یادداشت های تحلیلی





























http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg
http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

خرید وسایل منزل

هنگام   خرید لوازم منزل به جاست که بهترین و محکم ترین نوع را خریداری کنیم. هر   چند که هزینه بیشتری باید بپردازیم ولی در دراز مدت استحکام و دوام آن   جبران قیمت بالاتر را خواهد کرد . یک ضرب المثل انگلیسی می گوید: ” من   هنوز آنقدر ثروتمند نشده ام که جنس ارزان بخرم“ . در این زمینه لازم است   با کمک دولت، صنایع و کارخانجات ضمن استفاده از تکنولوژی جدید مواردی را   مورد استفاده قرار دهند که محصولات حاصل از آنها عمر طولانی تری داشته   باشندو مجدداً قابل استفاده باشندیا بتوان آنها را مرمت، بازسازی و تعمیر   نمود.در این مورد شهروندان با ترغیب به خرید اجناس با دوام می توانند نقش   مهمی داشته باشند . هر وسیله ای که برای منزل خریده می شود یک دفترچه   راهنما و یا برچسب روش استفاده از آن را در راهنما به همراه دارد.مسلماً   سازنده هر وسیله یا ماده ای، بهترین روش استفاده از آن را در راهنما توضیح   داده است. پس ابتدا راهنما را مطالعه نموده و از آن پیروی می کنیم . چه بسا شنیده شده در اثر استفاده نادرست از یک وسیله، جان افراد خانواده به خطر افتاده است . در 40 سال گذشته تبلیغات یکی از سریع الرشدترین صنایع جهان بوده است. ما در   مدت شبانه روز دائماً با تبلیغات فریبنده مبتنی بر روانشناسی و جامعه   شناسی رو به رو هستیم. این تبلیغات می تواند افراد سطحی و ظاهربین را به   خریدهای نامناسب ترغیب کند. برای خنثی کردن اثر تبلیغ می توان خانواده را   قانع کرد که جنس خوب نیاز به تبلیغ ندارد. پس برای این تبلیغ و هزینه ای   که برای پخش آن صرف می کنند، منظوری گمراه کننده وجود دارد . ما ایرانی   ها مهمانی رفتن و مهمانی دادن را دوست داریم. اما اگر قرار باشد در منزل   هر کدام از ما وسایل پذیرایی برای حداقل 30 نفر مهمان وجود داشته باشد، چه   سرمایه بزرگی برای موارد خاص کنار گذاشته می شود. یک راه حل این مساله این   است که خانواده های نزدیک به هم در فامیل سرویسهای ظروف پذیرایی یکسان   تهیه کنند و در مهمانی های بزرگ از ظروف یک شکل استفاده نمایند و البته   برای سالم ماندن آنها،اجازه شستن ظرفها را به مهمانها ندهند تا مبادا ظروف   چینی لب پر شوند

http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم


 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در پنج شنبه 29 بهمن 1388  ساعت 2:12 PM
نظرات 0 | لينک مطلب




http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg
http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

یکى   از مشهورترین نمونه هاى نفوذ خارجى در الگوهاى مصرف، فعالیت شرکت نستله و   سیاست توسعه فروش شیر خشک براى اطفال است. این شرکت براى ترویج فرآوردهاى   غذایى خود و جایگزین کردن آنها به جاى شیر مادر سیاست فعالى را به مرحله   اجرا درآورد. براى این منظور روش هاى متفاوتى به کار گرفته شده است

http://mahmoudzadeh.persiangig.com/10.JPG

 

1. توزیع مجانى و غالباً خانه به خانه بطرى هاى شیر و محصولات لبنى (لاکتوژن (

2. اجراى برنامه هاى تبلیغاتى در بیمارستان ها و زایشگاه ها. این برنامه ها   توسط مأموران خاصى موسوم به پرستاران شیر صورت مى گرفت، این پرستاران   اونیفورم سفید مى پوشیدند و نتیجتاً به راحتى مى شد آنها را با کارکنان   بیمارستان اشتباه گرفت .

3. توزیع مجانى کارت هاى مربوط به وزن   نوزادان با تبلیغ لاکتوژن. جمله اى هم در این کارتها نوشته شده بود با این   مضمون که مادران تاحد امکان باید کودکان را با شیر خود تغذیه کنند. اما   عملاً چند درصد مادران قادر به خواندن این نوشته بودند؟  

4. تبلیغات تلفیقى در بیمارستان ها و رادیو. در اینجا گفته مى شد که مصرف این   فرآورده ها، نیرو و قدرت به کودکان مى بخشد (براى مثال این دو موضوع در   نیجریه اهمیت زیادى دارند) در جامائیکا تبلیغ به این شکل بود: لاکتوژن   باعث نیرومندى و سلامتى است یا انرژى و قدرت مى بخشد

