یادداشت های تحلیلی




























ميزان نقش حوزه و دانشگاه در سطح كلان اجتماعي

کار مضاعف وهمت مضاعف در علم وتحقیق

در جامعه، دو نهاد مستقل ـ دانشگاه و حوزه ـ وجود دارد كه ظرفيتها و امكانات شان به لحاظ كمي، كيفي و موقعيت اجتماعي و ... هم طراز و همگون نيستند. ولي با اين حال هيچ يك از اين دو، به نفع ديگري كناره گيري نمي كند؛ چرا كه نه مطلوب است، نه كسي مايل به اين كار است واصلاً امري ناممكن است. بنابراين هر كس هم مدعي حذف يكي از اين دو باشد؛ نمي تواند كاري انجام دهد. در مقام قياس و به لحاظ كمي،همه هزينه ها و داراييها و امكانات مادي ـ انساني حوزه علميه را نميتوان با يكي از دانشگاههاي آموزش عالي مقايسه كرد. البته اين غير از كمك و مددي است كه دانشگاههاي آزاد به نظام آموزش عالي كرده و فرايند آموزشي را حتي در دورترين نقاط شهري ما گسترش داده است. پس سازمان رسمي وگسترده و فراوان در جامعه ما دانشگاه است. علم «رسمي» در دانشگاه توزيع و تدريس مي شود. حجم وسيع تواناييهاي اجتماعي در اين چارچوب آموزش داده ميشود. دانشگاه به دليل همين گستردگي و فراواني توانسته نوع و چگونگي فضاي گفت و گوي اجتماعي را تعيين كند؛ به طوري كه اگر يك بستر فكري خاص در اين نهاد ريشه بگيرد، مجموعه عظيمي از يك جامعه را دربر ميگيرد. اگر خطوط قرمز آشكار و پنهاني را ترسيم كند در يك حوزه وسيع اجتماعي، اقبال مي يابد و حتي اگر چيزي را نپذيرد و امتناع كند، اصلاً مجال خودنمايي پيدا نخواهدكرد. البته نبايد تصور كرد كه نسبت ميان حوزه و دانشگاه فقط با «كميت» سنجيده ميشود. حوزه داراي يك سري ظرفيتها، امكانات و تواناييهاي ويژه است. ظرفيتهايي كه حاصل پيوندهاي اجتماعي بسيار مستحكم و پهناوري است كه با مردم جامعه دارد. در جامعه ما مردم، آموزه هاي ديني، احكام الهي و مسائلي از قبيل اجتهاد، تقليد و ... را مديون ظرفيت عظيم و غني حوزه هستند. حوزه، ارتباط ساختاري كلاني با احساس، عاطفه، هويت ديني ـ قومي و ارزشهاي اجتماعي مردم دارد. اين ريشه و اصالت تاريخي نيز، كاملاً مشخص و مبرهن است و نيازي به بحث و گفت و گو ندارد. اين مجموعه چند ده هزار نفري را كه اغلب در شهر مقدس قم حضور دارد، نبايد فقط در همين شهر ديد. روشن است كه بار عاطفي عظيم و ريشه هاي تاريخي ـ فرهنگي كه در جاهاي ديگر وجود دارد؛ ريشههاي همين درخت پربار و غني است كه گسترده و پرورده شده است. پس حداقل از لحاظ ريشه آشكار تاريخي و زمينه ها و بسترهاي فرهنگي، مراكز حوزوي ما نسبت به دانشگاههاي ما، غنيتر و ريشه دارتر است. البته مطالب فوق نبايد اين توهم را تقويت كند كه دانشگاه ما هويت و ريشهاي ندارد؛ بلكه بحث اصلي اين است كه ريشه هاي علم مدرن (علم دانشگاهي) در بخش ديگري از فرهنگ و تمدن بشري نشو و نما داشته است.

فضا و محيط دانشگاهي ما قبل از انقلاب اسلامي، شكل خاصي داشت.نهاد دانشگاهي ما در حاشيه علم مدرن، تكون يافت. در رشته هاي مختلف، منابع،سرفصلها، نظريه ها و ... با محوريت و مرجعيت علم غربي بود. مديريت دانشگاههاي بزرگ و نمونه ما، مديريت و برنامه ريزي غربي داشت؛ به طور مثال دانشگاه شيراز را نخبگان و اساتيد آمريكايي اداره ميكردند و زبان تدريس، زبان انگليسي بود، البته اين مسأله فقط در حوزه انديشه و تئوري و فرايندهاي نرم افزاري نبود، بلكه حتي شكل و ساختار ظاهري و معماري دانشگاهها، مطابق ميل و علاقه مهندسان و مستشاران خارجي بود و گاه از نسخة مشابه فلان دانشگاه موجود در غرب برداشت شده بود. در آن مقطع زماني، تعريف علم و نسبتي كه ميان علم و دين وجود دارد، براساس ديدگاه و چشم انداز قرن نوزدهي علم در غرب، قوام مييافت.

