امروزه "فناوری" در کنار "سرمایهی انسانی" و "سرمایهی اقتصادی" در زمرهی مهمترین عاملهای تولید و افزایش بهرهوری در صنایع مختلف به شمار میرود. و این "فناوری" است که قدرت رقابتپذیری صنعتها و کشورها را در بازارهای جهانی رقم میزند .
در حالیکه هنوز هم بسیاری از مدیران صنعتی در کشور ما، فناوری را همان ماشینآلات و تجهیزات مستقر در خطوط تولید و پلنتها میدانند، کشورهای پیشرفتهی صنعتی از چندین دهه پیش به این معنا پی برده بودند که فناوری خیلی بیشتر از ماشینآلات و تجهیزات است.
هر فناوری ـ بنا بر تعریف اسکاپ ـ از 4 مؤلفهی کلیدی سختافزار، دانشافزار، مغزافراز (انسانافزار)، و "سازمانافزار" تشکیل میشود. به عبارت دیگر، هر فناوری به منزلهی یک "بسته" است که مؤلفههای کلیدی بالا را در خود جای میدهد .
فناوری اما از سه رویکرد قابل اکتساب است :
1. از راه تحقیق و پژوهش (R&D) در داخل صنعت؛
2. از راه انتقال فناوری؛ بهطوریکه "فرستنده"ی فناوری میتواند یک مؤسسهی داخلی یا خارجی باشد؛ و
3. از راه همکاریهای فناورانه: مثلاً سرمایهگذاری مشترک دو یا چند شرکت برای دستیابی به یک فناوری معین .
از دیدگاه ارزشهای ملی میتوان ثابت کرد که تحقیق و پژوهش با هدف تولید علم و فناوری دورنزا باید از اولویت بالا و جایگاه والایی در نظام صنعتی کشور برخوردار باشد. اما از دیدگاه یک صنعت خاص، که با چالش رقابت در بازارهای جهانی و چالش افزایش سودآوری از دیدگاه ذینفعان داخلی روبهروست، میتوان نشان داد که تحقیق و پژوهش در داخل صنعت لزوماً چالاکترین راه پاسخگویی به چالشهای صنعت نیست. تحقیق و پژوهش همواره "زمانبر" و "پرمخاطره" است و انتظار برای حصول نتایج آن، که گاه چندین و چند سال طول میکشد، در حوصلهی اغلب مدیران اجرایی نیست. این مسأله وقتی بغرنجتر میشود که ضعفِ بنیهی تحقیقاتی صنایع و شرکتهای صنعتی کشور را نیز بهعنوان یک واقعیت مشهود در نظر بگیریم .
در این وضعیت، چارهی کار چیست؟ در پاسخ به این سوالِ استراتژیک، از هر دیدگاه که نگاه کنیم، چارهی کار این است که میزان فعالیتهای تحقیقاتی و فعالیتهای انتقال فناوری در هر یک از صنایع استراتژیک کشور ـ مانند صنعت پتروشیمی ـ به یک "تعادل استراتژیک" برسد: مثلاً 20 درصد بودجههای فناوری صنعت به تحقیقات و پژوهشهای راهبردی و 80 درصد آنها به "انتقالِ فناوری هوشمندانه" تخصیص یابد .
منظور از انتقال فناوری هوشمندانه این است که صنایع مهمی چون نفت، گاز و پتروشیمی، نیازهای فناورانهی خود را تا حد ممکن از طریق دانشگاهها، مراکز تحقیقاتی دولتی، و حتی شرکتهای پژوهشی داخلی و کمترین مقدار ممکن را از شرکتها و منابع خارجی تامین نمایند. به این ترتیب، هم بنیهی تحقیقاتی کشور تقویت میشود و هم مشکلات تحقیق و پژوهش در داخل صنعت تا حد زیادی کاهش مییابد .
اما انتقال فناوری موفقیتآمیز، از هر راه و هر منبعی که باشد (خواه داخلی و خواه خارجی)، الزامات و سازوکارهای خاصی را ایجاب میکند. به عنوان مثال :
1. صنعت در کلّ و شرکتهای صنعتی در جزء، باید بتوانند نیازهای فناورانهی خود را به روشنی تعریف کرده، و این نیازها را از طریق یک نظام اطلاعرسانی فعال و اثربخش به آگاهی دانشگاهها، مراکز پژوهشی، و شرکتهای پژوهشی کوچک و متوسط برسانند. بیان این نیازها به زبان دانشگاهیان و پژوهشگران، مهارتهای خاصی را میطلبد که لزوماً در همهی شرکتهای صنعتی موجود نیست .
2. اغلب دانشگاهها، مراکز پژوهشی دولتی و شرکتهای پژوهشی، سررشتهای از "بازاریابی فناوری" و جستوجوی مشتریان مناسب برای فناوریهای تولیدی خود ندارند. بنابراین، فناوریهایی که در این نهادها توسعه مییابند، مدتها خاک میخورند و گاه هرگز مشتری مناسب خود را پیدا نمیکنند .
3. برخی از فناوریهای مورد نیاز شرکتهای داخلی، گاه در شرکتهای همسایهی آنها وجود دارند، اما آنها بیخبر از این موضوع، در کشورهای خارجی به دنبال تامین نیاز خود میگردند .
یک موردکاوی تاسفانگیز در کشور چین نشان داده که شرکتهای تولیدکنندهی تلویزیون در این کشور، 16 بار فناوری تلویزیون رنگی را از شرکتهای خارجی خریدهاند! این پدیدهی منفی، صرفاً در کشور چین روی نداده؛ و شاید تجربهی روزمرهی بسیاری از کشورهای درحالتوسعه باشد که فاقد یک نظام اطلاعرسانی انتقال فناوری میباشند، و شرکتهای همکار ـ بیخبر از پروژهها و برنامههای انتقال فناوری یکدیگر ـ سرمایههای کمیاب ملی خود را به جیب بیگانگان میریزند .
دوبارهکاریها و موازیکاریها در پروژههای انتقال فناوری از خارج، تنها مشکلِ کشورهای درحالتوسعه نیست؛ مشکلتر از آن انتقال فناوریهای غالباً فرسوده و در حال منسوخشدن، آن هم به گونهای سطحی و با قیمتهای گزاف است. اگر کشورهای پیشرفتهی جهان با یک تیر ده نشان میزنند، کشورهای در حال توسعه با یک حرکت غلط و یا ناقص در انتقال فناوری، ده مشکل جدید برای خود میسازند .
"ببرهای اقتصادی آسیا" ـ کره، تایوان، سنگاپور و هنگکنگ ـ که اغلب فناوریهای مورد نیاز خود را تا همین اواخر از بیگانگان میخریدند، با مشاهده و مطالعهی شیوهی سراسر غلط و فرصتسوز انتقال فناوری در کشورهای خود، سرانجام به فکر چارهای خردمندانه و مبتکرانه افتادند، و از یک دهه پیش به این سو، نهاد ویژهای موسوم به فنبازار (Techmart) را تدارک دیدند که به پروژهها و فرایندهای انتقال فناوری در این کشورها سامان شایستهای بدهد، و انتقال فناوری را در همهی صُور آن به فرصتهای بزرگ ملی/ بخشی / بنگاهی تبدیل نماید. از این رو، فنبازار را باید یک پدیدهی کاملاً شرقی دانست که اخیراً مورد اقتباس کشورهای صنعتی پیشرفته در آمریکا و اروپا نیز قرار گرفته، و هر روز بر تعداد و تنوع آن در سراسر جهان افزوده میشود .
فنبازار ـ بنابر تعریف ـ سازوکاری است برای سامانبخشیدن به فرایندهای انتقال فناوری و تسریع این فرایندها در صنایع کشور؛ به گونهای که دستاوردهای گوناگونی را به ارمغان آورد .
ایدهی فنبازار بر چند پیشفرض کلیدی ـ به شرح زیر ـ استوار است :
1. این که فناوری، یک "کالای تجارتپذیر" به شمار میرود، و همچون سایر کالاها قابل خرید و فروش است .
2. همانگونه که تولیدکنندگان/ مصرفکنندگان و یا فروشندگان/ خریداران بسیاری از کالاهای پیچیده و تخصصی ـ مانند خرید و فروش سهام ـ و حتی کالاهای نسبتاً عادی (مانند خودرو، زمین و مسکن)، خود از مهارتها و اطلاعات لازم برای ایجاد یک "معامله"ی قانونی، سودمند، و منصفانه برخوردار نیستند و لاجرم به واسطهها و کارگزاران متخصص رجوع میکنند، خریداران و فروشندگان فناوری نیز غالباً مهارت چندانی در خرید و فروش فناوری ندارند؛ و وجود یک واسطه یا کارگزار حرفهای در این زمینه میتواند بسیار راهگشا باشد .
3. برخلاف اکثر معاملات که به صورت لحظهای صورت میگیرد، و پس از انجام معامله، رابطهی خریدار و فروشنده به کلی قطع میشود، معاملات فناوری حالت فرایندی دارد و گاه لازم میآید که رابطهی خریدار و فروشنده، طبق شرایط معینی، تا مدتها برقرار بماند. این فاکتور و فاکتورهای پیچیدهی دیگری مانند تعیین قیمت منصفانهی فناوری، حاکی از آن است که معاملات فناوری از پیچیدگیهای فراوانی در حد یک "تخصص" برخوردار است. در غیاب این تخصص، ریسک معاملات فناوری خصوصاً برای خریداران خُردهپا به طور چشمگیری افزایش مییابد. شرکتهای بزرگ خارجی از فقدان این تخصص در کشورهای جهان سوم، سود سرشاری به جیب میزنند !
4. قوانین حاکم بر خرید و فروش فناوری، تفاوتهای بارزی با قوانین حاکم بر تجارت سایر کالاها دارد. یک خودرو را در آن واحد فقط میتوان به یک خریدار فروخت و فروش آن به دو خریدار متفاوت، در حکم کلاهبرداری محسوب میشود . اما یک فناوری معین را در آن واحد میتوان به دهها و بلکه صدها شرکت فروخت؛ بدون آن که مشکل خاصی پدید آید. به عنوان مثال، اگر دانشگاه صنعتی شریف به یک فناوری پیشرفتهی رباتیک دست یابد، بیهیچ دغدغهای میتواند آن را به صدها شرکت داخلی و حتی خارجی بفروشد و کسی هم در این میان معترض نباشد. این معاملات مکرر و پرتعداد، تجارت فناوری را به پرسودترین فناوری در عصر اطلاعات و دانایی تبدیل کرده است. به همین دلیل، کشور پیشرفتهای مثل سوئیس در چشمانداز بیستسالهی خود، سوئیس را به عنوان یک پایگاه جهانی تولید فناوریهای پیشرفته ترسیم میکند. تا سال 2030، اغلب صنایع موجود در این کشور تعطیل خواهند شد تا جای خود را به مراکز تحقیقاتی سرآمد بسپارند؛ مراکزی که تولید آنها به اطلاعات و فناوریهای سطح بالا محدود میشود .
فنبازار: بیش از یک آژانس معاملات فناوری و محرکه ای اجرایی برای توسعه
در سادهترین تصور، فنبازار را میتوان یک آژانس معاملات فناوری در نظر آورد که معاملات فناوری را در صُور مختلف آن رتق و فتق میکند: ممکن است فروشندهی فناوری یک شرکت خارجی و خریدار آن یک شرکت داخلی باشد؛ ممکن است فروشندهی فناوری یک موسسهی داخلی و خریدار آن نیز یک شرکت داخلی باشد؛ و همچنین احتمال دارد که فروشندهی فناوری داخلی و خریدار آن خارجی باشد (بحث صادرات فناوری که به هیچوجه نباید با صادرات خدمات فنی و مهندسی اشتباه شود). اما کارکرد واقعی فنبازارها در کشورهای آسیای شرقی، که اینک چین و ژاپن و مالزی را هم در بر میگیرد، به مراتب بیش از این است . فنبازار معروف هنگکنگ که خود را "دروازهی ورود فناوریهای پیشرفته به چین" میداند، بهعنوان یک نهاد همهمنظوره (total solution) در زمینهی فناوری فعالیت میکند و خدمات بسیار بسیار متنوعی را به فروشندگان (صاحبان) و خریداران (متقاضیان) فناوری ارایه میدهد که از ثبت پتنت تا حمایت مالی از اختراعات و ابتکارات، و از یافتن شریک تجاری برای صاحبان فناوری تا بازاریابی برای فناوریهای جدید و غیره را در بر میگیرد . شرکتهای هنگکنگی و چینی که نیازمند فناوریهای جدیدی باشند، با اعلام نیاز به این فنبازار میتوانند مطمئن باشند که فناوری مورد نیاز خود را در کوتاهترین زمان ممکن، با کمترین قیمت، و مناسبترین شرایط از منابع داخلی یا خارجی تأمین خواهند کرد. در این فنبازار (و سایر فنبازارهای حرفهای جهان)، متخصصان کارآموزدهی تجارت فناوری امکان مذاکره بین فروشندگان و خریداران فناوری را در فضایی آرام، منطقی و سرشار از اطلاعات سودمند فراهم میسازند و با ارایهی مناسبترین مشاورهها به طرفین، معاملات را بر مبنای منطق "برنده ـ برنده" صورت میدهند .
و مهمتر از همه: فنبازار در خدمت گسترش SME ها
همهساله انواعی از فنبازارها توسط وزارت صنایع هندوستان بر پا میشود (درست مانند نمایشگاههای بینالمللی در کشور ما که هم به صورت فراگیر و هم به صورت تخصصی در مقاطع مختلف سال برگزار میشوند). جالب است که وزارت صنایع هندوستان، رسالت این فنبازارها را توسعهی بنگاههای اقتصادی با ارزش افزوده بالا و اشتغال زایی پایدار در مقیاس SMEها تعریف کرده است؛ و این کاملاً حقیقت دارد. به توضیح زیر توجه فرمایید .
گسترش SMEها در هر شاخهای از صنعت، الزاماتی دارد .
بهعنوان مثال :
1. افراد کارآفرین، بهعنوان مؤسس SMEها، نخست و قبل از هر چیز باید "فرصتها"ی تجاری سودمندی را تشخیص دهند. اما همهی آنانکه تمایل به کارآفرینی دارند، به سادگی این فرصتها را تشخیص نمیدهند .
2. به فرض تشخیص فرصت، کارآفرینان باید "ایدهها"ی تجاری لازم را برای نفوذ در بازار و بهرهبرداری از فرصتها بیابند. همهی کارآفرینان به سهولت نمیتوانند ایدههای تجاری لازم را بیابند یا خود آنها را بیافرینند .
3. به فرض تشخیص فرصت و یافتن ایدهی تجاری مناسب، کارآفرینان برای عملیکردن ایدههای خود نیاز به "فناوری مناسب"، "نیروی کار مناسب"، و "سرمایهی اقتصادی کافی" دارند (یعنی سه عامل کلیدی تولید). تأمین این عاملها به سادگی میسر نیست .
4. به فرض اینکه همهی عاملهای تولید در دسترس کارآفرینان باشد، اغلب آنها با مشکلات و چالشهای اجرایی تولید و بازاریابی محصولات جدید بیگانهاند و همین بیگانگی میتواند شرکتهای تازهپا را به آستانهی ورشکستگی بکشاند. تأسیس شرکت تازهپا یک چیز است و تثبیت و شکوفایی آن چیزی دیگر .
به راستی چگونه میتوان این الزمات پیچیده را به صورت حرفهای و با سهولت تأمین نموده، و مسیر ایجاد و توسعهی کارآفرینی را برای کارآفرینان خُردهپا ـ بهویژه جوانان دانشآموخته ـ هموار کرد؟ (جوانانی که شیفتهی کارآفرینی هستند، اما از مهارتهای لازم برای تأسیس و تثبیت SMEها بیبهرهاند .)
اعتقاد کشورهای آسیای شرقی بر این است که فنبازارها میتوانند ابزار مناسبی برای تأمین الزامات یادشده باشند .

فنبازارها در تمامی حلقههای این چرخه حضور مییابند و کارآفرینان را مدد میدهند
فنبازارها در تمامی فرایندهای راهاندازی و تثبیت SMEها حضور فعالانه دارند، و نه تنها تعداد SMEها را افزایش میدهند، بلکه از مرگومیر آنها در دوران طفولیت و نوجوانی پیشگیری میکنند (بسیاری از شرکتهای کوچک و متوسط در دورهی طفولیت یا نوجوانی میمیرند ).
هرچند راهاندازی و تثبیت یک SME در نگاه اول ـ بهویژه برای مدیران اجرایی دولتی ـ ساده و پیشافتاده به نظر میرسد (!)، اما واقعیت این است که به قول یکی از نویسندگان معروف، "راهاندازی یک SME موفق مانند آن است که شب با موهای سیاه بخوابی و صبح با موهای سپید برخیزی"! این فرایند به قدری پرمخاطره و مشکل است که رژیم منفور صهیونیستی، با آنکه بهترین زیرساختهای حمایتی و پشتیبانی از SMEها را پیریزی کرده، بر این باور است که تأسیس موفقیتآمیز یکصد SME در هر سال برای این رژیم یک موفقیت ملی محسوب میشود !
از اینرو، و در حالیکه دولت نهم بر لزوم کارآفرینی و در پی آن وزارت نفت بر توسعه صنایع پایین دستی نفت، گاز و پتروشیمی به عنوان تنها راه استراتژیک کارآفرینی در کنار ایجاد ارزش افزوده تأکید دارند، میتوان اهمیت ایجاد فنبازار تخصصی در این صنایع را به روشنی دریافت .
در یک فنبازار چه خواهیم دید؟
مهمترین سوال مدیریتی شاید این باشد که مراجعه کننده در فن بازار با چه خدماتی روبروست؟
1. بخش عرضهی فناوری: در این بخش کلیهی دانشگاهها، مراکز تحقیقاتی، شرکتهای مختلف پژوهشی و صنعتی میتوانند فناوریهای مرتبط خود را در این بخش به نمایش گذاشته و برای اطلاع مدیران و کارشناسان صنایع مرتبط معرفی نمایند. علاوه بر این، شرکتهای بزرگ و واحدهای تابعه و وابسته به آن نیز میتوانند فناوریهای موجود و قابل عرضهی خود را در این بخش و با هدف فروش به نمایش بگذارند. به این ترتیب، برای مثال راه فروش فناوریهای پتروشیمی به سایر صنایع و همچنین سرمایهگذاران کشور نیز معرفی خواهد شد .
2. بخش تقاضای فناوری: در این بخش کلیهی شرکتهای فعال در صنعت نفت، گاز و پتروشیمی، اعم از دولتی و خصوصی، میتوانند نیازهای فناورانهی خود را اعلام و به اطلاع دانشگاهها، مراکز تحقیقاتی، و صنعتگران و مبتکران کشور برسانند. این شاید اولین تجربهای باشد که طی آن، شرکتهای فعال در صنعت پتروشیمی به تدوین و اعلام نیازهای فناورانهی خود ـ به روش استاندارد ـ اقدام میکنند. این بخش شامل عرضه یا پیشنهاد فنآوری جدید به واحدهای SMEs فعال نیازمند تقویت و توسعه نیز می شود که عمدتا با توضیحات تخصصی و فنی و برقراری ارتباط تجاری با عرضه کننده فنآوری همراه است .
3. بخش مشاوره و آموزش: در این بخش علاوه بر ارائه اطلاعات آموزشی و راهنمایی مراجعه کنندگان در خصوص اهمیت، مزایا و دستاوردهای تکنولوژی و فن بازار، خدمات مشاوره ای در خصوص تقاضای بهینه فناوری، روش های انجام مذاکره، قیمت گذاری و خرید و فروش فناوری ارائه خواهد شد. همچنین مشاوره های جانبی نظیر مالکیت معنوی و تحلیل پتنت که از ملزومات فن بازار است نیز در این بخش به صورت نرم افزاری و یا مکتوب ارائه خواهد شد .
سابقهی فنبازار در کشور
اندیشهی فنبازار، نخستینبار در سال 1380 از سوی اندیشکده صنعت و فناوری (آصف) در کشور مطرح و بلافاصله مورد استقبال پارک فناوری پردیس (وابسته به دفتر همکاریهای فناوری ریاست جمهوری) و همچنین وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، و وزارت دفاع قرار گرفت. پارک فناوری پردیس با تأسیس پایگاهی اینترنتی موسوم به فنبازار ملی، ترویج نظامیافتهی تجارت فناوریهای پیشرفته را در دستور کار قرار داده است. علاوه بر آن، از سال 1381 به اینسو، هرساله در هفتهی پژوهش، نمایشگاه بزرگ فنبازار ملی برپا میشود . وزارت دفاع نیز با تأسیس "فنبازار دفاعی" و برپایی همهسالهی نمایشگاه فنبازار دفاعی در هفتهی پژوهش، با شور و حرارت خاصی به استقبال فعالیتهای فنبازاری شتافته است. همچنین تعداد انگشتشماری از شرکتهای کارگزاری فناوری نیز اخیراً در کشور پا گرفته و در حال یادگیری مهارتهای تجارت فناوری میباشند .
مجموعهی این روند نویدبخش، حاکی از آن است که ایران اسلامی اهمیت فنبازارها را دریافته است .
سابقهی فنبازار در صنعت نفت کشور
ضربالمثلی ژاپنی میگوید: "طولانیترین سفرها نیز یک روز با گامی کوچک آغاز میشوند". شرکت پژوهش و فناوری پتروشیمی با برگزاری نخستین دورهی آموزش فنبازار، که در اواخر تیرماه سال 85 به مدت 2 روز و در 7 جلسه اجرا شد و با استقبال کمنظیر مدیران و کارشناسان صنعت پتروشیمی روبهرو گردید، گامِ اول در مسیر شکلگیری فنبازار پتروشیمی را با موفقیت برداشت .
در این دورهی آموزشی، که با حضور استادان برجستهی بحث برپا شد، مدیران و کارشناسان شرکت کننده با فلسفهی وجودی و کارکردهای اثربخش فنبازارها آشنا شده و در پایان دوره به این درک و دریافت مشترک رسیدند که تأسیس فنبازار پتروشیمی نه تنها یک ضرورت است که یک اقدام فرصتساز نیز هست . ابراز تمایل شرکتکنندگان به مقولهی فنبازار در صنعت پتروشیمی، همچنین حاکی از آن بود که راهاندازی فنبازار پتروشیمی، نوعاً با استقبال و مشارکت واحدهای مختلف صنعت همراه خواهد بود .
نخستین فنبازار پتروشیمی در نمایشگاه ایرانپلاست 85
همچنی در نمایشگاه ایرانپلاست 85 که در آبان ماه سال 85 برگزار شد، با همکاری پژوهش و فناوری پتروشیمی اولین نمونه فن بازار در صنعت نفت تجربه شد که در این تجربه اولیه بیش از 100 دانش فنی و دستاورد پژوهشی قابل عرضه از بخشهای مختلف صنعت پتروشیمی، دانشگاهها، پژوهشگاهها و مراکز مرتبط و نیز حدود 10 تقاضای فناوری از شرکتهای کوچک و متوسط پایین دستی پتروشیمی اخذ گردید. چنین استقبالی با وجود محدودیتهای تجربه اول نشانگر لزوم توجه به مقوله فن بازار در صنعت نفت کشور جهت تجاری سازی پژوهشها، مدیریت انتقال فناوری در کنار مدیریت و ایجاد بنگاههای کوچک و متوسط دانش بنیان است. در همین راستا پایگاه اطلاعات کارآفرینی صنعت نفت نیز در حد توان خود نسبت به ارائه اطلاعات فناوری و دستاوردهای پژوهشی موجود در وزارت نفت و خارج از آن به متقاضیان اقدام نموده است. امید است با توجه بیشتر مراکز پژوهشی و مدیریتهای مرتبط در صنعت نفت فن بازار نفت، گاز و پتروشیمی به جایگاه واقعی خود دست یابد .