http://mahmoudzadeh.persiangig.com/4.JPG

مصرف شیر   خشک همراه با برخى نمادها، یعنى نو، بهتر و نظایر آن بود. در حال حاضر شیر   خشک در بسیارى از کشورهاى جهان سوم مصرف بسیار وسیعى دارد . بنابراین   فعالیت شرکت هاى فراملیتى مى تواند به انتقال حقیقى الگوهاى مصرف منجر   شود. این روند انتقال الگوها، نیازها برحسب مارکها تغییر پیدا مى کنند و   فرآورده هاى پیچیده تر و گران تر جانشین محصولات ساده و ارزان مى گردد. به   موازات این فرآیند، تبلیغات شرکت هاى فراملیتى با ایجاد تمایزات تصنعى بین   فرآورده ها، موجب از رونق افتادن سریع و جایگزین نمودن آنها با محصولات   جدیدتر است. نمونه هاى برون گرایى بسیار فراوان بوده و عواقب تأسف بارى   دارد. این تنها چیزى است که مى توان گفت . روستائیان مکزیک بیش از   پیش به مصرف نان سفید به جاى نان سنتى خودشان که هم ارزان تر است و هم   پروتئین بیشترى دارد، روى آورده اند. در جامائیکا مردم عادت داشتند به   عنوان صبحانه ماهى و موز که هر دو ارزان و بسیار مقوى هستند، مصرف کنند . اما در نتیجه تبلیغات این عادت از بین رفته و این فکر در مغز مردم رسوخ   کرده که براى صبحانه بهتر است سه رال مصرف کنند. اکنون مردم از محصولات   کلوگ استفاده مى کنند، در حالى که موز در بازار به خاطر نبودن خریدار و   مشترى فاسد شده و از بین مى رود. ورود شرکت هاى دانون سا و شامبورسى، شرکت   هاى تابعه گروه شرکت هاى ب.اس.ان ژروهدانون و گروه نستله، در سال 1973 به   مکزیک و برنامه هاى تبلیغاتى مهم آنها تقاضاى کلى براى ماست را تا میزان 350% افزایش داده است . فرآیند جانشین سازى کالاهاى شرکت هاى   فراملیتى به جاى محصولات داخلى در مصرف سیگار بسیار مشخص و آشکار است. در   این بخش کاملاً متمرکز 8 شرکت فراملیتى بر بازار جهانى تسلط دارند : مثل   شرکت بت انگلیسى الاصل که بزرگترین سازنده سیگار دنیاست و از هر پنچ   سیگارى که در جهان سرمایه دارى به فروش مى رسد یکى از آن این شرکت است . شرکت هاى دیگر عبارتند از گروه امپریال )انگلیسى(، امریکن براندز )ایالات   متحده(، مؤسسه فیلیپ موریس )انگلیسى( و گروه آفریقاى جنوبى )روتمن،   رامبراند روپرت(. این شرکت هاى فراملیتى در گرایش مردم به مصرف سیگارهاى   خارجى )روند برون گرایى(، جایگزین نمودن سیگار داخلى ساخت تولید کنندگان   کوچک با سیگارهاى صنعتى دخالت مؤثر دارند. این تغییر ذائقه مصرف کنندگان   سیگار باعث نابودى تنباکو سیاه در بسیارى از کشورها نظیر هند، پاکستان،   جمهورى کره، فیلیپین، ارژانتین و یا برزیل شده است. سیگار کرتک در   اندونزى، دلتى در سرى لانکا و بیدیز در هند به سود سیگارهاى ملایم نوع   ویرجینیایى کنار گذارده مى شوندبرنامه هاى وسیع تبلیغاتى عامل مؤثرى در   چنین فرآیندى است. علاوه بر این، برنامه هاى وسیع تبلیغاتى شرکت هاى   فراملیتى توتون، معرف آهنگ عمومى جریان بازاریابى شرکت هاست. تأکید اصلى   در این برنامه ها برکلیشه هاى آمریکایى است و تجمل گرایى، پایگاه اجتماعى،   سطح زندگى عالى و تصویر کابوى عاشق آزادى مضامینى هستند که لاینقطع تکرار   مى شوند . گاهى ایجاد بازارهاى جدید به خاطر یافتن مفرهایى است   براى فروش فرآورده هاى واسطه اى برخى شرکت هاى فراملیتى به عنوان مثال   شرکت رالستون پورینا عامل گسترش صنعت پرورش مرغ در کلمبیاست، نه از آن رو   که مرغ و جوجه را به ماده کلیدى رژیم غذایى مردم این کشور مبدل سازد، بل   به خاطر آنکه براى محصول اصلى کارخانه، یعنى کنسانتره هاى غذایى براى   حیوانات، بازار ایجاد کند. به پیروى از همین سیاست تسهیلات و امکانات خاصى   در اختیار مرغداران گذارده شد. در نتیجه بین سال هاى 1971 تا 1967 تولید   مرغ در کلمبیا دو برابر گردید، یعنى از 11 میلیون به 22 میلیون رسید . کودکان   به دلیل آنکه به عنوان خریداران بالقوه به راحتى تأثیر پذیرند، هدف مطلوبى   براى شرکت هاى فراملیتى محسوب مى شوند. براى مثال، برخى مؤسسات تولید   کننده نوشابه هاى غیر الکلى در آمریکاى لاتین و مرکزى در مقابل فروش   مستقیم محصولات خود در مدارس به هنگام برگزارى جشن ها، نوشابه و یخچال را   به طور رایگان در اختیار این مدارس قرار مى دهند. شرکت هاى دیگر نظیر   جنرال فودز در مکزیک با گذاردن مجسمه هایى کوچک نظیر شخصیت هاى کارتونى   والت دیسنى در بسته بندى ها، در واقع براى محصولات خود بازاریابى مى کنند . بسیارى   از کالاها (کوکایاپپسى) نماد تعلق به دنیاى مدرن تلقى مى شوند، و این همان   چیزى است که تبلیغ کنندگان بر آن بسیار تأکید مى ورزند. ه.والتر در مقاله   نشریه بسیار معتبر تجارت جهانى کلمبیا که به بررسى سیاستهاى بازاریابى در   کشورهاى در حال توسعه اختصاص یافته بود، این پرسش را مطرح مى کند که آیا   مردم به اندکى تجمل نظیر نوشیدن نوشابه هاى غیر الکلى یا کشیدن سیگارهاى   معطر نیاز ندارند؟   بحثها و توضیحات مسئول بودجه هاى تبلیغاتى پپسى   کولا و کوکاکولا در برزیل به خوبى بیانگر تأثیر اجتماعى شرکت هاى فراملیتى   در ایجاد الگوهاى مصرفى است. او مى گوید: در این کشور هیچ راهى براى هدایت   و کانالیزه کردن طغیان جوانان وجود ندارد، نسل کنونى از هیچ آموزش سیاسى   یا اجتماعى بهره مند نیست. ما یک مکانیزم اعتراضى به وجود آورده ایم که در   مصرف کانالیزه مى شود. پپسى، تصویرى جدید و جوان است، آنها نیز خوشحال اند   چون جوان هستند و چون جوان هستند، پپسى مى نوشند . بنابراین ورود   شرکت هاى فراملیتى دقیقاً با واژگونى الگوهاى مصرف که برخى از آنها طى   چندین قرن بدون تغییر باقى مانده اند همزمان است. اما ایجاد الگوهاى مصرف   جدید مى تواند نتیجه مکانیزمهاى کمتر تعمدى دیگر نیز باشد. فرآورده هاى   شرکت هاى فراملیتى هم به خاطر کیفیات طبیعى (وکس ونوبودن) و هم به خاطر   نمادهاى اجتماعى وابسته به آنها به سهولت از سوى برگزیدگان داخلى که   شدیداً مجذوب اسلوب زندگى غربى و محصولات غربى هستند پذیرفته مى شود . پیامد اثرات نمایشى قوى این جریان، گسترش نیازها و اشیا در کل جامعه است . در اینجا باید از تأثیرتقلیدى سخن گفت. شرکت هاى فراملیتى کالاهایى راعرضه   مى کنند که برگزیدگان داخلى سریعاً آنها را مى پذیرند و سپس درمدت زمان   کوتاهى پس از عرضه این کالاها، سایرین نیز به تقلید از برگزیدگان، مصرف   کنندگان این کالاها خواهند شد . طرح کلى در این جریان چنین است : شرکت هاى فراملیتى محصولات جدید را در کشورهاى درحال توسعه عرضه کرده و   نیازهاى مصرفى آنان را به جانب این کالاها هدایت مى کنند . روش هاى   نفوذ متنوع و گوناگون است )عمدى با استفاده از تبلیغات، نسبتاً غیر عمدى   از طریق نمایش(، اما همگى در جهت هدایت الگوهاى مصرف به سوى کالاها و   خدمات تولیدى شرکت هاى فراملیتى مشارکت دارند. ایجاد عرضه خود موجد   تقاضاست. درست است که این محصولات بدون در نظر گرفتن نیازهاى اساسى مردم   به بازار عرضه مى شوند و این چیزى نیست که شرکت هاى فراملیتى نسبت به آن   بى اطلاع باشند، بلکه بالعکس این روش عادى و متداول انجام دادن امور از   سوى آنهاست این سیاست و عواقب ناشى از آن، نمایش جدیدى از تضاد و برخورد   دو نوع منطق است، زیرا براى یک شرکت فراملیتى انتخاب یک برنامه تبلیغاتى   قبلاً آزموده شده به زبانى دیگر به مراتب راحت تر است تا عرضه و یا تولید   فرآورده هایى نو متناسب با نیازهاى خاص محلى