علم در قرن نوزدهم

علم ( Science ) در قرن نوزدهم معناي ايجابي ( positive ) داشت. در اين ديدگاه علم همان گزارههاي «تجربي»، و «آزمون پذير» است و غير از آن، هرچه كه آزمونپذير نباشد ابداً علم نيست! در آن زمان و حتي امروز، آن چنان اين ديد پذيرفته ميشود كه كلمه «علم» فقط در اين قالب بكار ميرود و حتي آن معني سابق خود را كه در فرهنگ غرب دارا بود را از دست ميدهد. اين تغيير و تحريف فقط دامنگير كلمه « Science » نيست؛ مثلاً كلمه « theory » نيز، معنا و اصالت واقعي خود را از دست ميدهد. به زعم يك پوزيتيويست غربي، تئوري زماني مفهوم دارد كه يك گزاره آزمون پذير خاص، از بسترهاي معرفتي و فرهنگي خود، گسيخته شده باشد! علم قرن نوزدهمي، پديدهاي است كه به حوزه هاي معرفتي ديگري، مانند: «اسطوره»، «دين» و «ايدئولوژي» هجوم ميآورد و مدعي ميشود كه به راحتي ميتواند درباره گزارههاي معرفتي داوري كند، صحت و سقم هريك را تعييننمايد. لذا اين ادعا مطرح بود كه علم بايد جايگزين «دين»شود! به طور مثال، «آگوست كنت» در قرن نوزده تعريفي كه از علم مدرن و به طور خاص از رويكرد جامعه شناختي آن داشت؛ نشان داد كه مايل است كه گزاره هاي علمي، جايگزين جريانات ديني و معرفتي شود. همين ديدگاه فضاي غالب دانشگاههاي ما را در قبل از انقلاب و تا حدودي اوايل آن، تشكيل ميداد. تاكيد ميكنم «فضا»ي غالب اينگونه بود؛ نه اين كه «افراد»و «اشخاص» اين گونه مي انديشيدند و اصلاً كساني نبودند كه مخالف اين ديدگاه نباشند. ولي جريان به صورتي ترتيب يافته بود كه اگر كسي مي خواست انديشه و تفكرش مورد توجه قرار گيرد و از طريق رسانه هاي گروهي رشد و خودنمايي كند، بايستي همين چارچوب و اصول را بپذيرد تا وارد عرصه گفت و گوي اجتماعي شود. البته نظريه هاي پوزيتيويستي در دهه هاي دوم و سوم قرن نوزدهم باچالش جديدي روبرو شد؛ به طوري كه آن ادعاهاي ابتدايي خودش را از دست داد. اين علم ـ به همان معناي تجربياش ـ ديگر حق دخالت و داوري، در باب حوزه هاي معرفتي را نداشت. حلقه ديانت و ايدئولوژي، انفصال آشكاري با حلقه و زنجيره علمي پيدا كرد و درحوزة مسائل كلامي مدرن و نظاير آن، يك ايمان گرايي مطلق پديدار شد. بنابراين پوزيتيويستها، درصدد آمدند كه ميان علم و عقل وگزاره هاي معرفتي و ديني گسست و جدايي ايجاد كنند؛ زيرا معتقد بودند دين فقط در حوزه گرايشها و گزاره هايي كه در اين حوزه وجود دارد، نقش ايفا ميكند. پس تا به حال بايد نوع و چگونگي تفكيك اين دو براي شما مشخص شده باشد. انقلاب اسلامي نيز، بعد از پيروزي، همگام با اين حركت اجتماعي به اين گرايش جديد روي آورد؛ يعني پذيرفت كه علم و دين، دو حوزه مستقل و جدا از هم هستند و هركدام در قلمرو خاص، تعريف و شناسايي مي شوند. البته اين را نيز پذيرفت كه اينها حق همراهي و همگامي با يكديگر را دارند و به عبارت ديگر، ميتوانند همنشين باشند.

