حداقل از زمانی که دیوید هیوم اظهارات مشهور خود را در رساله اش مطرح ساخت، بسیاری از فیلسوفان واقعی از شکاف توجیهی و دلیلی میان هست و باید باشد آگاه بودند (سینگرد ۱۹۷۳ دیدگاهی جامع را درباره بحث های مربوط به آن چه هست و آنچه باید باشد، ارائه نموده است). با این وجود نام اقتصاددان فیلسوف هایی مثل جرمی بنتهام، جان استوارت میل و هنری سیجویک نشان می دهد که تخصصی شدن رشته ای در علوم اخلاقی تا پایان سده ۱۹ تنها اندکی عملی شده بود.

این وضعیت طی مدت زمانی نزدیک به سی سال، یعنی از آغاز قرن بیستم تا زمان انتشار مقاله لیونل رابینز در باب خصوصیت ها و اهمیت علم اقتصاد (۱۹۳۵) تقریبا به طور کامل عوض شد. رابینز به ایجاد تمایزی دقیق میان اقتصاد و اخلاق فکر می کرد. او خروج طبقات و دسته های خاصی از قضاوت های ارزشی از رشته اقتصاد را برای پیشرفت آن ضروری می دانست. در همین زمان فلاسفه شروع به تعریف موضوع مورد بررسی خود به صورتی کاملا مخالف با علوم تجربی کردند. آنچه بعدا «چرخش زبان شناختی» نامیده می شد، در حال وقوع بود (نگاه کنید به رورتی ۱۹۷۰). پوزیتیویسم منطقی و این نظریه که گفته های ارزشی نه معنایی مشخص دارند و در معرض توجیه عقلانی قرار نمی گیرند، در دوران نوجوانی خود قرار داشتند.


ادامه مطلب

[ شنبه 24 اردیبهشت 1390  ] [ 2:09 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

البته روشن است که مردم غیر از ثروتمند شدن دغدغه های دیگری هم دارند. مثلا همین که شما چند دقیقه وقتی را که می توانستید صرف کسب درآمد کنید، به خواندن روزنامه اختصاص داده اید، نشان می دهد که انسان ها همیشه هم مثل کوسه ای که دنبال طعمه اش باشد، به فکر پول روی پول گذاشتن نیستند. معمولا همگی بین جست وجوی ثروت و طلب آسایش و راحتی در نوسانیم و گاهی هم یکی را قربانی دیگری می کنیم.

ما به جز پول و لذت به چیزهای دیگری هم اهمیت می دهیم. مثلا از ریسک می گریزیم، برای دوستان خوبمان وقت صرف می کنیم و همچنین آرزو داریم که فرزندانمان شاد و موفق باشند. با این حال، ثروت یکی از محرک های اصلی فعالیت های ما است و از این رو ارزش دارد که بدانیم چطور باید آن را اندازه گرفت.

برخی معتقدند که تنها رقم خالص ثروت است که اهمیت دارد؛ مثلا اگر یک میلیون دلار داشته باشید، بی توجه به اینکه همسایه تان چقدر دارد خوشحال خواهید بود. یعنی ارزش ثروت شما بستگی دارد به اینکه چه چیزهایی می توانید با آن بخرید. برخی دیگر معتقدند که در کنار رقم خالص ثروت، جایگاه ما در مراتب اجتماعی هم مهم است. اگر فقط رقم خالص ثروت مهم بود، ما هیچ گاه حسرت دارایی های همسایه را نمی خوردیم. او برای خودش کار می کرد و شما برای خودتان و هر کدام هم می توانستید تصمیم بگیرید که چقدر پول و چقدر استراحت می خواهید. اما اگر مردم به جایگاه اجتماعی خودشان اهمیت بدهند، شما و همسایه درگیر مسابقه ای نفسگیر خواهید شد که باعث می شود حتی خیلی از تفریحات و آرزوهایتان را فدا کنید.


ادامه مطلب

[ شنبه 24 اردیبهشت 1390  ] [ 2:07 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

اقتصاد رفتاری توضیح می دهد که چرا ما وقتمان را هدر می دهیم، خرید می کنیم، قرض می گیریم و تا فرصتی دست دهد، شکلات می دزدیم.

