یکى
از مشهورترین نمونه هاى نفوذ خارجى در الگوهاى مصرف،
فعالیت شرکت نستله و
سیاست توسعه فروش شیر خشک براى اطفال است. این شرکت براى ترویج فرآوردهاى
غذایى خود و جایگزین
کردن آنها به جاى شیر مادر سیاست فعالى را به مرحله
اجرا درآورد. براى این منظور روش هاى متفاوتى به کار
گرفته شده است
1.
توزیع مجانى و
غالباً خانه به خانه بطرى هاى شیر و محصولات لبنى (لاکتوژن
(
2.
اجراى برنامه هاى
تبلیغاتى در بیمارستان ها و زایشگاه ها. این برنامه ها
توسط مأموران خاصى موسوم به پرستاران شیر صورت مى گرفت،
این پرستاران
اونیفورم سفید مى پوشیدند و نتیجتاً به راحتى مى شد آنها را با کارکنان
بیمارستان اشتباه
گرفت
.
3.
توزیع مجانى کارت
هاى مربوط به وزن
نوزادان با تبلیغ لاکتوژن. جمله اى هم در این کارتها نوشته شده بود با این
مضمون که مادران
تاحد امکان باید کودکان را با شیر خود تغذیه کنند. اما
عملاً چند درصد مادران قادر به خواندن این نوشته بودند؟
4.
تبلیغات تلفیقى در
بیمارستان ها و رادیو. در اینجا گفته مى شد که مصرف این
فرآورده ها، نیرو و قدرت به کودکان مى بخشد (براى مثال
این دو موضوع در
نیجریه اهمیت زیادى دارند) در جامائیکا تبلیغ به این شکل بود: لاکتوژن
باعث نیرومندى و
سلامتى است یا انرژى و قدرت مى بخشد
مصرف شیر
خشک همراه با برخى نمادها، یعنى نو، بهتر و نظایر آن
بود. در حال حاضر شیر
خشک در بسیارى از کشورهاى جهان سوم مصرف بسیار وسیعى دارد
.
بنابراین
فعالیت شرکت هاى
فراملیتى مى تواند به انتقال حقیقى الگوهاى مصرف منجر
شود. این روند انتقال الگوها، نیازها برحسب مارکها تغییر
پیدا مى کنند و
فرآورده هاى پیچیده تر و گران تر جانشین محصولات ساده و ارزان مى گردد. به
موازات این فرآیند،
تبلیغات شرکت هاى فراملیتى با ایجاد تمایزات تصنعى بین
فرآورده ها، موجب از رونق افتادن سریع و جایگزین نمودن
آنها با محصولات
جدیدتر است. نمونه هاى برون گرایى بسیار فراوان بوده و عواقب تأسف بارى
دارد. این تنها چیزى
است که مى توان گفت
.
روستائیان مکزیک بیش از
پیش به مصرف نان سفید به جاى نان سنتى خودشان که هم
ارزان تر است و هم
پروتئین بیشترى دارد، روى آورده اند. در جامائیکا مردم عادت داشتند به
عنوان صبحانه ماهى و
موز که هر دو ارزان و بسیار مقوى هستند، مصرف کنند
.
اما در نتیجه تبلیغات این عادت از بین رفته و این فکر در
مغز مردم رسوخ
کرده که براى صبحانه بهتر است سه رال مصرف کنند. اکنون مردم از محصولات
کلوگ استفاده مى
کنند، در حالى که موز در بازار به خاطر نبودن خریدار و
مشترى فاسد شده و از بین مى رود. ورود شرکت هاى دانون سا
و شامبورسى، شرکت
هاى تابعه گروه شرکت هاى ب.اس.ان ژروهدانون و گروه نستله، در سال 1973 به
مکزیک و برنامه هاى
تبلیغاتى مهم آنها تقاضاى کلى براى ماست را تا میزان
350%
افزایش داده است
.
فرآیند جانشین سازى کالاهاى شرکت هاى
فراملیتى به جاى
محصولات داخلى در مصرف سیگار بسیار مشخص و آشکار است. در
این بخش کاملاً متمرکز 8 شرکت فراملیتى بر بازار جهانى
تسلط دارند : مثل
شرکت بت انگلیسى الاصل که بزرگترین سازنده سیگار دنیاست و از هر پنچ
سیگارى که در جهان
سرمایه دارى به فروش مى رسد یکى از آن این شرکت است
.
شرکت هاى دیگر عبارتند از گروه امپریال )انگلیسى(،
امریکن براندز )ایالات
متحده(، مؤسسه فیلیپ موریس )انگلیسى( و گروه آفریقاى جنوبى )روتمن،
رامبراند روپرت(.
این شرکت هاى فراملیتى در گرایش مردم به مصرف سیگارهاى
خارجى )روند برون گرایى(، جایگزین نمودن سیگار داخلى
ساخت تولید کنندگان
کوچک با سیگارهاى صنعتى دخالت مؤثر دارند. این تغییر ذائقه مصرف کنندگان
سیگار باعث نابودى
تنباکو سیاه در بسیارى از کشورها نظیر هند، پاکستان،
جمهورى کره، فیلیپین، ارژانتین و یا برزیل شده است.
سیگار کرتک در
اندونزى، دلتى در سرى لانکا و بیدیز در هند به سود سیگارهاى ملایم نوع
ویرجینیایى کنار
گذارده مى شوندبرنامه هاى وسیع تبلیغاتى عامل مؤثرى در
چنین فرآیندى است. علاوه بر این، برنامه هاى وسیع
تبلیغاتى شرکت هاى
فراملیتى توتون، معرف آهنگ عمومى جریان بازاریابى شرکت هاست. تأکید اصلى
در این برنامه ها
برکلیشه هاى آمریکایى است و تجمل گرایى، پایگاه اجتماعى،
سطح زندگى عالى و تصویر کابوى عاشق آزادى مضامینى هستند
که لاینقطع تکرار
مى شوند
.
گاهى ایجاد بازارهاى جدید به خاطر یافتن مفرهایى است
براى فروش فرآورده
هاى واسطه اى برخى شرکت هاى فراملیتى به عنوان مثال
شرکت رالستون پورینا عامل گسترش صنعت پرورش مرغ در
کلمبیاست، نه از آن رو
که مرغ و جوجه را به ماده کلیدى رژیم غذایى مردم این کشور مبدل سازد، بل
به خاطر آنکه براى
محصول اصلى کارخانه، یعنى کنسانتره هاى غذایى براى
حیوانات، بازار ایجاد کند. به پیروى از همین سیاست
تسهیلات و امکانات خاصى
در اختیار مرغداران گذارده شد. در نتیجه بین سال هاى 1971 تا 1967 تولید
مرغ در کلمبیا دو
برابر گردید، یعنى از 11 میلیون به 22 میلیون رسید
.
کودکان
به دلیل آنکه به عنوان خریداران بالقوه به راحتى تأثیر
پذیرند، هدف مطلوبى
براى شرکت هاى فراملیتى محسوب مى شوند. براى مثال، برخى مؤسسات تولید
کننده نوشابه هاى
غیر الکلى در آمریکاى لاتین و مرکزى در مقابل فروش
مستقیم محصولات خود در مدارس به هنگام برگزارى جشن ها،
نوشابه و یخچال را
به طور رایگان در اختیار این مدارس قرار مى دهند. شرکت هاى دیگر نظیر
جنرال فودز در مکزیک
با گذاردن مجسمه هایى کوچک نظیر شخصیت هاى کارتونى
والت دیسنى در بسته بندى ها، در واقع براى محصولات خود
بازاریابى مى کنند
.
بسیارى
از کالاها
(کوکایاپپسى) نماد تعلق به دنیاى مدرن تلقى مى شوند، و این همان
چیزى است که تبلیغ
کنندگان بر آن بسیار تأکید مى ورزند. ه.والتر در مقاله
نشریه بسیار معتبر تجارت جهانى کلمبیا که به بررسى
سیاستهاى بازاریابى در
کشورهاى در حال توسعه اختصاص یافته بود، این پرسش را مطرح مى کند که آیا
مردم به اندکى تجمل
نظیر نوشیدن نوشابه هاى غیر الکلى یا کشیدن سیگارهاى
معطر نیاز ندارند؟
بحثها و توضیحات مسئول بودجه هاى تبلیغاتى پپسى
کولا و کوکاکولا در
برزیل به خوبى بیانگر تأثیر اجتماعى شرکت هاى فراملیتى
در ایجاد الگوهاى مصرفى است. او مى گوید: در این کشور
هیچ راهى براى هدایت
و کانالیزه کردن طغیان جوانان وجود ندارد، نسل کنونى از هیچ آموزش سیاسى
یا اجتماعى بهره مند
نیست. ما یک مکانیزم اعتراضى به وجود آورده ایم که در
مصرف کانالیزه مى شود. پپسى، تصویرى جدید و جوان است،
آنها نیز خوشحال اند
چون جوان هستند و چون جوان هستند، پپسى مى نوشند
.
بنابراین
ورود
شرکت هاى فراملیتى دقیقاً با واژگونى الگوهاى مصرف که برخى از آنها طى
چندین قرن بدون
تغییر باقى مانده اند همزمان است. اما ایجاد الگوهاى مصرف
جدید مى تواند نتیجه
مکانیزمهاى کمتر تعمدى دیگر نیز باشد. فرآورده هاى
شرکت هاى فراملیتى هم به خاطر کیفیات طبیعى (وکس ونوبودن)
و هم به خاطر
نمادهاى اجتماعى وابسته به آنها به سهولت از سوى برگزیدگان داخلى که
شدیداً مجذوب اسلوب
زندگى غربى و محصولات غربى هستند پذیرفته مى شود
.
پیامد اثرات نمایشى قوى این جریان، گسترش نیازها و اشیا
در کل جامعه است
.
در اینجا باید از تأثیرتقلیدى سخن گفت. شرکت هاى فراملیتى کالاهایى راعرضه
مى کنند که
برگزیدگان داخلى سریعاً آنها را مى پذیرند و سپس درمدت زمان
کوتاهى پس از عرضه
این کالاها، سایرین نیز به تقلید از برگزیدگان، مصرف
کنندگان این کالاها خواهند شد
.
طرح
کلى در این جریان چنین است
:
شرکت هاى فراملیتى محصولات جدید را در
کشورهاى درحال توسعه عرضه کرده و
نیازهاى مصرفى آنان را به جانب این کالاها هدایت مى کنند
.
روش هاى
نفوذ متنوع و گوناگون است )عمدى با استفاده از تبلیغات،
نسبتاً غیر عمدى
از طریق نمایش(، اما همگى در جهت هدایت الگوهاى مصرف به سوى کالاها و
خدمات تولیدى شرکت
هاى فراملیتى مشارکت دارند. ایجاد عرضه خود موجد
تقاضاست. درست است که این محصولات بدون در نظر گرفتن
نیازهاى اساسى مردم
به بازار عرضه مى شوند و این چیزى نیست که شرکت هاى فراملیتى نسبت به آن
بى اطلاع باشند،
بلکه بالعکس این روش عادى و متداول انجام دادن امور از
سوى آنهاست این سیاست و عواقب ناشى از آن، نمایش جدیدى
از تضاد و برخورد
دو نوع منطق است، زیرا براى یک شرکت فراملیتى انتخاب یک برنامه تبلیغاتى
قبلاً آزموده شده به
زبانى دیگر به مراتب راحت تر است تا عرضه و یا تولید
فرآورده هایى نو متناسب با نیازهاى خاص محلى
جمع بندى
بنابراین
مى توان چنین نتیجه گیرى کرد که شرکت هاى فراملیتى با
معرفى عادات مصرفى
غربى در کشورهاى درحال توسعه در ایجاد فرآیند جهانى برون گرایى فرهنگى
دخالت مؤثر دارند.
زیرا آداب تغذیه بازتاب روشى است که ملتها طرز فکر و
رفتار خود رابه وجود مى آورند، آنها را هدایت مى کنند،
سنتهایشان را تلفیق
واحیاء مى سازند و رسوم خود را با رسوم انتقال بافته از سوى دیگر فرهنگها
در هم مى آمیزند
.
از این دیدگاه بسط و
ازدیاد موفقیت جهانى غذاهاى
آماده اى نظیر مک دونالد را نه به واسطه فروش (زیاد) این
محصولات، بلکه
بیشتر به خاطر شیوه زندگى و نمادهاى وابسته به آن باید توجیه کرد
.
نکته
دیگر این است که
سواى اهمیت اجتماعى فرهنگى تأثیر شرکت هاى فراملیتى در
ایجاد الگوهاى مصرف، نفوذ آنها باعث بروز انحرافاتى در
سایر حوزه ها نیز
مى گردد. تغییر گرایش مصرف کشورهاى جهان سوم به جانب کشت برخى محصولات
کشاورزى که عمدتاً
ناشى از استفاده از سموم دفع آفات است )که شرکت هاى
فراملیتى در تولید آنها نقش عمده دارند( وابستگى اقتصادى
و تکنولوژیکى این
کشورها را افزونتر مى کند. اما عمده ترین فرآیند این جریان تخصیص نادرست
منابع کمیاب است. با
تغییر محصولات کشاورزى، بهاى آنها همگام با کاهش ارزش
غذایى در نتیجه افزودن چربى ها و مواد شیمیایى، افزایش
مى یابد. از سوى
دیگر تأکید برتولید و مصرف فرآورده هاى حیوانى، موجب اتلاف عمده منابع
گیاهى است. براى
مثال در کلمبیا با گرایش به کشت علوفه به جاى کشت حبوبات
و سبزیجات نه تنها منبع پروتئینى گرانى جایگزین یک منبع
پروتئینى ارزان
شده، بلکه عملاً کاهش ذخایر پروتئینى را به دنبال داشته است، چون پروتئین
منابع حیوانى به
مراتب کمتر از صنایع گیاهى است. در اینجا به مثالى که
قبلاً آورده شده است، بر مى گردیم. طبق بررسى هاى انجام
شده، حاصل کشت
علوفه در یک جریب زمین اختصاص یافته به پرورش مرغ و ماکیان در منطقه واله
،برابر است با پروتئینى که از کشت ذرت یا لوبیا درهمین زمین به دست
مى
آید. حال
اگر در این زمین سویا کشت شود، میزان پروتئین حاصله 16 برابر
بیشتر از کشت علوفه
مرغدارى خواهد بود. قبلاً گفته شد که تولید جوجه در
وهله اول به خاطر منافع شرکت هاى فراملیتى در تولید
خوراک و علوفه حیوانى
بود. مثال دیگر که جمع اضداد است، کشور مکزیک یعنى مهم ترین صادر کننده
پرتقال است. تا سال
1979 در نوشابه فانتا یا اورانج کراش از آب پرتقال
استفاده نمى شد. از این تاریخ به بعد دولت تصویب کرد که
حداقل، 1 درصد آب
پرتقال باید به این نوشابه ها افزوده شود. آخرین مثال در این مورد کاپرال
شعبه شرکت نستله در
ساحل عاج است. این شرکت عامل توسعه و رواج مصرف قرص
هاى مگى در کشور فوق است. در حال حاضرخانواده هاى ساحل
عاجى به طور متوسط
سالانه 700 قرص مگى روزانه 2قرص براى هر خانواده مصرف مى کنند. این قرص
جزء مهمى از رژیم
هاى غذایى مردم ساحل عاج و به خصوص فقیرترین اقشار جمعیت
شده است. قرص مگى که در کشورهاى غنى حکم چاشنى و مکمل
غذا را دارد به
عنوان یک غذاى اصلى براى تغذیه کافى نیست. این محصول از پروتئین گیاهى
درست شده و مصرفش
دریک رژیم غذایى که خود دچار کمبود پروتئین حیوانى است،
باعث تشدید کمبود غذایى به خصوص از نظر کمبود اسید آمینه
مى گردد، امرى که
در کشور فوق مشهود است
.
بنابراین تردیدى نیست که شرکت هاى
فراملیتى قدرت هدایت خواست ها و نیازهاى مردم را به سوى
محصولات و یا
خدمات خود دارند. اگر الگوهاى مصرف بازتاب ذهنیت ها و تا حد بسیارزیادى
آمال مردم باشند،
ایجاد الگوهاى مصرف شکلى خاص از برون گرایى اجتماعى
فرهنگى ملل جهان سوم و جدا ساختن آنها از ریشه ها یا
حافظه هایشان است. از
این دید شرکت هاى فراملیتى را مى توان به عنوان عاملان فعال دگرگونى
اجتماعى تلقى کرد.
که فرهنگ زدایى افراد را به دنبال دارد و کمترین اعتنا
و توجهى به ضرورت هاى دگرگونى مستقل و ملى کشورهاى فقیر
ندارد
مطلب رو مطالعه کنید نظر یادتون نره منتظرم
نگاشته شده توسط ابراهیم محمودزاده در چهارشنبه 28 بهمن 1388 ساعت 2:04 PM
|
نظرات 0 |
لينک مطلب