اعتدال در آموزش بر اساس ظرفیت افراد
افراط و تفریط در تعلیم و
تربیت
یکی از اشکالاتی که کفار به پیغمبر (صلی اللّه علیه و آله
و سلم) میکردند
میگفتند چرا قرآن یک جا نازل نشد خوب
این افراط است بابا یک جیزی که
ظرفیت انسان محدود است قرآن میفرماید که
میگفتند «لو لا نزل علیه جملة
واحدة» چرا یکمرتبه قرآن نازل نشد قرآن
میفرماید بابا اگر خواسته باشیم
که شما را تربیت کنیم باید آیات تدریجاً
نازل بشود سیل که بیاید آب که
فرود نمیرود که اگر خواسته باشیم آب به
عمق زمین برود باید قطره چکان
باشد یکمرتبه بکوب میخوانند دانشجوها و
دبیرستانیها و همه میخوانند شبها
تا صبح زیر لامپها بخوان امتحان است
کنکور است یاللّه میرود توی اتاق در
را قفل میکند یا شبانه روز میخواند
یکبار هم میبینی اصلاً سه ماه است
هیچی نخوانده
.
آموزش نماز یک کار تعلیمی است بنده الان از من میپرسند
بچهمان
را بفرستیم قرآن حفظ کند من جواب نمیدهم جواب مثبت نمیدهم جواب
منفی
هم نمیدهم چون اسلام، آنچه ما بلدین از دین اینست اسلام فرمود
بچهات
را تا 7 سال آزادش بگذار «دع ابنک سبع سنین» بچهات را تا 7 سال
کاریش
نداشته باش حالا به چه دلیل من بچه 4 ساله را تحمیل کنم که قرآن حفظ
کند
بله یک وقت یک بچه استعدادهای فوق العاده دارد تیزهوش است نابغه است
خوب
نابغه حسابش جداست مثل بیام وه میدود ولی ما هر بشکه و درشکهای را
خواسته
باشیم هی هلاش بدهیم خوب از پا میافتد تحمیل، حتی حدیث داریم اگر
حال
دعا نداری کم دعا بخوان لازم نیست دعا را بخوانی تا آخر اگر نشاط داری
بخوان
نشاط نداری نخوان حاجیها که میروند مکه خدا اعمال مکه را قیچی
گذاشته
و سطلش یک پنج تا عمل انجام بدهید چند روز استراحت لباس احرام بپوش
7
بار
طواف 2 رکعت بخوان سعی و صفا و مروه یک خورده مو قیچی کن آزاد، آزاد
که
شد دو مرتبه اعمال حج شروع میشود یعنی بین عمره و حج واشِر گذاشته طرف
میبرد
«کفواً احد» که گفتی خدا خمات میکند دو رکعت که خواند میگوید
بنشین
«اشهد أن لا اله» خوب «اشهد ان لا اله الّا اللّه» را نمیشود
ایستاده
بگویم؟ نه بنشین خم شو دولا شو تنوع واشر گذاشتن بین حج عمره
زمانی
برای استراحت و بعضی از مسائل دیگر روایاتی داریم مومن ساعاتش را
چند
تقسیم کند که قبلاً خواندم ساعتی را برای لذت و تفریح بگذارد روایاتی
داریم
همه قرآن را یک جا یک ضرب نخوان یک کسی همه لباسهایش را سبز کرد
جوراب
سبز عبا سبز کفش سبز دستکش سبز ریشهایش را هم سبز کرد گفتند دیگر
چرا
ریشات را... گفت من میخواهم یک ضرب 14 معصوم شوم
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم
نه افشاگری، نه کتمان
بعضیها به اسم افشاگری همه عیبها را به همه میگویند اسم آن را هم میگذارند افشاگری، نه آقا این افشاگری نیست این آبروی مؤمن را بردن است، اصلاً استیضاح وزیر هم همینطور است، اگر یک وزیری مشکل دارد نماینده برود اتاق وزیر بگوید آقای وزیر شما مشکل دارید، نماینده شما، مدیر کل شما در استان ما در شهر ما مسئول نماینده شما این غلط را کرده، این هم دلیلش فقط استیضاح باید برسد به جایی که با تذکر مسئله حل نمیشود، از قدیم گفتهاند گرهای که با دست باز میشود... از قدیم گفتهاند سری که درد نمیکند دستمالش نبندید