امام برای اینکه در
اقدامی انقلابی و در اسرع وقت کوههای ثروت را از بین
برده و شکافهای ایجادشده در طول دهها سال حکومت خلفای
پیشین را پر کند
به تقسیم متساوی بیتالمال مبادرت ورزید و این حرکت در اوان حکومت ایشان
بود. این قسم اموال
بسان اموال دزدیده و غارتزده شدهای بود که متعلق به
عموم جامعه بود و علی(ع) این ثروتها را بالسویه تقسیم
میکرد. در واقع از
اعمال و رفتار حضرت بر میآید که در توزیع امکانات همه و همه جا را باید
یکسان در نظر گرفت.
آن وقت است که هرکس میتواند استعداد خود را پرورش
داده و خود را در مسیر هدایت قرار دهد و در مرحله دوم
اگر پولی از
بیتالمال باقی ماند و با سیاستهای دولت همخوانی داشت بازدهی آن بالسویه
به مردم بود. حال
اگر معیارهای حضرت علی(ع) را با انقلاب اسلامی محک بزنیم
انصافا و حقا سیاستهای کلی و طراحی شده و استراتژی
معمار انقلاب ملهم و
شبیه سیاستهای حضرت امیر(ع) بوده است و آن مقدار مصونیتی که انقلاب
عزیزمان یافته به
یمن و برکت آن است
ب) عدالت در اقتصاد
در این
بخش چون عدالت اسلامی در حال بررسی است ارتباط آن را با
«احسان» و «جود
»
مورد بررسی قرار میدهیم. اما عدالت یا جود؟ کدام برتر است؟در
نهجالبلاغه حکمت
۴۳۷ از امام علی(ع)پرسیده شد از دید شما عدل برتر است
یا جود؟ حضرت پاسخ دادند «عدالت هر چیزی را در جای خویش
قرار میدهد در
حالی که جود و بخشش آن را از جای خویش خارج میکند. عدالت تدبیری است برای
عموم مردم و قاعده
عامی میباشد. در حالی که بخشش گروه خاصی را شامل است
.
پس عدالت شریفتر و برتر است.»طبق فرمایش مولی(ع) باید
در جامعه عدالت را
برقرار ساخت. برقراری عدالت با وجود ارزشهای بسیاری که در احادیث و در
قرآن عزیز برای جود
و بخشش وارد شده است، ارزشمندتر است. همچنین ذکر این
نکته نیز لازم است که برقراری عدالت در زمینه خاصی کاری
کمفایده و شاید
بیفایده باشد زیرا از نواحی دیگر به جامعه صدماتی وارد خواهد آمد که
جبران آن از طریق
خاص مورد اجرای عدالت امکانناپذیر خواهد شد. همان کاری
که با فرهنگ مذهبی جامعه ما شده است و جبران آن بسیار
سخت شده است. در
اجرای عدالت باید تمام زمینهها و شئون با هم اجرا شوند. در حالی که چنین
نقصهایی گهگاه
دیده میشود و این خود آفتی برای دولت خدمتگزار است که
باید از آن برحذر باشد. به هر ارگان یا سازمان یا استان
و هرکس حق او را
باید داد نه بیشتر و نه کمتر و برای تشخیص آن متخصص باید نظر بدهد. دولت
برای عدالتگستری
نباید اسیر التماسهای بیمورد و پیدرپی گروهی شود زیرا
برطبق گفته حضرت به عدالت ضربه میزند و جامعه را از جای
خودش خارج
میکند. در این حدیث منظور حضرت عدالت اجتماعی میباشد.در واقع از لحاظ
فردی احسان یعنی
ایثار در عین اینکه فرد استحقاق آن را ندارد و آنچه جامعه
را حفظ میکند و
پایه اجتماع است و به صورت قاعده و قانون در میآید عدالت
است و از لحاظ فردی
نیز اهمیت عدالت کم نمیشود و در واقع فرد با عدالت
خویش فضل و بخشش میکند. در بخشش او نیز باید عدالت
رعایت شود و در اینجا
نیز عدالت اولی است و اینجاست که عمق کلام مولا فهمیده میشود. اما در
مورد ارتباط عدل و
احسان آیه قرآن بیانکننده بسیار زیبایی است. ان الله
یامر بالعدل والاحسان. عدل و احسان با هم اثربخش است.
این دو بدون هم
نخواهند توانست اثرگذار باشند و به این دلیل است که خداوند لفظ «امر»را
به کار برده است.
اگر احسان در عدل دخیل نباشد عدل میخشکد. عدل بدون
احسان جامعه را به تعالی رهنمون نمی سازد. در رفتار فردی
حضرت علی(ع)نیز
احسان به خوبی پیداست. هنگام شهادت وقتی فرمود شیر را به قاتلش تعارف کند
عین احسان بود. اما
در عرصه اجتماعی قبول نکرد یک ذره از بیتالمال را به
برادرش عقیل ببخشد هرچند او نیازمند بود و این ارتباط
بین مسائل فردی و
اجتماعی و تفاوت آنها را بیان میکند. اما در دید دیگر این نکته مطرح
میشود که در عرصه
گسترش عدالت این را باید مدنظر داشت که ظلم را نباید در
کنار انسانهای قوی از لحاظ مادی جستجو کرد بلکه باید
نسبت به خود ضعفا
نیز بررسیهایی داشت. انسان قوی چون عرصه عمل وسیعی دارد و از صید بزرگ
بیشتر لذت میبرد
لذا بیشتر به ضعفا ترحم میکند و در مقابل اقویا
ایستادگی میکند واگر از حد تجاوز کند در میدان شکارهای
بزرگ این کار را
میکند ولی ضعیف چون عرصه و مطالبی برای هنرنمایی و رقابت با اقویا
نمیبیند وقتی میخواهد
قدرت خود را اعمال کند بر ضعیف ظلم میکند. این
مطلب به این نکته اشاره دارد که اگر حتی تمام مسئولان را
از افراد لایق
تعیین کنیم ولی کسی که با ارباب رجوع برخورد دارد فرد مناسبی نباشد کار
خوب از آب در نمیآید.