در اوايل انقلاب اين ديدگاه درباره ارتباط دانشگاه و دين وجود داشت كه نقش «دين» در دانشگاه، به غير از پاسداري اخلاق و رفتار دانشجو و تقويت گرايشها و ايدئولوژيها چيز ديگري نيست و اگر اخلاق ديني نباشد، ممكن است فرهنگ دانشگاهها تحت تأثير فرهنگ و تمدن ناسازگار ديگري قرارگيرد و درنتيجه، آسيبهاي اجتماعي مختلفي گريبان گير افراد جامعه شود. اين دلايل كافي بود تا دروسي مانند: «اخلاق اسلامي»، «معارف اسلامي» و ... وارد چارچوب نظام آموزشي دانشگاه شود، اما در عين حال، در تغييرات به وجود آمده، اين نكته كه هويت و قلمرو علوم تجربي آسيب نبيند، مورد توجه بود. بحث انحصار نقش و تأثير دين در امور اخلاقي و رفتارهاي مذهبي به لحاظ تئوري در گروهها و مجموعه هاي مرجع محيط دانشگاهي وجود داشت. فضاي علمي دانشگاه، اين گزينه را پذيرفته بود و از همين زاويه نيز «گفتمان» و «نگرش»هايي ترتيب يافت كه حيطه و چارچوب سرنوشت انقلاب فرهنگي به واسطه آن رقم خورد. البته بحث در همين حد نماند بلكه گسترش يافت و پيشتر آمد؛ آنقدر كه انديشه ها و تئوريهاي كساني چون «ماكس وبر» و «كارل پوپر» برخلاف اين نظرات پديدار گشت. از ديد آنها علم، زيرمجموعه يافته هاي حسي به روش استقرايي نيست، بلكه فرايندي است كه از ذهن پويا و سيال نشأت مييابد و گزاره هاي غير تجربي، توانايي نفوذ در حوزه علم را دارند؛ به طوري كه علم را ميتوان از هر پديده اي بدست آورد. مثلاً از «خواب»، «بيداري»، «قصه»، «رمالها»، «حمالها» و ... . درحوزه علم اين «حدس»و «گمان»ها را، از فراسوي علم در خواب و بيداري ميتوان بدست آو رد. يكي از اين فضاها ميتواند «دين» باشد. به زعم آنها، دين ميتواند به درون ساختار تئوري و نظريه ها راه بيابد، اما ديگر، مثل گذشته يك عنصر قدرتمند مستقل نيست كه قلمرو مشخصي داشته باشد، بلكه اين علم است كه سرنوشت آن را تعيين ميكند؛ ممكن است آن را تأييد يا ابطال كند! انديشههاي وبر و آنچه «ديل تاي» قبل از او، در مورد علوم انساني مطرح ميكرد، يك قرابت و نزديكي محسوسي را، بيش از يك همنشيني و مكانيكي صرف، طلب ميكرد. البته نه در تاروپود خود علم، بلكه در حوزه علوم انساني به عنوان اينكه، علومي «ادراكي» هستند. در اين راستا، يك مقدار مفاهيم و معارف حوزوي كه ذخاير فرهنگي و بومي هستند، در سيستم آموزشي دانشگاه گنجانده شد و شايد براساس همين الگوها بود كه دانشگاههايي مانند دانشگاه امام صادق (عليه السلام) ساخته شد و يا براي رشته هاي علوم انساني چند واحدي هم الهيات و معارف ضميمه شد و حتي تا تدريس لمعه پيش رفت. علاوه بر آن، تا آنجايي كه دانشگاه ظرفيت داشت در بعضي موارد انديشه هاي ديني حوزوي را در قالب واحدهاي درسي ارائه كردند. همين بحث را كه اكنون در مورد نسبت علم و دين وجود دارد، افراد ديگري در دهههاي اول و دوم انقلاب مطرح كرده بودند؛ يعني معتقد بودند كه علم بايد اسلامي شود. در آن زمان اگر انديشمندي ميخواست بيش از اين، اين گونه مباحث را مطرح كند، حتي از سوي بعضي طلبه ها مورد طعنه و سرزنش قرار ميگرفت. زماني يكي از اساتيد حوزه، حضرت آيت الله جوادي آملي، در مورد تفحص و نفوذ دين در ساختار علم، مطالبي را مطرح كردند. يكي از شاگردان ايشان بعدها در جلسه اي به اين صحبتها حمله كرد،. حضار جلسه نيز برايش سوت و كف زدند. برخي ديگر اعتقاد داشتند كه مگر ميشود دين پا را فراتر گذاشته و در ساختار علم و حوزه نرمافزاري آن، تعمق و خوض كند و يا در قلمرو تئوري پردازي و هويت علمي حضور تعيين كننده داشته باشد!؟

پيدايش و بسط پديدهها و زمينه هاي گوناگون علمي

در غرب، از 20-30 سال اخير، زمينههاي يك گفت و گوي جديد پيريزي شده است. البته در دو دهه اخير زمينه اين گفت و گو در انقلاب اسلامي ايران فراهم نبوده است. اين زمينه زماني ايجاد شد كه صلابت پوزيتيويستي در قرن نوزده درهم شكست و درنهايت به سوي هدفي روانه شد كه در آن علم، هويت «فرهنگي ـ تمدني» يافت. در اين مرحله بود كه پديده هاي «پست مدرني» شكل گرفت. وقتي كه در بحثهاي فلسفه علم، به كسي چون «تامسفون» ميرسيم با گذشت زمان، به تدريج، مقولاتي چون «الگو» تعريف ميشود. ديگر مثل گذشته «مشاهده» نداريم كه اثبات يا ابطال شود؛ زيرا خود مشاهدات، تئوري و نظريه ميسازند و حتي در يك چارچوب فرهنگي مشاهدات شخصي قابل تبييناند، بنابراين ديگر مشاهده ناب نداريم. در نتيجه آن پيش زمينه هاي ذهني كه علم راميسازد، ولي خودش علمي نيست مورد توجه قرار ميگيرد. در اين باره هر يك از فيلسوفان و نخبگان پديدهاي را مطرح كرده و به آن پرداخته اند؛ به عنوان نمونه: تامسفون به «الگو»، فوكو به «گفتمان»، دريدا به «متافيزيك»، ديل تاي به «فراروايت»، گادامر به «سنت»توجه كرد تا نوبت به فايرابند رسيد. وي به يك هرج و مرج و آنارشيسم علمي معتقد بود. بنابراين يك سؤال بنيادين را مطرح كرد؛ آيا ميشود ما داراي يك علم نابي باشيم كه جريان فزاينده و انباشته داشته باشد ؟ آيا ميتوان گفت كه دانشگاههاي غربي بر قله نشسته و درنتيجه علم مدرن را حقيقت علم بدانيم!؟ وي ضمن انكار اين مسأله، ميگويد: «علم مدرن پديده اي است كه در چارچوب فرهنگي دنياي مدرن شكل گرفته است؛ همچنان كه هر يك از تمدنها و تاريخهاي ديگر، علم و دانش متناسب با خود را دارند.»