از قدیم گفتهاند کار را به کاردان بگو. نهضت سوادآموزی بنده رئیساش هستم یکی از کلاسهای نهضت سوادآموزی در یک گوشهای یک مشکلی دارد این را مثلاً شما به چه دلیل توی روزنامه و تلویزیون... به من زنگ میزدی. ما باید آبروریزی را بگذاریم در حدی که هیچ راهی جز آبروریزی نداریم، اگر فقط یک راه داریم که بیائیم بگوئیم مرگ بر شاه، مرگ بر شاه، شاه ببیند همه ایران بگویند مرگ بر شاه فرار میکند، اگر رسید که شاه دیگر قابل موعظه نیست، تذکرپذیر نیست، آنجا بسیج میشویم هورا میکشیم شاه فرار میکند اما یک چیزی را که راحت میشود گفت اصلاً اگر یک پسری بد است چرا به بابش میگوئیم، بگو آقا جان بیا این کار تو خلاف بود، چرا عکساش را برمیداری، جرا حرفهایش را توی نوار ضبط میکنی، میخواهی آبرویش را بریزی، اصلاً یک مجرمی را میخواهند شلاقش بزنند، همانجا شلاقش بزنند، چرا این را میبرند توی در دکان باباش میزنی، میخواهی باباش هم سکته کند در دکان حالا یک جوانی خلافکار بود، بنا هم بود ده تا شلاق بخورد خوب این ده تا شلاق را چرا میروی توی محله پهلوی ... پهلوی پدر زنش چرا... زندگی خانوادگی اینرا چرا به هم میزنی، مجرم شلاق بخورد ولی زندگیاش به هم... وقتی این مجرم را میبرند توی محلهاش دیگر خانمش هم از خجالت فرار میکند، دیگر دخترش هم خواستگار گیرش... میگوید اِه! دختر فلانی را گرفتهای، همان که باباش را شلاق زدند، میخواهی داماد او شوی، بابا حالا یک پدری خلاف کرد، چرا دخترش را بی خواستگار میگذاری، چرا زنش را به... ببینید قوه قضائیه و قوه مقننه و قوه مجریه و خاص و عام همهمان باید به خدا پناه ببریم. اگر به خدا پناه نبریم از خط مستقیم خارج میشویم «اهدنا الصراط المستقیم» خدایا یک لحظه از راه مستقیم دور نشویم، بنابراین خیلی مهم است نه همه چیز را همه بدانند که آبروریزی است، افراط است نه، مسئولین هم ندانند که این کتمان است، خوب، مشکلات را باید به مسئولین بگوئیم که مسئولین یک فکری بکنند به همه نگوئید تفریط است، به همه بگوئیم افراط است نه تهمت بزنیم و محروم کنیم، همه را از مسئولیتها نه سوء سابقهها را نادیده بگیریم، نه تهمت نه نادیده گرفتن سوءسابقه . بعضیها تهمت میزنند عیبی هم که نیست میچسبانندو یک کسی را با تهمت فشل میکنند میدانی فلانی... همینطور یک چیزی میگویند و خیلی از این تهمت ... شایعه هم چیز بردهاند آقا فلانی چه باغی دارد، چه مزرعهای دارد، فلانی چه برجی دارد، چه کاخی دارد، چی دارد، چی دارد، چی دارد، وارسی کنید اگر دارد با او بد بشوید، اگر دارد و از راه حرام دارد و خیلی سوء استفاده کرده از موقعیتش، آخر ممکن است یک کسی داشته باشد از حلال داشته باشد حالا سلیمان (علیه السلام) هم پول داشت، مگر باید آبروی حضرت سلیمان (علیه السلام) را ریخت، حضرت یوسف (علیه السلام) هم حکومت داشت، ببینید این پولی که دارد از حق پیدا کرده یا سوء استفاده کرده، اگر سوء استفاده کرده خوب... ولی عدهای را تهمت میزنیم، عدهای هم که سوء سابقه ما را نمیدانند بابا آخر این سابقهاش چنین است، حد وسط چیه؟ حد وسط این است که تهمت نزنیم اما عیبهای... سوء سابقه افراد را هم نادیده نگیریم هر پستی را به هر کس ندهیم خوب این سابقهاش خراب است .
