تاريخ : سه شنبه 8 فروردین 1391  | 9:05 PM | نویسنده : قاسمعلی

* راهکارهای حمایت از تولید ملی

نویسنده : مهرداد بذرپاش

منبع : قاصد نیوز

در شرایطی که تراز بازرگانی خارجی بدون احتساب نفت منفی است، مثبت بودن تراز حساب جاری، موجب نرسیدن صدای خرد شدن استخوان‌های تولید ملی به گوش اقتصاد کشور شده است؛ یعنی در حالی که همواره از توان تولید ملی کاسته می‌شود، ارزش واقعی پول ملی بی‌توجه به آن همیشه تقویت شده است.

 
تراز بازرگانی خارجی کشور ما بدون احتساب نفت در سال‌های گذشته همواره منفی، اما تراز بازرگانی خارجی با احتساب نفت، همواره مثبت بوده است و به دلیل قیمت‌های بالای نفت در پنج سال گذشته، تراز حساب جاری کشور نیز همواره مثبت بوده است؛ بنابراین، هرچند مثبت بودن تراز حساب جاری به خودی خود، نقطه قوت یک اقتصاد تلقی می‌شود، اما در شرایطی که تراز بازرگانی خارجی بدون احتساب نفت منفی است، مثبت بودن تراز حساب جاری موجب نرسیدن صدای خرد شدن استخوان‌های تولید ملی به گوش اقتصاد کشور شده است؛ یعنی در حالی که از توان تولید ملی همواره کاسته می‌شود، اما ارزش واقعی پول ملی بی‌توجه به آن همیشه تقویت شده است.

هر چقدر توان کشور در تولید و فروش کالا و خدمات بالاتر از تقاضای کشور برای کالا و خدمات وارداتی باشد، پول ملی تقویت می‌شود و نرخ ارز کاهش می‌یابد و در صورتی ‌که کشور وضعیت خوبی در تولید و صادرات نداشته باشد، پول ملی تضعیف و نرخ ارز افزایش می‌یابد و این افزایش موجب گرانتر شدن واردات و به صرفه شدن تولید داخل می‌شود و در نتیجه به رقابت‌پذیری تولید ملی کمک می‌نماید و منجر به بازتوانی تولید تضعیف شده می‌شود.

در کشورهایی که دولت‌های متکی به ثروت ملی بر سر کارند، ورود ارز حاصل از فروش ثروت ملی به چرخه ارزی کشور، موجب مخدوش شدن ارتباط ارزش پول ملی با نسبت درآمدهای ارزی به دست آمده از تولید ملی به مخارج ارزی ناشی از مصرف ملی می‌شود؛ بنابراین، ضعف و قوت تولید ملی اثر واقعی خود را بر ارزش پول ملی از دست می‌دهد.

به عبارت دیگر، هر چقدر درآمدهای ناشی از فروش نفت و گازبالاتر باشد، اثر بیشتری بر تقویت پول ملی می‌گذارد و این اثر مستقل از اثر درآمدهای ناشی از کار ملی است؛ بنابراین در شرایطی مانند امروز در کشور ما که تولید در مقابل واردات به شدت ناتوان و آسیب‌پذیر شده است، می‌بینیم که ارزش واقعی ریال با تکیه به دلارهای نفتی کماکان در حال تقویت است.

اگر درآمدهای نفتی وارد بودجه دولت نشود و از آنجا به بازار ارز کشور سر ریز نشود، تنظیم نرخ ارز در بازار، وابسته به تولید ملی می‌شود که نتیجه این وضعیت، آن خواهد شد که اگر تولید از واردات ضعیف‌تر باشد نرخ ارز افزایش و اگر تولید توانمند‌تر از واردات گردد نرخ ارز کاهش می‌یابد و این مهم در صورتی حاصل می‌شود که اولا دولت مقید به انضباط مالی و بودجه‌ای بیشتری گردد و ثانیا اندازه دولت کاهش جدی پیدا کند؛ یعنی به اندازه‌ای کوچک شود که توان اداره کشور را با درآمدهای ناشی از کار ملی (مالیات و عوارض ماخوذه از شهروندان و فعالیت‌های اقتصادی کشور) بیابد.

مسئولان باید بپذیرند که هیچ راه دومی برای نجات اقتصاد کشور وجود ندارد؛ بنابراین بجد در پی تحقق دولت کوچک و متکی به کار ملی باشند. فعالین اقتصادی هم با درک اهمیت این موضوع باید به ‌جای اینکه تنها خواستار افزایش دستوری نرخ ارز باشند تمام هم و غم خود را به اصلاح ریشه‌های این معضل بدهند، زیرا قطعا دولت بزرگ و پرخرج محتاج فروش دلارهای نفتی در بازار ارز خواهد بود.

صنعت لوازم خانگی ایران امکانات بالقوه ای برای تولید و ارتقای کیفیت علاوه بر استانداردسازی در همه زمینه‌ها را دارد. سرمایه گذاری‌های خوبی در این باره صورت گرفته و واحدهای بزرگ تولیدی مشغول به کار شده‌اند، به گونه‌ای که واحدهای کوچک تولیدی دیگر نمی‌توانند در این صنعت دوام بیاورند، اما با وجود همه این پتانسیل‌ها، این صنعت از سوی دولت و در رأس آن وزرات صنعت، معدن و تجارت حمایت نمی‌شود. دولت باید اعتبارات دریافتی از محل اجرای قانون هدفمندکردن یارانه‌ها را به این صنعت و تولید اختصاص دهد و بانک‌ها نیز وام‌های مورد نیاز تولیدکنندگان را با بهره کمتری در اختیار آنان قرار دهند.

در این میان، بومی‌سازی تولیدات لوازم خانگی باید دربرگیرنده دو اولویت، یکی همراهی با تکنولوژی روز جهان و دیگری هماهنگی مصنوعات با اقلیم منطقه باشد که در این باره تولیدکنندگان داخلی توانسته‌اند در تولید آبگرمکن‌ گازی دیواری، بخاری گازی، اجاق گاز و چرخ خیاطی علاوه بر پاسخگویی به نیاز داخل، بهترین بازارهای صادراتی دنیا را نیز تصاحب کنند.

لوازم خانگی از رشته‌های شتاب‌دهنده توسعه صنعتی هر کشور از جمله ایران است؛ گردش مالی سالانه این صنعت در ایران به ‌طور میانگین شش میلیارد دلار برآورد می‌شود که چهار میلیارد دلار آن مربوط به لوازم خانگی انرژی‌بر و بقیه به ظروف، سرویس غذاخوری و لوازم ریز آشپزخانه برمی‌گردد.

با وجود این، در ایران یک نظام استاندارد کارآمد وجود ندارد و هر آنچه به نام استانداردهای مدون ملی وجود دارد، بسیار محدود هستند و طیف وسیعی از کالاهای مصرفی اعم از داخلی و وارداتی را تحت پوشش قرار نمی‌دهند یا این‌که این استانداردها به روز نشده‌اند؛ بنابراین، نبود پوشش کامل استاندارد و به روز نبودن آن‌ها و حتی عدم انطباق استانداردهای موجود با استانداردهای جهانی یکی از مشکلات موجود در این زمینه است.

برندسازی ملی می‌تواند زمینه‌ساز توسعه تولید داخلی و موجب رونق صنعت ملی شود. این اقتصاد تک‌محصولی، یکی از عواملی است که اقتصاد یک کشور را به سراشیبی سقوط می‌کشاند. اگر می‌خواهیم اقتصاد ما به نفت وابسته نباشد باید به صنعت برند و بازاریابی ملی بیش از پیش توجه کنیم؛ کاری که چندین سال است از آن غافل مانده‌ایم.


نظرات 0
تاريخ : سه شنبه 8 فروردین 1391  | 9:05 PM | نویسنده : قاسمعلی

* راهکارهای حمایت از تولید ملی

نویسنده : سعید غلامی باغی

منبع : برهان

ایجاد فرصت­ های شغلی جدید و افزایش مستمر سطح اشتغال در گرو کارایی تمامی زنجیره­ های اقتصاد کشور و توجه به مقوله‏ ی کارآفرینی در کشور است.

در جامعه‏ ی امروز، با توجه به پدیده­ های اجتماعی از جمله رسیدن شوک جمعیتی بعد از انقلاب به سن تشکیل خانواده و تولد فرزندان آنان (امکان بروز شوک دوم جمعیت) و همچنین استمرار پدیده‏ ی مهاجرت به شهرهای بزرگ, هرگونه ایستایی در فعالیت­ های اقتصادی به معنای جا ماندن اقتصاد از تأمین نیاز افراد بیکار برای ایجاد اشتغال است.
 
با توجه به این موضوع ایجاد اشتغال مستلزم افزایش تولید, رشداقتصادی و بهادادن به کارآفرینان است. در ادبیات اقتصادی، کارآفرین کسی است که متعهد می‏ شود، خطرهای یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی، اداره و تقبل کند. بنابراین علاوه بر این‏که کارآفرین به عنوان اداره کننده‏ و سازماندهی کننده‏ی واحد اقتصادی برشمرده می‏ شود، احتمال خطر موجود در فعالیت اقتصادی را نیز می ‏پذیرد، از این‏رو است که به حمایت نیاز دارند. در این شرایط دولت می‏ تواند نقش خود به عنوان مکمل را ایفا کند، بازدارنده‏ های پیش روی کارآفرینان را برطرف کند.
 
اشتغال و تولید رابطه‏ ی دو طرفه‏ ای با یکدیگر دارند. از طرفی، یکی از عوامل تولید اصلی در کنار سرمایه, نیروی کار است. یعنی فرآیند تولید مستلزم نیروی کار متناسب با فعالیت تولیدی است و از طرف دیگر ایجاد درآمد و اشتغال به عنوان یکی از خروجی‏ های فعالیت اقتصادی تولیدی محسوب می‏ شود. بنابراین اشتغال هم عامل تولید و هم یکی از خروجی‏ های فرآیند تولید محسوب می‏ شود. از این منظر گسترش اشتغال را، در رفع موانع و مشکلات پیش روی تولید دانست.
 
در حال حاضر فرآیند تولید کشور با مشکلات و موانع متعددی روبروست.
 
از طرفی شرایط ورود به فضای اقتصادی و شروع کسب و کار مناسب نیست. با گذشتن چند سال از ابلاغ سیاست‏ های کلی اصل 44 قانون اساسی و تصویب قانون چگونگی اجرای این سیاست‏ ها, هنوز اهداف اصلی آن یعنی ایجاد رقابت و کاهش انحصار و توانمندسازی بخش خصوصی و گسترش بخش تعاونی و واگذاری بخش دولتی به بخش غیردولتی در سطح مطلوب محقق نشده است. این شرایط مؤید وضعیتی است که ورود به اقتصاد را با مشکل مواجه می‏ کند. همچنین فعالیت‏ های تولیدی، نیاز به اخذ مجوزهای متعدد و متنوع دارند و همین امر موانعی را پیش روی فعالیت‏ های تولیدی قرار داده است.
 
یکی دیگر از مسایلی که کارآفرینی در کشور را با مشکل مواجه کرده، قوانین کار است. همواره مشکلاتی در میان مثلث، کارگر، کارفرما و قوانین کار وجود داشته و فضایی را فراهم آورده که هیچ یک از آن‏ها از وضعیت فعلی رضایت ندارند. کارگران همواره از سطح حقوق و دستمزدها و مزایای کار ناراضی هستند، از طرف دیگر کارفرما نیز همواره از قوانین دست و پا گیر معترض است و سیاست‏ گذاران نیز به فراخور این وضعیت با شرایط پیچیده‏ ای مواجه‏ اند.
 
در هر صورت شرایط فعلی گویای آن است که قوانین کار از انعطاف کافی برخوردار نیست و این مقررات، تنها به نفع کسانی است که دارای شغل هستند و حتی می‏ تواند فرصت به دست آوردن شغل برای افراد بیکار را سخت‏ تر نیز بکند. به همین دلیل در کشورهایی که نرخ بیکاری بالا است و جامعه جوان جویای کار با مشکل مواجه‏ اند، معمولاً قوانین کار دارای انعطاف بیشتری هستند. در طول چند سال اخیر با تسهیل و امکان استفاده از انواع مختلف قراردادها تلاش شده است، این وضعیت تا حدی بهبود یابد ولی باید تسهیل قوانین در حدی باشد که به بهره کشی از  نیروی کار منجر نشود.
 
یکی دیگر از مشکلات فعالیت‏ های اقتصادی ثبت دارایی‏ ها است که فرآیند پیچیده‏ ای دارد و مقررات تنظیمی موجب می‏ شود که بخش عمده‏ای از فعالان اقتصادی فعالیت خود را به بخش غیررسمی منتقل کنند. با توجه به این‏که مقیاس فعالیت در بخش «اقتصاد پنهان» باید لزوماً کوچک باشد. هیچ‏گاه نمی ‏توانند به مقیاس استاندارد برسند و همین امر موجب کاهش بهره ‏وری کل اقتصاد شده است.
 
یکی از مشکلات دیگر فعالان اقتصادی، تأمین اعتبارات موردنیاز است. در حال حاضر بانک‏ ها، با وجود رشد «قارچ‏ گونه‏ »، پاسخ‏ گوی نیاز اعتباری بخش تولید کشور نیستند. بازار غیرمتشکل پولی و بخش غیررسمی تأمین وجوه با نرخ ‏های بسیار بالا مؤید همین موضوع است. علی‏رغم این‏که حدود 3 دهه از عمر نظام بانکی بدون ربا در کشور می‏ گذرد، نظام بانکی فعلی تنها سایه ‏ای از اقتصاد اسلامی را یدک می‏ کشد.
 
عمده قراردادهای از پیش امضا شده مبتنی بر دریافت سود معین از گیرندگان تسهیلات و پرداخت سود تضمین شده به سپردگذاران است که با مبانی بانک‏داری اسلامی همسو نیست و جرایم اخذ شده از عدم پرداخت اقساط فعالیت اقتصادی که با ضرر مواجه شده است به این موضوع دامن می‏زند. برای بیرون رفتن از این وضعیت نظام بانکی، نیاز به تحولی ویژه دارد، امید است در اجرای طرح تحول اقتصادی در نظام بانکی شاهد این دگرگونی باشیم.
 
از دیگر ابزارهای در اختیار فعالان اقتصادی که می‏تواند بخشی از نواقص نظام بانکی را پوشش دهد، استفاده از بازار سرمایه و بورس است. هرچند در سال‏های اخیر تحولات خوبی در این راستا انجام شده، ولی ارزیابی واقعی این بازار با توجه به مبادلات بانک‏ها و سازمان‏هایی که دولت سهم بالایی از آن‏ها را داراست و همچنین واگذاری‏ های صورت گرفته در قالب سهام عدالت و اصل 44 به صورت کامل امکان‏ پذیر نیست و بازار سرمایه نیز نیاز به اصلاح جدی دارد.
 
یکی دیگر از مشکلات فعلی حاکم بر اقتصاد کشور ناکارایی نظام مالیاتی است. در حال حاضر نظام مالیاتی کارآمد نیست, میزان فرار مالیاتی بالاست. مردم از نبود عدالت اجتماعی در جامعه و  خدماتی که توسط دولت نسبت به مالیات پرداختی ارایه می‏شوداحساس رضایت نمی­کنند.
 
قانون مالیات بر ارزش افزوده یکی از ابزارهای مهم برای اصلاح این نظام محسوب می‏شد که متأسفانه در مسیر اجرای کامل آن مشکلاتی ایجاد شده، هنوز منافع آن به طور کامل حاصل نشده است. یکی از اقداماتی که می‏تواند به عنوان مکمل مالیات بر ارزش افزوده اجرا و نظام مالیاتی را ارتقا دهد، اصلاح قانون مالیات‏ های مستقیم است که پیش‏نویس آن در دولت تهیه شده است.
 
از دیگر مشکلات تولید در کشور مشکلاتی است که از تجارت خارجی به بخش تولید داخلی وارد می‏شود. واردات بی‏ رویه، به خصوص ورود کالاهایی با قیمت و کیفیت پایین، تولید داخلی را با مشکل مواجه می‏کند. ورود کالا به صورت قاچاق و بدون نظارت مسؤولان آن بخش، طولانی و پیچیده بودن مراحل و تشریفات گمرکی و یا موانع پیش روی صادرات کالا از جمله مسایلی هستند که تولید داخلی را تحت‏ الشعاع قرار می‏دهد.
 
یکی دیگر از مسایل پیش روی فعالان اقتصادی، عدم ضمانت اجرای قراردادها است. بالارفتن تعداد چک‏ های وصول نشده بانکی و اجرایی نشدن تعهدات، از مسایلی است که چرخه مبادلات تجاری را با مشکل مواجه می‏کند، زیرا مشکلات یک بخش به صورت زنجیره‏ ای به بخش‏ های دیگر منتقل می‏شود.
 
موارد فوق بخشی از مشکلاتی است که فعالان اقتصادی و کارآفرینان با آن مواجه هستند و بیان کننده‏ی آن است که فضای کسب و کار کشور با چالش‏ها و مشکلات متعددی مواجه است. رتبه‏ ی ایران (حدود 140 در میان 180 کشور جهان در چند سال گذشته) در شاخص فضای کسب و کار که هرساله توسط بانک جهانی گردآوری می‏شود نیز بیان‏گر پیچیده بودن فضای کسب و کار است.
 
هرچند مشکلات فوق، بیانگر وجود چالش‏ های متعددی پیش روی تولیدکنندگان و کارآفرین است؛ ولی مسیر انتخاب شده برای حل مشکلات به واسطه‏ ی موارد ذیل امیدوارکننده است.
 
1-    تعیین شعایری مانند: «کار مضاعف و همت مضاعف» و یا «جهاد اقتصادی» از طرف مقام معظم رهبری و تسری عملی آن به پیکره اقتصاد ملی؛
 
2-    ابلاغ سیاست‏ های کلی اصل 44 قانون اساسی توسط مقام معظم رهبری و تصویب قانون اجرای آن توسط مجلس؛
 
3-    توصیه‏ های مؤکد مقام معظم رهبری در خصوص اصلاح الگوی مصرف، اقتصاد مقاومتی, مدیریت واردات و تبیین الگوی اسلامی و ایرانی پیشرفت؛
 
4-    آغاز طرح تحول اقتصادی از طرف دولت و حرکت برای اصلاح نظام‏های مالیاتی, بانکی, بهره ‏وری, گمرکی, ارزی, توزیع و عملیاتی شدن قانون هدفمندکردن یارانه‏ ها؛
 
5-    شروع بررسی لایحه‏ ی اصلاح فضای کسب­ و کار در مجلس شورای اسلامی.
 
موارد فوق گویای آن است که مسیر رفع موانع پیش روی تولید و کارآفرینی از طرف دولت و مجلس شناسایی شده و تلاش می‏ کنند اقداماتی عملی در مسیر اجرای منویات مقام معظم رهبری بردارند. اما تذکری که مقام معظم رهبری در نوروز امسال در خصوص حرکت جهادی دادند، بیان‏گر آن است که وضعیت فعلی با شرایط مطلوب فاصله زیادی داشته و دستیابی به آن با حرکت طبیعی میسر نیست همچنین برخی نیروهای داخلی و خارجی در مقابل این حرکت‏ های اصلاحی مقاومت می‏ کنند. به همین دلیل لازم است در اجرای طرح تحول اقتصادی حرکتی جهادی صورت گیرد.