آلمان r
اهم تجربیات عملی دولت آلمان در توسعه و ترویج کارآفرینی بشرح زیر میباشد :
• حمایت های آموزشی
- تحت پروژه Junior انستیتو Instiutder Deutschen Wintschuft برای دانشآموزان سال چهارم دبیرستان یک کسب و کار کوچک ایجاد میکنند که مدت آن کمتر از یکسال است. این سازمان به بهترین کسب و کار کوچکی که توسط این دانشآموزان ایجاد شده جایزهای اهداء میکند .
- به منظور بهبود تسهیلات مربوط به یادگیری کارآفرینی در دانشگاهها، دولت آلمان با همکاری بانک توازن آلمان اقدام به ایجاد کرسیهای دانشگاهی برای کسب و کارها نموده است. تحت مدل آزمایشی «Exist» شروع به ایجاد کسب و کارهای تکنولوژی از طریق دانشگاهی نموده و به بهترین کسب و کارهای تکنولوژی جوایزی اهداء نمودند. در دو شبکه «Push» در اشتوتکارت و Kiem در کار سروهه بیش از 100 کسب و کار جدید ایجاد شده و مورد حمایت قرار گرفتهاند و آخرین طرح حمایتی اعطای بورس تحصیلی جزئی برای کمک به تدارکات ایجاد کسب و کار میباشد .
- فدراسیون انجمنهای کسب و کار
این فدراسیون یک گروه کاری صنعتی مدرسهای در سال 1992 تشکیل دادند و هدف آنها انتشار دانش اقتصاد در مدارس و گنجاندن نیازهای صنعت در سیستم مدرسه و معرفی کارآفرینی به عنوان یک انتخاب با ارزش در مراحل اولیه آموزش میباشد که به شکل ذیل مطرح گردید :
- تبادل اطلاعات و تجارب بین مدارس و صنعت
- آموزش معلمان
- بازدید و آموزش عملی در زمینه کسب و کارها برای دانشآموزان و معلمان
- ایجاد و حمایت از تاسیس شرکتها توسط دانشآموزان
- ایجاد یک رقابت به عنوان مدرسه و صنعت موفق با یکدیگر
- در مدرسه عالی Gelesenkirchen دانشگاه Wappental دو پروفسور در رشته کارآفرینی و نوآوری وجود دارد .
در اغلب کرسیهای استادی مواد درسی به شکل ذیل قابل ارایه میباشد :
• کارآفرینی، تاسیس عمومی، مدیریت تاسیس، تاسیس شرکت، واقعیتهای تاسیس، تاسیس شرکتهای فامیلی، تجارب فامیلی، کسب و کار فامیلی، دوران عمر شرکت، توسعه شرکت، توسعه علم اقتصادی کار اشتراکی شرکت، فرم سرمایهگذاری در نوآوری، مدیریت نوآوری کسب و اطلاعات تکنولوژی تاسیس، تاسیس شغلی، سرمایهگذاری تاسیس، اساس بازار، سرمایهگذاری
- ایجاد بانک اطلاعاتی برنامههای حمایتی، که توسط وزارت فدرال امور اقتصادی و تکنولوژی اداره میشود و پایگاه آن بر روی اینترنت موجود میباشد .
- فهرست کردن به برنامههای حمایتی اتحادیه اروپا و دولت فدرال و روشهای درخواست و برقراری تماس با افراد میباشد .
- یک خط مستقل در سطح کشور برای افرادی که یک کسب و کار جدید ایجاد میکنند و نیاز به مشاوره دارند .
- در سپتامبر 1999 وزارت امور اقتصادی اقدام به تشکیل گروهی به نام گروه پروژه حذف بوروکراسی کرد و مسول این گروه ابتدا فهرستی از تقاضاهای موجود برای کاهش موانع اداری را از کسب و کارها جمعآوری کرد. سپس تمام طرحهای پیشنهادی و اظهار نظرات خود را برای کم کردن و موثر کردن قوانین و بهتر شدن فرآیندهای سازمانی ارایه داد .
• حمایتهای مالی
- شبکه فرشتگان کسب و کار آلمان، در سال 1998 اولین شبکه فرشتگان کسب و کار در نوع خود ایجاد شد این شبکه از وزارت فدرال امور اقتصادی، وزارت تکنولوژی و تحقیق و بانک توازن تشکیل شده است .
• خدمات حمایتی
- حمایت دولت از بازارچههای کسب و کار و کسب و کارهای جدید
- برداشتن موانع موجود از سر راه ایجاد کنندگان کسب و کارهای جدید و شرکتهای کوچک از طریق مشارکت دادن تمام ساختارها در فرآیند ایجاد کسب و کار
- ایجاد بانک اطلاعاتی برنامههای حمایتی، که توسط وزارت فدرال امور اقتصادی و تکنولوژی اداره میشود و پایگاه آن بر روی اینترنت موجود میباشد .
- فهرست کردن برنامههای حمایتی اتحادیه اروپا و دولت فدرال و روشهای درخواست و برقرار تماس با افراد
- یک خط مستقل در سطح کشور برای افرادی که یک کسب و کار جدید ایجاد میکنند و نیاز به مشاروه دارند .
- در سپتامبر 1999 وزارت امور اقتصادی اقدام به تشکیل گروهی به نام گره پروژه حذف بوروکراسی کرد و مسول این گروه ابتدا فهرستی از تقاضاهای موجود برای کاهش موانع اداری را از کسب و کارها جمعآوری کرد. سپس تمام طرحهای پیشنهادی و اظهار نظرات خود را برای کاهش و موثر کردن قوانین و بهتر شدن فرآیندهای سازمانی ارایه داد .
r ایتالیا
اهم تجربیات عملی دولت ایتالیا در توسعه و ترویج کارآفرینی بشرح زیر میباشند :
• حمایت های آموزشی
- طرح آشنایی دانشآموزان در سال آخر دبیرستان با شرکتها (با همکاری سازمانهای کسب و کار SMEها )
- ارایه سیستم آموزش حرفهای ـ فنی بالاتر (FIS) برای برآوردن سازی نیازهای SMEها جهت آموزش کارگران سطح متوسط (کارگران فنی، حرفهای، ماهر و ...)
- ایجاد پروژه پایلوت آموزش فنی بالاتر (IFTS) برای آموزش محققین سطح بالا، تکنسینها، مدیران و اپراتورهای تولید (بیش از 50 درصد کارکنان آموزشی از شرکتها تامین میشوند) (600 دوره آموزشی با هزینه 70 میلیون دلار در سال 2000 )
- ایجاد طرح آموزشی ویژه «آموزش شرکت» توسط اتاقهای بازرگانی (811 طرح آموزشی برای 1300 دانشآموز اجرا شده است ).
- ارایه دورههایی در مورد مهندسی صنایع با مدیریت در بیش از 20 دانشگاه ایتالیایی مثلاً در مورد مهندسی صنایع یا مدیریت در بیش از 20 دانشگاه ایتالیایی مثلاً دانشکده مدیریت کسب و کار باکونی (SDA) ، 855 دوره را برای 10000 نفر شرکت کننده به صورت آزا اجرا نموده است .
- ایجاد یک دوره فوق لیسانس در مدیریت شرکتهای کوچک به مدت 12 ماه برای افراد زیر 28 سال که قصد دارند در آینده یک کسب و کار خانوادگی را ارایه کنند .
• حمایتهای مالی
- عدم وجود شبکههای فرشتگان کسب و کار در ایتالیا
- دادن وام بدون وثیقه برای افراد جوان و بیکار توسط سازمان کارآفرینی جوانان (تا فوریه 2000، 212 پروژه سرمایهگذاری شده و 1000 شرکت تاسیس شده است )
- ایجاد سیستم condifi که عبارت از سازمانهایی است که تضمینهای گروهی و همچنین تسهیل دسترسی به اعتبارات یا وامهای بانکی را به به ویژه برای SMEها ارایه میدهند و شامل شرکتها، اتاقهای بازرگانی و انجمنهای کارآفرینی میباشد .
در سال 1998، حدود 3/6 میلیارد دلار را برای 850000 شرکت تضمین نمودند .
- ایجاد صندوق تضمین مرکزی برای SMEها
- اولویت سرمایهگذاری برای طرح نوآور میباشد. تاکنون 13 میلیارد دلار برای 860000 شرکت سرمایهگذاری شده است .
- قانون 488 سال 1992، امتیازاتی را به شرکتهای واقع در نواحی ضعیف اقتصادی اعطا میکند. 64 درصد از این سرمایهها به منطقه جنوب و 82 درصد به SMEها اختصاص یافته است .
- ایجاد «مالیات درآمد دوگانه» در سال 1997، به منظور تحریک سرمایهگذاری شرکتها از طریق تسهیل امور مالیاتی روی سرمایههایی که مجدداً سرمایهگذاری میشود .
- اعطای امتیازاتی به فعالیتهای کارآفرینانه بدیع و نوآوری که توسط افراد جوان بین 18 تا 35 سال (شامل کمکهای بلاعوض و وامهای با نرخهای کم ) انجام میشود .
- تشویق افراد و زنان برای ایجاد شرکت توسط اعتبارات مالی و مالیاتی
• حمایتهای نوآوری
- افزایش اختصاص هزینههای تحقیق توسط شرکتها
- قانون 317 سال 1991 در رابطه با مزیتهای مالیاتی برای شرکتهایی که روی نوآوری سرمایهگذاری میکنند تصویب گردید .
- کمکهای مالی (به مبلغ 14000 دلار در هر سال برای هر کارمند جدید) به SMEهایی که برای امور تحقیقاتی، فارغالتحصیلان متخصصین را استخدام میکنند .
- برنامه انتشار نوآوری تکنولوژی (DIT) از طریق شبکه اتاقهای بازرگانی در سراسر ایتالیا آموزش و همکاریهایی را ارایه میدهد. (از سال 1990 بیش از 2000 SME برای توسعه قابلیتهای خود در زمینه تکنولوژی و نوآوری بازار، توسط این برنامه حمایت شدهاند .
- قانون 140 وزارت صنایع، امتیازاتی را برای SMEها ارایه میدهد که شامل سر فصلهایی برای تحقیق، توسعه و نوآوری در بودجه آنها میباشد .
- ایجاد 20 مرکز اطلاعاتی در سطح ناحیهای برای افزایش آگاهی کاربران بالقوه از پتنتهاژ
- پروژه کامپیوتری کردن سیستم ثبت پتنت در حال اجرا میباشد .
- اعطای جایزه بازرگانی (Ecomerce) برای SMEهایی که روی اینترنت فعالیت میکنند .
• بهبود دیدگاه خدمات حمایتی
- تاسیس آژانس جدید Sviluppo Italia برای توسعه کارآفرینانه و ناحیهای (از سطوح فعالیت این آژانس میتوان به ارتقای تولید و طرحهای تامین اشتغال، کارآفرینان جوان، توسعه سرمایهگذاریها، تقاضا برای نوآوری و ... اشاره کرد ).
- تالیف کتابچه خود راهنمای که تهیه کنندگان خدماتی نظیر شرکتها، سازمانها، کنسرسیومها و صادر کنندگان را فهرست میکنند و به SMEها کمک مینماید تا به بازار متصل شوند. 700 شرکت مشاورهای و کارشناسی ثبت شده و بیش از 1000 درخواست به صورت ماهانه از طریق اینترنت دریافت میشود .
- راهاندازی سیستم ملی ارتباط از راه دور ثبت شرکتها از طریق سیستم اطلاعاتی Infocamere
• بهبود امور اداری
- تصویب قوانین Bassanini مربوط به فرآیند ساده سازی امور ادرای در سال 1998
- ایجاد مدل ایتالیایی بازارچه کسب و کار برای شرکتها (ساده سازی روشهای اداری) در سال 1999 این مدل تمام روشهای لازم برای کسب مجوز برای تعیین محل، تاسیس، تجدید ساختار، گسترش، اتمام کار، شروع مجدد، انتقال، اجرای کارهای داخلی و تغییر محل واحدهای تولیدی را در کنار هم ارایه میدهد و شهرداری از طریق این مدل، یک سند کسب مجوز را منتشر میکند .
- تاسیس واحد Simplification task Force برای تسهیل روشها و قوانین در دفتر نخست وزیر
• بهبود اشتغال و شرایط کاری
- ارتقای کارهای پاره وقت با سرمایهگذاری 280 میلیون دلار در طی یک دوره سه ساله در سال 2000 که 100000 فرصت شغلی جدید را ایجاد کند .
- طرح ارتقای شرکتها و سرمایهگذاری در جنوب در تابستان سال 2000 توسط دولت ارایه شد که معافیت از مالیات برای کارکنان تازه استخدام شده را در پیداشت .
r فنلاند
اهم تجربیات عملی دولت فنلاند در توسعه و ترویج کارآفرینی بشرح زیر میباشند :
دولت فنلاند سال 2005-1995 را دهه کارآفرینی معرفی نموده و برنامههایی را برای افزایش کسب و کار در این کشور اجرا نموده است .
• حمایت های آموزشی
- فعالیت 58 درصد از SMEها در ارتباط با آموزش حرفهای کارمندانشان در سال 1998 خوب بوده است .
- آموزش کارآفرینی سیستم مدرسهای دبستان تا دانشگاه را شامل میشود .
- داشتن دو درجه مخصوص کارآفرینی در سطح دبیرستان (الف ـ درجه تخصصی صلاحیت کارآفرینی، ب ـ درجه پایینتر صلاحیت کارآفرینی )
- دایر شدن آموزشهای کارآموزی برای کارآفرینی از سال 1999 به بعد .
- دپارتمانهای آموزشی مختلفی را به مدیرانه شرکتها، افراد کلیدی و کسانی که میخواهند کارآفرین شوند ارایه میکنند .
- تشویق کارآفرینی از طریق اهدای جوایز :
1- جایزه بینالمللی ریاست جمهوری به کارآفرینی
2- اعطای جایزه سالانه کارآفرینی به 4 کارآفرین موفق توسط اتحادیه شرکتهای فنلاندی
- انجام پروژهها جدید «چشم اندازههای جدید کارآفرینی در سال 2020 میلادی» توسط مرکز توسعه دانشگاه تورکو و مرکز تحقیقات آتی فنلاند .
• حمایتهای مالی
- دسترسی به منابع مالی برای شرکتها مشکل بزرگ نیست و به طور کلی دسترسی به منابع مالی در مرحله راهاندازی در کشور فنلاند نسبت به اغلب کشورها مشکلات کمتری وجود دارد .
- فعالیت کشورهای «فرشتگان کسب و کار» کم است، اما بعضی از شبکههای اروپایی فرشتههای کسب و کار در فنلاند فعال میباشند .
- Finnvera یک شرکت تخصصی تامین مالی صد در صد دولتی است که اقدامات ذیل را انجام میدهد :
1- افزایش صادرات فنلاند توسط تضمین نمودن اعتبارات صادرات
2- حمایت از عملیات داخلی SMEها توسط تامین مالی ریسک پذیر مثلاً
الف) اختصاص وامهای راهاندازی به موسس یک شرکت جدیدژ
ب) اعطای وامهای خرد (برای شرکتهایی که در مرحله راهاندازی کمتر از 5 کارمند دارند )
ج) دادن وام به زنان کارآفرین
- دفاتر استخدام هزینههای راهاندازی را به افراد بیکاری که در جستجوی ایجاد کسب و کار برای خودشان هستند اهداء میکند. حداکثر زمان پرداخت 10 ماه میباشد و مقدار پرداخت از 360 دلار تا 650 دلار متغییر است. تجربیات قبلی خود اشتغالی و یا شرکت در آموزشهای کارآفرینی مبنایی برای دریافت میباشد .
- تاسیس موسسه سرمایهگذاری صنایع فنلاند جهت سرمایهگذاری در کارهای مخاطرهآمیز و ارتقای تجارتی کردن نوآوریها
- فعالیت Sitra و صندوق ملی تحقیق و توسعه فنلاند در تامین مالی سرمایههای مخاطرهآمیز برای سرمایه اولیه و راهاندازی شرکتهای فنی
Sitra تا به حال بیش از 85 میلیون دلار در اولین مرحله شرکتهای تکنولوژی و بیش از 72 میلیون دلار در صندوقهای سرمایههای بسیار مخاطرهآمیز در داخل و خارج کشور و شرکتهای انتقال تکنولوژی سرمایهگذاری کرده است .
علاوه بر فعالیت فوق توسط Sitra ، بیش از 12 صندوق ناحیهای تحت پوشش مدیریت 6 شرکت مدیریتی که توسط Sitra به وجود آمدهاند، وجود دارد. این صندوقها در اولین مرحله شرکتها و صنایع تولیدی سنتی سرمایهگذاری میکنند .
• حمایتهای نوآوری
- افزایش هزینههای R&D دولتی
- افزایش سهم نوآوری SMEها
- 7 درصد از کل SMEهای فنلاند، حداقل کاربرد یک پتنت را طی سالهای 1994 ـ 96 داشتهاند .
- آژانس ملی تکنولوژی فنلاند (TEKES) اصلیترین سازمان تامین کننده مالی R&D به کار گرفته شده و صنعتی است. از 200 میلیون اعتبارات TEKES در سال 1999، حدود 113 میلیون دلار (53 درصد) اختصاص به SMEها داشته است .
- اتحادیه اختراعات فنلاندی به طور خصوصی به افراد و کارآفرینان برای توسعه و بهرهبرداری از پیشنهادات جهت اختراعات هم در داخل کشور فنلاند و هم به طور بینالمللی، با فراهم کردن توصیههای مجانی و پذیرفتن ریسک سرمایه و ... کمک مینماید. این سازمان دارای شبکه ای از مدیران مخترع در مراکز توسعه اقتصادی و استخدام ناحیهای در بیشتر دانشگاههای فنلاند میباشد و توسط هیات ملی پتنتها تامین اعتبار مالی میشود .
- طرح INNOSUMI در سال 1994 به منظور ارتقای دادن فعالیتهای اختراع ایجاد شد. این طرح بر ایجاد خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی و ... تاکید دارد و هر ساله جوایزی به شرکتها و افراد میدهد که برندگان ملی، جوایز خود را از رییس جمهور دریافت میکنند .
- ایجاد 17 مرکز تکنولوژی و پارکهای علمی در دانشگاهها که در آنها مراکز رشد تکنولوژی قرار داده شده و تقریباً هر سال 350 شرکت در این مراکز رشد متولد میشوند. بزرگترین مرکز رشد در کشورهای نوردیاک در پارک علمی در شهر اسپواست که تماماً خصوصی میباشد .
- پروژه ملی «مرکز رشد تکنولوژی 2001» برای حمایت از راهاندازی و رشد شرکتها میباشد. این مدل شرکتها را قادر به دریافت مشاوره و آموزش بدون توجه به محل جغرافیشان میکند .
- مرکز «برنامههای تخصصی» برای افزایش همکاریهای مشترک بین مراکز تحقیقاتی و شرکتهای محلی است. 14 مرکز تخصصی ناحیهای و دو شبکه در سطح ملی وجود دارد که یکی از اهداف آنها انتقال آخرین اطلاعات و دانش فنی به SMEها میباشد .
- برنامه SPINNO در سال 1990 ایجاد شد، که هدف آن محققان، دانشجویان فارغالتحصیلان و فارغالتحصیلان مدارس حرفهای میباشد که در محدوده علم و تکنولوژی کار میکنند و به آنان در توسعهایده، ثبت شرکت، تشخیص منابع مالی و ... کمک میکند .
• بهبود دیدگاه خدمات حمایتی
- جهت توسعه ادارات ناحیهای/ محلی و حذف تداخلات، مراکز توسعه اقتصادی و استخدامی تشکیل گردید که خدمات مختلفی را به کارآفرینان در زمینههای مشاوره کسب و کار، توسعه کسب و کار و ... ارایه میدهد. اغلب مشاوران مدیران اجرایی بازنشسته هستند که تجربیات حرفهای خود را به طور مجانی ارایه میدهند و حقالزحمه خود را از شهرداری میگیرند .
- تاسیس مراکز خدمات ناحیهای توسط وزارتخانههای تجارت و صنعت، کشاورزی و جنگلداری و وزارت کار که خدمات مختلف را در 15 بازارچه کسب و کار فراهم میکند. این مراکز خدماتی را برای SMEها فراهم مینماید .
- سازمان Finpro (سازمان ارتقای تجارب کسب و کارهای فنلاندی) یک سازمان مشاورهای و خدماتی میباشد که هدف آن تسریع فرآیند بینالمللی شرکتهای فنلاندی و ویژه SMEهاست که درگیر حداقل مخاطرات شوند. به شرکتهایی که بتوانند صادرات را شروع کنند با ارایه تجربیات و هزینههای سایر شرکتهایی که در همان موقعیت هستند کمک میکند .
- 30 «آژانس شرکتی برای کارآفرینان و کسب و کارهای جدید» در فنلاند وجود دارد که تحت چتر حمایتی انجمن اجتماعی و مشاغل هستند و به کارآفرینان مشاوره میدهند .
- تاسیس «آژانس شرکتی زنان» در سال 1996، جهت تشویق کارآفرینی و خود اشتغالی به زنان .
• بهبود امور دولتی
- از سال 1998، تمام واحدهای دولتی روی شبکه اینترنت برنامهها، فرمها، مشاورهها و ... را ارایه میدهند .
- در سال 1996، ثبت شرکت 6 ماه طول میکشید. در سال 2000 این مدت بسیار کاهش یافته است .
- انجام پروژه TYVI برای کاهش هزینههای اداری برای شرکتها افزایش کیفیت دادهها توسط استفاده از اینترنت جهت پرکردن گزارشات و تکمیل فرم و ... پیشرفت خوبی داشته است .
- ایجاد فرم درخواست مشترک توسط هیات ملی پتنتها و هیات ملی مالیاتها برای ثبت مشترکت کسب و کارها با یک شماره مشترک از سال 2001
- استاندارد سازی روش ابلاغ الکترونیکی اظهارنامههای مالیاتی از 2002
• بهبود استخدام و شرایط کاری
- «برنامه ملی توسعه محل کار و برنامه بهرهوری» در آنها مدلهایی از سازمان کار ابداع شده تا استخدام و شرایط کاری بهبود حاصل شود .
- برنامه ترفیع حرفهای برای تسهیل و سرعت بخشیدن به تقاضای فعلی بخشها برای پرسنل متخصص آموزش دیده به ویژه در صنایع الکتریکی، الکترونیکی، ارتباطات و بخشهای فرآیند دادهها طراحی شده، که از سال 1998 شروع شده است .