http://mahmoudzadeh.persiangig.com/6.JPG

جمع بندى

بنابراین   مى توان چنین نتیجه گیرى کرد که شرکت هاى فراملیتى با معرفى عادات مصرفى   غربى در کشورهاى درحال توسعه در ایجاد فرآیند جهانى برون گرایى فرهنگى   دخالت مؤثر دارند. زیرا آداب تغذیه بازتاب روشى است که ملتها طرز فکر و   رفتار خود رابه وجود مى آورند، آنها را هدایت مى کنند، سنتهایشان را تلفیق   واحیاء مى سازند و رسوم خود را با رسوم انتقال بافته از سوى دیگر فرهنگها   در هم مى آمیزند . از این دیدگاه بسط و ازدیاد موفقیت جهانى غذاهاى   آماده اى نظیر مک دونالد را نه به واسطه فروش (زیاد) این محصولات، بلکه   بیشتر به خاطر شیوه زندگى و نمادهاى وابسته به آن باید توجیه کرد . نکته   دیگر این است که سواى اهمیت اجتماعى فرهنگى تأثیر شرکت هاى فراملیتى در   ایجاد الگوهاى مصرف، نفوذ آنها باعث بروز انحرافاتى در سایر حوزه ها نیز   مى گردد. تغییر گرایش مصرف کشورهاى جهان سوم به جانب کشت برخى محصولات   کشاورزى که عمدتاً ناشى از استفاده از سموم دفع آفات است )که شرکت هاى   فراملیتى در تولید آنها نقش عمده دارند( وابستگى اقتصادى و تکنولوژیکى این   کشورها را افزونتر مى کند. اما عمده ترین فرآیند این جریان تخصیص نادرست   منابع کمیاب است. با تغییر محصولات کشاورزى، بهاى آنها همگام با کاهش ارزش   غذایى در نتیجه افزودن چربى ها و مواد شیمیایى، افزایش مى یابد. از سوى   دیگر تأکید برتولید و مصرف فرآورده هاى حیوانى، موجب اتلاف عمده منابع   گیاهى است. براى مثال در کلمبیا با گرایش به کشت علوفه به جاى کشت حبوبات   و سبزیجات نه تنها منبع پروتئینى گرانى جایگزین یک منبع پروتئینى ارزان   شده، بلکه عملاً کاهش ذخایر پروتئینى را به دنبال داشته است، چون پروتئین   منابع حیوانى به مراتب کمتر از صنایع گیاهى است. در اینجا به مثالى که   قبلاً آورده شده است، بر مى گردیم. طبق بررسى هاى انجام شده، حاصل کشت   علوفه در یک جریب زمین اختصاص یافته به پرورش مرغ و ماکیان در منطقه واله   ،برابر است با پروتئینى که از کشت ذرت یا لوبیا درهمین زمین به دست مى   آید. حال اگر در این زمین سویا کشت شود، میزان پروتئین حاصله 16 برابر   بیشتر از کشت علوفه مرغدارى خواهد بود. قبلاً گفته شد که تولید جوجه در   وهله اول به خاطر منافع شرکت هاى فراملیتى در تولید خوراک و علوفه حیوانى   بود. مثال دیگر که جمع اضداد است، کشور مکزیک یعنى مهم ترین صادر کننده   پرتقال است. تا سال 1979 در نوشابه فانتا یا اورانج کراش از آب پرتقال   استفاده نمى شد. از این تاریخ به بعد دولت تصویب کرد که حداقل، 1 درصد آب   پرتقال باید به این نوشابه ها افزوده شود. آخرین مثال در این مورد کاپرال   شعبه شرکت نستله در ساحل عاج است. این شرکت عامل توسعه و رواج مصرف قرص   هاى مگى در کشور فوق است. در حال حاضرخانواده هاى ساحل عاجى به طور متوسط   سالانه 700 قرص مگى روزانه 2قرص براى هر خانواده مصرف مى کنند. این قرص   جزء مهمى از رژیم هاى غذایى مردم ساحل عاج و به خصوص فقیرترین اقشار جمعیت   شده است. قرص مگى که در کشورهاى غنى حکم چاشنى و مکمل غذا را دارد به   عنوان یک غذاى اصلى براى تغذیه کافى نیست. این محصول از پروتئین گیاهى   درست شده و مصرفش دریک رژیم غذایى که خود دچار کمبود پروتئین حیوانى است،   باعث تشدید کمبود غذایى به خصوص از نظر کمبود اسید آمینه مى گردد، امرى که   در کشور فوق مشهود است . بنابراین تردیدى نیست که شرکت هاى   فراملیتى قدرت هدایت خواست ها و نیازهاى مردم را به سوى محصولات و یا   خدمات خود دارند. اگر الگوهاى مصرف بازتاب ذهنیت ها و تا حد بسیارزیادى   آمال مردم باشند، ایجاد الگوهاى مصرف شکلى خاص از برون گرایى اجتماعى   فرهنگى ملل جهان سوم و جدا ساختن آنها از ریشه ها یا حافظه هایشان است. از   این دید شرکت هاى فراملیتى را مى توان به عنوان عاملان فعال دگرگونى   اجتماعى تلقى کرد. که فرهنگ زدایى افراد را به دنبال دارد و کمترین اعتنا   و توجهى به ضرورت هاى دگرگونى مستقل و ملى کشورهاى فقیر ندارد

http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم


 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در چهارشنبه 28 بهمن 1388  ساعت 2:04 PM
نظرات 0 | لينک مطلب




http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg
http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

