موفقیت در حرفه و کسب و کار به خود هر فرد بستگی دارد و این که چطور بتواند امور کاری و پولی و مالیاش را مدیریت نموده با چالشها روبهرو شود. در این میان یک نکته هست که بسیاری از صاحبان کسب و کار به آن توجه ندارند: کسب موفقیت در کسب و کار به این معنی نیست که اوهمه وقتش را کار کند و بقیه جوانب زندگیش را به گوشهای رها کند .
موفقیت واقعی یک کارآفرین هنگامی معلوم میشود که او توانسته باشد بین زندگی شخصی و خانوادگی و زندگی کاری و حرفهایش، تعادل مناسبی برقرار کند .
اگر یک کارآفرین خانگی یا حتی یک کارآفرین با سابقه و قدیمی، نتواند در برقراری این تعادل موفق شود، زندگی راحت و آسودهای نخواهد داشت. موفقیت در کسب و کار و ناکامی در زندگی خانوادگی و روابط با اعضای خانواده، نه تنها نشان از یک کاسب موفق ندارد بلکه ناتوانی او در حفظ تعادل فوق را به تصویر میکشد .
عکس این حالت هم وجود دارد. یک کاسب مستقل را داریم که بیتوجه به امور کاری و مسائل و مشکلات کسب و کارش، بیشتر اوقات را با خانوادهاش میگذراند و اجازه میدهد که آنها وقت اختصاص یافته به کارش را هدر دهند. او پدر/مادر خوبیست و نیازهای عاطفی خانوادهاش را تامین مینماید ولی کاسب موفقی نیست. این شخص هم نتوانسته تعادل مورد نیاز را برقرار نماید .
هر انسانی با هر شغل و حرفهای و هر سن و سالی، نیازهای گوناگونی دارد که تامین مناسب هر یک از آنهاست که انسانی با سلامت جسم وروان حاصل از این مجموعه متعادل است که در آن هیچ چیز را از قلم نینداخته است. نیازهای جسمی، روانی، مادی، معنوی و عاطفی، همگی مهم هستند و برآوردن آنها وظیفه هر انسان. کار و کسب و کارآفرینی تنها بخشی از زندگی اوست. اکثر این اشخاص آنقدر به این بخش کوچک میپردازند که دیگران و کسانی که به آنها نیاز دارند- خانواده و دوستان و یا منابعی که مورد احتیاج همه انسانهاست - را نادیده انگاشته از آنها غافل میشوند. خوب فکر کنید. آیا شما هم این چنین کاسبی هستید؟به راستی چرا این گونه است؟
بعضی از این کارآفرینان میگویند که آنها هر چه میکنند، برای خانوادهشان است. آنها سخت کار میکنند تا بتوانند لوازم مورد نیاز آنها را تهیه کرده و زندگی راحتی برایشان فراهم نمایند . تا به اینجا ایرادی نیست ولی نکته پنهان اینست که این افراد گرفتار حاضرند همه چیز به خانوادهشان بدهند و هر چه که بتوانند فراهم کنند ولی از یک چیز دریغ میکنند: وقت گرانبهایشان.شاید به نظرتان ساده وبیاهمیت برسد ولی همین چیز ساده، برای خیلیها بسیار مهم است .
خانواده شما که پدر یا مادری گرفتار دارند، کلمه "عشق" و "محبت" در یک عبارت ساده خلاصه میشود: "بابا و مامان برای ما وقت میگذارند"، آنها "عشق" را با "ز-م-الف- ن" مترادف میدانند .
وقت و زمان ارزشمند شما، گوشهای از زندگیتان است و اگر قسمتی از وقتتان را به دیگران اختصاص دهید، معنیاش اینست که گوشهای از زندگیتان را به او بخشیدهاید .
به یاد بسپارید که موفقیت در کسب و کار فقط با مقدار پولی که هر ماهه به خانواده میدهید، سنجیده نمیشود. واقعیت انکارناپذیری هست که میگوید شما باید برای موفقیت در کسب و کار سخت تلاش کنید ولی حقیقت محکمتری در وقت گذاشتن برای افراد خانواده و عزیزان را امری ضروری بدانید. وقت گرانبهای شما تنها متعلق به خودتان نیست. چون دیگر تنها زندگی نمی کنید و خانوادهای دارید که به شما علاقهمندند و صد البته که شما هم دوستشان دارید .
موفقیتهای مادی و فیزیکی عناصری قابل لمس هستند که به مرور زمان کمرنگ شده، آن اهمیت اولیهشان را از دست میدهند یا این که به کلی نابود میگردند. آن موفقیتها و دستآوردهایی که به چشم دیده نمیشوند، آن گنجهایی هستند که همیشه پایدار وجاودان میمانند .
شما میتوانید هم یک خانواده شاد و مستحکم داشته پدر یا مادری مسئول، دوست داشتنی و مورد اعتماد باشید؛ هم این که در عرصه کسب و کارتان به موفقیتهای بزرگ دست یابید .
By:Clive Green
مترجم: آذین صحابی
برگرفته از : روزنامه تفاهم
|
||||||||||
آنچه کارآفرینان موفق را از کارآفرینان دیگر متمایز می کند سرعت توسعه فعالیت اقتصادی آنان است. آنهایی بیشتر موفق هستند که فعالیت اقتصادیشان را بتوانند به سرعت رشد دهند. آنها موقعیت هایی را که در بازار دیگران به آنها توجهی نمی کنند می یابند و همین ایده بهره برداری کردن از این موقعیت ها را در ذهن آنها شکل می دهد. آنها خودشان را بخوبی در بازاری که در حال انتقال و تغییر است جا می اندازند که از این نظر مبتکر و مخترع شناخته می شوند. آنها به دقت پیش بینی می کنند که جهت بازارها در حال تغییر است و سپس آماده می شوند که بازارها را به راه بیندازند که دین کار را قبلاً کسی انجام نداده بود .
مردم اغلب فکر می کنند کارآفرینان در ابتدا موفق هستند چون آنها کالا یا خدمات تازه ای ابداع می کنند مثل موتور جستجور یاهو. اما اینطور نیست و اغلب کارآفرینان موفق کار خود را با افزایش در کیفیت یک کالا یا محصول ایجاد می کنند بدون اینکه چیز تازه ایجاد کرده باشند. آنها اطلاعات کوچکی روی آنچه دیگران انجام می داده اند ایجاد می کنند .
کارآفرینان پس از شروع کار خود به مشتریان توجه می کنند و با آرامی با اصلاحات دیگر خود را مطرح می سازند . سپس آنها به سرعت آنچه انجام می دهند را متعادل می سازند و این فرایند را بارها تکرار می کنند پیشنهاد بهبود کیفیت مطرح شده از طرف Jerry Greenfild Ben cohen منجر به موفقیت برای آنها شد. آنها شروع به ساختن بستنی با قیمت بالاتر با قطعاتی از میوه روی آن کردند این بستنی ها برای پاسخ به نیاز مشتریانی ساخته شد که بستنی های ساده را دوست نداشتند در آن زمان تولید کنندگان بزرگ بستنی در بازار بستنی میوه ای جدید وجود نداشتند و این بازار جدیدی بود که توسط این دو نفر ایجاد شد .
Jack Burton کار آفرین دیگری است که از Vermont شروع کرد. او با بهبود طراحی کالایی که اولین بار در 14 سالگی با آن آشنا شده بود توانست به موفقیت دست یابد با گذشت مدت کمی ا ز فارغ التحصیلی از نیویورک نقل مکان کرد و تخته اسکی های Burton را درست کرد. او می گوید ? بسیاری از مردم فکر می کنند من تخته اسکی جدیدی اختراع کرده ام در حالی که این درست نمی باشد ?
طرح اولیه تخته اسکی ها بوسیله شرکت Brun swick ساخته شد در حالی که این شرکت هیچ گاه پیشرفتی در تخته اسکی های ساخته شده ایجاد نکرد. فلسفه Burton بهبود آنچه جا دارد بر اساس نیازهای واقعی مشتریان بود . Burton این مساله را به همگان یاد داد که: اگر محصولات اصلی برای مردم کسالت آور باشد آنها حاضرند با پرداخت پول بیشتر کالای با کیفیت تری بخرند .
- تاثیر محیط بر فعالیت های کارآفرینانه :
طی ده سال اخیر کارآفرینان میلیونها فرصت شغلی تازه در جهان ایجاد کرده اند . از هر شش دانشجوی رشته مشاغل یک نفر می گوید هدف شخصی اش تاسیس یک شرکت اختصاصی است و کارشناسان پیش بینی می کنند در آینده سازمانهای بسیاری متولد شوند. به ویژه افزایش فعالیتهای جسورانه (venture creation) در بین زنان، مهاجران و اعضای گروههای کوچک و رده پایین پیش بینی می شود. سهم شغل های ایجاد شده بوسیله زنان کارآفرین از 24% در سال 1975 به 40% در سال 2000 افزایش یافته است .
آیا این رشد بیانگر جهش ناگهانی در تولد کارآفرینان است؟
پاسخ منفی است چون سرعت کارآفرینی با شرایط محیط کم یا زیاد می شود. در ایالات متحده سرعت فعالیتهای کارآفرینان در دهه 1920 افزایش یافت و پس از آن در دهه 1930 کاهش یافت و پس از آن و بعد از جنگ جهانی دوم افزایش و پس از آن کاهش چشمگیری از سال 1950 تا 1980 داشت دهه اخیر دوره دیگری از رشد کارآفرینی به علت اختراعات انجام گرفته در تراشه ها، کامپیوترها و وسایل ارتباط جمعی راه دور و تکنولوژی ارتباطات می باشد .
کاهش سرعت سودها و افزایش سرعت مهاجرت ها ب افزایش سرعت فعالیت های کارآفرینانه می انجامد هرچه افراد بیشتری تبدیل به کارآفرینان موفق می شوند ایجاد ساختارهای اجتماعی بهتر دیگران را مجبور می کند تا کارآفرین باشند. همچنین فاکتورهای سیاسی و اقتصادی نقش مهمی ایفا می کنند. به منظور ایجاد تحریک و انگیزه برای انجام کارآفرینی بسیاری از کشورهای آسیایی و اروپایی تسهیلات ویژه ای مهیا کرده اند و مالیات هایشان را کاهش داده اند .
هدف دولتها از این سیاست حصول اطمینان در این زمینه است که کشورشان از جهش کارآفرینانه ای که دست یابی به تکنولوژی های جدید آنرا ممکن می سازد عقب نمانند .
به سازمانهایی که کارآفرینان را حمایت می کنند incubator organization گویند . آنها به مشاغل جدید یا کسانی که می خواهند شغل ایجاد کنند به اصطلاح فضا .. می دهند .
یک شرکت حمایت کننده کار آفرینان می تواند یک روز کامل را سپری کند بدون اینکه نیازی به خرید تلفن یا اجاره دستگاه فتوکپی یا استخدام کارمند داشته باشند. حامیانی که هیچ نفعی برای کارآفرینان نمی توانند به همراه داشته باشند این خدمات را رایگان به کارآفرینان می دهند اما اغلب کارآفرینان بخشی از سود خود را با شرکت حمایت کننده که به موفقیت آنها کمک کرده تقسیم می کنند. در شهر نیویورک کارخانه های سرمایه گذاری روی فعالیتهای جسورانه فضای حمایت کننده را برای کارآفرینان ایجاد می کنند تا سرمایه گذاری آنها را پرورش دهند .
برخی سرمایه گذاران این زمینه معتقدند سازمانهای حمایت کننده راههای بدون خطر برای شروع فعالیت کارآفرینانه هستند. که بوسیله آنها می توان دید که آیا این کار در ابتدا توسعه می یابد و پس از آن تصمیمات بهتری در مورد سرمایه گذاری روی این کار گرفته شود .
صاحبان مشاغل کوچک؛
برخی از مردم به اشتباه واژه کارآفرین را در معنی صاحب مشاغل کوچک به کار می برند. در ایالت متحده مشاغل کوچک به کارخانه هایی که کمتر از 500 کارمند دارند گفته می شود بنابراین واژه صاحب مشاغل کوچک به شخصی که صاحب حق مالکیت کارخانه با زیر 500 کارگر است گفته می شود .
اداره مشاغل کوچک (SBA) (small business administration) یک نهاد دولتی است که مسئول حمایت از فعالیتهای مشاغل کوچک است. این نهاد منابع سودمند زیادی برای کسانی که چنین مشاغلی را ایجاد کرده و آنرا به خوبی مدیریت می کنند ارائه می دهد. بر اساس آمارهای سازمان SAB در سال 2000 در آمریکا 24 میلیون شغل کوچک وجود داشته که این تعداد 40% کارخانه های آمریکا و 75% تمام مشاغل جدید ایجاد شده است .
بسیاری از کارآفرینان برای مدت کوتاهی صاحبان مشاغل کوچک هستند. اما تمام صاحبان مشاغل کوچک کارآفرین نخواهند شد به عبارت دیگر همه صاحبان مشاغل کوچک وارد یک فعالیت شغلی جدید نمی شوند. افراد با خرید کارخانه ها صاحب مشاغل کوچک می شوند اما بسیاری از این صاحبان مشاغل تمایل دارند مشاغل خود را کوچک نگه دارند و آنطور که کارآفرینان عمل می کنند شغلشان را توسعه ندهند. این طبیعی است که اعتقاد داشته باشید کارکردن برای خودتان ممکن است بهتر از کارکردن برای دیگران باشد اما حتی اگر شما صاحب شغل نباشید کارکردن در یک کارخانه کوچک متفاوت از کار کردن برای یک کارخانه بزرگ است. یک اختلاف بزرگ در میزان رضایت است. در رأی گیری اخیر انجام شده، کارخاه هایی با کمتر از 50 کارمند دارای کارمندان راضی تری هستند. مشاغل کوچک ضررهایی شامل حقوق کم و امکانات پزشکی و بیمه ای کم یا صفر دارند. اما برای اکثر افراد این زیان ها با رضایت ناشی از فضای خوب کاری خنثی می شود. در مشاغل کوچک از افراد انتظار می رود تمام مهارت های خود را به نمایش بگذارند . آنها به راحتی می توانند ببینند چگونه کارشان روی تبلیغات شرکت اثر میگذارد و یا چگونه عمل آنها روی سود آوری شرکت موثر است .
