یادداشت های تحلیلی





























http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg
زنان و خانواده، كانون عملياتی اصلاح الگوی مصرف
http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg


درهم   تنيدگی مسائل هريك از عرصه‌های اقتصاد، سياست، فرهنگ و فرد، خانواده،   جامعه و... راه را برای محدود كردن حوزه‌ی مسؤوليت آحاد مرتبط با هريك از   اين عرصه‌ها مشكل و شايد غيرممكن می‌سازد. به همين دليل داوری در اين خصوص   كه اصلاح الگوی مصرف امری مرتبط با كدام يك از اين زمينه‌هاست بسيار دشوار   است و تعيين سهم مسؤوليت هريك دشوارتر؛ اما بررسی ابعاد مختلف مسأله‌   می‌تواند به تسهيل اين امر دشوار بيانجامد .

اصلاح، تغييری جهت‌گيری شده يا كاهشی غيرهدفمند

بی‌گمان   كاهش حجم و تنوع مصرف، نخستين برداشتی است كه از شعار اصلاح الگوی مصرف به   ذهن متبادر می‌شود. اين در حالی است كه اساساً صرف كاهش، بدون در نظر   گرفتن جهت‌گيری كلان جريان اصلاح، می‌تواند موجب آسيب‌رسانی به اين تلاش   اصلاحی شود. برای نمونه چنانچه الگوی مصرف بسياری از مواد غذايی تعيين   كننده در سلامت در كشور ما، با استانداردهای علمی پذيرفته شده‌ی جهانی   آن‌ها مقايسه شود، می‌تواند زمينه‌ی شناسايی علل شيوع بسياری از   بيماری‌هايی شود كه صرف نظر از همه‌ی پيامدهايش، هزينه‌ی مادی گزافی بر   اقتصاد جامعه تحميل می‌كند؛ سرانه‌ی پايين مصرف لبنيات و نقش آن در   بيماری‌های دهان و دندان يا پوكی استخوان و مصرف پايين استفاده از گوشت   سفيد و تأثير آن در افزايش بيماری‌هايی چون فشار خون و مشكلات قلبی و   عروقی در كشور، مثال‌های روشنی در اين زمينه هستند. روشن است كه تفسير   سطحی واژه‌ی "اصلاح" به صِرف "كاهش"، در چنين مواردی اتفاقاً آثار مخرب   بيشتری در پی خواهد داشت، در حالی كه اصلاح به معنای تغيير هدفمند،   می‌تواند به معنای افزايش مصرف در زمينه‌هايی باشد كه در نهايت دستيابی به   اهداف مطلوب را در درازمدت به دنبال دارد

اصلاح الگوی مصرف كالا يا ثروت

مفهوم « كَنْز» در ادبيات قرآنی و به تبع آن در اقتصاد اسلامی به ثروتی اشاره   دارد كه از جريان متعادل و متعارف توليد و مصرف خارج شده و به شكلی   غيرمولد و تنها در خدمت ارضاء حس طمع‌ورزی و تكاثرِ افرادی با ضمير بيمار   قرار گرفته، ميل به تفاخر را در آنان اشباع می‌كند. مخالفت فرهنگ دينی با   چنين شيوه‌ای در استفاده از ثروت، نشان می‌دهد كه توجه به الگوی مصرف تنها   مربوط به نوع استفاده از كالاهای مصرفی روزمره نيست، بلكه شيوه‌های   بهره‌برداری از منابع ثروت نيز بايد مورد توجه قرار گيرد. پيشنهاد رهبر   معظم انقلاب به سرمايه‌گذاری مازاد امكانات مادی در مسيری مولد- حتی اگر   مايل به انفاق آن‌ها نيستيم- در واقع اشاره‌ای دقيق به لزوم بازنگری افراد   و خانواده‌ها و البته دولت به شيوه‌های به‌كارگيری ثروت‌ خصوصی و عمومی   است .

توليد، توزيع و مصرف، حلقه‌هايی از فرايند واحد

در   برنامه‌ريزی برای عملياتی نمودن جريان اصلاح الگوی مصرف، تفكيك حلقه‌ی   مصرف از ساير بخش‌های فرايندی كه شامل توليد و توزيع نيز می‌گردد،   می‌تواند خطايی جدی به‌شمار آيد. تعابيری چون اسراف و تبذير در فرهنگ دينی   ما می‌تواند در موارد مربوط به هريك از اين حلقه‌های به هم پيوسته صدق   كند؛ همچنان‌كه وجود الگوهای ناسالم در جريان تحقق و اجرای هريك از آن‌ها   به روشنی ممكن است .