نه
تجسس و شنود و کنترل
در مسائل شخصی، نه بی تفاوتی نسبت به
توطئهها بعضی وقتها حالا این دیگر
به وزارت اطلاعات میخورد بعضی وقتها
شنودی ممکن است بگذارند که... بابا
من میخواهمب ه یک کسی توی تلویزیون فحش
بدهم، یک کسی میخواهد با نامزدش
شوخی بکند، اگر شنود بگذاریم برای اینکه
همه مسائل شخصی این افراط است،
اما گاهی هم ما میفهمیم که اینها با
خارج یک قراردادی توطئه دارند آنجا
هم بگوئیم نه انشاءاللّه بز است، آن هم
خیلی سادگی است، نباید برای زندگی
شخصی تجسس کنیم، شنود بگذاریم نه باید
نسبت به توطئهها که امنیت ملی را
در خطر میاندازد بی تفاوت باشیم، پس
کجا؟ مردم در زندگی شخصیشان هیچ کس
نباید تجسس کند، شنود بگذارد، تلفنها
کنترل بشود، مسائل شخصی مردم را
بناید وارد بشویم به حریم خانوادگی کسی
وارد نشویم، اما اگر احساس کردیم
که یک خطی بین ایران و خارج هست، یک رد و
بدلهایی است که اقتصاد، سیاست،
امنیت و عزت ما در خطر است، آنجا باید
شنود بگذاریم، آنجا باید تجسس هم
بکنیم، باید عامل نفوذی هم داشته باشیم،
توی زندگی شخصی نه ولی توی
زندگی... یکوقت یک کسی سیلی میزند توی
گوش بچهاش بیخود ما اینجا نباید
الو!! کلانتری آقا این یک پدری توی
خانهاش به بچهاش کتک زده به تو چه
توی خانه میخواهد بزند بعد هم عذرخواهی
خواهد کرد، حالا غلط هم کرد
عذرخواهی میکند، مسئله شخصی را چکار
داری، اما یکوقت همین آقایی که سیلی
میزند یک 20 کیلو تریاک از این خانه
میبرد خانه دیگر که با این تریاک
میخواهد جوانها را از بین ببرد آنجا اگر
دیدی تریاک حمل و نقل میکند به
کلانتری بگوئید اما اگر یک گناه شخصی
میکند لازم نیست به کلانتری اطلاع
بدهی، پس ببینید، اینها باید مواظب باشیم
کجا اطلاع بدهیم کجا اطلاع
ندهیم، مسائلی که نسل جوان در خطر است،
مسائلی که امنیت عمومی هرجا
مسئولیت عام است باید آنجا نعره بکشیم
هم... شنود بگذاریم عامل نفوذی
بگذاریم، همه دقتهای لازم را انجام
بدهیم، چون مسئله مهم است، اما اگر یک
مسئله شخصی است و فردی است و جزیی است
توی مسائل شخصی جزئی فردی حق
آبروریزی، افشاگری، شفافگری نداریم
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم
ستایش «اکبر الحمق» رئیس
احمقها کیه
رئیس احمقها کسی است که «الاغراق فی
المدح والذم» رئیس احمقها کسی است
که وقتی خوشش میآید خیلی تملق میگوید
وقتی عصبانی میشود خیلی انتقاد
میکند این پیداست خیلی آدم احمقی است
«الکر الحمق» بالاترین درجه احمقی
این است که انسان در ستایش و انتقاد
توازن نداشته باشد. از یک کسی خوشش
میآید بگوید آقا اصلاً روی کره زمین دو
تا آدم مثل تو نیست. ای کاش همه
مردم مثل تو بودند، خاک زیر کفشات بخورد
توی کله نمیدانم... همچین ابروی
تو نمیدانم فرض کنید که کمال تو تملق
میگوید ایشان از... تملق میگوید
گاهی هم خودش آدم از خودش میرود بیرون
مثلاً حالا نمره درسش نوزده است
حالا نمره نوزده است فکر میکند خدا هم
نمره نوزده به او میدهد نه، ممکن
است یک کسی نمرهاش نوزده باشد ولی پهلوی
خدا نمرهاش پائین باشد «انّ
اکرمکم عنداللّه» خوشا بحال کسی که همه
چیزهایش میزان باشد یعنی ادب 20
نماز 20 احترام به پدر و مادر 20 تحصیلات
20 مطالعات 20 فهم 20 نظافت 20
اگر همه چیزها میزان بود خیلی خوب بود
اما اگر کسی هوش بالا زبان حرف بد
از دهانش آمد بیرون فحش داد یعنی میزان
نیست مثل زنی که میزاید کله سه
کیلو است بدن یک سر کله سه کیلو بدن یک
سیر خوب این میمیرد. قران خوب
میخواند صوتش خوب است اما آن مقداری که
روی الفاظ کار میکند روی معنی
کار نمیکند خوب این نامیزان است. اگر
طلبههای ما درسهایی را میخوانند
اما مثلاً با نهجالبلاغه و تفسیر کم رنگ
آشنا باشند خدای ناکرده، این هم
نامیزان است. توی ساختمانهای ما پول
منار میدهیم اما پول بلال نمیدهیم
.
