توسعه انواع فروشگاههای بزرگ (مواد غذایی،
اسباب منزل، پوشاک، وسایل
الکتریکی و...) در زیر یک سقف، مردم را به مصرف گرایی
انبوه عادت داد
.
افراد در محیطی قرار می گرفتند که کالاهای متنوع را در یک جا جلوی چشمان
خود میدیدند. هم
زمان، مدگرایی بوجود آمد که بر اساس آن کالاها برای دوره
های معینی (یا محدودی) تبلیغ و استفاده می شدند. مردم به
این سمت هدایت می
شدند که کالاها را در زمان محدودی استفاده کنند
.
مصرف گرایی می
بایستی سهل و آسان گردد. پس ابزار مصرف گرایی باید مهیا
می شد. در این
جوامع وسایل ارتباط جمعی به مهمترین ابزار مدگرایی و تبلیغ برای کالاها
تبدیل شدند. دو نوع
ابزار مصرف گرایی در جوامع رواج پیدا کرد: نخست حراج
های پی در پی کالاها و دیگری اشاعه کارتهای اعتباری. در
کشورهای توسعه
یافته، در طول یک سال به بهانه های متعدد حراج کالاها وجود دارد. در حراج
کالاها، از یک روان
شناسی استفاده می شود و آن ایجاد احساس نیاز کاذب است
.
مشتری جنسی را که در حراج می بیند، فکر می کند که نیاز
دارد، در حالی که
اگر حراج نبود چنین احساسی به او دست نمی داد. از سوی دیگر، فرد در بازار
باید احساس کند که
همه وقت، پول برای خرید دارد. در اینجا مسئله از طریق
مکانیزم کارت های اعتباری حل می شود. به عبارت دیگر
هرگاه احساس نیاز
کردی، حتی اگر پول نقد هم نداشته باشی، با داشتن کارت اعتباری، در واقع
پول به همراه خود
داری. بنابراین نیاز هست (اما از نوع کاذب) توانایی خرید
هم هست (به شکل مصنوعی
(
در جوامع توسعه یافته، همه کالاهای خریداری
شده مصرف نمی شوند
زیرا نیاز واقعی نبوده اند. در نتیجه سه راه برای
کالاها باقی می ماند: نخست فروش مجدد آنها با قیمت بسیار
ارزان، دوم به دو
ریختن آنها، و سوم بخشیدن آنها با افراد یا مؤسسههای خیریه. افراد نمی
توانند اینگونه
کالاها را نزد خود نگهدارند زیرا تحرک جغرافیایی افراد
بسیار بالاست. بنابراین، مجدداً خرید و در چرخه باطل در
غلطیدن است
.
می
دانیم که سرمایه
داری به عنوان یک بسته با محتوای حداقل، اقتصادی، فرهنگی،
تکنولوژیکی، اجتماعی
و روانی در یک فرایند تاریخی وارد کشورهای به اصطلاح
غیر سرمایه داری شده است. هدف سرمایه داری در این کشورها
نیز همان سودسازی
مضاعف است. برای رسیدن به این منظور نیز باید فرهنگ مصرف گرایی را در این
کشورها رواج دهد.
برای رواج مصرف گرایی در این کشورها، سرمایه داری چند
نوع عامل دارد. عوامل در زمینه های مختلفی فعالیت می
کنند. مهمترین عوامل
عبارتند از : 1- تجار بزرگ، 2- خرده فروشان، 3- صاحبان تبلیغات، 4- دست
اندرکاران وسایل
ارتباط جمعی 5- تولید کنندگان کالاها و خدمات، 5- بانکها
و 6- بسیاری از افراد و دیگر مؤسسات
در جوامع در حال توسعه فرهنگ مصرفگرایی به شکل های زیر نمایان میشود :
1- الگوهای مصرفی کشورهای توسعه یافته عیناً نعل به نعل به کشورهای در حال توسعه منتقل می شوند .
2- وسایل ارتباط جمعی، مسافران و دیگر عومل شدیداً به این انتقال کمک میکنند .
3- افراد برای نشان دادن اینکه از وجهه بالائی برخوردارند، در مصرفگرایی، افراطیتر از خارجیان عمل میکنند .
4- به تدریج مصرف گرایی افراطی جزئی از فرهنگ جهان سومی می شود .
معمولاً در کشورهای در حال توسعه، مصرف گرایی با عدم امنیت اقتصادی توأم میشود . در نتیجه، عدم امنیت اقتصادی، مصرف گرایی را تشدید می کند. نگرانی از کمبودها باعث انبار کردن اجناس می گردد. انبار کردن اجناس به مصرف گرایی بی رویه تبدیل می شود. نهایتاً همان رفع نیازهای غیرواقعی بوجود آمده است . البته یک مسئله در این کشورها به انبار کردن کالاها کمک می کند و آن تبدیل کالاهای مصرفی به کالاهای سرمایهای است. همین امر باعث می گردد که افراد با زمینه های اجتماعی متفاوت به پنهان کردن برخی از کالاها بپردازند تا اینکه در آینده از طریق افزایش قیمت، منفعتی داشته باشند. به عبارت دیگر مصرفگرایی به نوعی فعالیت اقتصادی تبدیل میشود