نظرات 0
تاريخ : سه شنبه 8 فروردین 1391  | 9:05 PM | نویسنده : قاسمعلی

* راهکارهای حمایت از تولید ملی

نویسنده : دکتر مهدی حنطه

منبع : برهان

مقام معظم رهبری  در آستانه‌ی جشن سی و سومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، در راستای تبیین خطوط اساسی و دست آوردهای انقلاب اسلامی، مؤلفه‌هایی هم‌چون از بین رفتن وابستگی و جایگزینی استقلال همه جانبه، حاکم شدن روحیه‌ی اعتماد به نفس ملی و رهایی از تحقیرشدگی تاریخی و دست‌یابی به عزت ملی را مورد توجه قرار دادند. در این میان اما، دست‌یابی به استقلال همه جانبه در مواجهه با پدیده‌ی وابستگی است که زمینه‌ساز سایر دست آوردهای دیگر شده است. بررسی، تبیین، تحلیل و بازشناسی استقلال، این شعار محوری انقلاب، از چند محور شایسته توجه می‌باشد:


1. در عالی‌ترین سند و میثاق ملی جامعه‌ی ایران، یعنی قانون اساسی، دست‌یابی به استقلال همه جانبه و به ویژه تحقق استقلال اقتصادی مورد توجه جدی قرار گرفته است به نحوی که مفهوم استقلال فرا زمانی بوده و در قالب یک دوره‌ی خاص قرار نگرفته است. در این میان اصل 43 قانون اساسی تحقق استقلال اقتصادی، رفع فقر و برآوردن نیازهای در حال رشد انسان‌ها را مورد توجه قرار داده است. در بند هشتم اصل یاد شده، در راستای عملیاتی نمودن قاعده‌ی نفی‌سبیل با تأکید بر وجه‌ی اقتصادی آن، جلوگیری از سلطه‌ی اقتصادی بیگانگان بر اقتصاد کشور، مورد توجه طراحان قانون اساسی بوده است. بازشناسی مفهوم سلطه‌ی اقتصادی اجانب نشان می‌دهد که این پدیده در تمامی دوره‌ها در مکتب اقتصادی اسلام از صدر اسلام تا کنون مورد توجه بوده و تضمین کننده‌ی عزت و کرامت انسانی و زمینه‌ساز رشد و پیشرفت جامعه بوده است.

بند نهم از اصل 43 قانون اساسی، رسیدن به خودکفایی و رهایی از وابستگی اقتصادی را مورد توجه و تأکید قرار داده است. از این منظر رابطه‌ی خودکفایی و وابستگی، رابطه‌ای دو جانبه بوده به نحوی که با افزایش ضریب نفوذ خودکفایی، درجه‌ی وابستگی اقتصادی کاهش یافته و از سوی دیگر، با افزایش درجه‌ی وابستگی، ضریب اتکا به توانمندی‌ها و ظرفیت‌های داخلی کاهش خواهد یافت. گرچه مفهوم خودکفایی، مفهومی است که عمدتاً در ادبیات و آموزه‌های مکاتب مارکسیستی اقتصادی مورد توجه جدی بوده، ولی در مکتب اقتصادی اسلام از منظر پیشرفت و عزت یک جامعه در کنار استفاده‌ی مطلوب و مؤثر از منابع جامعه‌ی مورد نظر قرار گرفته است.
 
بازشناسی تاریخی توجه به مفهوم خودکفایی در ایران بیانگر آن است که در ابتدای انقلاب و به ویژه دهه‌ی اول، این مفهوم وزن غالبی را در سیاست‌گذاری‌ها و اداره کرد جامعه داشت؛ اما در دهه‌ی دوم با غالب شدن رویکردهای نئولیبرالیستی و نئوکلاسیکی به اقتصاد، آرمان خودکفایی از درجه‌ی مسلط خود نزول کرد و در دوره‌های بعدی، مفهوم هضم شدن در اقتصاد جهانی و کم توجهی به ظرفیت‌های بومی جایگزین آن شد.

2. اگرچه استقلال به مفهوم عام و استقلال اقتصادی به مفهوم خاص، مطالبه‌ی مردم ایران در انقلاب بوده ولی شیوه‌های عملیاتی نمودن آن و کالبد شکافی مفهوم استقلال، به طور جدی در ادبیات برنامه‌ریزی توسعه مورد توجه قرار نگرفت. به عبارت بهتر، مفهوم آرمانی استقلال، در سطح عملیاتی و اجرایی در مواجهه با سطح آرمانی از یک رابطه‌ی مستقیم پیروی جدی نکردند. به نظر می‌رسد که رسیدن به استقلال اقتصادی در سطح برنامه‌های توسعه، کم‌تر مورد دغدغه‌ی اصلی طراحان برنامه‌ها بوده است. این مسأله وجود تسلط اندیشه‌های تضعیف کننده‌ی استقلال اقتصادی و به نحوی هضم شدن در اندیشه‌های وارداتی اقتصادی را آشکار می‌سازد.
 
غلبه و سلطه‌ی اندیشه‌های اقتصادی وارداتی و ترجمه‌ای بر کانون اصلی برنامه‌ریزی کشور، نمونه‌ای از وابستگی فکری و ترجمه‌ای را نشان می‌دهد به نحوی که ابعاد آن بسیار خطرناک‌تر از سایر وابستگی‌ها می‌باشد. بازشناسی تاریخی آسیب‌پذیری مفهوم استقلال نشان می‌دهد که تئوریزه شدن مبانی استقلال مورد توجه جدی قرار نگرفته و این مفهوم آرمانی در مقاطعی از دوران پس از انقلاب در حاشیه رفته و به سطح تکنیکی تنزل یافته است.

اگرچه استقلال از منظر ریشه‌ای، به معنای کم کردن و به حداقل رساندن است اما از منظر عملیاتی و مفهومی، ملت استقلال طلب در پی آن است که وابستگی را تحلیل دهد و اتکا به دیگران را به حداقل برساند. از این منظر مفهوم شناسی استقلال از یک‌سو و مطالبه‌ی آن به عنوان یک دغدغه‌ی ملی، تاریخی و همیشگی باید در تمامی سطوح تصمیم‌سازی، تصمیم‌گیری و اجرایی جامعه تا جزیی‌ترین لایه‌های آن نهادینه شده و مطالبه‌ی عملی آن تا رسیدن به غایت نهایی استقلال، دغدغه‌ی تمامی لایه‌های جامعه شود. در این راستا مؤلفه‌های داخلی و خارجی تهدید کننده‌ی استقلال ملی، باید مورد شناخت دقیق و سیستمی قرار گرفته و راهکارهای عملیاتی مواجهه با آن طراحی شود.

3. از منظر تاریخی، بعد از جنگ جهانی دوم، بسیاری از کشورهای مستعمره از قید استعمار سرزمینی رهایی یافته و به استقلال جغرافیایی رسیدند ولی از سوی دیگر در دایره‌ی شوم استعمار غیرمستقیم با انواع مختلفی از وابستگی‌ها روبه‌رو شدند. کشورهای مستقل جغرافیایی زیادی که از منظر اقتصادی، فرهنگی، سیاسی مستعمره‌ی کشورهای پیشرفته‌ی امروزی هستند. نسبت شناسی ابعاد مختلف استقلال ملی از یک‌سو و تنظیم رابطه‌ی سیستمی و اولویت‌بندی آن‌ها در بستر زمان از سوی دیگر بایستی در تمامی ارکان کلان تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی جامعه لحاظ شده و از سوی دیگر این آرمان استراتژیک در سطوح اجرایی نیز به مطالبه و باور عمومی اثرگذار تبدیل شود.
 
وقوع انقلاب شکوهمند اسلامی، استقلال سیاسی را در کشور نهادینه کرد و به دنبال آن به دنبال اعمال تحریم‌ها، وقوع جنگ و ... استقلال اقتصادی مورد توجه قرار گرفت تا کشور در دوره‌ی جنگ درجه‌ی وابستگی به نظام سلطه را کاهش دهد. در دوره‌های بعدی انقلاب، استقلال اقتصادی از منظری دیگر از سوی دولتمردان ارایه شد که با فراز و فرودهایی همراه بود. استقلال فرهنگی نیز بعد از انقلاب مورد توجه مسؤولین فرهنگی قرار گرفت. ایجاد شورای عالی انقلاب فرهنگی که سیاست‌گذار کلان فرهنگی جامعه می‌باشد، تلاشی بود در راستای نهادینه‌سازی استقلال فرهنگی که البته در حوزه‌های اجرایی با فراز و فرودهایی مواجه گردید.

4. کالبد شکافی ساخت هرم جامعه، بیانگر ارتباط دو سویه‌ی سه مؤلفه‌ی دولت‌سازی، سیستم‌سازی و ملت‌سازی می‌باشد. در دوران پس از انقلاب اسلامی، پروژه‌ی ملت‌سازی و دولت‌سازی شکل گرفت و نهادینه شد. اما در این میان پروژه‌ی سیستم‌سازی یا نظام سازی در ابتدای راه خود قرار دارد. رابطه‌ی سیستم‌های اداره کرد جامعه با مؤلفه‌ی استقلال رابطه‌ی یک‌سویه و هم جهت می‌باشد. به عبارت دیگر طراحی و اجرای انواع سیستم‌ها و نظام‌های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است که در عالی‌ترین شکل خود با لحاظ مؤلفه‌های ایرانی و اسلامی می‌تواند استقلال ملی را ارایه دهد. سیستم‌های موجود اداره کرد جامعه، باز مانده‌ی همان نظام‌های قبل از انقلاب هستند که از لحاظ شکلی تغییر یافته ولی از لحاظ محتوایی، با همان اندیشه‌های وارداتی و ترجمه‌ای اداره می‌شوند.

5. بازشناسی نظام سلطه و شناخت اعمال انواع سیاست‌های امپریالیستی، ضرورتی است که باید مورد توجه جدی افکار عمومی جامعه و به ویژه خواص و نخبگان قرار گیرد. رابطه‌ی نظام سلطه و استقلال ملی به گونه‌ای است که از رویکردهای سخت افزارانه به رویکردهای نرم‌افزارانه و نیمه سخت تغییر جهت داده و در دوره‌های مختلف انقلاب همواره تهدیدهای خود را بر جامعه و نظام ارایه کرده است. از این منظر، سلطه‌شناسی جدید به ویژه از نوع اقتصادی، لزوم اقدام‌های آینده پژوهی در ساخت قدرت نظام‌های سلطه، در جهت مواجهه‌ی هوشمندانه و خنثی نمودن اقدام‌های نیمه سخت اقتصادی در راستای رسیدن به استقلال اقتصادی پیش از گذشته ضروری به نظر می‌رسد. تبیین و طراحی دکترین استقلال ملی در سایه‌ی دکترین کلان انقلاب می‌تواند ضریب نفوذ آسیب‌پذیری استراتژی‌های نظام سلطه را در تهدید استقلال ملی، در ابعاد مختلف آن به حداقل برساند.


6. طراحی و تدوین شاخص استقلال ملی و شاخص اعتماد به نفس ملی باید مورد توجه برنامه‌ریزان توسعه قرار گیرد. در ادبیات برنامه‌ریزی توسعه‌ی شاخص‌هایی هم‌چون درآمد سرانه، تولید ناخالص داخلی، کیفیت زندگی، دانش و ... مورد توجه قرار می‌گیرد که هر کدام به تنهایی قابل بررسی هستند ولی شاخص استقلال ملی برآیند تمامی شاخص‌های اشاره شده بوده و از منظر کلان، توسعه، تعالی و پیشرفت جامعه را نشان خواهد داد. ضعف در توجه جدی به طراحی شاخص کانونی استقلال ملی در برنامه‌های توسعه‌ی ایران مشاهده شده که بایستی با توجه به رهنمودهای مقام معظم رهبری، در تمامی سطوح برنامه‌ریزی لحاظ گردد.



نظرات 0
تاريخ : سه شنبه 8 فروردین 1391  | 9:05 PM | نویسنده : قاسمعلی

* راهکارهای حمایت از تولید ملی

نویسنده : فاطمه اسماعیلی

منبع : برهان

مصرف کالاهای خارجی و توجه نکردن به تولیدات داخلی هم‌چون ویروسی در کشور در حال گسترش است و عوارض سوءِ آن در تمامی جنبه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور قابل مشاهده است. اگر به گوشه گوشه‌ی منزلمان نگاه کنیم متوجه انواع کالاهای لوکس و ضروری می‌شویم که در خانه‌هایمان جا خوش کرده‌اند در حالی که کالاهای داخلی در انبار کارخانه‌ها خاک می‌خورند و منتظر نگاه ما هستند تا شاید آن‌ها نیز در گوشه‌ای از خانه‌ی ما جای خود را پیدا کنند. بسیاری از کارشناسان اقتصادی کشور، علت توجه نکردن مصرف‌ کنندگان به خریداری کالاهای ایرانی را هجوم  گسترده‌ی انواع کالاهای مصرفی بادوام و بی‌دوام خارجی که به صورت قانونی و غیرقانونی وارد مرزهای کشور می‌شوند، دانسته‌اند. اما آیا این تنها دلیل خریداری نشدن کالاهای داخلی توسط مصرف‌ کننده‌ی ایرانی است؟
 
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، نیز در دیدار هزاران نفر از کارگران سراسر کشور، مصرف کالاهای ساخت داخل را یکی از مجاهدت‌های ضروری در سال جهاد اقتصادی دانستند و افزودند: «به موازات استقبال مردم از تولیدات داخلی، لازم است کیفیت و مرغوبیت این کالاها، به حد قانع کننده‏ای برسد.» معظم‌له ارتقای کیفیت کالاهای ایرانی را از دیگر مسؤولیت‌های جامعه‌ی کارگری و کارآفرینان دانستند و خاطر نشان کردند: «باید کاری کنیم که کالای داخلی در نظر مصرف‌ کننده‌ی ایرانی و غیرایرانی کالایی مطلوب، بادوام و زیبا باشد که البته دستگاه‌های دولتی باید پیش نیازهای تحقق این هدف از جمله آموزش مهارت‌های مختلف را تأمین کنند.»
 
هم‏چنین معظم له در دیدار اخیری که با نخبگان جوان داشتند نیز فرمودند: «دستگاه‏های داخلی باید جزم و عزم داشته باشند که جزء تولیدات داخلی، در موارد موجود، چیزی مصرف نکنند؛ این را از دولت بخواهید و آقای رییس جمهور دستور بدهند.»

بسیاری از مصرف‌ کنندگان، از نبود کیفیت کالاهای ساخت داخل گله دارند و معتقدند که تبلیغاتی که در مورد کالاها می‌بینند با واقعیت یکی نیست، از همین رو ترجیح می‌دهند به سراغ کالاهای مشابه خارجی رفته و آن‌ها را خریداری کنند. مشکل دیگر، جدی گرفته نشدن ضمانت‌های اجرایی توسط تولید کنندگان و کارخانه‌های داخلی در انجام تعهدهایی است که در قبال مشتریان خود دارند. به عنوان مثال بر روی برچسب بیش‌تر محصولات و لوازم خانگی با این تبلیغ مواجه می‌شویم: «نصب رایگان محصولات در منازل شما» اما واقعیت به شکل دیگری است. پس از خرید این محصول و تماس با نمایندگی، متوجه می‌شویم که باید مبلغی به عنوان هزینه‌ی ایاب و ذهاب برای نصب محصول بپردازیم در صورتی که وقتی می‌گویند نصب رایگان باید به تمام معنا رایگان باشد. آیا این اقدام با شعار «حق با مشتری است» که امروزه بیش‌تر مؤسسه‌های تولیدی سر می‌دهند، هم‌خوانی دارد؟
 
این نبود ضمانت اجرایی تعهدهای برخی تولید کنندگان محصولات داخلی باعث کم رنگ شدن میل و رغبت مصرف ‌کننده‌ی داخلی به خریداری کالای ایرانی و در نتیجه داغ شدن بازار کالاهای مشابه خارجی شده است. توجه به محصولات داخلی تنها مختص مصرف ‌کنندگان نمی‌شود، بلکه تولید کنندگان نیز باید با بالا بردن کیفیت محصولات، اجرای تعهدها و پایین آوردن قیمت محصولات در مقایسه با کالاهای مشابه خارجی اجازه ندهند مصرف ‌کنندگان به سمت خریداری و مصرف کالاهای خارجی تمایل پیدا کنند.
 
رهبر بصیر انقلاب اسلامی، تلفیق «هنر و توانایی» ایرانی را زمینه‌ساز تقویت کیفیت تولیدهای داخلی برشمردند و افزودند: «برخی محصولات داخلی دارای قدرت رقابت و برخی دیگر به مراتب بهتر از کالاهای مشابه خارجی‌اند که باید این ویژگی را به تمامی کالاها و مواد تولیدی خوراکی، پوشاکی و وسایل زندگی تعمیم داد.» ایشان در همین زمینه افزودند: «باید عرصه‌ی تولید کالای برتر در داخل کشور را به همت کارگران، مهندسان و سرمایه‌گذاران، به عرصه‌ای دیگر برای تجلی شعار «ما می‌توانیم» تبدیل کنیم.»
 
از سوی دیگر طبق گزارش سازمان توسعه‌ی تجارت ایران، طی سال گذشته در مجموع 4 هزار قلم کالا از ایران به 163 کشور جهان صادر شده است که عمده کالاهای صادر شده شامل آهن آلات، فولاد، پسته، میعانات گازی، فرش دستباف، مصنوعات پلاستیکی، آلومینیوم، نفت سبک، مصنوعات مسی، البسه و... بوده است که به کشورهای مختلف از جمله امارات متحده‌ی عربی، عراق، هند، چین، ژاپن، کویت، افغانستان، جمهوری آذربایجان، پاکستان، آمریکا، تایلند، فرانسه، مصر و... صادر شده است. براساس این گزارش از مجموع 5/10 میلیارد دلار صادرات سال گذشته‌ی ایران به کشورهای جهان، مبلغ 3 میلیارد دلار آن به کشورهای حوزه‌ی خلیج فارس، 2/1 میلیارد دلار به اتحادیه‌ی اروپا، 5/1 میلیارد دلار به کشورهای عضو اکو و بقیه تا سقف 5/10 میلیارد دلار به سایر کشورها از جمله کشورهای آفریقایی صادر شده است.
 
این گزارش نشان‌ دهنده‌ی آن است که کالای داخلی نیز می‌تواند نه تنها قابل مصرف در داخل کشور باشد بلکه در خانه‌های مصرف ‌کنندگان خارجی نیز جایگاه خود را پیدا کرده و خودنمایی کند. اما این مهم نیازمند نهادینه کردن فرهنگ استفاده از کالای داخلی در بین خانواده‌های ایرانی است. برای رسیدن به این هدف باید از تبلیغات صحیح و در عین حال واقعی استفاده کرد. در این خصوص، مقام معظم رهبری با اشاره به عده‌ای که مصرف کالای خارجی را نشانه‌ی نوعی «تشخص و برتری» می‏پندارند، می‌فرمایند: «دلبستگی به تولیدات بیگانه و بی‌اعتنایی به تلاش کارگر ایرانی، بیماری و عادت بدی است که پول و ثروت کشور را به جیب کارگر خارجی سرازیر می‌کند.»
 