• معرفی نشریهای در زمیه کارآفرینی
مدرسه عالی اقتصاد و امور بازرگانی تورکو با همکاری دانشگاه لینک اوپینگ سوئد و دانشگاه والس بانکر انگلستان نشریه مطالعات مدیریت نوآوری و شرکتها را منتشر میکند. در این ژورنال مقالات مرتبط با نوآوری کسب و کارهای کوچک و متوسط و سرمایهگذاریهای مخاطرهآمیز .... چاپ میشود .
r هلند
اهم تجربیات عملی دولت هلند در توسعه و ترویج کارآفرینی بشرح زیر میباشند :
• حمایت های آموزشی
- آموزشهای حرفهای برای پرسنل SMEها. (در سال 1998، 32 درصد از SMEها درگیر آموزش حرفهای بودهاند )
- برنامه ابتکاری آموزش «Scholing simpuls» در پاییز سال 2000، فرآیندهای آموزشی و نوآوری میباشد که به موجب آنها شرکت کنندگان و ارایه دهندگان خدمات آموزشی بتوانند با یکدیگر کار کنند. در هر فرآیند آموزشی، حداقل 50 نفر به سوی حرفهای که در آن ریسک بروز نقص ساختاری وجود دارد سوق داده میشود. موانع قانونی از سر راه هر کدام از این فرآیندهای آموزشی برداشته میشود و قالبهای آموزشی جدید (آموزش از طریق تلفن، آموزش در محل کار) به عنوان یک بخش ترکیبی از این فرآیندها معرفی خواهند شد .
- تاسیس «موسسه محور» در سال 1998، این موسسه کسب و کارهای هلندی، دولت و بخش آموزش را گرد هم میآورد. دورههای آموزشی علوم و تکنولوژی را ارایه مینماید و از پروژههای علوم و تکنولوژی دانشآموزان و دانش پژوهان حمایت مالی مینماید .
- اختصاص 95 میلیون دلار از سال 1998 به طور سالیانه در اختیار تسهیلات آموزشی
- ایجاد یک کمیته مشورتی از مدیران کسب و کار و آموزش، که روی تمام انواع آموزش کار نموده موانع موجود بر سر راه ارتقای کارآفرینی در سیستم آموزشی را حذف خواهد نمود .
• حمایت مالی
- مهمترین منابع تامین مالی برای SMEها وامها میباشند .
- تاسیست سه «شرکت مشارکتی بخش خصوصی» در سال 1996، برای تامین سرمایه شرکتهای تکنولوژیکی با عمر کمتر از 5/3 سال .
- ایجاد صندوقهای دوقلو سرمایههای بسیار مخاطرهآمیز (یک صندوق برای راهاندازی، یک صندوق برای رشد )
- وجود یک «شبکه فرشتگان کسب و کار» که عضو شبکه فرشتههای کسب و کار اروپایی میباشد علاوه بر تامین مالی، در تامین مهارتهای مدیریتی نیز فعالیت مینماید. این شبکه 75 معامله در سال 1997 و 65 معامله در سال 1998 انجام داده است .
- کمبود وثیقه غالباً مانعی را بر سر راه کسب منابع مالی کافی به وجود میآورد. برای غلبه بر این مشکلات بانکها میتوانند در هنگام گسترش ارایه وام به SMEها از طرم «تضمین اعتبار برای SMEها (BBMKB)» بهرهمند سازند . بودجه اینه طرح از سال 1999 از 60 میلیون دلار به 400 میلیون دلار ظرف سه سال خواهد رسید .
• حمایتهای نوآوری
- 44 درصد از SMEها در سال 1996 به عنوان نوآور شناخته شدهاند .
- 25 درصد از کل SMEهای نوآور با دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی همکاری داشتهاند .
- طرح «تخفیفل توسعه و تحقیق (WBSO)» شناخته شدهترین طرح دولت برای ارتقای R&D میباشد. تحت این طرح شرکتها میتوانند مادامی که هزینههای دستمزد آنها کمتر از 61000 دلار آمریکا است از 40 درصد مالیات دستمزد مربوط به هزینههای R&D معاف شوند. این رقم وقتی هزینههای دستمزد بیش از 61000 دلار آمریکا است به 13 درصد کاهش مییابد. حداکثر میزان فعالیت در سال 6 میلیون دلار آمریکاست .
- در سال 1998، 37 درصد از کاربرد پتنتها توسط SMEها بکار گرفته شده است .
- دفتر دارایی صنعتی (مسئول اعطا پتنتهای اهداء شده در هلند ) SMEها را به عناون یکی از گروههای هدف برای انتشار اطلاعات در مورد سیستم پتنت در نظر گرفته است .
• بهبود دیدگاه خدمات حمایتی
- انجام اقدامات ریشهای برای بهبود دسترسی به سازمانها در زمینه مشاوره و اطلاعات توسط دولت .
- فراهم کردن اطلاعات کلی توسط اطاقهای بازرگانی برای کارآفرینان
- تشویق به تبلیغ خدمات و محصولات از طریق شبکه اینترنتژ
• بهبود امور دولتی
- رفورم و ساده سازی «قانون ایجاد کسب و کار» در سال 1999 جهت تشویق کیفیت کارآفرینی (لغو بخشی از آن در سال 2001 و تمام آن در سال 2006 )
- کاهش دادن زمان ثبت شرکت
- اجرای پروژه «کیفیت قانونی و قانون زدایی رقابت» در سال 1994 توسط دولت (این برنامه بین وزارتی به منظور بهبود رقابت بازار و حذف موانع قانونی اجرا شد. تاکنون 52 پروژه تکمیل و اجرا شده است. به منظور کسب بهترین نتایج، نمایندگان کسب و کارها و جوامع علمی به طور نزدیکی در این پروژهها درگیر بودهاند. مثلاً قانون ساعات باز بودن مغازهها با در نظر به کاستن از محدودیتهای مغازه داران در سال 1996 اصلاح شد )
- انجام چندین اقدام «برای کاهش مسئولیت اداری کارآفرینان» توسط دولت (ایجاد یک اطاق مشورتی خارجی که وظیفه آن ارزیابی و توجیه در زمینه قوانین طرح شده میباشد و وزارتخانههای دولتی به طور سالانه، کاهش محدودیتها را به این اطاق گزارش میکنند ).
- اجرای سه پروژه پایلوت بازارچه اطلاعاتی کسب و کار در پاییز سال 1999 که هدف آنها این است که تا آخر سال 2001 یک روش یکپارچه برای تامین اطلاعات و خدمات برای تمام انواع شرکتها و ایجاد یک مرکز بازارچه کسب و کار برای ایجاد کسب و کارهای جدید بود .
• بهبود استخدام و شرایط کاری
- با اجرای «طرح رفاه برای خوداشتغالی» در آوریل سال 2000 (تحت این طرح برای راهاندازی کسب و کارها، میتوان کمکهای منابع مالی را برای مدت زمان طولانیتری درخواست کرد .
• آموزش حرفهای با رویکرد کارآفرینی در هلند
ایجاد رشته تحصیلی «کارآفرینی اجباری» که هر مبتدی و هر کارآفرین نوظهور باید صلاحیت کارآفرینی را از طریق گذراندن یک رشته کارآفرینی و امتحان مربوط به آن کسب کند. این رشته شامل 6 واحد و مدت زمان 8 ماه میباشد . واحدهای درسی عبارتند از :
- مدیریت عملیاتی
- نیروی انسانی و سازمان
- امور و مدیریت مالی
- بازاریابی
- طرحهای کسب و کار
علاوه بر دروس فوق برای 4 رشته صنعتی صنایع غذایی، ساختمان، تعمیر ماشین و تاسیسات نیز هست. مبتدی باید یک دیپلم اضافی در رابطه با جنبههای فنی مشخص از آن رشته کسب کند .
برگرفته از: پایگاه اطلاعات کارآفرینی صنعت نفت
تولید علم و دانش، بهره گیری ازدانش و گسترش آن در سطح جامعه در تمام زمینههای اجتماعی توانمندی و قدرت ایجاد مینماید. کشورهایی که بخش قابل ملاحظه ای از تولید علم و دانش را به خود اختصاص داده اند، از نظر صنعتی توسعه یافته و ازتوان اقتصادی و سیاسی بالایی برخوردارند .
بدیهی است تولید علم و دانش جز از راه تحقیق حاصل نمیگردد .
رابطه سرمایه گذاری درامر تحقیقات وتولید علم و رابطه تولید علم با توان اقتصادی و سیاسی کشورها یک رابطه مستقیم است. به کارگیری دانش و مدیریت در هر جامعه زیر بنای نوآوری و خلاقیتهاست. بنابراین لازمه رشد اقتصادی در دنیای امروز توسعه مراکز تولید دانش، فنّاوری و مهارتهای فنی است که مهمترین آنها دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی هستند (1). دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی به عنوان رکن اساسی در توسعه همه جانبه کشور باید از هر نظر مورد حمایت قرار گیرند و محققان و اساتید باید از جایگاه ویژه ای برخوردار باشند تا با آسایش خیال قادر باشند نیروهای جوان و طالب علم کشور را اهل فکر و نظر، نوآور و خلاق پرورش دهند. در دنیای امروز بزرگترین سرمایههای یک بنگاه اقتصادی نیروهای اهل فکر، یادگیرنده و خلاق آنها هستند و این نیروها کسی جز کارآفرینان نیستند .
کارآفرین کیست؟
اگر بپذیریم که در قرن حاضر اقتصاد جهان و سرعت رشد اقتصادی بر پایه نوآوری استوار است باید بستر لازم را برای رشد کسانی که ایده را به محصول، علم و دانش را به صنعت تبدیل مینمایند، فراهم سازیم. اینجاست که نقش کارآفرین و نیاز به کارآفرین در جامعه مشخص میشود لذا میتوان گفت :
کارآفرین ارتباط دهنده دانش و علوم با صنعت و بازار است .
در قرن شانزدهم میلادی کارآفرینی برای اولین بار مورد توجه اقتصاد دانان قرار گرفت و تاکنون به نحوی کارآفرینی را در نظریههای اقتصادی خود تشریح نموده اند.(2 )
نظر به اهمیت موضوع و نقش کارآفرینی در اقتصاد ملی و جهانی، تولید ثروت و ایجاد اشتغال به تدریج نه تنها اقتصاد دانان بلکه صاحبنظران سایر رشتهها از جمله روانشناسان، جامعه شناسان و حتی تاریخ دانان، از زوایای مختلف موضوع را بررسی و به ارائه تعاریفی از کارآفرینی پرداختند. اما با تمام تفاوتها در تعاریف تقریباً همگی بر نوآور بودن، تصمیم گیر بودن، متعهد بودن و مخاطره پذیر بودن کارآفرین اتفاق نظر دارند. تعاریف زیادی از واژه کارآفرینی به عمل آمده که هر یک ابعادی از ویژگیهای کارآفرینی را ارائه میدهد. اما شاخصههای کارآفرین به قدری زیاد است که نمیتوان تمام آن را در یک جمله یا عبارت خلاصه نمود .
کارآفرین، نوآور و خلاق، مخاطره پذیر و مسئولیت پذیر است. او هدف گرا، واقع گرا و رشدگراست. کارآفرین دارای عزم و اراده، اعتماد به نفس و استقلال طلب است. قدرت تخیل، دوراندیشی، خودجوشی، بصیرت، تفکر مثبت، توانمندی در ایجاد ارتباط از دیگر ویژگیهای کارآفرینان است. کارآفرین به چالشها پاسخ مثبت میدهد، با مشکلات و موانع برخوردی مثبت دارد و از دانش به خوبی بهره میگیرد. او تلاش میکند تا دانش تولید شده در مراکز تحقیقاتی را به دانش تولید محصول تبدیل نماید و محصولی قابل رقابت به بازار ارائه دهد .
در یک نگاه کلی میتوان کارآفرینی را به دو گروه اساسی تقسیم نمود . کارآفرینی فردی و کارآفرینی سازمانی. اگر نوآوری و ساخت محصولی جدید یا ارائه خدماتی نو با توجه به بازار، حاصل کار فرد باشد آن را کارآفرینی فردی و اگر حاصل تلاش یک تیم در سازمانی باشد آن را کارآفرینی سازمانی مینامند .
جاذبه اصلی کارآفرینی چه در بعد فردی و چه در بعد سازمانی آن بی حد بودن نوآوری است. کارآفرینان با ویژگی خلاقیت، براساس فرصتها در زمانهای مناسب قادرند محصولی جدید یا خدماتی نو به بازار ارائه نمایند. نوآوری فرایندی است پایان ناپذیر، زیرا نمیتوان برای تولید علم حد و مرزی قائل گردید. در اقتصاد مبتنی بر دانش، نوآوران و صاحبان فکر سرمایههای اصلی شرکتهای تولیدی و کارآفرین هستند. امروزه 70 تا 75 درصد سود در شرکتهای نرم افزاری و دارویی از طریق سرمایههای عقلانی کارکنان حاصل میگردد.(3 )
بسیاری از کارآفرینان فعالیت خود را در قالب ایجاد شرکتهای کوچک و متوسط
2SME)ها) شروع مینمایند. این شرکتها سهم به سزایی در توسعه صنایع پیشرفته
3 (HT) و ایجاد اشتغال داشته و نسبت به شرکتهای بزرگ از انعطاف پذیری بالایی برخوردارند. لذا بسیاری از دولتها متقاعد شده اند که باید بستر رشد را برای واحدهای کوچک و متوسط در قالب مراکزرشد، پارکهای صنعتی و فنّاوری فراهم سازند و آنها را تا مدت زمانی که بتوانند به صورت یک شرکت مستقل وارد بازار شوند حمایت کنند. در کشورهای جنوب شرقی آسیا %95 کل بنگاههای اقتصادی و صنعتی کشورهارا «SMEها»تشکیل داده و به عنوان رکن اساسی در اقتصاد و اشتغال کشورها تاثیر گذارند.(1 )
در کشور ما مراکز حمایت از کارآفرینان بسیار محدود و کارآفرین با تمام مشکلات ضمن تلاش جهت تبدیل ایده به محصول باید تمام خطر سرمایه گذاری را خود عهده دار باشد. مراکز حمایت از کارآفرینان به دلیل نداشتن پشتوانه مالی و عدم حمایت جدی از طرف نهادهای ذیربط قادر نیستند پاسخگوی نیازهای مالی کارآفرینان باشند. کارآفرینان با ایجاد «SMEها» با سرمایه محدود خود و گاهی با دریافت مقداری وام وارد یک حرکت اقتصادی و صنعتی میشوند و در بسیاری از مواقع زندگی و امکانات خود را در راه توسعه صنعتی از دست میدهند. با تولید دانش فنی یک محصول، توسط کارآفرین، شرکتهای تولیدی خارجی توسط عوامل خود در کشور از این تواناییها اطلاع یافته و قیمت محصول خود را چنان پائین میآورند که کارآفرین توان رقابت را از دست داده و در مدت کوتاهی هستی خود را از دست بدهد. در این مواقع اگر کارآفرین حمایت نشود چگونه میتوان انتظار داشت کارآفرینی و ایجاد « SMEها » در کشور توسعه یابد .
چه باید کرد ؟ چه نظام کنترلی برای واردات باید داشت تا ضمن حفظ انگیزه در کارآفرین محصول او نیز چه از نظر قیمت و چه از نظر کیفیت قابل رقابت در بازار باشد؟
نتایج یک تحقیق در رابطه با کارآفرینی
مرکز تحقیقات گسترش یکی از شرکتهای تابع سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران در رابطه با مقوله کارآفرینی تجربه بسیار ارزنده ای دارد. در طول بیش از سه سال فعالیت در رابطه با کارآفرینی حدود 120 کارآفرین را مورد حمایت مالی وفنی قرار داده است. از این تعداد کارآفرین تاکنون 40 کارآفرین پروژه خود را تمام و حاصل تلاش آنها وارد یا در شرف ورود به بازار است .
به عنوان یک کار تحقیقاتی دستاوردهای این 40 کارآفرین مورد ارزیابی قرار گرفت که نتایج این ارزیابی میتواند معیاری از موفقیت و نقش کارآفرین در توسعه صنعتی و اقتصادی کشور باشد. مرکز تحقیقات گسترش، نتایج این تحقیق و دستاوردهای حاصل از آن را در مجموعه ای تحت عنوان « کارنامه کارآفرینی شماره 1 به چاپ رسانده است. (4 )
اگر به این نتایج با دقت توجه شود قطعاً دیدگاهها نسبت به کارآفرینی تغییر اساسی پیدا خواهد کرد و مسئولان ذیربط مطمئن خواهند شد که راه شکوفایی اقتصادی و توسعه صنعتی در گروی توسعه کارآفرینی است. در این مقاله خلاصه نتایج حاصل شده از این تحقیق ارائه و بررسی میشود .
- جمع وام پرداختی به این 40 کارآفرین توسط این مرکز 25292 میلیون ریال و جمع آورده (سرمایه ) خود کارآفرینان جهت اجرای پروژهها 41833 میلیون ریال است. بنابراین جهت اجرای این 40 پروژه جمعاً مبلغ 67125 میلیون ریال مورد نیاز بوده که %37 آن از طریق وام کارآفرینی تأمین و %63 آن را کارآفرین از منابع داخلی خود تأمین نموده است .
- این 40 پروژه برای 837 نفر اشتغال مستقیم ایجاده نموده است. یعنی کارآفرین به ازای هر 30 میلیون ریال وام دریافتی یک اشتغال ایجاد نموده و اگر سرمایه خود را هم به این مبلغ اضافه نماید تقریباً به ازای هر 80 میلیون ریال یک شغل ایجاد شده است. طبق اظهارات مسئولین هزینه ایجاد یک شغل در صنعت بیش از 200 میلیون ریال است. اما کارآفرین به عنوان بخش خصوصی مولد و با به کارگیری بهینه منابع این مبلغ را به 80 میلیون ریال کاهش داده است .
- این 40 پروژه برای 1456 نفر به طور غیر مستقیم شغل ایجاد نموده اگر این تعداد به اشتغال مستقیم اضافه گردد هزینه ایجاد یک شغل به مراتب کاهش میباشد .
- از این 40 پروژه 8 مورد آن به ایجاد دانش فنی منجر گردیده است. اگر قرار بود دانش فنی ایجاد شده از شرکتهای خارجی خریداری گردد مبلغی که میباید بابت آن پرداخت شود از جمع وام دریافتی به مراتب بیشتر میشود. ضمن اینکه ایجاد دانش فنی در کشور، بومی سازی آن را آسان و اعتبار کشور را درجهان افزایش میدهد .
- در این میان در 3 مورد کار کاملاً جدید بوده و برای اولین بار در ایران انجام شده است .
- از بخش تحقیق و توسعه شرکتهای کوچک و متوسط (SMEها) در 4 مورد حمایت شده که در هر مورد فرآیندی جدید در تولید یا محصولی جدید به خط تولید اضافه شده است .
- با استفاده از فرایندهای جدید در ساخت، انجام پروژههای کارآفرینی در 26 مورد منجر به توسعه فنّاوری شده است .
- در این میان 11 کارآفرین توانسته اند با ثبت 11 شرکت جدید فعالیت صنعتی و اقتصادی خود را در قالب « SMEهای» ایجاد شده دنبال نمایند .
- با فروش محصولات تولیدی کارآفرینان در طول زمان انجام پروژه کارآفرینی بیش از 595/6 میلیون دلار صرفه جویی ارزی حاصل شده است که با ادامه فعالیت کارآفرینان در صنایع ایجاد شده روند صرفه جویی ارزی به طور پیوسته ادامه خواهد یافت .
با نگاهی به نتایج ذکر شده میتوان به میزان موفقیت طرح توسعه کارآفرینی پی برد. مهمترین آثار توسعه کارآفرینی، افزایش نوآوری، ارتقای سطح فنّاوری، افزایش تعداد ثبت اختراعات و ابداعات، تولید دانش فنی، ایجاد اشتغال و SMEها، تولید و توزیع درآمد در سطح جامعه است که در نتیجه میتواند افزایش ثروت ملی را در برداشته باشد. کدام سرمایه گذاری میتواند در این حد آثار مثبت اجتماعی و اقتصادی از خود باقی گذارد. آیا براستی میتوان مسیری بهتر از مسیر توسعه کارآفرینی جهت توسعه اقتصادی و صنعتی در کشور یافت. باید از این تجربه ارزنده دنیا با توجه نیروهای مساعد فراوان در کشور بخوبی استفاده و با جدیت برای توسعه کارآفرینی برنامه ریزی کنیم .
مهمترین آثار توسعه کارآفرینی، افزایش نوآوری، ارتقای سطح فنّاوری، افزایش تعداد ثبت اختراعات و ابداعات، تولید دانش فنی، ایجاد اشتغال و SMEها، تولید و توزیع درآمد در سطح جامعه است که در نتیجه میتواند افزایش ثروت ملی را در برداشته باشد .
مرکز کوفما که رابطه با مسائل کارآفرینی فعالیت دارد وضعیت کارآفرینی را در 29 کشور جهان ارزیابی کرده و اطلاعات بسیار با ارزشی در گزارش خود ارائه داده است .
بررسی دقیق این گزارش میتواند در برنامه ریزی جهت توسعه کارآفرینی با ارزش باشد. این مرکز حداقل با 2000 نفر کارآفرین در هر کشور تماس گرفته، به بررسی وضعیت آنها پرداخته و با بیش از 950متخصص ملی در امور کارآفرینی گفتگو داشته و حجم وسیعی از اطلاعات استاندارد شده ملی هر کشور مورد بهره برداری قرارداده است. پس از بررسیهای عمیق، جمعیت کارآفرین را در کشورها از نظر سطح فنّاوری و نوع فعالیت به دو گروه اساسی دسته بندی نموده است .
1- فعالیتهای کارآفرینی بر اساس ضرورتها
2- فعالیتهای کارآفرینی بر اساس فرصتها
- این مطالعات نشان میدهد که حدوداً 4/1 میلیارد نفر نیروی کار در محدوده سنی 20 تا 64 سال در این کشورها زندگی میکنند که از این جمعیت 150 میلیون نفر (بیش از %10 نیروی کار) درگیر فعالیتهای مرتبط با کارآفرینی هستند .
- در این گزارش اشاره شده است که %54 از کارآفرینان (حدود 80 میلیون نفر کسانی هستند که بر اساس «فرصتها» فعالیتهای صنعتی و کسب کار مورد علاقه خود را ایجاد نموده اند. اغلب این افراد در کشورهای توسعه یافته یا در بخشهای توسعه یافته کشورهای در حال توسعه فعالیت خود را دنبال مینمایند . برای مثال در یک کشور توسعه یافته، کارآفرین تلاش میکند با افزایش توانمندی مثلاً دستگاه تلفنهمراه تمام نیازمندیهای ارتباطی و اطلاعاتی مشتری را تأمین نماید، لذا با توسعه فنّاوری توانمندی محصول را بالا برده و در نتیجه بازار و فرصتهای جدید برای فروش محصول خود به وجود میآورد .
بر اساس همین گزارش %43 از کارآفرینان (حدود 63 میلیون نفر) کسانی هستند که بر اساس «ضرورتها» فعالیتهای کارآفرینی خود را دنبال میکنند. اغلب این افراد در کشورهای در حال توسعه یا توسعه نیافته مشغول به فعالیت اند . در این کشورها نیازهای اولیه و ضرورتها، مبنای فعالیتهای کارآفرینی قرار میگیرد. لذا سطح فنّاوری و نوع خدمات کارآفرینی بر اساس فرصتها و ضرورتها بسیار متفاوت است .