شرايط حاكم بر نظام توليد و سازمان توزيع   به‌عنوان اساسی‌ترين مقدمات مصرف- كه البته خود نيز متوقف بر مقدمات   بسيارند- در موارد فراوان شرايطی اجتناب‌ناپذير را بر جريان مصرف تحميل   نموده، شكل‌گيری الگويی نامتوازن در آن را موجب می‌گردد؛ الگويی كه   به‌سرعت شكلی نسبتاً پايدار يافته، تغيير و اصلاح آن مشكل، زمان‌بَر و   پرهزينه می‌گردد. شرايط نامناسب توليد نان يا جريان ناصحيح توزيع بسياری   ديگر از موادغذايی در كشور از جمله‌ی اين مواردند. اصلاح اين بخش‌ها   به‌طور طبيعی- اگرچه شايد نه در كوتاه‌مدت- به اصلاح اساسی الگوی مصرف در   اين موارد ميانجامد .

الگوی توليد و الگوی مصرف؛ تأثير يا تأثر

به‌سختی   می‌توان نوع و ميزان تعامل ميان قالب‌های نسبتاً پايدار هريك از بخش‌های   توليد و مصرف را بر يكديگر معلوم نمود. اگر توليد و عرضه‌ی محصول به   جامعه، پاسخی به خواست پيدا و پنهان مصرف‌كنندگان باشد، الگوی توليد را   نيز تحت تأثير الگوی مصرف خواهيم دانست. در عين حال نمی‌توان از نظر دور   داشت كه الگوی عرضه شده از جانب توليدكننده، نقش غيرقابل انكاری در   شكل‌گيری نوع و حجم مطالبات جامعه‌ی مصرف‌كنندگان داشته و می‌تواند   هوشمندانه آن را در جهت منافع اقتصادی(يا غيراقتصادی) خود برانگيزد. جريان   مد و اثرگذاری بر سليقه و ذائقه‌ی مصرف‌كننده اساساً در همين راستا شكل   می‌گيرد و مصرف‌كننده به‌سوی استفاده و مصرف شكل، نوع و حجمی از كالا سوق   می‌يابد كه برنامه‌ريزان نظام توليد آن را پيش‌بينی كرده، در آن جهت گام   برداشته‌اند؛ برنامه‌ريزی‌ای كه معمولاً به مدد شيوه‌های تبليغ آشكار و   پنهان، به توفيقات جدی دست می‌يابد. بنابراين تلاش برای اصلاح الگوی مصرف،   بايستی با توجه به اين تعامل دوسويه صورت گيرد .

مصرف، پاسخ به نيازهای واقعی يا كاذب

بعيد   به نظر می‌رسد بتوان مصرف‌كننده‌ای را وادار كرد كه به غيرضروری بودن مصرف   آنچه مورد استفاده قرار می‌دهد، اعتراف نمايد. اين نكته به آن معناست كه   ما اصولاً معتقديم الگوی مصرف ما مبتنی بر نوع، شكل و حجم نياز ماست. اما   به‌راستی كدام نياز؟ نيازی واقعی و مستند به شواهد و دلايل عقلی و علمی كه   طبعاً مورد تأييد دين هم قرار می‌گيرد؟ يا احساسی متكی بر عادت،   زياده‌طلبی و تلاش برای پاسخ به خلأهای شخصی و شخصيتی، و يا حتی همراهی با   هنجارهای عرفيِ راه به خطا برده؟ به تعبير دقيق‌تر، كدام نياز؟ واقعی يا   كاذب؟ از همين‌جا نقش تعيين‌كننده‌ی نظام تربيت و ساختار فرهنگ، آشكار   گرديده و اصلاح الگوی مصرف متوقف بر يك جريان طولانی از اصلاح نگره‌های   فرهنگی و الگوی تربيتی می‌شود .

اركان نظام تربيت  

تربيت   امری است كه به‌گونه‌ای تدريجی و غالباً ناخودآگاه شكل می‌گيرد و شكل‌گيری   آن طبيعتاً متأثر از عوامل و زمينه‌های متعدد و متنوعی است. نقش خانواده،   سازمان‌های رسمی آموزشی و تربيتی، رسانه‌های جمعی و دستگاه‌های تبليغاتی   در تحقق يك الگوی نسبتاً پايدار تربيتی، غيرقابل انكار و طبعاً لزوم   پاسخگويی آن‌ها در قبال شرايط فرهنگی موجود، اجتناب‌ناپذير است. لازم است   هريك از اين مجموعه‌ها- بی‌آن‌كه با فرافكنی، قصد شانه خالی كردن از زير   بار مسؤوليت خود را داشته باشند- به ارزيابی نقش مثبت يا منفی خود در اين   شرايط بپردازند و نيز سهم خود را در مسؤوليت اصلاح الگوی تربيتی و فرهنگی   كلان موجود و به‌طور خاص الگوی فعلی مصرف بازشناسند . برای نمونه نقش   رسانه‌ی ملی در معرفی، تأييد و ترويج قالب‌های متنوع مصرف‌زدگی، رفاه و   تجمل- چه در قالب پخش پيام‌های بازرگانی كه بنا بر ضرورت نيازهای مالی   رسانه توجيه می‌شود و چه در قالب ساخت برنامه‌های نمايشی كه ضرورت ايجاد   جاذبه‌های بصری را بهانه‌ی بازنمايی آن می‌سازند- در افزايش انتظارات   غيرواقع‌بينانه‌ی مردم به‌ويژه جوانان از زندگی، رفاه، تنوع و تكثر   قالب‌های مصرف و... بسيار مؤثر است. ادامه‌ی اين روند می‌تواند   مخاطره‌آميز و مانعی جدی در مسير اصلاح الگوی مصرف تلقی گردد. البته اين   مثال نبايد موجب كوچك شمردن اثر ساير بخش‌های نظام تربيت و ناديده انگاشتن   نقش تعيين‌كننده‌ی آنان- از جمله مراكز متولی تعليم و تربيت رسمی در جامعه   مانند آموزش و پرورش و ساير بخش‌ها- شود .