در همان روزهاي اول پيروزي انقلاب اسلامي، فوكو ـ از انديشمنداني كه معتقد است كه علم در چارچوب گفتماني شكل ميگيرد ـ دو بار به ايران آمد. وي زماني كه مشاهده كرد در ايران، يك حركت و جنبش عظيم و شگرف اجتماعي ـ فرهنگي روي داده است، به صراحت بيان كرد كه از اين به بعد، يك علم جديد و يك جنبش تازه متولد خواهد شد. خلاصه اينكه، علم در اين برهه زماني، به عنوان يك توليد انسانيـ اجتماعي محسوب ميشد و به تدريج مباحث فلسفه علم به سمت «جامعه شناسي معرفت» راه مييافت. اين پديده از سوي جامعه دانشگاهي ما مورد استقبال قرار گرفت، به طوري كه دانشگاه ما حوزه علميه را به دليل اينكه به اين موضوع نميپردازد، مورد سرزنش و عتاب قرار داد و آشكارا درخواست كرد كه حوزويان از اين عقب افتادگي بيرون بيايند. بنابراين متوليان حوزه در سالروز همكاري حوزه و دانشگاه، گردهمايي تحت عنوان «جامعه شناسي معرفت» برگزار كردند. بحثي كه اكنون جا دارد مطرح شود، اين است كه بدانيم آيا همه حقيقت علم، معناي فرهنگي دارد؟ آيا مفاهيمي كه فيلسوفان پست مدرن بكار ميبرند، همگي درست و بينقص است؟ آيا علم يك انكشاف است يا حقيقت؟ آيا ميتوان رابطه علم و دين را در فضاي موجود، مطرح كرد؟ به هر حال بايد پذيرفت كه فضاي غالب بر محيط علمي دانشگاه ما فضاي متعلق به فرهنگ و تمدن بومي نيست. اين فضا در «حاشيه» تمدن غربي نضج يافته و حركت كرده است. البته چنين امري، چندان غير عادي نيست، بلكه بر اساس ضرورتي تاريخي شكل گرفته است. به نظر مي رسد براي رفع اين معضل بايد از فرهنگ و انديشه اصيل حوزوي مدد جست. براي شروع بايد از بررسي مفاهيم علم مدرن شروع كرد تا بتوان از آن استفاده كرد. بنابراين نياز به توليد علم داريم. البته اين بدان معنا نيست كه نميتوانيم در چارچوب فرهنگي خود توليد علم كنيم؛ زيرا، هميشه نميتوان همان مفاهيم واصطلاحات پست مدرني را وام بگيريم و از آن استفاده كنيم!؟ اين مسألهاي است كه بايد بهطور جدي درحوزه علميه روي آن كار كنيم. حوزه ميتواند در شرايط كنوني، مطالبات جديدي داشته باشد؛ همانطور كه در اوايل انقلاب داشت. اين خواسته زعماي حوزوي بود كه در محيط دانشگاهي چند واحد درسي مثل معارف و اخلاق اسلامي گنجانده شود؛ همانطور كه خواستند ميان علم و دين ـ با حفظ استقلال و قلمرو خودشان ـ قرابت و همنشيني باشد. اكنون بايد از روي جدال احسن هم كه شده، مطالبه جديدتري داشت.پس بايد به دنبال يك علم بومي ـ ديني باشيم. محيط علمي جامعه،بايد از فضاي كنوني خارج شود و به خلاقيت و پويايي دست يابد. جامعه علمي ما هنوز اين حق را به خود نداده كه صاحب تئوري و تفكر علمي مولد و مستقل باشد! چرا بايد از نظر و انديشه متناسب با چارچوب فرهنگي خاصي كه براي پاسخگويي به معضلات و چالشهاي اجتماعي ـ فرهنگي جامعه خود طراحي شده است؛ استفاده كنيم!؟ آيا درست و منطقي است ـ حتي زماني كه ميخواهيم خيلي ديني بينديشيم ـ از تعابير و مفاهيم ساخته و پرداخته ماكس وبر استفاده كنيم؟ و براساس آن برگشتي به عقب زده و مثلاً امام خميني (ره) را از ديدگاه فلسفي او بررسي كنيم و به اين نتيجه برسيم كه رهبري وي «كاريزماتيك» بوده است. در حالي كه در رهبري كاريزماتيك، افرادي چون هيتلر پرورش مييابند. به اين ترتيب ايشان را توسط اين اصطلاح مورد بدترين هجمه ها و اهانتها قرار ميگيرد. البته براساس اين نوع تئوريها، ميتوان توهم آفرينيهاي زيادي كرد؛ مثلاً عكس هيتلر را بالاي صفحه و عكس بسيجي را پايين صفحه زد و با اين اصول گرافيكي، به يك محور تئوريك جديد نيز رسيد! پس اكنون بايد «مطالبه» كرد. اكنون بايد «پرسشگري» كرد. چرا رشتههاي علوم انساني ما زاينده نيستند؟ چرا اجازه نميدهيم بنيادهاي فرهنگي و علوم فلسفي خود ما وارد عرصه توليد شود؟ خوشبختانه، اكنون محيط علمي ما در سطح كلان ( مجامع دانشگاهي ) ظرفيت پذيرش اين نوع گفت و گوها را دارد؛ زيرا اكنون مراجع و منابع علمي آنها، اين گونه مسائل و موضوعات را مطرح ميكند. درحالي كه اگر چند سال پيش اين درخواست و مطالبه از سوي حوزه مطرح ميشد مورد تمسخر و بي مهري قرار ميگرفت!