بررسى روند تشکیل الگوهاى مصرف در جهان سوم الگوهاى مصرف چند ملیتى

قرن 18 در اروپا   که با عنوان عصر روشنگرى از دیگر قرون متمایز مى شود ویژگى عمده دیگرى که   داشت، عصر رویکرد به تجارت نیز بود. شعار lesse faire) بگذار مرزها آزاد   باشند) در همین زمان باب شد. دلیل آن روشن بود. تاجران بعد از اشباع   بازارهاى داخلى، براى دستیابى به مواد اولیه و به تبع آن بازارهاى خارجى،   براى فروش کالاهاى ساخته شده به سوى کشورهاى خارجى رو آوردند و درخواست   تاجران از دولت کاهش مالیات براى صدور کالاها بود. این کالاها در   کشورهایى، که امروزه به عنوان جهان سوم نامیده مى شوند، بایستى ارزیابى مى   شدند. استعمار و حمله نظامى مستقیم به چنین کشورهایى این مهم را به عهده   گرفت. اما آنچه مشکل را بعد از شکست تجربه این کشورها در مورد استعمار،   نئوکلینالیسم )استعمار نوین از طریق فرهنگ(، به وجود آورد، بافت سنتى و   عرفى این جوامع بود که همانند پوسته اى وخیم در مقابل فرآورده هاى نوین   مقاومت نشان مى داد. شناختن سنت ها و رسوم براى رخنه در آنها اولین گام به   شمار رفت و تبلیغات نیز به کمک این روش توانست سد نفوذ این کشورها را از   هم بپاشد. افراد این جوامع ابتدا بایستى باور مى کردند که آنچه خود دارند   در مقابل کالاهاى وارداتى از ارزش خوبى برخوردار است و این کار با ظرافت   تمام در تبلیغاتى که از شناسى شخصیت کمک مى گرفت، انجام مى شد. در اینجا   که یکى از مسائلى که باعث بحران هویت مى شد به میان آمد و فرد این جامعه   ابتدا هویت خود را، که ریشه ها، عرف ها، تربیت و اعتقادهاى او داشت، زیر   سؤال مى برد و در مقابل به دنبال کسب هویت تازه، خود را به شکل کالاهاى   مصرفى در مى آورد که با تبلیغات به وى القاء شده بود. کاربه همین جا ختم   نمى شد. کار هنگاهى مصیبت بارتر مى شد که دقت کنیم در این راستا فرهنگ   چنین جوامعى به عوامل دیگر، دستخوش تغییر و تحول و در نهایت بحران که نمود   خود را در تمامى ارکان جامعه از خانواده گرفته مادبومى نشان مى دهد