آری، یکی دیگر از فواید مصرف کالای ایرانی، پاسخ به تحریم‌هایی است که امروزه توسط آمریکا و دیگر کشورهای غربی بر کشور ما تحمیل شده است. بیگانگان تصور می‌کنند در صورتی که رابطه‌ی‌ اقتصادی خود را با ایران قطع نمایند ایران با توجه به نیازهای خود از حق مسلمش یعنی انرژی هسته‌ای دست کشیده و غلام حلقه به گوش آنان می‌شود، در صورتی که نمی‌دانند ملت ایران همیشه پشت به پشت هم ایستاده‌اند و از کشور همیشه جاوید خود ایران حمایت می‌کنند و این بار نیز با مصرف کالاهای داخلی اعلام می‌کنند که ما هیچ نیازی به واردات کالاهای بیگانه نداریم و یک ایرانی همیشه از کالای ایرانی استفاده می‌کند.
 
رهبر معظم انقلاب، نیز در این خصوص با یادآوری تلاش مستمر دستگاه‌‌های ضد بشری استکبار برای ضربه‌زدن به جمهوری اسلامی ایران، می‌فرمایند: «آن‌ها می‌خواستند با منزوی کردن ایران، نظام اسلامی یعنی «نماد عظمت و شرف اسلامی و انسانی» الهام‌بخش دیگر ملت‌ها نشود اما ملت ایران و «جمهوری اسلامی»، اکنون در سلسله قیام‌‌های پر عظمت مردم منطقه، بیش از همیشه مورد توجه و احترام ملت‌ها قرار گرفته‌‌اند و دولت آمریکا، منفورترین دولت‌ها در اذهان ملت‌های منطقه است.»
 
واقعیت این است که کشور اسلامی ما، از نظر جغرافیایی از موقعیت مطلوبی برخوردار است و باید از تمامی مزیت‌‌های نسبی خود به صورت عالمانه استفاده نماید و در بخش صادرات مجدد ارزش‌افزوده ایجاد کند. مصرف کالاهای داخلی زمینه‌ساز افتخار ملی، تشویق اقتصاد، پاسداری از اقتصاد، اشتغال‌زایی و... و خریداری کالای خارجی نابودی فرصت‌های شغلی، بیکاری جوانان ایرانی، تضعیف روحیه‌ی تولید کنندگان و وابستگی به بیگانگان را به دنبال دارد. مصرف کنندگان داخلی باید به این نکته توجه داشته باشند که مصرف کالاهای خارجی که مشابه داخلی آن در کشور با همان کیفیت وجود دارد به معنای تعطیلی صنایع و کارخانه‌ها و به دنبال آن بیکاری خیل عظیم جوانان ایرانی است که در این کارخانه‌ها مشغول فعالیت هستند و این تداوم مصرف سبب وابستگی به بیگانگان در جهت تأمین نیازهای کشور است. بنابراین ملت ایران باید دست در دست هم دهند و با یاری هم دیگر شعار «ایرانی، کالای ایرانی بخر» را محقق سازند و ان شاالله طبق فرمایش مقام معظم رهبری، فردای منطقه، به برکت همت و حرکت ملت‌ها در راه اسلام، به مراتب از امروز منطقه بهتر خواهد بود.



نظرات 0
تاريخ : سه شنبه 8 فروردین 1391  | 9:05 PM | نویسنده : قاسمعلی

راهکارهای حمایت از تولید ملی

نویسنده : امین عسگری

منبع : برهان

نوروز امسال نیز همچون سال‌های گذشته با پیام رهبر فرزانه انقلاب آغاز گشت و ایشان نیز به مانند سنوات قبل، برای سال جدید شعاری معین نمودند. اما در این میان و به رغم هیاهوی رسانه­ ای که در رابطه با نام خاص سال در ابتدای هر سال صورت می‌گیرد این نگرانی وجود دارد که فلسفه و مضمون و مغز شعارهای تعیین شده مورد غفلت قرار بگیرد و با آن برخوردی تشریفاتی گردد و در نهایت این اقدام، یک سنت و رسم حسنه برای تبرک و تیمن شروع سال جدید تلقی گردد.

این در حالی است که نفس این عمل یعنی نام‌گذاری و برگزیدن شعار برای یک سال، از دیدگاه علوم راهبردی موضوعی جدی و گاه لازم تلقی می­شود به طوری­ که در بسیاری از موارد یک سازمان و نهاد و حتی یک حرکت و جریان را از طریق شعارهای مطرح شده ­اش مورد نقد محتوایی قرار می­ دهند و صد البته عملکرد آن را نیز با میزان تحقق همان شعار مورد سنجش قرار می­ دهند.

از این منظر شاید بتوان طرح یک شعار و نامیدن یک سال را به نامی خاص، نشانه­ای از عزم و اراده رهبری یک نظام برای هدفمند نمودن حرکت و سو گیری مجموعه نظام و نیز هدفمند نمایاندن به ناظران بیرونی تلقی نمود.

اما آنچه که بیش از خود این اقدام اهمیت دارد و نام و شعار امسال را قدری با قبل متفاوت ساخته است، نحوه طرح آن است. به طوری که این تفاوت هم در مقدمه چینی و طرح مسأله و هم به هنگام تشریح ابعاد آن کاملاً به چشم می‌خورد. ایشان به هنگام طرح مسأله و در تبیین دلایل نام‌گذاری این سال:

اول، به ارایه‌ی تصویری از وضع موجود و مطلوب حوزه‌های مختلف حاکمیتی در کشور پرداختند و با اتکا به دلایل مختلف و برشمردن ضعف‌ها و قوت‌ها، حوزه‌ی اقتصاد را همچون سال گذشته نسبت به سایر حوزه‌ها بیشتر نیازمند توجه دانستند.

دوم، به بررسی تهدیدها و فرصت‌های مختلفی که در پیش روی اقتصاد ایران قرار دارد پرداختند.
 
سوم، بر این موضوع تاکید کردند که طرح این شعار پس از بررسی­ های متعدد کارشناسی و مشورت‌های فراوان با متخصصان حوزه‌های مختلف صورت گرفته است.

همچنین تفاوت مهم دیگری که در طرح شعار امسال مشهود بود نحوه تشریح واکاوی ابعاد موضوع با نگاهی سیستمی و ارایه رهنمودهای متعدد برای اجرایی ساختن آن بود. دلیل این امر را نیز باید تجربه و ذهنیت ایشان از سالیان گذشته و نحوه‌ی مواجهه با نام و شعار سال دانست. متاسفانه در طی سال‌های قبل بسیاری از مدیران اجرایی و مسوولین نظام نام‌گذاری سال را صرفاً یک اقدام نمادین و نه یک حرکت استراتژیک تلقی می ­نمودند. مروری بر اقدامات متداولی که در واکنش به این موضوع انجام می­ گرفت مبین این حقیقت تلخ است.
 
در بهترین حالت در هفته ­های نخستین هر سال، کارشناسانی برای تبیین این موضوع در رسانه ملی و در برخی مطبوعات به تبیین موضوع می­ پرداختند و در سطح دستگاه‌های اجرایی نیز طی اولین جلسات بر ضرورت توجه به شعار سال و ساماندهی کلیه اقدامات در راستای آن تاکید می­ گردید و ابلاغیه­ های متعددی نیز از سوی این مراجع به دستگاه‌های تابعه صادر می­گردید و در پی آن، در هر دستگاه کمیته و کارگروهی برای اجرایی کردن و پیگیری  آن تشکیل می­ گردید که متاسفانه در بسیاری از موارد خروجی این کمیته ­ها چیزی جز تصویب برگزاری یک همایش در ارتباط با موضوع و شعار سال نبوده است. به همین جهت است که همه ساله در اوایل سال شاهد فراخوان‌های متعددی از دستگا­ه‌های مختلف در ارتباط با همایشی پیرامون شعار سال بوده‌ایم.
 
البته با در نظر گرفتن فواصل زمانی لازم، عموما برگزاری این همایش‌ها در سه ماهه‌ی آخر سال انجام شده و طی آن کارشناسان و اساتید دانشگاه با ارایه‌ی مقالاتی (بیشتر آکادمیک و کمتر اجرایی) به بحث و تبادل نظر پیرامون شعار سال می­ پرداختند که مطابق روال بیشتر همایش‌های این‌چنینی، عموم مقالات بر ضرورت موضوع و اهمیت پرداختن به آن تاکید ورزیده و در بهترین حالت موانع تحقق آن را مورد مداقه قرار می­ دادند و لذا فرصت چندانی برای اقدام عملی و موثر باقی نمی‌ماند.

به‌طور مسلم مسایل گفته شده از نگاه رهبر انقلاب مخفی نمانده است و به عنوان مثال شاید به همین دلیل بوده است که بعد از سپری شدن سالی که با نام مقدس مولای متقیان نامیده شده بود، مجدداً سالی را به نام سیره عملی ایشان اختصاص دادند تا شاید منظور اصلی از نام‌گذاری سال‌ها درک گردد. اما این بار شاهد آن هستیم که نه فقط وظیفه تشریح دلایل و اهمیت نام­گذاری سال را به عهده گرفتند (و از این ره گذر جلوی اتلاف صدها میلیون بودجه­ ای را که قرار بود به این موضوع اختصاص یابد گرفتند) بلکه راهکارهای اجرایی شدن و موانع تحقق آن را نیز در قالب بررسی سیستمی مسأله و الزامات نگاه سیستمی به روشنی بیان کردند.

در این راستا و از همین رو بود که ایشان بر اجرای اقداماتی همزمان در چند حوزه تاکید نمودند. ایشان شرط موفقیت و عملی شدن این شعار یعنی حمایت از تولید داخلی را تلاش هم‌زمان سه رکن اصلی و ذی­ اثر یعنی دولت، مردم و بازار (بخش خصوصی) عنوان نمودند که در ادبیات توسعه اقتصادی از آن‌ها به عنوان اضلاع سه‌گانه‌ی مثلث توسعه یاد می­شود.

دلیل این تاکید را باید رویکردهای یک‌جانبه و تک بعدی دولت‌مردان به مسأله توسعه اقتصادی در طول سال‌های گذشته دانست. به عنوان مثال برخی از دولت­ها بدون توجه به مردم گمان می­کردند که تنها با اتکا بر بخش خصوصی و یا اصطلاحاً بازار، می­توانند مشکلات اقتصادی را حل کنند. برخی دیگر از دولت‌ها نیز معتقد بودند که با اولویت قرار دادن سلیقه و اختیارات مردم و تلاش برای فرهنگ سازی و یا در اصطلاح، گفتمان سازی و فعال‌سازی تشکل‌های مردم نهاد و واگذاری فعالیت‌های سیاسی و اقتصادی به آنان می­ توانند گره مسایل اساسی توسعه را بگشایند. بعضی از دولت‌ها نیز بر این باور بوده­ اند که ایراد دولت‌های قبل غفلت از خود دولت و ارکان و ساختار آن بوده است و لذا بیشترین تلاش و همت خود را مصروف اصلاح ساختار دولت و نیز کار و دوندگی بیشتر نمودند. اما همچنان که پیش‌تر نیز یادآور شدیم و در کلام رهبر انقلاب نیز به روشنی منعکس گردیده است، بر اساس تفکر سیستمی در توسعه‌ی اقتصادی هیچ یک از این نگرش‌ها کامل نبوده و تنها چیزی که دستیابی به رشد و توسعه مستمر را تضمین می­ کند، توجه و پاسداشت هر سه ضلع مثلث یاد شده می ­باشد.

ناگفته نماند که طرح نظریه اضلاع سه‌گانه نیز در واقع پاسخی به مسایل قدیمی و ریشه­ دار علم اقتصاد است. از دیر باز درباره جایگاه دولت میان علمای اقتصاد بحث‌های زیادی در جریان بوده است که روی دیگر این سکه نقش بخش خصوصی و اساساً نظام بازار می‌باشد. همچنین در اقتصاد سیاسی بحث‌های فراوانی پیرامون چگونگی ایفای نقش مردم در توسعه‌ی اقتصادی صورت گرفته است. آنچه مسلم است تا زمانی که حدود و ثغور اضلاع سه‌گانه مشخص نگردد نظام اقتصادی سامان نمی­ یابد.
 
به همین جهت است که ایشان در بیاناتشان ضمن تاکید بر نقش موثر دولت، این نکته را نیز به صراحت عنوان کردند که وظیفه‌ی اصلی دولت حمایت و تأمین زیر ساخت‌ها برای بخش‌های صنعت و کشاورزی است و در واقع با این بیان نسبت به دولتی شدن بیشتر اقتصاد به بهانه حمایت از تولید هشدار دادند. روی دیگر این موضوع حضور بخش خصوصی توانمند و فراگیر است که مطابق بیانات ایشان ایفاگر نقش اصلی در امر تولید می‌باشد. در حقیقت نیز تنها بخش خصوصی است که می ­تواند با انگیزه بالای اقتصادی و انجام محاسبات دقیق و بهره­ گیری از دانش روز، منابع را به شکل صحیح ترکیب نموده و محصولی درخور سلیقه بازار تولید نماید.

 مسأله قدیمی دیگر، مسأله مدیریت تقاضا است. در یک اقتصاد بسته بسیاری از اقتصاددانان بر این باور بوده­ اند که برای هر میزانی از تولید ، تقاضای کافی وجود خواهد داشت و بنابراین نگرانی از بابت ایجاد رکود و فروش نرفتن محصولات وجود نخواهد داشت. اما به دلیل وجود تجارت خارجی به خصوص حجم بالای واردات و نیز مسایلی همچون عدم شفافیت‌ها و تأخیرهای اطلاعاتی در بازار که پرداختن به آن‌ها از حوصله این نوشتار خارج است این امکان وجود دارد که برای تولید فراوان داخلی تقاضای کافی وجود نداشته باشد که در این صورت یا اقتصاد با رکود و در پی آن بیکاری مواجه می­ شود و یا با دخالت دولت برای خرید محصولات مازاد، تورم گریبان اقتصاد را خواهد گرفت. ضمن اینکه این‌گونه حمایت دولتی در بلند مدت از کیفیت محصولات داخلی نیز خواهد کاست. بنابراین تلاش صنعتگران و بازاریان و حمایت دولت تنها وقتی به ثمر خواهد نشست که مردمان یک کشور خرید محصولات آن کشور را تضمین کنند و به عبارت دیگر برای تولیدات داخلی تقاضای کافی در داخل وجود داشته باشد.
 
از همین رو است که ایشان نقش مهم مردم را در تکمیل این چرخه یادآور شدند و بر فرهنگ سازی به منظور ایجاد حس تفاخر به خرید و تملک تولید داخلی تاکید کردند. اکنون که کلیات این مسأله روشن گشته است بر رسانه­ ها و اصحاب قلم و نیز مبلغین و خطبا فرض است که با همین نگاه سیستمی موضوع را دنبال نموده و زوایای مختلف آن و الزامات عملی آن را برای آحاد مردم و حتی مسوولین ارشد و میانی تشریح نمایند. از این رو در نوشتارهای آتی، هر یک از این اضلاع سه‌گانه و نقش آن و نیز چگونگی اقدام موثر آن‌ها به تشریح مورد بررسی و کنکاش قرار خواهد گرفت.



نظرات 0
تاريخ : سه شنبه 8 فروردین 1391  | 8:54 PM | نویسنده : قاسمعلی
* راهکارهای حمایت از تولید ملی
درس‌های امروزین از شرایط بدر و خیبر
در شرایط کنونی اگر صهیونیست‌ها با حمایت آمریکا، برای نظام اسلامی خط و نشان کشیده و بخواهند با همراهی بعضی همسایگان، مشکلاتی ایجاد کنند، همان طور که پیامبر(ص) به صهیونیست‌های پلید در خیبر مهلت نداد که بخواهند توطئه‌های خود را عملی کنند، نظام مقدس جمهوری اسلامی هم در برابر صهیونیسم به همان صورت برخورد خواهد کرد!
گروه فرهنگی-اجتماعی برهان/حجت الاسلام مصطفی عزتی؛ در مقاله قبل، با توجه به بیانات اخیر رهبر انقلاب در توصیف شرایط فعلی کشور به شرایط بدر و خیبر، در خصوص تحلیل شرایط فعلی کشور، نگاهی به «حوادث جنگ بدر» داشتیم در این قسمت به «توصیف جنگ بدر در قرآن» و «جنگ خیبر» و بررسی نتایج هر کدام می پردازیم. 
 
فصل دوم: جنگ بدر در قرآن
 
بخش عمده ی آیات سوره ی انفال درباره ی این غزوه و تحلیل آن نازل شده است. در اینجا مروری بر چند آیه که درباره ی بدر است خواهیم داشت:
 
22. در آغاز آمده است که: « تو را از انفال می‏پرسند، بگو: انفال متعلق به خدا و رسول است». عده‏ای از مفسّران، انفال در این آیه را غنایم جنگ دانسته‏اند. از عبادة بن صامت نقل شده است که ما درباره ی انفال اختلاف کردیم و رفتار زشتی از خود نشان دادیم، خداوند آنها را از ما گرفت و به رسولش سپرد (1). خداوند در ادامه و بخاطر همین سوء رفتار آنان را به تقوای الهی فرا خوانده و از ایشان خواست تا میان خویش را اصلاح کنند.
 
نتیجه: رقابت بر سر جمع ثروت، نقطه ی آغاز انحرافات و شکست ها است. جدی نگرفتن این هشدار در جنگ بدر، فاجعه ی اُحد را به بار آورد. مقام معظم رهبری می فرمایند: « همه ی دوران زندگى ما، جنگ اُحد است. اگر خوب حرکت کردیم، دشمن شکست خواهد خورد؛ ولى به مجرّد این که چشم مان به غنائم افتاد و دیدیم چهار نفر غنیمت جمع مى کنند، ما هم حسودی مان شد، سنگر را رها کردیم و به سمت غنیمت رفتیم، ورق برمى‌گردد. دیدید که در جنگ اُحد ورق برگشت! در طول تاریخ اسلام، جنگ اُحد تکرار شده است ... دیدید که با این تسلیم شدن در مقابل خواسته هاى حقیر بشرى، چه اتّفاقى افتاد! دندان پیامبر شکست؛ بدن مبارک آن حضرت مجروح شد؛ جبهه ی حق مغلوب شد؛ دشمن پیروز گردید و چقدر از بزرگان اسلام شهید شدند. » (2)
 
23. در آیه ی پنجم آمده است: آنچنان بود که پروردگارت تو را از خانه‏ات بیرون آورد، حال آن که گروهی از مؤمنان ناخشنود بودند؛ با آن که حقیقت آشکار شده با تو مجادله می‏کنند؛ چنان قدم بر می‏دارند که گویی می‏بینند که آنها را به سوی مرگ می‏برند». واقدی می‏گوید: کسانی با تصمیم جنگ مخالفت کردند و گفتند: ما اندک هستیم و رفتن به جنگ روا نیست (3).
 
