یادداشت های تحلیلی




























  •  

 



 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در سه شنبه 16 اردیبهشت 1393  ساعت 12:07 AM
نظرات 0 | لينک مطلب



http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg

اعتدال در آموزش بر اساس ظرفیت افراد

http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg


  افراط و تفریط در تعلیم و تربیت   یکی از اشکالاتی که کفار به پیغمبر (صلی اللّه علیه و آله و سلم) می‏کردند   می‏گفتند چرا قرآن یک جا نازل نشد خوب این افراط است بابا یک جیزی که   ظرفیت انسان محدود است قرآن می‏فرماید که می‏گفتند «لو لا نزل علیه جملة   واحدة» چرا یکمرتبه قرآن نازل نشد قرآن می‏فرماید بابا اگر خواسته باشیم   که شما را تربیت کنیم باید آیات تدریجاً نازل بشود سیل که بیاید آب که   فرود نمی‏رود که اگر خواسته باشیم آب به عمق زمین برود باید قطره چکان   باشد یکمرتبه بکوب می‏خوانند دانشجوها و دبیرستانیها و همه می‏خوانند شبها   تا صبح زیر لامپ‌ها بخوان امتحان است کنکور است یاللّه می‏رود توی اتاق در   را قفل می‏کند یا شبانه روز می‏خواند یکبار هم می‏بینی اصلاً سه ماه است   هیچی نخوانده . آموزش نماز یک کار تعلیمی است بنده الان از من می‏پرسند   بچه‏مان را بفرستیم قرآن حفظ کند من جواب نمی‏دهم جواب مثبت نمی‏دهم جواب   منفی هم نمی‏دهم چون اسلام، آنچه ما بلدین از دین اینست اسلام فرمود   بچه‏ات را تا 7 سال آزادش بگذار «دع ابنک سبع سنین» بچه‏ات را تا 7 سال   کاریش نداشته باش حالا به چه دلیل من بچه 4 ساله را تحمیل کنم که قرآن حفظ   کند بله یک وقت یک بچه استعدادهای فوق العاده دارد تیزهوش است نابغه است   خوب نابغه حسابش جداست مثل بیام وه می‏دود ولی ما هر بشکه و درشکه‏ای را   خواسته باشیم هی هل‏اش بدهیم خوب از پا می‏افتد تحمیل، حتی حدیث داریم اگر   حال دعا نداری کم دعا بخوان لازم نیست دعا را بخوانی تا آخر اگر نشاط داری   بخوان نشاط نداری نخوان حاجی‏ها که می‏روند مکه خدا اعمال مکه را قیچی   گذاشته و سطلش یک پنج تا عمل انجام بدهید چند روز استراحت لباس احرام بپوش 7 بار طواف 2 رکعت بخوان سعی و صفا و مروه یک خورده مو قیچی کن آزاد، آزاد   که شد دو مرتبه اعمال حج شروع می‏شود یعنی بین عمره و حج واشِر گذاشته طرف   می‏برد «کفواً احد» که گفتی خدا خم‏ات می‏کند دو رکعت که خواند می‏گوید   بنشین «اشهد أن لا اله» خوب «اشهد ان لا اله الّا اللّه» را نمی‏شود   ایستاده بگویم؟ نه بنشین خم شو دولا شو تنوع واشر گذاشتن بین حج عمره   زمانی برای استراحت و بعضی از مسائل دیگر روایاتی داریم مومن ساعاتش را   چند تقسیم کند که قبلاً خواندم ساعتی را برای لذت و تفریح بگذارد روایاتی   داریم همه قرآن را یک جا یک ضرب نخوان یک کسی همه لباس‌هایش را سبز کرد   جوراب سبز عبا سبز کفش سبز دستکش سبز ریش‏هایش را هم سبز کرد گفتند دیگر   چرا ریش‏ات را... گفت من می‏خواهم یک ضرب 14 معصوم شوم

http://mahmoudzadeh.persiangig.com/2.JPG
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم


 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در شنبه 15 اسفند 1388  ساعت 11:42 PM
نظرات 0 | لينک مطلب



http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg

نه افشاگری، نه کتمان

http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

 

بعضی‏ها به اسم افشاگری همه عیب‌ها را به همه   می‏گویند اسم آن را هم می‏گذارند افشاگری، نه آقا این افشاگری نیست این   آبروی مؤمن را بردن است، اصلاً استیضاح وزیر هم همینطور است، اگر یک وزیری   مشکل دارد نماینده برود اتاق وزیر بگوید آقای وزیر شما مشکل دارید،   نماینده شما، مدیر کل شما در استان ما در شهر ما مسئول نماینده شما این   غلط را کرده، این هم دلیلش فقط استیضاح باید برسد به جایی که با تذکر   مسئله حل نمی‏شود، از قدیم گفته‏اند گره‏ای که با دست باز می‏شود... از   قدیم گفته‏اند سری که درد نمی‏کند دستمالش نبندید از قدیم گفته‏اند کار را   به کاردان بگو. نهضت سوادآموزی بنده رئیس‏اش هستم یکی از کلاس‌های نهضت   سوادآموزی در یک گوشه‏ای یک مشکلی دارد این را مثلاً شما به چه دلیل توی   روزنامه و تلویزیون... به من زنگ می‏زدی. ما باید آبروریزی را بگذاریم در   حدی که هیچ راهی جز آبروریزی نداریم، اگر فقط یک راه داریم که بیائیم   بگوئیم مرگ بر شاه، مرگ بر شاه، شاه ببیند همه ایران بگویند مرگ بر شاه   فرار می‏کند، اگر رسید که شاه دیگر قابل موعظه نیست، تذکرپذیر نیست، آنجا   بسیج می‏شویم هورا می‏کشیم شاه فرار می‏کند اما یک چیزی را که راحت می‏شود   گفت اصلاً اگر یک پسری بد است چرا به بابش می‏گوئیم، بگو آقا جان بیا این   کار تو خلاف بود، چرا عکس‏اش را برمی‏داری، جرا حرف‌هایش را توی نوار ضبط   می‏کنی، می‏خواهی آبرویش را بریزی، اصلاً یک مجرمی را می‏خواهند شلاقش   بزنند، همانجا شلاقش بزنند، چرا این را می‏برند توی در دکان باباش می‏زنی،   می‏خواهی باباش هم سکته کند در دکان حالا یک جوانی خلافکار بود، بنا هم   بود ده تا شلاق بخورد خوب این ده تا شلاق را چرا می‏روی توی محله پهلوی ... پهلوی پدر زنش چرا... زندگی خانوادگی اینرا چرا به هم می‏زنی، مجرم شلاق   بخورد ولی زندگی‏اش به هم... وقتی این مجرم را می‏برند توی محله‏اش دیگر   خانمش هم از خجالت فرار می‏کند، دیگر دخترش هم خواستگار گیرش... می‏گوید   اِه! دختر فلانی را گرفته‏ای، همان که باباش را شلاق زدند، می‏خواهی داماد   او شوی، بابا حالا یک پدری خلاف کرد، چرا دخترش را بی خواستگار می‏گذاری،   چرا زنش را به... ببینید قوه قضائیه و قوه مقننه و قوه مجریه و خاص و عام   همه‏مان باید به خدا پناه ببریم. اگر به خدا پناه نبریم از خط مستقیم خارج   می‏شویم «اهدنا الصراط المستقیم» خدایا یک لحظه از راه مستقیم دور نشویم،   بنابراین خیلی مهم است نه همه چیز را همه بدانند که آبروریزی است، افراط   است نه، مسئولین هم ندانند که این کتمان است، خوب، مشکلات را باید به   مسئولین بگوئیم که مسئولین یک فکری بکنند به همه نگوئید تفریط است، به همه   بگوئیم افراط است نه تهمت بزنیم و محروم کنیم، همه را از مسئولیت‏ها نه   سوء سابقه‏ها را نادیده بگیریم، نه تهمت نه نادیده گرفتن سوءسابقه . بعضی‏ها تهمت می‏زنند عیبی هم که نیست می‏چسبانندو یک کسی را با تهمت فشل   می‏کنند می‏دانی فلانی... همینطور یک چیزی می‏گویند و خیلی از این تهمت ... شایعه هم چیز برده‏اند آقا فلانی چه باغی دارد، چه مزرعه‏ای دارد، فلانی   چه برجی دارد، چه کاخی دارد، چی دارد، چی دارد، چی دارد، وارسی کنید اگر   دارد با او بد بشوید، اگر دارد و از راه حرام دارد و خیلی سوء استفاده   کرده از موقعیتش، آخر ممکن است یک کسی داشته باشد از حلال داشته باشد حالا   سلیمان (علیه السلام) هم پول داشت، مگر باید آبروی حضرت سلیمان (علیه   السلام) را ریخت، حضرت یوسف (علیه السلام) هم حکومت داشت، ببینید این پولی   که دارد از حق پیدا کرده یا سوء استفاده کرده، اگر سوء استفاده کرده   خوب... ولی عده‏ای را تهمت می‏زنیم، عده‏ای هم که سوء سابقه ما را   نمی‏دانند بابا آخر این سابقه‏اش چنین است، حد وسط چیه؟ حد وسط این است که   تهمت نزنیم اما عیب‏های... سوء سابقه افراد را هم نادیده نگیریم هر پستی   را به هر کس ندهیم خوب این سابقه‏اش خراب است .