کارآفرینان مرد %70 جمعیت کارآفرینان را تشکیل میدهند. به عبارت دیگر مردان کارآفرین دو برابر زنان هستند. در دو کشور ایتالیا و نیوزلند تعداد کارآفرینان مرد و زن تقریباً برابرند .
- افراد 25 تا 44 سال بیشترین جمعیت کارآفرین (%55) و افراد 18 تا 24 سال %23 و افراد 45 سال به بالا %22 کارآفرینان را تشکیل میدهند .
سرمایه گذاری خطرپذیر یکی از عوامل مهم در توسعه کارآفرینی و منابع تامین آن از اهمیت ویژهای برخوردار است. در کشورهای مورد مطالعه سرمایه مورد نیاز کارآفرین از دو منبع اصلی تامین میگردد .
1- سرمایه خطر پذیر کلاسیک
این سرمایهها از طریق منابع رسمی کشور تامین و در اختیار کارآفرین قرار میگیرد. مانند سازمانهای حمایت کننده از کارآفرینان و بانکهای مرتبط با توسعه صنایع .
2- منابع مالی غیررسمی
این بخش از سرمایه توسط خود کارآفرین، بستگان، دوستان و سایر افرادی که میخواهند در پروژه مشارکت داشته باشند تامین میگردد. این بخش از منابع مالی در سراسر جهان از اهمیت بیشتری برخوردار است .
به طور متوسط به ازای هر یک دلار سرمایه گذاری از نوع سرمایه خطر پذیری کلاسیک مقدار 6/1 دلار سرمایه گذاری از نوع منابع مالی غیررسمی وجود دارد میانگین سرمایه گذاری غیررسمی در کشورهای مورد مطالعه %1/1 تولید ناخالص داخلی (GDP ) کشورهاست حداکثر آن %7/3 در کره و حداقل آن %14/0 در برزیل است .
در گزارش مذکور عوامل موثر در کارآفرینی به صورت نمودار و جدول نشان داده شده و کشورهای مورد مطالعه با یکدیگر مقایسه شده اند. در پایان گزارش وضعیت هر یک از کشورها به طور مستقل ارزیابی شده و نکات کلیدی که باعث رونق کارآفرینی یا کاهش سطح کارآفرینی در کشور شده است را بیان میکند . این گزارش میتواند برای علاقمندان به موضوع کارآفرینی بسیار با ارزش باشد .
بحث و نتیجه گیری
با توجه به سطح فرهنگی، روابط اجتماعی، نظام آموزشی، نوع حمایتهای دولتی، زیر
ساختهای اجتماعی، دسترسی به سرمایههای خطر پذیر، مهارتهای کسب و کار و سطح فنّاوری، سطح کارآفرینی در بین کشورهای مختلف بسیار متفاوت است. اگر چه افزایش فعالیتهای کارآفرینی باعث رونق وتوسعه اقتصاد ملی هر کشور میگردد اما این رابطه یک رابطه خطی با شیب یکسان نیست .
بررسیها نشان میدهد در کشورهایی که زیرساختها و قوانین حمایتی مناسبی دارند، قانون مالکیت معنوی رعایت میشود و هزینه قابل ملاحظه ای در بخش تحقیقات و بخشهای تحقیق و توسعه (R&D ) صرف میشود. کارآفرنیی دارای سطح بالاتری براساس
فرصتهاست. در کشورهای وارد کننده صنایع پیشرفته (HT) سطح کارآفرینی اغلب پائین و فعالیتهای کارآفرینی براساس ضرورتها شکل میگیرد .
کارآفرین نوآور و خلاق، مخاطره پذیر و مسئولیت پذیر است. او هدف گرا، واقع گرا و رشدگرا است. کارآفرین دارای عزم و اراده، اعتماد به نفس و استقلال طلب است. قدرت تخیل، دور اندیشی، خودجوشی، بصیرت، تفکر مثبت، توانمندی در ایجاد ارتباط از دیگر ویژگیهای کارآفرینان است .
در دنیای امروز که فنّاوری به سرعت تغییر مییابد، کارآفرینان چه در بعد فردی یا سازمانی آموختن و پیوسته آموختن را در اولویت قرار داده و میدانند. امروز آن دورانی که مهارتی را در مدرسه یا بازار میآموختند و تا پایان عمر از آن استفاده میکردند، به سر آمده است. امروز سازمانهای توسعه ای و کارآفرینان یادگیری دائمی را به عنوان یک ویژگی در خود نهادینه کردهاند تا بتوانند با بهره گیری از دانش در هر فرصت مناسب محصولی جدید با خدماتی نو و قابل رقابت به بازار ارائه دهند .
قطعاً امروز یکی از دغدغههای اساسی در کشور ایجاد اشتغال مولد برای جوانان است. بنابراین باید با برنامه ریزی دقیق بستر لازم را فراهم نمود، تا یادگیری و خلاقیت در جامعه به یک فرهنگ تبدیل شود. باید روح کارآفرینی در سراسر کشور گسترده گردد تا جوانان کشور با شور و اشتیاق وارد فعالیتهای کارآفرینی شوند و خود مولد کار باشند نه به دنبال کار در جامعه سرگردان به سر برند .
برای رسیدن به این هدف که «ایران فردا را ایران کارآفرین بسازیم» باید برای مواردی همانند موارد اشاره شده ذیل که به عنوان پیشنهاد مطرح شده برنامه اجرایی تهیه کنیم و مصمم و معتقد باشیم که راه گریز از بحران بیکاری و راه توسعه اقتصادی و صنعتی جز از راه توسعه کارآفرینی میسر نخواهد بود .
1- آموزش مهم ترین و کلیدی ترین نقش در توسعه کارآفرینی دارد. باید موسسات آموزشی اعم از دبیرستانها، مراکز آموزش حرفه ای، دانشکدهها و دانشگاهها آموزشهای لازم را جهت توسعه کارآفرینی و فرهنگ سازی در دستور کار خود قرار دهند، در آموزشها باید به ابداع و خلاقیت بها داده شود نه محفوظات .
2- نقش کارآفرین در توسعه صنعتی، اقتصادی و ایجاد اشتغال در جامعه باید به صورت یک باور همگانی درآید و این اعتقاد به وجود آید که در دنیای امروز و در «اقتصاد دانش محور» رشد و توسعه از طریق نوآوری و خلاقیت امکان پذیر است .
3- انجام تحقیقات بنیادی به عنوان پایه و اساس تولید علم و تحقیقات کاربردی به عنوان به کارگیری مبانی علمی در توسعه فنّاوری مورد حمایت و نتایج حاصله به طور پیوسته ارزیابی و دستاوردهای آن به زبان ساده در سطح جامعه ترویج میشود تا در ذهن جوانان شکوفههای نوآوری و خلاقیت شکل گیرد .
4- بخشهای تحقیق و توسعه (R&D) شرکتها باید حمایت شوند و به نقش کارآفرینان در تولید محصولی جدید و فرآیندهای نو در تولید بها داده شود . میدان رشد برای افراد خلاق و کارآفرین باز باشد، تا هم افزایی لازم در مراکز تحقیق و توسعه به وجود آید و انگیزه کار مضاعف گردد .
5- سازمانهای توسعه ای باید با حمایت مالی و هم کاری دانشگاهها نسبت به ایجاد مراکز توسعه کسب و کار کوچک (SBDC) تلاش جدی نموده تا هستههای کارآفرینی در این مراکز شکل گیرند .
6- مراکز مالی حمایت کننده از کارآفرینان در سراسر کشور فراگیر گردد. دولت و موسسات مسئول توسعه فنّاوری با مکانیزمی (ساز و کاری) مناسب این مراکز را پشتیبانی و بخشی از خطر سرمایهگذاری را قبول نمایند .
7- قوانین و مقررات مالی و مالیاتی به گونه ای تدوین شود که انگیزه لازم جهت
فعالیتهای کارآفرینی به وجود آید .
خرید تولیدات شرکتهای کارآفرین و سایر محصولات داخلی باید با برنامه ریزی مناسب مورد حمایت دولت قرار گیرد، به گونه ای که ضمن ایجاد انگیزه برای تولیدات داخلی به رقابت پذیر بودن محصولات نیز توجه شود .
8- افراد کارآفرین مورد حمایت و احترام باشند و کسب درآمد و ثروت از طریق کارآفرینی یک ارزش محسوب گردد .
9- شهرکهای علمی تحقیقاتی و صنعتی که قادرند خدمات مراکز رشدی به کارآفرینان و صاحبان ایده ارائه دهند باید در مکانهای مناسب کشور ساخته شوند. این شهرکها با حمایتهایی که از کارآفرینان به عمل میآورند ضمن هدایت آنها هزینه ایجاد SMEها را برای کارآفرین کاهش میدهند. البته باید در ساخت اینگونه فضاها از تجربیات سایر کشورها و تجربیات موجود در کشور بهره گرفت .
امید است مسئولین ذیربط به منظور توسعه کارآفرینی با تعیین هدف، با معیاری قابل اندازه گیری، مشخص نمایند مثلاً تا پایان برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور، باید %15 از نیروی کار درگیر فعالیتهای کارآفرینی باشد تا این تصمیم زمینه را برای برنامه ریزی جهت رسیدن به هدف فراهم آورد .
منبع: مرکز مطالعات توسعه منطقه ای خراسان رضوی
برگرفته از: پایگاه اطلاعات کارآفرینی صنعت نفت
کسب درآمد از فروش محصولات اطلاعاتی
واژه "فروشنده اطلاعات" در واقع واژهای جدید در میان واژگان صنعتی است که راهی را برای کارآفرینان به سوی کسب درآمد بیشتر میگشاید. به زبان سادهتر فروشنده اطلاعات، اطلاعات میفروشد.
محصولات اطلاعاتی در شکلهای مختلف مانند کتابهای الکترونیکی، گزارشات ویژه، صدا، تصویر، کتابهای تمرین، کتابچههای آموزش نکتهها و هر روش مجازی که شما بتوانید با آن اطلاعات را انتقال دهید عرضه میشوند. شما چه بخواهید کار جدیدی را آغاز کنید و چه درآمد خود را افزایش دهید، فرصتهای فراوانی برای فروش این محصولات وجود دارند.
دریافت فایل (pdf)
مروزه اعتقاد بر این است كه نباید به كاری كمتر از آنچه عاشقش هستیم اشتغال ورزیم .
شعر بگویید، دنیا را با كشتی بگردید و خلاصه هر كاری كه به آن عشق میورزید، انجام دهید، خواهید دید پول به دنبالش سرازیر میشود.ما به خودمان میگوییم كه زندگی كوتاهتر از آن است كه ساعتهای كاریمان را به كاری كه ایدهآلمان نیست، بگذرانیم و به تحقیقات خود برای یافتن یك محیط كاری عالی ادامه دهیم. خطر این است كه اگر تقاضای ما برای یافتن كار ایدهآل، تمركزمان را به سوی آینده سوق دهد، زندگی شگفتآور و فوقالعاده امروز را كه در این لحظه در اختیارمان است، از دست خواهیم داد .
واقعیت این است كه در دنیای بیرون، شرایطی وجود دارد كه ما را از جستوجو برای یك كار ایدهآل و عالی، منصرف میكند. بسیاری از ما مسوولیتهای مهم و بینظیری در قبال افراد خانواده یا مسیر زندگی داریم.دیگران، هنوز با خود، به گفتوگوی مناسب و موثری در این زمینه نرسیدهاند. برخی از ما چنان در زندگیهای شخصی، تحت فشار و استرس هستیم كه حقیقتا نه وقت و نه انرژی كافی برای یافتن یك خط كاری جدید در خود میبینیم. زمانی كه ما انتخاب میكنیم به كاری كه انجام میدهیم عشق بورزیم، قادر خواهیم شد بر كمبودهایی چون عدم سرزندگی، پوچی و ناكاهلیهایی كه هر روز با آن سر و كار داریم، فائق آییم. این موضوع تا چه حد اهمیت دارد؟ تا حدی باور نكردنی، بهویژه زمانی كه شما میدانید مردم حدود 75 درصد از ساعات بیدار باش خود را به فعالیتهای كاری اشتغال دارند . برای مثال اگر از یك فرد معمولی شاغل سوال كنیم كه 24 ساعت شبانهروز خود را چگونه میگذراند متوجه میشویم كه شغل او بیش از هر فعالیت دیگری وقتش را میگیرد. كار در كارخانه یا اداره و رفت و برگشت به محل كار شاید تا نیمی از وقت شبانهروز او را اشغال كند و اگر نگاهی به پشت صحنه این مشاغل بیفكنیم با مطالعه یا كار بیشتری كه مثلا یك معلم برای تنظیم مطالب در كلاس خود در خانه انجام میدهد، یا محاسباتی كه یك مهندس نمیتواند در دفتر كاریاش به اتمام برساند و به خانه میآورد و یا پروندهای كه یك وكیل در منزل روی آنها كار میكند، روبهرو میشویم.حتی پارهای از اوقات فراغت و تفریح فرد هم ممكن است به برنامهریزی و اندیشه در مورد مسائل كاریاش صرف شود .
با همه اینها برای افرادی كه به كار خود علاقهمند هستند و از آن لذت میبرند مفهوم كار و تفریح یكی است . باید به این نكته توجه داشت كه اهمیت كار به زمانی كه به خود اختصاص میدهد مربوط نیست بلكه كار عامل قدرتمندی در تامین نیازهای اقتصادی، اجتماعی و روانی انسان است. انگیزههای غیراقتصادی كار كه از اهمیت مساوی و گاه بیشتری برای فرد و اجتماع برخوردارند، كمتر بیان میشوند و شاید برای اكثر مردم ناشناخته هستند. كار علاوه بر تامین نیازهای مادی، پاسخگوی نیازهایی مثل نیاز به كسب موفقیت، نیاز به تایید و پذیرش دیگران، نیاز به ایجاد روابط شخصی و اجتماعی، نیاز به مفید بودن و خدمت كردن به دیگران، احساس ارزشمندی و مسوولیتپذیری و ... است.ما در دنیایی زندگی میكنیم كه سریعا در حال تحول است. در این میان برنده كسی است كه میتواند خود را با این تغییر و تحول انطباق دهد و بازنده كسی است كه قادر به انطباق و سازگاری نیست و نمیتواند برای خود برنامهریزی كند و تصمیم بگیرد .
در دنیای امروز برای انجام هر شغلی باید آموزش خاص آن شغل را دید.روال بازار كار نشان میدهد كه نداشتن آگاهی و تخصص كافی و از دست دادن امكانات آموزشی باعث سرگردانی و اتلاف وقت و نیروی جوانی خواهد شد. برنامهریزی گام به گام شما را با مهارتهای مرتبط با هدف كاری خود در آینده آشنا میسازد .
مراحل یك برنامهریزی روشمند
1ـ بیان هدف
2ـ شناسایی راهحلهای گوناگون برای رسیدن به هدف
3ـ سنجیدن راهحلها
4ـ انتخاب بهترین راهحل
5ـ به اجرا گذاشتن آن راهحل
6ـ ارزیابی پیشرفت
عوامل موثر در تصمیمگیری و در نهایت برنامهریزی درست
لازمه یك برنامهریزی موفق، آگاهی همهجانبه و دقتنظر در تصمیمگیری و تشكیل هدفهاست زیرا فرد با انتخاب هر گزینش حیطه انتخاب و اختیارات دیگر را بر خود محدودتر میسازد، طوری كه بازگشت به عقب، گاه غیرممكن و یا لااقل متضمن خسارت بسیار است.امروزه انسان در لحظههایی رشد میكند كه تصمیم میگیرد. بهعبارت دیگر یك شرط رشد و تكامل، برخورداری از مهارتهای لازم برای تصمیمگیری، استفاده از تجارب افراد آگاه، كسب راهنمایی و مشورت با آنان است.تصمیمات ما در هر مرحله از زندگی، ناشی از آن چیزی است كه هستیم و نیز متاثر از آن چیزی كه میخواهیم باشیم .
ساخت وجودی و شخصیت ما، تجارب قبلی زندگی ما، احساسات و افكار ما راجع به خودمان، ترسها و آرزوهای ما، امكانات محیطی و راهحلهایی كه تصور میكنیم در اختیار داریم، مهارت ما در تصمیمگیری و عوامل بسیار دیگری، همه با هم بهنحوی پیچیده دستاندركارند تا بر تصمیمات و گزینشهای ما اثر بگذارند .
این تاثیرات غالبا در سطحی ناخودآگاه صورت میگیرد، طوری كه ما از اثر آنها بر گزینشهایمان بیاطلاع هستیم. چنین عواملی نهتنها در تصمیمگیری ما موثرند، بلكه تعیینكننده امكانات و راهحلهایی میباشند كه تصور میكنیم در دسترس ما هستند، چنانكه ممكن است احتمال موفقیت در هدف معینی را بهعلت احساس عدم كفایت رد كنیم. به عبارت دیگر، در گرفتن یك تصمیم حقایق، مهارتها و تواناییهای شخص در احساسات، تمایلات، طرز تفكر و نگرشها ادغام میشوند.یك عامل دیگر، سودمندی یك راهحل باارزش است. البته باید به یاد داشت كه سودمندی یك راهحل، بستگی به ارزیابی هر فرد از میزان جذابیت آن راهحل برای او دارد. آنچه كه برای یك شخص ارزنده محسوب میشود، ممكن است برای دیگری جالب نباشد و عامل موثر دیگر، در تصمیمگیری درجه احتمال یعنی دانستن احتمال موفقیت یك راهحل است .
مشكلات تصمیمگیری
اگر از حق نگذریم، تصمیمگیری نه فقط كار آسانی نیست، بلكه بهدلایل زیر در مواردی سخت و دردناك نیز هست؛تعارض: وقتی راهحلی از هر نظر بهتر از راهحلهای دیگر است، تعارض در تصمیمگیری بین راهحلها وجود ندارد اما معمولاً یك راهحل از بعضی جهات و راهحل یا راهحلهای دیگر از جهات دیگر بهترند. از این رو، در انتخاب راهحلها شخص دچار تردید و تعارض میشود.در چنین شرایطی باید درجه سودمندی و احتمال هر راهحل را سنجید تا راهحلی كه برای فرد ارزش بیشتری دارد، مشخص شود.ریسك یا خطر احتمالی: عامل ریسك یا خطر احتمالی تقریبا همیشه در تصمیمگیریها وجود دارد زیرا معمولاً تصمیمگیرنده نتیجه انتخاب هر راهحل را نمیداند. مشكل، انتخاب راهحلی است كه بالاترین احتمال سودمندی را ارائه دهد. بنابراین، گزینش از بین راهحلهایی كه دربردارنده خطر احتمالی یا احتمال ضرر هستند، باید بهنحوی صورت گیرد كه بالاترین شانس برای كسب نتیجه مثبت بهدست آید.عینیت و ذهنیت: اگرچه بسیار شنیدهاید كه باید در موقع تصمیمگیری عاقلانه، واقعبین و عینینگر باشید؛ این به این معنا نیست كه تصمیمگیری شما نباید متاثر از احساسات شما باشد. نشانههای عینیبودن اگر هم وجود داشته باشند، بسیار معدودند. آنچه كه به اصطلاح عینیت یا واقعبینی گفته میشود، نمیتواند از ذهنیت یا عوامل عاطفی شما جدا باشد. در هر تصمیمی، هر دو عامل وجود دارد.بهكارگیری اطلاعات: مهمترین مشكل تصمیمگیری، گرفتن آن نیست، بلكه دستهبندی و ارزیابی اطلاعات مربوط به آن تصمیم است. برای اكثر تصمیمات بیش از یك راهحل وجود دارد و معمولاً محاسبه نتایج هر یك كار سختی است. برای دستهبندیكردن اطلاعات مربوط به هر راهحل و نتایج احتمالی آن میتوانید با استفاده از شیوه كاهش تعداد حقایق مورد بررسی در هر زمان اطلاعات بیشمار خود را دستهبندی كنید. به عبارت دیگر با اندیشیدن به فقط چند عامل در یك زمان و نادیدهگرفتن بقیه عوامل، بار خود را سبك كنید .
خصوصیات شخصیتی
نیازها و خواستههای هر فرد كه ویژگیهای شخصیتی او را میسازند، بر تصمیمات او اثر میگذارند. مثلا در برخی از افراد، انگیزه كسب موفقیت بیشتر از دوری از شكست است و برای برخی دیگر، عكس این قضیه صحت دارد.برخی از افراد فكر میكنند هدفی كه كسب آن مشكلتر است، جالبتر است! در دنیای ما، رسیدن به هدفهایی كه عده زیادی آن را ارزنده میدانند، معمولاً مشكل است .
توالی تصمیمات
تصمیمات زندگی غالبا بهدنبال یكدیگر و بهتوالی رخ میدهند. معمولاً اطلاعات سودمند برای تصمیمات بعدی، مربوط به نتایج تصمیمات قبلی است. به بیان دیگر، یك تصمیم واحد با تصمیمات قبلی و بعدی خود ارتباط دارد، بنابراین تصمیماتی كه اكنون میگیرید با آنهایی كه باید بهزودی گرفته شوند و آنهایی كه در آینده گرفته میشوند، جدا و مستقل از یكدیگر گرفته نمیشوند.از مهمترین تصمیماتی كه انسان باید در زندگی بگیرد، میتوان به انتخاب رشته تحصیلی، انتخاب شغل، انتخاب همسر و... اشاره كرد.تصمیماتی از قبیل اینكه كدام فعالیت فوقبرنامه را انتخاب كنم یا اوقات فراغت خود را چگونه بگذرانم، با چه كسی به خرید بروم، ایام تعطیل به كدام شهر سفر كنم، چه مدل كفش یا لباس را انتخاب كنم و... از درجه ریسك و اهمیت كمتری برخوردار هستند زیرا در صورت اشتباه، معمولاً جبرانپذیر و قابل برگشت میباشند اما تصمیمات مهم زندگی بهطور كلی غیرقابل برگشت هستند و یا بازگشت آنها متضمن اتلاف عمر، انرژی، وقت و خسارتهای دیگر است.بنابراین لازمه یك برنامهریزی موفق، آگاهی همهجانبه و دقتنظر در تصمیمات گرفته شده و شكلدهی به اهداف درازمدت خود میباشد.فرد با انتخاب گزینش حیطه انتخاب و اختیارات دیگر را برخورد محدودتر میسازد، طوری كه بازگشت به عقب گاه غیرممكن و یا لااقل متضمن ضررهای بسیار است. در نهایت ادیسون برای جوانان 3 توصیه دارد: كار، كار، كار .
فراموش نكنیم كه ...
ـ تصمیمگیریهای حیاتی، آسان نیست .
یادتان باشد كه تصمیمگیری هنر است. هرچه بیشتر تمرین كنید خبرهتر خواهید شد .
- برنامهریزی كه در پس تصمیمگیری عملی خواهد شد و شما را وادار میسازد كه زمان بیشتری را صرف برنامهریزی و زمان كمتری را صرف انجام فعالیتهای اجرایی عادی كنید .