http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم


 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در شنبه 4 اردیبهشت 1389  ساعت 10:01 AM
نظرات 0 | لينک مطلب



مسلمانان پيشگام در دانش و فن‌آوري

همت مضاعف و كار مضاعف در علم و تحقيق ، دانشگاه‌ها و مراكز تحقيقاتى در همه‌ى زمينه‌ها

براي آن‌كه بتوانيم، چگونگي پيدايش علوم جديد را توضيح دهيم، بايد سهم فرهنگ دوران كلاسيك و تمدن‌هاي پيش از آن به ويژه جهان اسلام را در علوم جديد بدانيم؛ به راستي چه چيزي موجب پيدايش دانش جديد در ايتالياي سدة شانزدهم شد؟ چه چيزي باعث شكوفايي ناگهاني دانش در سدة هفدهم در انگلستان، فرانسه و هلند گرديد؟! بي‌ترديد اين پيشرفت‌ها، هنگام ارتباط اروپا با جهان پيشرفتة اسلام رخ داد، شكوفايي فرهنگ اسلامي در عصر كوتاه خود در حالي كه وسيلة انتقال فرهنگ كهن بود، محركي بزرگ براي پيشرفت دانش نيز به شمار مي‌رفت. قرون وسطي يا سده‌هاي مياني اروپا (قرون وسطي)، شامل سال‌هاي (476 ـ 1452م) است، يعني نزديك هزار سال، اگر اين زمان را به تاريخ اسلامي بازگردانيم، خواهيم ديد، اين دوران با حدود صد سال پيش از هجرت رسول اکرم صلي الله عليه و آله تا حدود سال (850 ه‍.ق) مطابق است.

