یادداشت های تحلیلی




























http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg
اعتدال در اخلاق
http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg


فلانی‌، از نظر اخلاقی‌، آدم‌ متعادلی‌ نیست‌ !

این‌   جمله‌ به‌ گوشتان‌ آشنا نیست‌؟ شاید اگر تا به‌ حال‌، خودتان‌ آن‌ را به‌   زبان‌ نیاورده‌اید، بارها از زبان‌ دوستان‌ و یا اطرافیان‌ خود شنیده‌اید . و امّا چند سؤال‌ : یک‌   نفر، چه‌ ویژگی‌های‌ اخلاقی‌ای‌ می‌تواند داشته‌ باشد که‌ بگوییم‌ از نظر   اخلاقی‌، متعادل‌ است‌؟ و یا به‌ عبارت‌ علمی‌تر، معیارهای‌ «اعتدال‌   اخلاقی‌» کدام‌ها هستند؟ اصلاً یک‌ جوان‌ امروزی‌، از کجا باید بفهمد که‌   اخلاق معتدلی‌ دارد یا نه‌؟ و اصولاً چه‌ رابطه‌ای‌ بین‌ «اعتدال‌» و « اخلاق» وجود دارد؟

http://mahmoudzadeh.persiangig.com/5.JPG

اخلاق «خوش‌» یا «معتدل‌ »

هنگامی‌   که‌ صحبت‌ از اخلاق و جنبه‌های‌ مختلف‌ آن‌ به‌ میان‌ می‌آید، اولین‌   چیزی‌ که‌ به‌ ذهن‌ می‌رسد، اخلاق خوب‌ (پسندیده‌) و اخلاق بد (ناپسند ) است‌، که‌ از اولی‌ به‌ «خوش‌اخلاقی‌» و از دومی‌ به‌ «بداخلاقی‌» تعبیر   می‌شود. در اصطلاح‌ عوام‌، خوش‌اخلاق به‌ افراد خنده‌رو و بذله‌گو،   خوش‌قول‌ و متعهّد و افرادی‌ که‌ با همه‌ جور آدمی‌ بسازند گفته‌ می‌شود و   در مقابل‌، به‌ افراد بدقول‌، بهانه‌گیر، عبوس‌، اخمو و عصبانی‌ و افراد   ناسازگار و مستبد، بداخلاق گفته‌ می‌شود. اما آیا می‌توان‌ گفت‌ که‌ هر   فرد خوش‌اخلاقی‌، دارای‌ اعتدال‌ اخلاقی‌ هم‌ هست‌؟ و یا به‌ عبارتی‌،   افراد خوش‌اخلاق را از نظراخلاقی‌ کامل‌ دانست‌؟ چه‌   بسا ممکن‌ است‌ فردی‌ در ظاهر، انسان‌ خوش‌اخلاق به‌ نظر آید، ولی‌ در   درون‌، فردی‌ ترسو، هوسران‌، حسود، حریص‌ و... باشد و یا بر عکس‌، ممکن‌   است‌ همین‌ فردِ خوش‌اخلاق، نه‌ تنها ترسو نباشد، بلکه‌ آن‌ قدر در شجاعتْ   افراط‌ کند که‌ به‌ تهوّر کشیده‌ شود. مثل‌ این‌ که‌ حتی‌ پریدن‌ از یک‌   ساختمان‌ پنج‌ طبق‌ هم‌ برایش‌ ترسی‌ نداشته‌ باشد و یا این‌ که‌ در پرهیز   از شهوات‌، دچار خمود و بی‌توجهی‌ کامل‌ به‌ نیازهای‌ جسمی‌ و روحی‌ خود   شده‌ باشد و یا به‌ جای‌ حرص‌ و طمع‌، آن‌ قدر دست‌ و دلباز باشد که‌   تمام‌ زندگی‌ خود را خرج‌ دوستان‌ و آشنایان‌ کند. پس‌ ملاحظه‌ می‌کنید   که‌ بین‌ خوش‌اخلاقی‌ و اخلاق متعادل‌، فاصلة‌ زیادی‌ وجود دارد؛ اما این‌   که‌ «اخلاق متعادل‌» چیست‌ و چه‌ معیارهایی‌ دارد، بحث‌ اصلی‌ این‌ نوشتار   است‌ که‌ در ادامه‌ به‌ آن‌ می‌پردازیم‌

