یادداشت های تحلیلی





























http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg
http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

عدالت و اصلاح الگوى مصرف

نامگذارى سال 1388 به عنوان سال «اصلاح الگوى مصرف»، نشانه رويكرد و عزم جدى كشورمان براى تحولات اساسى در حوزه منابع الهى در جهت هدف نهايى نظام يعنى استقرار عدالت است. در اين يادداشت سعى ما بر اين است كه فلسفه اين نامگذارى را در دو حوزه اخلاق و اقتصاد مورد بحث قرار دهيم؛ دو حوزه اى كه مطالعه رابطه آنها مى تواند چهره واقعى بسيارى از روش هاى اقتصادى كه بدون ملاحظات اخلاقى و فرهنگى به كار گرفته مى شوند را نمايان سازد. گرچه ممكن است از ديدگاه اقتصاد مدرن بحث از اخلاق، جايگاهى نداشته باشد اما مهم اين است كه در نظام اقتصادى كشورمان، قوانين اسلامى جايگاه ويژه اى يافته است و ملاحظات اخلاقى كاملاً عجين با روش هاى اقتصادى بوده و نامگذارى سال اصلاح الگوى مصرف مدعاى اين دليل است   . بند ششم اصل 43 قانون اساسى مبنى بر «منع اسراف و تبذير در همه شئون مربوط به اقتصاد، اعم از مصرف، سرمايه گذارى، توليد، توزيع و خدمات» به عنوان يكى از ضوابط مهم پايه اقتصاد كشور براى تأمين استقلال اقتصادى جامعه و ريشه كن كردن فقر و محروميت و برآوردن نيازهاى انسان در جريان رشد، با حفظ آزادگى او (انسان) ذكر شده است و قانونگذار با بيان اين بند در كنار هشت بند ديگر يعنى

http://www.nahad-ut.com/1388/images/stories/slideshow/1.jpg

1 ـ تأمين نيازهاى اساسى

2 ـ تأمين شرايط و امكانات كار براى همه

3 ـ تنظيم برنامه اقتصادى كشور

4 ـ رعايت آزادى انتخاب شغل

5 ـ منع اضرار به غير و انحصار و احتكار و ربا و ديگر معاملات باطل و حرام

6 ـ استفاده از علوم و فنون و تربيت افراد ماهر

7 ـ جلوگيرى از سلطه اقتصادى بيگانه بر اقتصاد كشور


http://www.tuition.com.hk/pics/physics-energy.jpg

8 ـ تأكيد بر افزايش توليدات كشاورزى، دامى و صنعتى» برآن بوده است كه تأثيرگذارى جلوگيرى از اسراف را بيان نمايد زيرا هم به لحاظ شرعى و هم از نظر تئورى هاى پيشرفته، انسان كنونى به اين نتيجه رسيده است كه مصرف گرايى حاكم بر زندگى انسان امروز علاوه بر اينكه انسان را از چارچوب هاى اقتصاد معيشتى دور ساخته، عرصه هايى را مقابل او گشوده است كه فضاى تقابل انسان را با ارزش هاى انسانى فراهم آورده و به عبارت ديگر انسان در مقابل ما به ازاى خود و هويت خود قرار گرفته است. از اين رو از ديدگاه اقتصاد اسلامى، حتى با حق اينكه هر فردى با جهت گيرى هاى مثبت و موافق اسلام توانسته شرايط مكتسبه اى را براى خود فراهم آورد اما حق ندارد كه آن را معدوم كرده يا در جهت نامشروع مصرف نمايد . چرا كه اسراف و تبذير و هرگونه استفاده نامشروع از اموال، ممنوع است و اين موضوع از آن زمينه ناشى مى شود كه منشأ افعال انسان، خداوند متعال است و انسان قائم به ذات نيست و مخلوقى است كه به اذن خداوند متعال، حق تصرف در اموال تحت مالكيت خود را دارد و به لحاظ عقلى حتى اگر انسان، رأساً توانايى خلق اموال و محصولات خود را دارا بود نيز حق اسراف و تبذير را نداشت . همچنين در تعاليم اسلامى بر اين نكته تأكيد شده است كه انسان نبايد عمر و مال خود را صرف خيالات باطل و شيطانى نمايد زيرا مُبذِّران و مُسرفان، برادران شيطانند و شيطان است كه سخت كفران نعمت پروردگار خود را كرد. (سوره مباركه اسراء ـ آيه شريفه 27) و از اين منظر، نعمت، به چيزى اطلاق مى شود كه انسان را براى نيل به سعادت يارى رسانده و مسير زندگى را هموار سازد و ضمن فراهم آوردن موجبات آسايش و آرامش، موانع و مشكلات را از پيش پاى آدمى بردارد. زيرا گام نهادن انسان در اين مسير، همانا رنگ خدايى يافتن و تشكر از خالق يكتا، آدمى را در شمار پويندگان واقعى قرار مى دهد . بدين جهت پروردگار متعال در سوره مباركه ابراهيم آيه شريفه ?? مى فرمايد: وَ إِن تَعدُّوا نَعمتَ اللهِ لاتُحصُوها يعنى اگر نعمت هاى بى شمار خداوند را بخواهيد بشماريد، هرگز حساب آن نتوانيد كرد. بنابراين در فرهنگ اسلامى ارائه يك برنامه عادلانه و جلوگيرى از اسراف به عنوان مبناى صحيحى از شكرگزارى در مقابل پروردگار متعال به حساب مى آيد و هر انسانى مكلف است خود را از مظاهر اسراف و تبذير دور كند

http://frw.org.ir/files/moreha/eslah-b.jpg

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مى فرمايد: نشانه مسرف چهار چيز است :