در اين روزگار ـ كه بر اروپا و جهان مسيحيت، تاريكي چيره بود ـ در دنياي اسلام چه مي‌گذشت؟! چه بسيار فيلسوفان، مخترعان، اديبان و پزشكاني که در دامن پربرکت اسلام، تربيت شده و به جهان دانش تحويل داده شدند، كساني كه اكنون، مورخان جهاني دانش، سده‌هاي چندي از تاريخ دانش را به نامِ آنان، نام‌گذاري مي‌كنند. با اين‌كه در عصر رنسانس ، طبيعي بود، مردم فكر كنند، نهضت رنسانس، دنبالة مستقيم فرهنگ كلاسيك است و متفكران جديد از نقطه‌اي كه پيشينيان از حركت باز‌مانده‌اند، آغاز به كار كرده‌اند؛ ولي امروز چنين فكري باطل است كه متفكران جديد از اوج رونق فرهنگ كلاسيك، راه خود را آغاز كرده‌اند. مسير واقعي اين ماجرا، متفاوت و پر‌اهميت بود، تمدن‌هايي كه ميراث فرهنگ كلاسيك را تصاحب كردند، بايد تلاش كنند، آثار فرهنگي ياد شده، فكرشان را متحجر نكند، حال آن‌كه فرهنگ يادشده، حتي در شرق به سطح پاييني رسيده بود؛ ولي باز هم، اگر مي‌خواست مهارت مطالعة آثار يوناني را به دست بياورد به گنجينة بزرگي از دانش و هنر دست مي‌يافت. سرياني‌ها، مسلمانان و اهل مدرسة سده‌هاي وسطي و از آن پس، اومانيست‌هاي عصر رنسانس ناگزير شدند در اين گنجينه جست‌وجو كنند تا به آثار اصلي يوناني برسند ... كشف آثار پيشينيان، پيش از آن‌كه علت باشد، معلول بود و از توان فكري علوم اسلامي در سدة نهم (سدة سوم هجري)؛ از دانش سده‌هاي وسطي در سدة دوازده و از دانش رنسانس در سدة پانزدهم سرچشمه مي‌گرفت؛ پيدا است كه دانش سده‌هاي وسطي و رنسانس از اسلام مايه گرفته است و اقتباس شده از اسلام است. در اين‌باره، جان برنال مي‌گويد: «برآورد ارزش آن‌چه دانشمندان اسلام بر گنجينة دانش بشري افزوده‌اند، دشوار است، آنان، آموزه‌هاي يونانيان را بار ديگر زنده كردند و البته دگرگوني‌هاي بسياري نيز بر آن وارد كردند در واقع مسلمانان با دانش يونانيان همان كردند كه يونانيان با دانش شرقيان باستاني كرده بودند ... اگر رصد‌هاي اخترشناسي در فرهنگ اسلامي از كار بازمي‌ماندند، اخترشناسان رنسانس نمي‌توانستند از نتيجة تجربه‌هاي نهصد سالة پيشينيان خود بهره‌مند شوند و چه بسا كشف‌هاي مهمي ـ كه مبناي دانش جديد را تشكيل مي‌دهند ـ به عقب مي‌افتاد يا تحقق پيدا نمي‌كرد». كتاب المناظر ابن هيثم (354 ـ 430/ 965 ـ 1039) نخستين مطالعة جدي در همين موضوع است كه دانش نورشناسي در سده‌هاي ميانه را پايه گذاري كرد، نظريات نور شناسي ابن هيثم تا قرن هفدهم با هيچ دگرگوني مواجه نشد چنانچه مي‌بينيم، يك دانشمند مسلمان عرب، پايه گذار نورشناسي در اروپا محسوب مي‌شود و تا قرن هفدهم ـ كه دو سده از جنبش رنسانس گذشته است- هنوز تئوري‌هاي نورشناسي او بر جهان دانش رنسانس غرب حكومت مي‌كند. از اين‌گونه شواهد دربارة تأثير مسلمانان در نهضت دانش جديد، فراوان است؛ تأثير جبر و هندسة مسلمانان در پديد آمدن اصول هندسة تحليلي دكارت، تأثير زيج‌بتاني در تكامل دانش ستاره‌شناسي و آسمان شناسي در اروپا، تأثير اصول هندسة مسطحة خواجه نصير الدين طوسي در پديد آمدن هندسة فضايي سدة هجدهم، تأثير مطالعات عبدالرحمان صوفي و كشف سحابي‌ها به وسيلة او در اكتشاف‌هاي بعدي، تأثير طرح فلكي ابن الشاطر (ستاره‌شناس مسلمان سدة هشتم) در كشف‌هاي كوپرنيك در هيئت،4 تأثير دانش مثلثات مسلمانان در دانش جديد غرب، تأثير جبر خوارزمي در يادگيري رياضيات، تأثير ادبيات اسلام در ادبيات غرب و ... تنها، نمونه‌اي از اين شواهد است. پس ، حق با محققان، صاحب‌نظران و آگاهاني است كه آشكارا به ريشه‌هاي اسلامي رنسانس و ديگر جنبش‌هاي علمي، اجتماعي، فكري و صنعتي غرب تصريح كرده‌اند.


http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم


 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در شنبه 4 اردیبهشت 1389  ساعت 9:53 AM
نظرات 0 | لينک مطلب



 

سعی مضاعف دانشجویان برای پیشرفت کشور

همت مضاعف و كار مضاعف در علم و تحقيق ، دانشگاه‌ها و مراكز تحقيقاتى در همه‌ى زمينه‌ها

 دانشجویان نیز باید سعی و کوشش خود را مضاعف کنند تا بتوانید در آینده برای پیشرفت کشور اسلامی خویش گامهای موثری بردارند دانشگاه به عنوان یکی از گسترده ترین حوزه های فعالیت نقش اساسی و مهم را در ارائه خدمات و امکانات رفاهی، بهداشتی، آموزشی و مشاوره برعهده دارد . این حوزه کوشش مستمر در فراهم آوردن محیطی آرام جهت پیشرفت علمی و معنوی دانشجویان داشته و پیوسته تلاش کرده در موازات سایرفعالیتهای دیگر حوزه ها بستر مناسبی جهت استفاده بیشتر از امکانات آموزشی ایجاد و در نهایت زمینه های ارتقاء سطح تعلیم و تربیت دانشجویان را فراهم آورد . دانشجویان در بهترین شرایط جوانی قرار دارند و باید از لحظه لحظه های زندگی خود بهترین استفاده را ببرید، چرا که این لحظه ها پایه گذار زندگی خواهد بود . در روایات آمده است که اگر کسی دو روزش مساوی باشد ضرر کرده است که این نشان دهنده این است که بایستی بهترین بهره را از زمان ببرید. اگر در کنار تحصیلتان بتوانند  تخصص و مهارتی نیز بدست بیاورند در پیشرفت تحصیلی نیز موثر خواهد بود  و به قول یکی از استادان که می گفت، اگر دانشجویی در شبانه روز کمتر از 18 ساعت درس بخواند ضرر کرده است . دانشجویان نیز باید سعی و کوشش خود را مضاعف کنید تا بتوانید در آینده برای پیشرفت کشور اسلامی خویش گامهای موثری بردارد