مشاغل فامیلی؛
مردم اغلب فکر می کنند مشاغل کوچک، مشاغلی فامیلی هستند ولی در واقع مشاغل فامیلی می توانند کوچک یا بزرگ باشند ممکن است شغل فامیلی در اثر فعالیت کارآفرینانه به سرعت رشد کند یا اینکه رشد کندی داشته باشد .
برای دولت تعریضی برای مشاغل فامیلی وجود ندارد ولی اغلب این عنوان برای توضیح دادن شغلی که صاحب و مدیریت آن در دست افرادی است که با یکدیگر رابطه فامیلی دارند به کار می رود. اغلب این مشاغل مسیر اولیه خود را تغییر می دهند. یک نمونه آن کارخانه Kohler ، 125 سال پیش به عنوان مخترع وانهای حمام به سبک مدرن شناخته شد پس از آن کارخانه ساده او تبدیل به کارخانه ای با محصولات متنوع از جمله مبلمان، موتورهای کوچک و زمین های گلف می باشد . و هنوز هم بوسیله یک فامیل کنترل می شود و بسیاری از افرادی که با هم رابطه فامیلی دارند استخدام می کنند .
همانطور که در آینده خواهیم گفت فشارهای توسعه یک شغل می تواند یک استرس بزرگ برای کارآفرینان و افرادی که با ریا برای آنها کار می کنند ایجاد کنند. بویژه گره های کور در اینجا افزایش می یابند برخی مشاغل فامیلی با واگذار کردن مدیریت شروع کارشان به افراد با مهارت به این فشارها غلبه می کنند. فامیلی های دیگر به دنبال راههایی هستند که رشد شغلشان را همراه با کنترل مالکیت و مدیریت نگه دارند .
مترجم : علیرضا حاجی علی محمدی
مرجع: پایگاه اطلاع رسانی مهندسی ساخت و تولید ایران
برگرفته از : روزنامه تفاهم
بنده امروز نوشته ای رو از سایت کانون فرهنگی قرآنی الزهرا خوندم (خواندم ) ... خیلی زیبا بود .... دلم نیومد اونو تو وبلاگم نذارمش .... از کلیه دوستان هم میخوام که اینو لینکش کنن .... فقط بنده عنوانش رو عوض کردم ..... ولی قبل از اینکه مطلب رو بذارم میخوام یه چیزی بگم و اون اینه که نمیدونم چرا بعضی ها تا به یه جایی می رسن ... دیگه همه چیزشون که همون دینشونه کنار میذارن .... آیا در زندگی غرب چیزی رو دیدن که ما ندیدیم ....... اگه دیدن به ما هم بگن ........ به راستی که بعضی ها " صمٌ بکمٌ عمیٌ فَهم لایرجعون اند ............ یاعلی
معلممان امروز با یک کت شلوار نو آمد سر کلاس و یک گل هم روی یقه کتش بود صورت را ۷ یا ۸ تیغه کرده بود سیبیل و موی خودش را به رنگ شماره ۱ پر کلاغی رنگ کرده بود کلا در فلان جا عروسی بود !
روی تخته عکسی را نصب کرد و با خنده نشست روی صندلیش. آن مرد اخمو که تا به حال نمیخندید شاد بود! داستان چیست؟یکی از بچه پرسید آقا این عکس چیست روی تخته؟ معلم با لبخند و با غرور جواب داد این عکس یک ایرانی واقعی و یک مرد با صلابت و فکور ،دانشمند ،علامه ،خوش تیپ با فرهنگ و آزاد اندیش است.احمد از ته کلاس پرسید یعنی کی آقا؟
معلم لبخندش را قورت داد و گفت بچه : این اصغر فرهادیه …. نمیشناسید …..
بچه ها همه با تعجب گفتند: نه
معلم که ناراحت شده بود دفتر حضور غیاب را باز کرد و می خواست شروع کند ….. که جواد از ته کلاس پرسید: آقا این اصغر خان چیکار کرده؟ معلم خرکیف شد و گفت:پسرم ایشون نام ایران را بلندآوازه کرده است.
بچه ای از سمت راست کلاس پرسید یعنی مدال آورده؟معلم گفت بالاتر عزیزم! ایشون اسکار گرفته است. بچه ها حال کردن گفتند: از کجا آورده؟ گفت از آمریکا …
معلم بلند شد چند قدمی زد و گفت:
این مرد یک اسطوره است تمام هستی خود را برای ایران داده . محمد از ته کلاس گفت یعنی شهید شده است؟معلم گفت نه پسرم این اسطوره زنده است.
یکی از بچه هاگفت :خوب شهدا هم زنده هستند.معلم که کم کم داشت عصبی می شد گفت: این چرت و پرت ها قدیمی شده باید به فکر دموکراسی بود! یکی بی اجازه گفت: دموکراسی را در فیلم می شود ؟معلم که آمپرش روی نود درصد بود گفت : هر چیزی می تواند نشانه دموکراسی باشد ندیدی جناب استادفرهادی گفت ما عاشقان دموکراسی و آزادی هستیم؟
پس او اسطوره زنده ماست . نوه یک شهید گفت اصغر آقا ترکش خورده یا چند گلوله برای آزادی ملت ها شکلیک کرده است؟ معلم که عینکش را برداشته بود گفت: او با قلمش میجنگد و من با صدای رسا گفتم ببخشیدآقا کدام قلم؟معلم باعصبانیت گفت قلم آزادیخواهی و اینکه بفهمانی دیکتاتوری نمیماند و غبار دیکتاتوری ایران را گرفته ….
یکی از بچه ها بی مقدمه گفت آقا بوسیدن زن ها حرام است؟
معلم آب دهنش را غورت داد و گفت:در عصر امروز ما این چه حرفی است ؟استاد فرهادی باید نشون بده ما صلح طلبیم بوسیدن قهرمان هم خیلی خوبه.
محمد گفت : آقا راست میگه بچه ها مادر بزرگم وقتی داشت خواهر زاده شهیدش رو می بوسید گفت دارم یک قهرمان رو میبوسم .
معلم که دست پاچه شده بود گفت مهم اینکه نام مارو بلند آوازه کرده است هرجوری باشه …… فریبرز گفت ولی احمدی روشن هم یک قهرمان ملی بود …… معلم با یک هوار حرفش را قطع کرد و گفت ما انرژی هسته ای نمیخایم ما نفت داریم سکوتی مهیب کلاس را گرفت و معلم با بغضی همراه با عصبانیت گفت: امروز چی داریم داوود با صدای آرام از نیمکت اول گفت: املا آقا معلم !
معلم گفت :برگه ها روی میز …. بنویسید…. اصغر فرهاید یک ایرانی واقعی وملی است …..
دیروز همه بچه ها برگه ها راسفید تحویل دادند…
* راهکارهای حمایت از تولید ملی
چه شده است که مقام معظم رهبری سال 91 را سال حمایت از تولید ملی نامگذاری کردند؟ در این سال وظیفهی دولت- مجلس و مردم چیست؟ چه موانعی بر سر راه حمایت از تولید قرار دارد؟ چرا ایرانیها به جای استفاده از کالای وطنی ترجیح میدهند کالای مشابه خارجی مصرف کنند و چند سؤال دیگر...
آقای دکتر در حدود 5 سال است که مقام معظم رهبری سالهای اخیر را با نامهای اقتصادی نامگذاری میکنند. فکر میکنید دلیل آن چیست؟ برخی از کارشناسان میگویند وضعیت نابسامان اقتصادی در این سالها دلیل این نامگذاریها توسط ایشان است؟
توجه به مسیر طبیعی تکامل نظام جمهوری اسلامی نیز میتواند در تبیین برخی از علل نامگذاریها مؤثر باشد. عدالت طلبی جزو اصول ثابت نظام اسلامی در همهی ابعاد به ویژه ابعاد اقتصادی است. شرایط دهههای اول و دوم انقلاب، در عمل مسایل سیاسی و فرهنگی را در درجهی اولویت کشور قرار داده بود که با تثبیت انقلاب، زمینه را برای تحقق سایر اهداف آن به ویژه در بعد پیشرفت و آبادانی از راه اولویت دادن به مسایل اقتصادی در دهههای سوم و چهارم فراهم کرده است. البته تمرکز توطئههای دشمنان بر مسایل اقتصادی و تلاش برای ضربه زدن به کشور از این راه نیز جزو بدیهیاتی است که لزوم اولویت داشتن مسایل اقتصادی را برای مواجههی درست در مقابل سیاستهای استکباری و دشمنانه مورد تأکید قرار میدهد.
سال 91، سال حمایت از تولید ملی و سرمایهی ایرانی نامگذاری شده است. اگر امکان داردبفرمایید که وظیفهی دولت، مردم، مجلس و مسؤولان در این سال چیست و کدام یک از نهادها وظیفه سنگینتری دارند؟
وظیفهی دولت، مردم، مجلس و سایر مسؤولان در زمینهی حمایت از تولید، متناسب با وظایف ذاتی هر کدام از این ارکان قابل تعریف است. حمایت از تولید در یک زنجیرهی به هم پیوسته از اقدامها و برنامهها قابل تحقق است که لازم است ابتدا تعریف درست و دقیقی از آن صورت پذیرد. نکتهی بسیار مهمی که باید مورد توجه قرار گیرد این است که تولید در یک محیط اقتصادی شکل میگیرد، از این رو حمایت از تولید نیز در چارچوب پارادایمهای حاکم بر این محیط اقتصادی باید صورت بگیرد. از این رو برای تبیین بهتر موضوع و بیان برخی راهکارها در خصوص نحوهی حمایت بخشهای مختلف مانند دولت، مجلس و مردم از تولید ابتدا لازم است ویژگیهای محیط اقتصادی مورد بررسی قرار گیرد.
محیط اقتصادی در دهههای اخیر دچار تحولات زیادی شده است. تحولات اخیر در حوزهی بازارهای جهانی صنایع مختلف، روند فعالیت آنان را با ویژگیهای منحصر به فردی مواجه کرده است. اکنون درصد قابل توجهی از تولیدات صنایع مختلف در جهان به صورت تولید انبوه است. که این مسأله ویژگیهای عمدهی زیر را در بر دارد:
· این امکان را فراهم میکند تا شرکتها بتوانند بـا سرعـت بیشتری در بازارهای جهانی نفوذ کنند.
· زمان مورد نیاز بین معرفی محصول تا اشباع آن در منحنی عمر محصول ((PLC کاهش مییابد.
· موجب افزایش نیاز به نوآوری مستمر در زمینهی محصول میشود.
مدل کسب و کار نیز در صنایع مختلف در حال تغییر میباشد که برخی ویژگیهای عمدهی آن به شرح زیر است:
1. خریداران محصولاتی را تقاضا میکنند که دارای نوآوری بوده و ضمن تناسب با مد، به صورت ارزان و با قابلیت استفادهی آسان و قابل اتکا عرضه گردند؛
2. تولید کنندگان برای جذب مشتری، رقابت شدیدی با هم دارند؛
3. تعدد محصولات، کاربردها و راهحلهای جدید موجب ثبات و رقابت بیشتر بازار و وابستگی کمتر به نوع خاصی از محصول در صنایع مختلف میشود؛
4. تأمین منابع از بیرون سازمان در تمامی زمینههای صنعت حتی در زمینهی مونتاژ در حال رواج میباشد. این امر موجب ظهور بازیگران جدیدی در صنعت جهانی شده است.
ظهور چین در بسیاری از صنایع در چند سال اخیر به واقعیتی انکار ناپذیر تبدیل شده است. چین به بازاری قابل ملاحظه و در عین حال به رقیبی جدی برای بازارهای دیگر در جهان بدل شده است. رشد سریع بازار محصولات مصرفی ناشی از یک جهش و نوآوری عمده (شامل افت و کاهش قیمتها و ایجاد بازارهای جدید) میباشد و به طور مستقیم با دیجیتالی شدن که منجر به نوسازی محصولات مصرفی شده و تحت تأثیر همگرایی بـازار قرار میگیرد، مرتبط میباشد. افت قیمتها، چندین دهه به عنوان روندی مستمر در محصولات مصرفی و تولید انبوه مطرح میباشد.
با توجه به تغییر پارادایمهای حاکم بر محیط اقتصادی، رویکردهای سنتی مدیریت بنگاههای اقتصادی جوابگوی شرایط جدید نیستند و استفاده از مدلها و رویکردهای مدیریتی نوین برای مواجهه با این چالشها ضرورتی انکار ناپذیر است. تا قبل از دههی 1950م. به دلیل این که تقاضا بر عرضه فزونی داشت، پارادایم حاکم بر محیط اقتصادی نیز مبتنی بر سودآوری بود. با تغییر این معادله و فزونی عرضه بر تقاضا، بنگاههای اقتصادی برای مواجهه با محیط رقابتی جدید، رویکردهای مدیریتی خود را تغییر داده و بر پایهی پارادایم ارزش آفرینی استوار نمودند.
1. افزایش شدت رقابت در صنایع مختلف و جهانی شدن این رقابت؛
2. افزایش نیازهای مشتریان و مطرح شدن پارادایم ارزش آفرینی به عنوان تنها «استراتژی بقای صنایع تولیدی».
شما به پارادایمهای حاکم بر محیط اقتصادی اشاره داشتید. اگر امکان دارد بفرمایید حمایت از تولید باید چگونه توسط ارکان حاکم بر اداره کشور مدیریت شود؟
جالب است بدانید حمایت از تولید از دو جنبه به صورت کلی قابل بحث است:
1- فراهم نمودن بسترهای لازم برای فعالیت تولیدی در اقتصاد کشور (بهبود فضای کسب و کار)؛
2- فراهم نمودن بسترهای لازم برای مواجههی مناسب با پارادایمهای حاکم بر محیط اقتصادی (بهبود فرهنگ تولید).