http://mahmoudzadeh.persiangig.com/2.JPG

ضرورت مسئله

الگوهاى   مصرف را نمى توان از نظام هاى ارزشى و هنجارى خواه اجتماعى یا فردى و یا   توأماً که معرف شخصیت مصرف کننده است، جدا ساخت. اگر چه گزینش هاى مصرفى   مردم کشورهاى جهان سوم تحت تأثیر منابع گوناگون و به خصوص منابع بیگانه   هدایت مى شود، اما قطعاً نمایانگر ذهنیت آنان نیز هست. بدون نادیده   انگاشتن بعد سودگرایى )ارضاى نیازهاى روانى( فرآیندهاى مصرف اجتماعى، باید   به ابعاد نمادى، یعنى معناى اجتماعى آنها نیز توجه داشت. کالاها و خدمات،   سواى کیفیات طبیعى شان، داراى علایم رمزى نیز هستند و شاخصها و عاملان یک   قشربندى اجتماعى محسوب مى شوند؛ به همین دلیل بررسى دقیق پدیده تشکیل   الگوهاى مصرف توسط شرکت هاى فراملیتى اهمیت دارد . در واقع مصرف   کالاها و خدمات مصرفى، علایمى است که کدهاى اصلى جامعه اى که فرد در آن   زندگى مى کند صرف نظر از درجه توسعه اقتصادى و اجتماعى اش به آنها معنا مى   بخشد. لذا حوزه مصرف، حوزه اى مهم در تشکیل ذهنیت ها و ارزش هاى منبعث از   فعالیت هاى شرکت هاى فراملیتى است، زیرا نماد مصرف یا کد اشیاى مصرف شده   ترجمان وضع فرهنگى یا هویت فرهنگى اند. افراد با دسترسى یافتن به کالاهاى   خاص برطبق موازین و مقیاسهاى جامعه نه تنها از منزلت و مقام خود، بلکه از   جایگاه دیگران نیز آگاهى مى یابند اشیا با ایفاى یک کارکرد اجتماعى تمایزى   و تبعیضى، در واقع معرف افراد،یا به معناى صحیح تر تمایز بین افراد مى   شود. در حقیقت تمایز قایل شدن بر حسب اشیا مبین یا موجد تفکیک و تفاوت   اجتماعى است، که افراد را طبقه بندى کرده و سلسله مراتب اجتماعى را به   دنبال دارد. این بعد نمادى در کلیه سطوح جامعه بر طبق کدهاى متفاوت،   مشاهده، و به یک طبقه اجتماعى خاص نیز محدود نمى شود. علاوه براین باید به   مصرف بعد تخیلى نیز افزود، زیرا اشیاء وسیله فرار و طلسمى است که فرد با   توسل به آن مى تواند جهانى سحرآمیز را تصور کند. آرزها به سوى نیازها   هدایت شده و در وجود کالا، برآورده مى شوند. علت اینکه تبلیغ کنندگان   همواره در تلاش یافتن تصویرى هستند که مصرف کنندگان از خود، و از من   آرمانى همواره صرفاً همان الگوى رفتارى است که در یک متن اجتماعى تحقق مى   یابد و به عبارت دیگر در ارتباط با سایر افرادى که از اتحاد آنها با   یکدیگر هستى اجتماعى فرهنگى خاص، و اکثراً یک ملت، تشکیل مى شود. جدل میان   خود و تصویر شخصى یعنى بین انگیزه ها و ارزش ها در مصرف در کشورهاى در حال   توسعه، غالباً در ناکامى از مصرف بسنده تجلى مى یابد، چه در واقع آنچه فرد   مى کوشد در مصرف بیابد راهى براى غلبه بر احساس نابسندگى و میل ورود به   اجتماع و نیل به ارتقاى اجتماعى است . الگوهاى مصرف در همه موارد   باید با هویت فرهنگى جامعه کاملاً پیوستگى داشته باشد، البته باید به   الگوهاى مصرف متفاوتى که به دلیل عدم تجانس نظام اجتماعى فرهنگى و دامنه   قشربندى اجتماعى اقتصادى کم و بیش با یکدیگر تفاوت دارند توجه داشت. در   کشورهاى جهان سوم ،منطبق تفکیک اجتماعى بر مبناى مصرف تنها در ایجاد یک   سلسله مراتب اجتماعى فرهنگى و پویایى و تحرک اجتماعى بازتاب نمى یابد بلکه   به شکل یک برخورد متقاطع فرهنگى و ستیز بین سنت و تجدد نیز پدیدار مى   گردد. معرفى و گسترش تجدد از طریق فرآیند قالب شکنى، آمال و نیازها و قالب   ریزى مجدد آنها پویایى اجتماعى مصرف را در پى دارد. در این چهارچوب الگوى   ارتباطات با الگوى مصرف رابطه مستقیم دارد، از یک سو الگوى مصرف حاصل   مجموعه پیامها و علایمى است که نگرش مردم را شکل مى دهد، و در رفتار هاى   مصرفى آنها تبلور مى یابد. واز سوى دیگر مصرف خود یک الگوى ارتباطى بین   انسان و جامعه و بین انسان و خود اوست . تأثیر شرکت هاى فراملیتى در   ایجاد الگوهاى مصرف در دو سطح صورت مى گیرد. در وهله اول این شرکت ها به   توسعه الگوهاى مصرفى رایج در کشورهاى جهان سوم کمک مى کنند. در وهله دوم   شرکت ها مى کوشند کالاها و فرآوردهاى جدید راکه کم و بیش پیچیده تر از   فرآورده هاى قبلى است جایگزین فرآورده هاى سنتى کنند. بنابراین موفقیت   تجارتى این شرکت ها در تمامى ساختار مصرف کشورهاى در حال توسعه تأثیر مى   گذارد. شرکت هاى فراملیتى انتقال دهنده و اشاعه دهنده نظامهاى بازنمایى و   هنجارى و نظامهاى بیانى (یازها و الگوهاى رفتارى ) اند. تفکرى که اساس   این نظامها را تشکیل مى دهد آن است که براى مثال پاداش تلاش فرد در کارش   دسترسى یافتن به کالاهاى مصرفى است، و افزایش مصرف شاخص عمده توسعه   اقتصادى محسوب مى شود. بنابراین، ترویج چنین منطقى و تلاش براى مصرف بیشتر   درنیروى محرکه تغییر اجتماعى نقش مهمى دارد. به این معنا که شرکت هاى   فراملیتى به دلیل ماهیت عقلانیت خود ،در پیوستگى و یگانگى روزافزون   کشورهاى جهان سوم با نظام اقتصاد تجارتى دخالت دارند. اعتبار و ارزش فرد   در این نظام اقتصادى تا حد زیادى به کالاها و خدماتى که در دسترس دارد و   همچنین به پایگاه اجتماعى وابسته به این خدمات منوط است. این عقلانیت به   طرق گوناگون مطرح مى گردد، در زمینه ارتباطات، پیامهاى پخش شده توسط رسانه   ها (تلویزیون، سینماو تبلیغات) با نمایش امتیازات جامعه مصرفى و ایجاد   اشکال بازنمایى و نظامهاى هنجارى، نقش مهمى بازى مى کنند . به موازات   این جریان، گرایش روزافزونى به تقلید از سبک زندگى غربى و تولیدات غربى به   وجود مى آید، انگیزه هاى افراد به نحو فزاینده اى به سمت دسترسى به مصارف   تجارتى سوق داده مى شود. ارزشهاى سنتى تا حد زیادى بى اعتبار مى گردد، و   تصور ذهنى فرد از جامعه و نقشى که در آن دارد، تغییر مى کند . کارکنان   شرکت هاى فراملیتى نیز، صرفنظر از مقامى که در شرکت دارند، با اشاعه اخلاق   شرکت ها در این فرآیند تخریب نقش مهمى دارند. همان طورى که قبلاً اشاره   شد، اشتغال به کار در این نوع شرکت ها مستلزم پذیرش مقررات و هنجارهاى   مربوط به آنهاست. مصرف کالاهاى ساخت شرکت هاى فراملیتى و اثرات نمایشى   منبعث از آنها در ایجاد اخلاق مصرف مادى مؤثر است . نکته آخر اینکه   این شرکت ها گرایش دارند عادات مصرفى را به گونه اى که به سود آنها باشد   شکل دهند و بنابراین درصددند تا فرآورده هاى خود را جایگزین کالاهاى سنتى   کنند، و براى برخى کالاها و خدمات خود تقاضاى تجارتى منظمى که قبلاً وجود   نداشته به وجودآورند. همچنین برخى نیازها و خواستها را به سوى مارکهاى   خارجى سوق دهند. سیاست هاى تبلیغاتى و تشویق فروش کالا بدون شک یکى از   مؤثرترین طرق نفوذ شرکت هاى فراملیتى است، و در تغییر نیازهاى اساسى افراد   و هدایت آنها به سوى مارکها و فرآورده هاى خاص دخالت دارد. قطعاً این   انتقال سلیقه ها برآیند سیاستهاى گسترده بازاریابى و تأثیر آنها برمعرفها   و هنجارهاست . هدف اصلى این تبلیغات ایجاد نیازها و بنابراین   فرآورده هایى است که مى توانند این نیازها را برآورده سازند. فرآورده هایى   که عملاً تنها شرکت هاى فراملیتى قادر به تولید آنها هستند. براى مثال   شرکت یونیلیور براى فروش خود برنامه هاى تبلیغاتى جهانى بسیار مهمى اجرا   مى کند. این برنامه ها غالباً باعث مى شود تا مردم تمامى علاقه خود را به   فرآورده هاى داخلى از دست بدهند. مثلاً همین شرکت تلاش مى کند تا در هند   مارگارین واناپستى را جایگزین کره محلى کند و به نظر مى رسد که این محصول   داخلى کلاً از بین برود. این شرکت در ایجاد نیاز به پودرهاى پاک کننده   شیمیایى و مواد ضدعفونى کننده و نتیجتاً در نتیجه ایجاد بازارى براى این   محصولات خود در اندونزى موفق بوده است . علاوه براین توانسته است   فروش بستنى، سوسیس و اغذیه منجمد شده خود را در مناطق درون مرزى سیرالئون   و لیبریا گسترش دهد، یعنى در مناطقى که کمتر مى توان از آنها به عنوان   مناطق داراى درآمدهاى احتیاطى سخن گفت و آذوقه رسانى به آنها معمولاُ توسط   هواپیما صورت مى گیرد . در آمریکاى لاتین قدرت تبلیغات به حدى است   که حتى روستاییان بسیار فقیر نیز عملاً خود را ملزم به نوشیدن نوشابه هایى   چون کوکاکولا و پپسى مى دانند، و لو آنکه به قیمت فروش محصولات طبیعى شان   تمام شود . ر. لدوگار با مطالعه دو کشور برزیل و مکزیک، موفقیت   شرکت هاى فراملیتى را در ایجاد نیاز به نوشابه هاى غیر الکلى نشان مى دهد . براى مثال ؛ مصرف سالانه این نوع نوشابه ها در مکزیک رقم قابل ملاحظه 14   میلیارد بطرى یعنى براى هر نفر 5 بطرى طى یک هفته بوده است )در مکزیک 40 % نوشابه هاى مصرفى پپسى کولاست (. شستشوى مغزى تجارتى آنچنان قوى است که   ساکنین برخى روستاهاى مکزیک به رغم درآمد اندک خود متقاعد شده اند که بدون   این نوشابه ها نمى توانند زندگى کنند و باید هر روز آنها را مصرف کنند. در   سال 1979 یک کشیش مکزیکى با اشاره به این مطلب مى نویسد: شنیده ام بعضى از   روستاییان مى گویند بدون مصرف روزانه نوشابه هاى غیر الکلى نمى توانند   زندگى کنند برخى دیگر به خاطر نمایش پایگاه اجتماعى خود هر روز با غذایشان   باید نوشابه بنوشند، به خصوص مواقعى که میهمان دارند. اکثراً فکر مى کنند   که باید روزانه این نوشابه ها را مصرف کنند. این اساساً ناشى از تبلیغات   گسترده به خصوص در رادیو است که در این مناطق کوهستانى شنوندگان فراوان   دارد. به موازات این امر، در این روستاها فرآورده هاى طبیعى مثل میوه کمتر   مصرف مى شود، برخى خانواده ها فقط هفته اى یک بار میوه مى خورند . اساس   این سیاست هاى تبلیغاتى متقاعد ساختن مردم است به اینکه روش هاى سنتى   تغذیه (ارزن، برنج، لوبیا، ذرت، آب)در قیاس با محصولات غربى غالباً   پیچیده تر )بسته بندى هاى لوکس، تفاوت گذارى هاى تصنعى با استفاده از   مارکهاى گوناگون( اهمیت کمترى دارد. موضوع مهم در اینجا نمادگذارى اجتماعى   کالاهاست. از آنجا که مردم به خاطر کم سوادى خود آسیب پذیرترند، تاًثیر   تبلیغات بسیار زیادتر مى شود. براى مثال، به کشور کنیا که قبلاً نیز مورد   بحث بوده اشاره مى شود. هزینه تبلیغات بازاریابى براى صابون هاى تولیدى   شرکت هاى وابسته به شرکت هاى فراملیتى در این کشور 6 درصد و براى صابون   هاى تولید داخلى 1درصد قیمت آنها بوده است. این خود نشان دهنده سیاست   هدایت تقاضاهاى داخلى به سوى فرآورده هاى پیچیده تر )صنعتى(، )صابون   توالت، موادضد عفونى کننده ...( است که بیشتر بر شکل ظاهرى صابون ها و   جذابیت بسته بندى آن تأکید دارد . براى ارائه طرحى کلى تراز موضوع   به هزینه هاى تبلیغاتى شرکت هاى تابع شرکت هاى فراملیتى در کنیا اشاره مى   شود این هزینه ها در حدود 12 میلیون شلینگ کنیاست، در حالى که بودجه تخصیص   یافته در آخرین برنامه پنج ساله کنیا براى ساختن مرکز بهداشت روستایى که   دولت از آنها به عنوان عوامل کلیدى در بهداشت مناطق روستایى )حدود 90 درصد   جمعیت کشور در این مناطق سکونت دارند( یاد مى کند، 5/7 میلیون شلینگ است