1- باليدن به باطل

2- خوراك آنچه در خور او نيست

3- بى رغبتى به كار خير

4- انكار هر كه سودش نرساند (تحف العقول) و اميرالمؤمنين على عليه السلام نيز تصريح مى كند: تدبير با كفاف روزى، بهتر است از بسيار با اسراف.(تحف العقول ( و فرهنگ مصرف در اسلام مبتنى بر رعايت اعتدال و دورى از اسراف است زيرا اسراف، انسان را از خط انصاف دور مى كند و زمينه هاى بى ميلى به كار خير و جانبدارى از ظالمان را فراهم مى آورد. از اين رو در جامعه مصرف گرا كه نمونه اى از جامعه اسراف زده است و مانور تجمل و مصرف در آن رواج دارد شاهد تبعيض ها و نابرابرى هايى هستيم كه افراد برخوردار، بدون توجه به آسيب هايى كه به طبقات ديگر وارد مى كنند منشأ و الگوى ترويج ظلم هايى هستند كه ديگران را حريص به «منكر» مى نمايند و اين موضوع نشان مى دهد كه مصرف زدگى و اسراف علاوه بر تبعات اقتصادى، پيامدهاى منفى فرهنگى را نيز به همراه دارد. در جامعه مصرف گرا «خريد كالا» به عنوان يك ارزش تلقى مى شود و هر كه خريدهاى بيشتر و متنوع ترى داشته باشد، الگو قرار گرفته و گرامى داشته مى شود و البته در جوامع پيشرفته مصرف زده، مصرف گرايى «يك فعاليت اصلى اجتماعى» به شمار مى آيد. براى خريد و مصرف وقت بسيار و انرژى و پول و نوآورى هاى فنى صرف مى شود و حتى از اينكه راهكارهاى پيشرفته ترى براى مصرف گرايى خلق شود، مطالعات بسيارى صورت مى گيرد زيرا در جامعه مصرف زده، خط توليد و توزيع مى بايست مبتنى بر مصرف بيشتر، فعاليت كند . در جامعه مصرف گرا، هر كه پول بيشترى دارد، افزون تر خرج مى كند و هر كه ندارد بايستى در حسرت هزينه ها بماند و اين مدل مصرف، نشانه آسيب ها و نابرابرى هاى اجتماعى نيز هست. البته در كشورمان تا كنون برنامه هاى مختلفى در جهت توسعه و رشد اقتصادى و اجتماعى ارائه شده كه تأثيرات آن نيز تا كنون در حوزه گسست هاى اجتماعى نمايان شده و اين موضوع، على رغم تأكيدات مكررى است كه از سوى علماو دانشمندان اين عرصه بيان شده است. در بند ششم خط مشى هاى اساسى و رهنمودهاى مقام معظم رهبرى به دولت آقاى هاشمى رفسنجانى جهت تدوين برنامه دوم پنج ساله آمده است:«جهت دادن به كليه فعاليت هاى اجرايى و تبليغى به سمت رشد معنويت و فضيلت اخلاقى در جامعه تعميق و گسترش حساسيت ها و باور دينى، گسترش ارزشهاى انقلابى، حفظ كرامت انسانى، ايجاد نظم و قانون پذيرى و روحيه كار و تلاش و خوداتكايى و قناعت و جلوگيرى از اسراف و مصرف گرايى و پرداختن به زوائد و متأسفانه آنچه تاكنون طراحان برنامه هاى توسعه ارائه كرده اند، نتوانسته است خط مشى يادشده را تحقق بخشد و تأكيد معظم له مبنى بر نامگذارى سال 1388 به عنوان سال اصلاح الگوى مصرف بيانگر اين نكته مهم است كه اعلام يك سرى خطوط تئوريك در برنامه هاى توسعه، صرفاً متضمن اجراى آنها در راستاى تحقق عدالت به معناى جلوگيرى از ترويج مصرف زدگى نيست و آنچه تاكنون تحت عنوان مانور تجمل از سوى برخى داعيه داران كار و اعتدال و سازندگى و اصلاحات صورت گرفته، ابتناى بر تأكيدات اسلام نداشته و راهبردهاى كشور را تأمين نمى كند. چنانچه در چهار دوره رياست جمهورى پس از پايان دفاع مقدس، ملت ما شاهد رشد فزاينده سياست هايى بوده اند كه تبليغات مصرف گرايى در رسانه هاى بزرگ و در و ديوار شهرها و بدنه اتوبوسها و تغيير ذائقه ها از قناعت به مصرف و از مصرف به اسراف، تبلور اين سياست ها به شمار مى آيد . همين روند نيز قبلاً در جوامع غربى تجربه شده است. گسترش زندگى شهرنشينى و دورى از زندگى روستايى مبتنى بر توليد، زمينه مصرف گرايى را به عنوان يك روش رسمى زندگى فراهم آورد و ظهور طبقه متوسط و بالا، تأسيس فروشگاه هاى بزرگ كه انبوهى از كالاهاى غيرضرورى و لوكس را در خود جاى داده بود و ترويج شعار « تا مى توانى بخر و هرچه بيشتر مصرف كن» اين روند را تشديد كرده و «مسابقه مصرف» يك پرستيژ به شمار آمد و با اين وصف، اين زنجيره ويرانگر توسط تبليغات كالاها در وسايل ارتباط جمعى تكميل شد و دو نوع ابزار مصرف گرايى يعنى حراج كالاها و اشاعه كارت هاى اعتبارى به كمك اين روند آمد و مردم در فروشگاه ها و حراجى هاى بزرگ در معرض كالاهاى متنوع و احساس نيازهاى كاذب قرار گرفتند. مشترى، جنسى را كه در حراجى مى بيند، احساس مى كند كه نياز دارد و از طرف ديگر مشترى بايستى احساس كند كه هميشه پول براى خريدكردن دارد و از اينجا موضوع كارت هاى اعتبارى شكل گرفت (در ايران قبل از ظهور كارت هاى اعتبارى، تبليغ فروش كالا از طريق چك هاى كارمندى بسيار شايع شده بود) درحالى كه تعداد قابل توجهى از كالاهاى خريدارى شده از فروشگاه هاى بزرگ يا حراجى ها در خانه ها مصرف نمى شوند و با وجود آپارتمان هاى كوچك و عدم توانايى نگهدارى كالاهاى بلامصرف، چرخه مصرف گرايى با ظهور كارخانه هاى بازيافت و افراد دوره گردى كه كالاهاى دست دوم را مى خرند به گردش درآمده و اين داستان، بار ديگر از ابتدا تكرار مى شود و ما ناخواسته مدلى از سرمايه دارى را تجربه مى كنيم كه به قول ماكس وبر، جامعه شناس غربى، مبتنى بر توليد بيشتر، فروش بيشتر، سرمايه گذارى بيشتر و مجدداً توليد بيشتر است. اين فاجعه، هنگامى گسترش مى يابد كه بدانيم پديده چند شغلى كارمندان در ايران از رهگذار فرهنگ مصرف گرايى شكل گرفته است، زيرا اغلب حقوق بگيران، ناتوان از ادامه اين مسابقه اند و براى باقى ماندن در اين چرخه مى بايست كار و تلاش بيشترى را از خود به نمايش بگذارند (البته پرداختن به پيامدهاى روانى مصرف زدگى و پديده چندشغلى و استرس هاى ناشى از آن در حوصله اين بحث نمى گنجد، اما ناگفته نماند كه تحقيقات نشان داده است چندشغلى ها نمى توانند به خوبى از عهده وظايف خود برآيند و موضوع مصرف زدگى از اين زاويه نيز آسيب هاى ديگرى را در پى دارد . )   ممكن است برخى از افراد و دست اندركاران مدعى شوند كه طى برنامه هاى توسعه و در دولت هاى قبلى طرح هايى را براى اصلاح الگوى مصرف ارائه داده اند، اما شواهد موجود و تأكيد مقام معظم رهبرى در سال 88 گوياى فقدان تأثير اين طرح ها و به عبارت بهتر ناكافى بودن اقدامات انجام شده است. مطمئناً برنامه ها و طرح هايى مى بايست در اين زمينه مورد عنايت قرار گيرد كه بتواند همه طبقات جامعه اعم از برخوردار و فقير را به يك الگوى واحد مصرف نزديك كند تا نمونه عينى يك روش اجرايى براى استقرار عدالت پديد آيد . از سوى ديگر استفاده از برنامه صحيح براى اجراى الگوى مصرف، نشانه اعتقاد به وجود ملاحظات اخلاقى در فرهنگ مصرف و اقتصاد است و الگوى واقعى، رشد اقتصادى صحيحى را در پى خواهد داشت، همچنان كه اين الگو مى تواند دو وجه اصلى بازار يعنى مصرف كننده و توليد كننده را با يك روش متحد منطبق نمايد و هدف از توليد بيشتر را مصرف بيشتر قرار ندهد و مسلماً اجراى يك الگوى دقيق، نيازمند شجاعت و تدبير خردمندانه اى است كه كشورمان را در جهت كاهش وابستگى در منابع تعريف شده به كشورهاى ديگر قرار مى دهد و آنچه در اين مسير از همه بيشتر تأثيرگذار است، الگويى است كه حضرت امام (رحمت الله علیه) و پيروان راستين آن حضرت به عنوان «ساده زيستى» در زندگى خود پياده كرده اند و در همين راستا مؤثرترين افراد براى اصلاح الگوى مصرف، مسئولين نظام در هر رده اى هستند. همان طور كه مقام معظم رهبرى نيز تأكيد كرده اند بايد مسئولان كشور راه صرفه جويى و مقابله با اسراف را به مردم ياد بدهند. خود مسئولان دولتى هم بايد اسراف نكنند. اسراف مسئولان دولتى از اسراف مردم عادى مضرتر است، زيرا كه اسراف در بيت المال است . در اينجا بايستى سخنى از حضرت على عليه السلام را يادآور شويم كه خطاب به كارگزاران خود مى فرمود: «نوك قلم هايتان را نازك كنيد كه مركب بيت المال كمتر مصرف شود.» و در جاى ديگر: «هرگاه به اصلاح نفس خود راغب بودى، بر تو باد كه اقتصاد و قناعت و پرهيزكارى را پيشه كنى.» چرا كه قطعاً اسلام نه با اسراف (خروج از خط اعتدال) موافق است و نه تبذير (تضييع مال) را براى تدبير زندگى مناسب مى داند. آيا عقلانى است در كشورى كه مى خواهد روى پاى خودش باقى بماند مطابق برخى آمارها سالانه بيش از چند ميليون تن نان ضايع شود يا سرانه مصرف آب بيشتر از همه كشورها باشد قطعاً جلوگيرى از اتلاف منابع انرژى كه مصرف آن در ايران چند برابر متوسط جهانى است يكى از راه هاى دستيابى به شكوفايى اقتصادى در هر كشورى است ولى چرا تاكنون اقدامات جدى و مؤثر در جريان برنامه هاى اجرايى صورت نگرفته بودند چرا سهميه بندى و اصلاح الگوى مصرف بنزين كه توسط دولت نهم به اجرا درآمد دولتمردان قبلى اجراى آن را به مصلحت نمى ديدند. چرا طرح هدفمند كردن يارانه ها به مذبح مصلحت سپرده شد آيا مصلحتى بالاتر از اين وجود دارد كه سرمايه هاى اصلى كشور در معرض نابودى قرار دارند و متأسفانه از كلمه «مصلحت» تاكنون برداشت هاى نادرستى شده است كه گويى عده اى نان خود را فقط از اين راه درمى آورند و به تعبيری «هميشه مصلحت، روپوش دروغين زيبايى بوده است تا دشمنان حقيقت، حقيقت را درونش مدفون كنند (زيرا) مصلحت، هميشه مونتاژ دين و دنيا بوده است . و تشيع مصلحت، نابودكننده تشيع حقيقت است (مجموعه آثار، مسئوليت شيعه بودن) و مطمئناً نامگذارى سال 88 به عنوان اصلاح الگوى مصرف، تدبيرى شجاعانه براى شكستن تابوى مصلحت هايى است كه همواره مانع از پيشرفت كشورمان شده اند . اگر مجلس شوراى اسلامى راه اجراى طرح تحول اقتصادى دولت را مسدود كرد اما مقام معظم رهبرى با اين نامگذارى، فراخوانى عمومى و مردمى را براى اين مسير برگزيدند و راه تحول و اصلاح را باز كردند . از اين رو نبايد بيش از اين، فرصت ها را از دست بدهيم و با تلاش مستمر و برنامه هاى مؤثر و عملى و آموزش هاى كارآمد و با استفاده از رسانه هاى بزرگ مى بايست سازوكار مصرف در كشورمان را به گونه اى طراحى كنيم كه ابتدا فرد و بخصوص كودكان در معرض اين الگوها قرار گيرند و با برنامه ريزى صحيح در حوزه تبليغات كلان و رسانه اى و نظارت بر كالاهاى وارداتى و فروشگاه هاى بزرگ و نيز جلوگيرى از توليدات غيراستاندارد و مصرفى مانع از تضييع سرمايه هاى گرانقدر كشورمان شويم

http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم


 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در جمعه 30 بهمن 1388  ساعت 2:13 PM
نظرات 0 | لينک مطلب



 

 

http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg
واقعاً چه اسرافی از این بدتراست و کدام کشور با منابع خود چنین می‌کند که ما می‌کنیم
http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg


سالهایی بس دراز است که آمارهای ضایعات وحشتناک نان منتشر می شود و همگان، کارشناسان و مردم و مسئولان، اظهار تأسف می‌کنند اما هیچ کار عملی و اجرایی جدی انجام نشده و هرچه بوده حرف بوده است و حرف و افتتاح نمادین یک واحد نانوایی صنعتی ! رفتار مسرفانه و نابود کردن منابع گرانقدر سالهاست که چنان در تار و پود جامعه ایران رسوخ و نسوج یافته است که مقام رهبری را برآن داشت که خود وارد عرصه شوند و نسبت به تداوم آن هشدار دهند . اینک دیگر باید صادقانه بپذیریم که نه دولت فعلی و نه دولتهای پیشین، نه رسانه ملی و نه سایر رسانه‌ها، نه آموزش و پرورش و نه آموزش عالی، نه روشنفکران و نه واعظان طی این سالها نتوانستند در زمینه اصلاح الگوی مصرف و جلوگیری از اسراف و تبذیر فعالیت مؤثر و مثمری داشته باشند . اصلاح الگوی مصرف با شعار میسر نیست. ملتی، به هر دلیل، طی پنج شش دهه گذشته نوعی فرهنگ مصرف آمریکایی توام با تولید جهان سومی به خود گرفته و اینک نیز با درآمد نفتی به ظاهر ناتمام مواجه شده است. در کنار این امر، بی‌برنامگی مسئولان باعث شیوع فرهنگ تبلیغ و مصرف از نوع سرمایه‌داری شده و نهایتاً میزان مصرف به عنوان ملاک و نماد فخر و مکنت و غرور رسمیت یافته است و نیک که بنگریم، می‌بینیم که هیچ برنامه جامع، مشخص و مدونی برای خروج از این وضع اسفبار تهیه و تدوین نشده است و آنچه بوده شعار بوده و حرف . اگر از واقعیت نگریزیم باید بپذیریم که اسراف و زیاده‌روی در مصرف در ایران امروز از شکل یک ناهنجاری خارج شده و در قالب یک < رفتار اجتماعی > درآمده است. اصلاً اینطور نیست که گمان کنیم فقط ثروتمندان و متمکنان مصرف بی‌رویه می‌کنند (اسراف) یا منابع را به هدر می‌دهند (تبذیر) بلکه فقیرترین اقشار جامعه نیز ناخواسته، در حد خود، چنین می‌کنند . ‌ همه ما می‌شناسیم خانواده‌های فقیری که چند سرعائله دارند و هر سال چندین گونی نان خشک تحویل نان خشکی محله می‌دهند! لامپ‌ خانه‌شان را روشن می‌گذارند تا دزد نیاید! یک فرش کهنه مندرس بی‌ارزش را با 2 هزار لیتر آب می‌شویند. بخاری‌شان روشن است و پنجره نیمه‌باز! و ...‌ این وضع از نظر جامعه‌شناختی کاملاً نشان‌دهنده تبدیل یک < ناهنجاری > به یک < رفتار اجتماعی است. رفتاری که عمومی شده، عرف شده و هرگز دیگر کار ناپسندی به نظر نمی‌آید. بلکه خلاف آن، غیرطبیعی می‌نماید! در این وضع اصطلاحاً می‌گویند، این رفتار به شکل یک فرهنگ درآمده است. البته یک رفتار به خودی خود، فرهنگ محسوب نمی‌شود بلکه به صورت جزئی از یک فرهنگ (خرده فرهنگ‌ ( ‌Sub Culture درمی‌آید. تغییر این فرهنگ کار بسیار دشواری است . نیازمند علم و عمل توامان است. کار فرهنگی کردن یعنی، مجموعه‌ای از روش‌های علمی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را با تمام ظرفیت به خدمت گرفتن و لاینقطع و برنامه‌ریزی شده همه روش‌ها را همپای هم پیش بردن برای تغییر یک فرهنگ غلط و جایگزین کردن فرهنگ درست. غلط است اگر بپنداریم کار فرهنگی این است که روزی 100 مرتبه در تلویزیون بگوئیم < مصرف بی رویه، کار خیلی بدیه > و خوشحال باشیم که کار فرهنگی کرده‌ایم غافل از اینکه تکرار بی‌برنامه یک شعار، پس از مدت کوتاهی آن را از حالت یک < معناخارج می‌کند به شکل یک < صوت > در‌می‌آید و گوش نسبت به آن حساسیتش را از دست می‌دهد. ضمن اینکه تا زمانی که افراد بدانند که مصرف برایشان هزینه سنگینی ندارد و نباید جوابگو باشند، لذت مصرف کردن را به خاطر منافعی بلند مدت و دوردست، از دست نمی‌دهند . غلط است اگر گمان کنیم اگر در 13 روز نوروز در گوشه چپ یا راست تلویزیون بنویسیم < اصلاح الگوی مصرف > و از روز چهاردهم هم در بر همان پاشنه بگردد و در همین ایام نوروز زیر آرم < اصلاح الگوی مصرف > صدها آگهی تبلیغاتی مصرفی پخش کنیم کار فرهنگی کرده‌ایم کار فرهنگی فرایندی پیچیده است و ماهیتی کاملاً متفاوت و متمایز از شعار و دیوارنویسی دارد. کار فرهنگی یعنی مجموعه عملیاتی که ابتدا توسط متفکران تهیه و نگاشته شود و آنگاه توسط همه نهادهای اجرایی، فرهنگی، آموزشی و قضایی کشور در دوره زمانی مشخص و تعریف شده‌ای اجرا شود به طوری که پس از آن هر فرد، با همه وجود حس کند که ضایع کردن منابع و دور ریختن آن، بواقع عملی به غایت زشت و شرم‌آور است در غیر این صورت تا زمانی که هزینه شستشوی خودرو

http://mahmoudzadeh.persiangig.com/4.JPG

یا فرش با آب تصفیه‌شده، ارزان تر از هزینه کارواش و قالیشویی درآید و فرهنگی هم ساخته نشده باشد، در بر همین پاشنه خواهد چرخید

http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم


 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در جمعه 30 بهمن 1388  ساعت 8:48 AM
نظرات 0 | لينک مطلب