در خصوص جنبهی اول مجموعهای از اقدامها قابل تعریف است که به برخی از آنها اشاره میکنم. وضعیت فضای کسب و کار از جمله موضوعات تأثیرگذار بر رشد و توسعهی اقتصادی کشورها است. این موضوع از عوامل مهمی تأثیر میپذیرد و بر زمینههای گوناگونی اثر میگذارد. فعالیتهای تولیدی از شاخصهای فضای کسب و کار بسیار تأثیر پذیرند. شاخصهای شروع کسب و کار، استخدام نیروی انسانی، ثبت اموال، اخذ اعتبار و تأمین مالی، قوانین حمایت از سرمایهگذاری، پرداخت مالیات، تجارت بینالملل، انعقاد قراردادها و خاتمه یک کسب و کار از مهمترین این عوامل هستند که هم در زمینهی قانونگذاری برای بهبود این شاخصها و هم در زمینهی سیاستهای اجرایی، هم دولت و هم مجلس میتوانند نقش مهمی را در این زمینه ایفا کنند. یادآوری فرمایشات قبلی مقام معظم رهبری در جمع کارآفرینان دولت، که آنان را به مدیریت دقیق و عالمانهی منابع مالی و بهبود فضای کسب و کار موظف نمودند، مؤید اهمیت این جنبهی حمایت از تولید است.
آقای دکتر! منظورتان از مدیریت هزینه چیست؟ این شاخص آیا در ایران نیز قابلیت اجرا را دارد؟
مدیریت هزینه عبارت است از مجموعه اقدامهایی که مدیریت برای تأمین رضایتمندی مشتریان، همراه با کنترل و کاهش مستمر هزینهها (بهای تمام شده) با کاربست ابزارها انجام میدهد. از جمله ابزارهای مدیریت هزینه عبارتند از:
1. هزینهیابی مبتنی بر فعالیت (Activity Based Costing)؛
2. هزینهیابی هدف(Target Costing) ؛
3. هزینهیابی کایزن؛
4. هزینهیابی کیفیت.
لازم است بدانید گسترش تجارت و فشرده شدن رقابت، نوید بخش آغاز دورهای جدید در حیات تجارت داخلی و جهانی است که در چنین محیطی برنده شرکتی است که پیش از رقبا، محصولاتی با کیفیت برتر و قیمت پایینتر عرضه کند. در این محیط، مدیریت هزینه نقش حیاتی ایفا میکند. امروزه حیات بسیاری از شرکتها به توانایی آنان در افزایش دقت سیستم مدیریت هزینه وابسته است که بر کاهش هزینهها در تمام طول فرآیند تولید و زنجیرهی ارزش متمرکز است.
لذا بنگاههای اقتصادی در محیط رقابتی از سه استراتژی به طور معمول برای رقابت استفاده میکنند:
1- استراتژی پیشگامی هزینه که هدف آن ارایهی محصول با قیمت، کارکرد و بهای تمام شدهی پایینتر میباشد.
2- استراتژی تمایز محصول که شامل مراحل زیر میباشد:
·برآورده نمودن الزامات مشتریان به بهترین وجه؛
·عرضهی محصولاتی با کارکردهای بیشتر و قیمتهای بالاتر؛
·ارایهی خدمات منحصر به فرد.
1. استراتـژی تمرکز که بر تمرکز بر یک بازار و یا مزیت رقابتی خاص تأکید میکند.
بنگاههای اقتصادی با پذیرش استراتژیهای «پیشگامی هزینه» و «تمایز محصول» میتوانند از مزایای رقابتی برخوردار شده و در رقابت موفقیت لازم را به دست آورند. اما به دلیل تغییرات شرایط اقتصادی و جهانی شدن بازارها (وجود تنوع در محصولات و خدمات) استراتژیهای پیشگامی هزینه و تمایز محصول دیگر جوابگوی شرایط موجود نیست و محیط اقتصادی جدید، شرکتها را ملزم مینماید که از استراتژی تقابل بهره بگیرند. در استراتژی تقابل بنگاههای اقتصادی بر اساس قاعدهی مثلث بقا (بهای تمام شده، کیفیت، قابلیت کارکرد) رقابت و تلاش میکنند تا محصول خود را با کیفیت و کارکرد بالا و قیمت پایین به مشتریان عرضه کنند. مثلث بقا دارای سه محور است که هر محور از آن معرف یکی از ابعاد مهم محصول است که عبارتاند از:
- بهای تمام شده و قیمت فروش؛
- کیفیت؛
- کارکرد.
رقابت جهانی مستلزم تعادل میان کیفیت، قیمت تمام شده و زمان است. هر بنگاهی برای بقا باید بتواند از حد عملکرد رقبا در هر سه بعد (کیفیت، کارکرد و قیمت محصول) بگذرد و یا به آن حد برسد. لذا برای اجرایی کردن ابعاد یاد شده ضروری است این امر به صورت زیر عملیاتی شود.
1. مدیریت کیفیت که از راه برنامههای مدیریت کیفیت جامع امکان پذیر است.
2. قابلیت کارکرد که از راه طراحی و ساخت محصولات بدیع حاصل میشود.
3. مدیریت قیمت که از راه اثر بخشی مدیریت هزینهها و مدیریت استراتژیک هزینه تحقق مییابد.
نکتهی بعد اینکه بنگاههای تولیدی برای بقا بایستی به صورت تقابلی رقابت کنند. برای مثال، مشتریان برای سطح معینی از کیفیت و کارکرد، حاضر به پرداخت قیمت بیشتر نیستند. به علاوه این که مشتریان به طور معمول انتظار دارند که مدل یا نسل جدید محصولات بدون این که مشمول اضافهی قیمت شوند، کیفیت و قابلیت کارکرد بالاتری داشته باشند. اگر منطقه بقا محصول بزرگ باشد، انتخاب استراتژی پیشگامی هزینه و تمایز محصول موفقیت آمیز است.
آقای دکتر در این میان سؤالی مطرح میشود و آن این است که سود دلالی در ایران بالاست و سود وارد شدن به سمت فعالیتهای تولیدی کم است. دلیل چیست؟ (چگونه میتوان سود دلالی را به صفر رساند)
البته این یک قاعدهی کلی در تمام دنیاست. سود دلالی اصولاً نسبت به سایر فعالیتها بالاتر است. از این رو بسیاری از دولتها برای حمایت از فعالیتهای اقتصادی سالم معمولاً برای فعالیتهای سوداگرانه و دلالی محدودیتهایی قائل میشوند و در مقابل برای فعالیتهای اقتصادی سالم مانند تولید، مشوقهایی در نظر میگیرند. از آن جایی که اصل فعالیت دلالی قابل حذف نیست، از این رو سود آن را نیز نمیتوان به صفر رساند. کاری که میتوان انجام داد تقویت سایر فعالیتها در مقابل دلالی است تا به طور اتوماتیک نقش مخرب دلالی در اقتصاد به حداقل ممکن کاهش یابد.
چرا سرمایهگذاران در ایران به جای این که وارد فعالیتهای تولیدی شوند، به سراغ دلالی میروند. به عنوان مثال همین سال گذشته بسیاری از سرمایههای سرگردان به سمت بازار ارز و سکه رفت! مقصر کیست؟ دولت و ...؟!
کسانی که در حجم کم سرمایهی خود را صرف خرید سکه یا ارز یا سایر کالاهای مشابه میکنند، اصولاً امکان ورود به چرخهی فعالیت تولیدی را دارا نیستند. چرا که حداقل سرمایهی مورد نیاز برای تولید معمولاً بسیار بالاتر از وجوه مازاد خانوارها میباشد. از این رو از سرمایهگذاران جز که مازاد نقدینگی خانوار خود را صرف خرید برخی داراییهای خرد مانند سکه یا سایر کالاها حتی مسکن (در حد و اندازهی چند سکه یا خرید یک آپارتمان) میکند، نمیتوان انتظار داشت که حتی اگر سود تولید بالاتر باشد، وارد فعالیت تولیدی شود؛ البته حساب سرمایهگذاران کلان از این مقوله جداست.
نکتهی مهم این است که برای سوق دادن سرمایهها به سمت یک فعالیت اقتصادی مانند تولید، صرف بالا بردن سود این فعالیت کافی نیست، باید مکانیزمهای سرمایهگذاری نیز توسعه یابد. توسعهی بازار سرمایه و افزایش فرهنگ خرید سهام و یا سایر ابزارهای مالی در این زمینه میتواند بسیار مفید باشد. بسیاری از مردم ما با بورس و سهام آشنا نیستند. از این رو وقتی کمی سرمایهی مازاد در اختیارشان قرار میگیرد یا آن را باید در بانک سپردهگذاری کنند یا در داراییهایی مانند سکه، طلا یا ارز.
آقای دکتر یکی دیگر از موارد چالش برانگیز، عدم استقبال ایرانیها از کالاهای ایرانی است! متأسفانه ایرانیها مردم دوست دارند کالای مشابه خارجی را به جای کالای ایرانی مصرف کنند، چرا؟ چگونه میتوان این فرهنگ را تغییر داد؟
البته پاسخ این سؤال تا حدودی در پاسخ سؤال دوم مطرح شد. به هر حال مشتری با خرید کالا به دنبال رفع نیازهای خود است که این نیازها در سه بخش اصلی شامل کیفیت، قیمت و زمان تحویل، قابل دستهبندی است. مشتری در خرید کالا برای انتخاب نوع، مدل و ... مختار است. آنچه که میتواند تصمیم مشتری را به سمت کالای ایرانی سوق دهد، توجه به نیازهای اوست. در این زمینه تولید کننده وظیفهی مهمی را بر عهده دارد. به طور طبیعی در شرایط برابر از لحاظ کیفیت، قیمت و زمان، به طور قطع میتوان انتظار داشت که مشتری محصول تولیدی کشور خود را انتخاب کند که این باید تبدیل به یک فرهنگ شود.
ممکن است کیفیت کالای داخلی به درستی برای مشتریان توضیح داده نشده باشد. ممکن است بستهبندی مناسب نداشته باشد. کانالهای عرضهی محصول، شرایط خدمات پس از فروش و یا سایر ابعاد مدیریتی شرکتهای تولید کننده دارای ضعف باشد. از این رو برای حل این مشکل اگرچه فرهنگ سازی و آگاهی بخشی به مردم در زمینهی مزایای استفاده از کالای ایرانی برای اقتصاد کشور مؤثر است اما اصلاح کاستیها و ضعفهای درونی محصولات ایرانی در تمام مراحل و چرخهی عمر محصول ضرورت مضاعفی دارد.
خیلی از ایرانیها نمیدانند مصرف کالای ایرانی چه مزایایی برای کشور دارد. اگر امکان دارد بگویید اگر کالای ایرانی توسط شهروندان مصرف نشود چه چالشهای اقتصادی ایران را تهدید خواهد کرد؟
برای پاسخ به سؤال شما بهتر است به مثالی این پاسخ را تشریح کنم. در جنگ دوم جهانی، ژاپنیها از بمب اتم آمریکاییها شکست خوردند ولی این شکست را در سالهای بعد با «تولید» تا حدودی جبران کردند. رونق «تولید» در یک کشور به مثابه سلاحی استراتژیک میتواند علاوه بر غلبه بر مشکلات داخلی، در مقابل دشمنان خارجی نیز یک کشور را بسیار قدرتمند کند. از این رو حمایت از تولید داخلی که طبیعتاً حمایت اصلی از تولید توسط مردم و با مصرف کالای ایرانی اتفاق میافتد، میتواند نقش بسیار مهمی را در توسعهی کشور، غلبه بر مشکلات و حتی حضور در بازارهای جهانی به همراه داشته باشد. فکر میکنم اگر ایرانیها به این مصداق بنده توجه کند حتماً کالای ایرانی مصرف خواهند کرد.
آقای دکتر به عنوان سؤال پایانی چگونه میتوان تولید کشور را رونق داد. توصیه شما چیست؟
برای رونق تولید کشور نیازمند یک عزم ملی هستیم. برای اثبات ضرورت ایجاد عزم ملی در این زمینه ذکر تجربهی ژاپنیها میتواند، مفید فایده باشد. در خلال جنگ دوم جهانی، آمریکاییها با استفاده از بمب اتم، ژاپن را شکست دادند. ژاپنیها سه دهه بعد با حمایت از تولید داخلی که با کاربرد رویکرد مدیریتی «هزینهیابی هدف» نمود عینی یافت، توانستند بخشی از شکست خود در جنگ جهانی دوم را جبران کرده و بر صنایع آمریکایی غلبه نمایند. هزینهیابی هدف اولین بار تحت عنوان (Genka kikaku) در کشور ژاپن مطرح شد که بعدها به نام هزینهیابی هدف، ترجمه شده و امروزه به طور گستردهای توسط کشورهای غربی نیز به کار میرود.
با تغییرات محیطی ایجاد شده در محیط رقابتی کسب و کار و عکس العمل شرکتها نسبت به آن، کاربردهای هزینهیابی هدف نیز به تدریج توسعه یافت. محیط کسب و کار همواره با روند افزایش رقابت و در نتیجه تضعیف سودآوری مواجه بوده است تا این که در دههی 1990م.، بسیاری از شرکتها به طور اثر بخشی از روش هزینهیابی هدف که تنها به برخی از محصولات و بخشها محدود میشد، استفاده کردند. سه رخداد عمده در ژاپن موجب گردید در هزینهیابی هدف تغییرات اساسی به وجود آید:
1. در سالهای 1990 و 1991م. اقتصاد ژاپن شاهد بروز یک حباب اقتصادی بود به گونهای که صنایع نمیتوانستند انتظارات مشتریان را در زمینهی ارایهی محصول با قیمتهای پایینتر ارضا کنند و جهت تمرکز شرکتها از توجه به سهم بازار به سمت افزایش سود آوری منتقل گردید؛
2. ین ژاپن در برابر دلار آمریکا قد علم کرد؛
3. و رکود طولانی ناشی از بحران مالی در ژاپن ایجاد شد که بر شرکتها فشار وارد کرد تا بهای تمام شده را در راستای دستیابی به الزامات سودآوری خود کنترل کنند، برنامههای بهبود و توسعه تا حدود زیادی بر پشتیبانی اطلاعاتی و هزینههای (IT) متمرکز شود و میزان دادههای مورد نیاز برای برآورد دقیقتر هزینهها به طور قابل ملاحظهای افزایش یابد.