- برنامهریزی خوب شامل كنترلهای لازم برای اجرای موفقیتآمیز برنامه نیز هست، درست است كه برنامهریزی درازمدت ممكن است تغییر كند، اما این كار به همه فعالیتهای روزمره جهت میدهد .
- برنامهریزی كمك میكند تا نتایج دقیق حاصل از اجرای هر وظیفه خاص را مشخص سازید. اگر برنامهریزی مناسبی انجام شود و اگر هر فرد در سازمان نسبت به مسوولیت خود در قبال هر وظیفه معینی آگاه باشد، احتمال موفقیت در عرصههای مختلف بیشتر است .
- برنامهریزی برای رشدكردن و كسب موفقیت هرگز كاری پیشپا افتاده و خستهكننده نیست. تغییر، لازمه رشد است و رشد به افراد خلاق و مستعد نیاز دارد تا شرایط بهتری ایجاد نمایند .
- در زندگی مخصوصا وقتی كه نوبت به تصمیمگیری میرسد باید مبتكر باشید. باید به خود و به توان خود در تصمیمگیری درست شدیدا اعتقاد داشته باشید. قدرت تصمیمگیری است كه شما را از دیگران متمایز میكند .
- در تصمیمگیری از تجربیات و رهنمودهای گذشته استفاده كنید اما یادتان باشد كه در هیچ دو موردی تصمیمات دقیقا یكسان نیست. درست است كه مسائل ممكن است مشابه باشند اما عوامل بیرونی و موقعیت موثر بر آنها متفاوت است .
- مسائل كلیدی در هر زمان از زندگی عبارت است از مسائلی كه در مورد آنها تجربیات گذشته كم است یا اصلا وجود ندارد تا بتوان از آن راهنمایی گرفت.هنگامی كه وضعیت مسالهسازی، تازگی دارد و آشنایی قبلی با آن نداریم، جهتیابی متفاوتی لازم میآید. برای موفقیت باید بتوانید مسائل را در زمینههای ناآشنا حل كنید .
- سروكار داشتن با ابهام و عدم قطعیت از ویژگیهای تصمیمگیری است. درباره تصمیمگیری میباید ذهنیتی مثبت داشته باشید .
تصمیمگیری مسوولانه
برای داوریهای درست در تصمیمگیریهای روزانه، مدیر باید همواره نگرشی متعادل درباره زندگی، كسب و كار و جامعه داشته باشد .
در كسب و كار، تصمیمگیری یك امر حیاتی است. قبل از آنكه هر كاری صورت گیرد، باید تصمیمی گرفته شود. این سخن حتی زمانی كه گروهی از افراد با هم به كاری میپردازند، صادقتر است. در اداره كردن كاركنان نیز، تصمیمگیری ماهرانه یك راز مهم كامیابی است. هنگامی كه در دوراهی مهمی ایستادهاید و گروهی از مردم در انتظارند تا شما راه آنان را برگزینید، شما به راستی نمیتوانید دو دل باشید و از گرفتن تصمیم دوری جویید. ناتوانی مدیران در دست زدن به اقدامات قاطع و فوری میتواند زیانهای مالی بسیار به بار آورد و به روحیه كاركنان سخت آسیب برساند.هر راهی كه برگزینید، كاركنان شما دست كم پی خواهند برد كه به چه سویی خواهند رفت و با دلیری و شوق بیشتر در آن جهت گام برخواهند داشت .
به ویژه در این روزگار پر از دگرگونیهای پیاپی كه هر كسب و كاری با رقیبان پرخاشگر و پرتحرك سروكار دارد، بسیار مهم است كه تصمیمات با اندیشه بیشتر و به اجرای سریع آنها بینجامد اگرچه در اوضاع و احوال اینچنینی، نیاز به سرعت عمل بدان معنا نیست كه یك شخص بتواند مسوول همه تصمیمها باشد. چنین كاری در عملیاتی بسیار كوچك میتواند شدنی باشد، ولی در شركتهای دارای هزاران یا دهها كارمند، رئیس شركت نمیتواند به طور فردی هر تصمیمی را بگیرد.بنابراین تصمیمگیری باید به گونهای واقعی به دیگران واگذار شود. رئیس شركت توقع دارد زیردستان او موضوعهای مهم را به وی آگاهی دهند، ولی در غیر این صورت انتظار آن است كه آنان با در نظر گرفتن سیاستهای كلی و بنیادی شركت تصمیمهای مربوط به كار خود را بگیرند. چنین راهبرد و تدبیر كلی به چرخه تصمیمگیری شتاب میبخشد . افزوده بر آن، اگر تصمیمگیری به مدیران در هر رده سازمانی واگذار شود، از رئیسان بخش به رئیسان قسمت، از رئیسان قسمت به كاركنان سرپرستی و از سرپرستان به كارگران عملیات، چرخه تصمیمگیری به فرعی در سراسر شركت به كار خواهد افتاد و پاسخ دادن سریع و درست را به هر موقعیتی كه پدید آید، آسانتر خواهد كرد. من این روش را «مدیریت مستقل» مینامم. البته رئیس شركت به طور اصولی باید بدینشیوه عمل كند ولی در این نظام رئیسان بخشها، رئیسان قسمتها و كاركنان ارشد ستادی نیز باید آماده باشند تا درباره موضوعهای مربوط به قلمرو كار خویش بهطور مستقل به كارگردانی بپردازند . حتی در پایینترین رده، كاركنان وظیفههایی دارند كه باید درباره چگونگی اجرای آنها خودشان تصمیم بگیرند .
شركتها از ترویج شیوه مدیریت مستقل سود خواهند برد زیرا زمانی كه این شیوه از سوی همه كاركنان به خوبی فهمیده و عمل شود، همگان به كار بیشتر خواهند پرداخت و استعداد و تواناییهای آنان به بهترین صورت پرورده خواهد شد.با این همه، گاه و بیگاه موضوعهای مهمی پیش خواهد آمد كه باید آنها را با مقام بالادست در میان نهاد و برای تصمیمگیری درباره آنها نیاز به كمك و یاری دیگران است .
بنابراین اعضای یك شركت از قدرت و اختیار تصمیمگیری متناسب با جایگاه شغلی خود در سازمان برخوردار خواهند بود. در چنین حالتهایی تصمیمگیری سریع، بهگونهای كه شرح داده شد، ضروری است. اگر دستیابی به راه چارهای فوری ممكن نشود ـ این ضرورت در میان باشد كه موضوع با ژرفای بیشتر مورد بررسی قرار گیرد و نظر شخص سومی نیز پرسیده شود ـ موضوع را نباید همچنان معلق گذاشت، بیآنكه روشن گردد چه وقت درباره آن تصمیم گرفته خواهد شد. هرگاه تصمیمها چنان باشند كه باید هرچه زودتر به آنها پرداخت، سرعت تنها كافی نمیتواند باشد . داوری درباره چگونگی كنشهایی كه در پس آن میباید انجام گیرد، باید درست و قطعی باشد .
بهرغم هر سرعتی كه در گرفتن تصمیم بهكار برده میشود، اگر آن تصمیم، تصمیمی نادرست باشد چیزی دستگیر نخواهد شد .
انسان چگونه تصمیمهای درست میگیرد؟ این به واقع موضوعی بسیار دشوار است . هیچكدام از ما از قدرت خدایی بهرهای نداریم. بنابراین نمیتوانیم همواره تصمیمات درست بگیریم. با این همه، هیچكدام نمیتوانیم وظیفههای خود را به عنوان مدیر به انجام برسانیم، بیآنكه تصمیمهایی را به سرعت و به درستی بگیریم .
بدینمنظور، مدیران باید بر تجربه و بصیرت تكیه كنند و با توجه به اوضاع و احوال ویژهای كه بر هر موضوعی حاكم است، به نتیجهگیریهایی برسند. در این چرخه، مهمترین ابزارهایی كه شخص میتواند در اختیار بگیرد، عبارتند از نگرشی متعادل درباره زندگی، فلسفهای روشن درباره كار و آگاهی و درك واقعبینانه درباره جامعه. بهطور معمول پروراندن دیدگاههایی آگاهانه درباره زندگی و جامعه، انسان را مجهز میكند تا تصمیمهای درستی بگیرد. بدون چنین استعدادی برای آگاهی و بصیرت، تصمیمهای هر مدیری میتواند اتفاقی و مصلحتآمیز گرفته شود و نتواند زیردستان را به اعتبار آن قانع سازد .
برای نمونه به مثال زیر توجه فرمایید :
رقابت در صنعت شما بسیار شدید است و در حالی كه بر شدت رقابت افزوده میشود، رقیبان شما میكوشند كالای خود را زیر قیمت تمام شده بفروشند. مشتریان ثابت شما به نمایندگیهای فروش شما گفتهاند كه قیمتهای شما بسیار گران است و اگر شما تخفیف بیشتری نسبت به دیگران ندهید با شركت شما دیگر معامله نخواهند كرد. این سخن بهراستی نمایندگیهای فروش شما را پریشان میكند و میشتابند به سوی شما كه رئیس شركت هستید، بلكه قیمتهای خود را كاهش دهید.در پرتو چنین اوضاع و احوالی، شما نمیتوانید به آسانی تسلیم شوید و به فروشندگان خود بگویید كه كالا را با ضرر بفروشند. از سوی دیگر، برای متقاعد كردن آنان به این دلیل كه شركت باید در فروش كالای خود سود بهدست آورد، دشواری خواهید داشت. تصور میرود آنان پاسخی تند بدهند و بگویند گاهی لازم است فروش با زیان همراه باشد. شاید نیاز به توضیحی بیشتر باشد تا آنان بتوانند موضع شما را دریابند.این توضیح میتواند چنین باشد: «اگر ما سود سرشار میبردیم، من بیدرنگ با كاهش قیمتها موافقت میكردم اما قیمتهای ما برپایه نظارت كامل هزینه و عملیات منطقی و عقلانی استوار است كه در آن مبلغی اندك كه نشان از سود معقول دارد، گنجانده شده است. نیمی از آن سود به صورت مالیات به دولت و جامعه داده خواهد شد، نیم دیگر به صاحبان سهام و به پژوهش و پدیدآوردن كالای تازه اختصاص مییابد. بدینمعنا هنگامی كه شركت ما سودی معقول به دست میآورد، همه از آن بهرهمند میشوند و جامعه در كل غنیتر و بارورتر میگردد .
اگر همه از پول درآوردن دست بكشند، كشور به حالت توقف درمیآید و هیچكدام از ما نمیتوانیم هزینه زندگی خود را تامین كنیم. ما وظیفه داریم كه فرآوردههای خود را از راه عقلاییكردن عملیات تولید به قیمت معقول فراهم آوریم ولی در همان حال ما وظیفه داریم كه سودی معقول بهدست آوریم و آن سود را در دولت و جامعه خود بهطور كلی از نو سرمایهگذاری كنیم .
اگر همه از این مسوولیتها دست بكشند، به سر كشور و جامعه چه خواهد آمد؟
من اطمینان دارم شما با من موافق هستید كه ما نمیتوانیم كالای خود را با كاهش بیاندازه قیمت بفروشیم .
با توضیح موضوع بدین شیوه، نمایندگیهای فروش با امیدواری پی به نقطهنظر شما خواهند برد و با اندكی تشویق و دلگرمی، مصمم و استوار با توضیح موضع شركت به سوی خریداران باز خواهند گشت .
همانطور كه نمونههای قبل نشان میدهد، مدیران و بهواقع كسانی كه مسوولیت اداره دیگران را بر دوش دارند، باید همواره داوری درست را پرورش دهند و بكوشند تا چشماندازی متعادل از زندگی، كسب و كار و جامعه بهدست آورند. مدیران با تصمیمگیری روزانه و با كوشش پیوسته برای بهتر كردن خود بدینسان، با وجود لغزشهای اتفاقی كه در راه پدید خواهد آمد، بیتردید در توانمندی برای دستیابی به داوریهای درست رشد خواهند كرد.رشد شخصی هر مدیری به رشد زیردستان وی خواهد انجامید .
رهرو آن است كه آهسته و پیوسته رود
روزی در جنگلی، مسابقهای بین یك خرگوش و یك لاكپشت برگزار گردید. خرگوش با توجه به جثه و شرایط جسمانی خود به سرعت از لاكپشت پیشی گرفت و هنگامی كه به پشت سر خود نگاه كرد متوجه شد كه فاصله زیادی از رقیب خود پیدا كرده است به همین سبب به خود مغرور شد و تصمیم گرفت در گوشهای استراحت كند و چرتی بزند .
غفلت خرگوش مدتی به طول انجامید و در این مدت، لاكپشت آرامآرام و بیوقفه مسیر مسابقه را طی كرد و به نزدیكیهای خط پایان رسید.این بار با توجه به توقف خرگوش تند پا، لاكپشت فاصله زیادی از او جلو افتاده بود، در این هنگام خرگوش ناگهان از خواب غفلت بیدار شد و به مقصد نهایی چشم دوخت! اما دیگر دیر شده بود و تلاش و كوشش خرگوش به جایی نرسید و بازی را باخت !
هنگامی كه خرگوش از خواب بیدار شد و دریافت كه لاكپشت از او جلو افتاده، سعی كرد هر طور شده خودش را به او برساند و مسافت عقب مانده را جبران كند ولی اندیشهای مانع این كار شد. او با خود میاندیشید كه اگر بخواهد از لاكپشت سبقت بگیرد، باید ابتدا خود را به محل فعلی او برساند و طی این مدت لاكپشت باز جلوتر خواهد رفت و برای جبران آن، باید خود را به محل جدید برساند كه تا آن زمان، باز لاكپشت به محل جلوتری خواهد رفت !
این گفتوگو و جنجال ذهنی و این تصور كه هیچگاه نمیتواند به لاكپشت برسد، تمام فكر خرگوش را اشغال كرد و هرگونه تصمیمی را از او سلب نمود.در نتیجه نتوانست قدمی پیش بگذارد و از فكر رسیدن به لاكپشت و بردن مسابقه منصرف شد و شرمسارانه تن به باختن داد !
از این داستان معروف 2 نتیجهگیری مهم برداشت خواهد شد كه؛
1ـ گامهای كوچك و پیوسته، به مراتب موثرتر از حركتهای سریع و عجولانه میباشد، غرور و غفلت بیجا پیامدی جز پشیمانی و ندامت نخواهد داشت !
2ـ اگر دائم به نتوانستن یا نشدن فكر كنیم و توجهمان را به شكست معطوف نماییم، قدرت تصمیمگیری و حركت از ما سلب میشود و هرگز موفق نخواهیم شد .
27 نكته سودمند
* من فكر میكنم پس هستم .
* درباره كارهای به ظاهر غیرممكن هم فكر كنید .
* هیچگاه از سایهها نترسید، زیرا به این معنی هستند كه در همین نزدیكی باید نور باشد .
* شما نمیتوانید كارها را متفاوت انجام دهید تا زمانی كه آنها را متفاوت نبینید .
* همانند بازی شطرنج برای مهرههای اصلی مبارزه كنید و برای رسیدن به این هدف بیرون رفتن سرباز اهمیتی ندارد. یادتان باشد توجه زیاد به مسائل جزئی شما را از پرداختن به مسائل اصلی باز میدارد .
* در زمان تجزیه و تحلیل و تصمیمگیری صبور باشید و در زمان اجرا بیصبر .
* بهترین عكسهای جهان هم اگر در داخل دوربین باشد، به درد نمیخورد .
* اشتباه بزرگی كه بسیاری در برنامهریزی مالی خود مرتكب میشوند این است كه روی كل حقوق خود و قبل از كسر كردنیهایی مانند مالیات بر درآمد، حساب میكنند. قاعده مهم در این بین آن است كه حقوق ناخالص را از ذهن خود پاك كنید و فقط روی حقوق خالص خود حساب كنید .
* بسیاری از مردم، بیشتر به درست انجام شده نحوه كارها توجه دارند تا به درست بودن اصل خود آن كارها .
* یك مدیر خوب كسی است كه حداكثر استفاده را از امكانات موجود ببرد .
* یك مدیر بهتر كسی است كه حداكثر بهره را از كاری كه انجام میدهد ببرد .
* یك مدیر باز هم بهتر كسی است كه كار خود را به خوبی اداره كند .
* و بالاخره بهترین مدیر كسی است كه تخم اندیشیدن را در ذهن افراد خود بكارد .
* یك شركت در واقع سایه بلند مدیر مدبر آن است .
* نگران نباشید كه دیگران درباره شما چه فكری میكنند زیرا آنها نیز نگران آن هستند كه شما درباره آنها چه فكر میكنید .
* دست به كارهای بزرگ بزنید ولی مواظب باشید دچار اشتباهات بزرگ نشوید .
* بسیاری از تجارب بزرگ بدون داشتن مدرك فوقلیسانس مدیریت بازرگانی (MBA) هم به موفقیت رسیدهاند اما بدون عقل و درایت هرگز .
* بین حرف تا عمل یك چیز كهنه میشود و آن یك جفت كفش خوب است .
* با سكوت میتوان عیوب دیگران را شنید و عیوب خود را پنهان كرد .
* جهت مهمتر از سرعت است ما آنقدر مشغول نگاه كردن به سرعتسنج خود هستیم كه از اتفاقات مهم اطراف خود غافل میمانیم .
* با تغییرات، تغییر نكنید، بلكه قبل از تغییرات تغییر كنید .
* اگر شما در زمان مناسب بذرافشانی نكنید، آنگاه نخواهید توانست در فصل برداشت، برداشتی كنید .
* افزایش كارایی فرد، بدون تذكر دادن اشتباهاتش كار آسانی نخواهد بود .
* صدا تبدیل به موزیك میشود، اگر فرد آموزش دیدهای آن را ایجاد كند آموزش ضروری است .
* هیچگاه نگذارید كاری را كه یك نفر میتواند انجام دهد، دو نفر انجام دهند .
* آموزش نیاز به نگرش مثبت دارد .
منابع
1 - نخست انسان، سپس كالا، ترجمه دكتر محمدعلی طوسی، نشر پویش
2 - حكایتهای بهرهوری، حسین پورآقاسی، نشر امید فرزانگان
3 - ماهی! ترجمه مامك بهادرزاده، نشر پیك آوین
4 - اندیشههای مدیریت، ترجمه سیدعباس مجتهدی، نشر پیك سحر
5 - برنامهریزی تحصیلی و شغلی، برنامهریزی محتوا و نظارت بر تالیف: دفتر برنامهریزی و تالیف آموزشهای فنی و حرفهای و كار دانش
6 - كارآفرینی، از انتشارات سازمان بینالمللی كار، برگردان وزارت كار و امور اجتماعی ایران .
نویسنده: بابک بهی
منبع: بازار کار
اجتماعی،به یكی ازبهترین شیوه ها وراهكارهای رشدوتوسعه دست یافته كه از آن طریق می تواندبه شكل
غیرتهاجمی ومنطقی درسامان بخشی به امورات كارها وتعدیل وختم بسیاری ازمشكلات ومعضلات وبحران
های مخرب نظیر بیكاری روبه گسترش،ركود وكسادی اقتصادی،نابسامانی های تولیدوعرضه كالاها
وخدمات،هدررفت بسیاری ازمنابع استراتژیك،ناامنی های اجتماعی،خمودی ورخوت درفضای عمومی جامعه
وتوسعه نیافتگی پایان بخشد.
بعنوان شاهدی برمدعای فوق میتوان به پیشرفت های بوجودآمده ازرهگذركارآفرینی برای تعدادی ازملت
ها،كشورها وبنگاهها مخصوصا اقتصادهای نوپا وشكوفای كشورهای كوچك جنوب شرق آسیا اشاره نمود
كه چگونه با بكارگیری شیوه ومشی كارآفرینانه وجدی گرفتن آن بعنوان یك راهبرد حیاتی وآموزش
واشاعه ی آن دركلیه لایه های اجتماعی بالاخص دربین جوانان وفارغ التحصیلان وزنان ودختران، دردنیای
بشدت رقابتی اقتصاد پا جای بزرگان این عرصه نهاده واطلاق ببرهای اقتصادی آسیا رایافتند.
كشورپهناور ایران باهمه مختصات وویژگی های منحصربفرد خود وباتوجه به دیرینه بسیاردرخشان وتابناك
علمی وفرهنگی وبرخورداری ازوجود ذیجود مفاخر وفرهیختگان،انسانهای والاهمت،سخت
كوش،پیشگام،خلاق ،مبتكر وبااراده ونیزبهره مندی ازآمیزه های متعالی دین مبین اسلام وتعالیم ارزنده آن
وسیره مترقی نبوی وباعنایت به منابع وذخایر عظیم وموهبت های بی بدیل خدادادی نظیر منابع عظیم
انرژی،معادن سرشار،امكانات غنی ارضی ،كشاورزی واقلیمی بی نظیر،میتواند به یكی ازكارآفرین ترین
ممالك دنیا تبدیل گردیده وازمنظر آن به اعتلا وشكوفایی همه جانبه درعرصه های اقتصادی،علمی،اجتماعی
دست یافته وازاین بابت الگو وسرآمدشده ودوباره فرهنگ وتمدن غنی ایرانی-اسلامی راشكوفاساخته
وبرتارك گیتی به درخشش درآورد.منوط ومشروط به اینكه دراین راه ازهمه ی امكانات وتوانمندی های
خوداستفاده نموده وازراه بسیج همگانی هرآنچه دریداختیاراست وبكارگیری كلیه عوامل وامكانات درایجاد
یك خیزش وجنبش عظیم اجتماعی تحت عنوان " نهضت ملی كارآفرینی" كه همسو وهم راستا با
جنبسش علمی ونرم افزاری دركشوراست به این مهم پرداخته شود.
بدیهی است لازمه تحقق چنین جنبشی، انجام پاره ای ازاقدامات زیربنایی دربرخی ازمهمترین بخشهای
جامعه می باشد كه ازآنجمله می توان به ایجادونهادینه شدن "خانواده كارآفرین" بعنوان سلول بنیادی پیكره
ی عظیم اجتماع اشاره نمود كه از آنطریق به اشاعه وتوسعه فرهنگ متعالی كاروكارآفرینی دربین
افرادخانواده های ایرانی همت گمارد. درهمین رهگذر بایداذعان نمود كه ارزش كاربایددرسنین كودكی
ودركنار كانون گرم خانواده به فرزندان این مرز وبوم كه آینده سازان آن می باشند آموزش داده شود تا
بعنوان یك باورملی دراذهان آنان جای گیرد.
این روند بایدادامه یابد وبه شكل وهیبت "مدرسه كارآفرین" یعنی نخستین نهاد آموزش وپرورش رسمی
اجتماع توسط معلمان ومربیان دلسوز ودرقالب الگوهای تعلیم وتربیت وچارچوب علمی به دانش آموزان
یادداده شود كه كارآفرینی تضمین كننده آینده آنان وراهكار مناسبی برای برخورداری ازمواهب یك زندگی
پرنشاط ومرفه درآینده خواهدبود وپس از آن ادامه این روند ازطریق تحقق "دانشگاه كارآفرین" بعنوان
مغزمتفكر جامعه وخاستگاه عظیم علمی ودانشی كشور از طریق ایجاد "كرسی های برتر كارآفرینی " وراه
اندازی وتجهیز مراكز رشد وپارك های علمی فناوری پیگیری گردد ضمن آنكه باید به القای روح كارآفرینی
درسازمانها ونهادهای كسب وكار وNGOها درجامعه بعنوان "سازمانها وبنگاههای كارآفرین " اشاره
نمود وازهمه مهمتر اینكه نباید نقش بسیارارزشمند "دولت كارآفرین " ونهادهای حاكمیتی كارآفرین مغفول واقع گردد.
مجموعه این روشها وروندها به نهضت عظیم وانقلاب بزرگ كارآفرینی درجامعه ایرانی منجرگردیده كه
ازدستاوردهای ارزنده آن میتوان دستیابی به جایگاه رفیع جهانی كشوردربین ممالك مترقی ونیز
رشدوشكوفایی وتوسعه علمی،اقتصادی واجتماعی دركشور وخودكفایی واستقلال كامل اقتصادی وافزایش
ضریب امنیت اجتماعی وبهبود كیفیت زندگی وارتقای سطح بهره وری وپویایی وتحرك عوامل اقتصادی
ومنابع حیاتی وذخایر گرانقدر درجامعه نام برد.
نویسنده: سیدنبی اله حسینی
مدرس كارآفرینی دانشگاه
باتوجه به همه فوایدکارآفرینی،بسیارمهم خواهدبودکه آن ازسوی جوامع وملتها موردتوجه جدی واقع گردیده تاازکارکردهای آن درجهت برون رفت ازبرخی ازمعضلات بحران گونه ومخرب که بنیان های حیات اجتماعی ملتها راموردتعدی وتعرض وتهدیدقرارداده استفاده گردد.به همین منظورازطریق القای روح کارآفرینی درهمه سطوح جامعه وفراگیری وتسری آن به همه لایه ها وبخشها میتوان حیات دوباره درکالبدجامعه دمید.
باتوجه به فراوانی ظرفیت های انسانی وفیزیکی که دربسترخانوارهای ایرانی نهفته شده است وباعنایت به اینکه ایران سرزمین پهناوری بامختصات وویژگی های خاص نظیربهره مندی ازمنابع بی بدیل وفرصت های انسانی مستعد ومتعالی میباشدکه دربطن خانواده های ایرانی حضوروظهورمی یابندلزوم توجه به کسب وکارهای خانگی توجه بیشتری رامی طلبدتابعنوان یکی ازراهکارهای مفید وچندمنظوره درراه اعتلا وشکوفایی اقتصادی جامعه وخانواده ها ونیزافزایش رفاه وکیفیت زندگی اجتماعی ونیز جلوگیری کننده ازپاره ای ازمصایب ومشکلات بسیاربغرنج که شالوده های حیات اجتماعی وفرهنگی جامعه رانشانه رفته وباعث انشقاق وگسستگی پیوندهای اجتماعی میگردد تلقی شود.
نگاهی به آمارهاوواقعیت های موجوددرجامعه ایرانی نظیرمحوریت وجایگاه والای خانواده درنظام ارزشی واجتماعی،تعدادقابل توجه وروبه تزایدفارغ التحصیلان دانشگاهی وجویای نام ومتقاضی کار،اشتیاق وعلاقه وتوانمندی زایدالوصف زنان ایرانی،معضلات وپیامدهای ناشی ازمهاجرت بی رویه به شهرها،بالارفتن سطح زندگی واحساس نیازبه کارکردن همه اعضای خانواده،نیازبهدرکنارهم بودن و...همه وهمه گواه اهمیت وتوجه بیشتربه ایجادکسب وکارهای خانگی میباشد که باید بعنوان یک الزام درنظرگرفته شود.
باتوجه به تعریف کسب وکارخانگی که درآن به هرنوع فعالیت اقتصادی قابل انجام درمحل سکونت بااستفاده ازامکانات ووسایل منزل اشاره میشوددرادامه برخی ازنکات وموارددرخصوص اهمیت وکارکردهای این قسم ازکسب وکاربرشمرده میشود:
لازم به ذکراست برخلاف تصوررایج این نوع کسب وکارها نه تنهامختص بانوان وزنان نمی باشدبلکه توسط آن ظرفیتی فراهم میگرددتاازطریق بکارگیری ایده ها واستفاده بهینه ازفرصتها ی محیطی توسط همه اعضای خانواده اشتغال مولدبرای همه آنان ایجادگردد.لذابافرض چنین ادعایی میتوان اهم تاثیرات اقتصادی واجتماعی آن رابه شرح ذیل بیان نمود:
1-ایجاداشتغال بالا وکمک به حل معضل بیکاری درجامعه
2-کاهش رفت وآمدها وترددهای شهری وبین شهری وپیشگیری ازحوادث رانندگی ونیزحل معضل ترافیک شهری وجلوگیری ازهدررفت وقت شهروندان وتبعات ومشکلات برآمده ازراهبندانها نظیرفرسایش اعصاب وپیامدهای رفتاری وروانی
3-ارتقاوبهبودکیفیت زندگی ورشدشاخص های اقتصادی خانواده ها وکسب درآمدبیشتربرای انجام زندگی بهتر
4-اختصاص زمان بیشتربه خانه وخانواده ورسیدگی به مسایل وموضوعات خانوادگی ازقبیل تربیت وپرورش فرزندان وایجادتوازن میان کاروزندگی خانوادگی
5-کاهش نشت اقتصادی محلی به مناطق دیگروکمک به رشداقتصادی پایدارمحلی وایجاد تعادل وتوازن درطبقه بندیهاودسته بندی های اجتماعی
6-این نوع کسب وکارهابرای افراددارای مشکلات جسمی وفیزیکی وافرادی که درمکانهای دورافتاده وکمتربرخوردارزندگی میکنندبسیارمناسب میباشدوهمچنین برای زنانی سرپرست خانوار
7-گزینه خوبی برای کسب وکارهای مبتنی برتکنولوژیهای نوظهورنظیرکسب وکارهای الکترونیکی واینترنتی بوده وازنظرامکان راه اندازی آسانتر ودربرخورداری ازمنابع موجودوارزان واجتناب ازهزینه های بسیارگران تهیه فضاهای اداری وتجاری مناسب است
8-کسب وکارهای خانگی مناسب برای مقتضیات محیطهای سنتی بویژه برای فعالیت بانوان درجامعه میباشد
9-این نوع کسب وکارهادرکاهش آلاینده های هواونیزصرفه جویی درمصرف انرژی وسوخت بسیارحایزاهمیت بوده وهمچنین درکاهش ناامنی های اجتماعی نقش فزاینده ای ایفا می نماید
10-کسب وکارهای خانگی درآموزش کودکان وفراگیری آنان نسبت به مهارتهای کسب وکاروکارآفرینی کودکان وهمچنین نهادینه شدن فرهنگ متعالی کاردرجامعه تاثیربه سزایی داشته وتجلی گاه تاثیرات کارتیمی ومشارکتی مانند افزایش تعهد ومسئوولیت پذیری و...
باتوجه به فوایدبرشمرده شده وباعنایت به اینکه تقریبا بیشترمشاغلی که دربیرون ازخانه قابل انجام است درخانه نیزمیتوانندایجادوراهاندازی گردندونظربه تغییرماهیت بسیاری ازکسب وکارها ونقش تکنولوژی اطلاعات درتسریع انجام کسب وکارهای جدید،بسیارعاقلانه ومنطقی واقتصادی خواهدبودتابه ظرفیتهای موجوددراین بخش بعنوان هسته بنیادین وسلول اجتماع،ازسوی دست اندرکاران باهدف اجرایی نمودن "خانواده کارآفرین بسترایجادجامعه کارآفرین" توجه لازم مبذول گردد.
لذاپیشنهادمیگردد نهادهای آموزشی ومتولیان امورفرهنگی جامعه پاپیش نهاده درجهت ترویج وتشویق شهروندان اقدامات لازم رامبذول داشته تافرهنگ کاروکارآفرینی درباورها واعتقادات آحادجامعه ریشه دوانده وبعنوان یک ارزش تلقی گردد.ضمن آنکه درپیشبرداین مهم نبایدنقش بی بدیل رسانه ها مخصوصارسانه ملی وارباب جراید ومطبوعات نادیده انگاشته شود.
ازدگرسوی به جهت فراهم آمدن امکان اجرای این نوع ازکسب وکارهاجای تعمق داردتاازسوی متولیان امرمسکن الگوهای مناسب مسکن ازجمله طراحی "یک اتاق کوچک کار"درمنازل مسکونی پیش بینی وپیشنهادگرددتاخانوارهاباطیب خاطردرمحل سکونت خودبه انجام کسب وکارهیشان بپردازند.
درخاتمه گوشزد میگردد از سوی شهرداری ها و دیگر نهادهای مسئول و مرتبط باید بازارچه های مناسب کارآفرینی و نمایشگاههای منطقه ای وفصلی و با برپایی جشنواره های متعدد جهت عرضه محصولات وخدمات کارآفرینان خانگی در نظرگرفته شودتاازطریق معرفی دستاوردهای خانواده ها،به افزایش توان رقابتی آنان کمک گردد.
نویسنده:سیدنبی اله حسینی
مدرس کارآفرینی دانشگاه
امروزه بشرباشناسایی همه ظرفیت های موجوددركارآفرینی وبكارگیری آنان درعرصه های مختلف زندگی
اجتماعی،به یكی ازبهترین شیوه ها وراهكارهای رشدوتوسعه دست یافته كه از آن طریق می تواندبه شكل
غیرتهاجمی ومنطقی درسامان بخشی به امورات كارها وتعدیل وختم بسیاری ازمشكلات ومعضلات وبحران
های مخرب نظیر بیكاری روبه گسترش،ركود وكسادی اقتصادی،نابسامانی های تولیدوعرضه كالاها
وخدمات،هدررفت بسیاری ازمنابع استراتژیك،ناامنی های اجتماعی،خمودی ورخوت درفضای عمومی جامعه
وتوسعه نیافتگی پایان بخشد.
بعنوان شاهدی برمدعای فوق میتوان به پیشرفت های بوجودآمده ازرهگذركارآفرینی برای تعدادی ازملت
ها،كشورها وبنگاهها مخصوصا اقتصادهای نوپا وشكوفای كشورهای كوچك جنوب شرق آسیا اشاره نمود
كه چگونه با بكارگیری شیوه ومشی كارآفرینانه وجدی گرفتن آن بعنوان یك راهبرد حیاتی وآموزش
واشاعه ی آن دركلیه لایه های اجتماعی بالاخص دربین جوانان وفارغ التحصیلان وزنان ودختران، دردنیای
بشدت رقابتی اقتصاد پا جای بزرگان این عرصه نهاده واطلاق ببرهای اقتصادی آسیا رایافتند.
كشورپهناور ایران باهمه مختصات وویژگی های منحصربفرد خود وباتوجه به دیرینه بسیاردرخشان وتابناك
علمی وفرهنگی وبرخورداری ازوجود ذیجود مفاخر وفرهیختگان،انسانهای والاهمت،سخت
كوش،پیشگام،خلاق ،مبتكر وبااراده ونیزبهره مندی ازآمیزه های متعالی دین مبین اسلام وتعالیم ارزنده آن
وسیره مترقی نبوی وباعنایت به منابع وذخایر عظیم وموهبت های بی بدیل خدادادی نظیر منابع عظیم
انرژی،معادن سرشار،امكانات غنی ارضی ،كشاورزی واقلیمی بی نظیر،میتواند به یكی ازكارآفرین ترین
ممالك دنیا تبدیل گردیده وازمنظر آن به اعتلا وشكوفایی همه جانبه درعرصه های اقتصادی،علمی،اجتماعی
دست یافته وازاین بابت الگو وسرآمدشده ودوباره فرهنگ وتمدن غنی ایرانی-اسلامی راشكوفاساخته
وبرتارك گیتی به درخشش درآورد.منوط ومشروط به اینكه دراین راه ازهمه ی امكانات وتوانمندی های
خوداستفاده نموده وازراه بسیج همگانی هرآنچه دریداختیاراست وبكارگیری كلیه عوامل وامكانات درایجاد
یك خیزش وجنبش عظیم اجتماعی تحت عنوان " نهضت ملی كارآفرینی" كه همسو وهم راستا با
جنبسش علمی ونرم افزاری دركشوراست به این مهم پرداخته شود.
بدیهی است لازمه تحقق چنین جنبشی، انجام پاره ای ازاقدامات زیربنایی دربرخی ازمهمترین بخشهای
جامعه می باشد كه ازآنجمله می توان به ایجادونهادینه شدن "خانواده كارآفرین" بعنوان سلول بنیادی پیكره
ی عظیم اجتماع اشاره نمود كه از آنطریق به اشاعه وتوسعه فرهنگ متعالی كاروكارآفرینی دربین
افرادخانواده های ایرانی همت گمارد. درهمین رهگذر بایداذعان نمود كه ارزش كاربایددرسنین كودكی
ودركنار كانون گرم خانواده به فرزندان این مرز وبوم كه آینده سازان آن می باشند آموزش داده شود تا
بعنوان یك باورملی دراذهان آنان جای گیرد.
این روند بایدادامه یابد وبه شكل وهیبت "مدرسه كارآفرین" یعنی نخستین نهاد آموزش وپرورش رسمی
اجتماع توسط معلمان ومربیان دلسوز ودرقالب الگوهای تعلیم وتربیت وچارچوب علمی به دانش آموزان
یادداده شود كه كارآفرینی تضمین كننده آینده آنان وراهكار مناسبی برای برخورداری ازمواهب یك زندگی
پرنشاط ومرفه درآینده خواهدبود وپس از آن ادامه این روند ازطریق تحقق "دانشگاه كارآفرین" بعنوان
مغزمتفكر جامعه وخاستگاه عظیم علمی ودانشی كشور از طریق ایجاد "كرسی های برتر كارآفرینی " وراه
اندازی وتجهیز مراكز رشد وپارك های علمی فناوری پیگیری گردد ضمن آنكه باید به القای روح كارآفرینی
درسازمانها ونهادهای كسب وكار وNGOها درجامعه بعنوان "سازمانها وبنگاههای كارآفرین " اشاره
نمود وازهمه مهمتر اینكه نباید نقش بسیارارزشمند "دولت كارآفرین " ونهادهای حاكمیتی كارآفرین مغفول واقع گردد.
مجموعه این روشها وروندها به نهضت عظیم وانقلاب بزرگ كارآفرینی درجامعه ایرانی منجرگردیده كه
ازدستاوردهای ارزنده آن میتوان دستیابی به جایگاه رفیع جهانی كشوردربین ممالك مترقی ونیز
رشدوشكوفایی وتوسعه علمی،اقتصادی واجتماعی دركشور وخودكفایی واستقلال كامل اقتصادی وافزایش
ضریب امنیت اجتماعی وبهبود كیفیت زندگی وارتقای سطح بهره وری وپویایی وتحرك عوامل اقتصادی
ومنابع حیاتی وذخایر گرانقدر درجامعه نام برد.
نویسنده: سیدنبی اله حسینی
مدرس كارآفرینی دانشگاه
باتوجه به همه فوایدکارآفرینی،بسیارمهم خواهدبودکه آن ازسوی جوامع وملتها موردتوجه جدی واقع گردیده تاازکارکردهای آن درجهت برون رفت ازبرخی ازمعضلات بحران گونه ومخرب که بنیان های حیات اجتماعی ملتها راموردتعدی وتعرض وتهدیدقرارداده استفاده گردد.به همین منظورازطریق القای روح کارآفرینی درهمه سطوح جامعه وفراگیری وتسری آن به همه لایه ها وبخشها میتوان حیات دوباره درکالبدجامعه دمید.
باتوجه به فراوانی ظرفیت های انسانی وفیزیکی که دربسترخانوارهای ایرانی نهفته شده است وباعنایت به اینکه ایران سرزمین پهناوری بامختصات وویژگی های خاص نظیربهره مندی ازمنابع بی بدیل وفرصت های انسانی مستعد ومتعالی میباشدکه دربطن خانواده های ایرانی حضوروظهورمی یابندلزوم توجه به کسب وکارهای خانگی توجه بیشتری رامی طلبدتابعنوان یکی ازراهکارهای مفید وچندمنظوره درراه اعتلا وشکوفایی اقتصادی جامعه وخانواده ها ونیزافزایش رفاه وکیفیت زندگی اجتماعی ونیز جلوگیری کننده ازپاره ای ازمصایب ومشکلات بسیاربغرنج که شالوده های حیات اجتماعی وفرهنگی جامعه رانشانه رفته وباعث انشقاق وگسستگی پیوندهای اجتماعی میگردد تلقی شود.
نگاهی به آمارهاوواقعیت های موجوددرجامعه ایرانی نظیرمحوریت وجایگاه والای خانواده درنظام ارزشی واجتماعی،تعدادقابل توجه وروبه تزایدفارغ التحصیلان دانشگاهی وجویای نام ومتقاضی کار،اشتیاق وعلاقه وتوانمندی زایدالوصف زنان ایرانی،معضلات وپیامدهای ناشی ازمهاجرت بی رویه به شهرها،بالارفتن سطح زندگی واحساس نیازبه کارکردن همه اعضای خانواده،نیازبهدرکنارهم بودن و...همه وهمه گواه اهمیت وتوجه بیشتربه ایجادکسب وکارهای خانگی میباشد که باید بعنوان یک الزام درنظرگرفته شود.
باتوجه به تعریف کسب وکارخانگی که درآن به هرنوع فعالیت اقتصادی قابل انجام درمحل سکونت بااستفاده ازامکانات ووسایل منزل اشاره میشوددرادامه برخی ازنکات وموارددرخصوص اهمیت وکارکردهای این قسم ازکسب وکاربرشمرده میشود:
لازم به ذکراست برخلاف تصوررایج این نوع کسب وکارها نه تنهامختص بانوان وزنان نمی باشدبلکه توسط آن ظرفیتی فراهم میگرددتاازطریق بکارگیری ایده ها واستفاده بهینه ازفرصتها ی محیطی توسط همه اعضای خانواده اشتغال مولدبرای همه آنان ایجادگردد.لذابافرض چنین ادعایی میتوان اهم تاثیرات اقتصادی واجتماعی آن رابه شرح ذیل بیان نمود:
1-ایجاداشتغال بالا وکمک به حل معضل بیکاری درجامعه
2-کاهش رفت وآمدها وترددهای شهری وبین شهری وپیشگیری ازحوادث رانندگی ونیزحل معضل ترافیک شهری وجلوگیری ازهدررفت وقت شهروندان وتبعات ومشکلات برآمده ازراهبندانها نظیرفرسایش اعصاب وپیامدهای رفتاری وروانی
3-ارتقاوبهبودکیفیت زندگی ورشدشاخص های اقتصادی خانواده ها وکسب درآمدبیشتربرای انجام زندگی بهتر
4-اختصاص زمان بیشتربه خانه وخانواده ورسیدگی به مسایل وموضوعات خانوادگی ازقبیل تربیت وپرورش فرزندان وایجادتوازن میان کاروزندگی خانوادگی
5-کاهش نشت اقتصادی محلی به مناطق دیگروکمک به رشداقتصادی پایدارمحلی وایجاد تعادل وتوازن درطبقه بندیهاودسته بندی های اجتماعی
6-این نوع کسب وکارهابرای افراددارای مشکلات جسمی وفیزیکی وافرادی که درمکانهای دورافتاده وکمتربرخوردارزندگی میکنندبسیارمناسب میباشدوهمچنین برای زنانی سرپرست خانوار
7-گزینه خوبی برای کسب وکارهای مبتنی برتکنولوژیهای نوظهورنظیرکسب وکارهای الکترونیکی واینترنتی بوده وازنظرامکان راه اندازی آسانتر ودربرخورداری ازمنابع موجودوارزان واجتناب ازهزینه های بسیارگران تهیه فضاهای اداری وتجاری مناسب است
8-کسب وکارهای خانگی مناسب برای مقتضیات محیطهای سنتی بویژه برای فعالیت بانوان درجامعه میباشد
9-این نوع کسب وکارهادرکاهش آلاینده های هواونیزصرفه جویی درمصرف انرژی وسوخت بسیارحایزاهمیت بوده وهمچنین درکاهش ناامنی های اجتماعی نقش فزاینده ای ایفا می نماید
10-کسب وکارهای خانگی درآموزش کودکان وفراگیری آنان نسبت به مهارتهای کسب وکاروکارآفرینی کودکان وهمچنین نهادینه شدن فرهنگ متعالی کاردرجامعه تاثیربه سزایی داشته وتجلی گاه تاثیرات کارتیمی ومشارکتی مانند افزایش تعهد ومسئوولیت پذیری و...
باتوجه به فوایدبرشمرده شده وباعنایت به اینکه تقریبا بیشترمشاغلی که دربیرون ازخانه قابل انجام است درخانه نیزمیتوانندایجادوراهاندازی گردندونظربه تغییرماهیت بسیاری ازکسب وکارها ونقش تکنولوژی اطلاعات درتسریع انجام کسب وکارهای جدید،بسیارعاقلانه ومنطقی واقتصادی خواهدبودتابه ظرفیتهای موجوددراین بخش بعنوان هسته بنیادین وسلول اجتماع،ازسوی دست اندرکاران باهدف اجرایی نمودن "خانواده کارآفرین بسترایجادجامعه کارآفرین" توجه لازم مبذول گردد.
لذاپیشنهادمیگردد نهادهای آموزشی ومتولیان امورفرهنگی جامعه پاپیش نهاده درجهت ترویج وتشویق شهروندان اقدامات لازم رامبذول داشته تافرهنگ کاروکارآفرینی درباورها واعتقادات آحادجامعه ریشه دوانده وبعنوان یک ارزش تلقی گردد.ضمن آنکه درپیشبرداین مهم نبایدنقش بی بدیل رسانه ها مخصوصارسانه ملی وارباب جراید ومطبوعات نادیده انگاشته شود.
ازدگرسوی به جهت فراهم آمدن امکان اجرای این نوع ازکسب وکارهاجای تعمق داردتاازسوی متولیان امرمسکن الگوهای مناسب مسکن ازجمله طراحی "یک اتاق کوچک کار"درمنازل مسکونی پیش بینی وپیشنهادگرددتاخانوارهاباطیب خاطردرمحل سکونت خودبه انجام کسب وکارهیشان بپردازند.
درخاتمه گوشزد میگردد از سوی شهرداری ها و دیگر نهادهای مسئول و مرتبط باید بازارچه های مناسب کارآفرینی و نمایشگاههای منطقه ای وفصلی و با برپایی جشنواره های متعدد جهت عرضه محصولات وخدمات کارآفرینان خانگی در نظرگرفته شودتاازطریق معرفی دستاوردهای خانواده ها،به افزایش توان رقابتی آنان کمک گردد.
نویسنده:سیدنبی اله حسینی
مدرس کارآفرینی دانشگاه
کمبود قوه ی تخیل در این مرد، می توانست منجر به از بین رفتن حس نوآوری در مردم شود. برخلاف این، یک فرد ایده پرداز و آرمانگرا قادر است مسائل را طوری ببیند که دیگران، حال به هر دلیلی نمی توانند یا نمی خواهند. به علاوه، همه ی آرمانگرایان و رویاپردازان خصوصیات مشترکی دارند، و با اینکه هیچ کار آنها بدون خراب کردن ایدهآلهایشان قابل تقلید نیست، وجود دارند تا با الهام بخشی، ما را در پیمودن راهی که ندای درونیمان به آن می خواند تشویق کنند...