همچون همه انقلاب های فکری، این یکی هم با بروز حقایق غیرمعمول و مشاهدات عجیب و غریبی آغاز شد که تفکر غالب نمی توانست توضیحش دهد. برای مثال قماربازان، حتی وقتی که مشخص است می بازند به شرط بندی ادامه می دهند. مردم مدعی اند که می خواهند برای بازنشستگی شان پول ذخیره کنند، بهتر بخورند، شروع به ورزش کنند، سیگارکشیدن را کنار بگذارند و همین تصمیم را هم دارند، اما این کارها را نمی کنند.

قربانیانی که حس می کنند با آنها به بدی برخورد شده است، به خونخواهی برمی خیزند، اگر چه این کار به منافعشان لطمه می زند.

این حقایق غیرمتعارف، توهینی آشکار به مدل استاندارد عامل انسانی یعنی انسان اقتصادی است که اقتصاددانان کلاسیک و نئوکلاسیک آن را برای دهه ها (البته نه برای قرن ها) فرضی بنیادی دانسته اند. انسان اقتصادی تصمیماتی منطقی، عقلانی و خودخواهانه می گیرد که هزینه ها و فایده ها را می سنجد و سعی می کند ارزش و سود را برای خود حداکثر کند. انسان اقتصادی، مخلوقی باهوش، تحلیل گر و خودخواه است که به خوبی می تواند خود را برای رسیدن به اهداف درازمدتش تنظیم کند و گرفتار حالات و احساسات آنی اش نشود. انسان اقتصادی دستاویز ساده ای برای تولید نظریات دانشگاهی است، اما انسان اقتصادی از ضعفی کشنده رنج می برد: چنین انسانی وجود ندارد.


ادامه مطلب

[ شنبه 24 اردیبهشت 1390  ] [ 2:04 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

تولید کالاها و خدمات یک مساله صرفا تکنولوژیک نیست.این موضوع همیشه وابسته به چارچوب قانونی و اخلاقی و بازخوردهای موجود نسبت به این چارچوب ها بوده است. یک کارخانه یا یک صنعت هم می تواند به دنبال فعالیت هایی برود که در حیطه رعایت پیش فرض های قانونی و اخلاقی باشد و هم می تواند از عمد یا غیرعمد با این پیش فرض ها مخالفت کرده و به آنها ضربه بزند.

مشکلات و محدودیت های اخلاقی، صنایع بسیاری را از کشاورزی گرفته تا تولید منسوجات کشورهای در حال توسعه و تولیدات دارویی را در بر می گیرد. امروزه تنها تعداد اندکی از صنایع توانسته اند از چنین نگاه مشکل پسندی فرار کنند. مهم ترین مورد در این بین تولید پول است. در زندگی مدرن، پول در همه جا حاضر است. با این حال به نظر نمی رسد که تولید پول شامل هرگونه ارزیابی اخلاقی باشد.

به طور قطع نمایندگان بانک مرکزی برای مردم از لزوم و اهمیت وجود اخلاق کسب و کار سخن می گویند، اما به نظر می رسد نوبت به خودشان که می رسد این موضوع را نادیده می گیرند. موضوع اخلاق کسب و کار در محیط های دانشگاهی به شدت بر سر زبان ها است؛ اما بیشتر در مورد شرکت های صنعتی. کلیساها و دیگر نهاد های مذهبی هم در مورد بسیاری از موضوعات سیاسی به بیان نظرات و پیشنهادات خود می پردازند، اما در آنها هم به ندرت اسمی از پدیده های پولی مانند پول کاغذی، بانک های مرکزی، دلاری سازی، انجمن تنظیم واحد پول و مانند اینها برده می شود. برای مثال آموزه های اجتماعی کاتولیک فقط به طور کلی بیان می کند که «واحد پول ثابت» و «ثبات قدرت خرید پول» دو پیش شرط برای پیشرفت کل نظام اقتصادی است.