هزینهیابی هدف از ابزاری به نسبت ساده برای کنترل هزینههای خرید به ابزاری تحلیلی در زمینهی مدیریت سودآوری تبدیل شد. ژاپنیها با این استراتژی از تولید داخلی خود حمایت نمودند. این استراتژی هوشمند در واقع سه عنصر کلیدی حمایت از تولید را در یک نقطهی مشترک متمرکز نمود. «تولید کننده» تمام همّ و غمّ خود را بر تحقق ارزش آفرینی برای مشتری «مردم» از راه مدیریت بهینهی بهای تمام شده و افزایش کیفیت متمرکز نمود. «مصرف کننده و مردم» نیز که نیازهای خود را در محصولات تولیدی داخلی قابل تحقق یافتند، بر استراتژی حمایت از تولید داخلی از راه مصرف کالاهای ژاپنی صحه گذاشتند. دولت و نهادهای سیاستگذار ژاپنی نیز در فراهم نمودن بسترهای لازم برای مدیریت استراتژیک هزینه یا بهای تمام شده با رویکرد «هزینهیابی هدف» نقش خود را به درستی ایفا نمودند.
اگرچه غرض از بیان تجربهی ژاپنیها، این نیست که الگوی آنها را به عنوان راهکار برای کشورمان معرفی نماییم. اما استفاده از تجارب خوب سایر کشورها در زمینهی حمایت از تولید داخلی، میتواند ما را در رسیدن به اهداف کمک نماید. به هر حال حمایت از تولید داخلی عزم ملی میطلبد چرا که تمامی ارکان آن «تولید کننده»، «مصرف کننده» و «دولت و حاکمیت» باید در یک جهت حرکت نمایند تا برآیند آن ایجاد یک «فرهنگ تولید» قوی در کشور باشد. نامگذاریهای اخیر توسط مقام معظم رهبری از جمله عناصر کلیدی در ایجاد عزم ملی برای ایجاد فرهنگ تولید و مصرف قوی در کشور میباشند. اصلاح الگوی مصرف، به مدیریت بهینهی منابع در کشور کمک مینماید که یکی از اجزای اصلی مدیریت هزینه یا بهای تمام شده میباشد. مواد اولیه معمولاً بخش عمدهای از قیمت تمام شده را تشکیل میدهد.
«همت مضاعف، کار مضاعف» نیز جنبهی دیگری از قیمت تمام شدهی تولید را مورد توجه قرار میدهد که در ادبیات علمی تحت عنوان «هزینهی کار مستقیم» بخشی از مدیریت بهای تمام شدهی تولید را به خود اختصاص میدهد. جهاد اقتصادی نیز به افزایش سرعت یا کاهش زمان تأکید مینماید که یک جنبهی بسیار مهم از مدیریت بهای تمام شده در تولید است. به نظر میرسد تلفیق این ارکان میتواند الگوی بومی مناسبی را برای کشورمان در این زمینه فراهم نماید.
* راهکارهای حمایت از تولید ملی
نقطه نظرهای رهبری در جمهوری اسلامی به عنوان نقطهی کانونی تصمیمگیری در مسایل مهم کشور همیشه در کانون توجهات محافل سیاسی و رسانهای بینالمللی قرار داشته است، این مسأله به خصوص در سالهای اخیر از موقعیت والاتری برخوردار بوده است، چراکه غربیها در مواجهه با جمهوری اسلامی به روش اعمال فشارهای متمرکز روی آوردند و امیدوارند که این فشارها در نهایت جمهوری اسلامی را وادار به تسلیم کند.
رهبر معظم انقلاب در مشهد مقدس ضمن برشمردن موفقیتهای جمهوری اسلامی در سال 1390، این دستآوردها را محصول تلاش مردم و مسؤولین در جمهوری اسلامی از یک سو و اعمال محدودیتهای غرب از سوی دیگر خواندند و با این تفسیر در واقع غربیها نتوانستند نقطه ضعفی پیدا کنند و این اظهارنظرها نشان دهندهی عزم قوی رهبری ایران در ادامهی راه گذشته بود و آنها نیز این نکته را یادآوری کردند؛
در عین حال واکنش اتحادیهی اروپا به این که 27 کشور اروپایی اعلام کنند که ما فشارها را بر مقامهای ایرانی اضافه میکنیم و 26 اسم جدید را در لیست جدید تحریمهایشان قرار دهند، یک واکنش صرفاً تبلیغاتی بود. در واقع واکنش ناامیدانهی غربیها به سخنان رهبری در مشهد مقدس بود. به واقع غربیها خواستند بگویند که اگر ایران از مسیری که در پیش گرفته ناامید نشده و بر راه رفته تأکید میکند، ما هم همان راه رفته را تداوم میبخشیم. این یک واکنش حقیرانه بود که اتحادیهی اروپا آن را بروز داد، چرا که بحث جدید هیچ نکتهی تازهای در خود نداشت و اگر واژههای بیانیهی اتحادیهی اروپا را واکاوی کنیم، مشاهده مینماییم که یک بیانیهی صرفاً سیاسی است که بدون هیچ پشتوانهی اجرایی، زمانبندی و جهتمندی خاصی به تصویب رسیده است.
در واقع موضع رهبری در خصوص تحولات بینالمللی و این که غربیها قادر به کنترل تحولات نیستند، نکتهی دیگری بود که نشان داد ایران با اتکا به نفس، روند تحولات را در منطقه رصد میکند و در صدد است تا ظرفیتهای خویش را برای حفظ این روند و غنا بخشی به حرکتهای مردم منطقه مورد استفاده قرار دهد. این هم نکتهای بود که در محافل سیاسی غربی با خشم از آن یاد شد و خود این مطلب هم نشان دهندهی جهتگیری درست رهبری در سیاست خارجی و در مسایل منطقهای و بینالمللی بود.
در اینجا هم رهبری در راستای همان سیاست تهدید در برابر تهدید در واقع یک برگ جدیدی از استراتژی امنیتی جمهوری اسلامی را نشان دادند و آن برگ جدید این بود که ما استراتژیمان به طور اصولی حرکت به سمت تولید بمب اتمی نیست و این کار را نه دنبال کردهایم و نه دنبال میکنیم. به طور اصولی اما این هم نیست که در برابر تهدیدهای غربیها و اقدام آنان در حوزهای که ما آن را حوزهی نادرست و ممنوعه میدانیم، دست بسته عمل کنیم و در واقع ملت خودمان را در برابر یک تهدید خطرناک بی پناه بگذاریم.
در بعضی از تحلیلها و تفسیرها در مورد فرمایشات مقام معظم رهبری آمده بود که منظور رهبر انقلاب از این که ما هر حملهای را به همان صورت که به ما حمله شود پاسخ میدهیم، این بوده است که اگر اسراییل به ایران حمله کند، جواب ایران فقط متوجه اسراییل است و به منافع دیگر کشورها تعرضی نمیکند، نظر شما در این باره چیست؟
اساساً فرض این که اسراییلیها به ایران حمله میکنند، فرض درستی نیست یعنی به طور قطع اسراییلیها تحت هیچ شرایطی به جمهوری اسلامی حمله نمیکنند، این کاملاً مسلم و مسجل است. خود اسراییلیها هم میدانند که هر نوع حمله به ایران از سوی این رژیم، ریسک بسیار بالایی دارد و یک حملهی کوچک به ایران میتواند، تبدیل به واکنش بزرگ و فراگیر از سوی ایران شود و این مسألهای است که در واقع اسراییل کوچک را در بحران بزرگ غرق میکند و اساساً حیات این رژیم را در معرض مخاطرهی اساسی قرار میدهد.
خود اسراییلیها هم همین چند روز پیش گفتند که شلیک چند موشک از سوی ایران به پایتخت این رژیم کفایت میکند تا اسراییل متلاشی شود؛ بنابراین اساساً فرض این که اسراییلیها در صدد حمله هستند، فرض درستی نیست البته گاهی آنها به نحو تبلیغاتی از این مسأله حرف میزنند اما این به معنای این نیست که آنها به واقع عزمی در این رابطه دارند و ما نشانهای مبنی بر این که اسراییلیها در فکرشان حمله به ایران هست را نمیبینیم، همان طور که اسراییلیها در مواجهه با «حزب الله» هم در حال حاضر عزم روشن یا برنامهی روشنی برای جنگ با آنان ندارند. هنوز آثار شکست تابستان 2006م. در سیستم و نظام رژیم صهیونیستی به چشم میخورد.
یک بخش از فرمایشات مقام معظم رهبری در مورد وابستگی غربیها مخصوصا آمریکا به نفت ایران و خلیج فارس بود، از طرفی هم آمریکا و اتحادیه اروپا اعلام کرده اند که از اوایل تابستان امسال تحریم نفتی را عملی می کنند. تحلیل شما در این مورد چیست؟
نفت در دنیا یک مقولهی تفکیک پذیر نیست، به اصطلاح مثلاً دنیا بگوید که ما نفت ایران را نمیخریم و در عوض آن مقدار نفتی که از ایران میخریدیم از جای دیگری نفت تهیه میکنیم و بنابراین صرفاً یک جابهجایی صورت میگیرد و نفتی قطع میشود و نفتی دیگر وصل میگردد، این طور نیست. در همین ماههای اخیر هم ما مشاهده کردیم که نه فقط جابهجایی نفت، بلکه حتی سخن گفتن از تحریم نفتی ایران نیز تا حدود 20 درصد به قیمتهای نفت اضافه کرد و خود آقای «اوباما» آشکارا گفت که بالا رفتن بین 15 الی 20 دلار از قیمتهای نفت ناشی از سخن گفتن از تهدید ایران به تحریم نفتی بوده است.
این مسألهای است که در نهایت به ضرر ایران تمام نمیشود و شمشیری است که در ابتدا کشورهای مصرف کننده را هدف قرار میدهد و بعد ایران را و به همین خاطر هم آمریکاییها ناچار شدند چند ماه پس از تصویب تحریم نفتی ایران در کنگره و امضای آن توسط رییس جمهور کشورشان، 11 کشور عمدهی مصرف کنندهی نفت ایران را از لیست کشورهایی که معاملهی آنها با ایران ممنوع است، خارج کنند. اینها نشان دهندهی این است که در این بحث آمریکاییها نمیتوانند به صورت یک جانبه بتازند و میدان، میدان بیرقیبی نیست که آنها بتوانند با دست باز عمل کنند.
* راهکارهای حمایت از تولید ملی
شرایط بدر و خیبر، شرایط غلبه بر دشواری هاست...
مقام معظم رهبری: «با وجود اینهمه دشمنى، اینهمه تبلیغات، اینهمه تهاجمهاى خصمانه، ملت ایران در طول این سال، با همهى وجود توانست حضور خود را در صحنه، آمادگى خود را در عرصههاى گوناگون نشان بدهد و اثبات کند... شرایط، شرایط بدر و خیبر بود؛ یعنى شرایط قبول چالشها و دشوارىها و غلبهى بر آنها»
گروه فرهنگی-اجتماعی برهان/حجت الاسلام مصطفی عزتی؛ مقام معظم رهبری امام خامنه ای به عنوان دیده بان هوشیار و چشم بیدار نظام ، در توصیف وضعیت کنونی نظام می فرمایند: « یک روز در صدر اسلام، دشمنان به نظرشان رسید که با شِعب ابىطالب و محاصره ى اقتصادى مسلمان ها، آنها را از پا بیندازند؛ اما نتوانستند. این روسیاه هاى بدمحاسبهگر خیال می کنند ما امروز در شرائط شِعب ابىطالبیم. این جور نیست. ما امروز در شرائط شِعب ابىطالب نیستیم؛ ما در شرائط بدر و خیبریم. ما در شرائطى هستیم که ملت ما نشانه هاى پیروزى را به چشم دیده است؛ به آنها نزدیک شده است؛ به بسیارى از مراحل پیروزى، با سرافرازى دست پیدا کرده است. امروز مردم ما را از محاصره ى اقتصادى می ترسانند؟ با این حرف ها، با این ترفندها می خواهند مردم را از صحنه بیرون کنند؟ مگر چنین چیزى ممکن است؟» (1)
برای تحلیل صحیح شرایط کنونی کشور ، در سه فصل و در ضمن چهل بند نگاهی داریم به « حوادث جنگ بدر » ، « توصیف جنگ بدر در قرآن » و « حوادث جنگ خیبر » و در انتهای هر بند، یک نتیجه از آن استخراج شده است که مجموع آنها چهل نتیجه خواهد بود.
*حجت الاسلام مصطفی عزتی؛ استاد حوزهی علمیهی اصفهان
* راهکارهای حمایت از تولید ملی
تذکراتی پیرامون حمایت از تولید ملی
تولید داخلی با عواملی دست و پنجه نرم میکند که دولت نمیتواند در مقابل آنها بدون حمایتهای درست پیروز گردد. این عوامل هم داخلی و هم خارجی هستند؛ از جمله عوامل داخلی که عمر چندین ساله دارد، عدم نقدینگی کافی، وابستگی، ناکارآمدی و بهرهوری پایین بخشهای تولیدی است...
گروه اقتصادی برهان/ محمد شهاب؛ تولید داخلی با عواملی دست و پنجه نرم میکند که دولت نمیتواند در مقابل آنها بدون حمایتهای درست پیروز گردد. این عوامل هم داخلی و هم خارجی هستند که در این نوشتار با تشریح آنها، راهکارهای لازم برای تقویت و رونق بخش تولید، بیان خواهد شد. از جمله عوامل داخلی که عمر چندین ساله دارد، عدم نقدینگی کافی، وابستگی، ناکارآمدی و بهرهوری پایین بخشهای تولیدی است. عواملی که باعث گردیده به تولید داخلی از درون، ضربه وارد شده و انگیزههای سرمایهگذاری در امر تولید کاهش پیدا کند.
از جمله عوامل خارجی نیز میتوان به رقابت نابرابر وارد کنندگان محصولات خارجی با تولید کنندگان داخلی اشاره کرد. واردات گستردهای که سبب شده، ادامهی فعالیت بخشهای صنعتی از جمله پوشاک و بخش کشاورزی با تهدید جدّی مواجه شود. از سویی سود بسیار بالای دلالی در اقتصاد ایران از آنجا که از کم کردن سود تولید کنندگان حاصل میشود، انگیزههای تولیدی را نسبت به سود دلالی کاهش میدهد. از این رو میتوان فعالیتهای نا مولد و ضد مولد، قاچاق، واردات رسمی و غیررسمی و دلالی را از جمله عوامل خارجی دانست که در مبارزهی نابرابر با بخشهای تولیدی در حال تضعیف آنها هستند.
تحریم را نیز میتوان در کنار عوامل خارجی دید، ولی از آنجا که تحریم همچون تیغ دو لبه است، بیشتر از آن که تهدید برای اقتصاد ایران قلمداد گردد، میتواند فرصتی باشد تا وابستگی تولید را از بین برده و ناکارآمدی که ناشی از وابستگی تولید داخلی به ماشینها و تجهیزات خارجی بوده را از بین ببرد.
ادامهی این نوشتار به این سؤال پاسخ خواهد داد که چگونه با عوامل داخلی و خارجی برخورد کنیم تا رونق تولید داخلی شکل بگیرد؟
وابستگی امروز تولید داخلی به خارج را میتوان در گران شدن ارز و اثر آن در تولید داخلی دید. گران شدن ارز و کمیاب شدن ارز دولتی برای تولید کنندگان، عاملی برای گران شدن انواع کالاهای صنعتی، کشاورزی و دامی شده است. هم اکنون نزدیک به 85 درصد از واردات در ایران، واردات کالاهای واسطهای و سرمایهای میباشد و این نشان از وابستگی بسیار تولید داخلی به خارج دارد. اگر بخواهیم علت این امر را رصد کنیم، میتوان به توطئهی کشورهای سرمایهدار اشاره کرد. پایهی تولید داخلی بر اساس مونتاژ بسته شده است.
تولید مونتاژ بر پایهی سرمایههای انسانی و اجتماعی داخلی نیست بلکه بر پایهی سرمایههای انسانی و اجتماعی خارجیها شکل میگیرد و منابع مادی که کشور مونتاژ کننده برای تولید داخلی خود صرف میکند، همچون پساندازهایی است که آن را به کشوری که تولیدش بدان وابسته است، هدیه میدهد و این یعنی تولید مونتاژ عامل اتلاف سرمایههای انسانی، اجتماعی و مادی کشور مونتاژ کننده میباشد و این همان چیزی است که کشورهای صنعتی برای بقای خویش در نظر داشتهاند.
به هر ترتیب، دولت میتواند وابستگی تولید داخلی به ماشینها و تجهیزات خارجی را از بین ببرد. در صورتی وابستگی از بین میرود که دانش داخلی سوار بر تکنولوژی وارداتی شود، نکتهی بسیار مهمی که نباید از آن غفلت کرد این است که بسیاری از کشورها از جمله کره جنوبی توسعه را از راه تکنولوژی وارداتی طی کردهاند، اما این نکته بسیار مهم است که آنچه به عنوان توسعهی وارداتی مطرح میشده است، مربوط به زمانی است که شکاف دانش و اطلاعات به گونهای نبوده که وابستگی ایجاد شود، به این معنا آنچه در قالب تکنولوژی وارد میشده است،جذب کشور وارد کننده میگردید و این کشور وارد کننده بود که میتوانست فرآیندهای توسعه، ترمیم و اصلاح آن را خود بر عهده بگیرد.
از این رو فرصت توسعهی وارداتی تمام شده است و اگر بخواهیم این گونه فکر کنیم که با ورود ماشینها و تجهیزات پیشرفته میتوان به رونق تولید کمک کرد، سخت در اشتباه بودهایم چرا که در حال حاضر وارد کردن سرمایههای پیشرفته، موازی است با کاهش اشتغال، افزایش وابستگی و اتلاف سرمایههای مادی و انسانی و از آنجا که بهرهوری از راه سرمایههای انسانی و اجتماعی ایجاد میشود، از دست دادن آنها به مثابه عدم رسیدن به بهرهوری خواهد بود.
در یک جمله، خلاصه اینگونه میتوان گفت که توسعه و بهرهوری وارداتی نیست، ساختنی است و از دل توانمندیهای یک کشور ایجاد خواهد شد. برای رسیدن به توسعه و به دنبال آن بهرهوری باید به هستهی ناملموس تولید که همان دانش است، دست پیدا کرد؛ این دانش ناملموس، خریدنی نیست و از سویی دست یافتن به آن کافی نیست. باید مراکزی باشد که فرصت تبدیل دانش نظری به نوآوری و خلاقیت را ایجاد کند، مراکزی که میتوان آنها را در قالب شرکتهای کوچک مقیاس و فعالیتهای تحقیق و توسعه برشمرد.
بنابراین راه حل کمک به تولید برای برخورد صحیح با وابستگی، حمایت دولت میباشد، حمایتهایی که سبب میشود که دانش بومی سوار بر تکنولوژی وارداتی شده و در آن صورت است که حرکت خود جوش ارتقای سرمایههای اجتماعی و انسانی پدید خواهد آمد. اما آغاز این فرآیند به وسیلهی دولت است. در صورت حمایتهای درست دولت در راه بسترسازی برای فعالیتهای کارآفرینی میتوان چشم انداز بسیار مثبتی را برای رونق تولید در سر پروراند.
تولید داخلی با وجود عنصر وابستگی ضعیف نگه داشته شده است و از این رو نباید تولید ضعیف را از راه تشدید هزینهها از جمله افزایش نرخ ارز، بهره و انرژی در فشار نابودی قرار داد. تولید وابسته نیز، همچون فردی است که در مسیر خودکشی تدریجی قرار گرفته است چرا که در مسیری قرار دارد که هزینههایش بیش از درآمدهایش میباشد. انعکاس این واقعیت را میتوان در این دید که تولید، وابسته به پول است نه این که پول وابسته به تولید. در هر حال تحریم کنندگان با ضعیف نگه داشتن اقتصاد داخلی درصدد آن هستند تولید وابسته به خود را از ناحیهی خود، از بین ببرند و البته این بهترین فرصت برای اقتصاد ایران میباشد که تولید را در دست بگیرد و از سرمایههای انسانی خود بهترین استفادهها را ببرد.
سرمایهگذاری برای ایجاد شرکتهای کوچک مقیاس که از مجموعهی 200 تا 300 نفری کارآفرینان و نیروی انسانی تشکیل شده است، بهترین راه برای ایجاد سرمایهی اجتماعی و تبدیل دانش به نوآوری و خلاقیت میباشد که به پشتوانهی آن میتوان سوار بر تکنولوژی وارداتی شده و دست بیگانگان را از سلطه بر تولید داخلی کوتاه کرد. حال نوبت به آن است که مسألهی خارجی که تولید کنندگان با آن دست پنجه نرم میکنند را بررسی کنیم. چه شد که در اقتصاد ایران واردات و دلالی بازدهی بالایی پیدا کرد، به حدی که تولید داخلی را با مشکل جدی مواجه ساخت؟ جواب را میتوان در دو کلمه خلاصه کرد، «رکود تورمی».
تشدید رکود تورمی به معنای افزایش سودهای فعالیتهای غیر تولیدی است. چرا که رکود به مثابه خالی شدن بازار از دست تولید کنندگان داخلی و در اختیار دادن به وارد کنندگان است و از سویی تورم داخلی به مثابه دادن مجوزی برای اعطای سودهای فراوان به وارد کنندگان میباشد و از آنجا که توزیع کالاهای وارداتی از راه دلالان صورت میگیرد، دلالان نیز سودهای فراوانی را از این ناحیه خواهند برد. تورم داخلی عاملی برای کسب سودهای فراوان از راه ارزان خریدن و گران فروختن است که اگر جلوی آن گرفته نشود، بازار داخلی را کالاهای چینی به اسم کالاهای داخلی پر خواهند کرد.
نگرانی دیگری که میتوان آن را به فرصت تبدیل کرد، مبادلهی تهاتری ایران و چین به علت تحریمها میباشد. در چنین شرایطی که ارز توان ورود به کشور را ندارد و صادر کنندگان از راه واردات میخواهند سود ببرند، باید به واردات کالاهای اولیه و واسطهای برای تولید داخلی دست زد. این امر برای بقای تولید داخلی وابسته، ضروری است. تولید وابسته را ابتدا باید حفظ کرد و سپس از راه اقدامهای حمایتی درست، وابستگی را حذف کرد.
سخن آخر آن که رکود تورمی به فعالیتهایی مجوز فعالیت داده است که تولید را از بین میبرد، از این رو باید از اقدامهایی که رکود تورمی را تشدید میکند، جلوگیری کرد و از حمایتهای کمّی و کیفی به تولید برای بقا و تقویت آن بهره جست. اهمیت آنچه گفته شد را به خوبی میتوان در تأکید مقام معظم رهبری مشاهده کرد، تأکیدی که سبب گردید شعار امسال رونق تولید داخلی نام گیرد.
*محمد شهاب؛ کارشناس ارشد اقتصاد
* راهکارهای حمایت از تولید ملی
ابوالفضل اقبالی؛ نظام سرمایهداری، مد و نیاز کاذب : مد باعث گرایش غالب افراد به سبک خاصی از زندگی و استفاده از کالای خاصی میشود. این دقیقاً همان چیزی است که سرمایهداری برای انتقال فرهنگ مصرفی خود به جوامع جهان سوم از آن استفاده میکند. رفاه فرد گرایانه، سود جویی، طمع آسایش خودخواهانه، همگی نمادهایی هستند که برای مخاطبان جهان تبلیغ میشوند.
نیاز عبارت است از نیرویی که از ذهنیات و ادراک آدمی سرچشمه میگیرد و اندیشه و عمل را چنان تنظیم میکند که فرد به انجام رفتاری میپردازد تا وضع نامطلوب را در جهتی معین تغییر دهد و حالت نارضایتی را به رضایت و ارضای نیاز تبدیل کند (الوانی،56:1370).
برای تقسیمبندی نیازهای گوناگون بشر، تقسیمبندیهای مختلفی صورت گرفته است که جامعترین آنها توسط شهید «مطهری» صورت گرفته است. ایشان در یک تقسیمبندی کلی، نیازهای انسان را به دو دسته، نیازهای فطری و نیازهای غیر فطری و یا همان نیازهای اولیه و ثانویه تقسیم میکند. وی نیازهای اولیه را نیازهایی میداند که از عمق ساختمان جسمی و روحی افراد و همچنین از طبیعت زندگی اجتماعی او سرچشمه میگیرند و تا انسان، انسان است و زندگی وی زندگی اجتماعی است، این نیازها وجود دارند.
نیازهای انسان را میتوان به دو دسته نیازهای واقعی و نیازهای کاذب نیز دستهبندی کرد. نیازهای کاذب، نیازهایی هستند که از هیچ واقعیتی نشأت نگرفته و صرفاً ناشی از مجموعه پندارها، خیالات و تبلیغات شعار گونه میباشند که گاه برای پیشبرد اهداف خاصی ایجاد و پیگیری میشوند. اما نیازهای واقعی نیازهایی هستند که از یک واقعیت عینی ناشی شده و دارای بعد مادی و معنوی میباشند (انصاری،22:1389).
مقولهی نیاز کاذب در دنیای مدرن بیش از آن که یک امر اقتصادی باشد، یک موضوع فرهنگی بوده و با مناسبات فرهنگی و اجتماعی ارتباط مستقیم دارد. آن چنان که «جان فیسک»[2] میگوید: «هر کالایی که تولید میشود، میتواند فرهنگی شود. کالای فرهنگی میتواند در بازار فرهنگی یا بازار مالی به فروش برسد. در حقیقت نیازهای جامعه تغییر پیدا میکنند و نیازهای فرهنگی شکل میگیرند» (فیسک،67:1387).
جامعهی سرمایهداری پس از پاسخ به نیازهای اولیهی انسان، کالاهایی مازاد بر نیاز جامعه و با تنوع روزافزون، تولید میکند که خواهی نخواهی افراد را در معرض انتخاب قرار داده و سپس کالاهای خود را با تبلیغات فراوانتر و به روزتر عرضه میکند. همین امر در حوزهی کالاهای فرهنگی هم رخ میدهد. البته دربارهی کالای فرهنگی آن چنان که گفته شد باید ذکر کرد که هر کالایی میتواند فرهنگی باشد. حتی یک تیشرت. «استوارت هال» میگوید: «فرهنگ نه بازتاب دهنده، بلکه یکی از سازههای جهان مدرن است و همان قدر عامل دگرگونی است که فرآیندهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی» (هال[3]،54:1390).
«دالن تیموتی»[4] نیز معتقد است: «در حال حاضر حتی خرید کالاهای روزمره یک فعالیت محسوب نمیشود و تنها یک تجربه است که مادیت خود را از دست داده و تبدیل به یک رویداد فرهنگی شده است» (تیموتی،29:1390).
نیازهای کاذب گاهی اوقات این گونه به وجود میآیند که نظام تبلیغاتی بازار مانند ویترینها، این تصور را به مردم منتقل میکنند که کالاها یک سیر و زنجیرهی مکمل هستند که در کنار یکدیگر تعریف شده و هر کدام بدون دیگری کاربردی ندارد و یا کامل نیستند. تقریباً تمامی فروشگاههای پوشاک، لوازم الکتریکی منزل، لوازم آرایشی و ... یک رشته اشیای مختلف عرضه میکنند که به نوعی لازم و ملزوم یکدیگر هستند و با یکدیگر تناسب دارند و گسترهای از اشیای گلچین شده و مکمل را برای مخاطب تداعی میکنند. بدین ترتیب، رابطهی مصرف کننده با شیء تغییر کرده است. مصرف کننده دیگر به فلان شیء برای فایدهی خاص آن مراجعه نمیکند بلکه به مجموعهای از اشیا با دلالت کلی آنها روی میآورد. ماشین لباس شویی، یخچال، ماشین ظرفشویی و... در مجموع مفهومی متفاوت از آن چیزی دارند که هر یک به عنوان یک وسیلهی منزل از آن برخوردارند. ویترینها، آگهیهای تبلیغاتی و مارکها که نقشی اساسی در این زمینه دارند، دیدگاهی منسجم و جمعی از این وسایل ارایه میدهند (بنت[5]:1386).
برای روشنتر شدن بحث نیاز کاذب و ارتباط آن با الگوی مصرف لازم است یک تحلیل کامل از شرایط امروز جامعهی جهانی و به خصوص ایران که به نوعی هم مدرن است و هم سنتی، ارایه دهیم. در جامعهی امروز ایران چند عنصر تأثیرگذار در بحث نیاز کاذب وجود دارد.
مد و مصرفگرایی مدرن
جهانی که امروزه در آن زندگی میکنیم را میتوان به لحاظ سبک زندگی، جهانی مصرفی دانست و این امر نیز ارتباط نزدیکی با منطق اقتصادی حاکم بر جهان، یعنی منطق سرمایهداری دارد. «انباشت دم افزون سرمایهبرای سرمایهگذاری مجدد» منطقی است که سرمایهداری از آن پیروی میکند و پر بیراه نیست اگر ادعا کنیم که مبدأ پیدایش چنین منطقی پیدایش «مازاد تولید» است. اقتصاد ماشینی به دلیل تولید انبوه و مازاد تولیدی که از خود به جا میگذاشت، جایگزین اقتصاد معیشتی گردید و به دنبال آن سود سرشاری را نیز به همراه داشت. سرمایهداری به منظور انباشت دم افزون سرمایه، نیازمند به مصرف رساندن کالاهای حاصل از تولید انبوه خود است و به همین دلیل باید به دنبال بازار مصرف انبوه باشد.
جامعهای را تصور کنید که افراد آن به دلایل فرهنگی و سنتی موجود در آن جامعه از یک نوع سبک پوشش مخصوص پیروی میکنند و همه بدون استثنا این سبک پوشش را رعایت میکنند و متفاوت بودن در این جامعه، مساوی با ناهنجاری میباشد. حال اگر یک تاجر سرمایهدار بخواهد در این جامعه تجارت شلوار جین و یا شلوار لی کند، لاجرم با شکست روبهرو خواهد شد و سرمایهی خود را به باد خواهد داد زیرا در این جامعه، شلوار جین یا لی به مصرف نخواهد رسید و هر چه قدر هم که تولید این شلوارها برای تاجر به صرفه باشد در آخر با ضرر همراه خواهد بود. دلیل این امر نیز واضح است. ذائقهی این جامعه هیچ تناسبی با محصول عرضه شده ندارد و برای به مصرف رساندن این محصول باید ذائقهی این جامعه را تغییر داد. حال تنها راهی که پیش رو باقی میماند این است که سرمایهداری همراه با ورود خود به هر جامعه، فرهنگ مصرف را نیز وارد آن جامعه نموده تا بدین وسیله بتواند کالاهای تولید شدهی خود را به مصرف برساند. تغییر فرهنگ جوامع، امری ساده نیست و نیازمند برنامهریزی دقیق و حساب شده است. «رابرت باکاک» در زمینهی مصرف و سرمایهداری میگوید:
فرآیند مصرف آن چنان فرآیندی از فعالیت اجتماعی، فرهنگی و نمادین است که بر خلاف تصور منفعت گرایی، لیبرالیسم کلاسیک یا بعضی از انواع مارکسیسم ماده گرایانه، کاملاً اقتصادی نیست. مصرف را در صورتبندیهای مرفه اجتماعی سرمایهداری مدرن غرب بایستی به عنوان فرآیندی که با بازی نمادها و نه با ارضای نیازهای مادی حکومت سر و کار دارد، دید (باکاک[7]،126:1386).
یکی از ابزارهای مؤثر در بحث انتقال فرهنگ و سبک زندگی، پدیدهی «مد»[8] میباشد. «گئورک زیمل» جامعهشناس آلمانی، مد و مدسازی را فرآیندی میداند که بر اثر کشمکش میان طبقات متضاد بر سر دستیابی به منابع بیشتر با تکیه بر فراگرد تمایز[9] حاصل میشود (simmel, 1971:87). مد از نظر لغوی به معنای صورت و شکل و از نظر اصطلاحی به چیزی گفته میشود که به دلایل مختلف در یک زمان معین رواج پیدا میکند و بر دو قسم است:
1. مادی مانند: لباس و لوازم منزل؛
2. غیرمادی مانند: رفتارها، نحوهی زندگی یا نگرشها که در یک زمان به صورت مد نمودار میشوند.
در مجموع «مد به تغییر سلیقهی ناگهانی و مکرر همه یا برخی از افراد یک جامعه اطلاق میشود و منجر به گرایش به رفتاری خاص، یا مصرف کالای به خصوصی، یا در پیش گرفتن سبکی خاص در زندگی میشود» (رید،31:1386).
«هربرت مارکوزه»[11] یکی از معروفترین منتقدان نظام سرمایهداری، مطالعات وسیعی را در زمینهی چگونگی شکلگیری، بسط و توسعهی فرآیند مد و مدسازی در نظام سرمایهداری و نقش سرکوبگر آن در شناسایی و خلق نیازهای کاذب در افراد، تحت عنوان «مصرف در زندگی روزمره» صورت داده است و معتقد است نظام سرمایهداری با استفاده از شیوههای نادرست، به دنبال ایجاد همبستگی اجتماعی و پیوند میان افراد است. از این حیث، نظام برای آن که بقا و دوام کارکردی خویش را تضمین نماید، به تودهسازی و همانند نمودن افراد بر اساس خلق نیازهای کاذب و طفره رفتن از ارضای نیازهای راستین و حقیقی آنان دست میزند.
نیازهای حقیقی نیازهایی هستند که ارضای آنها به رشد و شکوفایی استعدادهای فردی منجر شده و موجب تقویت و تکامل استعدادهای انسانی و مسالمتجویانه در روابط با دیگر انسانها میگردد. نیازهای کاذب نیز شکل تحریف شدهی این نیازها قلمداد میشوند. از این رو نظامهای موجود از مکانیزمهایی برای باز تولید چنین وضعیتهایی در جامعه بهره میگیرند. بدین معنا که از رسانههای جمعی، تبلیغات فراگیر و تودهای با تکیه بر روشهای تداعی معانی و حتی آموزش و تعلیم افراد برای تحقق اهداف خویش سود میجویند. استفاده از مدلهای لباس، اجناس لوکس و حتی افکار و عقاید مختلف از جمله مواردی هستند که در این میان به نحو فزایندهای بروز میکنند (مارکوزه:1378).
مارکوزه اذعان میکند که در گذشته، زمینههای بیشتری برای خلق انسانهای قوی و استوار فراهم بود؛ افرادی که برای خود تصمیم گرفته و سبک زندگی مورد علاقهی خود را اتخاذ میکردند. آنها دروندارتر از انسانهای ضعیف امروزین بودهاند. در مقابل، انسانهای امروز از توان لازم برای مقابله با جبرهای اجتماعی و تحرکات بیرونی برخوردار نیستند و بسته به میزان اثرگذاری و شدت عوامل اجتماعی، سبکها و شیوههای زندگی بعضاً ضد و نقیضی را پیش میگیرند. امروزه فرهنگ تودهای، عوامگونه، مصرفگرا، غیر خلاق و منفعل در جامعه رشد مییابد و بدین ترتیب فرد مبدل به ابزاری برای برآوردن اهداف نظام میشود. نمونهی مشخص نیازهای کاذب و راستین را میتوان در مصرف و بهرهگیری از اجناس و کالاهای لوکس خانگی مشاهده نمود.
یکی از مهمترین ویژگیهای مد به عنوان سبک خاصی از رفتار، این است که به دلیل عدم زیبایی واقعی و صرفاً ارضای حس زیبایی دوستی افراد، قابلیت کهنه شدن و کنار گذاشته شدن را دارد. «مد معمولاً نوعی زشتی است و چنان غیر قابل تحمل است که بایست هر 6 ماه یک بار عوضش کرد و این نیز به دلیل همان حسابگری و برنامهریزی دقیق است که مروجان مد و مدگرایی در آن تعبیه کردهاند. زیرا اگر مد به واقع زیبا بود و حس زیبایی دوستی فرد را پاسخ میداد، دیگر کسی حاضر نبود که آن را کنار گذاشته و به شیوه و یا کالای دیگری روی بیاورد و این به مثابه پایان عمر سرمایهداری خواهد بود زیرا این نقطه، نقطهی توقف مصرف گرایی مطابق با خواستهی سرمایهداری میباشد» (فاضلی،78:1385).
به عبارت دیگر، مد نه تنها زیبا نیست بلکه ضرورتاً باید زشت و نازیبا باشد و تنها چیزی که مد را قابل پذیرش میکند، نو و بدیع بودن آن و استفادهی تبلیغی چهرهها و شخصیتهای جذاب مردم از آن کالاها میباشد. البته از آنجا که تنوع طلبی و تغییر جزءِ اساسی زندگی و فرهنگ انسانی است، میتوان مد و مدگرایی را در راستای یکی از نیازهای انسانها که همان مورد توجه واقع شدن است، قرار دهیم.
«لوی اشتراوس»[12] نیز معتقد است «بعد از مرتفع شدن نیازهای اولیه در انسانها، یک نیاز اساسی دیگر به نام نیاز مورد توجه واقع شدن مطرح میگردد. یعنی این که انسانها به هر طریقی میخواهند مورد توجه دیگر همنوعان خود قرار بگیرند و برای رسیدن به این نیاز سعی در ایجاد تفاوت و تمایز با دیگران دارند» (اشتراوس، 211:1385).
در فرهنگ اسلامی نیز گرایش به زیبایی و زیبا دوستی از مهمترین اموری است که بارها و بارها بر آن تأکید شده است و نو بودن و متناسب با شرایط عرفی جامعه رفتار کردن از جمله اصولی است که در فرهنگ اسلامی پذیرفته شده میباشد (بحارالانوار: ج74، ص135). اما اصل دیگری که در مقابل این اصل واقع شده و باعث تعدیل آن میشود، اصل انسانیت افراد است. بر اساس این اصل، هیچ عاملی از جمله لباس و پوشش نباید انسانیت انسان را تحت الشعاع قرار داده و انسان را بردهی خود کند (حداد عادل،94:1385). مد و مدگرایی به عنوان یک نوع سبک زندگی، این ویژگی را دارد که انسان و خواستههای او را تحت الشعاع خود قرار داده و با ایجاد نیازهای کاذب و زودگذر برای وی، او را ابزاری در دست نهادها و مؤسسههای تولیدی و سرمایهدار قرار میدهد.
تأملی بر پدیدهی (Shopping)
همان طور که اشاره شد، فرهنگ مصرفی از مهمترین ویژگیهای سبک زندگی در عصر مدرن و در اختیار منویات نظام سرمایهداری میباشد. در این فرهنگ، یک پدیدهی رایج و تقریباً فراگیر را میتوان مشاهده نمود که تحت عنوان مصرف «فراغتی» و یا (Shopping) میتوان از آن نام برد. خرید یکی از ویژگیهای اجتناب ناپذیر جامعهی مصرفی است (میلنر[13]،98:1385؛ بنت،215:1386).
نکتهای که بسیار قابل تأمل است این که در جامعهی جدید، خرید تنها به قصد رفع نیازهای اقتصادی صورت نمیگیرد. شاید بتوان مهمترین عامل به وجود آورندهی این پدیدهی همگانی را، واقعیتی به نام «ویترین» در فروشگاههای بزرگ و زنجیرهای دانست. ویترین در این گفتمان فرهنگی، نقش تعیین کننده و مؤثری را ایفا میکند به طوری که برای هر مغازه یا فروشگاهی به منزلهی مؤثرترین ابزار تبلیغاتی و ایجاد جذابیت برای مشتریان میباشد. «ویترینها با چیدمان جذاب و نورپردازیهای حرفهای و جالب توجه، کالاها را آن طور که هستند وانمود نمیکنند بلکه تصویری سحرآمیز و فریبنده از کالاها به مشتری و بازدید کنندگان منعکس میکنند» (باکاک،134:1381).
برخلاف دیدگاهها و نظریههای اقتصادی که «خرید کردن» را با «به خرید رفتن» یکسان میدانند باید گفت که «خرید رفتن» با «خرید کردن» یکسان نیست و عامل و دلیل اصلی خرید رفتن مردم، تجربیات رضایت بخش و تمایل به استفاده از کالا نیست (کاظمی، 172:1384). در واقع ارتباط عمیقی میان واقعیتی به نام ویترین و مقولهی نیاز کاذب در جوامع مدرن وجود دارد. چه بسا افرادی را که قصد خرید کالایی را نداشته و صرفاً با تحت تأثیر جذابیت ویترین قرار گرفتن، اقدام به خرید میکنند. دربارهی ارتباط میان مراکز خرید و محور اساسی آن یعنی ویترین، تحقیقات میدانی فراوانی در کشورهای غربی صورت گرفته است و بعضاً فهم عمیقی را از تأثیرات نظام سرمایهداری بر سبک زندگی مصرفی مردم جامعه ارایه میدهند.
«والتر بنیامین»[14] یکی از متفکران سنت انتقادی که مطالعات گستردهای را در زمینهی جامعهشناسی پاساژها انجام داده است، دربارهی پاساژها میگوید: «پاساژها جایی برای افشای فجایع و محنتهای سرمایهداری است» (بنیامین،173:1380). وی پاساژها در عصر سرمایهداری را به دوزخ تشبیه میکند و معتقد است: «این جنبهی اهریمنی خرید بر اهداف بت انگارانه و جدایی تودهها از آگاهی واقعی تأکید میکند» (همان:174).
در مصرفگرایی نوین، اشخاص بدون داشتن نیاز واقعی به دلایلی مانند رفتار متظاهرانه به خرید میپردازند و در پارهای از اوقات، قادر به کنترل خرید خود نیستند تا جایی که روانشناسان این نوع مصرفگرایی را بیماری میدانند و به معالجهی آنها میپردازند و در پی یافتن راهکارهایی برای درمان آن هستند. یکی از این راهکارها، نامیدن یک روز از سال به عنوان روز «چیزی نخریدن» است که سپتامبر 1992م. به وسیلهی «تددیو» هنرمند اهل «ونکوور» کانادا به هدف مصرف کمتر نامگذاری شد. اکنون در بیشتر کشورها یک روز برای این کار اختصاص یافته است. اختصاص این روز برای خرید نکردن، کوشش برای معقولانه مصرف کردن است (استریناتی[16]:1380).
برخی از صاحبنظران مطالعات فرهنگی و سبک زندگی، در بحث از مقولهی خرید، ارتباط کالاها را با هویت پساسنتی افراد گره خورده و مرتبط میبینند. از نظر «دیک چنی»[17] که یکی از نظریه پردازان این عرصه میباشد، مصرف کنندهها به دنبال کالاها و اشیایی میگردند که هویتشان را تعریف کنند. با رواج مصرفگرایی و شکلگیری فرهنگ مصرف در اثر ایجاد فروشگاههای بزرگ و زنجیرهای و نیز عوامل دیگر، طیف وسیعی از «انتخاب»ها در اختیار افراد قرار میگیرد و هر «انتخاب»،نشانگر ارزشها، نگرشها و ذائقههایی است که ممکن است ویژگی گروهی اجتماعی باشد. بنابراین، مفهوم مصرف به مفهوم هویت جمعی مربوط میشود. قریحه یا ذوق فرد و انتخابهای ذوقی او در مصرف، بخشی از هویت اوست که از خلال آن، مورد قضاوت دیگران قرار میگیرد (Chaney: 1996).
زمانی مصرفگرایی پدیدهای مخصوص جوامع پیشرفتهی صنعتی و غرب بود، اما امروزه به مدد گسترش رسانههای ارتباط جمعی که در بیشتر جوامع در جهت منافع نظام سرمایهداری فعالیت و تبلیغات میکنند، اکنون پدیدهای جهانی گشته است. رسانههای ارتباط جمعی امروزه نقش بسیار مهمی در شکل دادن به ارزشها، نگرشها و تمایلهای مردم در جامعهی معاصر دارند.
شاید بتوان گفت که نقش رسانههای ارتباط جمعی در گسترش مصرفگرایی چیزی کمتر از نقش صنعتی شدن و تولید کالاهای انبوه در جوامع نبوده و تولید انبوه و رسانهها، دو بال گسترش مصرفگرایی به مثابه پدیدهای جهانی بودهاند. امروزه رسانهها با پیامهای اقناعی خود به یکی از ابزارهای نظام اقتصاد سرمایهداری برای یافتن مشتریانی پروپا قرص برای کالاها تبدیل شدهاند. تبلیغات متعدد و متنوع که توسط متخصصان روانشناس و سازندگان تیزرهای تبلیغاتی برای داشتن حداکثر تأثیر بر مخاطب ساخته میشوند و در لابهلای برنامههای تلویزیونی و رادیویی و حتی رسانههای نوشتاری به خورد انسانها داده میشوند، به دنبال اقناع افراد برای خرید کالاها یا خدمات خاص، تغییر نگرش آنها و انتخاب سبک زندگی خاص برای انسانهاست (موحد،54:1389).
افزایش سطح درآمد مردم در اغلب کشورهای پیشرفته و صنعتی، آزادی عمل در خرید و انتخاب و مصرف کالاهای عرضه شده و نیز افزایش اوقات فراغت، عواملی بودهاند که به مصرف انبوه کالاها در جوامع مصرف کننده انجامیدهاند. عوامل یاد شده، این جوامع را برآن داشته که به فعالیتهای بازاریابی روی آورده و با استعانت از آنها، به بسط و گسترش بیشتر مصرف و در نتیجه افزایش درآمد و سود بپردازند.
پیامهای بازرگانی ضمن فاصله گرفتن از کارکرد اصلی و فلسفهی وجود خود که معرفی کالاها و خدمات بوده است به وسیلهی ایجاد احساس نیاز در مخاطب تبدیل شدهاند و از این راه به افزایش مصرفگرایی که تأمین کنندهی منافع سرمایهداری است، دامن میزنند. رسانهها و تبلیغات بازرگانی و همچنین ابزارهای بازاریابی در مردم احساس نیاز کاذب به کالاهایی که واقعاً به آنها نیازی ندارند، ایجاد کرده و مردم را به سمت خرید آن کالاها سوق میدهند.
«ولفولک کراس» مینویسد: «وظیفهی تبلیغات تلویزیونی، تبلیغ کیفیتهای خاصی است که یک محصول، فاقد آنهاست و اگر واقعاً هیچ نیازی به یک محصول وجود نداشته باشد، تبلیغاتچی باید آن را ایجاد کند. او باید به شما ثابت کند که اگر این کالا را نخرید، سلامتی و شادی شما به خطر خواهد افتاد» (کوفمان،37:1388).
استفاده از وسایل تأثیرگذار بر ذهن انسان، برای سودمند یافتن کالاهای تولید شده و در نتیجه اقدام به خرید و مصرف آن، تأثیری بسیار ویرانگر بر تعادل روانی مردم جوامع مختلف گذاشته و از خود بیگانگی و روانپریشیهای گوناگونی را در لایههای بسیار گستردهای از مردم پدید میآورد.
در دنیای جدید، کالاها و اشیا از شکل سنتی خود (که به عنوان ابزاری برای رفع نیازها بهکار میرفتند)، خارج شدهاند و مصرف کالا و خدمات، دیگر تنها ارضای یک دسته از نیازهای زیستی نیستند؛ بلکه کالاها و مصرف آنها به عنوان نماد و نشانهای بر منزلت و شخصیت اجتماعی و به مثابه ابزاری جهت نشان دادن منزلت اجتماعی مورد توجه مصرف کننده قرار میگیرند. در جهان امروز مصرف، به عنوان یک وسیلهی هویتساز معرفی شده و مصرف کننده با مصرف و نمایش دادن کالاهای تحت تملکش، در صدد خلق و حفظ هویت خویش است. او در واقع به سمت الگوی مصرف هویت بخش و مصرف متظاهرانه روی آورده است. این فرهنگ دنیای جدید که مصرف را معیار و ملاک شخصیت و کالا را وسیلهی هویتبخشی در نظر گرفته، خود موجب افزایش مصرف و پدید آمدن نوعی مسابقهی مصرف در میان افراد جوامع شده است (رزاقی، 32:1374).
از سوی دیگر یکی از مشخصههای بارز فرهنگ سنتی ایرانیها که ارتباط مستقیم با الگوی مصرفی و سبک زندگی آنان دارد، پدیدهی چشم و هم چشمی در خانوادهها و به خصوص در میان زنان میباشد. این ویژگی در ارتباط با پدیدهی یاد شده در ایجاد نیاز کاذب تأثیر ویژهای دارد. به نظر میرسد که مؤلفهی چشم در ایجاد این پدیدهی اجتماعی بسیار مؤثر است. به این معنا که هم در ایجاد و هم در علت و انگیزه، نقش چشم مهم ارزیابی شده است. در حقیقت اشخاصی که گرفتار این نابهنجاری هستند، تحت تأثیر بینایی قرار دارند. با توجه به مسألهی رقابت که در این اصطلاح نهفته است، اشخاص برای دست یابی به اهداف رقابتی، دست به انواع و اقسام کارهایی میزنند که در چشم دیگری بزرگ نمایند و به نوعی خودنمایی کرده و برتری و چیرگی خویش را نشان دهند. چشم پرکنی و برتری جویی هدفی است که در این نوع رفتار میتوان شناسایی کرد (طالب پور: 1384).
مسألهی چشم و هم چشمی، ریشه در اصول غریزی و فطری بشر دارد و بازخوانی آن نشان میدهد که این رفتار به سبب تحلیل نادرست از موقعیت خود در جهان و زندگی اجتماعی پدید میآید. شخصی که گرفتار بیماری و نابهنجاری اجتماعی چشم و هم چشمی میشود در حقیقت دچار جهل و ناآگاهی از وضعیت و موقعیت خود به عنوان انسان و هدف از زندگی است و از یک غریزهی درست و فطرت سالم به شکل نادرستی بهرهبرداری کرده است و قدرت و توانی که در نهاد بشر قرار داده شده تا با کمک آن خود را به سعادت برساند ابزاری برای بازدارندگی وی از ترقی و کمال میشود و جلوی رشد و تکامل او را میگیرد. این گونه است که ظرفیت و توان خود را در جایی هزینه میکند که سودی برایش ندارد.
تأثیر چشم و هم چشمی در الگوی مصرفی افراد به این شکل است که مقایسههای نابهجایی که در چشم و هم چشمی اتفاق میافتد باعث میشود، افراد برای به اصطلاح «کم نیاوردن» در مقابل دوست، فامیل، همسایه و همکار، خود را بالاتر از آن چیزی که هست وانمود کرده و یا سعی کند بیشتر از آن چیزی که دارد را به رخ بکشد. یکی از مؤلفههایی که این رقابت را شامل میگردد، مصرف کالاها اعم از پوشاک، لوازم منزل و...، و یا برخورداری از امکانات رفاهی مانند خانه، ماشین و... میباشد (اسحاقی،78:1388).(*)
پینوشتها:
[2].John Fisk
[3].Hall
[4].Timothy
[5].Banet
[6].Sachs
[7].Bockoc
[8].Mode
[9].Differentiation
[10].Cazeneu
[11].Herbert Markuze
[12].Claude Lévi-Strauss
[13].Meelner
[14].Benjamin
[15].Falk
[16].strinati
[17].Chaney
[18].Ingelhart
[19].Mc Covail
منابع:
- استریناتی، دومینیک.(1380). نظریههای فرهنگ عامه. ترجمهی ثریا پاک نظر، تهران: گام نو.
- اسحاقی، حسین.(1388). بایدها و نبایدهای مصرف. قم: دفتر عقل.
- اینگلهارت، رونالد.(1382). تحول فرهنگی در جامعهی پیشرفتهی صنعتی. ترجمهی مریم وتر، تهران: کویر.
- باکاک، رابرت.(1381). مصرف. ترجمهی خسرو صبری، تهران: شیرازه.
- بنت، اندی.(1386). فرهنگ و زندگی روزمره. ترجمهی لیلا جو افشانی، تهران: اختران.
- بنیامین، والتر.(1380). خیابان یک طرفه. ترجمهی فروزنده، تهران: مرکز.
- بودریار، ژان.(1389). جامعهی مصرفی؛ اسطورهها و ساختارها. ترجمهی پیروز ایزدی، تهران: ثالث.
- تیموتی، دالن.(1390). جامعهشناسی مصرف. ترجمهی علی اصغر سعیدی، تهران: جامعهشناسان.
- رزّاقی، ابراهیم.(1374). الگوی مصرف و تهاجم فرهنگی. تهران: چاپخش.
- رید، ایولین.(1386). آرایش، مد و بهرهکشی از زنان. ترجمهی افشنگ مقصودی، تهران: گل آذین.
- طالب پور، سعید.(1384). چشم و هم چشمی از دیدگاه قرآن. روزنامهی کیهان.
- فاضلی، نعمت الله.(1385). سبک زندگی و جهانی شدن. مجلهی رشد علوم اجتماعی، ش32.
- کازنو، ژان.(1387). جامعهشناسی وسایل ارتباط جمعی. ترجمهی محمدباقر ساروخانی، تهران: اطلاع
- کاسترو، ژوزئه دو.(1379). انسان گرسنه. ترجمهی منیر جزنی، تهران: جاویدنیا.
- کاظمی وریچ، عباس.(1384). رویکرد نظری خرید. نامهی علوم اجتماعی، شمارهی 25.
- لوی اشتراوس، کلود.(1385). اسطوره و معنا. ترجمهی شهرام خسروی، تهران: مرکز.
- کوفمان، ران.(1388). تبلیغات؛ گذشته، حال و آینده. نشریهی سیاحت غرب.
- مارکوزه، هربرت.(1378). انسان تکساحتی. ترجمهی محسن مویدی، تهران: امیرکبیر.
- موحد، مجید.(1389). رسانه، جنسیت و مصرف گرایی. نشریهی مطالعات راهبردی زنان، ش47.
- میلنر، اندرو.(1385). درآمدی بر نظریهی فرهنگی معاصر. ترجمهی جمال محمدی، تهران: ققنوس.
- وبلن، تورستن.(1386). نظریهی طبقهی مرفه. تهران: نی.
- هال، استوارت.(1390). درآمدی بر فهم جامعهی مدرن. ترجمهی حسن مرتضوی، تهران: آگه.
- Chaney. D(1996). Lifestyle. London: Rutledge.
- Rostow,W.W.(1960) The stages of Economic Growth: a non-communist manifesto, Cambridge Une\iversity Press.
- simmel, g.(1971). Individuality and Social Forms. Chicago: University Press.
*ابوالفضل اقبالی؛ پژوهشگر
ا بارور شدن اقتصاد و اشتغال پایدار در کشور، ثمره تولید ملی است ا
مدیرکل تبلیغات اسلامی اردبیل با بیان اینکه ثمره تولید ملی بارور شدن اقتصاد و اشتغال پایدار در کشور است، گفت: ما برای رسیدن به مرز خودکفایی واقعی در همه ابعاد باید به مولفههای تولید ملی پایبند و متکی باشیم.
به گزارش خبرگزاری شبستان از اردبیل، حجتالاسلام مهدی ستوده، مدیرکل تبلیغات اسلامی استان اردبیل، صبح امروز ( 7 فروردین) در دیدار با کارکنان و پرسنل این اداره کل در اردبیل، اظهار داشت: نامگذاری امسال از سوی مقام معظم رهبری به نام سال تولید ملی و حمایت از کار و سرمایهگذاری ایرانی نشان دهنده اهمیت و حساسیت موضوع خودکفایی اقتصادی است که نباید ابعاد مختلف آن نادیده گرفته شود.
وی بیان داشت: ما امروز از ثروت بینظیر نیروی کار و اشتغال و جوانان آماده بکار برخوردار هستیم که اگر بتوانیم ظرفیتهای پیدا و پنهان تولید و رونق اقتصادی خود را به تحرک وادار کنیم به یقین میتوانیم بستر اشتغال و تولید بیشتر را مهیا کنیم.
این مسئول، نتیجه و ثمره تولید ملی را بارور شدن اقتصاد و اشتغال توصیف کرد و افزود: کشور ما برای رسیدن به مرز خودکفایی واقعی در ابعاد کشاورزی، اقتصادی و صنعتی باید به مولفههای تولید ملی پایبند و متکی باشد تا از این طریق بتواند به بسیاری از مطالبهها پاسخگو باشد.
حجت الاسلام ستوده، ورود و خرید هرگونه کالای خارجی را ضربه به اقتصاد داخلی خواند و اضافه کرد: تا زمانی که مردم فرهنگ استفاده از کالای داخلی را به عنوان یک افتخار و نشان پیشرفت و توسعه خود قلمداد نکنند بعید به نظر میرسد شاهد رونق تولید در داخل کشور باشیم.
وی یکی از وجوه این برتری و کامجوئی را در تولید کیفی کالاهای ایرانی خواند و اذعان داشت: اگر دلمان میخواهد که کالای داخلی مشتری داشته باشد باید تولیدکنندگان نیز کیفیت تولید را افزایش داده و کمتر به کمیتها توجه کنند.
وی مسئولان را به برنامهریزی برای تحقق نام و شعار سال نو دعوت کرد و افزود: نامگذاری سال 1391 به نام تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی از سوی رهبر انقلاب بیانگر اشرافیت ایشان بر نیازمندیها و تحولات همه جانبه کشور است.
ا مهندسی قرآن؛ نقشه راه تولید ملى، حمایت از کار و سرمایه ایرانى ا
نقشه راه ترسیم شده قرآن برای خودکفایی بهترین راهکار برای حرکت در سالی است که رهبر معظم انقلاب با انتخاب عنوان تولید ملى، حمایت از کار و سرمایه ایرانى برای آن خواب دشمن را آشفته و رویاهایش را نقش بر آب کرد.
به گزارش شبستان: آغاز هر سال جدید شمسی در کنار زیبایی هایی که طبیعت بعد از خوابی طولانی مدت عرضه می کند و جوش و خروشی که مردم با خانه تکانی و خرید شب عید رقم می زنند، شروعی تازه است برای حرکت در مسیری خاص از شاهراهای پیشرفت که همه ساله رهبر معظم انقلاب با نامگذاری سال جدید در پیام نوروزی خود، نقشه آن را تعیین می کنند.
امسال نیز بعد از عبور از پیچ و خم های اصلاح الگوی مصرف، همت مضاعف و کار مضاعف و جهاد اقتصادی ایشان با انتخاب عنوان "تولید ملى، حمایت از کار و سرمایهى ایرانى" برای سال 91 رسالت مهم ایرانیان را آنهم در شرایطی که استکبار به خیال خام خود می کوشد با تحریم های مکرر مسیر رشد و پیشرفت ما را مسدود کند، بیش از پیش گوشزد کرده اند.
اینکه تمامی افکار، بیانات و رفتارهای آیت الله خامنه ای مستند به آموزه های قرآن و اهل بیت (ع) است بر هیچ کس پوشیده نیست اما بیش از هر چیز همین عناوین انتخابی برای سال های مختلف شمسی است که ریشه دار بود افکار و اعمال ایشان در آموزه های وحی را آشکار می کند.
شعار امسال که بر خودکفایی و استغنای جامعه اسلامی از کفار و مستکبران تاکید دارد، شاید بیش از هر عنوان دیگر مستند به قرآن و احادیث است.
چراکه یکی از آموزه های والای اسلام پرهیز از درخواست مکرر برای رفع نیاز از دیگران است. تا جایی که ائمه اطهار (ع) بارها در احادیث مختلف این عمل را نهی کرده اند و حتی پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: "مَن هَداهُ اللّهُ لِلإسلامِ و عَلَّمَهُ القرآنَ ثُمّ سَألَ الناسَ کُتِبَ بینَ عَینَیهِ: فَقیرٌ إلى یَومِ القِیامَةِ (تنبیه الخواطر، ج 1، ص 9)؛ کسى که خداوند او را به اسلام هدایت کند و قرآن را به وى بیاموزد و با وجود این، دست نیاز به سوى مردم دراز کند، بر پیشانى او چنین نوشته می شود: فقیر (باش) تا روز قیامت.
این تصریح به خوبی نشان می دهد که حرکت در مسیر خودکفایی برای اسلام و مسلمین امری ضروری است که نادیده گرفتن آن فقر تا روز قیامت را درپی خواهد داشت.
و اما آیات وحی خود بهترین گواه است بر آنکه خداوند متعال می خواهد که مسلمانان جز به درگاه بی منت او دست نیاز به هیچ درگاهی دراز نکنند...
اینکه ما در نمازهای یومیه چندین مرتبه آیه شریفه إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ را قرائت می کنیم در همین راستا است که بدانیم جز او را نباید عبادت کرد و جز از او نباید انتظار استعانت داشت.
اما متاسفانه گویا این آیات برای بسیاری از ما تنها لغلغه زبان است نه آموزه ای که باید آن را سرلوحه کار قرار دارد، چه بسا همین بی توجهی و عدم درک معنای این آیه شریفه و آیات مشابه است که ساده دلان را در برابر تهدیدها و تحریمات دشمن دچار یاس و ترس می کند!
اما رهبر معظم انقلاب که به خوبی در طوفان های روزگار که بیشتر آنها همچون فتنه سال 88 از سوی دشمنانی طراحی می شود که متاسفانه گاه ما دست نیاز به رویشان دراز می کنیم، توانسته اند کشتی انقلاب را به ساحل امن نجات رهنمون شوند، این بار نیز با انتخاب هوشمندانه عنوان سال 90، نقشه های دشمن را نقش بر آب و خواب آنها را آشفته کردند. چرا که بر دشمن پوشیده نیست که ملت ایران آماده جامه عمل پوشاندن بر خواسته های برحق رهبرشان هستند و تحقق تولید ملی یعنی بر باد رفتن رویاهایی که دشمن درپس تحریمات برای خود بافته بود...
اینکه در 10 رکعت از نمازهای یومیه می گوییم إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ در عرصه کلان حکومتی به معنای حفظ استقلال اقتصادی و سیاسی کشورها و جوامع مسلمان است تا از استعمار و چیرگی مستکبران بر ممالک اسلامی جلوگیری شود. تا زمانی که مسلمانان دست نیاز به سوی غیر دراز کرده و فارغ از استعدادها و قابلیت های خود، راه آسان یعنی درخواست از اغیار را انتخاب کنند، جامعه اسلامی رنگ پیشرفت را نخواهد دید و روز به روز درجا می زند امری که به خوبی در بسیاری از کشورهای به ظاهر مسلمان که ادعای ام القرائی جهان اسلام را نیز دارند، اما در باطن دست نشانده استکبار و ایادی هستند به خوبی دیده می شود.
البته خداوند در قرآن مسیر خودکفایی را نیز ترسیم کرده است آنجا که در سوره مبارکه نجم آیه 39 می فرماید: "وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى"و اینکه براى انسان بهرهاى جز سعى و کوشش او نیست.
علاوه بر این، خداوند در آیه 139 سوره مبارکه آل عمران می فرماید: "ولا تَهِنوا ولا تَحزَنوا واَنتُمُ الاَعلَونَ اِن کُنتُم مُؤمِنین; و سست نشوید! و غمگین نگردید! و شما برترید اگر ایمان داشته باشید.
همچنین در آیه 113 سوره مبارکه هود می فرماید: "ولا تَرکَنوا اِلَی الَّذینَ ظَـلَموا فَتَمَسَّکُمُ النّارُ وما لَکُم مِن دونِ اللّهِ مِن اَولِیأَ ثُمَّ لا تُنصَرون; و بر ظالمان تکیه ننمایید، که موجب میشود آتش شما را فراگیرد، و در آن حال، هیچ ولی و سرپرستی جز خدا نخواهید داشت، و یاری نمیشوید.
بنابر آیات مذکور راه های رسیدن به خودکفایی به بهترین شیوه در کتاب وحی ترسیم شده تا با در اختیار داشتن این نقشه راه را از بیراهه تشخیص داده و از چاله هایی که دشمن با عنوان تهدید و تحریم در مسیر ما ایجاد می کند، عبورکنیم.
این نقشه با عبادت خداوند و یاری جستن تنها از او که جهان در ید قدرت او است، آغاز می شود، پس از آن به شاهراه ارتباطی تلاش و کوشش رسیده و دوری از سستی و کسالت و ایمان الهی را راه میان بر معرفی می کند و در پایان بر پرهیز از اتکاء به ظالمان تاکید می کند چراکه این اتکاء دره ای است که با سقوط در آن انسان نه تنها دچار اتش می شود بلکه ولایت و سرپرستی خداوند را نیز از دست می دهد...
حال که رهبر معظم انقلاب با بصیرت تمام در این برهه حساس زمانی که دشمن می کوشد با تحمیل تحریم ها را موتور سرعت گرفته پیشرفت را از دور بندازد عنوان "تولید ملى، حمایت از کار و سرمایهى ایرانى" را برای سال 91 برگزیده اند، باید آموزه های قرآن را در این مسیر بیش از پیش سرلوحه کار قرار دارد و مسیر ترسیم شده قرآن را پیمود در غیر این صورت و بنابر تصرح کتاب وحی درپی تکیه بر ظالمان چیزی جز آتش ما را فرا نمی گیرد.
ا حفظ طراز برنامه سازی در رادیو قرآن همسو با مطالبه رهبری ا
معاون صدای رسانه ملی با اشاره به تلاش برای حفظ طراز برنامه سازی در رادیو قرآن به عنوان مطالبه رهبری گفت: رویکرد ما تبدیل این شبکه رادیویی به پایگاهی برای اهل قرآن اعم از متخصصان و علاقه مندان است.
محمدحسین صوفی، معاون صدای رسانه ملی درباره اهتمام این معاونت به اجرای طرح و برنامه های قرآنی به خبرنگار شبستان گفت: رادیو به فعالیت های قرآنی به عنوان یک اقدام ریشه ای و زیربنایی توجه ویژه ای دارد و در دو حوزه به این مهم می پردازد. یکی فعالیت های شبکه رادیویی قرآن به عنوان نخستین رادیوی تخصصی با محتوای وحیانی که پس از انقلاب راه اندازی شد.
وی اظهار کرد: طی سال های فعالیت این رادیو تلاش شده تا طراز برنامه سازی برای تولید و پخش برنامه های کیفی که تاکیدات رهبر معظم انقلاب است، حفظ شود تا این شبکه رادیویی به پایگاهی برای اهل قرآن اعم از متخصصان فن و علاقه مندان تبدیل شود.
صوفی با بیان این مطلب که دیگر شبکه های رادیویی نیز به فراخور مناسبت ها برنامه های قرآنی را روی آنتن برده و در اجرای طرح های این عرصه مشارکت می کنند، افزود: مشارکت در اجرای طرح های تابستانی و ویژه برنامه های ماه مبارک رمضان از جمله این اقدامات است.
معاون صدای رسانه ملی با اشاره به اجرای طرح های کلان قرآنی به همت این معاونت تصریح کرد: برگزاری جشنواره های بین المللی "تلاوت من" به همت رادیو قرآن و نیز اذان، ابتهال، دعا و نیایش به همت اداره کل نغمات که فراخوان هر دوی آنها مدتی است اعلام شده، از اقدامات معاونت صدا برای اجرای هرچه بیشتر و بهتر طرح های مرتبط با کتاب وحی محسوب می شود.
وی با بیان این مطلب که در چند سال اخیر رادیو به توسعه فعالیت های قرآنی رویکردی خاص داشته است، یادآور شد: علاوه بر ضبط و پخش تلاوت های مجلسی که در طول سال توسط قاریان انجام می شود و نیز تهیه و تکمیل آرشیو از تلاوت های فاخر در مسابقات بین المللی کشورهای مختلف، هرگاه تلاوتی فاخر در سطح جهان اسلام انجام شود معاونت صدا برای تکمیل آرشیو خود نسبت به تهیه آن اقدام می کند.
ا آگاهسازی مردم موجب تحقق تولید ملی خواهد شد ا
فرماندار شهرستان کامیاران با بیان نقش مهم و اساسی مردم در تحقق اهداف شعار افزایش تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی دارند، آگاهسازی مردم را موجب تحقق تولید ملی دانست.
علیعسکر روحانی، فرماندار شهرستان کامیاران به خبرنگار شبستان گفت: نامگذاری سال جاری به عنوان سال تولید ملی، کار و سرمایه ایرانی از سوی رهبر فرزانه و مدبر انقلاب مسیر توسعه و شکوفایی کشور را وارد مسیری جدید و تاثیرگذار خواهد کرد.
وی افزود: در این میان مردم که همواره از ارکان اصلی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران به شمار می آیند در سال 91 نیز با درک شرایط کشور و ورود به عرصه اقتصادی بطور قطع نقش بی بدلیل و انکار ناپذیر خود را برای تحقق شعار امسال ایفا خواهند کرد.
روحانی تصریح کرد: مردم کشور ما که در سالیان پس از پیروزی انقلاب اسلامی و حضور در عرصههای مختلف از جمله انتخابات و راهپیماییهای 22 بهمن ارادت خود را نسبت به ارزشهای متعالی انقلاب به اثبات رساندهاند، امسال نیز با همکاری خود برای رسیدن به خودکفایی اقتصادی به وظیفه خطیر خود عمل میکنند.
وی عنوان کرد: پیام معظم له در واقع راهکار دستگاههای اجرایی است و آنها را برای فراهم ساختن زیر بناهای مورد نیاز برای رشد تولید ملی تشویق میکند.
فرماندار کامیاران خاطرنشان کرد: در شهرستان کامیاران نیز با برنامه ریزیهای زیر بنایی به عمل آمده و به ویژه آبگیری سدهای ساخته شده، آینده روشنی در راستای تسریع در روند توسعه شهرستان پیشبینی میشود.
روحانی، از تشکیل ستاد توسعه کشاورزی شهرستان نیز خبر داد و گفت: به دلیل وجود ظرفیتهای فراوان در بخش کشاورزی شهرستان و استفاده از منابع آبی مناسب نظیر سندچشم انداز مناسب برای توسعه بخش کشاورزی وجود دارد.
وی از افزایش رغبت سرمایهداران برای سرمایهگذاری در شهرستان خبر داد و اظهار داشت: اعطای زمین رایگان، تسهیلات بانکی با سود مناسب و دیگر زیر ساختهای عمرانی از مهم ترین مشوقهای ارائه شده برای جذب هر چه بیشتر سرمایه به این شهرستان است.