http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم


 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در چهارشنبه 12 اسفند 1388  ساعت 10:37 PM
نظرات 0 | لينک مطلب




http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg
http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

مصرف درست زندگي روزمره

وقتي مي خواهي   خريد كني وسوسه اي به جانت مي افتد كه گريز از آن به آساني امكان پذير نيست. اين حس   مصرف انبوه نشانه آشكاري بر گرايش به مصرف گرايي در بين عده اي از افراد جامعه   است.در اين وضعيت خريد تنها تابع مصرف نيست. يعني تنها به منظور رفع نياز هاي انسان   صورت نمي گيرد. لذت بخش بودن خريد نيز خود به عنوان يك تنوع در زندگي روزمره   پاسخگوي برخي ديگر از اميال ما مي شود . اينجاست كه فرد خريد را به عنوان يك سرگرمي   يا تنوع وارد معادلات زندگي خود كرده و صرفاً به رفع نياز هاي اوليه خويش فكر نمي   كند. سويه منفي اين تفكر آنجا آشكار مي شود كه نحوه استفاده درست از وسايل و   نيازمندي ها از بين رفته و خريد انبوه بدون هيچ استفاده درستي جايگزين آن مي شود . اين خريد انبوه يا گرايش به آن تنها در رابطه ما با اشيا نمود پيدا نمي كند. كمي كه   مي گذرد نحوه مصرف ما نيز به امري غير ارادي تبديل شده چارچوب پذيري خود را از دست   مي دهد. ما مصرف مي كنيم نه از آن رو كه قرار است به نياز خاصي پاسخ بگوييم. مصرف   مي كنيم چون راهي ديگر برايمان باقي نمانده است. شايد از اين روست كه مصرف درست يا   ترويج اين ايده به امري دشوار تبديل مي شود. اين در حالي است كه استفاده از اين روش   در زندگي روزمره قاعده اي فرهنگي است تا با استفاده از آن خود آگاهي خويش را در   برابر اشياي اطراف حفظ كرده هم به صيانت نفس خود كمك كنيم و هم كمي آگاهانه تر با   دنياي مصرف گراي خود برخورد كنيم .    مصرف درست در ذهن يك عده از افراد به   هيچ وجه جا نيفتاده است. آنجا كه قرار است مثلاً براي خريد يك چيز ساده مغازه اي را   انتخاب كند ، با ورود به آن مكان حد و حدود مورد نياز را فراموش مي كند. او در آن   مغازه خريد را آغاز مي كند. اين خريد مي تواند خريد ميوه باشد، خريد لباس باشد،   خريد گوشت و خوراك و ديگر مايحتاج موردنياز باشد. فرقي نمي كند. خريد بيشتر در چنين   مواقعي مي تواند نشانه آگاهانه اي باشد كه از سوي خريدار بر جاي نهاده مي شود، به   اين معني كه او با اين انتخاب، ديگران را به هويتي ارجاع مي دهد كه تنها بر مبناي   ثروت بيشتر پايه گذاري شده است.اين ثروت آنجا كه عيان مي شود هويت تازه فرد مرفه را   مي سازد. اينجاست كه او هنگام ساده ترين خريد، دست و دلبازي خود را آگاهانه با خريد   اقلامي بيش از نياز روزمره به رخ ديگران مي كشد.از زاويه ديگر هم مي توان به چنين   موضوعي نگاه كرد، اين زاويه را مي توان تحت عنوان فرهنگي نام گذاري كرد و در آن بر   نداشتن الگوي درست مصرف در جامعه تأكيد كرد

http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم


 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در شنبه 8 اسفند 1388  ساعت 9:57 PM
نظرات 0 | لينک مطلب




http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg
http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

روانشناسي مصرف گرايي

آيا انسان براي مصرف كردن به دنيا آمده است؟ آيا انسان براي استفاده از اين جهان پا به هستي گذاشته است؟ در ابتداي امر سوال ساده اي به نظر مي رسد، اما با كمي تأمل مي توان فهميد كه اين پرسش ما را بسوي حقايق عميق تري رهنمون مي كند پيش از اين زياد درباره آنها به تفكر و تعمق نپرداخته ايم و از تأثيراتشان بر هستيمان زياد آگاه نبوده ايم. در اين مجال سعي دارم به اجمال به ماهيت مصرف و انواع آن و تأثيراتش بر زندگي انسان بپردازم.