خصوصیات آرمانگرایان و ایده پردازان
ثبات عقیده
هر کسی می تواند مخالفت و ناسازگاری کند، اما اختلاف عقیده و مخالفت واقعی نیازمند ثبات عقیده است، به خصوص زمانیکه افکار و نظرات یک نفر با موجی از صداهای مخالف روبه رو است.
در ژاپن پس از جنگ جهانی دوم، سویکیرو هوندا، نوعی فرهنگ تجاری تعریف نمود که اظهار میکرد "کمپانی های ژاپنی به اتفاق هم موفق می شوند." او باور داشت که کمپانی ها و شرکت های ژاپنی می توانند از پدیده ای مثل بیزینس آمریکایی که مبتنی بر سود شخصی بود استفاده کنند. او کارخانه موتورسازی هوندا را برپا کرد و تلاش کرد تا این نظریه را به پایه ی عمل برساند، گرچه ممکن بود از جانب محیط تجاری آن زمان و ماموران دولتی که قصد جلوگیری از پیشرفت هوندا را داشتند، مورد بی احترامی و استهزاء قرار گیرد.
داو کارنی مؤسس شرکت تولیدی لباس آمریکایی، باور نداشت که تولیدکنندگان لباس فقط زمانی می توانند پول دربیاورند که دوخت لباسهای خود را به کشورهای جهان سوم بسپارند. همچنین می دانست که برای موفقیت باید رویه ی کار کارگران کارخانه را تغییر دهد. او این کار را از طریق رقابتی کردن دستمزدها، مرخصی های باحقوق، بیمه ی سلامتی برای خانواده های کارگران، کلاسهای آزاد انگلیسی، واریز حقوق به طور مستقیم به حساب پس انداز کارگران و استفاده از پنج متخصص ماساژ درمانی در محیط کارخانه برای رفاه حال کارگران، به انجام رساند. نتیجه ی کار اضافه سود برابر با 250 میلیون دلار در سال 2005 بود.
آمادگی
اینکه شانس فقط یکبار در خانه ی آدم را میزند، بیشتر از آنچه فکرش را بکنید، حقیقت دارد؛ این شما هستید که باید تشخیص دهید.
فردریک اسمیت بعنوان یک خلبان خصوصی، دریافت که روز به روز محموله و بارهای بیشتری را برای کمپانی هایی که نمی خواستند یا نمی توانستند منتظر رسید هواپیماهای مسافربری شوند، حمل و نقل میکند. او که هنوز در کالج به سر می برد، مقاله ای برای درس اقتصاد خود نوشت که موضوع آن سرویس حمل و نقل اکسپرس بود. استادش زیاد تحت تاثیر آن مقاله قرار نگرفت، اما اسمیت می دانست که این موقعیتی بسیار عالی است که به او روی کرده است، و در سال 1971 بود که فدرال اکسپرس را پایه گذاری کرد.
بیل گیتس دریافت که اگر سیستم عامل و نرم افزارهای یک کامپیوتر از قسمت سخت افزاری آن جدا شود، دیگر هر کسی—نه فقط مهندسین--می تواند تکنولوژی جدید خلق کند. نوآوری به طور نامحدود و وسیعی دنبال شد و گیتس آنقدر عاقل بود که سیستم خود را در رده ی اول همه ی محصولات جای دهد.
شکاکیت
داشتن بدگمانی و شکاکیت سالم و فعال برای سیستم ها و متدهای معرف صنعت یا بیزنس و تجارت، از خوشبینی و خوشنودی مضر جلوگیری می کند.
بیلی بینز، زمانیکه مدیر عامل اوکلند آتلانتیک شد، به طریقه ی کارکرد MLB تقریباً ظنین بود. او اظهار می دارد که سرپرستان و ناظرانی که سابقه ی خوبی نداشته اند، و این سابقه باعث می شود نتوانند شغل دیگری در هر زمینه کاری پیدا کنند، مداوم توسط کلوب های دیگر استخدام می شوند. از اینرو همه ی نگهبانان و سرپرستان قدیمی را اخراج کرده و افرادی را استخدام کرد که دیدگاه هایی کاملاً جدید در زمینه بیسبال داشتند. به همین روش بود که توانست مقام اول جهانی را کسب کند.
جهان اینترنت تقریباً 5 ساله بود که پییر امیدیار، مشکوک شد که این تکنولوژی فقط در دست افراد کله گنده در بیزنس افتاده است. به نظر او این تکنولوژی باید در مسیری دیگر می افتاد: او اینترنت را بازاری جهانی برای خرید و فروش مردم جدا از تجارت های بزرگ، می دانست. با این هدف بود که eBay را ایجاد کرد. برخلاف آنچه تصور می شود، اولین شیء که در این بازار فروخته شد، دستگاه داروساز نبود، بلکه نشانه گر لیزری بود که کار نمی کرد.
دیدگاه
در ذهن فرد آرمانگرا و ایده پرداز، اکنون و امروز با هیچوقت و همیشه مترادف نیست.
در سال 1977، رئیس شرکت تجهیزات دیجیتالی گفت: "دلیلی ندارد که هر شخص، یک کامپیوتر شخصی در خانه اش داشته باشد." تاحدودی حق با او بود. در سال 1977، یک کامپیوتر خانگی برای افراد متوسط کاملاً بی مصرف بود. اما در آن زمان، استیو جابز و استیو وزنیاک مشغول ساخت کامپیوتر اَپِل II بودند، که به مردم برای داشتن یک کامپیوتر شخصی در خانه، دلیل می داد.
تغییر روند تاریخ
واژه ی آرمانگرا نیز گاهی مثل واژه ی نابغه به کرات مورد استفاده قرار می گیرد—و معمولاً به افرادی نسبت داده می شود که شایستگی آن صفات را ندارند. به این دلیل، بهترین آزمایش، آزمایش زمان است که بیرحم تر از همه ی آنهاست. اگر کسی قادر باشد که ایده ای را از گهواره تا گور، در مقابل مخالفان بیشمار با خود حمل کند، شایسته ی صفت آرمانگرا است.
طبق آمار اداره ی ثبت اختراعات آمریکا، از سال 1900 تا کنون، مخترعین بسیاری موفق به ثبت اختراع و نوآوری خود شده اند و هرساله چیزی درحدود 300،000 درخواست ثبت اختراع ارائه می شود .
برگرفته از:
آنچه امروز به نام دره سیلیکون (SILICON VALLEY) نامیده و شنـــاخته می شود منطقه ای است در حدود 70 کیلومتری جنوب شرقی سانفرانسیسکو در حومه سانتا کلارا کالیفرنیا. این منطقه اقتصادی و غنی از لحاظ کشاورزی که در شمال غربی دره پالو آلتو (PALO ALTO) واقع شده، نواری است به طول 45 کیلومتر و عرض 15 کیلومتر و در حد فاصل خلیج سانفرانسیسکو در شرق و کوههای سانتاکروز در غرب و ساحل جنوب شرقی محصور شده و بین شهرهای سانفرانسیسکو و سن خوزه قرار گرفته است. زمانی آن منطقه با درختان آلو، زردآلو و گردویش شناخته می شد و به دره قلبهای مشتاق شهرت داشت. این وضعیت حتی تا پایان جنگ جهانی دوم نیز ادامه داشت به گونـــه ای که صنایع اصلی در اطراف سن خوزه عمدتاً صنایع فرآوری غذا بود .
تولد دره سیلیکون
آنچه سرنوشت این منطقه کشاورزی و خوش آب و هوا را تغییر داد، همجواری با دانشگاه استنفورد بود، دانشگاهی که در سال 1891 توسط (LELAND STANFORD) تاسیس شده بود و امروز یکی از بهترین دانشگاههای آمــریکا به شمار می رود. برخی استادان و دانش آموختگان این دانشگاه عامل تغییر سرنوشت این منطقه و تبدیل آن به یکی از مهمترین مراکز صنعتی و اقتصادی جهان بودند .
دره سیلیکون امروز مرکز اقتصاد اینترنت و یک منطقه فناوری برتر است که توسعه فناوری اطلاعات وارتبـاطات از آنجا شروع و عرضه می شود. محل تولد دره سیلیکـون را گاراژی می دانند که در دهه 1930 دو دانشجوی مهندسی دانش آموخته دانشگاه استنفورد یعنی دیوید هیولت و ویلیام پکارد فعالیت کاری خود را از آنجا آغاز کردند. این گاراژ در خانه شماره 367 خیابان آدیسون شهر پالوآلتو کالیفرنیا واقع بود .
از قوانین گاراژ تا راهHP
گاراژ کوچک شهر پالوآلتو محل تولد شرکت هیولت - پکارد (HP) ، اکنون به عنوان نمـــــاد و محل تولد دره سیلیکون شناخته می شود. این اتفاق در سال 1937 روی داد اما ثبت HP به عنوان یک شرکت ده سال بعد در سال 1947 انجام گرفت. فروش شرکت در سال نخست تاسیس 5369 دلار با سودی معادل 1563 دلار بود. کارکنان HP در سال 1950 به 1460 نفر رسید که 70 نوع محصول مختلف را تولید می کرد و دومیلیون دلار درآمد داشت. این تعداد در سال 1964 به 7500 نفر و 1500 نوع محصول رسید .
درسال 1966 رایانهHP 2116A با ظرفیت8K حافظه به قیمت 30 هزار دلار از سوی شرکت به بازار روانه شد. اولین سری ماشین حساب HP 9100 با صفحه نمایشگر به قیمت 5/000 دلار در سال 1968 عرضه شد. اولین ماشین حساب علمی جیبی نیز در سال 1972 توسط شرکت به بازار عرضه شد. تعداد کارکنان در سال 1970 به 16 هزار نفر رسید. اولین رایانه 32 بیتی رومیزی تحت عنوانHP 9000 توسط شرکت در سال 1982 ساخته و عرضه شد .
برای نخستین بار رایانه های شخصی صفحه تماسی تحت عنوانHP 150 در سال 1984 توسط شرکت ارائه شد. دوسال بعد از سوی شرکت ماشین های فاکس و همزمان اولین چاپگر لیزری عرضه شد. تاکنون بازار مسلط این نوع چاپگرها منحصراً در اختیارHP بوده است. امروزه گاراژ کوچک هیولت - پکارد به شرکت عظیم رایانه ای HP تبدیل شده که در تولید و عرضه تجهیزات فناوری اطلاعات و ارتباطات در جهان پیشتاز است. این برتری و پیشتازی تنها به جنبه هایی که برشمرده شد محدود نمی شود بلکه این شرکت از لحاظ توجه به مبانی مدیریتی و تحول آن در اداره کسب و کار بر نحوه اداره بسیاری شرکتهای پس از خود تاثیر داشته است .
سخنی که دیوید هیولت در سال 1990 برزبان آورد بی تردید حقیقتی آشکارا در خود داشت. او گفت؛ وقتی به گــذشته کاری خود می نگرم، مفتخرم به اینکه شرکتی را تاسیس کرده ام که باارزشها، عملیات و موفقیتهایش به راه دیگر شرکتها اثر گذاشته است. براستی نیز چنین است. اکنون شرکتHP بزرگترین شرکت در دره سیلیکون و از عظیم ترین شرکتهای فناوری اطلاعات در جهان است با 125 هزار عضو و 50 میلیارد دلار فروش سالانه. پیشتازی شرکت جنبه دیگری نیز داشته است و آن ابداع شیوه مدیریتی است که به سبک مدیریت دره سیلیکون موسوم شده و متفاوت از سبکهای پیشین مدیریت و حاوی نکات درس آموز بسیار است. این شیوه از همان روزهای نخست راه اندازی گاراژ کوچک به عنوان کارگاه هیولت و پکارد خود را نشان داد و به قوانین گاراژمعروف گشت. برخی از این قوانین عبارت بود از :
باور کنید که می توانید دنیا را تغییر دهید؛
سریع کار کنید، جعبه ابزار را قفل نکنید، همه وقت کار کنید؛
بدانید چه موقع تنها کار کنید و چه موقع جمعی؛
به کارکنان و همکاران خود اعتماد کنید؛
ایده ها را مشارکتی سازید؛
سیاسی نباشید، کاغذبازی نکنید؛
مشتری است که مشخص می کند کیفیت کار چگونه باید انجام شود؛
راههای متفاوتی برای کارکردن اختراع کنید؛
هرروز دین خویش را ادا کنید؛
باور کنید که در صورت باهم بودن هرکاری می توان انجام داد .
در سال 1957 که شرکت به ثبت رسید و عمومی شد، هیولت و پکارد اصول مدیریت خود را در کتابی که دیوید پکارد تحت عنوان راه HP » منتشر کرد ارائه دادند. راهHP که توسط پکارد تشریح شده بر محور اعتماد دور می زند. پکارد معتقد است اعتماد محور راهی است کهHP براساس آن کسب و کار خود را پیش می برد. بازبودن درها و انبارها نشانه ای از اعتماد است. او این سخن را زمانی بر زبان راند که یک انبار را قفل شده دید. قفل را باز کرد و آن را به همراه یک یادداشت روی میز مسئول مربوطه گذاشت و نوشت اتاق قفل شده هماهنگ با تفکرHP نیست. آنها معتقد به استخدام بهترین ها و گماردن افراد مناسب در مشاغل مناسب بودند. هدف از کسب و کار در نظرآنها دستیابی به ثروت نیست بلکه انجام یک خدمت یا ارائه یک محصول مورد نیاز است که از طریق آموزش مستمـر کارکنان و مدیریت فرآیندها بـه دست می آید .
پدر دره سیلیکون
در دهه 1930 پروفسور فرد ترمن (FRED TERMAN) استاد مهندسی برق دانشگاه استنفورد متوجه فقدان فرصتهای شغلی در منطقه برای دانش آموختگان رشته مهندسی دانشگاه شد، به گونه ای که آنان مجبـــــور می شدند برای یافتن شغل به ساحل شرقی بروند. آنچه او به عنوان راه حل برای رفع این مشکل در نظر داشت راه اندازی فعالیتهای فناوری در محل بود. اولین اقدام او در این زمینه تشویق شدید شاگردانش به تاسیس شرکت توسط آنها در منطقه بود. از جمله شاگردان بااستعداد او که سخن استاد خود را پذیرفتند و هسته اولیه دره سیلیکون را باتاسیس شرکت خود بنیان گذاشتند ویلیام هیولت و دیوید پکارد دانشجویان مهندسی برق دانشگاه بودند. گرچه دیوید پکارد پس از دانش آموختگی در سال 1934 به شرکت جنرال الکتریک در نیویورک پیوست اما ویلیام هیولت تا یکسال پس از دانش آموختگی نیز بااستاد خود پروفسور ترمن به کار تحقیقاتی در دانشگاه ادامه داد. او در این مدت کار طراحی و ساخت نوسان ساز صوتی را انجام داد. پکارد از جنرال الکتریک برگشت و با پیوستن به هیولت، با تشویق استاد خود به فکر عرضه تجاری نوسان ساز صوتی افتادند. آنها در سال 1937 در محل یک گاراژ که تنها فضای حضور یک خودرو را داشت شرکت کوچک خود را تاسیس کردند. سرمایه اولیه شروع کار این شرکت تنها 538 دلار بود. اولین مشتری عمده وسیله الکترونیک آنها که برای آزمایش تجهیزات صوتی به کار می رفت شرکت والت دیسنی بود که خرید 8 دستگاه نوسان ساز HP200A را برای ساخت فیلمFANTASIA به شرکت نوپا سفارش داد. این آغاز یک رشد بی پایان بود .
طی جنگ جهانی دوم پروفسور ترمن ارتباطات قوی و خوبی با مرکز کشور برقرار کرد و مدتی به آنجا رفت و پس از بازگشت به دانشگاه، موفق به بستن قراردادهای دولتی برای دانشگاه استنفورد و شرکتهای محلی شد. پس از جنگ، دانشگاه استنفورد دچار مشکلات مالی بود و برای تامین اعتبار جهت پاسخگویی به رشد سریع پس از جنگ به شدت به پول نیاز داشت. پروفسور ترمن برای حل مشکل تلاش می کرد. او ایده تاسیس پارک صنعتی استنفورد را از طریق اجاره بخشی از زمینهای دانشگاه به شرکتهای دارای فناوری برتر به مدت 99 سال مطرح کرد. گرچه استنفورد از لحاظ مالی ضعیف بود اما مالکیت بیش از 3240 هکتار زمینهای اطراف را داشت. بالاخره پارک صنعتی استنفورد به عنوان اولین پارک صنعتی جهان در سال 1954 تاسیـس شد که می توان به نوعی آن را هسته اولیه دره سیلیکون نیز نامید. این پارک صنعتی که در جوار دانشگاه تاسیس شده بود تسهیلاتی برای شروع کار شرکتهای تازه تاسیس فراهم می آورد و از لحاظ علمی و تحقیقاتی به آنها کمک می کرد. بدین ترتیب یک مرکز فناوری بالا در کنار یک مرکز دانشگاهی قرار گرفته بود .
پروفسور ترمن در سال 1958 نایب رئیس دانشگاه استنفورد شد. اوCARL DJERASSI یک دانش آموخته دانشگاه ویسکانسین را که معاون مرکز تحقیقات SYNTEX بود به کار گرفت. این دو در یک حرکت زنجیره ای، شرکتهای بیولوژیک و دارویی بسیاری در منطقه راه انداختند و بخش شیمی دانشگاه را به یکی از بهترینها در دانشگاههای آمریکا تبدیل کردند. بدین ترتیب SYNTEX یک شــــرکت بین المللی شد که مرکز آن در پارک صنعتی بود. شهرت و رشد فوق العاده پارک صنعتی استنفورد، بخش تحقیق و توسعه (R&D) صنایع و شرکتهای بسیاری از جمله جنرال الکتریک، کداک و شاکلی را به آنجا کشاند .
بسیاری از محققان، پروفسور فرد ترمن دانش آموخته و استاد دانشگاه استنفورد را پدر دره سیلیکون می دانند. گرچه ویلیام هیولت در مواردی دکتر فورست (LEE DE FOREST) را پدر دره سیلیکون می داند. او بااختراع لوله خلاء تقویت کننده در سال 1906 راه فعالیتهای رادیویی و الکترونیکی را گشود. هیولت کار عظیم دکتر فورست را چون ابرنواختر (PANAROMA) می دانست که بر تحولات آینده بشرتاثیر بسیاری خواهد گذاشت .
هیــولت مفهوم ابرنواختر را برای بیان عقیده اش در مورد تاریخ دره سیلیکون به کار می برد. البته امروز پس از چند دهه از اختراع تقویت کننده های صوتی، مفهومی که او درباره تاثیرش سخن گفته بود بر همه آشکار شده است .
مطابق اظهارنظر اشکلوسی (SHKLOVSKI) ستاره شناس، کل انرژی تولیدشده توسط تمدن بشری در 300 سال اخیر انقلاب صنعتی هنوز یکصدم درصد انرژی تشعشعی خورشید است که به سطح زمین رسیده است. اگر با یک رادیوتلسکوپ از فضای بیرونی به کره زمین نگاه شود، امواج متصاعده حاصل از فناوری ارتباطات از کره زمین بسیار شبیه انفجار و تولد یک ستاره جدید برروی سیاره سرد زمین است. آری زمین یک منبع نشر رادیویی در منظومه شمسی است و این همان تعبیر ابرنواختری است که هیولت به کار می برد .
وجه تسمیه
اصطلاح دره سیلیکون اولین بار در سال 1971 توسطDON HOEFLER ابداع شد. این روزنامه نگار در یک سلسله مقالات که برای نشریه هفتگی اخبار الکترونیک می نوشت این اصطلاح را برای بیان رشد قارچ گونه انبوهی از شرکتهای الکترونیک به کار برد که در منطقه سانتاکلارا تاسیس می شدند. حقیقت آن بود که با زنجیره ای از اختراعات که صورت گرفت همه چیز از سیلیکون ساخته شد. نیمــه هادی ها (SEMICONDUCTOR) در سال 1947 در آزمایشگاه BELL شرکتAT&T ، مدارهای مجتمع (INTEGRATED CIRCUITS) IC. در سال 1958 در کارخانه نیمه هادی FAIRCHILD و بالاخره اولین ریزپردازنده (MICROPROCESSOR) به نام تراشه 4004 (CHIP) در سال 1971 در شرکت اینتل . بدین ترتیب انقلاب رایانه آغاز شد .
طی دهه 50 برنامه های دفاعی در حوزه هوا- فضا والکترونیک به شدت باعث رشد منطقــه دره سیلیکون شد. رونق گــــرفتن کار وکسب نیمه هادی نام سیلیکون را بر تارک آن دره سرسبز نشاند. تهیه نیمه هادی توسط موسسات دفاعی کل تولید شرکتها را شامل می شد. شرکت هوا - فضای لاکهید در سال 1956 به پارک صنعتی آمد. این شرکت به دانشگاه کمک کرد تا بخش هوا - فضا را تاسیس کند و دانشگاه نیز مشاوره علمی و آموزشی به کارکنان آن شرکت را به عهده گرفت . بخشهای تحقیق و توسعه آی بی ام در سال 1952، ناسا در سال 1958 و زیراکس در سال 1970 به منطقه پارک صنعتی استنفورد واقع در دره سیلیکون آمدند .
از چرتکه تا رایانه
تاریخ رایانه به نوعی از هزاران سال قبل شروع شده است، از یک وسیله محاسباتی دست ساز به نام چرتکه که ابتدا در آسیا اختراع شد و امروزه حتی در برخی کشورها کاربرد نیز دارد. در سال 1964 بلزپاسگال ریاضیدان جوان فرانسوی یک وسیله مکانیکی ساده به صورت چرخ محاسبه گر برای جمع کردن اعداد ابداع کرد. لایب نیتزدر سال 1694 کار پاسگال را توسعه داد و ضرب و تقسیم را بر آن افزود. در سال 1823 اولین ماشین حل مسائل جبری توسط چارلز بابیج ساخته شد. اولین ماشین تحریر تجاری در سال 1868 توسط کریستوفر شولتز ابداع شد. در سال 1872 لرد کلوین اولین محاسبه گر آنالوگ را برای محاسبه ارتفاع مد در اسکله های انگلیس ساخت . اختراع دستگاه چاپ، تلگراف، تلفن، گرامافون، امواج رادیویی، بی سیم توسط گوتنبرگ، مورس، گراهام بل، ادیسون، هرتز و مارکنی در سال 1488، 1837، 1876 ، 1877 ، 1888 و 1894 به تکامل حوزه فناوری اطلاعات کمک کرد .