http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم


 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در شنبه 4 اردیبهشت 1389  ساعت 9:48 AM
نظرات 0 | لينک مطلب



همت مضاعف، كار مضاعف» يك برنامه حركت‌آفرين است

آيت‌الله سيدهاشم حسيني‌بوشهري امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در قم با اشاره به نامگذاري سال جديد از سوي رهبر معظم انقلاب گفت: با توجه به شرايط كشور، نياز جامعه و شرايط جهاني امسال بايد سال همت مضاعف و كار مضاعف باشد . وي بيان داشت: رهبر معظم انقلاب اسلامي اين سال را با اين عنوان نامگذاري كردند و اين عنوان سبب ايجاد انگيزه جدي‌تر و همتي والاتر در همه اقشار جامعه خواهد بود و جامعه ما بايد بدانند كه عقب‌ماندگي‌هاي ما، نسبت به پيشرفتي كه بايد داشته باشيم، فراوان است . عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم با اشاره به ضرورت پيشرفت در عرصه‌هاي علمي، اخلاقي، تربيتي و به طور كل در همه زمينه‌ها چه در بعد مادي و چه در بعد معنوي خاطرنشان كرد: اميدواريم كه مردم و مسئولان ما فقط به عنوان يك شعار از اين نام‌گذاري استفاده نكنند، بلكه آن را يك پيام روشن، آگاهي بخش و حركت آفرين قلمداد كنند . وي با بيان اينكه هر كس به تناسب مسئوليتي كه دارد بايد همت و كار مضاعف داشته باشد، افزود: جامعه ما بايد بتواند خلاقيت‌هاي خودش را بروز دهد و ما بايد بدانيم رقباي ما در جهان بيكار ننشسته‌اند و لازم است تلاش را در عرصه‌هاي ‌مختلف مضاعف كنيم تا در آينده‌اي نه چندان دور شاهد رشد پيشرفت كشور باشيم .

امام جمعه قم تصريح كرد: مردم همچنان بايد با الهام از پيام سال گذشته رهبر فرزانه انقلاب الگوي مصرف را در جامعه اصلاح كنند و در كنار آن كار و تلاش بيشتري داشته باشند . وي با بيان اينكه شايد در كمتر دين و‌ آييني همچون اسلام اين همه سفارش به كار و تلاش شده است، اضافه كرد: انسان در پرتو كار و فعاليت است كه ماندگار مي‌ماند . آيت‌الله حسيني بوشهري تاكيد كرد: پيامبران الهي، پيامبر گرامي اسلام و ائمه اطهار (ع) كسالت، تنبلي و تن‌پروري را نكوهش كرده‌اند و اگر كسي در جامعه ديني و اسلامي بيكار بماند، مورد نكوهش دين و شريعت قرار مي‌گيرد . وي گفت: كشور ما از امكانات سرشاري برخوردار است و شرايط كشور ما قابل قياس با خيلي از كشورها نيست، اگر مسئولان درست برنامه‌ريزي كنند و مردم نيز در اين راستا برنامه‌هاي خود را تنظيم كنند، ما جزو پيشرفته‌ترين كشورها خواهيم شد . امام جمعه قم تاكيد كرد:‌ در زمينه همت و كار مضاعف يكي از نكات مهم ارائه كار درست و سالم است و در همه بخش‌ها بايد به اين مهم توجه لازم صورت گيرد . وي تصريح كرد: با توجه به اين ويژگي‌ها مي‌توانيم كشور را آباد كرده و نياز كشور را به خارج را كم كنيم و سبب رشد، ترقي و پيشرفت شويم . آيت‌الله حسيني بوشهري گفت: با بهره‌گيري درست و بهينه از منابع و همچنين تلاش مضاعف در آينده‌اي نزديك نام كشور در جهان خواهد درخشيد .


http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم


 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در پنج شنبه 2 اردیبهشت 1389  ساعت 10:20 AM
نظرات 0 | لينک مطلب