 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84%20%D8%B2%DB%8C%D8%B1%20%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87.gif



http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg

http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

فضيلت ميانه روي

در مقابل، هرگونه رفتار   ميانه روي و مقتصدانه مورد تشويق قرارگرفته و با سخنان زيبا ستوده شده   است. از جمله واژگاني كه   اعتدال و ميانه روي را تاييد و تشويق مي كند، واژه مقدر است كه در روايات   به معناي اقتصاد و ميانه روي به كار رفته است. مقدر در حقيقت ميانه رو و   كسي است كه آينده نگري مي كند و تمام آنچه را كه به دست آورده انفاق و   هزينه نمي كند، بلكه مقداري از آن را براي زمان حاجت نگه مي دارد. اين   واژه در كاربردهاي روايي معناي ايجابي و مثبت محض داشته و به معناي اعتدال   و ميانه روي در حوزه اقتصادي است. اميرمومنان در بيان معيار و ملاك اقتصادي به تبيين مصرف درست   و مناسب اشاره مي كند و مي فرمايد: كن سمحا و لا تكن مبذرا و كن مقدرا و   لا تكن مقترا؛ يعني بخشنده باش ولي نه به حد اسراف و ميانه رو باش و سخت   گير مباش در آيات قرآني براي بيان مفهوم   اعتدال و ميانه روي در مصرف، واژه قوام به كار رفته است. قرآن بيان مي كند   كه مومن و نيز امت اسلامي، امتي است كه بر اعتدال و قوام مي باشد. از جمله   اين آيات مي توان به آيه 34و 135 سوره نساء و نيز آيه 8 سوره مائده و 67   سوره فرقان اشاره كرد. خداوند در آيه اخير مي فرمايد: و الذين اذا انفقوا   لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواما؛ و آنان كه چون هزينه مي كنند   اسراف نمي كنند و خست نمي ورزند بلكه ميان اين دو، راه اعتدال را برمي   گزينند . از حضرت امام صادق (ع) در تفسير مفهوم اين آيه، روايت شده كه   آن حضرت(ع) نخست مشتي سنگريزه از زمين برداشت و محكم در دست گرفت و فرمود : اين همان اقتدار و سخت گيري است. سپس مشت ديگري برداشت و چنان دست خود را   گشود كه همه آن به روي زمين ريخت و فرمود: اين اسراف است. بار سوم مشت   ديگري برداشت و كمي دست خود را گشود به گونه اي كه مقداري فرو ريخت و   مقداري در دستش باقي ماند و فرمود اين همان قوام است

http://up.iranblog.ir/6/1264329142.jpg

آسيب شناسي مصرف

سال 88 سال اصلاح الگوي مصرف نامگذاري شده و اكنون در فصل سوم سال   قرار داريم كه ارزيابي توفيق در اين مبحث امري ارزشمند مي باشد و بايد گفت   موضوع توليد و نگهداري حمل و نقل و توزيع و مصرف چند امر اساسي و كليدي مي   باشد و بايد مورد توجه قرار گيرند. عدم توجه به اين موضوعات و يا توجه به   برخي و ناديده گرفتن برخي ديگر آثار منفي از جهت اقتصادي اجتماعي سياسي و   حتي اعتقادي و فرهنگي خواهد داشت . اراده فرد فرد ما و توانائي اجرائي و   حركت در جهت اصلاح الگوي مصرف شاخصي براي ارزيابي خود و جامعه مي باشد .2 ـ در فرهنگ اسلام و فقه شيعه به موضوع مصرف توجه اساسي شده و در كتاب   وحي خداوندي مي خوانيم « و كلوا واشرابواولاتسر فوا انه لايحب المسرفين » . بايد در همه تصرفات روزمره زندگي از اسراف به شدت پرهيز و حد و اندازه   را رعايت نمود زيرا خداوند مسرفان را بي شك دوست ندارد و در جاي ديگر   خداوند فرموده « و ان المسرفين هم اصحاب النار » . زياده روي در مصرف دوزخ   را به همراه دارد . در قرآن مجيد واژه « اسراف » 23 مورد آمده است كه توجه   به محتواي اين موارد نشان مي دهد كه اسراف در عقائد و اعمال پرداخت حقوق   مالي و تصرفات روزانه مسائل زيربنائي و عوامل اسراف نمونه هاي اسراف در   تاريخ گذشته و دولتها و حكومتها و امت ها را بايد مورد بررسي علمي عقلي و   عقيدتي قرار دهيم .

3 ـ در سيره و زندگي امامان شيعه از جمله امام هشتم حضرت رضا عليه السلام   آمده كه حضرت روزي ديدند بنده خدايي نصف يك گلابي را گاز زده و خورده و   نصف ديگر را دور انداخته است . حضرت فرمود « سبحان الله ان كنتم استغنيتم   فان اناسا كانوايحتاجون اليها » پناه بر خدا اگر به همه گلابي نياز نداري   هستند افرادي كه به نيم ديگر احتياج دارند به آنها بخوران . وقتي امام در مورد مصرف يك گلابي اين گونه نقد و انتقاد دارد در مسائل مهم   چون كالاي سرمايه اي و كالاي اساسي چون آب و انرژي و سوخت و دارو و كاغذ   مسكن و ماشين چگونه خواهد بود. امام علي عليه السلام در بخشنامه اي دستور   داد « ادقوااقلامكم و قاربوا بين سطوركم و احذفواعني فضول الكلام فان   اموال المسلمين لا تحتمل الاضرار » نوك قلم ها را تيز نمائيد و فاصله   سطرها را كم كنيد و از آوردن كلمات زياد خودداري نمائيد كه اموال مسلمانان   توان ضرر زدن ندارد. اين سخن امام و رهبري است كه حدود پنج سال زعامت   جامعه اسلامي را عهده دار بود

http://up.iranblog.ir/6/1264357694.jpg

4 ـ سيره امام خميني رحمه الله عليه و رهبر معظم انقلاب اسلامي و همه   مردان الهي بر اين بوده و هست كه در مصرف هر چيزي به اندازه نياز و حتي   كمتر آن عمل كنند و ساده زيست و حداقلي باشند. نوشته اند امام خميني آخر   شب حتي يك لامپ روشن اضافي را خاموش مي كرد نصف آب ليوان نوشيدني را دور   نمي ريخت و براي مصرف كار ديگري حفظ مي كرد در مورد اندازه خريد روزانه   خانه دقيق بود و حساب و كتاب داشت و عتاب و خطاب مي كرد .

5 ـ در نظام جمهوري اسلامي ايران و جمعيت 70 ميليوني آن موضوع مصرف بي   حساب و كتاب است . از مصرف انرژي و سوخت تا آب و دارو و كاغذ از نان و   برنج و شكر و چاي تا پوشاك و فضاي مسكوني و ميوه كه هر كدام گاهي چند   برابر مصرف استاندارد جهاني مي باشد. تداوم اين روش ضايع كردن سرمايه كشور   و بوجود آوردن نياز كاذب خروج سرمايه از كشور و واردات غير ضرور به داخل   آلودگي هوا در كلان شهرها و ايجاد بيكاري و بيماري مي باشد. هيچ عاقل و   عالم و عارفي چنين وضعيتي را پذيرا نيست و مي بايست براي اصلاح مصرف   انديشه اي بشود . براي همين ضرورت بود كه سال 88 سال اصلاح الگوي مصرف   نامگذاري شد و در نيمه دوم سال سئوال شد چه كرديم و به كجا رسيديم

http://up.iranblog.ir/6/1264336634.gif

6 ـ براي نهادينه كردن موضوع مصرف كار فرهنگي و عقيدتي لازم است يعني از   طريق علم و عقيده نيازها را مشخص كرد و مصرف استاندارد را اعلام نمود و   زمينه اجراي اين موارد را فراهم ساخت بر اجرا نظارت نمود و تشويق و تنبيه   را اعمال كرد. دادن آمار و ارقام مصرف در كشور و مقايسه آن با ديگر كشورها   امري ضروري مي باشد. نشان دادن موارد مستند ضايعات و اتلاف منابع از هر   نمونه (آب برق سوخت كالاي اساسي كاغذ و دارو) كاري مفيد خواهد بود. بازگو   كردن نمونه هاي بازيافتي كاغذ باطله روغن سوخته فاضلاب آهن آلات قراضه   ورقهاي راديولوژي و... در كشورهاي موفق از جهت اقتصادي امري سودمند مي   باشد. بيان احكام الهي در مورد اسراف از جهت حرمت و گناه بودن و عذاب الهي   ضرورت دارد. آوردن استانداردها در مصرف چون « الوضو بحد والغسل بصاع » براي وضو يك ليتر و براي غسل سه ليتر و خوردن غذا « كل و انت تشتهي وامسك   وانت تشتهي » با اشتها غذا را شروع كن و با احساس نياز امساك نما و اعمال   رهنمود امام هشتم « لو ان الناس قصدوا في المطعم لاستقامت ابدانهم » اعتدال و ميانه روي در اندازه غذا سلامت و كارآمدي جسم را بدنبال خود دارد .

7 ـ بايد كار اصلاح مصرف را از نقطه اي آغاز كرد از درون خانه شروع كنيم   سماور را از آغاز صبح روي اتوماتيك نگذاريم روي شمعك گاز نگذاريم يخچال را   در فصول سال از نظر درجه تنظيم كنيم دريچه كولر را در پائيز و زمستان   ببنديم هنگام سفر گاز و گرما را خاموش كنيم روشنائي را به مقدار نياز   داشته باشيم بجاي باز كردن پنجره اطاق درجه حرارت را كاهش دهيم غذا را به   اندازه پخت كنيم نان به اندازه بخريم در نگهداري كالا دقت داشته باشيم در   خريد ميوه و هر كاري ديگر اندازه داشته باشيم . بعد از عمل كردن خود به   ديگران توصيه كنيم راهنما و آموزگار باشيم از فوائد صرفه جوئي بگوئيم و از   تكليف شرعي و اجتماعي بگوئيم تا برسد به رسانه ها و تريبونها و جامعه   ميليوني

http://up.iranblog.ir/6/1264339496.jpg

نتيجه گيري :  

از آموزه   هاي وحياني قرآن و سنت و سيره معصومان(ع) برمي آيد هرگونه خروج از حدود   اعتدال و ميانه روي و گرايش به دو سوي افراط و تفريط در مصرف به معناي   خروج از صراط مستقيم دست يابي به كمال و تقرب الي الله است. از اين رو، در   تبيين معيار الگوهاي صحيح و مناسب مصرف بايد به گونه اي انديشه شود كه به   دور از هرگونه گرايش به سوي اسراف و تبذير يا بخل و خساست باشد. برنامه   ريزان و مديران در همه سطوح عالي و مياني تصميم گيري و تصميم سازي و   اجرايي مي بايست به اين ملاك ها و معيارهاي درست مصرف توجه كرده و از   گرايش به افراط و تفريط پرهيز نمايند. تبيين الگوي صحيح، زماني شدني است   كه شناخت كاملي نسبت به اين مسايل پديد آيد. پس از تبيين الگوي صحيح مصرف   است كه مي توان دست به اصلاحات در الگوهاي مصرف زد و به سوي اهداف تمدن   اسلامي در جهان معاصر حركت كرد

http://www.bergoiata.org/fe/fleurs02/DOT_Flowers_A_11.jpg

http://www.dl.p30island.com/Power2009/saeed/book.gif

فرمت: جاوا

 

  دانلود   - با حجم 200کیلوبایت

 

  کپی برداری تنها با ذکر منبع مجاز است.

 


 

لطفا مقاله های جامع (یکی 80صفحه ودیگری100صفحه وديگري 35وديگري20 صفحه

) زير را كه به مناسبت سال اصلاح الگوي مصرف تهيه شده وبصورت پي دي اف ميباشد را دانلود كرده ومطالعه بفرمائيد

الگوي غذاي كودك

http://www.mjotehran.ir/farsi/images/stories/news/sssssssssss.jpg

اصلاح الگوي مصرف


.pdf

الگوي مصرف.

 


جوانان والگو.pdf


http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/charkh.gif مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم



 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در شنبه 10 بهمن 1388  ساعت 10:49 PM
نظرات 0 | لينک مطلب



 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84%20%D8%B2%DB%8C%D8%B1%20%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87.gif



http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg

http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

ماجراي ثعلبه، عبرتي براي زياده خواهان

خداوند   درباره بخل يعني سوي تفريط اسراف مي فرمايد: فلما آتاهم من فضله بخلوا به   وتولوا و هم معرضون؛ پس چون از فضل خويش به آنان بخشيد، بدان بخل ورزيدند،   و به حال اعراض روي برتافتند. در بيان شان نزول اين آيه   آمده است: در ميان مفسران معروف است كه اين آيات درباره يكي از انصار به   نام «ثعلبه بن حاطب» نازل شده است. او كه مردي فقير بود و مرتب به مسجد   پيامبر(ص) مي آمد، اصرار داشت كه پيامبر دعا كند تا خداوند مال فراواني به   او بدهد!، پيامبر به او فرمود:«قليل تؤدي شكره خير من كثير لا تطيقه » ،   مقدار كمي كه حقش را بتواني ادا كني، بهتر از مقدار زيادي است كه توانايي   اداي حقش را نداشته باشي. آيا بهتر نيست كه تو به پيامبر خدا تاسي جويي و   به زندگي ساده بسازي؟ ولي ثعلبه دست بردار نبود، و سرانجام به پيامبر عرض   كرد به خدايي كه ترا به حق فرستاده سوگند ياد مي كنم، اگر خداوند ثروتي به   من عنايت كند تمام حقوق آن را مي پردازم. پيامبر براي او دعا كرد. چيزي   نگذشت كه پسر عموي ثروتمندي داشت از دنيا رفت و ثروت سرشاري به او رسيد، و   گوسفندي خريد و با زاد و ولد آن چنان زياد شدند كه نگاهداري آنها در مدينه   ممكن نبود، ناچار به آباديهاي اطرف مدينه روي آورد و آن چنان مشغول زندگي   مادي شد كه در جماعت و حتي نماز جمعه نيز شركت نمي كرد . پس از مدتي   پيامبر مامور جمع آوري زكات را نزد او فرستاد، تا زكات اموال او را بگيرد،   ولي اين مرد كم ظرفيت و تازه به نوا رسيده و بخيل، از پرداخت حق الهي   خودداري كرد و نه تنها خودداري كرد، بلكه به اصل تشريع اين حكم نيز اعتراض   نمود و گفت: اين حكم برادر «جزيه» است يعني ما مسلمان شده ايم كه از   پرداخت جزيه معاف باشيم و با پرداخت زكات، چه فرقي ميان ما و غير مسلمانان   باقي مي ماند؟ ! دنيا پرستي اجازه بيان حقيقت و اظهار حق به او نميداد،   بهر حال هنگامي كه پيامبر سخن او را شنيد فرمود: واي بر ثعلبه اي و اي بر   ثعلبه! و در اين هنگام آيات فوق نازل شد . انسان بخيل نه خود مي خورد و   نه ديگري، بلكه آن را گنديده مي كند و در نهايت دورريز مي شود و به اصطلاح   سگ خور مي كند. از اين رو، خداوند كساني كه نعمت هاي الهي را انباشت مي   كنند و با تكاثر و كنز كردن آن اجازه بهره برداري و مصرف درست و مناسب آن   را نمي دهند، سرزنش مي كند و درباره بخيلان مي فرمايد: و لا يحسبن الذين   يبخلون بما اتاهم الله من فضله هو خيرا لهم بل هو شر لهم سيطوقون ما بخلوا   به يوم القيامه ولله ميراث السماوات و الارض و الله بما تعملون خبير؛ آنان   كه در نعمتي كه خدا به آنها عطا كرده است بخل مي ورزند، مپندارند كه در   بخل ورزيدن برايشان خير است نه، شر است در روز قيامت آنچه را كه در   بخشيدنش بخل مي ورزيدند، چون طوقي به گردنشان خواهند آويخت، و از آن خداست   ميراث آسمانها و زمين و او به هر كاري كه مي كنيد آگاه است آيات بسيار ديگري در اين باره وارد شده كه مي توان به آيه 37 سوره   نساء و 69 و 76 سوره توبه و 38 سوره محمد(ص) و 24 سوره حديد اشاره كرد كه   در آن رفتار تفريطي بخيلان نسبت به مصرف نادرست مال و انباشته كردن آن،   مورد سرزنش قرارگرفته است .  


http://www.bergoiata.org/fe/fleurs02/DOT_Flowers_A_11.jpg

http://www.dl.p30island.com/Power2009/saeed/book.gif

فرمت: جاوا

 

  دانلود   - با حجم 200کیلوبایت

 

  کپی برداری تنها با ذکر منبع مجاز است.

 


 

لطفا مقاله های جامع (یکی 80صفحه ودیگری100صفحه وديگري 35وديگري20 صفحه

) زير را كه به مناسبت سال اصلاح الگوي مصرف تهيه شده وبصورت پي دي اف ميباشد را دانلود كرده ومطالعه بفرمائيد

الگوي غذاي كودك

http://www.mjotehran.ir/farsi/images/stories/news/sssssssssss.jpg

اصلاح الگوي مصرف


.pdf

الگوي مصرف.

 


جوانان والگو.pdf


http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/charkh.gif مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم



 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در جمعه 9 بهمن 1388  ساعت 10:48 PM
نظرات 0 | لينک مطلب



 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84%20%D8%B2%DB%8C%D8%B1%20%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87.gif



http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg

http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

اسراف –تبذير-اصلاح الگوي مصرف

به   نظر مي‌رسد اولين و مهم‌ترين اقدام ضروري براي اهتمام به اصلاح الگوي   مصرف، اما تبديل اين مشترك لفظي به يك مشترك معنايي و ارائه يك تبيين درست   از موضوع است؛ چراكه در پرتو يك درك جامع و مشترك، امكان تاثيرپذيري   بيشتري بر اين مهم ميسر خواهد شد . اساسا اصلاح الگوي مصرف را بايد از ابعادي چندجانبه نگريست. مفهوم اصلاح   الگوي مصرف، مصاديق مصرف نادرست و ريشه‌هاي مصرف‌گرايي از جمله اين ابعاد   هستند. چگونگي شيوه‌هاي مصرف و شاكله اصلي آنها در اقتصاد اجتماعي مردم   ايران بيانگر اين واقعيت است كه ما جامعه‌اي مصرفي هستيم، در حالي كه   دياگرام مصرف ما به هيچ وجه با توليد ملي‌مان متناسب نيست و اين شكاف ميان   مصرف و توليد از طريق درآمدهاي نفتي پر مي‌شود و به همين سبب از خيل عظيمي   از تصميمات و سياست‌هاي عقلاني كه در غياب نفت مي‌بايست گرفته مي‌شد،   مغفول مانده‌ايم . اساسا اصلاح الگوي مصرف را بايد از ابعادي چندجانبه نگريست. مفهوم اصلاح   الگوي مصرف، مصاديق مصرف نادرست و ريشه‌هاي مصرف‌گرايي از جمله اين ابعاد   هستند. چگونگي شيوه‌هاي مصرف و شاكله اصلي آنها در اقتصاد اجتماعي مردم   ايران بيانگر اين واقعيت است كه ما جامعه‌اي مصرفي هستيم، در حالي كه   دياگرام مصرف ما به هيچ وجه با توليد ملي‌مان متناسب نيست و اين شكاف ميان   مصرف و توليد از طريق درآمدهاي نفتي پر مي‌شود و به همين سبب از خيل عظيمي   از تصميمات و سياست‌هاي عقلاني كه در غياب نفت مي‌بايست گرفته مي‌شد،   مغفول مانده‌ايم

http://up.iranblog.ir/6/1264336634.gif

الف)‌ بررسي مفهومي و تئوريك اصلاح الگوي مصرف  

اصلاح   الگوي مصرف عبارت است از نهادينه كردن روش صحيح استفاده از منابع كشور به   قسمي كه سبب ارتقاي شاخص‌هاي زندگي مردم و كاهش هزينه‌ها شده و از اين   منظر زمينه‌اي براي گسترش عدالت عمومي است. از طرفي الزام مصرف بهينه باعث   شده تا علاوه بر پيشرفت علمي ناشي از ارتقاي فناوري در طراحي و ساخت وسايل   و تجهيزات بهينه مطابق با استانداردهاي جهاني، فرصت توزيع مناسب منابع و   پيشرفت در بخش‌هايي كه كمتر مورد توجه قرار داشته نيز فراهم شود . نكته   قابل تامل آن است كه اصلاح مصرف با اصلاح الگوي مصرف تفاوت داشته و نبايد   آن دو را با هم خلط كرد. در ابتدا سخن از كاهش مصرف مردم نيست، چرا كه   اصلاح مصرف، يك مبحث مديريتي است و لذا اصلاح، لزوما به معناي كاهش نيست . حتي در ارتباط با واژه الگو نيز منشأ بسياري از رفتارها به مردم   برنمي‌گردد و نظام مديريتي آنها را ايجاد كرده است . واژه مصرف   مبتني بر نياز و ضرورت است و اگر فرآيند توليد در كنار مصرف نباشد، به   بيراهه رفتن است. يكي از علل رواج مصرف‌گرايي در كشوري چون ايران همانا   سياست‌هاي كشورهاي صنعتي است . از آنجا كه حيات كشورهاي صنعتي به   توليدشان وابسته است، بنابراين با استراتژي‌هايي همچون ايجاد بازارهاي   جديد براي توليدات خود و گسترش بازار مصرف با تبليغات گسترده و پايين   آوردن عمر مفيد محصولات توليدي خود و غيرقابل تعمير كردن آنها كه شاكله   نوين دكترين استعمار كشورهاي در حال توسعه و گذار است، حيات اين كشورها را   به خود وابسته كرده و موجب افزايش مصرف كالاهاي توليدي خود در ميان جوامع   شده‌اند . از عوامل مهم ديگر مصرف‌گرايي، مناطق آزاد هستند. با   اين كه براي تسهيل صادرات ايجاد شده، اما به خاطر نبود بسترسازي كافي به   منظور صادرات، در عمل به مناطقي براي واردات تبديل شده‌اند . كشور   چين با آن جمعيت و گستره سترگ جغرافيايي تنها 3 منطقه آزاد و جمهوري   اسلامي ايران 31 منطقه آزاد دارد و به نوعي از اين لحاظ در دنيا ركورد   زده‌ايم. كنترل نشدن مرزها كه ارتباط مستقيم با مناطق آزاد نيز دارد مشكل   رواج مصرف‌گرايي را مضاعف كرده و تسهيل قاچاق كالاهاي مصرفي به كشور را با   رقمي حدود 10 ميليارد دلار واردات غيرمجاز، ايران را در جايگاه اول دنيا   قرار داده است . سياستگذاري نادرست و به عبارتي نبود سياست و   برنامه در سطوح مديريتي كشور، مصرف نادرست و الگوي نامناسب مصرف در جامعه   را دامن مي‌زند و پارادايم اصلاح الگوي مصرف كه مبتني بر يك انديشه   توسعه‌گراست را در نهايت به ضد خود تبديل مي‌كند .

اصلاح الگوي   مصرف نه از طريق مداخله در تابع مطلوبيت كه با تغيير در محدوديت‌هاي بودجه   از طريق اصلاح قيمت به كف خواهد آمد، چرا كه اين تابع امري دروني و خارج   از دست سياستگذار است و در صورت تاثيرگذاري نيز عملي شدن اين تغيير در گرو   شكسته شدن حريم خصوصي است . يكي از راه‌هاي اصلي اين كه پي ببريم   آيا در رفتارهاي مصرفي، اصلاحي صورت گرفته يا خير، استفاده از معيار   بهره‌وري است. از منظر اقتصادي، اصلاح الگوي مصرف ارتباط ارگانيكي با   بهبود بهره‌وري داشته و حركت به سوي طراحي و اجراي نظام اقتصادي كارآمد با   مولفه‌هاي ايراني ‌ اسلامي از رويكردهاي بلندمدت در اين عرصه است . به   عبارتي، اصلاح الگوي مصرف با بهره‌وري مترادف و حركت به سمت هر كدام   دستيابي به ديگري را دربر دارد. هرگاه بهره‌وري عوامل نيروي كار و سرمايه،   سهم قابل ملاحظه‌اي در توليد ثروت كشور داشته باشند، مي‌توان نتيجه گرفت   كه از پتانسيل‌هاي توليدي اقتصادي كشور استفاده مطلوبي شده و مصرف منابع   نيز در مسير و ميزان بهينه‌اي واقع شده است . در مجموع به نظر   مي‌رسد اولين و مهم‌ترين اقدام ضروري براي اهتمام به اصلاح الگوي مصرف،   اما تبديل اين مشترك لفظي به يك مشترك معنايي و ارائه يك تبيين درست از   موضوع است؛ چراكه در پرتو يك درك جامع و مشترك، امكان تاثيرپذيري بيشتري   بر اين مهم ميسر خواهد شد . تاكيد اين نكته از جانب رهبر معظم   انقلاب كه نيز اشاره‌اي به لزوم ساماندهي تفكري عميق درباره اصلاح الگوي   مصرف در جامعه و در سطوح نهادهاي مسوول بوده كه البته همگان بدان مكلف و   مسوول خواهيم بود

ب)‌ بررسي نقش فرهنگ و ارزش‌هاي فرهنگي در اصلاح الگوي مصرف  

اصلاح،   الگو و مصرف، هرسه واژگاني فرهنگي‌اند و پرداختن به ابعاد اقتصادي، سياسي   و اجتماعي فرآيند اصلاح الگوي مصرف بدون در نظر گرفتن مباني فرهنگي آن، در   واقع آب در هاون كوبيدن است . اين نخستين تلقي اشتباه در سال   جديد بود كه پنداشتند امسال يك سال اقتصادي است. بي‌شك دستگاه‌هاي فرهنگي   كشور درصدر توجه و مخاطب رهبر فرزانه انقلاب بودند؛ چراكه هيچ اصلاح واقعي   در عرض يك سال نهادينه نخواهد شد؛ بلكه به رفتاري روزمره و فصلي تبديل شده   كه البته سطحي، زودگذر و ناپايدار است . همين مساله كه ايشان   مي‌فرمايند 26 دي 1377)‌ خود مهم‌ترين ادله مبني بر نقش پررنگ فرهنگ كه   رابطه‌اي مستقيم با مطالعه دارد، در امور ديگر مملكتي است .

معظم‌له در ادامه همين نكته ناب و خطير به مطالعه گاه 5 ساعتي خود براي يك نماز جمعه در دوران رياست‌جمهوريشان اشاره مي‌كنند . امسال   بايد سال جهش به سمت فرهنگي‌تر شدن جامعه جوان كشور و گسترش كتابخواني و   روزنامه‌خواني و در نهايت جايگزيني كتاب و روزنامه و اقلام فرهنگي در سبد   خريد خانوار باشد . سياستگذاري نادرست و به عبارتي نبود سياست و   برنامه در سطوح مديريتي كشور، مصرف نادرست و الگوي نامناسب مصرف در جامعه   را دامن مي‌زند   كتب، رسانه‌ها و روابط عمومي‌ها هريك نقش و برد   خاصي در افكار عمومي براي فرهنگسازي داشته و بويژه روزنامه‌ها به لحاظ   ماندگاري پوشش خبري گزارشي در موضوع متصف، اثر تعيين‌كننده‌تري دارند . برتاباندن اولويت‌هاي اصلي و به‌روز و راهبردي بخصوص در روند اجراي اصلاح   الگوي مصرف، معطوف به رسانه‌ها بوده كه پل ارتباطي مردم و مسوولانند و   هم‌انديشي و همياري مردم جامعه را نهادينه خواهند كرد . رسانه‌ها   در حوزه كلان نقش مهم‌تري داشته و با مخاطب عام سر و كار دارند حال آن كه   روابط عمومي‌ها با مخاطب خاص روبه‌رو بوده و متناسب با شرايط و اقتضائات   سازمان‌هاي متبوع خود ‌‌بايد هدفگذاري و عمل كنند رسانه‌ها   واقعيات را به ممتاز و غيرممتاز دسته‌بندي كرده و نظام اولويت را به طور   همزمان در آن اعمال مي‌كنند. از آنجا كه رسانه‌ها در همه حال بر افكار و   آراء تاثير گذاشته و واقعيات را در جهات خاص هدايت مي‌كنند، براي مقوله   اصلاح الگوي مصرف در اولويت اول افكار عمومي قرار مي‌گيرند و در تمام طول   سال بايد در صفحات اول و آخر خود و حتي در ويژه‌نامه‌ها، ‌فضايي را به اين   موضوع اختصاص داده تا افراد جامعه با توجه به اين حوزه روز خود را آغاز و   بسامان كنند . اصولا آدمي واقعيات را آن‌گونه كه هست نمي‌بيند،   بلكه آن‌گونه كه زبان مي‌نماياند ديده و درك مي‌كند. در دوران پست مدرن   امروزي كه سرعت، حرف اول را مي‌زند زبان‌هاي انسان‌ها همانا رسانه‌ها   هستند، چرا كه رسانه‌ها استعاره‌ها را ساخته و استعاره‌ها، محتواي   فرهنگ‌ها را مي‌آفرينند. نقش غالب رسانه‌ها در فرهنگ نه فقط به خاطر   بازتاب فرهنگ كه با شركت در فرهنگ‌سازي نيز نمود مي‌يابد . از   يك‌سو، فرآيندهايي هستند كه فرهنگ از آن بيرون آمده و ساخته مي‌شود و از   ديگر سو در صحنه‌اي بازي كرده كه حيات اجتماعي و فرهنگي در آن جريان دائمي   دارد

http://up.iranblog.ir/6/1264357694.jpg

فرهنگ محصول نيروهاي انتزاعي نيست، بلكه شالوده آن بر   نظام‌هاي ملموس عليت است. در الگوي فرهنگ مشترك، فرهنگ خلق شده، تقسيم   گشته، تغيير كرده و در نهايت توسط ارتباطات منتقل مي‌شود، لذا اولويت‌هاي   رسانه اغلب به صورت اولويت‌‌هاي جامعه درآمده و آنچه مورد تاكيد   رسانه‌‌هاست، مورد تاكيد انفرادي و اجتماعي مخاطبان رسانه‌ واقع مي‌شود . روابط   عمومي‌ها اما به لايه‌هاي عميق‌تر و تخصصي‌تر اجتماع وارد شده و براي تحقق   اهداف اصلاح الگوي مصرف ذيل سند چشم‌انداز 20 ساله و برنامه پنجم توسعه   مدل‌سازي كرده و همگام با ديگر نهادها، اصلاح الگوي مصرف را به مصاديق   محسوس، ملموس و اهداف عملياتي كه قابل دستيابي در زمان معين و سنجش‌پذير   باشند، ترجمان كنند . ترديدي نيست كه الگوي مصرف در فرهنگ مصرف   وابسته به 2 عنصر كليدي فرد و جامعه و نيز به روابط متقابل ميان آن دو   است، زيرا روابط و رفتارهاي حاصل از آن ترجمان و تعريف فرهنگ بوده كه با   اصل همبستگي اجتماعي رابطه‌اي دوسويه دارند . خلاقيت در اصلاح   الگوي مصرف، طي طريق سريع پيشرفت و لذا نقطه آغازين تلاش براي تبديل آن به   الگويي براي تمام فصول است. براي كشوري در حال توسعه همچون جمهوري اسلامي   ايران كه افق 1404 آن نزديك است، پويايي و حركت به سمت كمال، رمز رسيدن   است. رسيدن به خودكفايي و صعود پله‌هاي ترقي كه بدون اصلاح الگوي مصرف و   جا افتادن فرهنگ آن در جامعه قياس مع‌الفارق است .

http://up.iranblog.ir/6/1264339496.jpg

ج) بررسي نقش آموزه‌هاي ديني در اصلاح الگوي مصرف  

ارائه   الگوي صحيح و اصلاح الگوي موجود مصرف به معناي حفظ، تقويت، ساماندهي   ظرفيت‌ها و امكانات بي‌پايان كشوري است كه مي‌خواهد در دوره معاصر، تمدن   اسلامي را بازسازي و جامعه نمونه‌اي را براي ارائه به ديگر جوامع معرفي   كند . ارائه الگوي صحيح مصرف به معناي ارائه الگوي مديريت و   نظارت در سرمايه‌ها و منابع ملي و توزيع در عرضه آن نيز هست كه در آياتي   از جمله در داستان حضرت يوسفع، بدان اشاره شده است؛ بنابراين لازم است با   تهيه قوانين و به‌كارگيري درست و اعمال قانون از هرگونه سوءاستفاده در بخش   مديريت (بخصوص مديريت دولتي) جلوگيري شود كه اين خود يكي از منابع مهم   افزايش ثروت و سرمايه ملي براي دستيابي به شكوفايي و پيشرفت اقتصادي است . خداوند   بصراحت در آيه دهم سوره اعراف از تسلط و مالكيت و حكومت انسان بر زمين و   بهره‌مندي وي ازانواع مواهب سخن گفته و از وي خواسته تا با بهره‌گيري درست   و مناسب از اين نعمات و قدرت در مسير كمال و تعالي گام بردارد و سپاس و   شكر عملي و حقيقي را به اين شكل ابراز و اظهار كند . در ضمن از   آنجا كه هرگونه فعاليت و تصرفي در هر يك از بخش‌هاي مربوط به توليد،   مبادله و مصرف در رشد و شكوفايي اقتصادي بسيار موثر است، مساله تبيين   بهترين و كامل‌ترين روش در بخش‌هاي مذكور مورد توجه قرآن و اسلام واقع شده   است

می رسد ته مانده ی بشقاب ها؟

همان گونه كه گناهان دیگر اثرات مادى و معنوى   براى فرد و جامعه به دنبال دارند، اسراف نیز آثار وضعى و   تكلیفى خاص به خود را در پى دارد. شعاع آثار   اسراف نه تنها متوجه شخص مسرف   مى شود بلكه دیگران را هم كه در مقابل این پدیده ی شوم روانى سكوت كرده و نهى   از منكر نمى كنند، فرا مى گیرد . فقر و تنگدستى از عواقب نامطلوب   اسراف است كه گاه دامن گیر شخص و گاهى دامنگیر جامعه مى شود. امام كاظم   علیه السلام مى فرماید : هركس كه در زندگى اعتدال و قناعت را پیشه كند، نعمت بر او باقى مى ماند   و هر كس كه تبذیر و اسراف   كند، نعمت از او گرفته مى شود و فقیر مى گردد . آنگاه كه نعمتها كاهش یابند و روحیه ی خودكفایى و قناعت و صرفه جویى از   جامعه رخت بر بندد و فقر به آدمى روى آورد، به ناچار براى رفع نیازمندى هاى خود   به دیگران وابسته خواهد شد و استقلال و شخصیتش را از دست خواهد داد .

امام صادق علیه السلام مى فرماید :

ان مع الاسراف قله البركه  

همانا اسراف موجب كاهش و   كمبود بركت است .

در یك بررسى كوتاه مى توان به اسراف   كاریهاى بسیارى از مردم جامعه پى برد. میلیاردها تومان   اسراف سالانه مواد غذایى، خارج   شدن هزاران كیلو نان خشك و ضایع شدن خروارها میوه و سبزى و بلااستفاده ماندن   مقادیر زیادى لباس قابل استفاده كه چشم هزاران فقیر و محروم در انتظار یك دست   ازآنهاست، نمایانگر ناسپاسى و كفران نعمت مردم ماست. نگاه كنید : گفته مى شود از هر ده میلیون قرص نان تولید شده روزانه در تهران چیزى حول   و حوش 3 میلیون آن ((دور ریز)) مى شود كه این میزان نان در واقع نابود مى شود . اگر وزن متوسط انواع نانهاى سنگین و سبك متفاوت را 150 گرم فرض كنیم در این   صورت در تهران با فرض ده میلیون نان تولید شده در روز، در حدود چهارصدوپنجاه تن   نان خواهیم داشت كه از كانال مصرف خانوار خارج مى گردد و به عنوان ضایعات، صرف   مصارف دست دوم و سوم مثل خوراك دام و طیور مى رسد كه آن هم براى دام بدون اشكال   بهداشتى نیستبا این مبالغ هنگفت مى توان سالانه هزاران مدرسه ساخت،   هزاران درمانگاه تجهیز نمود و بیماران بسیارى را درمان كرد . نقل شده است كه امام صادق (ع) روزى نگاهش به میوه اى كه به طور كامل خورده   نشده و از خانه آن حضرت به بیرون پرتاب شده بود، افتاد . آنگاه خشمگین شد و (با عتاب) فرمود: این چیست؟ اگر شما سیر شده اید، بسیارى   از مردم سیر نشده اند (و گرسنه هستند) آن را به كسى بدهید كه نیازمند آن است . چرا غذا را بیش از نیاز پخت مى كنیم؟ چرا در مصرف آب و برق صرفه جویى نمى   كنیم؟ چرا در استفاده از كاغذ، لوازم التحریر، دستمال كاغذى زیاده روى مى كنیم؟   چرا از میوه ها درست استفاده نمى كنیم؟ چرا در پخت نان و شیوه ی نگهدارى آن   اصول لازم را به كار نمى بندیم؟ چرا عده اى مرفه و بى درد ثروت عمومى جامعه را   ـ ولو با درآمدهاى خود ـ با استفاده از ابزار و لوازم لوكس ضایع مى كنند؟ چرا   الگوهایى كه در برخى رسانه هاى جمعى و نیز عملكرد بعضى مدیران مشهود است جامعه   را به سوى یك زندگى تجملى و اسراف   گرایانه مى كشد؟ و دهها چراى دیگر كه شما هم حتما روزانه با آن برخورد دارید

http://up.iranblog.ir/6/1264329087.jpg

امام صادق (ع) مى فرماید : میانه روى در زندگى چیزى است كه خداوند آن را دوست دارد و   اسراف را دشمن دارد حتى اگر این   اسراف با بیرون انداختن هسته   خرمایى باشد، چون آن هسته به كار مى آید یا با بیرون ریختن آب باقیمانده   (در لیوان) باشد

اسراف و عدم استجابت   دعا

مسرف چون با سوء اختیار خود گرفتار این بیمارى شده و به تنگدستى افتاده است،   اگر از خدا بخواهد تا از مخمصه فقر نجاتش دهد، دعایش مستجاب نخواهد شد. امام   صادق علیه السلام یكى از چهار نفرى را كه دعایشان مستجاب نمى شود، فردى مى داند   كه ثروتش را ضایع كرده، آنگاه از خدا مى خواهد تا به او روزى دهد. خداوند   درجواب مى فرماید: آیا تو را به میانه روى و اصلاح در امور زندگى امر نكردم

http://up.iranblog.ir/6/1264329142.jpg

رابطه اسراف و دورى   از خدا

از آنجا كه هر بعد روحى انسان در بعد دیگر موثر است، بالطبع انحراف و كژى در   یك بعد به انحراف در سایر ابعاد منجر مى شود . اسراف و تجاوز از حد در امور   مادى و معنوى ـ همچون معصیت با چشم، گوش، زبان و ... ـ موجب كمرنگ شدن احكام   الهى در مقابل آدمى و در نتیجه تكذیب حق مى شود، اینجاست كه آدمى به تدریج از   خداوند دور شده و از نعمت هدایت الهى محروم مى شود و این، یك سنت قطعى و   لایتغیر الهى است كه هدایت معنوى در پرتو عمل به دستورات خدا و پرهیز از گناه و   محرمات به دست مى آید . در غیر این صورت، فراموشى یاد خداوند توسعه مى یابد و بتدریج زندگى فردى و   اجتماعى مردم دچار سردرگمى و بى هدفى مى شود; اعتمادها به یكدیگر كم مى شود ; روحیه ی ایثار و فداكارى و كارگشایى، از جامعه رخت بر مى بندد; عاطفه و ترحم   كاهش مى یابد; مردم در كارهاى خلاف شرع بر یكدیگر سبقت گرفته و از انجام   اعـمـال و افـعـال خـیـر و پسندیده دریغ مى ورزند . اسراف نیز عاملى براى دور   شدن دلها، زیاد شدن فاصله طبقاتى، بى تفاوت شدن و دهها عارضه دیگر روحى ـ   اجتماعى است كه جامعه را از درون مى پوساند .

http://www.bergoiata.org/fe/fleurs02/DOT_Flowers_A_11.jpg

http://www.dl.p30island.com/Power2009/saeed/book.gif

فرمت: جاوا

 

  دانلود   - با حجم 200کیلوبایت

 

  کپی برداری تنها با ذکر منبع مجاز است.

 


 

لطفا مقاله های جامع (یکی 80صفحه ودیگری100صفحه وديگري 35وديگري20 صفحه

) زير را كه به مناسبت سال اصلاح الگوي مصرف تهيه شده وبصورت پي دي اف ميباشد را دانلود كرده ومطالعه بفرمائيد

الگوي غذاي كودك

http://www.mjotehran.ir/farsi/images/stories/news/sssssssssss.jpg

اصلاح الگوي مصرف


.pdf

الگوي مصرف.

 


جوانان والگو.pdf


http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/charkh.gif مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم



 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در شنبه 3 بهمن 1388  ساعت 10:54 PM
نظرات 0 | لينک مطلب





POWERED BY RASEKHOON.NET