آغاز قرن بیستم زمان به ثمرنشستن تلاشهای صدها سال گذشته بود. در سال 1906 اولین سیگنال تقویت کننده از یک لوله خلاء توسط دکتر فوبت تولید شد. او را پدر الکترونیک نامیده اند و اشاره شد که حتی دیوید هیولت او را پدر دره سیلیکون می داند. در سال 1923 شرکت آی بی ام اولین ماشین تحریر برقی تجاری را عرضه کرد. سنگ بنای شرکت عظیم HP نیزدر سال 1937 در منطقه دره سیلیکون نهاده شد. در سال 1940 BERRY و ATANASOFT رایانه ای بااستفاده از لوله های خلاء طراحی کردند. سه سال بعد اولین رایانه تمام الکترونیک دیجیتالی به نامENIAC براساس سیستم دوتایی (BINARY) ساخته شد. وزن این رایانه 30 تن به ارتفاع 5 متر و طول 24 متر شامل 18هزار لوله خلاء و 500 هزار اتصال لحیم کاری شده به ارزش 487 هزار دلار بود که 5000 عمل جمع را در یک ثانیه انجام می داد. بدنیست بدانیم امروزه این همه تجهیزات در صفحه ای به اندازه یک کـارت جیبی جا مــــی گیرد در سال 1955 شاکلی نیمه هادی را در دره سیلیکون ساخت و یک سال بعد به همراه باردین و براتین برنده جایزه نوبل فیزیک به دلیل اختراع ترانزیستور شد. در سال 1957 شرکت نیمه هادی فایرچایلد تاسیس شد .
در آغاز دهه 60 ماشین حسابهای رومیزی ساخته شد. موس رایانه در سال 1963 توسط ENGLEBART ابداع شد. این وسیله در ابتدا نشانگر موقعیتX-Y خوانده می شد .
در سال 1968 شرکتHP اولین ماشین حساب HP9100 را با صفحه نمایشگر به قیمت 5/000 دلار عرضه کرد. اولین ریزپردازنده ساخت شرکت اینتل به نام 4004 توسط HOFF ، MAZER ،NOYCE وFAGGIN در سال 1969 عرضه شد. ریزپردازنده اینتل 8008 و 8080 به ترتیب در سالهای 1971و 1974 ساخته شد. زبان PL/I به عنوان اولین زبان برنامه نویسی برای تراشه 4004 توسط KILDALL در سال 1972 نوشته شد .
چگونه سیلیکون به دره آمد
در سال 1955 دانش آموخته دانشگاه استنفورد دکتر ویلیام شاکلی (SHOCKLEY) شرکت ترانزیستورسازی شاکلی را تاسیس کرد. او ترانزیستور را در آزمایشگاهBELL براساس اصل تقویت جریان الکتریکی بااستفاده از یک ماده نیمه هادی جامد ساخته بود. این ایده براساس این واقعیت استوار بود که جریان الکتریسیته را درون سیلیکـــــون می توان به صورت انتخابی کنترل کرد بـــــــه گونه ای که برخی مناطق هادی جریان و برخی مناطق مجاور عایق باشند. به این جهت لفظ نیمه هادی به آنها اطلاق شد و به صورت جایگزینی مناسب برای لوله خلاء غیرپایدار تجاری درآمد. اما جدالی داخلی در انتخاب یکی از دو ماده نیمه هادی سیلیکون و ژرمانیم بروز کرد .
شاکلی به شدت طرفدار ژرمانیم بود اما مهندسانش گوردون مور، شلدون رابرتز و اوژه کلاینر و دیگران سیلیکون را ترجیح می دادند. همین امر باعث شد آنها در سال 1957 شرکت شاکلی را ترک کنند. روبرت نویس نیز که مدت کمی با شاکلی کار کرده بود به هفت مهندس قبلی پیوست و به اتفاق آنها در سال 1958 شرکت نیمه هادی فایرچایلد را تاسیس کرد. فایرچایلد اولین شرکتی شد که تولید انبوه تراشه های سیلیکون را به صورت موفقیت آمیز انجام داد. در این تراشه ها، حافظه ساده ای به صورت سوئیچ روشن - خاموش ذخیــــره می شود. این همان چیزی است که امروزه به عنوان مدار مجتمع (IC) شناخته می شود. همین شرکت بود که هسته و زمینه تاسیس شرکتهای اینتلSIGNETIC ، ( که امروزه نیمه هادی فیلیپس نام دارد) و AMD را فراهم آورد. این شرکتها اساس صنعت نیمه هــادی را تشکیل می دادند که بعدها نام دره سیلیکون را برای دره غنی کشاورزی کالیفرنیای شمالی به ارمغان آوردند .
در دهه 1960 فعالیتها برروی سری کوچک تراشه های مخصوص متمرکز بود و بنابراین، قیمت این محصولات بسیار بالا بود. اما حوزه جدید تجاری در دهه 1970 براساس استانداردسازی و مقیاس اقتصادی تولید با ساخت تراشه هایی با حافظه مخصوص (DRAM) توسعه یافت. گوردون مور و روبرت نویس پس از ده سال فایرچایلد را ترک کردند و با سرمایه آرتور راک شرکتی به نام اینتل را راه انداختند. در ابتدا شرکت تراشه یک کیلوبایتی DRAM را در سال 1971 و سپس در سال 1974 تراشه چهارکیلو بایتی را عرضه کرد. در سال 1979، 16 شرکت که پنج تای آن ژاپنی بودند برسر تولید و عرضه DRAM شانزده کیلوبایتی ارزان قیمت رقابت داشتند .
تراشه یا مدارهای مجتمع اینتل به زودی در صنعت به عنوان استاندارد پذیرفته شد. در دهه 70 هنگامی که اینتل واحد پردازنده رایانه (CPU) موسوم به 8008 را در 1973 عرضه کرد صنعت نیمه هادی متحول شد .
خصوصیت منحصر به فرد این تراشه آن بود که می توانست میلیونها و سپس میلیاردها سوئیچ روشن - خاموش را که اساس عملیات رایانه را تشکیل می دهد در خود داشته باشد. از آن تاریخ به بعد هردو سال چگالی تراشهRAM دو برابر شد. این موضوع به قانون مور معروف شد. اساس ابداع این تراشه برپایه تعدادی اختراع مهم استوار بود که پایان قرن بیستم را شکل داده بود. قیمتها رو به نزول داشت. تراشه 8088 که در سال 1975 صدوده دلار بود در سال 1977 به 20 دلار و در 1980 به 8 دلار تنزل یافت. تولید انبوه به عنوان یک استاندارد دره سیلیکون پذیرفته شده بود. اما در سال 1986 شرکتهای ژاپنی با بهبود مستمر در فرآیند و محصول و روابط خوب با مشتری و تامیـن کننده، تراشـــه های ارزانتر تولید کردند. تسهیلات و تجهیزات تولید به کشورهای با نیروی کار ارزان منتقل شد .
انقلاب PC
در ماه مارس سال 1975 استیو و وزیناک رایانه ای را طراحی کرد .
این رایانــــــه دوست داشتنی که در ابعاد و اندازه ماشین تحریر بود. ماشه انقلاب رایانه های شخصی (PC) را چکاند، انقلابی که وضع کنونی ما را نتیجه داده است. پس از پیوستن دوستش استیوجابز به او، آنها تولید رایانه اپل (APPLE) را در سال 1976 در گاراژ خانه جابز شروع کردند. آن دو در اول آوریل 1976 رایانه اپل I را به بازار عرضه کردند و شرکت اپل را تاسیس کردند. در خلال ماههای بعد با حمایتهای مالی مایک مارکولا شرکت اپل رونق گرفت. عرضه اپلII آغاز موفقیت بین المللی آنها بود. اما در سال 1982 شرکت آی بی ام وارد بــــازار رایانه های شخصی شد و رایانه های شخصی به سرعت حکومت بازار را به دست گرفت. رایانه شخصی آی بی ام به سیستم عاملDOS مجهز بود که توسط مایکروسافت نوشته شده بود و بلافاصله در صنعت رایانه به صورت استاندارد درآمد. هیولت و پکارد اولین رایانه شخصی را در سال 1980 عرضه کردند. پیشرفت مستمر تراشه های ریزپردازنده سایر محصولات رایــانه ای را بــه صورت انفجارآمیز عرضه می کرد. چاپگر، مودم، دیسکت، بازیهای ویدئوئی و... از این دسته بودند .
در خلال دهه 70 تا 1984 شرکتهای آمریکایی کنترل بازار حافظه های نیمه هادی را در دست داشتند تا آنکه بازارDRAM 256 کیلوبایتی را ژاپنی ها در دست گرفتند و بر آخرین پیشرفتها مسلط شدند . به علاوه در پایان دهه 80 و آغاز دهه 90 دره سیلیکون از تاثیرات رقابت با سایر ایالتها نظیر تگزاس رنج می برد. شرکتهای فناوری برتر نیز شروع به تجدید ساختاردهی کردند و همزمان هزینه های حکومت آمریکا به شدت کاهش یافت . در سال 1981 شرکتی تاسیس شد که بعدها یکی از پیشروان صنعت جدید گشت و به دره سیلیکــون برای غلبه بر مشکلاتش در بازار نیمه هادی کمک کرد. در آن سال دانشجوی دانش آموخته استنفوردANDREAS سیستم عامل UNIX را برای شبکه رایانه های رومیزی عرضه کرد. این سیستم عامل که بین مهندسان و دانشمندان معروف است در آزمایشگاههای BELL شرکت AT&T طراحی شد. اندکی بعد بیل جوی و دوستانش شرکت شبکه دانشگاه استنفورد (SUN) را تاسیس کردند تا سیستم UNIX و نرم افزارهای مناسب را عرضه کنند .
در سال 1984 شرکت دیگری تاسیس شد که بلافاصله به یک بازیگر اصلی در صحنه رقابت و عرضه سیستم های باز تبدیل شد .
لئونارد بوساک و ساندرا لرنر شرکت سیسکو را تاسیس کردند. هر دو در دانشگاه استنفورد کار می کردند. اولین محصول شرکت در سال 1986 به بازار عرضه شد .
تولد اینترنت
اولین مکتوب در زمینه تعامل اجتماعی از طریق شبکه در سال 1962 توسطJ. LICKLIDER نوشته شد. در این مقاله ایده شبکه کیهانی (GALACTIC NETWORK) مطرح گردید که براساس آن رایانه ها توسط افراد مستقر در هر نقطه دنیا با هم ارتباط داشته باشند. البته از لحاظ فنی، قبل از آن برای اولین بار دکتر لئوناردو کلاین روک در سال 1961 در مقاله ای تئوری PACKET SWITCHINGرا مطرح کرده بود. نخستین تلاشهای عملی برای اتصال و ارتباط رایانه ها به یکدیگر توسط رابرتز و مریل انجام گرفت. آنها رایانهTX-2 در ماساچوست را به رایانه Q -32 در کالیفرنیا از طریق تلفن با سرعت پایین به یکدیگر متصل کردند. در آن سالها آژانس پروژه های تحقیقاتی پیشرفته (ARPA) وابسته به وزارت دفاع آمریکا - گاه DARPA گفته می شود .
باتوجه به تجارب و اوضاع پدید آمده ناشی از جنگ جهانی دوم، به دنبال یافتن یک راه حل راهبردی برای کاهش خطرات جنگ هسته ای بود. این موسسه تحقیقاتی پس از آنکه در سال 1957 شوروی سفینه اسپوتینک را به فضا فرستاد تاسیس شد و به دنبال یافتن پاسخ این پرسش بود که چگونه دولتمردان و کارگزاران آمریکا می توانند بعد از یک جنگ هسته ای به طور موفقیت آمیز با هم ارتباط داشته باشند. در سال 1966 رابرتز برای توسعه ایــده شبکه رایانه ای بهDARPA رفت تا طرح شبکه DARPA موسوم به DARPANET را عملی سازد. رهبر این کار مطالعاتی و تحقیقاتی دکتر کلاین روک بود که در قسمت تحقیقاتیDARPA کار می کرد .
همزمان پیشنهادی از سویP. BARAN برای راه اندازی شبکه ای ارائه شد که مسئولیت مرکزی و متمرکز نداشت و به گونه ای طراحی شده بود که در صورت تکه تکه شدن نیز عمل می کرد . DARPA با کمک دانشگاههایMIT و کالیفرنیا دست به کار شد. دو سال بعد ایده دکتر کلاین روک در مورد سوئیچ های بسته ای عملی شد و نرم افزاری تحت نام پردازشگر پیام بر روی دستگاهی که به اندازه یک تلفن بود نصب شد و IMP نام گرفت .
در تابستان 1969 یک تیم 40 نفری از محققان در مرکز علمی رایانه UCLA گرد آمدند و با نصب IMP فعالیتهای انجام شده در مورد اتصال رایانه ها از طریقIMP را مشاهده کردند. بدین ترتیب اولین اتصال (NODE) درUCLA نصب شد . یک ماه بعد هنگامی که رایانه انستیتو تحقیقاتی استنفورد (SRI) از طریق خط تلفن و با 500 کیلومتر مسافت به ARPANET وصل شد اولین پیام الکترونیکی رایانه میزبان (HOST) به میزبان ارسال گردید. این آغاز تولد اینترنت بود . در پایان دسامبر همان سال دو اتصال دیگر در دانشگاههای سانتاباربارا کالیفرنیا و یوتا نصب شد. سال بعد ده نقطه اتصال در آمریکا وجود داشت. به مرور رایانه های بسیاری بهARPANET اضافه گشت. ماهیت غیرمتمرکز این پدیده جدید توسعه آن را تسهیل کرد و بدین ترتیب مجموعه ای از شبکه های متصل به هم به عنوان بخشی از شبکه قرار گرفت و به عنوان شبکه بین المللی یا اینترنت (INTERNATIONAL NETWORK) شناخته شد. به این ترتیب، اینترنت از جد پیشتاز خودARPANET متولد شد و این گونه بود که آدمیان در سراسر جهان توانستند با یکدیگر صحبت کنند .
هیچ چیز مانند اینترنت نتوانست صنعت رایانه و ارتباطات جهانی را متحول کند. مراحل مقدماتی این کار توسط اختراع تلگراف، تلفن، رادیو و رایانه انجام شده بود. باتوجه به سهم غیرقابل انکار دکترKLEINROCK در طرح تئوری سوئیچ های بسته ای و ایده تبادل اطلاعات از طریق شبکه جهانی، وی را پدر اینترنت می نامند .
باگسترش روزافزون ارتباط رایانه ها از طریق اینترنت، استاندارد پایه برای ارتباطات که تحت عنوان پروتکل کنترل شبکه (NCP) شناخته می شد عرضه گردید . در سال 1972 اولین پیام پست الکترونیک ارسال شد و علامت@ متولد گشت. در این سال تعداد نقاط اتصال 37 بود. در سال 1985 سطح استاندارد بالاتری برای ارتباطات به نام TCP/IP مطرح گردید و جایNCP را گرفت. این پروتکل در زمینه تبادل پیامها و آرایش آنها بین منبع و مقصد و نیز آدرس دهی پیامها عمل می کند .
انقلابWWW
امروزه بسیاری فکر می کنند شبکه وب جهانی (WWW) همان اینترنت است اما باید دانست که در حقیقت وجه توسعه یافته اینترنت است. تفکر مربوط به توسعه در سازمان تحقیقات هسته ای اروپا (CERN) در سوئیس شکل گرفت. در سال 1990 ایده سیستم ابرمتن (HYPERTEXT SYSTEM) مطرح شد و با عرضه آن عملاً WWW متولد شد. اولین بار 25 سال قبل از آن نلسون این لغت را در مورد یک ساختار فایل پیچیده، متغیر و نامعین به کار برد . WWW براساس دو مفهوم کلیدی طراحی شده است :
- مدارک ابرمتن (HYPERTEXT) ؛
- شبکه متکی به بازاریابی اطلاعات .
مدارک ابرمتن مدارک ساده ای هستند که در آن از طریق یک کلمه با عبارت می توان به سایر مدارک دسترسی داشت. این کار با فشاردادن کلید موس برروی کلمات یا مناطق برجسته شده انجام می شود. ایده ابرمتن امکان ارتباط و جای دهی یک مدرک را برروی یک رایانه کاملاً متفاوت در شبکه فراهم می آورد . معماریCLIENT-SERVER امکان دسترسی به اطلاعات را از طریق وصل شدن به یکSERVER و بدون ملاحظه فاصله بین درخواست کننده مدارک و محل SERVER فراهم می آورد. زبان نشانه گذاری ابرمتن (HTML) که برای ساخت سندهای ابرمتن به کار می رود توسط BERNERS ابداع شد .
اولین مرورگر (BROWSER) شبکه تحت عنوان MOSAIC در سال 1993 عرضه شد و برای مکینتاش & ویندوز و یونیکس کاربری یکسانی داشت. عرضه این مرورگر سرآغاز عمومی شدن وب بود. تعداد کاربران این مرورگر محدود بود اما مرورگری که (CERN) عرضه کرد پیشرفته تر و عمومی تر بود. در اواخر سال 1992 حدود 50 سرور (SERVER) مربوط به پروتکل انتقال ابرمتن (HTPP) وجود داشت. در همان زمان GOPHER که ابزاری شبیه WWW بود اما متکی به منو و متنهای ساده به جای ابرمتن به سرعت توسط چندصد SERVER توسعه یافت .
مرورگرMOSAIC توسط یک تیم دانشجویی در دانشگاه ایلی نویز به شدت تغییر کرد. کلارک استاد سابق دانشگاه استنفورد و موسس شرکت SILICON GRAPHICS بااستخدام مبدع مرورگرMOSAIC یعنی آندرسن براین باور بود که اطلاعات دیجیتالی، صوتی و ویدئویی باید به اینترنت وارد شود. آنها با کمک هم شرکت ارتباطات MOSAIC را تاسیس کردند و پس از مدتی آن را به نام شرکت ارتباطات NETSCAPE تغییر نام دادند. ویرایش اول مرورگر NETSCAPE بهتر و سریعتر از MOSAIC بود .
امروزه در کنار آن مرورگر INTERNET EXPLORER کاربران وب را در دستیابی به اطلاعات کمک می کند. توسعه مرورگرها ماشه انقلاب WWW را چکاند. انقلابی که به کمک آن امروزه می توان 6/7 گیگابایت اطلاعات را از فاصله بیش از ده هزارکیلومتر بین دو کشور با سرعت 923 مگابایت در ثانیه با موفقیت مبادله کرد .
مسعود بینش
برگرفته از:.imi.ir
بنده و کلیه کسانی که در این حوزه تحقیق کردیم به چند نتیجه رسیدیم
۱- اختراع بایستی براساس نیاز بازار و قابلیت اجرا بایستی در جامعه طرح شود .
۲-مخترعین محترم بایستی در نظر داشته باشید که اختراع شما برای تجاری شدن بایستی از طریق یک تیم تجاری شود پس خواهش میکنم که از تمامی رشته ها علی الخصوص مدیریت برای اجرای طرحتون کمک بگیرید
۳- اختراع در حوزه کارآفرینی شامل ۲۰ الی ۳۰ درصد طرح هست لذا از اینکه دیگران رابرای مشارکت در سود دعوت می کنید ناراحت نشود
۴- برای تجاری کردن ایده شما بایستی تمامی عوامل در نظر گرفته شود از پرسنل و کارگر و ... تا مدیریت و حق اختراع پس با مشاورین مدیریت صنعتی بازرگانی حتما مشورت کنید
۵- بازاریابی اون چیزی نیست که تا حالا برای شما گفته اند بازاریابی یک فراعلم هست و متشکل از چند علم از ریاضی . امار اقتصاد مدیریت گرفته تا حسابداری جامعه شناسی و روانشناسی و...پس برای تجاری کردن ایده تون از یک بازاریاب حرفه ای مشاوره بگیرید .
۶- همانطوریکه دوست دارید برای شما واختراعتون ارزش قایل شوند شما هم برای تفکر دیگران ارزش قایل شوید
۷- اینکه بگیم از ما حمایت کنید باید شفاف باشه مثلا جاومکان ازلحاظ مالی ازر لحاظ بازاریابی و عقد قرار داد و ....
۸-شما اگه می خواهید یک کارآفرین باشید باید ببیند که شما آیا دارای قدرت رهبری هستید یا نه خودتون رو رهبر جلوه ندید از کسی که دارای قدرت رهبری هست کمک بگیرید
خیلی مطلب هست که در آینده سایر دوستان به اینها اضافه می کنند
(((ولی جان کلام اینه نه خیر هر مخترعی کارافرین نمی شه )))
برگرفته از: parvaresh-idea.blogfa.com
او در سال 1976 در حالی وارد آمریكا شد كه فقط 500 دلار در جیب داشت اما او اكنون صاحب دو شركت بزرگ انرژی در آمریكاست كه یكی از آنها به نام «اینو انرژی» از جمله شركتهای مطرح جهانی در تولید برق از انرژی باد است.
گفته میشود كه ثروت پولسكی در حال حاضر بالغ بر دو میلیارد دلار است.
اینكه فردی به نام پولسكی چگونه میتواند طی 30 سال ثروت و دارایی خود را از 500 دلار به دو میلیارد دلار برساند قبل از هرچیز به نوع رفتار و سیاستهایی برمیگردد كه در عرصه «اقتصاد آزاد» در جریان است؛ عرصهای كه در آن بازیگرانی قادر به ایفای نقش خواهند بود كه هم قواعد بازی را بشناسند و هم قابلیتهای فراوان داشته باشند.
واقعیت آن است كه ماحصل تولید اقتصادی هر كشوری از فعالیتهای آزاد افراد نشات میگیرد، به همین خاطر سیاستگذاران اقتصادی- سیاسی كشورهایی با «اقتصاد آزاد» در راستای سیاستگذاری خود سعی میكنند این فعالیتها را در چارچوبی تبیین و تقنین كنند كه نه فقط به فعالیت آزاد افراد و نیز جامعه خدشهای وارد نشود بلكه به آنهایی هم كه میتوانند از فرصتها در چارچوب تعریف شده بهرهبرداری كنند، «فرصت» داده شود.
با استفاده از همین فرصتهای داده شده است كه قابلیت و استعداد افراد شناسایی و در مسیر مناسب خود قرار میگیرد؛ قابلیتهایی كه بالنده میشوند و ارتقا مییابد.
بنابراین رفتار اقتصادی كه در این نوع «جامعه تعریف شده» شكل میگیرد كاملا متاثر از سیاستگذاریها است چراكه این سیاستگذاریهاست كه قالب اقتصاد سیاسی افراد را میریزد. به همین خاطر سعی میشود سیاستگذاری بهینه بهگونهای تعبیه شود كه كارآفرینان از هر نژاد و قومی بتوانند مدارج ترقی را طی كنند تا به صدر جامعه برسند، به طور حتم در این نوع سیاستگذاری مسیری باز میشود كه كارآفرینان جهان برای رفتن به این نوع جامعه در آن به رقابت میپردازند. در این رقابت نفعی كه «كشور هدف» میبرد بسیار بیشتر از خود فرد است چراكه این فرد باید تمام قابلیتهایش را در طبق اخلاص بگذارد و به آن كشور تقدیم كند اما آن كشور حداكثر نصف ارزش قابلیتهای مادی شده فرد را به وی پس میدهد.
اما در این میان چه بخواهیم و چه نخواهیم «برنده»، همین كشورها هستند؛ كشورهایی كه مسیر جذب كارآفرینی را بازمیگذراند و رقابت را در آن به حد اعلی میرسانند و «بازنده» كشورهایی هستند كه نه فقط مسیر رقابت را در درون خود میبندند بلكه همان كارآفرینانی را هم كه وجود دارند، بیانگیزه میكنند
منبع : astan.blogfa.com