همت مضاعف و کار مضاعف شالوده بقای مراکز تحقیقاتی و اسلامی است

مدیرعامل مرکز علمی تحقیقاتی دارالعرفان شیعی؛ همت مضاعف و کار مضاعف شالوده بقای مراکز تحقیقاتی و اسلامی است ایسکانیوز : مدیر عامل مرکز علمی تحقیقاتی دارالعرفان گفت: همت مضاعف و کار مضاعف خمیر مایه و شالوده بقای مراکز پژوهشی، تحقیقاتی و اسلامی است . به گزارش خبرنگار باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران"ایسکانیوز" آیت پیمان روز یکشنبه در جمع اصحاب رسانه ضمن معرفی مرکز علمی تحقیقاتی دارالعرفان شیعی افزود: این مرکز علمی یکی از فعال ترین مراکز علمی تحقیقاتی جهان اسلام و شیعیان در حوزه امور دینی و فرهنگی است . پیمان با بیان اینکه مرکز علمی تحقیقاتی دارالعرفان شیعی در سال 1377 به همت و تحت اشراف اندیشمند فرزانه استاد حسین انصاریان فعالیت خود را آغاز نموده است، ادامه داد: این مؤسسه فرهنگی و دینی با هدف پاسداری از مرزهای عقیدتی مکتب آل ا... بنیان نهاده شده است . مدیرعامل مرکز علمی تحقیقاتی دارالعرفان شیعی اظهار داشت: تلاش جهت شناساندن فرهنگ ناب اهل بیت عصمت و طهارت(ع) در داخل و خارجی، گردآوری و تألیف و تدوین مقالات، متون. کتب دینی و ترجمه به زبانهای خارجی و بالعکس، برپایی نمایشگاه ها و جشنواره های فرهنگی و هنری با محوریت دین از دیگر اهداف تاسیس این موسسه است . پیمان انجام مبادلات فرهنگی و هنری از طریق ارائه خدمات و کالاهای فرهنگی و هنری از قبیل، کتاب، مطبوعات، نوارهای صوتی و تصویری و نرم افزارهای رایانه ای و تلاش در جهت گردآوری آثار فرهنگی به منظور کمک به حفظ و حراست میراث فرهنگی و دینی را از دیگر اهداف این مرکز برشمرد و بیان داشت : طراحی و تأسیس کتابخانه عمومی و تخصصی و ایجاد مرکز تهیه و تکثیر آثار صوتی و تصویری مذهبی از دیگر اهداف این مرکز است . وی در بخش دیگری از گفت وگوی خود خاطرنشان کرد: ایجاد پایگاههای اطلاع رسانی اینترنتی جهت ارائه خدمات علمی پژوهشی و اطلاع رسانی در زمینه علوم و معارف اسلامی، ایجاد مراکز پاسخگوئی به سئوالات و شبهات عقیدتی، اخلاقی و خانوادگی و اجتماعی بصورت اینترنتی، تلفنی، حضوری و مکاتبه ای از دیگر برنامه های این مرکز است . مدیر عامل مرکز تحقیقاتی دارالعرفان ایجاد مرکز تخصصی تربیت مبلغ و واعظ برای تبلیغ دین در داخل و خارج کشور، جمع آوری و تنظیم و نشر آثار استاد حسین‌ انصاریان که این مهم تاکنون به بیش از 80 جلد کتاب در قالب 50 عنوان همچنین تکثیر بیش از 5 هزار ساعت سخنرانی مضبوط در قالب 480 عنوان از دیگر فعالیت های این مرکز است . پیمان سخنان و تالیفات استاد انصاریان را موضوعات اساسی علوم و معارف اسلامی بخصوص در حوزه عقاید، سیره، اخلاق، تفسیر و عرفان اسلامی و کلام و امور اجتماعی معرفی کرد . وی تصریح کرد: بحمدالله پایگاه اطلاع رسانی عرفان (.irwww.ansarian و www.erfan.ir) که امروز با 3 زبان زنده دنیا در حال فعالیت می باشد. بخش اعظم آثار مکتوب و قریب 3 هزار سخنرانی موضوع گذاری شده استاد انصاریان را در اختیار عموم قرار داده است . وی تاکید کرد: در حال حاضر مجموعه ای از علوم و معارف و سیرة اهل بیت(ع) و مقالات و ویژه نامه های مذهبی و هزاران مورد پرسش و پاسخ عقیدتی، اخلاقی، کلامی و فقهی را در کنار متن قرآن، نهج البلاغه، صحیفة سجادیه با ترجمه روان و دقیق استاد انصاریان در فضای مجازی به صورت رایگان در اختیار علاقه مندان و تشنگان معارف الهی عرضه نموده است . وی افزود : در سال 88 به همت مدیران اجرایی این مرکز سایت اسلام شیعه با 22 زبان زنده دنیا با موضوعات مختلف اسلامی راه اندازی و بحمدالله امروز یکی از مهمترین منابع کلامی، تاریخی، فقهی، عرفانی شیعی محسوب می شود .


http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم


 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در جمعه 27 فروردین 1389  ساعت 12:30 AM
نظرات 0 | لينک مطلب





POWERED BY RASEKHOON.NET