http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم


 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در چهارشنبه 28 بهمن 1388  ساعت 2:03 PM
نظرات 0 | لينک مطلب




http://www.golestanstate.ir/gallery/news/6635656.jpg
http://up.iranblog.ir/4/1259839008.jpg

عیب ملی

رهبر   معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در خطبه های عید فطر   سال 86 ضمن شمارش درس های ماه رمضان یکی از درس ها را «سخت گرفتن بر خود و   انفاق به دیگران» برشمردند و در ادامه به بلا و عیب بزرگ ملت ایران اشاره   کردند و فرمودند : ما مردم مسرفی هستیم، ما   اسراف می کنیم، در آب، در نان، اسراف در وسایل گوناگون و تنقلات، اسراف در   بنزین، کشوری که تولیدکننده نفت است واردکننده فرآورده نفت -بنزین- است . این تعجب آور نیست؟ هر سال میلیاردها بدهیم بنزین وارد کنیم یا چیزهای   دیگری وارد کنیم برای این که بخشی از جمعیت و ملت ما دلشان می خواهد ریخت   و پاش کنند. ما ملت به عنوان یک عیب ملی به این نگاه کنیم، اسراف بد   است در رساله «اجوبة الاستفتائات» سؤال 1469 از ایشان پرسیده شده: «گفته می شود که استفاده از نیروی برق برای   روشنایی بیشتر از مقدار نیاز اسراف محسوب نمی شود آیا این سخن صحیح است؟ » ایشان جواب داده اند : شکی   نیست که استفاده و مصرف هر چیزی حتی نیروی برق و نور و چراغ بیشتر از   مقدار نیاز اسراف محسوب می شود. آنچه صحیح است سخن منقول از رسول اللّه(ص ) است که می فرماید:«لا اسراف فی خیر». در کار خیر، اسراف وجود ندارد از   مصادیق اسراف که از گرفتاری های اجتماعی و آسیب ها و آفت های خانوادگی   جامعه ما به شمار می رود و نوعی غرب زدگی و چشم و هم چشمی هم چاشنی آن شده   است، موضوع و پدیده «تجمل گرایی» و «تشریفات» و رو آوردن به زندگی های   پرزرق و برق و پرهزینه و خرج های اضافی است. به گونه ای که آن اندازه   گرفتار شده ایم که : جمال زندگی را با تجمل   گرایی سودا کرده ایم و شرافت را قربانی تشریفات نموده ایم و بالاخره آنچه   باید وسیله زندگی باشد را هدف زندگی قرار داده و درباره آن به مسابقه   پرداخته ایم . این اسراف ها و ریخت و پاش های   جدید و مدرنی است که بسیاری از خانواده ها را فرا گرفته و سوگمندانه در   رسانه ها به نمایش گذاشته می شود و فرهنگ رفاه زدگی و تجمل گرایی را عملاً   رواج می دهد . از مقام معظم رهبری در این رابطه   پرسیده شده است که نظر حضرت عالی در مورد ترویج تجمل گرایی که مخصوصا طی   ماه های اخیر توسط برخی رسانه ها دنبال می شود چیست؟ ایشان در جواب مرقوم   داشته اند که : اینجانب از این کسانی که می   کوشند تا در میان مردم ما رسم تجمل گرایی و اسراف و ولخرجی را شایع کنند   شدیدا نگران و متأسفم و از این که مردم فداکار و انقلابی ایران در امور   شخصی به مصرف گرایی سوق داده شوند و قناعت انقلابی را از یاد ببرند به خدا   پناه می برم... برای متمکنین، میانه روی و برای قشرهای متوسط، قناعت در   امور شخصی و برای همه تلاش و کار و تولید و رونق دادن به وضع عمومی فریضه   ای انقلابی و رسمی اسلامی است بار دیگر   سخن آغازین این بخش از نوشتار را که از امام حسن عسگری(ع) نقل کردیم مرور   کنیم که هم رهنمود دادند و هم هشدار، رهنمودشان این بود که «بر شما باد به   میانه روی» (و اقتصاد و اعتدال در زندگی) و هشدارشان این بود که: «پرهیز   کنید از اسراف، زیرا اسراف از کارهای شیطان است حسن   ختام این فصل از این گفتار و نوشتار را با سخنی از امام پرهیزکاران و   امیرمؤمنان علی(ع) زینت می بخشیم که به یکی از کارگزارانش نوشت : « فَدَعِ   الْاِسْرَافَ مُقْتَصِدا وَ اذْکُرْ فِی الْیَوْمِ غَدا وَ اَمْسِکْ مِنَ   الْمَالِ بِقَدْرِ ضَرُورَتِکَ وَ قَدِّمِ الْفَضْلَ لِیَوْمِ حَاجَتِکَ   اَ تَرْجُو اَنْ یُعْطِیَکَ اللَّهُ اَجْرَ الْمُتَوَاضِعِینَ وَ اَنْتَ   عِنْدَهُ مِنَ الْمُتَکَبِّرِینَ وَ تَطْمَعُ وَ اَنْتَ مُتَمَرِّغٌ فِی   النَّعِیمِ تَمْنَعُهُ الضَّعِیفَ وَ الْاَرْمَلَةَ اَنْ یُوجِبَ لَکَ   ثَوَابَ الْمُتَصَدِّقِینَ وَ اِنَّمَا الْمَرْءُ مَجْزِیٌّ بِمَا   اَسْلَفَ وَ قَادِمٌ عَلَی مَا قَدَّمَ وَ السَّلَامُ؛ اسراف را کنار   بگذار و میانه روی را پیشه کن. از امروز به فکر فردا باش و از اموال دنیا   به مقدار ضرورت برای خویش نگاهدار و زیادی را برای روز نیازت از پیش   بفرست. آیا امید داری خداوند ثواب متواضعان را به تو بدهد در حالی که در   پیشگاهش از متکبران باشی!؟ و آیا طمع داری که ثواب انفاق کنندگان را به تو   عنایت کند در صورتی که در زندگی پرنعمت و ناز قرار داری و مستمندان و بیوه   زنان را از آن منع می کنی؟ بدان انسان به آنچه از پیش فرستاده پاداش داده   می شود و به آنچه قبلاً برای خود ذخیره کرده وارد می گردد والسلام

http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم


 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در چهارشنبه 28 بهمن 1388  ساعت 2:02 PM
نظرات 0 | لينک مطلب



http://www.eteghadat.com/Files/user1/image/b_007.png

 

امر به معروف و اصلاح الگوي مصرف

« اصلاح الگوي مصرف» يك معروف اجتماعي است و همه بايد از آن حمايت كنند و به دنبال   تحقق كامل آن در عرصه هاي فردي و اجتماعي باشند

http://yas.ofogh.net/Uf/UplObj/maghalat/women-tanin-20.jpg

امسال سال اصلاح الگوي مصرف   ناميده شده است، اين نام گذاري نشان مي دهد كه جامعه اسلامي ما با وجود برخورداري   از ويژگي هاي مثبت اسلامي و انقلابي همچون صبر و استقامت، ارزش گرايي، دين داري   و... در زمينه مصرف دچار آسيب ها و ناهنجاري هايي است. البته بخش زيادي از اين   ناهنجاري ها متوجه حاكميت نظام بوروكراسي دولتي طي سه دهه اي است كه از عمر انقلاب   مي گذرد. در اين ميان نظام يارانه اي كه به گفته همه صاحب نظران از اهداف خود (كمك   به طبقات پايين و ايجاد تعادل) خارج شده است، نقشي به سزا در گسترش اين ناهنجاري و   درست مصرف نكردن داشته است. بخشي ديگر از اين آسيب نيز معلول نبود يك الگوي ترسيم   شده و شفاف است كه منطبق بر انسان شناسي اسلامي و ويژگي هاي ملي و ميهني باشد. در   خلاء نبود چنين الگويي متناسب با شأن جامعه ايراني اسلامي، طبيعي است هم فرهنگ سازي   ها موثر واقع نمي شود و هم الگوهاي وارداتي و رفتارهاي تجمل گرايانه به آساني خود   را بر جامعه تحميل مي كند و به رفتارها و عملكردها راه مي يابد . با تمام اين   تحليل ها، از منظر اسلامي هيچ كس نمي تواند شانه خود را از زير بار مسئوليت رفتار   خويش خالي كند و مثلا آن را به گردن سيستم و سازمان و يا خانواده و ديگران بيندازد . در عين حال نمي توان نقش جامعه و الگوهاي حاكم بر آن را در رواج يك ناهنجاري آن   هم به صورت گسترده و نهادينه شده، ناديده انگاشت و بي توجه به اين نقش موثر همواره   به آحاد مردم خطاب كرد و گفت: اسراف نكنيد، درست مصرف كنيد و... زيرا همواره بخشي   از رفتارهاي انسان متأثر از نهادها و نظام هاي اجتماعي است و اگر اين نظام ها،   رفتاري مصرف گرا داشته باشند و مثلا با بوروكراسي غيرضرور خود وقت و انرژي مراجعان   را هدر دهند، در اين جا مراجعه كنندگان نمي توانند به آساني گامي در راه اصلاح   رفتار بردارند . متأسفانه در زمينه الگوي مصرف، بخش خصوصي يك گونه مشكل دارد و   بخش دولتي به گونه اي ديگر دچار نارسايي است. يكي به خاطر ضعف نظارت گاه مصالح و   منافع عمومي را چندان در نظر نمي گيرد و اسباب نارضايتي مردم را فراهم مي كند و   ديگري به دليل نبود دلسوزي و مصرف نكردن بهينه اموال و امكانات (كه البته نبايد همه   تقصير را به گردن افراد انداخت) امكانات ملي را هدر مي دهد. همين اشكالات بود كه   چند سال پيش رهبر معظم انقلاب اسلامي تفسير جديدي از اصل 44 قانون اساسي ارائه   كردند و گامي مهم براي تحولي شگرف در عرصه اقتصادي برداشتند. دولت نهم نيز بيشترين   تلاش اقتصادي خود را براي اصلاح نظام اقتصادي در قالب لايحه هدفمند كردن يارانه ها   به خرج داد و حتي طرح سهميه بندي بنزين را به مرحله اجرا درآورد. اما هنوز تا رسيدن   به يك وضعيت مطلوب راه درازي در پيش است. همين نگرش كه در ميان مردم درباره خدمات   بخش خصوصي و دولتي وجود دارد، نشان مي دهد ما هنوز به يك الگوي متناسب با جامعه دست   پيدا نكرده ايم. از اين رو تلاش براي ترسيم يك الگوي بومي دست كم مي تواند گام     طبق نيت و بينش و جهان بيني خود رفتار مي كند. به بيان ديگر آيه شريفه: «قل كل يعمل   علي شاكلته» ارتباط و پيوند مستحكم ميان رفتار و بينش و نظر و عمل را نشان مي دهد . بنابراين اگر آسيب گسترده اي در الگوي مصرف جامعه مشاهده مي شود، نشان گر نامناسب   بودن الگو و ناهماهنگي آن بينش اسلامي است كه هم از اسراف به شدت نهي كرده و هم به   قناعت و تدبير معيشت دستور داده است