http://mahmoudzadeh.persiangig.com/3.JPG

معیارهای‌ اعتدال‌ اخلاقی‌

قرآن‌   کریم‌، در نصایح‌ لقمان‌ به‌ فرزندش‌ می‌آورد که‌: «و در کارهایت‌،   میانه‌رو باش‌!» 1 حال‌، اگر از شما بخواهند میانه‌رَوی‌ یا اعتدال‌   اخلاقی‌ را تعریف‌ کنید، چه‌ جوابی‌ می‌دهید؟ خب‌، شاید بگویید: با رعایت‌ تمام‌ اصول‌ و موازین‌ می‌توان‌ به‌ اعتدال‌ اخلاقی‌ دست‌ یافت‌ . حال‌   اگر از شما بخواهند که‌ این‌ معیارها و موازین‌ اخلاقی‌ را نام‌ ببرید،   به‌ چه‌ چیزهایی‌ اشاره‌ می‌کنید؟ آیا می‌توانید تمام‌ آن‌ اصول‌ را یک‌   به‌ یک‌ و بدون‌ این‌ که‌ چیزی‌ را از قلم‌ انداخته‌ باشید، نام‌ ببرید،   به‌ گونه‌ای‌ که‌ به‌ طور قطع‌ بتوان‌ گفت‌ با رعایت‌ این‌ اصول‌ می‌توان‌   مطمئن‌ بود که‌ اخلاق متعالی‌ داریم‌؟ احتمالاً   شما هم‌ با من‌ هم‌ عقیده‌ هستید که‌ این‌ کار، بسیار مشکل‌ و تا حدّی‌   غیر ممکن‌ است‌؛ چون‌ که‌ به‌ راحتی‌ نمی‌توان‌ تمام‌ صفات‌ و حالات‌   اخلاقی‌ انسان‌ را نام‌ برد و برای‌ آنها معیار و واحد مشخصی‌ ارائه‌ نمود

http://mahmoudzadeh.persiangig.com/2.JPG
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم


 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در جمعه 14 اسفند 1388  ساعت 11:11 PM
نظرات 0 | لينک مطلب



 

http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg
اسلام، دين اعتدال
http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg


از نظر اسلام، هستي بر بنياد عدالت و اعتدال نهاده شده است و انسان كامل، معتدل ترين شخصيت در همه حوزه هاست. از اين رو خداوند از مردم مي خواهد براي دست يابي به كمال مطلق و تقرب الي الله و زندگي سعادتمند در دنيا و آخرت، اعتدال گرايي را در زندگي خويش در پيش گيرند و هرگز گرايش به افراط و تفريط نداشته باشند. دين اسلام، به عنوان كامل ترين و ساده ترين برنامه و راهنماي زيستن، ديني معتدل و ميانه است و بر همين اساس آن را دين حنيف ناميده اند. بر اين پايه مي توان گفت كه هر كس كه اسلام را راهنماي زندگي خويش قرار دهد، زندگي معتدلي خواهد داشت و از نظر شخصيتي نيز به تعادل دست خواهد يافت. از اين رو، شخص هم در حوزه روان شناسي شخصيت و هم در حوزه روان شناسي اجتماعي و تعامل با ديگران و هم در حوزه هاي ديگر، انساني معتدل مي باشد. بخش اساسي در زندگي انسان كه تاثير شگرفي بر شخص و محيط و جامعه وي به جا مي گذارد، حوزه مصرف و بهره گيري از امكانات و نعمت هايي است كه خداوند به وي بخشيده است؛ زيرا انساني كه با كار و كوشش خويش و يا با عنايت و فضل الهي، از نعمت هاي او برخوردار مي شود، زماني مي تواند سپاسگزار نعمت باشد كه در مصرف آن چيز، دقت و تامل داشته و راه اعتدال رابپيمايد؛ چون سپاسگزار نعمتي بودن به معناي درست مصرف كردن و بهره گيري مثبت و سازنده از آن چيز در راستاي كمال شخصي و جمعي بلكه همگاني است كه معناي اخير شامل همه موجودات هستي مي باشد؛ زيرا انسان به عنوان خليفه الهي موظف است تا در مقام ربوبيت طولي با تغيير و تصرف در اشيا و چيزها آن ها را به كمال شايسته و بايسته خود برساند