در واقع کسی که با مردم سروکار دارد و مردم برای
تشخیص کارایی دولت به رفتار او نگاه میکنند همان مسئول
آخر است
ج) ظلم در مقابل عدل و بررسی آن
در
مقابل ظلم، عدل و در مقابل عدل ظلم قرار دارد. حال نبود عدل یعنی ظلم چه
ضررهایی به جامعه و
فرد میزند و نقطه ضعفهایش کجاست و چگونه میتوان آن
را کم کرد؟در قسمتی از خطبه ۱۷۶ نهجالبلاغه آمده است:«آگاه
باشید ظلم
بر سه قسم است... و یکی از آن اقسام ظلمی است که بدون مجازات نیست. ستمگری
بعضی از بندگان به
بعضی دیگر است و قصاص در آنجا شدید است. مجروح کردن با
کارد و تازیانه نیست بلکه اینها کم این ظلم است. پس
مبادا در دین دورویی
کنید که همبستگی و وحدت در راه حق گرچه کراهت داشته باشید بهتر از
پراکندگی در راه
باطل است زیرا خداوند سبحان نه به گذشتگان و نه به
آیندگان چیزی را با تفرقه عطا نکرده است. در بیان روشن
است که حضرت علی(ع
)
نیز ظلمی که بدون مجازات نمیماند را در ارتباط مستقیم با دورویی بردین
میدانند. پس اگر
کسی خواست عدالت را در جامعهای برپا کند و داعیهدار آن
است باید جلوی این تفرقهافکنی که در واقع مقابل عدل است
را بگیرد و در
واقع کسانی که از وحدت خلق خدا جلوگیری میکنند کسانی هستند که در مقابل
عدالت ایستادهاند و
نباید عدالت را صرفا در مسائل اقتصادی و سرمایهای
جامعه ببینیم. در واقع اتحاد جامعه در تحلیلی وسیعتر به
پیشرفت جامعه
میانجامد. جامعه رو به تکامل و تعالی گام برمیدارد ولی از آن طرف که
نگاه کنیم آنچه که
باعث تفرقه میشود و از وحدت جلوگیری میکند محرومیت
است که باعث نگاه به دشمن شده و باعث آن خواهد شد. و اما
تفکر ظالمانه در
جامعه: باید این تفکر را در جامعه القا کرد که هرکس خواست از عدالت سرپیچی
کند و ظلم کند اول
خود او ضربه خواهد دید زیرا احتمال اینکه ظالمی قویتر
از او نیز وجود داشته و او را از بین ببرد وجود دارد و
این جملات آن نکته
را اشاره میکند که در جامعهای که فقط حرف اجرای عدالت باشد و با ظالم
برخورد نشود و حتی
در معرفی نام عاملان ظلم اقتصادی دعوا وجود داشته باشد
و امثال شهرام جزایری پس از چندی در خیابان دیده میشوند،
نه تنها مظلوم و
محروم احساس امنیت نمیکند بلکه ظالم نیز عرصه را مناسب دیده و از آب
گلآلود ماهی میگیرد.
ظلم در جامعهای که حرف عدل در آن است راحتتر است
از ظلم در جامعهای که لااقل اسم آن مسئول با عدالت
همراه نیست. لااقل در
آن جامعه مظلوم میداند که نباید به همه اطمینان کند. نتیجه آنکه اگر نام
دولتی با عدالت
همراه شد و با آن عجین شد باید مواظب بود که بیعدالتی
لااقل در اقتصاد مملکت در حد کلان و لااقل در بین کسانی
که اختلاسهای
کلانی انجام میدهند رخ ندهد تا در دید مردم واقعا عدل دیده شود و در این
مسیر فاش کردن اسامی
مفسدان در اوایل راه است نه هدف. و نکته دیگر اینکه
ظلم باری است بر دوش ظالم و این هم از حرف حضرت علی(ع) و
هم از آیه قرآن
برداشت میشود. «وعنت الوجوه للحی القیوم و قدخاب من حمل ظالم (طه-۱۱
.)
این جزء ذات ظلم است
که حتی برای ظاام نیز باری محسوب میشود. حال این
سوال مطرح میشود که چرا اینقدر ظلم و بیعدالتی در
دنیا رواج دارد؟جواب
آن این است که یا ظالم اسیر هوس خود میشود که آن در مقابل عقل خود را
گرفته و به صورت
غباری نمیگذارد تفکر کند یا اینکه ظالم کینهای بر دل
دارد و براساس کینه نادرست خود دست به ظلم میزند و
کسانی که ظلم میکنند
از این نکته غافل میشوند که ضرری که از ظلم خواهند خورد بسیار بیشتر از
تحمل عدالت است و
همین است که بسیاری از ظالمان براساس چیزهای بیهودهای
نابود میشوند، از راههایی که حتی فکر آنرا هم نمیکنند.
مانند فرعون که
به دست فرزندی که خود بزرگ کرده بود هلاک شد و یا نمرود که به وسیله
پشهای مرگش فرا
رسید
.
و این است
که حضرت در حکمت ۳۴۱ نهجالبلاغه میفرمایند روز انتقام گرفتن از ظالم سختتر از
ستمکاری بر مظلوم است
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم
نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در پنج شنبه 29 بهمن 1388 ساعت 2:31 PM
|
نظرات 0 |
لينک مطلب