http://omidomidi.persiangig.com/image/Faraj.jpg

  ساز و كار اصلاح  

حال مي خواهيم   ببينيم اسلام براي اصلاح رفتارها چه ساز و كاري را پيش بيني كرده است؟ اسلام در   كنار بيان اعمال واجب و حرامي كه مكلفان را به آن ها تكليف كرده است، براي استمرار   عمل به واجبات و ترك محرمات، اصلي را به نام «امر به معروف و نهي از منكر» تعبيه   كرده است . بر اساس اين وظيفه، همه افراد جامعه بايد نسبت به يكديگر احساس   مسئوليت داشته باشند و اگر شاهد ارتكاب عمل زشتي (منكر) بودند، انجام دهنده را باز   دارند و اگر مشاهده كردند وظيفه واجبي (معروف) مورد بي توجهي قرار گرفته و بدان عمل   نمي شود، افراد را به انجام آن وادارند . حال در بحث اصلاح الگوي مصرف در ابتدا   بايد گفت خود «اصلاح الگوي مصرف» يك معروف اجتماعي است و همه بايد از آن حمايت كنند   و به دنبال تحقق كامل آن در عرصه هاي فردي و اجتماعي باشند. همچنين بايد رسانه ها   مردم را در اين باره آگاه كنند و متخصصان هم در زمينه هاي مختلف، مصرف استاندارد و   راه دستيابي به آن را بيان كنند و حتي ساز و كاري براي تحقق آن در نظر گيرند. بايد   توجه كرد كه بخشي از اسراف كاري ها نتيجه نبود آگاهي و نشناختن مقدار مورد نياز در   مصرف است . به عنوان مثال، آيا همه مردم به روشني مي دانند مواد غذايي مورد نياز   بدنشان چه اندازه است و با چه مقدار مواد غذايي مي توان نياز جسمي را برطرف كرد؟ ! اگر مي خواهيم گامي در راه اصلاح الگوي مصرف در مواردي اين چنيني برداريم، چاره   اي نداريم جز اين كه واژه هاي فني را ساده سازي كنيم و به زبان توده مردم و به صورت   جزيي و دقيق، با آنان صحبت كنيم و آگاهي هاي مردم را در اين عرصه ها بالا ببريم. بي   شك يكي از گام هاي اوليه براي اصلاح فرهنگ مصرف، ارتقاي آگاهي هاي مورد نياز در   زندگي فردي و جمعي است. به ويژه آن كه امروزه زندگي ها ماشيني شده و پيچيدگي بسياري   پيدا كرده است. اين امر اقتضا مي كند با تشكيل جلسات كارگاهي و ميداني در محلات و   يا مراكز جمعي، توزيع بروشور و مانند آن، دانش و مهارت عملي مورد نياز افراد افزايش   يابد. مي دانيم به خاطر كاستي هايي كه در نظام آموزشي وجود دارد و بي ارتباطي   بسياري از مطالب آموزشي با نيازهاي عملي زندگي، مديريت زندگي و تقدير معيشت در   جامعه ما با مشكلات فراواني رو به روست . يكي از راه هاي رفع اين كاستي ها، همين   آموزش هاي كارگاهي و افزايش مهارت هاي مورد نياز در زندگي است .

 

http://www.basijnews.ir/Uf/users/public/logo/amrebemarof.jpg

نهي از   اسراف و هدر دهي امكانات  

آن چه تاكنون بيان شد بيشتر در حوزه امر به معروف قرار   داشت اما بخشي از اصلاح الگوي مصرف هم در حوزه «نهي از منكر» قرار مي گيرد. در اين   بخش آن چه بايد مورد توجه واقع شود، حساسيت مردم نسبت به اتلاف و اسراف اموال عمومي   در سازمان ها و نهادهاي جمعي و نيز زندگي خصوصي است. رفتارهاي تجملي و بريز و بپاش   هايي كه گاه در برخي سازمان ها و شركت ها شاهد آن هستيم، از جمله مصاديق منكر در   عرصه مصرف است. هدر دادن انرژي و يا ابزارهاي صنعتي در صنعت و اسراف آب در كشاورزي   از جمله منكراتي هستند كه بايد تك تك افراد جامعه به اين «منكر»ها توجه كنند و براي   رفع آن قدم بردارند . بنابراين مي توان از ساز و كار امر به معروف و نهي از منكر   براي اصلاح الگوي مصرف بهره برد و با ارتقاي آگاهي، فرهنگ سازي كرد و از طريق تعيين   مصاديق اسراف، منكر بودن آن رفتارها را به جامعه اعلام و مردم را به نهي از اين   گونه منكرها ترغيب كرد. البته شيوه تربيتي ما معمولا چنين است كه همواره بر جنبه   منفي و منكر بيشتر انگشت مي گذاريم و از ايجاد مقدمات و بسترهاي لازم براي سوق دادن   مردم به سمت معروف (اصلاح الگوي مصرف) غفلت مي ورزيم. به همين خاطر يادآور مي شوم   كه اين گونه نگاه تربيتي خود يك آسيب است از اين رو نبايد وزن نهي از منكر افزون تر   از وزن امر به معروف در مسئله اصلاح الگوي مصرف باشد . هر چند تلاش در راه اصلاح   الگوي مصرف يك وظيفه ملي و عمومي است اما رسالت اصلي بر دوش نخبگان و شخصيت هاي   مرجع و تأثيرگذار است تا آنان زمينه هاي تحقق اين راهبرد را در جامعه فراهم كنند . خداوند درباره اين رسالت نخبگان در قرآن (سوره هود/116) مي فرمايد: «فلولاكان من   القرون من قبلكم اولوا بقية ينهون عن الفساد في الارض الا قليلا ممن انجينا منهم »: « پس چرا از نسل هاي پيش از شما خردمنداني نبودند كه مردم را از فساد در زمين باز   دارند؟ جز اندكي از كساني كه از ميان آنان نجاتشان داديم اگر جامعه ما تحول و   پيشرفت مي خواهد و به دنبال ايجاد جامعه اي عادلانه و پيشرفته است، بايد خود را   اصلاح كند و ناهنجاري ها را از رفتار خويش بزدايد؛ زيرا خداوند فرموده است: «ان   الله لايغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم ».

http://i12.tinypic.com/4bf4os4.jpg

مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم  



 نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در سه شنبه 27 بهمن 1388  ساعت 10:26 PM
نظرات 2 | لينک مطلب




  • تعداد صفحات :3
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  

POWERED BY RASEKHOON.NET