تعريف «مصرف » و «مصرف گرايي»

پيش از هر بحثي بايد مصرف كردن را تعريف كنيم. مصرف كردن در معناي عادي و هنجار آن يعني استفاده درست و به اندازه از منابع طبيعي براي زنده ماندن و زندگي كردن. اگر كمي خط سير تاريخي تمدن بشري را دنبال كنيم در مي يابيم كه قسمت عمده ستيز و جنگ هاي بشر نيز از زماني شروع شد كه انسان توانايي ذخيره منابع طبيعي و چيزهاي با ارزش را پيدا كرد. اين زمان بر دوران نوسنگي و انقلاب اقتصادي نخستين انسان منطبق است. پس با اين تعريف كمتر كسي فكر منفي درباره مصرف كردن به ذهن راه مي دهد و تقريبا همه موافق اين نوع مصرف هستند. اما زماني كه درباره واژه مصرف گرايي صحبت مي كنيم معناي كلمه از ظاهر آن به ما رخ مي نمايد. اين واژه بر رسم و آيين و راه و روشي در زندگي دلالت مي كند كه وجود انسان را فرا گرفته است و تأثير عميقي بر تفكرات و رفتار و در نهايت خوشبختي انسان مي گذارد. در اينجا مصرف كردن با آنچه در پاراگراف قبل مطرح كرديم تفاوتي ماهوي دارد و نماينده فرهنگي جديد و قدرتمند در زندگي انسان است كه نخستين رگه هاي آن را مي توان از انقلاب صنعتي در جهان غرب پيگيري كرد. پس تا اينجا بايد دريافته باشيد كه بنده دو نوع مصرف خوب و بد را در نظر دارم و وجه تمايزي بين معاني مختلف اين كلمه قايلم. اما ادعاي اين تفاوت را بنده از كجا آورده ام؟ بايد بگويم كه اين تمايز را مي توان با يررسي دو عامل مهم به صورت دو سوال اساسي استنباط كرد:

1- چه چيزي مصرف مي كنيم؟

2- در كل به چه علتي مصرف مي كنيم؟

چه چيزي مصرف مي كنيم

اين روزها همه شما با ورود به يك فروشگاه زنجيره اي بزرگ در يك رديف مواد شوينده يا بهداشتي در برابر خيل عظيمي از محصولاتي قرار مي گيريد كه شايد يك قرن پيش اثري ا آنها وجود نداشته است. مطلبي كه مي خواهم عنوان مي كنم با اشاره به تنوع محصولات آرايشي و بهداشتي رنگ و بوي بهتري مي گيرد. به عنوان مثال اينهمه لوازم آرايشي كه هر كدام براي هدف خاصي در صورت، طراحي شده اند ! يا به طور خاص تر اينهمه كرم هاي ضد آفتاب با عصاره هاي شير و عسل و بادام و گل رز و گل هميشه بهار و...! در حقيقت محصولاتي هستند كه بود و نبودشان در اين حجم و تنوع وسيع، خللي در زندگي وارد نمي كند. پس چرا اين محصولات با اينهمه تنوع وجود دارند و هر روز هم بر تنوعشان افزوده مي شود؟ در اينجا نقل قول مي كنم از اريك فروم انديشمند بزرگ كه مساله را به گونه اي شفاف و تكان دهنده بيان مي كند. عقيده كلي وي در اين زمينه بر اين اساس قرار دارد كه جامعه صنعتي امروز و غول هاي اقتصادي و شركت هاي بزرگ براي رسيدن به مقاصد خود از انسان اين عصر يك مصرف كننده تمام عيار مي سازند و با قدرت عظيم تبليغات مسخ كننده خود در انسان نيازهاي غيرواقعي و زايد بوجود مي آورند و به موازات آن با عرضه محصولات به ظاهر متفاوت و در اصل يكسان كه قسمت اعظم آنها واقعا به درد انسان نمي خورد، مردم را به خريد اين محصولات وا مي دارند. در جامعه امروز اگر فلان يا بهمان محصول استفاده نكني و بدتر اينكه آنرا زايد بداني با انتقادات تندي مواجه مي شوي كه بي كلاس ! و متحجر و عقب افتاده خطابت مي كنند. نظام عظيم تبليغات امروزه بطور غير مستقيم آدم هاي شاد و موفق و خوشبخت را به عنوان يك مصرف كننده خوب و تمام عيار معرفي مي كند.اگر لبخندهاي پرمعني و لحظات شاد و فضاي دلنشين پوسترهاي تبليغاتي را بياد بياوريد به معناي آنچه من مد نظر دارم نزديك تر مي شويد. بدترين اتفاقي كه بوسيله تبليغات پرحجم و ممتد و همه جانبه توسط همه رسانه ها اتفاق مي افتد تغيير آرام و تدريجي نظام هاي ارزشي و باورهاي فردي و اجتماعي ما درباره شيوه هاي زيستن است. آنچه امروز در سراسر دنيا تبليغ مي شود اين است كه انسان بايد مصرف كند، چه چيز را؟ آنچه ما توليد مي كنيم صرف نظر از اينكه آيا واقعا انسان امروز به آن احتياج دارد يا خير. در حقيقت انسان در اين كارزار به مصرف كننده بي اراده اي تبديل شده كه به خيال خام خود در انتخاب آزاد است. البته آزاد است كه در انتخاب يك محصول بجاي فلان كارخانه از بهمان كارخانه خريد كند اما معمولا آگاه نيست كه در خريد آن محصول مختار نيست و صرف نظر از ماركي كه خريد مي كند آن محصول رل حتما بايد بخرد. اوج اين بايدها را در خريدهاي جهيزيه مي توانيد به عينه ببينيد. انسان امروز به درجات مختلف آلت دست قدرت طلبي و زياده خواهي شركت هاي بزرگ شده است كه با قدرت رسانه ها و مسخ تبليغاتي كم كم روي عادات و ارزش هاي دروني ما سوار شده اند و شيوه زندگي و آنچه مصرف مي كنيم را از راه دور كنترل مي كنند. پس مهم است كه چه مصرف مي كنيم. چون رابطه مستقيمي بين آن و زير سلطه و كنترل بودن رواني ما دارد. اگر واقعا به سراغ محصولاتي برويم كه نيازهاي حقيقي ما را جوابگو هستند هنوز انسانيم و به آلت دست تبديل نشده ايم. براي اين منظور نگاهي به زندگي بزرگان ديني و انديشمندان و فلاسفه انداختن بسيار سودمند است. كداميك از مردان خدا در زمانه خود اين طرز فكر امروزي ما را قبول داشتند و رواجش مي دادند؟ كدام انسان آزاده اي قبول مي كند كه به چنين كنش پذيري و انفعالي كشانده شود كه تمام زندگيش را با دست هايي نامريي كنترل كنند؟ مسلما تفكر عميق در اينباره مي تواند راهگشا باشد.

چرا مصرف مي كنيم؟

انساني كه در يك ماشين قوي اجتماعي -كه لازمه زندگي صنعتي امروز است- به يك مهره تبديل شده باشد هويت و اصالت فردي خود را از دست مي دهد.انسان امروز در درون احساس تنهايي شديدي مي كند و براي فرار از اين تنهايي به كل هاي بزرگ مي پيوندد و تكه اي مي شود از يك سازمان، باشگاه و...و خود را در آن حل مي كند تا آسوده شود. سورن كركگور فيلسوف ديني دانماركي در اين رابطه مي گويد: «... به واسطه بي همتي و بزدلي در برابر هست بودن است كه مردم امروز مي خواهند ذوب و منحل در جمع و توده بشوند و چون لياقت اين را ندارند كه خود كسي بشوند اميدوارند كه زير لواي كثرت و تعدد «چيزي» گردند.» اين احساس تنهايي وجودي همواره انسان را در طول تاريخ رنج داده است و عكس العمل هاي زيادي را در جوامع گوناگون برانگيخته است كه شرح و بسط آن خارج از حوصله اين مجال است. تاكيد ما بيشتر بر عكس العملي است كه انسان تنهاي امروز با پناه بردن به مصرف از خود نشان مي دهد. اين زياده خواهي در مصرف كه در واقع چراغ سبزي است به زياده خواهان و طماعان براي سوءاستفاده از انسان، ناشي از اين احساس در انسان است كه آن آزادي و هويت از دست رفته را مي تواند با مصرف كردن به دست بياورد و با مصرف كردن اطمينان بيابد كه هنوز به معناي روحي و رواني كلمه هست و مي زيد. انتخاب يك محصول در ميان محصولات مختلف وي را از داشتن آزادي دروني آسوده مي كند و نمي گذارد به كنه انفعال و بي ارادگي خود پي ببرد.

نتيجه گيري

آنچه امروز اتفاق مي افتد اين است كه قدرت هاي بزرگ صنعتي كه فرامليتي و جهاني شده اند براي انسان تصميم مي گيرند كه چه چيز خوب است و چه چيز بد و با قدرت عظيم رسانه اي و تبليغات مجهز به آخرين فنون روانشناختي آنرا به خورد مردم مي دهند. شايد مقصر عمده خود ما باشيم كه با پناه بردن به مصرف گرايي و مسخ خودخواسته براي فرار از رنج هاي وجودي و نگراني هاي ريشه دار در هستي مان، به اين غول هاي صنعتي و اقتصادي قدرت بخشيده ايم و هر روز نيز از محصولات متنوع و بي فايده شان استقبال مي كنيم و سعي داريم پوچي و يكنواختي زندگيمان را با مصرف اين محصولات متنوع جديد جبران كنيم. مثال ساده اش را در مدل هاي جديد تلفن همراه ببينيد كه در واقع هيچ فرق عمده اي با قبلي ها ندارند و فقط روزمرگي ما را جوابگو هستند. بازخورد ما در برابر اين توليد كنندگان طماع كه فقط به فروش محصولاتشان فكر مي كنند و البته در راه آن مي گويند كه ما خود را فداي شما و نيازهايتان كرده ايم !!، بسيار مهم است. شناخت انسان از آنچه مي تواند بيافريند، شكوفايي نيروهاي خلاقه انسان و احساس هويت و معنا در زندگي مي تواند ما را از اين تخدير و خماري مصرف بيرون بكشد و وادارمان كند به نيازهاي اساسي خود فكر كنيم و در راستاي تحقق آنها گام برداريم. اينگونه مي شود كه واژه مصرف گرايي براي بسياري از ما بي معنا خواهد شد.

http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم


 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در شنبه 8 اسفند 1388  ساعت 9:56 PM
نظرات 0 | لينک مطلب




http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg
http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

راهكارهاي مفيد و كم‌هزينه براي فصل سرما

با آغاز فصل سرما توجه خانواده‌ها به كنترل سيستم‌هاي   تهويه و گرمايشي منزل بيشتر مي‌شود، چرا كه نياز به   افزايش راندمان اين وسايل از ضروريات كنترل مصرف انرژي   بوده كه به‌سادگي از كنار آن نمي‌توان گذشت . از‌اين‌رو بهتر است بدانيم توجه به نكاتي كه مي‌تواند   در يك فهرست هميشگي جلوي چشمان ما باشد، براحتي   مي‌تواند به ما در كنترل سيستم‌هاي گرمايشي و   بهينه‌سازي مصرف انرژي در فصل سرما ياري رساند . پوشيدن لباس گرم در منزل از جمله اقداماتي است كه باعث   مي‌شود تا بدن شما نياز كمتري به افزايش دما در طول   روز داشته باشد، ‌شما مي‌توانيد با تنظيم شعله بخاري و   تنظيم دماي آبگرمكن و پكيج متناسب با نياز حرارتي فضاي   خانه از اتلاف انرژي جلوگيري كنيد . استفاده از پرده‌هاي ضخيم جهت كاهش اتلاف حرارتي از   پنجره و بستن كركره و پرده در شب و باز گذاشتن آنها در   روز به شما اين امكان را مي‌دهد كه از انرژي خورشيد تا   حد امكان استفاده كنيد، چرا كه انرژي خورشيد به عنوان   منبع انرژي تجديدشونده همواره در اختيار شماست . بهتر است با آغاز فصل سرما درزهاي درها و پنجره‌ها را   بازرسي كنيد. استفاده از نوارهاي درزگير جهت هوابندي   درزهاي پنجره‌ها و در‌هاي ورودي منزل تاثير بسيار   زيادي در جلوگيري از خروج هواي گرم و ورود هواي سرد   دارد . فراموش نكنيد كه بستن دريچه‌هاي كولر با استفاده از   مسدودكننده مناسب نكته بسيار قابل توجهي است،   دريچه‌هاي كولر همواره محلي براي ورود و خروج هوا   هستند و كنترل اين منافذ در فصل سرما بايد حتما مورد   توجه قرار گيرند. روي رادياتورها را نپوشانيد و از يك   لايه فويل آلومينيومي در پشت رادياتور به منظور افزايش   بازتاب حرارتي استفاده كنيد البته فراموش نكنيد كه   سرويس و تميزكاري اين وسايل نيز بسيار اهميت دارد . در صورت استفاده از شومينه تنظيم دماي آن روي 55 درجه   و حصول اطمينان از مناسب بودن زاويه دريچه خروجي و در   صورت امكان گذاشتن در شيشه‌اي در جلوي آن كه مانع خروج   هواي گرم از فضا شود نيز بايد مورد توجه قرار گيرد . بسته نگه‌داشتن درهاي ورودي و در صورت امكان استفاده   از پنجره‌هاي دوجداره يا استفاده از پرده در جلوي در و   كنترل دودكش‌ها و كلاهك تعديل، لوله‌ها و اتصالات گاز   جهت عملكرد مناسب و ايمن بخاري، آبگرمكن و پكيج نيز از   ديگر نكاتي است كه شما را در بهينه‌سازي انرژي در فصل   سرما ياري مي‌دهد

http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم


 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در شنبه 8 اسفند 1388  ساعت 9:51 PM
نظرات 0 | لينک مطلب




http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg
http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

ملکه قناعت

ضد   صفت حرص، ملکه قناعت است. و آن حالتی است از برای نفس، که باعث اکتفا کردن   آدمی است به قدر حاجت و ضرورت و زحمت نکشیدن در تحصیل فضول از مال و این   از جمله صفات فاضله و اخلاق حسنه است. و همه فضائل به آن منوط، بلکه راحت   دنیا و آخرت به آن مربوط است و صفت قناعت، مرکبی است که : آمی را به   مقصد می رساند. و وسیله ای است که: سعادت ابدی را به جانب آدمی می کشاند،   زیرا که: هرکه به قدر ضرورت قناعت نمود و دل را مشغول قدر زاید نکرد همیشه   فارغ البال و مطمئن خاطر است. و حواس او جمع و تحصیل آخرت بر او سهل و   آسان می گردد و هر که از این صفت محروم و آلوده حرص و طمع و طول امل گشت   به دنیا فرو می رود و خاطر او پریشان و کار او متفرق می گردد. و با وجود   این، چگونه می تواند تحصیل آخرت نماید و به درجات اخیار و ابرار رسد؟ و از   این جهت است که اخبار در مدح قناعت بی شمار است . از حضرت رسول(ص) مروی   است که فرمود: خوشا به حال کسی که هدایت به دین اسلام یابد و به قدر کفاف   به او برسد و قناعت کند و فرمود که: ای مردمان چندان سعی در طلب دنیا   نکنید، که به هیچ کس نمی رسد مگر آنچه از برای او مقدر شده است. و هیچ   بنده ای از دنیا نمی رود مگر اینکه روزی اش که از برای او مقدر است به وی   برسد و در حدیث قدسی وارد است که: ای فرزند آدم اگر همه دنیا از تو باشد   زیاده از قوت تو عاید تو نخواهد شد. پس هرگاه من به قدر قوت تو به تو   برسانم و حساب او را از دیگری جویم به تو احسان کرده ام. مروی است که : موسی از حق- تعالی- سؤال کرد که کدام یک از بندگان غنی ترند؟ فرمود: هر   کدام قانع ترند. حضرت امیرالمؤمنین(ع) فرمود که: ای فرزند آدم اگر از دنیا   آن قدر می خواهی که کفایت تو را کند، اندک چیزی از آن تو را سیر می کند و   اگر زیادتر از کفایت می طلبی، تمام آنچه در دنیا هست تو را سیر نخواهد کرد   و کفایت تو را نخواهد نمود. حضرت امام محمد باقر(ع) فرمود که: زنهار، چشم   نینداز به بالاتر از خود و نگاه به آن مکن. و به معیشت پیغمبر خدا نظر کن،   که خوراک او جو و شیرینی او خرما بود. و هیزم او پوست درخت خرما، اگر به   دست او می آمد و از آن حضرت مروی است که: هرکه قناعت کند به آنچه خدا به   او می دهد غنی ترین مردم است و حضرت امام جعفر صادق(ع) فرمود که: هر که از   خدا به اندک معیشتی راضی شود خدا نیز به اندک عملی از او راضی می شود و از   آن حضرت مروی است که: خدای- تعالی می فرماید: من چون بر بنده مؤمن تنگ می   گیرم محزون می شود و حال اینکه او را به من نزدیکتر می کند. و هرگاه او را   معیشت می دهم فرحناک می گردد و حال اینکه او را از من دورتر می کند و   فرمود که: هر چه ایمان بنده زیادتر می شود تنگی معاش او بیشتر می گردد. او   اخباری که در فضیلت قناعت رسیده است از حد و حصر متجاوز است و همین خبر   مشهور کافی است که: عزمن قنع و ذل من طمع؛ یعنی هر که قانع شد بر مسند عزت   پا نهاد. و هر که راخار طمع در دامن آویخت به چاه مذلت افتاد

http://www.tuition.com.hk/pics/physics-energy.jpg

طریقه معالجه صفت حرص، و تحصیل ملکه قناعت

طریقه   معالجه مرض حرص، تحصیل قناعت وزایل کردن مرض حرص است. و تحصیل صفت قناعت،   آن است که: ابتدا تأمل کند در زحمت جمع مال، و تصدیع آن، و آفات دنیویه ای   که از برای مال است، و حوادثی که درپی دارد . انسان باید ببیند که   زیادتر از قدر ضرورت، دنیا را چه ثمر و چه فایده است؟ اگر از برای اولاد   ذخیره می کنی، بدان که: خدای تو و اولاد تو یکی است، آنکه روزی به تو داده   به او نیز خواهد داد. تو غم فرزندی را می خوری که از نطفه تو حاصل شده   چگونه آنکه او را آفریده غم او را نمی خورد؟ به عزت خودش قسم که او از تو   مهربان تر، و قدرت او بیشتر و اگر فرزند تو کسی است که باید به تنگی   بگذارند اگر عالم را از برای او ذخیره بگذاری از دست او بیرون می رود. جان   من احتیاج فرزند به مال، در وقت حیات اوست، تو که چاره عمر او را نتوانی   کرد، و قدری زندگانی از برای او نتوانی نهاد، پس چرا در فکر روزی او زحمت   می کشی؟ چقدر کسانی هستند صاحب ثروت و جاه و حشمت و حال آنکه پدر ایشان از   برای ایشان ذخیره ای نگذاشت. و چه اشخاص یافت می شوند که به فقر مبتلایند   و حال آنکه اموال بسیار از پدر ایشان مانده بود . و چون در این ها تأمل   نمودی، دیده بگشا و در احوال مردمان نظری کن و ببین: در سیرت و طریقه   اعاظم افراد بنی آدم، و اعزه مخلوقات عالم، از: پیغمبران مرسل و اولیا و   محرمان حرم عزت، که چگونه به قلیلی از دنیا اکتفا نمودند و به قناعت   گذرانیدند، و زاید از قدر ضرورت را نگاه نداشتند . و نگاه کن به شیوه   مشرکین و کفار و اراذل افراد بشر، که: چگونه در صدد جمع مال و تنعم و   التذاذ و زیاد کردن ثروت و املاک بودند و در نهایت همه را گذاشتند و رفتند   و یقین می دانم که شک نخواهی کرد در اینکه: اقتدا به اعزه خلایق، بهتر است   از پیروی اراذال ایشان، بلکه هر که اندک معرفتی داشته باشد می فهمد که : کسی که حریص بر لذتهای دنیویه است و حرص بر اکل و شرب و... دارد، از افق   انسان خارج، و در خیل چهارپایان داخل است، زیرا که: این ها از لوازم بهایم   و چهارپایان است . چون در این ها تأمل نمودی در معالجه آن بکوش و طریقه   آن، این است که: در امر معیشت خود میانه روی و اقتصاد را پیشنهاد خودکنی،   و راه مخارج را به قدر امکان سدکنی. و ملاحظه جزئی و کلی مخارج خود را   بکنی. و هر چه ضروری نیست و معیشت بدون آن ممکن است، از خود دور کنی، زیرا   که: با وجود کثرت مخارج، قناعت ممکن نیست . پس اگر تنها و منفرد باشی،   اکتفاکن به جامه سبکی. و قناعت کن به هر غذائی که می رسد. و نان خورش را   که بخور. و چون بخوری از یک نان خورش تجاوز مکن. و همچنین در سایر چیزهائی   که به آن احتیاج است. و خود را بر این بدار تا عادت کنی و ملکه تو شود. و   اگر صاحب عیال باشی هر یک را بر این قدر بدار. و جزئی خرجی که می خواهی   بکنی تأمل کن و ببین اگر زندگانی موقوف به آن نیست دست بردار. و هرگاه کسی   به این نوع رفتار کند و بنای امر خود را بر این گذارد و قناعت و اقتصاد را   پیشه خود سازد، از برای گذران به زحمت نمی افتد، هر چند عیالمند باشد و   محتاج به خلق نمی شود. همچنان که ظاهر و بین،   و اخبار در آن صریح است . حضرت   پیغمبر(ص) فرمود که: محتاج نشد هر که میانه روی کرد و فرمودند: تدبیر کار،   خود نصف معیشت است و فرمود: هر که قناعت کند خدا او را بی نیاز می کند. و   هر که اسراف کند خدا او را فقیر می نماید و شک نیست که: هر که بنای قناعت   گذارد از احتیاج به مردم خلاص می شود. و از چاپلوسی و تملق ناکسانی، فراغت   می یابد. و در نزد خالق و خلق، عزیز می گردد . و از آن حضرت مروی است   که: میانه روی و خاموشی به جا و راهنمائی نیکو، یک جزءاند از اجزای نبوت و   از حضرت امام جعفر صادق(ع) مروی است که: میانه روی، امری است که خدا آن را   دوست دارد. و اسراف، چیزی است که: خدا آن را دشمن دارد، حتی دور انداختن   هسته خرما. چون که آن هم به کار می آید و حتی ریختن زیادتی شربت آبی و   فرمود که: من ضامنم از برای کسی که میانه روی کند هرگز فقیر نشود و بعد از   آنکه امر معیشت او بالفعل درست شد، دیگر از برای بعد مضطرب و مشوش نباشد . و اعتماد بر فضل و کرم خدا کند .

http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم


 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در پنج شنبه 6 اسفند 1388  ساعت 9:35 PM
نظرات 0 | لينک مطلب




  • تعداد صفحات :3
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  

POWERED BY RASEKHOON.NET