ادامه مطلب

[ شنبه 24 اردیبهشت 1390  ] [ 2:02 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

در اکثر کشورهای در حال توسعه، فساد مانند یک بیماری است که جامعه را تحت تاثیر خود قرار داده و مانع دستیابی به هدف ها در عرصه اقتصاد کلان می شود. شیوع فساد در کشورهایی مانند نیجریه تا حد زیادی به علت پاسخگو نبودن و عدم شفافیت دولت و سازمان های دولتی است. در این کشور فساد محدود به بخش دولتی نمانده و تا حد زیادی به بخش خصوصی نیز کشانده شده است. فساد مانع از آن می شود که سیستم در حد مطلوب به فعالیت بپردازد. تلاش برای کنترل فساد مشکلات بیشتری به وجود می آورد تا حدی که کسانی که سعی در تعقیب و مجازات عوامل فساد داشته اند، در روند امور به فساد کشانده می شوند. این نوشته با استفاده از آمارهای موجود، توجه اصلی خود را به فساد، در کارکرد اقتصاد کلان در نیجریه معطوف کرده است. همچنین برخی از اقدامات دولت برای مقابله با مشکل فساد مورد بررسی قرار گرفته و در آخر، این نوشته پیشنهادهایی را در مورد دستیابی به اهداف دولت مطرح می کند.

دامنه دار بودن فساد در اکثر نقاط دنیا همچنان نگرانی بین المللی را باعث می شود و توجه نهادهای دولتی و غیردولتی متفاوتی را به خود جلب می کند زیرا فساد روی ثبات اقتصادی و درجه توسعه یافتگی کشور اثر می گذارد. فساد به خصوص در کشورهای در حال توسعه از اهمیت بیشتری برخوردار است زیرا منابع محدود موجود را از مسیر رشد اقتصادی منحرف کرده و در این روند، مقامات دولتی منابع موجود را به مصرف شخصی خود می رسانند. در میان کشورهایی که فساد در آنها شدید است راه های مختلفی برای کسب درآمدهای نامشروع شناسایی شده است، یکی از راه ها صدور فاکتور با ارقام بالا و دیگری افزایش هزینه قراردادهاست. چنان که در مورد کشور نیجریه روشن است در موارد زیادی طرح ها و پروژه هایی به گردش می افتد که توجیه اقتصادی نداشته و محملی است برای کسب درآمد. فساد به عنوان پدیده ای سرگیجه آور توصیف شده که شیوه ای از زندگی است و دولت ها به خصوص در روند خصوصی سازی نه می خواهند و نه می توانند جلوی آن را بگیرند. در نیجریه به خصوص فساد چنان پیچیده است که نه می توان با شناخت منبع فساد آن را از بین برد و نه تضمینی جهت کاسته شدن قابل توجه از شدت آن وجود دارد.


ادامه مطلب

[ شنبه 24 اردیبهشت 1390  ] [ 2:00 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

نیات افراد منشأ تشکیل شاکله فردی است و در جامعه شاکله افراد شاکله اجتماع را شکل می دهد. اگر شاکله اجتماع بر اساس قانونگذاری یا استمرار عادت محدود شود یا تغییر یابد عملاً نیات هم تغییر می یابند. القاء یک فکر یا روش دفعتاً سبب جاری شدن آن نمی شود، بلکه ضامن مداومت یک فکر یا روش آن عرف و عادتی است که در جامعه ایجاد می شود. لذا برای اینکه شاکله اجتماع تغییر یابد بایست روش صحیح را در عرف و عادت افراد نهادینه نمود. این موضوع دنباله بحث را به مبحث اخلاق و تربیت می کشاند. تهذیب اخلاق از خُلق انسانی که ملکه ای است در وجود فرد و مسلّط است بر قوای او و افعال از آن ناشی می شود، گفت وگو می نماید. خُلق به دو قسم طبیعی غیر قابل تغییر و عادی که به عادت و ممارست تغییر می یابد تقسیم می شود. با اشاره به جزئیات قوا و صفات انسانی به بررسی اصول اخلاقی در اقتصاد اخلاق می پردازیم که می توانند نقش اساسی در اصلاح شاکله اجتماع داشته باشد. از لحاظ اقتصاد نئوکلاسیک انسان خوشحال انسانی است که مصرف بیشتری داشته باشد. و این موضوع مترادف این است که بشر تمام انرژی خود را صرف تولید و سپس مصرف کالا نماید. ولی اقتصاد اخلاق پارادایمی مطرح می نماید که آیا بشر برای این هدف خلق شده است در دنباله مباحث به این موضوع اشاره می شود که چنانچه آموزه هایی که از دین و مذهب در اقتصاد منبعث می شود و اخلاق اقتصادی را تشکیل می دهد می تواند منجر به اصلاح شاکله اجتماع شود و بسیاری از مضار فعالیتهای اقتصادی کاسته خواهد شد. و شره و خمود اقتصادی به اعتدال اقتصادی کشانده می شود.


ادامه مطلب

[ شنبه 24 اردیبهشت 1390  ] [ 1:59 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

بچه ها قبل از اینکه برای رفتن به مدرسه ابتدایی چامپوون در محله یی در حومه پایتخت از خانه خارج شوند، ۱۰ تا ۱۵ سنت از پدر و مادرشان پول توجیبی می گیرند. این پول در کامبوج برای خرید کیک صبحانه و کمی برنج کافی است و البته چند سنتی هم می ماند که بچه ها قبل از ورود به کلاس درس آن را به معلم شان می دهند. پرداخت این چند سنت قبل از حضور در کلاس های درس تمام مدارس دولتی کامبوج این روزها به مساله یی عادی تبدیل شده و در واقع نوعی باج است که دانش آموزها باید بپردازند. والدین بچه ها می گویند اگر فرزندان شان این پول را نپردازند، ممکن است آخر سال نمره های کمی بگیرند یا حتی مردود شوند. اینجا در مدارس دولتی از همان ابتدا به کودکان چیزی را می آموزند که برای گذران امور در این کشور آسیای جنوب شرقی، حیاتی ترین «مهارت» و «دانش» به شمار می رود. هر چه کودکان بزرگ تر می شوند با شرایط سخت تری مواجه می شوند و به تدریج می آموزند که در این کشور نه فقط برای حضور در کلاس درس، بلکه سر هر کوچه و معبری و به هر بهانه یی باید رشوه بپردازند. در کامبوج همه کارها فقط با رشوه دادن انجام می شود؛ صدور شناسنامه، دریافت ویزای توریستی و حتی دریافت حکمی عادلانه در دادگاه. پرداخت و دریافت «زیرمیزی» برای کامبوجی ها به سنتی تبدیل شده که هیچ کس قدرت شکستن این سنت را ندارد.


ادامه مطلب

[ شنبه 24 اردیبهشت 1390  ] [ 1:57 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

سرمایه داری و دموکراسی هر دو به بهبود دادن وضعیت رفاه زنان مشهور هستند اما کدامیک مهم ترند؟ رفاه اجتماعی زنان و مردان می تواند از طریق وضعیت سلامت، آموزش و اشتغال به ویژه وضعیت رفاهی زنان با شاخص های جنسیتی خاص مانند کنترل باروری سنجیده شود. عموماً رتبه کشورهای فقیر در مورد استانداردهای اجتماعی گفته شده پایین تر از کشورهای توسعه یافته است، ولی آنها نیز می توانند سیاست هایی را برای بهبود اوضاع اجرا کنند. تا کنون دو استراتژی اصلی مورد آزمون قرار گرفته است:

۱) اصلاحاتی در اقتصاد بازار

۲) اصلاحات سیاسی دموکراتیک.

تجربه نشان می دهد که ظاهراً اصلاحات نهادی که اقتصاد بسته را به سوی سرمایه داری می برد بر وضعیت رفاهی زنان تاثیرات مثبت بیشتری دارد تا اصلاحات سیاسی که مشارکت زنان را در تصمیم گیری ها افزایش می دهد. شاخص های قابل سنجش جامعه سرمایه داری یا اقتصاد آزاد؛جامعه ای است متشکل از نهادهایی که از طریق آرای شخصی، مبادلات اختیاری، آزادی در رقابت و حراست از فرد و اموال او توصیف می شوند. چنین جامعه ای نیازمند سیاست های عمومی چون باز کردن بازار، اختیارات دولتی محدود، رشد ثابت نقدینگی، تجارت آزاد و قوانین پر قدرت و یکسان برای همه است.


ادامه مطلب

[ شنبه 24 اردیبهشت 1390  ] [ 1:50 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

.: تعداد کل صفحات :. [ <> [ 10 ] [ 11 ] [ 12 ] [ 13 ] [ 14 ] [ 15 ] [ 16 ] [ 17 ] [ 18 ] [ 19 ] [ > ]