  نه تجسس و شنود و کنترل   در مسائل شخصی، نه بی تفاوتی نسبت به توطئه‏ها بعضی وقتها حالا این دیگر   به وزارت اطلاعات می‏خورد بعضی وقتها شنودی ممکن است بگذارند که... بابا   من می‏خواهمب ه یک کسی توی تلویزیون فحش بدهم، یک کسی می‏خواهد با نامزدش   شوخی بکند، اگر شنود بگذاریم برای اینکه همه مسائل شخصی این افراط است،   اما گاهی هم ما می‏فهمیم که اینها با خارج یک قراردادی توطئه دارند آنجا   هم بگوئیم نه انشاءاللّه بز است، آن هم خیلی سادگی است، نباید برای زندگی   شخصی تجسس کنیم، شنود بگذاریم نه باید نسبت به توطئه‏ها که امنیت ملی را   در خطر می‏اندازد بی تفاوت باشیم، پس کجا؟ مردم در زندگی شخصی‏شان هیچ کس   نباید تجسس کند، شنود بگذارد، تلفن‏ها کنترل بشود، مسائل شخصی مردم را   بناید وارد بشویم به حریم خانوادگی کسی وارد نشویم، اما اگر احساس کردیم   که یک خطی بین ایران و خارج هست، یک رد و بدل‏هایی است که اقتصاد، سیاست،   امنیت و عزت ما در خطر است، آنجا باید شنود بگذاریم، آنجا باید تجسس هم   بکنیم، باید عامل نفوذی هم داشته باشیم، توی زندگی شخصی نه ولی توی   زندگی... یکوقت یک کسی سیلی می‏زند توی گوش بچه‏اش بیخود ما اینجا نباید   الو!! کلانتری آقا این یک پدری توی خانه‏اش به بچه‏اش کتک زده به تو چه   توی خانه می‏خواهد بزند بعد هم عذرخواهی خواهد کرد، حالا غلط هم کرد   عذرخواهی می‏کند، مسئله شخصی را چکار داری، اما یکوقت همین آقایی که سیلی   می‏زند یک 20 کیلو تریاک از این خانه می‏برد خانه دیگر که با این تریاک   می‏خواهد جوانها را از بین ببرد آنجا اگر دیدی تریاک حمل و نقل می‏کند به   کلانتری بگوئید اما اگر یک گناه شخصی می‏کند لازم نیست به کلانتری اطلاع   بدهی، پس ببینید، اینها باید مواظب باشیم کجا اطلاع بدهیم کجا اطلاع   ندهیم، مسائلی که نسل جوان در خطر است، مسائلی که امنیت عمومی هرجا   مسئولیت عام است باید آنجا نعره بکشیم هم... شنود بگذاریم عامل نفوذی   بگذاریم، همه دقتهای لازم را انجام بدهیم، چون مسئله مهم است، اما اگر یک   مسئله شخصی است و فردی است و جزیی است توی مسائل شخصی جزئی فردی حق   آبروریزی، افشاگری، شفاف‏گری نداریم

http://mahmoudzadeh.persiangig.com/2.JPG
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم


 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در شنبه 15 اسفند 1388  ساعت 11:41 PM
نظرات 0 | لينک مطلب



http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg
دوری از افراط در ستایش و سرزنش
http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg


  ستایش «اکبر الحمق» رئیس احمق‌ها کیه   رئیس احمق‌ها کسی است که «الاغراق فی المدح والذم» رئیس احمق‌ها کسی است   که وقتی خوشش می‏آید خیلی تملق می‏گوید وقتی عصبانی می‏شود خیلی انتقاد   می‏کند این پیداست خیلی آدم احمقی است «الکر الحمق» بالاترین درجه احمقی   این است که انسان در ستایش و انتقاد توازن نداشته باشد. از یک کسی خوشش   می‏آید بگوید آقا اصلاً روی کره زمین دو تا آدم مثل تو نیست. ای کاش همه   مردم مثل تو بودند، خاک زیر کفش‏ات بخورد توی کله نمی‏دانم... همچین ابروی   تو نمی‏دانم فرض کنید که کمال تو تملق می‏گوید ایشان از... تملق می‏گوید   گاهی هم خودش آدم از خودش می‏رود بیرون مثلاً حالا نمره درسش نوزده است   حالا نمره نوزده است فکر می‏کند خدا هم نمره نوزده به او می‏دهد نه، ممکن   است یک کسی نمره‏اش نوزده باشد ولی پهلوی خدا نمره‏اش پائین باشد «انّ   اکرمکم عنداللّه» خوشا بحال کسی که همه چیزهایش میزان باشد یعنی ادب 20   نماز 20 احترام به پدر و مادر 20 تحصیلات 20 مطالعات 20 فهم 20 نظافت 20   اگر همه چیزها میزان بود خیلی خوب بود اما اگر کسی هوش بالا زبان حرف بد   از دهانش آمد بیرون فحش داد یعنی میزان نیست مثل زنی که می‏زاید کله سه   کیلو است بدن یک سر کله سه کیلو بدن یک سیر خوب این می‏میرد. قران خوب   می‏خواند صوتش خوب است اما آن مقداری که روی الفاظ کار می‏کند روی معنی   کار نمی‏کند خوب این نامیزان است. اگر طلبه‏های ما درسهایی را می‏خوانند   اما مثلاً با نهج‏البلاغه و تفسیر کم رنگ آشنا باشند خدای ناکرده، این هم   نامیزان است. توی ساختمان‌های ما پول منار می‏دهیم اما پول بلال نمی‏دهیم . یعنی الان منار می‏سازیم اما بلالی که برود روی آن اذان بگوید وجود ندارد   یعنی مؤذن تربیت نمی‏کنیم اما محل برای مؤذن می‏سازیم یعنی بشقاب هست اما   پلویی توی آن نیست، منار بی بلال، بشقاب بی پلو، یعنی باید منار و بلال با   هم باشد، بشقاب و برنج با هم باشد، این توازن این است. بنده اگر یک قبای   سفید بپوشم اما پیراهنم مشکی باشد همه می‏گویند چرا همچین کفش‌هایم تا به   تا بشود. جوراب‌هایم رنگاورنگ باشد. یک دستم را حنا ببندم یک دستم را حنا   نبندم توازن... گفتم این کاریکاتورهایی که می‏کشند این کاریکاتورها   می‏دانید می‏خواهد بگوید چه؟ می‏خواهند بگویند جامعه توازن ندارد، یک آدم   هست شکمش گنده بغلش یک آدم هروئینی این کاریکاتورها همه‏اش هنرمند یک چیز   روانی دارد پشت این نقشه‏اش ظاهرش کاریکاتور است اما پشتش از نظر روانی،   از نظر سیاسی یک اهداف روانی، یک اهداف... یک ناله‏هایی دارد نعره‏هایی   دارد یک افکاری دارد آن افکارش را در قالب کاریکاتور نشان می‏دهد می‏گوید   این چرا همچین است