http://mahmoudzadeh.persiangig.com/3.JPG

از نظر اسلام هرگونه گرايشي به سوي افراط و تفريط به معناي خروج از جاده حقيقت وحقانيت و رهسپاري در بيراهه هبوط و سقوط فردي و اجتماعي است. ولذا در همه حوزه ها از جمله حوزه اقتصاد، خواهان اعتدال و ميانه روي است. همين تاكيد بر مصرف درست و معتدل است كه واژه اقتصاد را براي مفهوم خاصي به كار گرفته است؛ زيرا اقتصاد ازواژه قصد به معناي ميانه روي و اعتدال گرفته شده است به سخن ديگر، بهره گرفتن از واژه قصد به معناي اعتدال و ميانه روي براي بيان فعاليت هاي فردي و اجتماعي مربوط به توليد، مبادله و مصرف كالا و خدمات تاكيد بر اين معناست كه اصول فعاليت هاي مربوط به اقتصاد مي بايست براساس اعتدال و ميانه روي باشد

http://mahmoudzadeh.persiangig.com/5.JPG

از جمله بخش هاي حوزه فعاليت هاي اقتصادي، بخش مصرف است. بنابراين، در اين بخش نيز اعتدال و ميانه روي از سوي اسلام و قرآن به عنوان اصل اساسي مورد توجه و تاكيد است. بلكه حتي مي توان گفت كه در ميان سه بخش توليد، مبادله و مصرف، بخش اخير از اهميت بيش تري برخوردار است تا ميانه روي و اعتدال در آن به عنوان بنياد رفتاري انسان خودنمايي كند

http://mahmoudzadeh.persiangig.com/2.JPG
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم


 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در پنج شنبه 13 اسفند 1388  ساعت 11:18 PM
نظرات 0 | لينک مطلب



http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg
نبایدهای اصلاح الگوی مصرف،‌ از امكانات شخصی و عمومي
http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg


بر پایه آنچه درباره ضرورت‌های اصلاح الگوی مصرف تبیین شد، معیارهای الگوی صحیح در مصرف عبارتند از : برنامه‌ریزی، میانه‌روی، رعایت اولویت‌ها، همدردی با توده‌های مردم در تنگناهای اقتصادی، ساده‌زیستی، اجتناب از تفریط، درنظر گرفتن فرهنگ حاكم بر جامعه، هزینه كردن بخشی از درآمد در جهت مصالح جامعه. بنابراین مصرف هرچه به این معیارها نزدیك‌تر باشد، پسندیده‌تر و هرچه دورتر باشد، نكوهیده‌تر و نارواتر. اینك انواع مصرف‌های ناروا و ویژگی‌های آنها را بیان می‌كنیم :

1. اسراف و تبذیر: اسراف در لغت، به معنای تجاوز از مرز اعتدال در هر كار است.3 در قرآن4 و حدیث نیز این واژه در معنای لغوی آن به كار رفته است. در روایتی از امام علی علیه‌السلام آمده است: «كل ما زاد علی الاقتصاد، اسراف: هرچه از میانه‌روی بگذرد، زیاده‌روی است همچنین از امام صادق علیه‌السلام روایت شده است: «اعلم ان لكل شیء حدا، فان جاوزه كان سرفا: بدان هر چیزی اندازه‌ای دارد كه اگر از آن بگذرد، زیاده‌روی است.»

http://mahmoudzadeh.persiangig.com/2.JPG
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم


 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در پنج شنبه 13 اسفند 1388  ساعت 11:02 PM
نظرات 0 | لينک مطلب



 

http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg
مكانيزمها و نمونه‌هايي از برون گرايي
http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg


 

سياست‌هاي تبليغاتي و تشويق فروش كالا بدون شك يكي از مؤثرترين طرق نفوذ شركتهاي فرامليتي است، و در تغيير نيازهاي اساسي افراد و هدايت آنها به سوي ماركها و فرآورده‌هاي خاص دخالت دارد. قطعاً اين انتقال سليقه‌ها برآيند سياستهاي گسترده بازاريابي و تأثير آنها برمعرفها و هنجارهاست . م. گلدفري و س. لانگدون (1979)، يادآوري مي‌كنند كه در سال 1973، 80% آگهي‌هاي تبليغاتي راديو سواحلي دركنيا به شركتهاي فرامليتي تعلق داشت . از جمله اين شركتها مي‌توان براوك باند، نستله، لگليت ـ پالموليو، كوكاكولا، يونيليور، گلاسكو و استرلينگ وينتراپ را نام برد. هدف اصلي اين تبليغات ايجاد نيازها و بنابراين فرآورده‌هايي است كه مي‌توانند اين نيازها را برآورده سازند. فرآورده‌هايي كه عملاً تنها شركتهاي فرامليتي قادر به توليد آنها هستند. براي مثال شركت يونيليور براي فروش خود برنامه‌هاي تبليغاتي جهاني بسيار مهمي اجرا مي‌كند. اين برنامه‌ها غالباً باعث مي‌شود تا مردم تمامي علاقه خود را به فرآورده‌هاي داخلي از دست بدهند. مثلاً همين شركت تلاش مي‌كند تا در هند مارگارين واناپستي را جايگزين كره محلي كند و به نظر مي‌رسد كه اين محصول داخلي كلاً از بين برود. اين شركت در ايجاد نياز به پودرهاي پاك كننده شيميايي و مواد ضدعفوني كننده و نتيجتاً در نتيجه ايجاد بازاري براي اين محصولات خود در اندونزي موفق بوده است . علاوه براين توانسته است فروش بستني ، سوسيس و اغذيه منجمد شده خود را در مناطق درون مرزي سيرالئون و ليبريا گسترش دهد ، يعني در مناطقي كه كمتر مي‌توان از آنها به عنوان مناطق داراي " درآمدهاي احتياطي " سخن گفت و آذوقه‌رساني به آنها معمولاُ توسط هواپيما صورت مي‌گيرد. در آمريكاي لاتين قدرت تبليغات به حدي است كه حتي روستاييان بسيار فقير نيز عملاً خودرا ملزم به نوشيدن نوشابه‌هايي چون كوكاكولا و پيسي مي‌دانند، ولو آنكه به قيمت فروش محصولات طبيعي‌شان تمام شود . ر. لدوگار با مطالعه دو كشور برزيل و مكزيك ، موفقيت شركتهاي فرامليتي را در ايجاد نياز به نوشابه‌هاي غير الكلي نشان مي‌دهد. براي مثال ؛ مصرف سالانه اين نوع نوشابه‌ها در مكزيك رقم قابل ملاحظه 14 ميليارد بطري يعني براي هر نفر 5 بطري طي يك هفته بوده است ( در مكزيك 40% نوشابه‌هاي مصرفي پپسي كولاست ). شستشوي مغزي تجارتي آنچنان قوي است كه ساكنين برخي روستاهاي مكزيك به رغم درآمد اندك خود متقاعد شده‌اند كه بدون اين نوشابه‌ها نمي‌توانند زندگي كنند و بايد هر روز آنها را مصرف كنند . در سال 1979 يك كشيش مكزيكي با اشاره به اين مطلب مي‌نويسد: شنيده‌ام بعضي از روستاييان مي‌گويند بدون مصرف روزانه نوشابه‌هاي غير الكلي نمي‌توانند زندگي كنند . برخي ديگر به خاطر نمايش پايگاه اجتماعي خود هر روز با غذايشان بايد نوشابه بنوشند، به خصوص مواقعي كه ميهمان دارند. اكثراً فكر مي‌كنند كه بايد روزانه اين نوشابه‌ها را مصرف كنند. اين اساساً ناشي از تبليغات گسترده به خصوص در راديو است كه در اين مناطق كوهستاني شنوندگان فراوان دارد. به موازات اين امر، در اين روستاها فرآورده‌هاي طبيعي مثل ميوه كمتر مصرف مي‌شود، برخي خانواده‌ها فقط هفته‌اي يك بار ميوه مي خورند . " اساس اين سياستهاي تبليغاتي متقاعد ساختن مردم است به اينكه روشهاي سنتي تغذيه ( ارزن، برنج ، لوبيا،‌ذرت، آب) در قياس با محصولات غربي غالباً پيچيده‌تر ( بسته‌بنديهاي لوكس، تفاوت‌گذاريهاي تصنعي با استفاده از ماركهاي گوناگون ) اهميت كمتري دارد . موضوع مهم در اينجا نمادگذاري اجتماعي كالاهاست . از آنجا كه مردم به خاطر كم‌سوادي خود آسيب‌پذيرترند، تاًثير تبليغات بسيار زيادتر مي‌شود. براي مثال، به كشور كنيا كه قبلاً نيز مورد بحث بوده اشاره مي‌شود. هزينه تبليغات بازاريابي براي صابونهاي توليدي شركتهاي وابسته به شركتهاي فرامليتي در اين كشور 6% و براي صابونهاي توليد داخلي 1% قيمت آنها بوده است . اين خود نشاندهنده سياست هدايت تقاضاهاي داخلي به سوي فرآورده‌هاي پيچيده‌تر (صنعتي )، ( صابون توالت، موادضد عفوني كننده ...) است كه بيشتر بر شكل ظاهري صابون‌ها و جذابيت بسته‌بندي آن تأكيد دارد. براي ارائه طرحي كلي‌تراز موضوع به هزينه‌هاي تبليغاتي شركتهاي تابع شركتهاي فرامليتي در كنيا اشاره مي‌شود . اين هزينه‌ها در حدود 12 ميليون شلينگ كنياست، در حالي كه بودجه تخصيص يافته در آخرين برنامه پنج ساله كنيا براي ساختن مركز بهداشت روستايي كه دولت از آنها به عنوان عوامل كليدي در بهداشت مناطق روستايي ( حدود 90% جمعيت كشور در اين مناطق سكونت دارند ) ياد مي‌كند، 7.5ميليون شلينگ است يكي از مشهورترين نمونه‌هاي نفوذ خارجي در الگوهاي مصرف، فعاليت شركت نستله و سياست توسعه فروش شير خشك براي اطفال است . اين شركت براي ترويج فرآوردهاي غذايي خود و جايگزين كردن آنها به جاي شير مادر سياست فعالي را به مرحله اجرا درآورد. براي اين منظور روشهاي متفاوتي به كار گرفته شده است

http://mahmoudzadeh.persiangig.com/5.JPG

1ـ توزيع مجاني و غالباً خانه به خانه بطريهاي شير و محصولات لبني ( لاكتوژن(

2ـ اجراي برنامه‌هاي تبليغاتي در بيمارستانها و زايشگاهها . اين برنامه‌ها توسط مأموران خاصي موسوم به "پرستاران شير " صورت مي‌گرفت ، اين پرستاران اونيفورم سفيد مي‌پوشيدند و نتيجتاً به راحتي مي‌شد آنها را با كاركنان بيمارستان اشتباه گرفت .

3ـ توزيع مجاني كارتهاي مربوط به وزن نوزادان با تبليغ لاكتوژن . جمله‌اي هم در اين كارتها نوشته شده بود با اين مضمون كه مادران تاحد امكان بايد كودكان را با شير خود تغذيه كنند . اما عملاً چند درصد مادران قادر به خواندن اين نوشته بودند؟ 

4ـ تبليغات تلفيقي در بيمارستانها و راديو . در اينجا گفته مي‌شد كه مصرف اين فرآورده‌ها، نيرو و قدرت به كودكان مي‌بخشد( براي مثال اين دو موضوع درنيجريه اهميت زيادي دارند ). در جامائيكا تبليغ به اين شكل بود: "لاكتوژن باعث نيرومندي و سلامتي است " يا "انرژي و قدرت مي بخشد ". مصرف شير خشك همراه با برخي نمادها ، يعني "نو "، "بهتر " و نظاير آن بود. دكتر تي. ان ملت نليما در باب آگهي تبليغاتي كه در سال 1974 به مدت دو سال در راديوي كشور سيرالئون پخش مي‌شد، مي‌نويسد : "آگهي ، مادر از كودكش مي‌پرسيد كه آيا لاكتوژن را دوست دارد؟ كودك با خنده شديدي پاسخ مي‌داد: اوم،‌اوم... مادراني كه اين آگهي را مي‌شنيدند معتقد مي‌شدند كه لاكتوژن براي كودكان بهتر از شير مادر است . اينان نمي دانستند كه در اين آگهي در واقع يك مونتاژ صداست . يعني در آغاز سوال مادر از كودك ضبط شده و سپس صداي قهقهه و خنده كودك، كه علت آن قطعاً چيز ديگري و احتمالاً همان شير مادر بود ، به آن افزوده شده است " در حال حاضر شير خشك در بسياري از كشورهاي جهان سوم مصرف بسيار وسيعي دارد. بنابراين فعاليت شركتهاي فرامليتي مي‌تواند به انتقال حقيقي الگوهاي مصرف منجر شود. اين روند انتقال الگوها، نيازها برحسب ماركها تغيير پيدا مي كنند و فرآورده‌هاي پيچيده‌تر و گرانتر جانشين محصولت ساده و ارزان مي‌گردد. به موازات اين فرآيند، تبليغات شركتهاي فرامليتي با ايجاد تمايزات تصنعي بين فرآورده‌ها، موجب از رونق افتادن سريع و جايگزين نمودن آنها با محصولات جديدتر است . نمونه‌هاي برون‌گرايي بسيار فراوان بوده و عواقب تأسف باري دارد. اين تنها چيزي است كه مي‌توان گفت روستاييان مكزيك بيش از پيش به مصرف نان سفيد به جاي نان سنتي خودشان كه هم ارزانتر است و هم پروتئين بيشتري دارد، روي آورده‌اند. در جامائيكا مردم عادت داشتند به عنوان صبحانه ماهي و موز كه هر دو ارزان و بسيار مقوي هستند ، مصرف كنند. اما در نتيجه تبليغت اين عادت از بين رفته و اين فكر در مغز مردم رسوخ كرده كه براي صبحانه بهتر است سه رال مصرف كنند. اكنون مردم از محصولات كلوگ استفاده مي‌كنند ، در حالي كه موز در بازار به خاطر نبودن خريدار و مشتري فاسد شده و از بين مي‌رود. ورود شركتهاي دانون‌سا و شامبورسي، شركتهاي تابعه گروه شركتهاي ب.اس.ان ژروهدانون و گروه نستله، در سال 1973 به مكزيك و برنامه‌هاي تبليغاتي مهم آنها تقاضاي كلي براي ماست را تا ميزان 350% افزايش داده است .


http://mahmoudzadeh.persiangig.com/2.JPG
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم


 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در پنج شنبه 13 اسفند 1388  ساعت 10:59 PM
نظرات 0 | لينک مطلب



http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg
ريشه لغوي اعتدال
http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg


واژه اعتدال كه در زبان عربي از عدل گرفته شده، در زبان فارسي به معناي ميانه روي و رعايت حد وسط است. براي فهم معناي اين واژه به نظر مي رسد كه روش بازخواني كاربردها و استعمالات آن در قرآن و ادبيات كهن عربي مفيد باشد. در اين كاربردها مي توان معاني چندي را براي عدل به دست آورد. از آن جمله عدل به معناي استقامت و اعتدال و ميانه روي و نيز اصلاح است. اين واژه به معناي يكي از دو كفه ترازو نيز به كار رفته است. از اين رو هر يك از كفه هاي ترازو را عدل ديگري مي گويند. برهمين اساس عديل به معناي باجناق نيز به كار مي رود كه هر يك كفه اي از ترازوي دامادي را تشكيل مي دهند. ابن منظور در كتاب لسان العرب در اين باره مي نويسد: ان العدل هو ما قام في النفوس انه مستقيم. و كل ما لم يكن مستقيماً أو منتظما كان جورا و ظلما. و عدل الموازين و المكاييل: سواها. و عدل الشيء يعدله عدلا و عادله: وازنه. و عدلت بين الشيئين، و عدلت فلانا بفلان اذا سويت بينهما. و تعديل الشيء تقويمه. و قيل: العدل تقويمك الشيء بالشيء من غير جنسه حتي تجعله له مثلا. و العدل و العدل و العديل سواء أي النظير و المثل. و من العداله اسم لمعني العدل. و يستخدم مصطلح العدل بمعني المساواه أو التساوي، أي مساواه هذا الشيء بذاك. و يمكن التعبير عن هذا المعني بمصطلحين: كيفي و كمي. الأول يشير الي المساواه المجرد الذي يعني المساواه في الحقوق. أما المصطلح الثاني، فيؤكد العدل التوزيعي. و علي هذا يكون المعني الحرفي ل(عدل) في العربيه الفصيحه مزيجا من القيم الأخلاقيه و الاجتماعيه و هو يفيد: الانصاف، المساواه، الميزان، الاعتدال، الاستقامه در حقيقت معنائي كه براي عدل مي توان در كاربردهاي عربي به دست داد آن كه اين واژه به معناي انصاف و مساوات و ميزان و ترازو و نيز اعتدال و ميانه روي و استقامت به كار مي رود. بنابراين هنگامي كه سخن از ميانه روي به ميان مي آيد مراد از آن نوعي مساوات و انصاف است كه كفه آن به سويي متمايل نبوده و برابر باشد. چنان كه سرزمين هاي معتدل، جاهايي است كه در آن آب و هوا، گرايش شديدي به سردي و يا گرمي ندارد

http://mahmoudzadeh.persiangig.com/2.JPG
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم


 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در چهارشنبه 12 اسفند 1388  ساعت 11:16 PM
نظرات 0 | لينک مطلب




  • تعداد صفحات :4
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  

POWERED BY RASEKHOON.NET