نتیجه: ترس از دشمن و ترس از کمبود امکانات و نفرات، مانع پیروزی های بزرگ خواهد شد. در تمام رویارویی ها عده ای که در خود احساس حقارت می کنند، سعی در منصرف کردن مؤمنان دارند، نباید از القائات این دسته ناامید شد.
 
24. در ادامه خداوند از وعده ی خود به رسولش یاد می‏کند که به هر روی پیروزی بر یکی از دو گروه ( کاروان یا سپاه ) را به وی داده بودیم: «وَ اِذْ یَعِدُکُمُ اللّهُ اِحْدَی الطّائِفَتَیْن انّها لَکم و تَوَدّونَ اَنَّ غَیْرَ ذاتِ الشَّوْکَةِ تَکُون لکم، و به یاد آر آن گاه را که خدا به شما وعده داد که یکی از آن دو گروه به دست شما افتد، البته مؤمنان علاقمند بودند که آن گروه که عاری از قدرت است ( یعنی کاروان ) به دست شما افتد». خداوند در ادامه از تصمیم خویش بر قطع دست مشرکان یاد می‏کند؛ تصمیمی که در جای جای این سوره، از آن یاد کرده و گفته است که بدر اصولاً عذابی الهی بوده که به مشرکان وعده داده می‏شود: «وَ یُریدُ اللّهَ أَنْ یُحِقَّ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ وَ یَقْطَعَ دابِرَ الْکافِرین، حال آن که خدا می‏خواست با کلمات خویش (4) حق را بر جای خود نشاند و ریشه ی کافران را قطع کند».
 
نتیجه: خواست و اراده ی خداوند بالاتر از اراده ی مسلمانان است و بر آن غلبه خواهد نمود. مبارزه ی تاریخى بین حق و باطل انجام خواهد شد و وعده‏ هاى خداوند تحقق خواهد یافت و پیروزى نهایى از آنِ مسلمانان و انسان هاى حقیقت جو است، و مشرکین ماجراجو و معاند، در جنگ ریشه کن خواهند شد.
 
25. در آیه ی نهم، خداوند از استغاثه ی مسلمانان و در رأس آنها رسول خدا (ص) یاد می‏کند و نیز استجابت دعای آنان، « و آن گاه که از پروردگارتان یاری خواستید و خدا بپذیرفت که من با هزار فرشته که از پی یکدیگر می آیند یاری تان می‏کنم؛ و آن کار را خدا جز برای شادمانی شما نکرد و تا دل های تان بدان آرام گیرد و یاری تنها از سوی خداست که او پیروزمند حکیم است.» سپس در آیه دوازده کیفیت یاری رساندن ملائکه را بیان می‏کند که خداوند خطاب به آنان فرمود: « و آنگاه که به فرشتگان وحی کرد: من با شمایم. شما مؤمنان را به پایداری وا دارید؛ من در دل های کافران بیم خواهم افکند، بر گردن های شان بزنید و انگشتان شان را قطع کنید.» (5).
 
نتیجه: از نکاتى که در مورد جنگ بدر از آیات الهى استفاده مى ‏ شود، تاثیر دعا و نیایش هاى صادقانه در سرنوشت انسان مى ‏باشد . مناجات و راز و نیاز پیامبر صلى الله علیه و آله در میان مسلمانان از درخشندگى خاصى برخوردار بود ، آن حضرت در آن لحظات سرنوشت ‏ساز چنین دعا مى ‏کرد : « اللهم انجز لى ما وعدتنى اللهم ان تهلک هذه العصابة لاتعبد فى الارض ؛ پروردگارا ! وعده ‏اى را که به من داده اى محقق کن ، معبودا ! اگر این گروه [ مسلمانان ] هلاک شوند ، در روى زمین عبادت نمى ‏شوى [ و عبادت تو از روى زمین برچیده مى ‏شود ]» (6)
 
26. در آیه ی یازدهم از وضعیت روحی خوب مسلمانان در شب 17 رمضان، یعنی روز بدر سخن می‏گوید: « و به یاد آر آنگاه که خدا چنان ایمنی تان داده بود که خوابی سبک شما را فرا گرفت و از آسمان برای تان باران بارید تا شست و شوی تان دهد و وسوسه ی شیطان را از شما دور کند و دل های تان را قوی گرداند و قدم های تان را استوار سازد.» از امام باقر (ع) نقل شده که « لِیُثَبِّتَ بِهِ الأقْدام » اشاره به نزول باران و سخت شدن زمین رملی در زیر پای آنهاست (7).
 
نتیجه: مى ‏دانیم که تمام موجودات زنده براى بازیابى آرامش خود و تجدید قواى مادى به خواب و استراحت نیاز دارند و اگر انسان بر اثر عواملى ، مثل : تغییر و تحول در محیط اطراف خود نتواند خواب راحتى داشته باشد ، مطمئناً از قواى بدنى او کاسته مى شود ، قدرت تفکر تضعیف مى شود ، نشاط درونى و طراوت برونى از دست مى رود و انسان در مقابل حوادث ناتوان و شکننده مى گردد . بنابراین ، خداوند متعال خواب آرام بخش را در شب بدر بر مسلمانان ارزانى داشت و این در حالى بود که دشمنان اسلام در آن شب از شدت خوف، هراس، دلهره و اضطراب، خواب راحتى نداشتند . توجه به این گونه امدادهای الهی تأثیر بسیار زیادی در تقویت روحیه ی مؤمنان دارد.
 
27. خداوند در آیه ی هجدهم، مجدداً بر نقشه ی خود در برپایی جنگ بدر اشاره می‏کند: « فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لکِنَّ اللّهَ قَتَلَهُم وَ ما رَمَیْتَ اِذْ رَمَیْتَ وَ لکنَّ اللّهَ رَمی، شما آنان را نکشتید، خدا بود که آنها را کشت؛ و آنگاه که تیر می‏انداختی نیز، تو نمی‏انداختی، خدا بود که تیر می‏انداخت تا به مؤمنان کرامتی ارزانی دارد.»
 
نتیجه: تأکید مجدد بر قدرت الهی. مقام معظم رهبری با تأکید بر این فاکتور مهم می فرمایند: « شما جوانان عزیز، فرزندان عزیزِ من خواهش می کنم بروید شرح این عملیات [عملیات بیت‌المقدس] را که خوشبختانه گوشه اى از آن - فقط گوشه اى از آن - نوشته شده است، با دقت بخوانید، ببینید چه اتفاق افتاد. ببینید جوان هاى ما، مردان ما که آوردن نام همه ى آنها یک کتاب طولانى را به وجود خواهد آورد، چه کردند... [مردانی] که در این عملیات و در این رویاروئى بزرگ چه کردند؛ از چه نیروئى استفاده کردند. این جمله اى که از امام بزرگوار ما نقل شده است و شما شنیدید که فرمود «خرمشهر را خدا آزاد کرد»، دقیق ترین و حکیمانه ترین سخنى است که در این باب گفته شده است؛ عیناً همان « و ما رمیت اذ رمیت و لکن اللَّه رمى ». قدرت خداى متعال در دل رزمندگان، در اراده و عزم پولادین رزمندگان، در صبر رزمندگان، در بازوى تواناى رزمندگان، در قدرت ابتکار رزمندگان تجلى پیدا کرد.
 
دشمن متکى به ماده بود. معلوم است که قدرت مادى توان ایستادگى و رویاروئى با یک چنین هفت جوش معنویت و انسانیت را ندارد. همیشه همین جور است، امروز هم همین جور است عزیزان من! امروز هم قدرت هاى مادى با همه ى توان شان - با پول شان، با صنعت شان، با فناورى پیشرفته شان، با پیشرفت هاى علمى شان - قدرت مقابله و رویاروئى با آن مجموعه ى انسانى که ایمان را، عزم را، همت را، فداکارى را شاخص و معیار کار خود گرفته، ندارند.» (8)
 
28. خداوند در آیه ی بیست و ششم می‏فرماید: « و به یاد آورید آن هنگام را که اندک بودید و در شمار مستضعفان این سرزمین، بیم آن داشتید که مردم شما را از میان بردارند و خدا پناه تان داد و یاری کرد و پیروز گردانید و از چیزهای پاکیزه روزی داد، باشد که سپاس گویید.»
 
نتیجه: هم چنان که جنگ بدر مسلمانان را از موقعیت ضعف که احتمال از بین رفتن کامل بود، به وضعیتی ثابت رساند، اشاره ی مقام معظم رهبری به شرایط فعلی کشور و فرموده ی ایشان که: « در شرایط بدر قرار داریم » اشاره به فرصتی تاریخی است که در شرایط فعلی برای جمهوری اسلامی ایران مهیا می باشد، در شرایط فعلی اگر استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا بخواهد با فشارها و تحریم ها جمهوری اسلامی ایران را در تنگنا قرار دهد، ایران نیز مانند بدر مقابله به مثل خواهد کرد و با حربه‌های مختلف و اقدام به تهدید منافع اقتصادی و سیاسی آمریکا در سراسر جهان، پوزه ی استکبار را به خاک خواهد مالید.
 
29. در بدر کسان زیادی شتران شان را برای سپاه قریش ذبح می‏کردند و مخارج و خوراک آنان را تأمین می‏کردند؛ خدا در آیه سی و ششم می‏فرماید: « کافران اموال شان را خرج می‏کنند تا مردم را از راه خدا باز دارند. اموال شان را خرج خواهند کرد و حسرت خواهند برد. سپس شکست می‏خورند.»
 
نتیجه: آنان که برای تجهیز سپاه کفر پول های فراوان خرج می کنند، بزودی حسرت خواهند برد. به فرموده ی مقام معظم رهبری: « امروز هم دنیاى استکبار راه مواجهه ى با ایران اسلامى را هنوز پیدا نکرده است. تکیه ى به قدرت مادى، تجهیز دوستان و نزدیکان خود به سلاح - شما ببینید چقدر سلاح مدرن وارد این منطقه می شود، و چقدر پول ملت هاى این منطقه صرف این سلاح ها می شود و به جیب صاحبان صنایع نظامى آمریکا و غرب می رود - اما بى فایده است؛ این پول ها را خرج می کنند، اما اینها به دادشان نمی رسد و به دردشان نمی خورد. » (9)

 

هم چنان که جنگ بدر مسلمانان را از موقعیت ضعف که احتمال از بین رفتن کامل بود، به وضعیتی ثابت رساند، اشاره ی مقام معظم رهبری به شرایط فعلی کشور و فرموده ی ایشان که: « در شرایط بدر قرار داریم » اشاره به فرصتی تاریخی است که در شرایط فعلی برای جمهوری اسلامی ایران مهیا می باشد.
 
30. خدای تعالی از یکی از امداداهای غیبی خود در بدر سخن می‏گوید: «در خواب، خدا شمارشان را به تو اندک نشان داد، اگر شمار آنها را بسیار نشان داده بود از ترس ناتوان می شدید و در تصمیم به جنگ، به مناقشه (با یکدیگر) بر می خواستید، ولی خداوند شما را از دشمنان در امان داشت، که او به آنچه در دل هاست آگاه است و آنگاه که چون به هم رسیدند آنان را در چشم شما اندک نمود و شما را نیز در چشم آنان اندک، تا آن کار که مقرر داشته بود واقع گردد. و همه ی کارها به خدا بر می گردد.» روشن است که خداوند تمام شرایط را برای تحقق آنچه خود مقرر کرده بوده، آماده ساخته است.
 
نتیجه: کفار و مشرکین کوچک تر و ضعیف تر از آنچه هستند که در ظاهر می بینیم. این نیز نمونه ای از امدادهای غیبی الهی است که در لحظات حساس به کمک مؤمنین می آید و توجه به آن باعث افزایش روحیه ی سپاه اسلام خواهد شد. شهید مطهری در تفسیر این آیه می فرماید: « قرآن تصریح می کند که در جنگ بدر خدا وسیله ای فراهم کرد که هر دو طرف تشجیع بشوند بر یکدیگر که این جنگ که جنگ سرنوشت بود صورت بگیرد تا در آن، بر ایمان اهل ایمان افزوده شود. ازجمله هنگامی که دو لشکر به یکدیگر برخورد می کنند طوری اسباب فراهم شد که کفار به نظر مسلمین اندک آمدند. آنها در حدود هزار نفربودند ولی به چشم اینها کمتر آمدند. گفتند: اینها که عددشان خیلی کم است. آنها هم که مسلمین را دیدند، کمتر از آنچه بودند به چشمشان آمدند. مسلمین با خود گفتند: اینها که چیزی نیستند، شکستشان می دهیم. آنها هم گفتند: اینها چیزی نیستند، یک لقمه ی ما هستند. این خودش یک حالت روحی است. آنها قوّت قلب پیدا کردند برای این که بجنگند؛ اینها هم قوّت قلب پیدا کردند. و عجیب تر این است که پس از آن که جنگ مغلوبه شد، ناگهان تصور کفار درست در جهت عکس شد. دیدند آن جمعیت، آن طور اندک نیستند، خیلی بیشترند. بعد از آن، مسلمین را دو برابر تصور می کردند و همین، سبب شد که روحیه ی کفار شکست بخورد. خدا می گوید این یک سرّ الهی داشت، می خواستیم که این حقیقت ظهور کند و این درس برای همیشه در میان مردم بماند. » (10)
 
فصل سوم: جنگ خیبر
 
31. خَیبر منطقه‏ای حاصل خیز و از بهترین مناطق حجاز است. زمانی که یهودیان به جزیرة العرب آمدند، بخشی نیز در خیبر سکونت گزیدند و به دلیل امکانات اقتصادی آن، به صورت یک قدرت بسیار قوی درآمدند. آنان قلعه های مستحکمی ساخته و با حفظ ذخیره های خوراکی و سلاح فراوان، خود را به صورت قدرتی شکست ناپذیر و مقاوم در آورده بودند.
 
نتیجه: از هیبت ظاهری و امکانات دشمن نباید هراس به دل راه داد. در طول تاریخ، ظالمان از نظر قدرت ظاهری در موقعیت برتر بوده اند، اما این برتری ظاهری تضمینی برای پیروزی نیست.
 
32. این منطقه، بازار سالیانه‏ای داشت که در روزهای نخست ربیع الاول برپا می شد. در نزدیکی آنها قبیله ی غطفان زندگی می‏کردند که از حامیان این بازار بوده و وسائل امنیت کسانی که به بازار می‏آمدند را فراهم می‏کردند. طبیعی بود که میان آنان و یهودیان مدینه ارتباطاتی وجود داشته باشد. چنان که پس از بیرون راندن بنی النضیر، شماری از آنان، و در رأس شان، حُیی بن اخطب در میان خیبریان باقی ماند. وی در جریان احزاب، به مدینه به میان قریظیان ماند و همراه آنها اسیر شده و به هلاکت رسید. کسان دیگری از بنی‏النضیر در ماجرای احزاب دست داشتند که به خیبر بازگشتند. یکی از آنان سلاّم بن ابی‏الحقیق بود، کسی که در داخل خیبر به دست چند نفر از مسلمانان خزرجی کشته شد (11). بنابراین درگیری مسلمانان مدینه با خیبریان پس از جنگ احزاب آغاز شده و آنان در اندیشه ی یک رویارویی با مسلمانان بودند.
 
نتیجه: آنچه از تشبیه مقام معظم رهبری از وضعیت حاکم بر کشور به «خیبر» برداشت می شود، پیغام روشن رهبری برای عوامل داخلی دشمن و یا اطرافیان ایران است که در لحظه ی آغاز جنگ علیه ایران، به کمک دشمن خواهند آمد و قطعاً صهیونیست ها به عنوان میراث داران همان یهودیان نیز از این قشر خواهند بود و عملاً چنین پیامی را دارد که با گروه های داخلی یا همسایه هایی که با دشمن ایران برای ضربه به ایران همراه شوند، برخوردی بهتر از دشمن نخواهد شد و با این حساب شاهد تغییر جدی رویکرد دفاعی و نظامی ایران در کلام رهبر انقلاب هستیم که البته با مانورهایی که توسط سپاه پاسداران و ارتش جمهوری اسلامی ایران برگزار شد، نشانه ی این تغییر رویکرد کاملاً شفاف بود تا غربی ها دریابند که هر اشتباهی در این زمینه چه هزینه ی سنگینی می تواند برای شان به همراه داشته باشد.
 
33. پس از صلح حدیبیه، یهودیان در وضع دشوارتری قرار گرفتند، زیرا امکان استفاده از نیروی قریش و یا هم پیمانان آن را نداشتند. با این حال، برخی قبایل عرب که در اطراف خیبر بودند، در دشمنی با اسلام با آنان هم داستان بودند، و در این وقت مذاکراتی میان آنان و خیبریان در جریان بود. از آن جمله قبیله بنی سعد بود که در اطراف خیبر سکونت داشت. رسول خدا (ص) از همراهی آنان با اهل خیبر آگاهی یافت و شنید که آنان قصد کمک به یهودیان را دارند.
 
نتیجه: در جریان غزوه خیبر، کفار پایگاه بزرگی برای مقابله با اسلام تشکیل داده بودند و خیبر موقعیتی است که اسلام با کفر مقابله کرده و با یک اقدام حساب شده و سریع و غافلگیر کننده ریشه ی فتنه و توطئه را خنثی می کند.
 
یهودیانی که به خیبر رفتند، پایگاه کفر را مقابل اسلام تشکیل دادند، اما پیامبر (ص) پیش از آن که آن پیمان شکنان، توطئه های خبیثانه ی خود را به مرحله ی اجرا بگذارند، بر آنها یورش برده و دژهای آنان را با رشادت های مولای متقیان امیر‌مؤمنان (ع) در هم کوبید و عظمت اسلام را به رخ کشید.
 
در شرایط کنونی نیز اگر صهیونیست ها با حمایت آمریکا و به امید پشتیبانی آنها، برای نظام اسلامی خط و نشان کشیده و بخواهند با همراهی بعضی همسایگان مزدور، برای ایران مشکلاتی ایجاد کنند، همان طور که پیامبر (ص) به صهیونیست های پلید در خیبر مهلت نداد که بخواهند توطئه های خود را عملی کنند، نظام مقدس جمهوری اسلامی هم در برابر صهیونیسم به همان صورت برخورد خواهد کرد! «ممکن است آمریکا خطرهائى براى کشورهاى دیگر ایجاد کند؛ ممکن است دیوانگى کنند. البته من همین جا بگویم؛ ما سلاح اتمى نداریم، سلاح اتمى هم نخواهیم ساخت، اما در مقابل تهاجم دشمنان - چه آمریکا و چه رژیم صهیونیستى - براى دفاع از خودمان، در همان سطحى که دشمن حمله کند، به آنها حمله خواهیم کرد».

 

 

آنچه از تشبیه مقام معظم رهبری از وضعیت حاکم بر کشور به «خیبر» برداشت می شود، پیغام روشن رهبری برای عوامل داخلی دشمن و یا اطرافیان ایران است که در لحظه ی آغاز جنگ علیه ایران، به کمک دشمن خواهند آمد و قطعاً صهیونیست ها به عنوان میراث داران همان یهودیان نیز از این قشر خواهند بود و عملاً چنین پیامی را دارد که با گروه های داخلی یا همسایه هایی که با دشمن ایران برای ضربه به ایران همراه شوند، برخوردی بهتر از دشمن نخواهد شد.
 
34. رسول خدا (ص) در سال هفتم هجری با سپاهی عازم خیبر گردید. یهودیان خیبر به پشتوانه ی نیروهای نظامی فراوان خود و نیز قلعه‏های مستحکم، انتظار حمله ی رسول خدا (ص) را نداشتند.
 
نتیجه: اصل « غافلگیری » و حمله ی « پیشدستانه » به عنوان دو تاکتیک مؤثر باید در نظر گرفته شوند.
 
35. مسلمانان 1400 نفر بودند که 200 اسب سوار میان شان بود (12) و از آنجا که خیبر از نظر اقتصادی و داشتن غنایم بی شمار وضع مطلوبی داشت، کسانی به قصد غنیمت قصد همراهی رسول خدا (ص) را داشتند، اما حضرت فرمود: از شما تنها کسانی که نیت شان جهاد است با ما همراهی کنند (13).
 
نتیجه: نمونه ی همین سخت گیری را در ضمن حوادث جنگ بدر و تحت بند 8 خواندیم. « خلوصِ » جبهه ی حق از عناصر فرصت طلب و صاحبان نیت های ناخالص ضروری است.
 
36. مسلمانان در طی مسیر، به یکی از عوامل جاسوسی یهود برخوردند. او در ابتدا گفت: یهودیان خیبر همه آماده و مسلحند و ذخیره ی غذایی چند سال را در داخل قلعه ها آماده کرده و کسانی را در پی غطفان فرستاده و آنها نیز به خیبر آمده‏اند. اما پس از بازجویی بیشتر اعتراف کرد که این اخبار را مخصوصاً به دستور یهودیان این گونه بازگو کرده تا مسلمانان را به هراس اندازد. برعکس، اهل خیبر از آمدن سپاه اسلام سخت وحشت کرده‏اند (14).
 
نتیجه: نباید فریب تبلیغات دروغین دشمن و قدرت پوشالی آن را خورد. پروپاگاندا به معنای تبلیغات منفی و وارونه جلوه دادن حقیت به نفع خود از سلاح های مؤثر دشمن است.
 
37. وقتی رسول خدا (ص) به خیبر رسید یهود برای کار از قلعه‏ها خارج می‏شدند که یک باره چشم شان به سپاه اسلام افتاد (15). این نشان می‏دهد که آنها آگاهی از آمدن سپاه نداشته و رسول خدا (ص) به دقت خبر حرکت سپاه را پنهان نگاه داشته است.
 
نتیجه: تأکید مجدد بر اصل « غافلگیری » و حمله ی « پیشدستانه ».
 
38. خیبر منطقه ی وسیعی بود که نخلستان های بی شماری داشت. در آن منطقه ی وسیع قلعه های چندی با فاصله از یکدیگر بود که آنها را حصن می نامیدند (16). برخی از آنها به اندازه ای وسیع بودند که چند قلعه ی کوچک تر را در خود جای داده بود و گاه مجموعه ی چند حصن یک حصن بزرگ را تشکیل می‏داد. « نطات » نامی است که بر چند قلعه شامل قلعه ی ناعم، حصن صعب بن معاذ و قلعة الزبیر اطلاق می شد (17). گفته شده که حصن مرحب در داخل نطات بوده است. منطقه ی نطات مورد حمله ی مسلمانان قرار گرفت. دومین منطقه که مورد حمله قرار گرفت، منطقه ی شقّ بود که شامل حصن اُبَیّ و نزار بود. در جریان فتح نطات، حصن صعب بن معاذ از قلعه های بسیار مستحکم بوده که پس از سه روز بر روی مسلمانان گشوده شده است (18).
 
خود این قلعه چند اُطُم یعنی قلعه های کوچک داشته است (19). اطم به خانه بزرگ با دیوارهای بلند قلعه مانند گفته می شود. پس از گشوده شدن حصون نطات ( که شامل حصن ناعم و حصن صعب بن معاذ بوده ) یهودیان به قلعة الزبیر رفتند. این قلعه نیز سه روز در محاصره بوده و به کمک یکی از یهودیان فتح شد. با فتح قلعة الزبیر، تمامی حصون نطات فتح شد و رسول خدا (ص) دستور داد تا محل لشکرگاه را عوض کنند (20). پس از تغییر محل لشکرگاه، مسلمانان به سوی «شقّ» رفتند که خود حصون چندی داشت. اولین آنها حصن اُبیّ بود. در آنجا چند نفر از یهودیان مبارز خواستند، که حباب بن منذر و ابودجانه به جنگ آنان رفته به هلاکتشان رساندند. پس از آن سپاه اسلام بر قلعه مزبور هجوم برد و یهودیان به سمت حصن نزار که در ناحیه دیگر از «شق» بود گریخته و در را محکم بستند (21). اینان نیز پس از نبردی سخت شکست خوردند. این آخرین حصنی بود که با جنگ به دست مسلمانان افتاد. پس از سقوط نزار، سپاه اسلام به سراغ کتیبه، وطیح و سلالم رفتند. دو قلعه ی اخیر از آن بنی‏الحقیق و به همراه قلعه قموص در شمار قلعه‏های کتیبه بوده است (22). زمانی که سپاه اسلام آماده حمله به قلعه‏های مزبور شد و ساکنان مطمئن به شکست شدند، در خواست صلح کردند. آنان همه چیز خویش را تسلیم کرده و امنیت یافتند.
 
نتیجه: سپاه پیامبر اسلام با « صبر و پایداری » بود که سنگرهای دشمن را یکی پس از دیگری فتح کرد و با وجود قلّت نفرات و ابزار پشت دشمنِ به ظاهر شکست ناپذیر را خرد کرد.
 
39. غزوه ی خیبر صحنه‏ای دیگر از دلیری های امام علی (ع) است. در فتح یکی از قلعه ها که احتمالاً باید قلعه نزار باشد رسول خدا (ص) صبح گاه فرماندهی را به ابوبکر سپرد. اما حصن مزبور تا شب گشوده نشد. فردای آن روز، رایت در دستان عمر قرار گرفت و باز گشوده نشد. شب روز سوم رسول خدا (ص) فرمود: لَاُعْطِیَنَّ الرایةَ غداً رَجُلاً یُحبُّ اللَّهَ و رَسُولَهُ و یُحِبُّه اللّه و رَسُوله (23). صبح روز سوم امام علی (ع) با سپاه حرکت کرده و قلعه ی یهودیان گشوده شد (24).
 
نتیجه: پیروزى فوق العاده مسلمانان در این نبرد، در گرو سه عامل بود: الف. نقشه و تاکتیک نظامى، ب. کسب اطلاعات و تحصیل اسرار داخلى دشمن، ج. جانبازى و فداکارى همه جانبه ی امیرمؤمنان علیه السلام.
 
40. در جریان حمله به قلعه ی ناعم که در حصن نطات بود، رسول خدا (ص) فرمود: تا پیش از دستور او کسی جنگ را آغاز نکند. علی رغم این دستور، مردی از قبیله ی اشجع بر یک یهودی حمله کرد و در نهایت به دست مرحب یهودی کشته شد. به رسول خدا (ص) خبر دادند که فلان شخص شهید شد. حضرت فرمود: آیا پس از آن که من از جنگ نهی کردم؟ گفتند: آری، فرمود: بهشت بر گناهکار روا نیست (25).
 
نتیجه: تأکید مجدد بر ضرورت گوش به فرمان بودن سپاه اسلام و نفی خودسری.(*)
 
منابع تاریخی تحقیق:
 
1. تاریخ سیاسی اسلام، ج1، سیره رسول خدا (ص)، رسول جعفریان
 
2. تبار انحراف، پژوهشی در دشمن شناسی تاریخی، ج1، مهدی طائب
 
3. سایت های اینترنتی
 
پی نوشت ها:
 
1- مجمع‏البیان، ج 4، ص 518؛ و نک: السیرة النبویه، ابن‏هشام، ج 1، ص 642
 
2- بیانات در دیدار خانواده هاى سرداران شهید استان تهران‌ ، 17/2/76
 
3- المغازی، ج 1، ص 131؛ و نک: مجمع البیان، ج 4، صص 521 و520
 
4- مفهوم «کلمات» شاید به معنای وعده نصرت خدا برای انبیاء، آمده باشد که فرموده: لقد سبقت کلمتنا لعبادنا المرسلین انّهم لهم منصورون؛ مجمع‏البیان، ج 4، ص 521؛ شاید هم به معنای فعل
خداوند و نتیجه کار و تصمیم خدای تعالی و معجزه‏ای باشد که عملاً به عنوان کلمه خدا شناخته شود.
 
5- « فاضربوا منهم کلّ بنان » یعنی: « دست و پا ». ترجمه ی متن از جناب دکتر آیتی است.
 
6- تفسیر مجمع البیان ، ج‏4، ص‏525
 
7- مجمع البیان، ج 4، ص 525
 
8- بیانات در جمع دانش آموختگان دانشگاه امام حسین (ع) ، 3/3/89
 
9- بیانات در مراسم فارغ التحصیلى دانش آموختگان ارتش ، 19/8/89
 
10- آشنائی با قرآن ، جلد سوم
 
11- نک: السیرةالنبویه، ابن‏هشام، ج 3، ص 273؛ سبل‏الهدی والرشاد، ج 6، صص 162 - 164
 
12- المغازی، ج 2، ص 689
 
13- طبقات‏الکبری، ج 2، ص 104؛ المغازی، ج 2، ص 634: لایخرجنّ معی الا راغبین فی الجهاد؛ سبل‏الهدی والرشاد، ج 5، ص 180
 
14- المغازی، ج 2، صص 640 - 641
 
15- طبقات‏الکبری، ج 2، ص 106؛ السیرةالنبویه، ابن‏هشام، ج 2، ص 329؛ سبل‏الهدی والرشاد، ج 5، ص 185
 
16- اسامی حصون یهودیان به این ترتیب است: القموص، اُبَیّ، الاخبیه، البُزاة، الزبیر، السلالم، الصعف، الظهار، الکتیبه، المنزال، ناعم، النزار، النطاة، وجدة و وطیح
 
17- المغازی، ج 2، صص 658،648
 
18- المغازی، ج 2، ص 660
 
19- المغازی، ج 2، ص 664
 
20- المغازی، ج 2، ص 667؛ سبل‏الهدی والرشاد، ج 5، ص 191 - 193
 
21- المغازی، ج 2، ص 668
 
22- طبقات‏الکبری، ج 2، ص 106، (و حصون‏الکتیبه منها: القموص، و الوطیح والسلالم.)
 
23- این سخن پیامبر (ص) درباره ی آن حضرت حتی مورد انکار ناصبی‏ترین افراد قرار نگرفته و از صدها طریق روایی، گزارش شده است. در نقل ابن ابی شبیه آمده که رسول خدا (ص) فرمود: کسی را خواهم فرستاد که: حتی یفتح الله له، لیس بفرّار؛ نک: المصنف، ج7، ص 396؛ که شاید کنایه از فرار دیگران باشد.
 
24- المصنف، ابن‏ابی‏شیبه، ج7، صص 393 - 394؛ سبل‏الهدی والرشاد، ج 5، صص 193 - 194؛ السیرةالحلبیه، ج 3، ص 43؛ السیرةالنبویه، ابن‏هشام، ج 3،ص 334؛ این خبر به همین کیفیت در مآخذ متعددی آمده است.
 
25- المغازی، ج 2، ص 649
 

* حجت الاسلام مصطفی عزتی؛ استاد حوزه‏ی علمیه‏ی اصفهان



نظرات 0
تاريخ : سه شنبه 8 فروردین 1391  | 8:54 PM | نویسنده : قاسمعلی
* راهکارهای حمایت از تولید ملی
نزاع سرنوشت ساز جهان بر سر بشکه‌های نفت ایران...
رهبر انقلاب در اولین روز از سال 1391 در مشهد، حراست غیرت‌مندانه از منابع نفتی ایران را علت خصومت زورگویان جهانی با نظام اسلامی خواندند و تأکید کردند: «جمهوری اسلامی مانند شیر از حقوق ملت ایران دفاع می‌کند.»
گروه بین الملل برهان/ جواد بخشی؛ رهبر معظم انقلاب اسلامی در اولین روز از سال 1391 در مشهد، ضمن تبیین موفقیت‌های گوناگون ملت ایران در سال گذشته در مقابل رجزخوانی‌های سیاسی، اقتصادی، نظامی و امنیتی دشمن، حراست غیرت‌مندانه از منابع نفتی ایران را علت خصومت زورگویان جهانی با نظام اسلامی خواندند و تأکید کردند: «جمهوری اسلامی مانند شیر از حقوق ملت ایران دفاع می‌کند.» رهبر انقلاب علت اصلی خصومت‌ها و کینه ورزی زورگویان را این دانستند که نظام اسلامی مقتدرانه از ثروت عظیم نفت و گاز ایرانیان حراست می‌کند.
 
ایشان در تشریح بیش‌تر این مسأله، به وابستگی عمیق کشورهای غربی به منابع نفت و گاز اشاره کردند و افزودند: «آن‌ها می‌دانند که منابع نفتی‌شان حداکثر تا 10 سال دیگر تمام می‌شود و رگ حیاتشان به منابع نفتی مناطق دیگر جهان به ویژه خلیج فارس کاملاً وابسته خواهد شد، به همین علت تسلط بر کشورهای دارنده‌ی منابع نفت به ویژه جمهوری اسلامی برای آن‌ها، اهمیت بی‌نظیر، استراتژیک و حیاتی دارد.» در این مقاله تلاش می‌کنیم تا به تبیین سخنان ایشان درباره‌ی وابستگی غربی‌ها و به ویژه آمریکا به نفت خلیج فارس بپردازیم.

تحلیل موضوع

امروزه اقتصاد جهانى با نفت و گاز خاورمیانه گره خورده است و مصرف‌ کنندگان انرژى در جهان به انرژى این منطقه وابستگى دارند و همین وابستگى سبب گردیده که منطقه‌ی خاورمیانه را به عنوان یکى از علایق ژئوپلتیک خود تعریف کنند. قدرت‌هاى بزرگ تلاش مى‌کنند تا با حضور بیش‌تر خود در خاورمیانه ضمن رسیدن به منابع این منطقه، قدرت‌هاى رقیب خود را به چالش بکشانند و به آن شکل چالش ژئوپلتیک بدهند. در این میان آمریکا به عنوان یک قدرت برتر جهانى، نقش گسترده‌اى در اقتصاد جهانى دارد.
 
ایالات ‌متحده‌ی آمریکا، به عنوان بزرگ‌‌ترین مصرف‌کننده و وارد کننده و نیز دومین تولید کننده‌ی نفت خام جهان و به عنوان بزرگ‌‌ترین اقتصاد ملى جهان با بیش از 10 تریلیون دلار تولید ناخالص داخلى، بزرگ‌‌ترین بازیگر عرصه‌ی انرژى جهان است. بنابراین، سیاست‌ها و اقدام‌های این ابرقدرت اقتصادى و انرژى جهان آثار قابل ملاحظه‌اى بر بازارهاى جهانى انرژى و نیز تولید کنندگان و مصرف‌کنندگان انرژى جهان برجاى خواهد گذاشت.

خلیج‌فارس یکی از حساس‌‌ترین و مهم‌ترین مناطق جهان به ‌شمار می‌رود، به‌ گونه‌ای که به دلیل دارا بودن موقعیت استراتژیک و منابع عظیم نفتی، همواره در کانون توجه قدرت‌های فرا منطقه‌ای و به ‌خصوص ایالات متحده‌ی آمریکا بوده است. یکی از ویژگی‌‌های اصلی نظام جدید جهانی، اهمیت یافتن اقتصاد در عرصه‌ی جهانی است، از این رو مناطقی که از نظر ژئواکونومیک موقعیت بهتری دارند، دارای اهمیت بیش‌تری هستند. از این لحاظ به‌نظر می‌رسد هر کشوری که بر خلیج ‌فارس تسلط داشته باشد، بر جهان مسلط خواهد بود.
 
رهبر معظم انقلاب در همین زمینه در نماز جمعه‌ی 29 مهرماه 1384 چنین بیان داشتند: «آن‌ها دنبال منافع‌‌شان هستند. یکى از مهم‌ترین مناطق، عبارت است از همین خاورمیانه؛ منطقه‌‌اى حساس، پل شرق و غرب، منطقه‌ى نفت، منطقه‌ى گذرگاه‌ها و گلوگاه‌هاى دریایى بسیار حساس، با ملت‌هایى که سابقه‌‌هاى فرهنگى دارند و ذخایر فراوان؛ این‌ها همه در این منطقه جمع است. حکومت آمریکا به این‌طور چیزها براى سلطه‌ى خود در دنیا احتیاج دارد.»[1]

این منطقه رابطه‌ی مستقیمی با امنیت ملی دیگر قدرت‌‌های جهانی دارد و حتی امنیت و ثبات اقتصاد جهانی تا حدودی به این منطقه وابسته است. پس از فروپاشی شوروی، نقش ایالات متحده در منطقه در پی جنگ عراق و کویت بارزتر شد. خلیج ‌فارس به‌عنوان غنی‌‌ترین و مهم‌ترین منطقه‌ی جهان به لحاظ داشتن ذخایر عظیم هیدروکربنی و نیز اهمیت اقتصادی و مالی و به عنوان یک بازار گسترده و پررونق از موقعیت راهبردی مهمی برخوردار است.[2]

این منطقه 65 درصد از ذخایر نفتی جهان را در خود جای داده است. این منطقه با داشتن 230 هزار کیلومتر مربع مساحت، 565 میلیارد بشکه نفت و 7.30 تریلیون مترمکعب گاز، حدود دو سوم نفت مورد نیاز غرب و چهار پنجم نفت مورد نیاز ژاپن را تأمین می‌کند.[3]

آمریکا یکی از بزرگ‌ترین کشورهای تأثیرگذار در عرصه‌ی معادله‌های نفتی جهان می‌باشد. این کشور با تولید روزانه حدود 7 تا 8 میلیون بشکه نفت خام همواره از بزرگ‌ترین تولید کنندگان نفت جهان بوده است. کاهش تولید نفت در آمریکا وابستگی این کشور به واردات نفت را بیش‌تر می‌کند. این مسأله‌ای است که همواره سیاست‌گذاران این کشور را نگران کرده و در طراحی استراتژی‌های نفتی این کشور نقش عمده‌ای ایفا کرده است. عمده‌ی این استراتژی‌ها به مهم‌ترین منطقه‌ی نفت خیز جهان یعنی خاورمیانه مرتبط می‌گردد.[4]

اصلی‌ترین منافع آمریکا در خلیج فارس، منافع اقتصادی بوده و خواهد بود، چرا که از این راه می‌تواند بر منابع انرژی منطقه کنترل و دسترسی بهتری داشته باشد و به دنبال آن بازار پرسودی را برای صادرات این کشور تضمین خواهد کرد. بنا بر اظهارنظرهای «بوش» در انتخابات میان دوره‌ای 2006م. نیروهای آمریکایی به دلا‌یلی مرتبط با نفت، هم‌چنان در عراق مستقر خواهند بود.
 

کاهش تولید نفت در آمریکا وابستگی این کشور به واردات نفت را بیش‌تر می‌کند. از این رو، اصلی‌ترین منافع آمریکا در خلیج فارس، منافع اقتصادی بوده و خواهد بود، چرا که از این راه می‌تواند بر منابع انرژی منطقه کنترل و دسترسی بهتری داشته باشد و به دنبال آن بازار پرسودی را برای صادرات این کشور تضمین خواهد کرد.


 
مصرف جهانی نفت خام و سوخت‌های مایع

در سال 2011م. مصرف روزانه‌ی نفت در جهان یک میلیون بشکه نسبت به سال 2010م. افزایش داشت و به 88.1 میلیون بشکه در روز رسید. سازمان «ای.آی.اِی» انتظار دارد که در دو سال جاری و آینده نیز این روند افزایشی تقاضا ادامه داشته باشد و در سال 2012م. تقاضای جهانی نفت به 89.4 میلیون بشکه و در سال 2013م. این رقم به 90.9 میلیون بشکه در روز افزایش یابد. میزان مصرف نفت کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری‌های اقتصادی در سال 2011م. روزانه با 420 هزار بشکه کاهش همراه بوده که انتظار می‌رود این روند رو به نزول در سال 2012م. نیز ادامه یابد. گفته می‌شود که بخش عمده‌ی رشد تقاضا به کشورهای غیر عضو در سازمان توسعه و همکاری‌های اقتصادی اختصاص خواهد داشت. چین، هند و برزیل پر تقاضاترین کشورها در سال 2012 و 2013 میلادی گزارش شده‌اند.[5]

انرژی و اهمیت آن برای آمریکا

انرژى و به ‌خصوص نفت و گاز نقش مهمى در اقتصاد ایالات‌متحده دارد. از طرف دیگر حوادثى که در فاصله‌ی هزاران مایلى و خارج از کنترل ایالات ‌متحده اتفاق مى‌افتد، مى‌تواند ضمن تأثیر بر بازارهاى انرژى و اقتصاد، اقتصاد آمریکا را نیز مختل کند. رکود اقتصادى که به‌ دنبال دو رکود بازار نفت در دهه‌ی 1970م. پدید آمد، تحریم اقتصادى نفت در سال 1973م.، وقوع انقلاب ایران در سال 1979م. و جنگ خلیج‌ فارس در 1991م.، نمونه‌هایى بر صحت این گفتار است. شوک‌هاى نفتى که باعث افزایش قیمت نفت شده‌اند، رشد (GDP) در ایالات‌ متحده را کاهش داده است.

ذخایر نفت ایالات ‌متحده

ایالات‌ متحده‌ی آمریکا بزرگ‌ترین تولید کننده، مصرف ‌کننده و وارد کننده‌ی انرژى در جهان است. این کشور با داشتن 30 میلیارد بشکه ذخایر نفت خام یعنى 11.3 درصد ذخایر کل جهان، رتبه‌ی دهم ذخایر نفت، با داشتن 3 درصد ذخایر گاز جهان، رتبه‌ی ششم ذخایر گاز طبیعى و هم‌چنین با داشتن 25درصد ذخایر زغال‌سنگ جهان، رتبه‌ی اول ذخایر زغال ‌سنگ را در جهان به خود اختصاص داده است. این در حالى است که کشورهاى حوزه‌ی خلیج‌فارس مانند عربستان سعودى با 262میلیارد بشکه ذخایر نفت یعنى حدود 30 درصد ذخایر نفت جهان، ایران با 130 میلیارد بشکه یعنى حدود 11درصد ذخایر جهان و عراق با داشتن 115میلیارد بشکه یعنى 10درصد ذخایر نفت جهان، رتبه‌هاى اول تا سوم ذخایر نفت خام جهان را به خود اختصاص داده‌اند.
 
نکته‌ی قابل توجه آن است که عمر ذخایر نفت آمریکا حدود 11 سال است، در حالى ‌که عمر ذخایر نفت در عراق حدود 93 سال و در عربستان حدود 73 سال مى‌باشد. اگر هزینه‌ی پایین تولید نفت در منطقه‌ی خلیج ‌فارس را نسبت به هزینه‌ی بالاى تولید در آمریکا بر مطلب بالا اضافه کنیم، بر اهمیت ذخایر نفت منطقه‌ی خلیج ‌فارس بیش از پیش افزوده مى‌شود.[6]

تولید و واردات انرژى در ایالات ‌متحده
 
از دهه‌ی 1970م. تا کنون، یعنى از زمان آغاز تحریم‌هاى نفتى سیر مصرف انرژى در ایالات‌ متحده رو به افزایش مى‌باشد. این مسأله باعث به ‌وجود آمدن بحران و کمبود شدید انرژى در ایالات‌متحده شده است. تولید انرژى در ایالات ‌متحده در سال 1985م. برابر با 67 کوادریلیون (BTU) و مصرف آن 76 کوادریلیون (BTU) بوده است. با افزایش جمعیت و ارتقاى استانداردهاى زندگى و هم‌چنین افزایش رشد اقتصادى، تولید انرژى در سال 2003م. به 71 کوادریلیون (BTU) و مصرف آن به 98 کوادریلیون (BTU) مى‌رسد. پیش‌بینى مى‌شود که در سال 2025م. تولید انرژى به 83 کوادریلیون (BTU) و مصرف آن به 1339 کوادریلیون (BTU) برسد.
 
بنابراین، همان‌ طور که ملاحظه مى‌شود، میزان انرژى تولیدى پاسخگوى نیاز ایالات ‌متحده به انرژى نخواهد بود و وابستگى ایالات‌متحده به واردات انرژى از سال 1985م. افزایش یافته و این روند صعودى تا سال 2025م. ادامه دارد؛ زیرا در صورتى که طى 20 سال آینده روند تولید انرژى از سرعتى مشابه با دهه‌ی گذشته برخوردار باشد، رشد مصرف انرژى نسبت به تولید انرژى تا سال 2025م. فزونى خواهد یافت. بنابراین، پیش‌بینى مى‌شود واردات خالص انرژی از 27 درصد مصرف کل انرژى آمریکا در سال 2003 به 38 درصد در سال 2025 افزایش یابد. ایالات‌متحده داراى منابع انرژى داخلى قابل توجهى است و هم‌چنان به عنوان یک تولید کننده‌ی بزرگ انرژى در جهان باقى خواهد ماند.[7]

مصرف نفت در ایالات‌ متحده

بر اساس برآوردهاى صورت گرفته، در سال 2003م. نفت بزرگ‌ترین منبع تأمین انرژى آمریکا بوده و حدود 40درصد از کل نیاز انرژى این کشور را تأمین کرده است. نفت و گاز طبیعى از اصلى‌ترین سوخت‌هاى مورد مصرف در این کشور بوده و 63 درصد از کل نیاز انرژى و به‌ خصوص بخش حمل‌ونقل را تأمین مى‌کنند. هم‌چنین، پیش‌بینى مى‌شود در طول 20 سال آینده میزان مصرف نفت حدود 35 درصد و گاز طبیعى بیش از 42 درصد افزایش یابد.
 
در طول چند دهه‌ی گذشته مصرف نفت و فرآورده‌‌هاى نفتى در ایالات‌متحده به ‌شدت افزایش‌یافته و با سبقت از تولید داخلى باعث شده است که این کشور از دهه‌ی 1970م. به بعد وارد کننده‌ی دایمى انرژى شود، به نحوى که 89 درصد از کل واردات انرژى ایالات ‌متحده به نفت اختصاص دارد. در طول 20سال آینده، مصرف نفت و فرآورده‌هاى نفت نیز در ایالات ‌متحده روزى 7 میلیون بشکه افزایش خواهد یافت، یعنى مصرف نفت و فرآورده‌های آن از 20 میلیون بشکه در سال 2003م. به 27 میلیون بشکه در سال 2025م. خواهد رسید.[8] بنابراین، واردات نفت یکى از چالش‌هاى بلند مدت ایالات ‌متحده به‌شمار مى‌‌آید.

درصد قابل توجهى از منابع تأمین ‌کننده‌ی انرژى و به‌خصوص نفت ایالات ‌متحده در خارج از این کشور قرار دارند. روند واردات نفت ایالات ‌متحده از دهه‌ی 80 به بعد روبه افزایش است. واردات نفت ایالات‌متحده از حدود 4 میلیون بشکه در روز در سال 1973م.، به بیش از 9 میلیون بشکه در روز در سال 2003م. رسید. طبق پیش‌بینى وزارت انرژى آمریکا در سال 2003م.، واردات نفت ایالات ‌متحده تا سال 2025م. حدود 70 درصد کل تقاضاى داخلى این کشور را تشکیل خواهد داد. هم‌چنین از عمر ذخایر نفت ایالات ‌متحده، با توجه به نسبت تولید جارى و با توجه به این که بیش از 60 درصد نفت قابل استحصال آن در گذشته استخراج شده است و 10درصد بیش‌تر باقى نمانده است.
 
عوامل یاد شده و توجه به این نکته‌ی اساسى که 5 کشور عربستان سعودى، عراق، ایران، کویت و امارات، چهار پنجم ذخایر شناخته شده‌ی جهانى را در اختیار دارند و عمر ذخایر این کشورها قابل مقایسه با ذخایر ایالات‌متحده نیست، توجه ایالات ‌متحده را به کشورهاى حوزه‌ی خلیج‌فارس معطوف کرده است. بنابراین، پیش‌بینى مى‌شود که وابستگى ایالات ‌متحده به منابع نفتى ماورای دریاها در آینده بیش‌تر شده و در این زمینه خلیج‌فارس در بازار جهانى انرژى اهمیت ویژه‌اى پیدا مى‌کند.

سهم این منطقه در تولید جهانى نفت از 6.25 درصد در سال 1996م. به 40.9 درصد در سال 2020م. خواهد رسید. طبق برآوردها، واردات نفت ایالات ‌متحده از منطقه‌ی خلیج ‌فارس از 4.2 میلیون بشکه در روز در سال2000م. به 6 میلیون بشکه در روز در سال 2025م. خواهد رسید. پیش‌بینى مى‌شود به ‌رغم برخى اکتشاف‌هاى نفتى در جهان، تا سال‌هاى متمادى هیچ منطقه‌ی دیگرى نمى‌تواند جایگزین نفت خلیج‌فارس شود. در سیاست ملى انرژى ایالات ‌متحده در مورد ذخایر نفت خاورمیانه و خلیج‌فارس، آمده است: «بدون تردید و براساس تمامی برآوردها و محاسبات، خاورمیانه هم‌چنان به عنوان عامل اصلى تأمین امنیت نفتى جهان باقى خواهد ماند و خلیج‌فارس نیز همواره به عنوان نقطه‌ی توجه و تمرکز سیاست بین‌المللى انرژى ایالات‌متحده مطرح خواهد بود.
 
پیش‌بینى مى‌شود کشورهاى تولید کننده‌ی نفت حوزه‌ی خلیج‌فارس تا سال 2020م. بین 54 و 67 درصد از نفت جهان را تولید نمایند. از این‌ رو اقتصاد جهانى هم‌چنان به وابستگى خود به تولیدات کشورهاى عضو سازمان کشورهاى صادر کننده‌ی نفت (اوپک)، به‌ ویژه کشورهاى حاشیه‌ی خلیج‌فارس ادامه خواهد داد.»[9]

حضرت آیت الله خامنه‌ای در این باره فرمودند: «قدرت‌های استکباری به خاطر تأمین منابع راهبردیشان می‌خواهند کشورهای دارای منابع نفت در دست آن‌ها هم‌چون موم باشند اما جمهوری اسلامی در مقابل خواسته‌های نامشروع آن‌ها هم‌چون شیر ایستاده است.»[10] بنابراین، وابستگى اقتصادى آمریکا و هم‌چنین آسیا و اروپا به منابع نفتى خلیج ‌فارس افزایش خواهد یافت و تعجب‌آور نیست که تمام این قدرت‌ها درصدد تقویت روابط اقتصادى و استراتژیک خود با کشورهاى منطقه‌ی خلیج‌فارس باشند و در این میان ایالات ‌متحده نیز براى رسیدن به این هدف از ابزارهاى مختلف از جمله نظامى‌گرى نیز استفاده کند.[11]

نتیجه‌گیرى

تا سال 2025م.، نفت هم‌چنان مهم‌ترین منبع انرژى جهان (39درصد مصرف کل انرژى) و هم‌چنین ایالات‌متحده (41 درصد) محسوب مى‌شود. رشد مصرف انرژى آمریکا بیش‌تر از تولید است. با افزایش رشد تقاضاى انرژى، وابستگى این کشور به واردات افزایش یافته است، به نحوى که بیش از 1.3 مصرف انرژى در سال 2025م. وارداتى مى‌شود. با افزایش واردات نفت، وابستگى این کشور به کشورهاى تولید کننده‌ی نفت حوزه‌ی خلیج‌فارس در حال افزایش است. ایالات‌متحده از زمان «کارتر» تا «اوباما» هم‌چنان گرفتار مسایل خلیج‌فارس است و البته در حل مسایل کلیدى این منطقه ناتوانى خود را نشان داده است. وابستگى اقتصاد جهانى و به‌خصوص کشورهاى صنعتى و پیشرفته‌ی جهان به منابع انرژى منطقه‌ی خلیج‌فارس به‌ حدى است که اگر این کشورها از دسترسى به منابع انرژى این منطقه محروم شوند، نتیجه‌اش احتمالاً ورشکستگى و به دردسر افتادن متحدان و اقتصاد جهانى خواهد بود.
 
خاورمیانه ازجمله مناطقی است که همواره مورد توجه ایالات متحده بوده و برای آن کشور اهمیت حیاتی داشته؛ چنان‌که آمریکا برای حفظ سلطه خود بر اقتصاد و سیاست بین‌المللی، تسلط بر این منطقه را به‌طور مداوم در دستور کار خود قرار داده است. بسیاری از کارشناسان، مهم‌ترین علت حضور آمریکا در خلیج فارس را دست‌یابی آسان و ارزان به منابع نفتی منطقه عنوان کرده‌اند. [12] آمریکا در حدود 30 درصد، اروپای غربی 60 درصد، و ژاپن 76 درصد نفت وارداتی خود را از خلیج فارس تأمین می‌کنند. از این رو دست‌یابی به کشورهای خلیج فارس و خود خلیج فارس که در حقیقت شاهرگ حیاتی نفت وارداتی آمریکا و متحدان آن است، نهایت اهمیت را دارد.

این مسأله بیانگر موقعیت حیاتی و استراتژیکی این آبراه است. دراین باره، نظریه‌ی رسمی دولت آمریکا که به «دکترین کارتر» مشهور گشت، بدین شرح است: «هر کوششی توسط یک قدرت خارجی، به منظور به دست آوردن کنترل در منطقه‌ی خلیج فارس، به عنوان تهدید منافع حیاتی ایالات متحده آمریکا تلقی خواهد شد و با چنین تهدیدی به هر وسیله لازم از جمله توسل به نیروی نظامی، مقابله خواهد شد». (*)
 
 
پی‌نوشت‌ها:
 

[2] .http://persiangulfstudies.com/fa/index.asp?P=NEWS2&Nu=143

[3] .http://persiangulfstudies.com/fa/index.asp?P=NEWS2&Nu=14
 
[4] .http://fa.merc.ir/Default.aspx?tabid=127&articleid=1478

[5] .http://seconews.com/vdch.xnzt23nwxftd2.html

[6] .http://www.ebtekarnews.com/ebtekar/News.aspx?NID=45465
 
[7] .http://persiangulfstudies.com/fa/index.asp?P=NEWS2&Nu=143
 
[9] .افشین جوان، سیاست ملی انرژی، تهران: سازمان بهینه سازی مصرف سوخت کشور، 1382.  
                                                                                      
[10] .http://www.mofidnews.com/index.php?page=desc.php&id=903&tab=news

[11] .فاضله خادم، سیاست‌های انرژی آمریکا و راهبردهای این کشور در منطقه‌ی خلیج‌فارس، فصلنامه‌ی مطالعات خاورمیانه، اسفند 1385.
 
[12]. محمود طلوعی ، نبرد قدرت ها در خلیج فارس،چاپ اول ، تهران انتشارات ترجمه م نشر ، زمستان 1366 ص 194.195.196.

 

* جواد بخشی؛ کارشناس ارشد دیپلماسی و روابط بین‌الملل



نظرات 0
تاريخ : سه شنبه 8 فروردین 1391  | 8:54 PM | نویسنده : قاسمعلی
* راهکارهای حمایت از تولید ملی
کدام کالای وطنی نیازمند حمایت است؟
اولین سؤالی که در این بحث مطرح می‌شود آن است که در صورت حمایت از تولید داخلی کدام یک از محصولات باید مورد حمایت قرار گیرند؟ آیا منظور از این شعار حرکت به سمت اقتصاد درون‌گرا و مبتنی بر خودکفایی افراطی است که اقتصاد کشور را به سمت انزوا ببرد و یا منظور توانمندسازی فرآیند تولید، برای رقابت در فضای بین‌المللی است...
گروه اقتصادی برهان/سعید غلامی باغی؛ نام‌گذاری امسال به عنوان سال «تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه‌ی ایرانی» زمان مغتنمی است که یکی از تهدیدهای فعلی را به فرصتی تاریخی تبدیل نماییم. نکته‌ی قابل تأمل آن است که در حمایت از تولید، میان بخش‌های اقتصادی، مصرف ­کنندگان و تولید کنندگان لزوماً اتفاق نظر وجود ندارد و لازم است که هر چه زودتر با طرح مباحث کارشناسی این موضوع کالبد شکافی شود. در این گفتمان تلاش می­شود ضمن طرح برخی سؤال‌ها در این زمینه به پیش­ نیازها و الزامات حمایت از تولید ملی توجه شود، تولید داخلی که نیاز به حمایت دارد شناسایی شود و به راهکارهایی در این خصوص اشاره گردد.

در طول دهه‌ی اخیر با فرا رسیدن سال نو، یکی از مسایلی که توجه مسؤولان و کارشناسان حوزه­های مختلف را متوجه خود می­سازد، بیانات مقام معظم رهبری در زمان سال تحویل و نام‌گذاری آن سال است. چند سالی است که این نام­گذاری­ها، بیش‌تر بر حوزه‌ی اقتصاد متمرکز بوده و نشان­ دهنده‌ی آن است که چالش­های اصلی کشور مربوط به این حوزه می‌باشد و در صورت اولویت­بندی مشکلات پیش رو، مسایل اقتصادی در صدر مشکلات مردم قرار دارند. زمانی­ که مقام معظم رهبری سال­های اخیر را با عناوینی مانند «اصلاح الگوی مصرف»، «همت و کار مضاعف» و «جهاد اقتصادی» نام‌گذاری کردند یک اجماع نظر کارشناسی در خصوص تمامی این حوزه­­ها شکل گرفت و تلاش گردید با ایجاد فضای تضارب آرا، ابعاد مختلف این عناوین کالبد شکافی شوند تا بتوان از نتایج اجرای آن در طول سال بهره برد.
 
هر چند با نام‌گذاری سال 1391 به عنوان سال «تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه‌ی ایرانی» و آغاز مباحث کارشناسی در این خصوص، پیش­بینی می­شود که اجماع نظر در این موضوع نیز شکل گیرد ولی نحوه و روش حمایت از تولیدات داخلی، میزان حمایت، بخش­های مورد نظر و ارتباط آن با اعمال محدودیت بر واردات و هم‌چنین لزوم حمایت از مصرف­ کنندگان داخلی موجب اختلاف­ نظرهایی در میان مسؤولان و کارشناسان این حوزه خواهد شد.

اولین سؤالی که در این بحث مطرح می­شود آن است که در صورت حمایت از تولید داخلی کدام یک از محصولات باید مورد حمایت قرار گیرند؟ آیا منظور از این شعار حرکت به سمت اقتصاد درون‌گرا و مبتنی بر خودکفایی افراطی است که اقتصاد کشور را به سمت انزوا ببرد و یا منظور توانمندسازی فرآیند تولید، برای رقابت در فضای بین‌المللی است. آیا تولیدی که نتواند نیاز و تقاضای داخلی را پاسخگو باشد و یا با کیفیت پایین خود موجب عدم کارایی در فرآیند تولید گردد و یا با قیمت بالای خود منجر به ناکارایی در تخصیص منابع گردد و یا با توجه به استانداردهای پایین منجر به تضییع حقوق مصرف کنندگان گردد و سلامت و بهداشت جامعه را به مخاطره بیندازد، مستحق حمایت در بلند مدت می‌باشد؟ آیا حمایت از تولید داخلی در بلند مدت منجر به ناکارایی در بخش تولید نشده و نتیجه‌ی معکوس نخواهد داد؟
 
آیا تجربه‌ی اعمال سیاست‌های حمایت گرایانه در اقتصادهای در حال گذار در دهه­های گذشته در دنیا و اعمال برخی محدودیت­ها در سال­های اولیه‌ی بعد از انقلاب منجر به رونق در تولید داخلی گشته و یا برعکس منجر به عدم رقابت پذیری محصولات تولیدی در بازارهای جهانی شده است؟ آیا روش حمایت از محصولات داخلی با وضع سیاست­های دستوری از جمله ممنوعیت ورود کالاهای مشابه خارجی امکان پذیر است و یا این که به توسعه‌ی قاچاق در کشور می­انجامد؟ آیا مبارزه با قاچاق کالا و کنترل آن با سیاست‌های انتظامی امکان پذیر است؟

طرح این گونه سؤال‌ها موجب بروز اختلاف نظرهایی در مجامع کارشناسی در خصوص شیوه‌ی حمایت از تولید داخلی شده و در صورت عدم اجماع نظر در خصوص این موارد می­تواند توافق در مورد سیاست­های اجرایی برای تحقق اهداف مورد نظر رهبری در حمایت از تولید را با وقفه مواجه سازد.

الف) برای اجرای سیاستی کارا در حمایت از تولید، پیش­ نیازها و الزامات متعددی مورد نیاز است که به برخی از آن‌ها در زیر اشاره می­شود:

1. تجربه‌ی چند دهه اجرای سیاست‌های حمایتی به شکل کنونی هم منجر به نارضایتی تولید کنندگان و هم مصرف ­کنندگان شده است. از یک طرف بخش‌های مختلف تولیدی در کشور همواره از شرایط نامناسب کسب ­و کار و عدم امکان رقابت با محصولات وارداتی گلایه‌مند هستند و همواره تولید کنندگان و سرمایه­گذاران تلاش می­کنند امتیازاتی مانند وضع نرخ­های تعرفه و حقوق ورودی بالا برای کالاهای وارداتی را دریافت کنند. از طرف دیگر حمایت بدون سقف زمانی مشخص و محدود، منجر به عدم ناکارایی در برخی بخش‌های تولیدی شده و این امر الگوی مصرف منابع را در شرایطی غیر بهینه قرار داده و موجب تنبلی برخی صنایع در رسیدن به مزیت رقابتی شده است.
 
به همین دلیل مصرف کنندگان این کالاها نیز همواره به وضعیت فعلی معترض هستند. در این شرایط تعیین میزان حمایت از یک بخش تولیدی، به یک فرآیند چانه­زنی تبدیل شده که مصرف کنندگان و تولید کنندگان، هر یک برای دریافت امتیاز بیش‌تر، ناگزیر هستند همواره نارضایتی خود را به تصمیم­گیران منعکس کنند و در نتیجه ساختار حاکم بر حمایت از تولید در چند دهه‌ی گذشته معمولاً به دنبال رفع بحران‌ها، تأمین نیازها و ایجاد رضایت در بخش‌های مختلف کشور در کوتاه مدت بوده است.

یکی از اصلی­ترین دلایل این که کشور سال‌هاست با مشکل هدفمند نبودن نظام حمایتی مواجه است و شرایط برون رفت از این وضعیت نیز هنوز فراهم نشده، آن است که اتفاق­ نظر و دید بلند مدت میان سیاست‌گذاران در این حوزه وجود ندارد تا بتوانند در یک برنامه‌ی زمان‌بندی مشخص و با اتخاذ فرآیندی علمی به رفع اساسی مشکلات بپردازند. بنابراین برون رفت از این وضعیت نیازمند وفاق ملی و نگاه بلند مدت است که باید در یک برنامه‌ی زمان‌بندی مشخص و با اتخاذ فرآیندی ثابت و قاطع انجام شود. از این رو است که فرصت به وجود آمده به واسطه‌ی نام‌گذاری امسال توسط مقام معظم رهبری به نام سال حمایت تولید ملی را می­توان به عنوان فرصتی تاریخی در به وجود آمدن این نگاه بلند مدت دانست و می­توان اولین پیش­ نیاز حصول اهداف ترسیم شده توسط مقام معظم رهبری در این خصوص را ایجاد اتفاق نظر کارشناسی دانست.

2. یکی دیگر از پیش ­نیازهای این بحث، پرهیز از تعجیل در تصمیم­گیری و اتخاذ سیاست‌های افراطی در خصوص محدودیت و ممنوعیت واردات است که می­تواند منجر به تنش­ در اقتصاد کشور شود. از همین رو است که مقام معظم رهبری در بیانات خود، همواره بر ارتقای مرغوبیت و کیفیت تولید داخلی تأکید داشتند و واردات بی­رویه و بی­منطق را به عنوان ضرر و خطری بزرگ برشمردند. ایشان در بیانات خود و به طور خاص در دیدار با جمعی از کارآفرینان سراسر کشور در تاریخ 16/6/1389 مسأله‌ی مدیریت واردات را مسأله­ای مهم بیان کرده و توصیه کردند که واردات را مدیریت کنید نه این که متوقف کنید یعنی یک چیزهایی باید بیاید و یک چیزهایی باید نیاید تا یک مدیریت صحیح شکل گیرد.

اتخاذ سیاست‌هایی مانند اعمال محدودیت غیرعلمی یا اخذ مجوزهای متعدد از دستگاه­های اجرایی برای واردات، حرکت رو به عقب به سمت سیاست‌هایی است که در گذشته زمینه‌ی رانت و فساد اقتصادی را فراهم می­آورد و در گذشته از این محل به اقتصاد کشور صدمات بسیاری وارد شده است. در نگاه ساده به اقتصاد کلان، می­توان بیان کرد که مصرف جامعه از سه منشأ، مصرف کالاهای تولید داخلی، مصرف کالای وارداتی خارجی و مصرف کالای قاچاق وارداتی خارجی تأمین می­شود. بنابراین اصلی­ترین دلیل اقدام به واردات، تأمین کالاهای مورد نیاز جامعه است. وضع هرگونه سیاستی مبتنی بر ممنوعیت واردات حتی در کوتاه مدت می­تواند منجر به بروز آسیب‌هایی بر اقتصاد کشور شود زیرا واردات کالا فی النفسه امری نامطلوب قلمداد نمی­شود.
 
واردات بخشی از کالاهای مورد نیاز برای مصرف کشور را تأمین می­کند، فضای رقابتی میان تولیدات داخلی و کالاهای خارجی با هدف افزایش کیفیت و کارایی تولید ایجاد می­کند، از منابع محدود کشور به واسطه‌ی جلوگیری از ناکارایی در تولید به صورت بهینه استفاده می­کند، بخشی از تکنولوژی تولید کالا را وارد می­کند و نیاز بخش تولید به مواد اولیه و واسطه­ای را تأمین می­کند. بنابراین واردات امری نامطلوب نیست بلکه مهم آن است که چه کالایی؟ به عنوان رقیب و یا مکمل چه تولیداتی؟ و از چه مسیری؟ وارد کشور ­شود.

3. از دیگر پیش نیازهای تعیین سیاست‌های حمایتی، تعیین استراتژی ایران برای الحاق به سازمان جهانی تجارت است. با توجه به طی ­شدن فرآیند الحاق ایران به سازمان جهانی تجارت و عضویت ایران به عنوان عضو ناظر و تعیین کارگروه الحاق ایران به این سازمان؛ به طور حتم سیاست‌های اتخاذ شده در ایران از طرف این سازمان و کارگروه الحاق رصد می­شود. در این شرایط هر گونه اقدامی برخلاف معیارهای این سازمان می­تواند فرآیند الحاق را تحت‌الشعاع قرار دهد. در این شرایط می­توان قواعد قانونی و مقرراتی خود را به نحوی اصلاح نماییم که نخست بیش‌ترین منافع ملی از این راه حاصل شود و دوم، فرآیند الحاق با مشکل مواجه نگردد. تمامی این موارد در گرو تعیین استراتژی ایران برای الحاق به این سازمان است.
 
آیا تجربه‌ی اعمال سیاست‌های حمایت گرایانه در اقتصادهای در حال گذار در دهه‌های گذشته در دنیا و اعمال برخی محدودیت‌ها در سال‌های اولیه‌ی بعد از انقلاب منجر به رونق در تولید داخلی گشته و یا برعکس منجر به عدم رقابت پذیری محصولات تولیدی در بازارهای جهانی شده است؟ آیا روش حمایت از محصولات داخلی با وضع سیاست‌های دستوری از جمله ممنوعیت ورود کالاهای مشابه خارجی امکان پذیر است و یا این که به توسعه‌ی قاچاق در کشور می‌انجامد؟ آیا مبارزه با قاچاق کالا و کنترل آن با سیاست‌های انتظامی امکان پذیر است؟

 
4. یکی دیگر از پیش­ نیازهای دست‌یابی به حمایتی هدفمند، وجود آمار و اطلاعات دقیق برای تطبیق میان میزان تولید داخلی کالا با نیاز واقعی جامعه است. شایان توجه است که در حال حاضر آمار و اطلاعات مربوط به صادرات و واردات از راه گمرک جمهوری اسلامی ایران به تفکیک حدود 6600 کد کالایی بر حسب تقسیم­بندی (HS) تهیه و منتشر می­شود ولی اقلام مربوط به تولید به صورت پراکنده از راه وزارتخانه­های تولیدی (صنعت، معدن، تجارت، کشاورزی، بهداشت و ...) بر حسب تقسیم­بندی (ISIC) تهیه و به صورت متمرکز منتشر نمی­شوند. بنابراین اولین اقدام برای شفاف­سازی میزان نیاز داخلی با توجه به تولید و واردات، تهیه‌ی آمارهای دقیق با تقسیم­بندی­های واحد است.

ب) کدام تولید ملی نیاز به حمایت دارد و باید از آن حمایت شود؟ مشخصات تولید داخلی مورد حمایت عبارت است از:

1. تولیدی مورد حمایت است که در طی یک دوره‌ی برنامه­ریزی شده میان مدت (3 تا 5 ساله) و یا حداکثر در یک دوره‌ی بلند مدت (5 تا 20 ساله)، بتواند نیاز و تقاضای داخلی را با قیمت، کیفیت و استاندارد قابل رقابت با تولید مشابه در بازارهای جهانی تأمین نماید.

2. حمایت از تولید کنندگان نوپا ضروری است. در برخی موارد، در واردات کالا به تولید کنندگان نوپا کم توجهی می­شود (مانند تولید کنندگان قطعات لوازم ­یدکی و یا لوازم خانگی) و در نتیجه بازار تولید متضرر می­شود. ورود کالاهای مربوط به صنایع نوپا، شکل­گیری تولید را به خطر می­اندازد.

3. حمایت از تولید کنندگانی که با تجارت غیرمنصفانه مواجه هستند مهم است. ورود کالاها در شرایط غیرمنصفانه مانند دامپینگ (قیمت­شکنی) با هدف نابودی صنایع داخلی مخرب است. این در حالی است که در برخی موارد کالاهایی از کشورهایی که اقدام به قیمت ­شکنی می‌کنند، وارد می­شود (مانند ورود لاستیک چینی) و در نتیجه بازار تولید را متضرر می­کند.

4. حمایت از تولیداتی که تلاش می­کنند به استانداردهای ملی، منطقه­ای و جهانی نزدیک ­شوند، ضروری است. عدم حمایت از این گونه کالاها در شرایطی که استانداردهای اجباری در حال گسترش هستند و حضور کالاها در کشورهای دیگر و بازارهای جهانی مستلزم رعایت استانداردهای منطقه­ای و جهانی است، ضروری است.

5. حمایت از تولید کالاهایی که با فرهنگ و آموزه های دینی کشور تطبیق دارند، ضروری است، زیرا در برخی موارد کالاهایی به صورت قانونی و غیرقانونی وارد کشور شده و در سطح آن به خصوص در میان قشر نوجوان و جوان، توزیع شده (انواع البسه، لوازم التحریر و علایم و نشان‌های نامناسب) که با فرهنگ ایران در تعارض هستند و موجب بروز آسیب‌های اجتماعی شده­اند.

6. کالای تولید داخلی که می­تواند نیاز داخلی را تأمین کند و از نظر قیمت و کیفیت در شرایط رقابتی است، نیازی به حمایت ندارد و تنها باید در مقابل تجارت غیرمنصفانه از قبیل دامپینگ و ... محافظت شود. با این حال برخی از تولید کنندگان، مدعی هستند که تقاضای داخلی به درستی نیازسنجی نمی­شود و در شرایط رقابتی، تولیدات ملی می­توانند نیاز داخلی را تأمین کنند. این صنایع از ورود بی­رویه‌ی کالا با شرایط غیرمنصفانه گلایه­مند هستند و آن را عاملی برای رکود در تولید داخلی قلمداد می­کنند.

7. کالای تولید داخلی که از فرآیند تبدیل کالاهای واسطه­ای قاچاق حاصل می­شوند، مورد حمایت نیست. در شرایط کنونی که ریسک قاچاق اندک است و انواع کالاهای واسطه­ای و مصرفی به صورت قاچاق وارد کشور می­شوند و نظارتی بر کیفیت و استاندارد این کالاهای قاچاق وجود ندارد، بخش تولید متضرر و سلامت جامعه به مخاطره می­افتد.

8. و برخی کالاهای تولیدی دیگر

ج) هر چند در این فرصت اندک نمی­توان به تمامی ابزارها و راهکارهای موجود در این زمینه اشاره کرد ولی در زیر به برخی راهکارهای مورد استفاده در راستای حمایت از تولید و مدیریت واردات اشاره می­شود:

1. ایجاد عزم ملی در کشور برای حصول نتایج اجرای سیاست «حمایت از تولید ملی و کار و سرمایه‌ی ایرانی» که با نام‌گذاری امسال با این عنوان می­توان از این فرصت تاریخی برای تبدیل یک تهدید و نقطه‌یضعف به یک فرصت و نقطه‌یقوت استفاده نمود؛
 
2. برگزاری جلسات کارشناسی و هم­اندیشی در خصوص اقدام‌های لازم برای حصول اجماع کلی پیرامون «استراتژی­های بلند مدت» با ارایه‌ی سیاست‌های کلی از طرف مجمع تشخیص مصلحت نظام و تأیید و ابلاغ مقام معظم رهبری؛

3. تعیین متولی اصلی بحث مدیریت واردات و اصلاح فضای کسب و کار در دولت به صورت دقیق تا نسبت به مسایل پیش آمده در برابر دستگاه­های نظارتی پاسخگو باشند؛

4. تسهیل فضای کسب و کار در بخش تولید و تسهیل فضای کسب و کار تجاری و گمرکی به عنوان اولویت مدنظر قرار گیرد؛

5. تشکیل بانک آمار و اطلاعات مربوط به تولید، واردات، صادرات، قاچاق، اشتغال و ... به تفکیک حدود 7 هزار قلم کالای مورد نظر در طبقه­بندی­های بین­المللی تهیه و منتشر شود؛

6. شناسایی و احصای اولویت­های تولیدی کشور و بخش­های نوپای تولیدی؛

7. سنجش نیاز کشور در خصوص کالاهای استراتژیک و میزان رقابت­پذیری آن‌ها از نظر قیمت و کیفیت، تا صنایع داخلی نواقص خود در مقایسه با کالاهای خارجی مشابه را شناسایی و آن‌ها را رفع کنند و از ورود کالاهای مازاد نیاز داخلی که از نظر قیمت و کیفیت بهتر نمی­باشند و فقط به علت وارداتی بودن دارای مزیت هستند، جلوگیری شود؛

8. تعیین برنامه‌ی زمانی بهینه برای حمایت از تولید بخش­های نوپای تولیدی و کالاهای استراتژیک و برنامه‌ی­ زمان‌بندی دست‌یابی به سطوح رقابتی جهت اعمال محدودیت‌هایی برای ورود کالاهای رقیب؛

9. بازنگری در ترکیب و اصلاح ساختار کمیسیون ماده‌ی (1) آیین نامه‌یاجرایی قانون مقررات صادرات و واردات و تبدیل آن به کمیسیونی کارشناسی، فعال و کارآمددر راستای اتخاذ نرخ­های تعرفه‌ی بهینه که بتواند با تنظیم تعرفه­های هدفمند و علمی مدیریت واردات را برعهده بگیرد؛

10. هدفمند کردن نظام حمایتی (یعنی بخش‌هایی از تولید داخلی که نیاز به حمایت دارند باید به صورت هدفمند و در زمان‌بندی مشخص مورد حمایت قرار گیرند و بخش‌هایی که استمرار حمایت از آن‌ها موجب ناکارایی و تنبلی تولید شده است مورد بازنگری قرار گیرند.)؛

11. تهیه‌ی بسته‌ی سیاستی جلوگیری از ورود کالا به صورت قاچاق و استفاده از سیاست‌های مناسب؛

12. اتخاذ سیاست‌های ضد دامپینگ و وضع عوارض ویژه برای این کالاها بر اساس بند (ح) قانون برنامه‌ی چهارم توسعه و ماده‌ی 13 قانون الحاق موادی به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت؛

13. استفاده از ظرفیت­های تنظیمی قانون حمایت از مصرف­ کنندگان؛

14. اعمال محدودیت­های ویژه برای ورود کالاهای فاقد استاندارد با افزایش پوشش کالاهای استاندارد اجباری و ضوابط فنی که ورود آن‌ها منوط به اخذ گواهی از مؤسسه‌یاستاندارداست؛

15. اعمال محدودیت‌هایی برای ورود برخی کالاها با استفاده از تقسیم­بندی (کالاهای مجاز، مجاز مشروط و ممنوع)؛

16. استفاده از مقررات تنظیمی مندرج در قانون امور گمرکی برای جلوگیری از ورود کالاهایی که موجب اغفال خریدار و مصرف­ کننده می­شود و نظایر آن؛

17. اعمال محدودیت برای واردات کالاهای کشاورزی بر اساس قانون مصوب مجلس؛

18. استفاده از ابزارهای فرهنگی و رسانه­ای با هدف تغییر الگوی مصرف کالا و تمایل به کالاهای داخلی تقویت شود؛

19. از واردات کالا از تمامی معابر مرزی فاقد نظارت و کنترل دستگاه­های مربوط مانند گمرک، استاندارد و بهداشت، پرهیز شود؛

20. برای اعمال محدودیت تنها از روش نرخ تعرفه‌ی ارزشی و عوارض درصدی ضد دامپینگ استفاده شود و تا حد امکان از روش‌هایی مانند نرخ تعرفه‌ی ثابت، محدودیت­های مقداری و سهمیه­بندی به دلیل افزایش امکان بروز فساد پرهیز شود؛

21. با توجه به آثار تحریم بر بخش بازرگانی از جمله افزایش هزینه و پیچیده‌تر شدن مراحل تجارت لازم است بسته­ای اجرایی در بخش مدیریت واردات با توجه به مسایل تحریم ارایه شود و از سیاست‌های تشدید کننده اثرات نامطلوب تحریم مانند اعمال محدودیت برای ورود کالا توسط بخش خصوصی بدون تعیین زمان و فرصت مناسب پرهیز شود.(*)
 

*سعید غلامی باغی؛ مدرس دانشگاه و پژوهشگر ارشد امور اقتصادی



نظرات 0
تاريخ : سه شنبه 8 فروردین 1391  | 8:49 PM | نویسنده : قاسمعلی

بندرعباس - خبرگزاری مهر: مدیرعامل سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری بندرعباس گفت: شعار حمایت از تولید ملی پایه پیشرفت کشور در بخشهای مختلف است.

به گزارش خبرنگار مهر، شهره معظمی گودرزی بعد از ظهر سه شنبه در جلسه ای با مسئولان سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری بندرعباس با اشاره به نامگذاری سال ۹۱با عنوان سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی از سوی مقام معظم رهبری، اظهار داشت: رهبر معظم انقلاب در نامگذاری سال‌ها با عناوین مختلف با توجه به شرایط و ضرورت‌های کشور، بسیار هوشمندانه عمل می‌کنند و این موضع نشانگر دید عمیق معظم له به مسائل مختلف است.

وی افزود: نوروز پیام‌آور عیدی است که در آن شادابی و نشاط، محبت و الفت به یکدیگر هدیه می‌شود در واقع نوروز آغاز زندگی و سرزندگی دوباره طبیعت و مظهر وحدت است، نوروز حلقه پیوند بین میراث فرهنگ و تمدن ایران زمین با دین مبین اسلام است که واژه‌هایی چون صله ارحام، تفکر، نوآوری، سر زندگی، پاکی و نظافت و تعاملات اجتماعی را معنا و مفهوم می‌بخشد.

مدیرعامل سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری بندرعباس ادامه داد: نوروز جلوه‌ای از تجلی آفاق است که تأثیر خود را در انفاس و رفتار انسانی نمود می‌دهد و با توجه به ویژگی‌های مطروحه، نوروز پیام‌آور تجلی و مظهر زیبایی‌های خلقت الهی، وحدت، عشق به هستی و جهت‌گیری‌های انسان را به سوی حق و عدل که هندسه نظام هستی بر آن استوار است را نوید می‌دهد.

گودرزی با بیان اینکه مقام معظم رهبری در پیام نوروزی، سال ۹۱را  سال"تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی" نامگذاری کردند، عنوان کرد: ایشان با دعوت از همه دست‌اندرکاران اقتصادی و آحاد ملت برای حرکت به سوی رونق تولید داخلی در سال جدید تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی را به عنوان شعار سال ۹۱معرفی کردند که این مهم باید در اولویت کار و برنامه‌های دستگاه‌ها قرار گیرد.

وی بروز اقتدار حقیقی که از سوی مقام معظم رهبری بر آن تأکید شده را در گرو توجه بیشتر به تولیدات داخلی و صادرات آن عنوان کرد و افزود: این شعار در واقع به معنای اهمیت دادن به امر توسعه به‌ عنوان پایه اقتصاد کشور و پایه پیشرفت مملکت در حوزه‌های مختلف است.

گودرزی گفت: برای رسیدن به این مهم باید دستگاه های فرهنگی از جمله صدا و سیما محاسن خوداتکایی و تولید ملی را برای مردم تبیین کنند تا استفاده از تولید داخل به عنوان ارزش در کشور نهادینه شود زیرا یکی از مهترین ابزارها برای تحقق این موضوع فرهنگ سازی آن در جامعه و در بین تمامی اقشار جامعه است



نظرات 0
تاريخ : سه شنبه 8 فروردین 1391  | 8:49 PM | نویسنده : قاسمعلی

کرمانشاه ـ خبرگزاری مهر: اسکان 20 هزار نفر در اماکن آموزشی کرمانشاه، سال 91زمان نهادینه کردن تولیدات ملی است و... اخبار کوتاه استان کرمانشاه است.

به گزارش خبرگزاری مهر، 20 هزار و 600 مهمان نوروزی در اماکن اقامتی آموزش و پرورش استان کرمانشاه اسکان یافتند.

مسئول روابط عمومی سازمان آموزش و پرورش استان کرمانشاه از پذیرش 20 هزار و 609 نفر از مهمان و گردشگران نوروزی شامل خانواده های فرهنگی و غیرفرهنگی در اماکن اقامتی وابسته به این نهاد تا پایان ششمین روز از نوروز امسال خبر داد. 

حسین پارساپور گفت: این تعداد مهمان و گردشگر در قالب سه هزار و 447 خانوار از سراسر کشور پذیرش شده اند.

وی افزود: دو هزار و 857 خانوار را فرهنگیان، 471 خانوار دیگر را کارمندان دستگاههای اداری مختلف و 146 خانوار دیگر را خانوارهای غیرفرهنگی تشکیل می دهند.

سال 91، سال نهادینه کردن تولیدات ملی است

استاندار کرمانشاه گفت: سال 91، سال نهادینه کردن تولید ملی و گام برداشتن در راستای حمایت از کار و سرمایه ایرانی است. 

سید داوش هاشمی افزود: انشاالله در ظل توجهات حضرت ولی عصر (عج) و رهبری داهیانه ولی امر مسلمین جهان، سال 1391 برای مهین عزیز ایران اسلامی، سالی پرخیر و برکت و نشاط انگیز خواهد بود و همانند سال جهاد اقتصادی، دستاوردهای چشمگیری در زمینه تولید ملی ،حمایت از کار و سرمایه ایرانی و در نهایت، شکوفایی اقتصاد ایران اسلامی را بدنبال خواهد داشت.

وی با اشاره به راهکارهای اقتصادی و هوشمندانه رهبر فرزانه انقلاب در ابتدای سال جدید، تصریح کرد: خداوند متعال را شاکریم که رهبر و مولایمان هر ساله با تدابیری ارزشمند، راهکارهای اقتصادی و اجتماعی لازم را برای ملت شریف و تاریخ ساز ایران ترسیم می کنند.

هاشمی افزود: جا دارد از ملت حماسه ساز استان کرمانشاه که در تمامی برهه های حساس نظام اسلامی ایران، همواره یار و یاور رهبر عظیم الشان خود بوده اند کمال تشکر و سپاس ویژه داشته باشیم لذا وظیفه ما مسئولان استانی، خدمتگزاری صادقانه به این مردم عزیز است.

بارندگی در کرمانشاه تا پایان هفته جاری ادامه دارد

اداره کل هواشناسی استان کرمانشاه از تداوم بارش باران تا آخر هفته جاری در استان، خبر داد. 

سامانه ناپایداری که از واپسین ساعات دیروز به طور متناوب جو استان را در بر گرفته، موجب بارش باران، رعد و برق و تگرگ خواهد شد.

بر این اساس، فعالیت اصلی این سامانه در روزهای سه شنبه و جمعه می باشد که احتمال آبگرفتگی معابر را نیز به همراه خواهد داشت.

این پیش بینی می تواند کمکی برای گردشگران و مهمانان نوروزی در استان باشد که برنامه ریزی هایشان را متناسب با وضعیت جوی هماهنگ نمایند.

51 درصد کشفیات مواد مخدر در استان افزایش یافت

فرمانده انتظامی استان کرمانشاه گفت: کشفیات مواد مخدر توسط پلیس مبارزه با مواد مخدر استان کرمانشاه در سال گذشته نسبت به سال 89 از افزایش 51 درصدی برخوردار است. 

سردار کریم کشوری افزود: در سال گذشته، بیش از یک هزار و 442 کیلوگرم انواع مواد مخدر توسط پلیس مبارزه با مواد مخدر استان کرمانشاه کشف شد.

وی بر عزم جدی پلیس مبارزه با مواد مخدر استان کرمانشاه در مبارزه با عاملین تهیه و توزیع مواد مخدر تاکید کرد.

کشوری افزود: سال گذشته در مجموع، 28 باند تهیه و توزیع مواد مخدر متلاشی شده و بیش از پنج هزار و 300 پرونده نیز تشکیل و برای سیر مراحل قانونی، تحویل مراجع قضایی گردید.

فرمانده انتظامی استان کرمانشاه در پایان، افزود: ماده مخدر تریاک با میزان یک هزار و 200 کیلوگرم، بیشترین کشفیات پلیس مبارزه با مواد مخدر استان در سال گذشته را تشکیل می دهد.



نظرات 0
تاريخ : سه شنبه 8 فروردین 1391  | 8:49 PM | نویسنده : قاسمعلی

اردبیل – خبرگزاری مهر: رئیس سازمان جهاد کشاورزی استان اردبیل با یادآوری نامگذاری امسال، بخش کشاورزی را پایه تولیدحمایت از کار و اشتغالزایی در استان عنوان کرد.

به گزارش خبرنگار مهر، عادل عبدایمانی بعد از ظهر سه شنبه در جلسه کارگروه کشاورزی استان با تبیین نقش کشاورزی به عنوان پایه و اساس ویژه در تولید ملی اضافه کرد: تحقق شعار امسال در حوزه کشاورزی می تواند تحول بنیادی در تولید و حمایت از کار ایجاد کند.

وی با بیان اینکه بخش کشاورزی از موثرترین لوازم تحقق سال تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی است، افزود: پیشرفت و توسعه کلان استان باید بر مبنای کشاورزی صنعتی و مدرن پایه ریزی شود.

رئیس سازمان جهاد کشاورزی استان، اردبیل را قطب کشاورزی در سطح کشور برشمرد و یادآور شد: در همین راستا برای بهینه سازی مصرف آب در این بخش و ترویج آبیاری نوین برنلامه ریزی شده است.

وی با اشاره به استعدادها و تواناییهای کشاورزی منطقه تصریح کرد: با توجه به  استعداد آب و خاک و توانمندیهای مهندسی و  کارشناسی موجود، فعالیت مستمر و کار آمد می تواند با ایجاد تحول اساسی  زمینه ایده آل و مطلوب اشتغالزایی را فراهم کند.

عبدایمانی با تاکید بر توسعه کشاورزی برای افزایش اشتغال پایدار، استان اردبیل را مستعد توسعه کشاورزی، رشد و تحول و سرمایه گذاری دانست.



نظرات 0
تاريخ : سه شنبه 8 فروردین 1391  | 8:49 PM | نویسنده : قاسمعلی

گنبدکاووس - خبرگزاری مهر: نماینده مردم گنبد در مجلس شورای اسلامی با اشاره به نامگذاری سال جاری توسط مقام معظم رهبری اظهار داشت: تاکید و ترویج شعار تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی وظیفه اصلی همه ماست تا الگویی باشیم برای سایر بلاد اسلامی و در این خصوص تلاشها باید روز افزون باشد.

به گزارش خبرنگار مهر، عبدالله رستگار صبح سه شنبه در جمع مسئولان شهرستان با اشاره به برگزاری مطلوب انتخابات در این شهرستان از حضور حداکثری مردم در پای صندوقهای رای قدردانی کرد.

وی با تاکید بر حمایت از صندوق سرمایه گذاری کشاورزی در خصوص پیگیری تسطیح خاک برداری مسیر راه آهن گرگان اینچه برون، تکمیل پست برق گنبد 4، طرح باران مصنوعی ،احداث بیمارستان 400 تختخوابی و مبارزه با آفت ملخ هم تاکید کرد.
   
آخوند عبدالباسط نوریزاد امام جمعه اهل سنت گنبد کاووس نیز بر جدیت در تحقق فرمایشات مقام معظم رهبری در نامیدن سال تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی تاکید کرد و گفت: الگوی ما در کار کردن باید حضرت علی (ع) باشد.

وی ضمن تاکید بر داشتن تقوای الهی اظهار داشت: اگر در کارها هدف رضایت خداوند متعال باشد باعث عزت و افتخار خواهد بود.

وی اظهارامیدواری کرد امسال هم مثل سالهای گذشته سالی توام با مودت و صمیمیت و ارادت به رهبری باشد.



نظرات 0
تاريخ : سه شنبه 8 فروردین 1391  | 8:49 PM | نویسنده : قاسمعلی

گنبدکاووس - خبرگزاری مهر: فرماندار شهرستان گنبد کاووس گفت: حمایت از تولید ملی موضوع اشتغال را حل می کند.

به گزارش خبرنگار مهر، حیدرعلی احمدی صبح سه شنبه در جمع مسئولان شهرستان افزود:  حمایت از تولید ملی، اقتصاد کشور را شکوفا و تحریمها را بی اثر می کند.

وی ضمن تبریک سال نو با اشاره به پیام نوروزی مقام معظم رهبری در نامگذاری سال 91 به نام تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی گفت: اگر تولید ملی تقویت شود موضوع اشتغال حل می شود .

احمدی همچنین تاکید کرد : وظیفه مردم در حمایت از تولید داخلی بسیار اهمیت دارد.

وی عنوان کرد:دستگاههای اجرایی در تحقق فرمایشات رهبری وظیفه مضاعفی دارند و برای تحقق پیام رهبری هر یک از دستگاههای اجرایی برنامه ها و پیشنهادهای خود را به فرمانداری ارائه دهند و در جهت تشویق مردم کار فرهنگی انجام دهند.

وی در این جلسه در خصوص مستند سازی فعالیتهای کمیته ستاد تسهیلات دائمی سفر ، هماهنگی بهتر و بیشتر دستگاهها با مدیریت بحران شهرستان ، مدیریت لایروبی رودخانه ها و ادامه کار توسط امور آب تاکید کرد.

وی با اشاره به موفقیتهای شهرستان در سال 90 اظهار داشت: شهرستان گنبد کاووس در سال گذشته جزو شهرستانهای برتر در ستاد تسهیلات دائمی سفر و هفته دولت و ستاد دهه فجر بوده است و سرشماری در این شهرستان به خوبی انجام شد.

احمدی با بیان اینکه گنبد اولین شهری بود که در انتخابات آن تایید شد گفت: یکی از وظایف اصلی فرمانداری برگزاری مطلوب انتخابات است که الحمدالله با کمک معتمدین شهرستان با مشارکت حداکثری مردم انجام شد.

وی با اشاره به موج نخست سفرهای نوروزی و روند مطلوب ستاد تسهیلات سفر در شهرستان گفت: باید خدمات رسانی به مسافران نوروزی تا 14 فروردین ادامه یابد وی از اعزام کاروان راهیان نور خبر داد که اعزام بعدی آن 13 فروردین خواهد بود.



نظرات 0
تاريخ : سه شنبه 8 فروردین 1391  | 8:49 PM | نویسنده : قاسمعلی

وزیر علوم با اشاره به سال جدید که از سوی مقام معظم رهبری سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی نام نهاده شده است گفت: جامعه دانشگاهی کشور با همت و تلاش مضاعف و بهره ‌گیری از تمامی ظرفیت‌های موجود در فعالیت‌های علمی و پژوهشی و همکاری تنگاتنگ با صنایع داخلی کشور ، زمینه تحقق اهداف تبیینی سال جدید را فراهم می کند.

به گزارش خبرگزاری مهر، دکتر کامران دانشجو با صدور پیامی فرا رسیدن عید نوروز سال 91 و بهار طبیعت را به جامعه دانشگاهیان کشور تبریک گفت که متن کامل پیام نوروزی وی بدین شرح است:

" بار دیگر تقدیر الهی، فرصت دیدار بهار را با هزاران نقش و نگار فراهم نمود تا جمال بی‌انباز خود را رونمایی و آدمی را به کمال بی‌مثال راهنمایی نماید. 

کارگاه آفرینش، مجال رویت و معرفت مبدأ و معاد را در موسم بهار مهیاکرده و آیات الهی را در جای جای طبیعت، واقع ساخته، تا نشان بی‌نشان او باشد.

اینجانب فرارسیدن سال نو و بهار طبیعت را به کلیه اقشار دانشگاهی به‌ویژه همکاران تلاش‌گر و استادان، دانشجویان و کارمندان شریف و عزیز صمیمانه تبریک و تهنیت می‌گویم.

در سال جهاد اقتصادی شاهد همت و تلاش جامعه دانشگاهی کشور در توفیق کسب رتبه اول علمی منطقه و ارتقای چندین رتبه در جهان بوده‌ایم که حاصل حمایت از فعالیت‌های علمی و اعتماد به نفس و خوداتکایی عملی استادان و دانشجویان کشور و تحقق دستاورد بزرگ انقلاب اسلامی و نگرش و رویکرد (ما می‌توانیم) بوده است.

امید است در سال جدید که مقام معظم رهبری(مدظله العالی) سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی نام نهاده‌اند جامعه دانشگاهی کشور با همت و تلاش مضاعف و بهره‌گیری از تمامی ظرفیت‌های موجود به‌خصوص تمهید شرایط حضور شاداب و مشارکت فعال استادان محترم و دانشجویان عزیز و فناوران برجسته کشور در فعالیت‌های علمی و پژوهشی و همکاری تنگاتنگ با صنایع داخلی کشور ، زمینه تحقق اهداف تبیینی سال جدید را فراهم نمایند.

از خداوند متعال توفیقات روزافزون جامعه دانشگاهی کشور در خدمتگزاری شایسته به مردم شریف و حق‌شناس تحت توجهات حضرت ولی‌عصر(عج) و زعامت مقام معظم رهبری(مدظله العالی) را مسألت می‌نمایم."



نظرات 0

تعداد کل صفحات : 167 :: 140 141 142 143 144 145 146 147 148 149 >