http://mahmoudzadeh.persiangig.com/2.JPG
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم


 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در شنبه 15 اسفند 1388  ساعت 11:39 PM
نظرات 0 | لينک مطلب



http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg
اعتدال در هزینه های زندگی
http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg


مواظب باشید نه خودتان گول   خودتان را بخورید نه گول کتابها را بخورید یک کسی ممکن است کتابخانه خیلی   قشتگی داشته باشد ولی کسی توی آن مطالعه نکند، خانه‏اش مهرهای بزرگ   جانمازهای قشنگ اما نماز نمی‏خواند. ما چقدر آدم داریم که اتاقهای   میهمان‏خوان خوبی دارد، برای اتاق پذیرایی پولهای سنگینی خرج می‏کند، اما   حاضر نیست مثلاً بیاید یک سالن توی مدرسه بسازد برای نمازخانه بچه‏ها یعنی   برای میهمان سالی یکبار سالی دو بار پول خرج می‏کند اما برای نماز نسل نو   که هر روز نسلش می‏خواهد نماز بخواند نمی‏آید توی دبیرستان پسرش بگوید آقا   من که 5 میلیون 10 میلیون خرج میهمانخانه‏ام کردم یک 10 میلیون می‏دهم یک   نمازخانه توی مدرسه بسازید یا دگاری بیایند مثلاً... ما الان ده‌ها هزار   مدرسه داریم که بچه‏ها می‏خواهند نماز بخوانند سالن نمازخانه ندارند و پدر   بعضی از این بچه‏ها خرج... برای تغییر ماشین تغییر لوستر تغییر اتاق   پذیرایی تغییر خانه سنگ کاری روکاری منبدکاری دکورسازی یکوقت ممکن است   میلیونها تومان پول دکور بدهد اما برای بچه‏اش کفش می‏خرد یعنی چند هزار   تومان برای بچه‏اش کفش می‏خرد اما اگر یک کتاب هزار تومانی باشد هو هزار   تومان!! یعنی برای مخ بچه‏اش هزار تومان سوت می‏کشد برای مخ بچه‏اش پول کم   خرج می‏کند اما برای کفش بچه‏اش به راحتی پول خرج می‏کند اینها ... نامیزانی هایی است که... دولت‏ها همینطور یک دولت اصل را می‏گذارد روی   اقتصاد یک دولت اصل را می‏گذارد روی سیاست یک دولت اصل را می‏گذارد روی   دیانت یک دولت اصل را می‏گذارد روی... همه چیز باید با هم باشد سیاست و   دیانت و تقوا و اقتصاد و ورزش

http://mahmoudzadeh.persiangig.com/2.JPG
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم


 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در شنبه 15 اسفند 1388  ساعت 11:34 PM
نظرات 0 | لينک مطلب




  • تعداد صفحات :4
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  

POWERED BY RASEKHOON.NET