یعنی الان منار میسازیم اما بلالی که
برود روی آن اذان بگوید وجود ندارد
یعنی مؤذن تربیت نمیکنیم اما محل برای
مؤذن میسازیم یعنی بشقاب هست اما
پلویی توی آن نیست، منار بی بلال، بشقاب
بی پلو، یعنی باید منار و بلال با
هم باشد، بشقاب و برنج با هم باشد، این
توازن این است. بنده اگر یک قبای
سفید بپوشم اما پیراهنم مشکی باشد همه
میگویند چرا همچین کفشهایم تا به
تا بشود. جورابهایم رنگاورنگ باشد. یک
دستم را حنا ببندم یک دستم را حنا
نبندم توازن... گفتم این کاریکاتورهایی
که میکشند این کاریکاتورها
میدانید میخواهد بگوید چه؟ میخواهند
بگویند جامعه توازن ندارد، یک آدم
هست شکمش گنده بغلش یک آدم هروئینی این کاریکاتورها
همهاش هنرمند یک چیز
روانی دارد پشت این نقشهاش ظاهرش
کاریکاتور است اما پشتش از نظر روانی،
از نظر سیاسی یک اهداف روانی، یک
اهداف... یک نالههایی دارد نعرههایی
دارد یک افکاری دارد آن افکارش را در
قالب کاریکاتور نشان میدهد میگوید
این چرا همچین است
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم
مواظب باشید نه خودتان گول
خودتان
را بخورید نه گول کتابها را بخورید یک کسی ممکن است کتابخانه خیلی
قشتگی
داشته باشد ولی کسی توی آن مطالعه نکند، خانهاش مهرهای بزرگ
جانمازهای
قشنگ اما نماز نمیخواند. ما چقدر آدم داریم که اتاقهای
میهمانخوان خوبی دارد، برای اتاق
پذیرایی پولهای سنگینی خرج میکند، اما
حاضر نیست مثلاً بیاید یک سالن توی مدرسه
بسازد برای نمازخانه بچهها یعنی
برای میهمان سالی یکبار سالی دو بار پول
خرج میکند اما برای نماز نسل نو
که هر روز نسلش میخواهد نماز بخواند
نمیآید توی دبیرستان پسرش بگوید آقا
من که 5 میلیون 10 میلیون خرج
میهمانخانهام کردم یک 10 میلیون میدهم یک
نمازخانه توی مدرسه بسازید یا دگاری
بیایند مثلاً... ما الان دهها هزار
مدرسه داریم که بچهها میخواهند نماز
بخوانند سالن نمازخانه ندارند و پدر
بعضی از این بچهها خرج... برای تغییر
ماشین تغییر لوستر تغییر اتاق
پذیرایی تغییر خانه سنگ کاری روکاری
منبدکاری دکورسازی یکوقت ممکن است
میلیونها تومان پول دکور بدهد اما برای
بچهاش کفش میخرد یعنی چند هزار
تومان برای بچهاش کفش میخرد اما اگر یک
کتاب هزار تومانی باشد هو هزار
تومان!! یعنی برای مخ بچهاش هزار تومان
سوت میکشد برای مخ بچهاش پول کم
خرج میکند اما برای کفش بچهاش به راحتی
پول خرج میکند اینها
...
نامیزانی هایی است که...
دولتها همینطور یک دولت اصل را میگذارد روی
اقتصاد یک دولت اصل را میگذارد روی
سیاست یک دولت اصل را میگذارد روی
دیانت یک دولت اصل را میگذارد روی...
همه چیز باید با هم باشد سیاست و
دیانت و تقوا و اقتصاد و ورزش
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم

