۱ - طرحهای شغلی مثل هم نیستند، چرا که کسب و کارها با هم فرق میکنند و هر کسب و کاری، طرح شغلی مربوط و مختص خود را میخواهد .
معدن طلا نیاز به یک طرح بازاریابی ندارد، چرا که میدانیم طلا به راحتی فروخته میشود. اما در دیگر کسب و کارها نظیر عطریات، بازاریابی، مهمترین و حیاتیترین بخش طرح شغلی میباشد .
برخی از کسب و کارها و طرحهای شغلی مربوط به آنها به سودهای مطمئن، پایدار و بلندمدت تاکید دارند. اما دیگر کسب و کارها، هرگز به دنبال کسب سود نیستند، در عوض بدنبال کسب موفقیتهای بزرگ در آینده میباشند .
۲ -طرحهای شغلی مثل هم نیستند، چرا که تولیدات کسب و کارها متفاوت از هم هستند .
برخی از کسب وکارها محصولات و خدمات جدیدی را میفروشند، از قبیل نرمافزار و سایتهای اینترنتی جدید. محصولات و خدمات جدید باید توضیح داده شوند، همچنین اندازه بازار نیز باید توضیح داده شود .
دیگر کسب و کارها نظیر خانهسازان قراردادی و معادن طلا، نیاز به توضیح محصولات و خدمات خود در طرح شغلی ندارند .
۳ - طرحهای شغلی مثل هم نیستند، چرا که طرحهای شغلی بنا به دلایل مختلف نوشته میشوند .
برخی از طرحهای شغلی برای جذب و برقراری جلسات رو در رو با سرمایهگزاران نوشته میشوند. هدف این طرحها مشابه هدف رزومه نوشتن میباشد که همان جذب علاقه و توجه کافی برای یک مصاحبه میباشد .
دیگر طرحهای شغلی برای اهداف برنامهریزی نوشته میشوند. دراینجا فرآیند برنامهریزی مهمتر از خود برنامه میباشد .
۴ - طرحهای شغلی شبیه هم نیستند، چرا که اهمیت هر یک فرق میکند و متفاوت از دیگری است .
برخی مواقع، تمام آینده کسب و کارتان، بستگی به تامین مالی دارد که لازمة آن نوشتن یک طرح شغلی عالی میباشد. و برخی مواقع طرح شغلی فقط یک نیاز معمولی و فنی است که در آن تنها به کیفیت پایین، طرح شغلی سریع و نامرتب نیاز داریم و همان هم کفایت میکند .
۵ - باید نکات کلیدی مربوط به فروش را در طرح شغلی بیاورید، که این مهمترین بخش کسب و کارتان میباشد .
اگر طرح شغلی را برای یک شرکت عطرسازی مینویسید که در آن بازاریابی از اهمیت ویژهای برخوردار میباشد، سرمایهگزاران بالقوه قبل از اینکه بخواهند چیزی در مورد نحوة تولید عطر بدانند، ابتدا میخواهند دریابند که چطور شما عطریات خود را بفروش میرسانید .
اگر طرح شغلی برای معدن طلا مینویسد، سرمایهگذاران بالقوه قبل از اینکه بخواهند چیزی در مورد بازاریابی و ایمنی کار بدانند، ابتدا میخواهند دریابند که چه مقدار طلا شما استخراج میکنید .
۶ - شما میتوانید نقاط ضعف خود را پشت پردههای طرح شغلی مخفی کنید، البته تا زمانی که مخفی کردن نقاط ضعف، با ساختار منطقی طرح شغلیتان تناقض نداشته باشد .
به عنوان مثال اگر تیم مدیریتی دارید که نسبتاً از لحاظ تجربه ضعیف هستند یا تجربیات نادرستی دارند، میتوانید در مورد تیم مدیریتی خود خیلی مختصر صحبت کنید و امیدوار باشید که خوانندگان قبل از اینکه به نقاط ضعف تیم مدیریتی توجه کنند، بیشتر به محصول شما علاقه و رغبت نشان دهند. به همین طریق اگر در مورد مسائل مالی ضعف دارید، اما در عوض محصول فوقالعادهای دارید، ابتدا به توضیح و تشریح محصول خود بپردازید .
۷ - نمودار مربوط به سود و فروشهای آینده، سرمایهگزاران مجرب را تحت تاثیر قرار نمیدهد .
با بکارگیری صفحههای گستردهای نظیر excel و Accessو نرمافزارهای طراحی شغلی، براحتی میتوان نمودار و جدول ترسیم نمود. مسئله اینجاست که هر کسی میتواند این کار را انجام دهد، اما اگر کار به همین راحتی باشد که با چند نمودار قابل حل باشد، هر کسی براحتی میتواند برای کسب و کار خود تامین مالی کند .
فرضیات و دلایل به مراتب مهمتر میباشند. باید سرمایهگزاران را متقاعد کنید که میزان فروش در آینده افزایش خواهد یافت، یک نمودار یا جدول نمیتواند این کار را انجام دهد .
۸ - خلاصة اجرایی یا Executive summary ، مهمترین بخش یک طرح شغل میباشد .
خلاصه اجرایی طرح باید خوانندگان را ترغیب کند که بقیه طرح شغلی را نیز بخوانند . خلاصه اجرایی باید شرح مختصری از بحثها و دلایل شما باشد. توجه داشته باشید ممکن است که برخی خوانندگان تنها به خواندن این خلاصه اجرایی اکتفا کنند .
حتی خوانندگانی که تمام طرح شغلی شما را میخوانند، ممکن است برای مرور مجدد، خلاصه اجرایی شما را بخوانند .
خلاصة اجرایی، کار نتیجهگیری و خلاصه نهایی طرح را نیز میکند و لذا نوشتن نتیجه در پایان طرح شغلی دوبارهکاری به حساب میآید .
۹ - طرح شغلی خود را خیلی مفصل و جزئی ننویسید . معمولاً 30-15 صفحه همراه با ضمایم، برای طرح شغلی کفایت میکند. کسب و کار شما ممکن است زندگی شما باشد. ولی بطور قطع خوانندگان طرح شغلی به مراتب نسبت به خود شما، علاقه کمتری به کسب وکار شما نشان میدهند. این دقیقاً شبیه سخنرانی است که علیرغم میل شنوندگان سخنرانی طولانیی را ارائه میدهد .
اشاره به جزئیاتی که اهمیت چندانی ندارند، شما را از بیان نکات اساسی فروش منحرف میکند. و بدتر از این اشاره به جزئیات نا مهمی که یک سرمایهگذار رغبتی به شنیدن آنها ندارد، ممکن است کار را خراب کند و سرمایهگذار را طرد نماید .
۱۰ - اگر طرح شغلی را برای سرمایهگذاران بیتجربه مینویسید، به تمام نقاط ضعف و ریسکهای ممکن، اشاره کنید. جدای از مسائل اخلاقی، سرمایهگذاران بیتجربه، احتمال بیشتری دارد که اگر ببینند کارها نادرست پیش میرود، آنرا پیگیری نمایند. اگر از دوستان و آشنایان تامین مالی میکنید، باید بخش خاصی را برای ریسک مربوط به کار درنظر بگیرید و در آن تمام مسائلی که ممکن است نادرست از آب در آیند را لیست نمایید .
اگر از سرمایهگذاران خطرپذیر یا مجرب تامین مالی می نمایید، میتوانید بدون اشاره به ریسک موجود، فرض بگیرید که از آنجایی که آنها مجرب در کار خود هستند، از ریسک موجود در کار آگاهی دادند .
۱۱ - اگر با یک یا چند سرمایهگذار در ارتباط میباشید و آنها درگیر کار هستند، قیمت سهام و قیمت شراکت را داخل در طرح شغلی نکنید .
آنها با شما مذاکره خواهند نمود. وارد کردن این مسائل تحت این شرایط، مثل بیان میزان حقوق در رزومه کاری که ارائه میدهید، می باشد. اگر میزان حقوق خود را کم بیان کنید خود را دست پایین گرفتهاید. و اگر میزان حقوق بالایی را بیان کنید، ممکن است که این فرصت کاری را ازدست بدهید .
۱۲ - اگر با سرمایهگذاران زیادی درگیر هستید، حتماً به قیمت سهام و قیمت شراکت اشاره نمایید .
نمیتوانید برای مشارکت با هر یک از سرمایهگذاران وقت صرف نمایید. و اگر معاملات و مقادیر مختلفی را به سرمایهگذاران پیشنهاد کنید، با مشکل مواجه خواهید شد .
۱۳ - بیانیه مربوط به مسائل مالی، چندان ضروری نیست .
اگر ترازنامههای نامناسبی دارید، حذف کنید. اگر در کار خانهسازی هستید و میلیونها دلار دارایی زمین دارید، ترازنامه شما عالی به نظر میرسد و باید درطرح شغل بیاید. اگر یک شرکت خدماتی هستید و میلیونها دلار به عنوان سرقفلی دارید، ولی چیز جالبی در ترازنامه به نظر نمیرسد و لذا بهتر است ترازنامه را حذف کنید .
اگر همه چیز مطابق برنامه پیش میرود، باید سودآوری بالقوه کار را اثبات کنید. بهترین راه را برای این کار انتخاب کنید. اغلب یک بیانیه مربوط به درآمد برنامهریزی شده کفایت میکند. اگر تفاوت بابت سود یا margins زیاد است، (بیش از %50)، وجود این بیانیه در طرح شغلی نیز لازم نیست چرا که موفقیت کلی شما به فروش بستگی دارد و نه به هزینه کالاهایی که فروخته میشود. در این حالت تجزیه و تحلیل سه بعدی و بودجهریزی ممکن است کفایت کند .
۱۴ - از تبلیغات اغراقآمیز پرهیز کنید .
شما درصدد نوشتن یک بیانیه برای رونامهنگاران نیستید. طرح شغلی مملو از تبلیغات اغراقآمیز، وقت خوانندگان را تلف میکند، باید قادر باشید که علاقه و شوق خود را در قالب یک بیانیه کاملاً واقعی بیان کنید .
۱۵ - از ترکیب و ریخت کار حرف نزنید، بلکه از مزایا و منافع کار سخن بگویید .
اینترنت تعریف فنی کسل کنندهای دارد. اینترنت شامل انتقال دادهها با سرعت 56 کیلوبایت از طریق خط تلفن میباشد و... . ولی منفعت واقعی اینترنت مبادله اطلاعات میباشد .
مشابه همین، اکثر مردم هیچ اهمیت نمیدهند که اتومبیل آنها چگونه کار میکند، چیزی که برای آنها مهم است، حمل و نقل آسوده و بااطمینان میباشد. طرحهای شغلی بسیار زیادی را میبینیم که بیشتر به شکل و ریخت کار میپردازند و کمتر به منافع و مزیتهای آن کسب و کار توجه دارند .
۱۶ - از نقل قولها و منابع برای حمایت از دلایل و بحثهای خود استفاده کنید .
نباید پرصدا و خشن مطالب خود را بیان کنید. (مثلاً بگویید: آنچه میگوییم درست است، چون دکتر فلانی میگوید که درست است.) بلکه باید به نرمی بیان کنید و اظهار دارید که مثلاً دکتر فلانی نیز در تحقیقات خود رشد %20 در این صنعت را نیز نشان داده است .
از تحقیقاتی که دیگران انجام دادهاند استفاده کنید.( تحقیقات دستهدوم). اشاره صرف به تحقیقات خود به عنوان تحقیقات اولیه، تنها برای کسب و کارهای بزرگ از لحاظ هزینه، مفید فایده میباشد .
۱۷ - طرح شغلی نباید خشک و انعطافناپذیر باشد .
مجبور به انجام گام به گام و مرحله به مرحله طرح شغلی خود نیستند. در جنگهای نظامی حتی طرف برنده به ندرت پیرو نامة طراحیشده خود میباشد. برنامهها و طراحها تغییرات زیادی میکنند، اما بدون شک هر ارتشی یک طرح و برنامه دارد .
طرحهای شغلی بلند مدت 5 ساله و با جزئیات کامل، از رده خارج شدهاند. در واقع در این محیط پیچیده و تغییرپذیر که در ان قرار داریم، نوشتن یک طرح با جزئیات کامل غیرممکن میباشد .
۱۸ - بطور قانونی فعالیتهای آینده کاری خود را محدود نکنید .
نمیتوانید به سرمایهگذاران بگویید که خانهسازی خواهید کرد و پول آنها را صرف سفته بازی کالا میکنید. ولی میتوانید عوض این کار در نواحی و مناطق مختلف خانه بسازید تا جایی که از لحاظ قانونی محدود نمیشوید و تغییر شرایط به ضرر شما تمام نمی شود .
خود را به موارد جزئی طرح متعهد نکنید، بویژه برای سرمایهگذاران بیتجربهای که ممکن است بعداً به خاطر کلمه به کلمة حرفتان قانون را وارد ماجرا کنند.\" من به شما 200000 دلار میدهم که در \"تانی تاون\" خانهسازی کنید و بعد شما در شمال تانیتاون خانهسازی کنید. \"طرح شغلی شما گفت که شما 50 دلار به ما میدهید ولی الان دارید 40 دلار میدهید. من سرمایه خود را میخواهم بیرون بکشم .\"
هر چه طرح شغلیتان ریزتر و جزئیتر و طولانیتر باشد، مشکلات بیشتری را به خاطر ایجاد محدودیتهای قانونی برای خود ایجاد خواهید کرد .
۱۹ - افرادی که طرح شغلی مینویسند و برای کسب و کار خود طرح شغلی دارند، به مراتب موفقتر عمل خوانم نمود .
انبوهی از شواهد وجود دارد که نشان میدهد آنهایی که طرح شغلی مینویسند به مراتب موفقتر عمل میکنند. معمولاً طرحها بدرستی دنبال نمیشوند، ولی میدانیم آنها که طرح شغلی دارند، بهتر از عهده کار برمیآیند .
۲۰ - یک طراح شغل حرفهای را استخدام کنید .
اگر خود یا یکی از کارکنانتان مجبور است برای نوشتن طرح شغلی از فعالیتهای سودآور دیگر خود دست بکشد، در این صورت بهتر است طراح شغلی را استخدام کنید که به واقع باعث ذخیره پولتان میشود
برگرفته از : karafarini.sharif.ir
۱ - چکیده و خلاصهی «برنامهی کسب وکار »
این نکته را در واقع باید پس از پایان کار انجام دهید. مهمترین نکات و دیدگاههای برنامه را خلاصه کنید. (برای نمونه، مشخص کردن چشماندازها و پیشبینیهای فروش، خطمشیهای رشد؛ دلیل نیاز به منابع مالی و چگونگی تامین آنها؛ محصولات یا خدماتی که عرضه میکنید، رشد و روند بازار، کارکنان کلیدی .)
این چکیده باید به اندازهی کافی خلاصه و ساده باشد. جملات، جداول و نمودارهای اصلی و کلیدی را استفاده کنید .
باید مشخص کنید که کسبوکارتان را در حقیقت به چه منظور انجام میدهید. مشخص کنید که نیازهای مشتریان، کارکنان، خود شما و یا سرمایهگذاران چیست و چگونه می خواهید به این نیازها پاسخ دهید. مشخص کردن ماموریت و هدف در «برنامهی کسب وکار» باید با شور، حرارت و اشتیاق همراه باشد .
۳ - توضیحات در مورد تاریخچه وماهیت شرکت .
شکل حقوقی شرکت چیست؟ کجا مستقر است؟ سوابق تاریخی شکل گیری شرکت چیست؟
کالاها و خدماتی را که در حال حاضر ارایه می کنید، فهرست بندی کنید .
کالاها و خدماتی را که قصد دارید در آینده ارایه دهید، را فهرستبندی کنید .
مشخص کنید که مزیت رقابتی شما چیست؟ مشخص کنید که چرا افراد و سایر کسبوکارها که در حال حاضر مشتری شما هستند و از شما خرید میکنند کالا و خدمت شما را به سایر رقبای شما ترجیح میدهند .
۴ - تجزیه و تحلیل بازار .
مشخص کنید که به چه بازارهایی سرویس میدهید. خصوصیات جعرافیایی و جمعیتی را از نظر نوع مردم (برای نمونه ممکن است مشتریان شما مادرانی با فرزندان زیر 7 سال باشند، یا مردان جوان تحصیل کرده و متخصص یا خانوادههایی با درآمد بالا)، اندازهی کسبوکار (برای نمونه شرکتهایی با کمتر از 10 پرسنل یا شرکتهایی با بیش از 500 کارمند و یا افراد متخصص و حرفهای مستقل) و همچنین نوع جغرافیای کاری (برای نمونه، نواحی محلی و نزدیک، کل جغرافیایی یک کشور را، در سطح بینالمللی و یا اینترنت) مشخص کنید .
مشخص کنید که اندازهی بازار آیندهی شما چهقدر است. بدین منظور میتوانید از منابع آماری مختلف که در ارگانها و سازمانهای متولی صنعت شما موجود است، یا از موسسات تحقیقاتی _ آماری و یا منابع آماری اینترنت اندازهی کل بازار آینده را برآورد کنید .
روند تغییرات تقاضا را مشخص کنید. تغییرات جمعیتی، جغرافیایی را از نظر مردم، نوع زندگی و کسب وکارها و سلیقههایی را که بر بازار مؤثر هستند، شناسایی کنید. (برای نمونه از نظر مردم میتوانید به افزایش طول عمر، کوچک شدن خانواده ها و تشکیل کسبوکارهای کوچک توجه کنید. از نظر سبک و سیاق زندگی و مشاغل، میتوانید به افزایش تعداد مردمی که تنها زندگی میکنند، یا افزایش کسب و کارهایی که «برونسپاری» میکنند، دقت کنید. از نظر سلیقهها هم برای نمونه میتوان به تغییر سلیقه در رنگها و یا ورزشهای مورد علاقهی مردم اشاره کرد .)
مشخص کنید که الگوهای توزیع و خرید به چه شکل هستند. برای نمونه محصولات به شکل خردهفروشی توزیع میشوند یا از طریق اینترنت سفارش داده و خدمات پس از آن ارایه میشوند. روشهای رایج توزیع در صنعت شما چیست؟ آیا معیار خریداران مبتنی بر قیمت، اطمینان، اعتبار شرکت و یا کیفیت است .
رقبای شما به شکل مستقیم و غیرمستقیم چه کسانی هستند؟ برای نمونه ناشران کتابهای کودک، با شرکتهای سازندهی بازیهای ویدیو وکامپیوتری رقابت میکنند .
۵ - برنامهی بازاریابی (Marketing Plan)
برای این برنامه باید موارى زیر را مشخص کنید :
آمیخته بازاریابی (marketing mix). مشخص کنید که از چه روشهایی بازاریابی میکنید؛ پست مستقیم، وب سایت، انتشار یک روزنامه، چاپ مقاله در جراید، یا روشهای غیر از آن. مشخص کنید که فعالیتهای بازاریابی شما به چه شکل و در چه زمانی اجرا میشوند .
بودجهی بازاریابی. مشخص کنید که سیاست شما در قیمتگذاری چیست. آیا میخواهید ارایه کنندهی محصول یا خدمت خود با کمترین قیمت در بازار باشید یا قصد دارید بالاترین کیفیت و قیمت را ارایه کنید؟
۶ - چکیدهی شیوهی مدیریت سازمان، مدیران و کارکنان .
مشخص کنید مدیر اجرایی ارشد (CEO) ، رییس و معاون سازمان در بازاریابی، رییس و معاون سازمان در بخش فروش، رییس بخش توسعهی محصولات، رییس و معاونت سازمان در بخش امور مالی و همچنین بخش بازرگانی چه کسانی هستند. چه کسی کالا یا خدمات را تولید میکند و چه کسی به مشتری میفروشد .
توضیحات مربوط به هر سمت و شغل کلیدی را یادداشت کنید .
اگر به صورت انفرادی کار می کنید، برای تمام فعالیتهای مدیریتی و تولیدی جدول زمانی (برنامهبندی شده) تهیه کنید. در این حالت شما باید ساعاتی را در هر روز، یا یک روز را در هفته برای رسیدگی به امور دفترداری، بازاریابی، فروش، توسعهی محصول و مانند آن اختصاص دهید .
یا اینکه مشخص کنید کارکنان، مقاطعهکاران یا مشاورانی که این وظایف را برای شما انجام میدهند، چه کسانی هستند. مقدار پرداختی به هر یک از آنها چهقدر است؟ جوانب حقوقی و قانونی، همچنین مزایا باید مشخص شوند. بودجهی لازم برای کارکنان را مشخص و تهیه کنید و برنامهریزی منظمی برای مرور و رسیدگی به همهی این فعالیتها داشته باشید تا اطمینان حاصل کنید که همه چیز به درستی انجام میشود .
۷ - صورتهای مالی .
سیستم حسابداری منظم، منسجم و در حد امکان یکپارچهای داشته باشید تا بتوانید امور مالی را به دقت کنترل کنید. از ترازنامه، صورت سود و زیان (هم تاریخی و هم پیشبینی شده)، تجزیه و تحلیل نقطهی سربهسر و دورنمای جریان وجوه نقد، استفاده کنید .
از طریق منابع و مراجع مربوط به «برنامهی کسبوکار» یا کتابهای حسابداری، وبسایتها یا برنامههای نرمافزاری، نمونهی صورتهای مالی را آنچنان که با ماهیت صنعت و کسبوکار شما منطبق و هماهنگ است، استخراج کنید .
تا حد امکان سعی کنید که وقت خود را با پرسش وکمک خواستن از شرکتهای مشاوره ای کوچک، یا حسابداران، مشاوران و محققان بازاریابی برای انجام «برنامهی کسبوکار» هدر ندهید. سعی کنید که بر اساس ساعاتی که به هر بخش آن اختصاص میدهید و با پیروی از یک نظم و انضباط کاری، «برنامهی کسب وکار» را خودتان با موفقیت انجام دهید تا بتوانید در کسبوکار هم موفق شوید .
نویسنده: شاهین گلستانی
برگرفته از: businessplan.ir
در چنین شرایطی که هنوز موج و حرکت کوبنده خلاقیت، فراگیر نشده است و هنوز مباحث خلاقیت در جامعه کاربردی نشده است، طرح مباحث کلان و فلسفی خلاقیت می تواند راهگشای فکری مدیران، رهبران و استراتژیست های علمی و صنعتی گردد تا قبل از آنکه ترمینولوژی (TERMINOLOGY) غربی خلاقیت در جامعه نهادینه شود&، امکان حرکتهای تازه و خلق پارادایم های نوین در حوزه خلاقیت بیشتر و سهل تر گردد .
فلسفه خلاقیت
از آنجایی که در کتابهای خلاقیت از فلسفه خلاقیت کمتر سخن به میان آمده است، بی مناسبت نیست ابتدا این سوال را پاسخ دهیم که فلسفه خلاقیت چیست؟ فلسفه خلاقیت همچون فلسفه علم، فلسفه تاریخ، فلسفه هنر، فلسفه اخلاق و.... به معنای علم شناسی است که بــــا یک تفکر فلسفی به شناخت آن علم می پردازد. برای مثال، فیزیک علمی است که از تحولات ماده و انرژی در روابط جرم، نیرو، سرعت، شتاب، فشار و... سخن می گوید. واقعیتی که در فیزیک موردتحقیق است، طبیعت خارجی است و دانشی که ما را با چهره خاصی از این واقعیت آشنا می سازد، فیزیک نام دارد. پس از اینکه از طبیعت خارجی آگاهیهایی به دست آمد و دانش فیزیک متولد گردید، حال خود این دانش _(یعنی فیزیک) به منزله یک موجــود خارجی موردمطالعه و کاوش قرار می گیرد. یعنی از چگونگی تولد و رشد علم فیزیک از حوزه عمل آن، از تحولات آن، از روابط قانونمندیهای آن و... سوال می کند و به دنبال پاسخ می گردد. اینجاست که فلسفه علم فیزیک به وجود می آید. فلسفه علم فیزیک خود، علمی است که در آن علم فیزیک، موضوع تحقیق و بررسی است. درحالی که علم فیزیک، علمی است که در آن، طبیعت خارجی موضوع تحقیق و بررسی است. به همین ترتیب موضوع فلسفه خلاقیت درخصوص چیستی، هستی، مرزها، روابط، چگونگی، آثار، ضرورت، نقش، سیر توسعه و پیشرفت و تغییر و تحولات جدید خلاقیت و نوآوری است .
قبل از ورود به بحث لازم است مفهوم و رابطه واژه های کلیدی موضوع یعنی «وجود» و «ماهیت» مشخص و تعریف گردد تا خواننده از درک و لذت مباحث فلسفی بیشتر بهره مند گردد .
تعریف وجود:وجود گاهی به صورت معنای حرفی به کار می رود که رابط میان قضایا بوده و در فارسی از آن به «است» تعبیر می شود و زمانی به صورت معنای مصدری به کار می رود که دربردارنده نسبت به فاعل است و مرادف فارسی آن لفظ «بودن» است و گاهی به صورت اسم مصدری به کار می رود که مرادف فارسی آن لفظ «هستی» است. آنچه در اینجا موردبحث است همان معنای اسم مصدری وجود است نه معنای حرفی و نه معنای مصدری آن. فلاسفه معتقدند «وجود» امری بسیط و بدیهی است(1) لذا بی نیاز از تعریف و بلکه اساساً «تعریف حقیقی» آن امکان ناپذیر است و آنچه در تعریف آن ذکر می شود «تعریف لفظی» وجود است. با این حال، حکما برای اشیاء چهار نوع وجود قائلند که دو وجود حقیقی (وجود خارجی و ذهنی) و دو وجود اعتباری (وجود لفظی و کتبی) و قراردادی است و این چهار نوع وجود عبارتند از:
وجود خارجی: مانند وجود شما و وجود اشیایی که اطراف شماست؛
وجود ذهنی: همان علم ما به اشیاء خارجی و مفاهیم دیگری است که در ذهن ما نقش بسته است؛
وجود لفظــــــی: انسان برای هر معنایی که می شناسد و نیاز به تفهیم و تفاهم آن دارد، لفظ ویژه ای قرار می دهد تا معانی را به جای آنکه خودشان را بیاورد با کمک الفاظ حاضر سازد. طوری که اگر لفظ موجود شود گویا آن مفهوم و معنا وجود یافته است؛
وجود کتبی: الفاظ به تنهایی همه نیازهای انسان را برطرف نمی سازد، زیرا اختصاص به طرفین گفتگو دارد. از این رو، باید برای رساندن معنا به کسانی که در مجلس سخن حضور ندارند و یا در آینده به وجود خواهندآمد، وسیله دیگری جست، برای این مهم انسان خط را اختراع کرد و بدین نحو، خط وجودی برای الفاظ شد و لفظ هم وجودی برای معنا، لذا می توان گفت وجود، خط وجودی برای لفظ و وجود، لفظ وجودی برای معنا است و این وجود مجازاً به لفظ و معنا نسبت داده می شود .
تعریف ماهیت: ماهیت یک مصدرجعلی است که از «ماهو» گرفته شده و به معنای اسم مصدری که مترادف فارسی آن «چیستی» است به کار می رود. مقصود از ماهیت، مفاهیمی مانند انسان، چوب، سنگ، سیاهی و سفیدی است یعنی مفاهیمی که منعکس کننده ذات مصادیق خود و حاکی از چیستی آنها است. از این رو گفته اند: ماهیت چیزی است که در پاسخ از سوال «به ماهو؟» یعنی «آن چیست؟» بیان می شود. اگر به رنگ ذغال اشاره کنید و بپرسیــــد این چه رنگی است؟ جواب داده می شود: سیاه. بنابراین، سیاهی ماهیت آن، رنگ است .
رابطه وجود و ماهیت: ما در مواجهه با اشیاء خارجی، دو مفهوم از آنها به دست می آوریم، یکی مفهوم وجود (هستی) و دیگری مفهوم ماهیت (چیستی). مفهوم وجود در همه موارد یکسان است و بر همه اشیاء خارجی به یک معنا صـــدق می کند و با اشاره به هر کدام از آنها می توانیم بگوییم این شیء موجود است. این مفهوم از اصل تحقق و واقعیت داشتن اشیاء حکایت می کند اما مفاهیم ماهیتی، مفاهیمی هستند که هریک به بخش خاصی از اشیا اختصاص دارد و بر همه آنها قابل تطبیق نیست، بعضی از اشیا خاک و برخی آب و گروهی انسان هستند. بنابراین، جهان خارج از ما ظرف پدیده هایی هستند واقعی که آثاری حقیقی بر آنها مترتب می شود و ما در مواجهه با هر یک از آنها دو مفهوم مختلف وجود و ماهیت را از آنها انتزاع می کنیم با آنکه آن پدیده در خارج امری است واحد. اصطلاحاً گفته می شود ماهیت ظرف «وجود» است و وجود عارض بر ماهیت می شود. به عبارت دیگر، ماهیت به دلیل ضمیمه شدن وجود به آن، استحقاق اتصاف به موجودیت و تحقق را پیدا می کند .
موجود = ماهیت + وجود
و این مطلب برگرفته شده از یک اصل است که فلاسفه اسلامی به آن معتقدند یعنی اصل «اصالت وجود» به این معنی که اصالت به «وجود» است نه ماهیت و ماهیت امری اعتباری است. درواقع خداوند سبحان با افاضه وجود به ماهیت، آن را از عدم بیرون می آورد و لباس هستی بر آن می پوشاند .
برای ورود به بحث می توان با این سوال شروع کرد که نسبت خلاقیتهای انسان با ماهیت و وجود اشیا چگونه است؟ به عبارت دیگر، هنگامی که گفته می شود فردی محصول جدیدی مثل رادیو را خلق کرد در حالی که قبل از آن وجود نداشته است، آیا ماهیت (چیستی) آن را آفریده است یا وجود (هستی) آن را و یا هر دو را؟
باتوجه به تعاریف وجود و ماهیت، در پــاسخ به این سوال بایستی گفت انسان فقط می تواند ماهیت اشیا را خلق کند و «وجود» همه اشیا تنها از باریتعالی افاضه می شود، حتی زمانی که انسان یک شیء کاملاً جدیدی را خلق می کند. به عبارت دیگر، وجود اشیای جدید نتیجه تــــرکیب و تالیف وجود عناصر تشکیل دهنده آن است نه خلق وجودی جدید. چون انسان قادر نیست چیزی را از عدم و نیستی خق کند به همین جهت عده ای که در خلاقیت پیرو نظریه رفتارگرایان هستند معتقدند هیچ چیز، جدید نیست بلکه مجموعه عناصر قدیم هستند در لباس نو. البته پس از خلق ماهیتی جدید وقتی وجود بــه آن افاضه می شود، وجود جدیدی خلق می شود .
برای روشن تر شدن موضوع لازم است بدانیم «وجود» یک حقیقت یگانه ای است که از واجب الوجود (خداوند) که شدیدترین مرتبه وجود است و هیچ محدودیتی در آن راه ندارد و تنها قیدی که بر آن می توان درنظر گرفت همان بی قیدی است، آغاز می شود و صادر اول و دوم و... را طی می کند (کثرت طولی) تا به عالم مثال و سپس عالم ماده و هیولایی اولی می رسد که ضعیف ترین مرتبه وجود است. در این سطح، کثرت عرضی باعث می شود تا وجود در ماهیت مختلف تکثیر شود و وجود هر عنصر متفاوت با عنصر دیگر شود مثل وجود سنگ که غیر از وجود چوب است و منشا این کثرت (کثرت عرضی) همان ماهیاتی است که به واسطه وجود، موجود شده اند یعنی اولاً ماهیت چوب است که با ماهیت سنگ مغایر است و ثانیاً این مغایرت به وجود چوب و وجود سنگ سرایت می کند و آنها را با آنکه در یک مرتبه از وجودند (مرتبه هیولای اولی) با یکدیگر مغایر می سازد. مانند یک مرتبه از نور که هم به سنگ می تــابد و هم بر چوب و از این جهت تکثر می یابد و لذا گفته می شود وحدت عین کثرت و کثرت عین وحدت است. بنابراین، وجود اشیا چیزی نیست که انسان خلق کند بلکه همه اشیا هستی خود را از هستی خداوند می گیرند. اما وقتی یک فرد خلاق به عنوان یک علت فاعلی ناقصه (2) و قریب (3) نه علت تامه (4) با ترکیب و تالیف جدیدی از عناصر موجود، ماهیت جدیدی مثل رادیو را خلق می کند به دلیل وجــود «وجود»، رادیو موجود می شود. فی الواقع اگر «وجود» را از خلاقیتهای انسان حذف کنیم معدوم خواهدشد. بنابراین، ماهیت جدید خلق شده به وجود سرایت کرده و وجود جدیدی به نام رادیو ایجاد می شود که با وجود آهن و سیم و سایر عناصر به کار رفته در آن متفاوت است. و لذا می توان گفت فرد خلاق علت ناقصه بعید (5) است برای خلق وجود جدید و علت ناقصه قریب است برای خلق ماهیت جدید .
فرق خلاقیت انسان و خدا
سوال دیگری که در فلسفه خلاقیت مطرح می شود این است که خلاقیتها و نوآوریهای انسان چه وجه تمایزی با خلاقیت خداوند دارد؟ در پاسخ گفته می شود یکی از تفاوتهای اصلی شناخته شده نداشتن الگو است. به این معنی که انسان درخلاقیتها و اکتشافاتش از الگوهایی استفاده می کند که قبلاً در ذهنش ایجاد شده است. حتی زمانی که از قدرت خیال یا وهم خود استفاده می کند درواقع ترکیب جدیدی از الگوهای پیشین را فراهم می سازد درحالی که خداوند سبحان بدون هیچ الگو و نقشه قبلی موجودات را خلق می کند. یکی دیگر از وجوه تمایز خلاقیت خداوند با انسان در این است که خداوند قادر است هم از یک چیز چیز جدیدی بسازد و هم از عدم و نیستی، چیزی را خلق کند و انسان فقط می تواند از چیزهای موجود چیز جدیدی بسازد. اساساً در فلسفه و حکمت اسلامی برای هریک از خلاقیتهای فوق نام جداگانه ای تبیین شده تا از یکدیگر تفکیک و شناسایی گردند. البته ریشه این تفکیک و نام گذاری در کلام قرآنی است بدین معنی که خداوند سبحان هر کجا چیزی را از عدم خلق کرده است در بیان و معرفی آن از کلمه «صنع» استفاده کرده است و هر کجا چیزی را از نیستی آفریده است، کلمه «بدیع» را به کار برده است مانند بدیع السماوات و الارض و چنانچه چیزی را از چیز دیگری خلق کرده باشد از کلمه «خلق» استفاده می کند مانند اینکه گفته است خلق الانســـــان و نگفته است بدیع الانسان یا صنع الانسان، چون انسان را از خاک آفریده است. بدین ترتیب، می توان گفت انسان نه می تواند از ناچیز چیزی را ابداع کند یعنی از نیستی چیزی را بیافریند و نه می تواند از عدم چیزی را صنع کند یعنی از عدم بیافریند بلکه تنها می تواند از مفاهیم موجود مفاهیم جدیدی که نتیجه تالیف و ترکیب یا حذف و تجزیه و... است بسازد و خداوند قادر است هر سه نوع آفرینش را بدون هیچ الگویی در یک آن و بدون هیچ اسباب و فکر و تلاشی فقط با یک کلمه «کن» بیافریند لذا یکی دیگر از تفاوتهای خلاقیت انسان و خداوند در استفاده از ابزار و اسباب است که انسان برای خلاقیت نیازمند به آن است از قبیل فکر، ذهن، ابزار، مواد و... و خداوند سبحان بی نیاز از همه آنها است .
شیء تا واجب نشود موجود نمی گردد
یکی از مسائلی که در فلسفه مطرح است و در رابطه با خلاقیت، ایجاد شبهه می کند این اصل است که گفته می شود: «الشیء مالم یجب لم یــــوجد شیء» تا واجب نشود، موجود نمی گردد. عده ای ممکن است چنین برداشت کنند که هر چیز جدیدی که خلق می شود ضــرورتاً باید در نظام هستی و خلقت، خلق می شد و به عبارت دیگر از این اصل و قاعده برای توجیه اختراعات و نوآوریهای مضر و مخرب برای انسان و طبیعت استفاده می کنند درحالی که این اصل کلی فلسفه بر رابطه میان علت و معلول یعنی علت تامه شیء ممکن و وجود آن اشاره دارد و می گوید میان آنها یک رابطه ضروری برقرار است. به این معنی که هر زمان علت تامه شیء ممکن (6) ایجاد گردد «وجود» آن شیء ضروری و قطعی می گردد و آن شیء چاره ای جز موجود شدن ندارد. به عبارت دیگر شیء ممکن گرچه به حسب ذات خود نه ضرورت وجود دارد و نه ضرورت عدم، ولی درواقع و نفس الامر، یا وجود و یا عدمش ضروری است در صورت نخست، واجب الوجود بالغیر، و درصـــورت دوم ممتنع الوجود بالغیر است، چرا که درواقع و نفس الامر یا علت تامه وجود تحقق دارد و یا ندارد، و احتمال سومی در کار نیست. درصورتی که علت تامه وجود تحقق داشته باشد، وجود معلول ضروری و قطعی است و در صورتی که علت تامه وجود محقق نباشد، همان نبود علت تامه وجود، علت تامه عدم است و عدم شیء را ضروری می گرداند. همان طور که ملاحظه گردید این اصل، ناظر بر رابطه میان علت و معلول است و آن هم علتی تامه که انسان نمی تواند باشد .
پانوشتها :
-1 آنها معتقدند سه چیزکه برای هر انسان متعارفی روشـن است، و آدمی در آن تردیدی به خود راه نمی دهد: یکی آنکه خودش هست و وجود دارد و دوم آنکه خارج از او چیزهایی وجود و واقعیت دارند و سوم آنکه او می تواند آنها را بشناسد و از آنها آگاه شود. این سه امر همگی بدیهی و بی نیاز از دلیل و برهان هستند و هرکس درعمق وجدان خود به آنها باور دارد .
-2علت ناقصه، علتی است که بودنش برای وجود معلول لازم است اما کافی نیست، مثلاً برای ساختن یک صندلی از یک سو به چوب نیاز داریم و از سوی دیگر به نجاری که آن را بسازد. ازسوی سوم شکل و هیبت صندلی وابسته به صورت ذهنی و تصویر هنری ای است که نجار در ذهن خود دارد و علاوه بر اینها، به وجود آمدن صندلی مرتبط با انگیزه ای است که نجار را وادار به ساختن صندلی می کند. پس رابطه صندلی با هریک از این علل متفاوت است. نجار علت فاعلی، چوب علت مادی، هیبت و شکل صندلی علت صوری و ثمره و فایده آن را علت غائی می نامند. اگر همه علتهای فوق در کنار یکدیگر باشند تا این شیء موجود شود آن وقت گفته می شود علت تامه محقق شده است. و اگر یکی یا چند علت در کنار هم باشند گفته می شود علت ناقصه محقق یافته است .
-3 علت قریب یا نزدیک علتی است که مستقیماً در معلولش اثـــر می گذارد و میان او و معلولش واسطه ای در کار نیست مانند تاثیر انسان در حرکت دست خودش .
-4 علت تامه، علتی است که بودنش برای وجود معلول لازم و کافی است. دو قضیه برای علت تامه صادق است: الف - اگر علت تامه نباشد معلول ضرورتاً معدوم خواهدبود. ب - اگر علت تامه وجود داشته باشد، معلول ضرورتاً موجود خواهدبود .
-5علت بعید یا دور، علتی است که غیرمستقیم در معلولش اثر می گذارد و میان او و معلولش یک یا چند واسطه وجود دارد و هرچه تعداد این واسطه ها بیشتر باشد، آن علت دورتر خواهدبود. مثلاً هریک از ما با یک واسطه علت هستیم برای حرکت قلمی که دردست داریم، و با دو واسطه علت هستیم برای نوشته ای که در اثر حرکت قلم بر صفحه کاغذ نقش می بندد و با سه واسطه علت هستیم برای معنایی که در ذهن خواننده با مطالعه آن نوشته پدید می آید .
-6 فلاسفه به طور کلی برای هر مفهومی سه حالت متصورند که به آن، مواد سه گانه گفته می شود که عبارتند از: واجب الوجود یعنی وجود برای آن مفهوم لازم و ضروری است - ممتنع الوجود یعنی وجود برای آن مفهوم محال است - ممکن الوجود یعنی وجود برای آن مفهوم نه ضرورت دارد و نه محال است و لذا شیء ممکن یعنی شیء که نه ضرورت وجود دارد و نه ضرورت عدم .
منابع :
- شیروانی، علی؛ کلیات فلسفه؛ انتشارات دارالثقلین، ج اول 1378 .
- صانعی، منوچهر؛ قواعد هدایت ذهن؛ انتشارات دانشگاه شهید بهشتی 1372 .
- صانعی دره بیدی، منوچهر؛ فرهنگ فلسفی؛ انتشارات حکمت؛ ج اول 1366 .
- صمدآقایی، جلیل؛ تکنیک های خلاقیت؛ مرکز آموزش مدیریت دولتی ج اول 138. .
- والفی، مهدی؛ خلاقیت فراسوی اسطوره نبوغ؛ انتشارات روزنه؛ ج اول 1378 .
جلیل صمدآقایی: کارشناس ارشد مدیریت استراتژیک و مدرس خلاقیت در دانشگاههای
منبع: سایت مدیران ایران
برگرفته از: karafarini.sharif.ir
در هزاره جدید کار و زندگی به همدیگر وابسته شده به طوری که جداکردن آنها گاه ممکن نیست زیرا فرد کارش را در خانه انجام می دهد؛ علاوه بر آن دیگر نیاز به حضور فیزیکی در محل کار به آن صورت قبلی مطرح نبوده بلکه به جای آن مباحثی همچون کسب و کار الکترونیکی کسب و کار خانگی (HOME BUSINESS) و نظایر آن مورد توجه قرار گرفته است .
زوجهای کارآفرین (CO-PRENEURS) به زوجهایی گفته می شود که همزمان و با هم مدیریت امور زندگی و کسب و کار را برعهده می گیرند . آمار و گزارشها نشان می دهد که تعداد زوجهای کارآفرین در ایالات متحده آمریکا رو به افزایش است. تخمین زده می شود که صاحبان نزدیک به یک میلیون کسب و کار زن و شوهری هستند که با هم شریکند . (TOMPSON, AND TOMPSON, 2000,p2)
زوجهای کارآفرین با یک نوع چالش مواجه هستند، به طوری که همزمان اهداف زندگی کاری و خانوادگی را با تناقض و مشکل مواجه می سازد. صاحبان کسب و کارهای خانوادگی اینگونه توصیف می شونـــد: تصمیم گیرنده یک نفر است، در حالی که هر دو سختکوش و پرکار بوده و آینده نگر هستند. داشتن ازدواج موفقیت آمیز مستلزم گذراندن اوقات بیشتر باهم، حمایت دوجانبه از یکدیگر در تمام لحظات زندگی و تمرکز لحظات بیشتر زندگی جهت پیوند و ارتباط بیشتر است .
کارآفرینی مشترک به صورت یک مسئله کلی و عمومی در حال افزایش است؛ باوجود این، پرداختن به آن در حوزه عمل بسیار مشکل می باشد. تفکر و شناختی که امروزه درباره کارآفرینی مشترک وجود دارد، بیشتر از روی حکایتها و داستانهایی که در این زمینه بوده، باقی مانده است. فقط مقدار ناچیزی از مطالعات دانشگــاهی به بغرنجی ها و پیچیدگی هایی که در اداره کسب و کار و روابط شخصی و خانوادگی وجود داشته و زن و شوهر با موفقیت هر دو مورد را اداره کرده اند، پرداخته اند. مارشاک (2000) اشاره می کند که درباره این جمعیت (زوجهای کارآفرین) تحقیق جامع و مناسبی انجام نشده است. وی دلایل عدم پرداختن تحقیقات دانشگاهی به این موضوع را ناشی از وجود افسانه در فرهنگ که «حوزه و قلمرو کار و زندگی خانوادگی باید جدا باشد»؛ می داند .
در نشریات بازرگانی نسبت به این موضوع تا حدی توجه بیشتری شده است و معمولاً از دیدگاه تجویزی (PRESCRIPTIVE) بررسی شده است. برحسب مصاحبه های انجام شده و نمونه های در دسترس، ده ها مقاله، قدمها و مهارتهای مورد نیاز برای ادغام زندگی زناشویی با کسب و کار را گزارش کرده اند. در بسیاری از مقالاتی که در نشریات معتبر به این موضوع پرداخته شده است؛ معمولاً نویسندگان این نوع مقالات به متغیر وابسته (عملکرد سازمانی در این نمونه ) اشاره کرده اند و به ندرت رفتار زوجهای کارآفرین موفق را با زوجهای کارآفرین ناموفق مقایسه کرده اند. بیشتر مقالاتی که در این زمینه تدوین شده است؛ کسب و کارهای موفق را که توسط زوجیـن اداره می شود، شناسایـی کــرده اند که چگونه آنها با مهارت و تردستی وظایف کسب و کار و زندگی زناشویی را انجام داده اند .
البته در این زمینه استثناهایی هم وجود دارد که در زیر اشاره خواهد شد. در اینجـــا خلاصه ای از تحقیقاتی ارائه می شود که در زمینه زوجهای کارآفرین وجود دارد. در این تحقیقات نشان داده می شود که کارآفرینی مشترک چگونه کیفیت زندگی زناشویی را بالا برده و رضایت از آن را به دنبال دارد. در این مقاله به نقاط مشترک و سازگار زوجهای کارآفرین و عدم توافقها و ناسازگاریهای بین آنها اشاره شده است. و همچنین در این قسمت عوامل تعیین کننده موفقیت زوجهای کارآفرین نیز بررسی می شود. منظور نویسندگان در غالب فرضیاتی مطرح شده است که دو پیامد مهم متغیرهای مورد مطالعه پژوهش هستند : کیفیت زندگی زناشویی و عملکرد کسب و کار. همان طوری که می دانیم این دو موضوع کاملاً و متقابلاً بر همدیگر تاثیر می گذارند .
کارکردن با همدیگر به زوجها این امکان را می دهد که ویژگیهای شخصیتی متفاوت همدیگر را بپوشانند و مکمل یکدیگر باشند. ممکن است یکی از طرفین گشــاده رو و ریسک پذیر باشد و در حالی که دیگری در کسب و کار محافظه کارانه عمل کند. در این صورت بین این دو نفر رابطه ای شکل می گیرد که برایشان مهم نیست حتی اگر 24 ساعت با همدیگر باشند. در حالی که بیشتر زوجها 70 درصد از این ساعت را از همدیگر جدا هستند (TOMPSON, AND TOMPSON, 2000,p2) .
موفقیت بسیاری از زوجهای کارآفرین ناشی از تحمل بیشتر و تکمیل نقاط ضعف یکدیگر باتوجه به شناختی که از هم دارند میسر می شود. ممکن است یکی از زوجها بسیار خوشبینانه بوده و روابط عمومی بسیار قوی داشته باشد و دیگری ممکن است نسبتاً بدبین بوده اما از مهارتهای فنی بالایی برخوردار باشد. به همین دلیل می توان گفت که عامل و کلید اصلی موفقیت آنان از تفاوتهایی است که در ویژگیهای شخصیتی و توانائیهایشان است و مهمتر از آن، قبول و تحمل این تفاوتها است .
برای هیچ کدام از زوجها هیچ شریکی غیراز آنها نمی تواند امور و مسائل شان را آنگونه که هست درک کند، چون کار و زندگی شان مشترک است. به عنوان مثال، اگر بچه شان مریض شود، آن چیزی که در ابتدا برایشان مهم است فرزندشان است و آنچه که در درجه دوم اهمیت قرار دارد مسائل مربوط به کسب و کارشان است .
تدوین و رعایت مقررات اساسی برای سلامت روانی کارکنان (SANITY) در جایی که شرکت متعلق به زوجهاست بسیار ضروری و مهم است. چرا که کارکردن برای شرکتهایی که صاحبان آنها زن و شوهر باشند ممکن است برای کارکنان گیج کننده باشد بخصوص این امر در مواردی مهم و صادق است که کارکنان ندانند که رئیس اصلی شرکت کدام یک است .
یکی از سخت ترین و دشوارترین بخش در راه اندازی و اداره کسب و کار با همسر خود جایی است که روابط شخصی و خانوادگی را در محیط کار کاملاً کنار بگذارند .
در گذشته، فرض براین بود که هر شخصی باید شخصیت چندگانه ای داشته باشد و در محل کارش خیلی حرفه ای عمل کرده و هنگامی که به خانه بر می گردد صمیمی برخورد کند. اما امروزه این نوع نقش بازی کردن کنار گذاشته شده است و زوجها ممکن است در محل کارشان از شام که در خانه خواهند خورد صحبت کنند و یا در تعطیلات و آخر هفته کارهای مربوط به کسب و کارشان را ادامه دهند .
بنابراین، می توان گفت که این مسئله ضرورتاً کار اشتباهی نیست که زوجها تمام وقت (در محل کار و خانه) درباره کسب و کارشان صحبت کنند. چرا که بعضی زوجها از این طریق هم روابط زناشویی و هم امور مربوط به کسب و کارشان را ارتقاء می بخشند، یعنی راه اندازی کسب و کار باعث تقویت ارتبـاط فی مابین می شود و این مسئله به مانند مشارکت در یک سرگرمی و تفریح است .
البته در بعضی موارد این خطر هم وجود دارد که اگر زوجها تمام وقت شان را به صحبت و امور مربوط به کسب و کار مشترکشان اختصاص دهند عشق و علاقه به ازدواج و زندگی در آنان به سردی (DAMPEN) گراید .
و بالاخره می توان گفت که زوجهایی که با همدیگر کار می کنند هیچ راز وسری ندارند که از همدیگر بپوشانند. در حالی که هنگامی که کار و زندگی خانوادگی خیلی از هم فاصله داشته باشد & هریک از زوجها نمی دانند که دیگری اکثر وقت خود را چه کار می کند. در حالی که وقتی باهم باشند از همدیگر شناخت و اطلاع بیشتری پیدا می کنند .
ارائه پیشنهادها برای زوجهای کارآفرین
مقــــــالاتی که در نشریات معروف کسب و کار درباره زوجهای کارآفرین نوشته شده است، چند ویژگی دارد: اول اینکه براساس مصاحبه هایی که با زوجهای کارآفرین انجام شده بود برخی از آنان در زندگی خانوادگی یا کسب و کار و یا در هر دو با مشکلاتی مواجه شده بودند. از این مشکلات برای ارائه پیشنهادها جهت موفقیت آمیز بودن در زندگی خانوادگی و کسب و کار استفاده شده بود. دوم، تعداد نمونه هایی که با آنها مصاحبه شده بود؛ خیلی کم بود و معمولاً در هربخش با یک تا سه زوج کارآفرین مصاحبه شده بود. سوم، بااینکه تعداد نمونه های زوج آفرین در هر مقاله از سه تا بیشتــــر تجاوز نمی کرد؛ باوجود این، دیدگاه تجویزی داشتند. این پیشنهادها و دستورات به دو صورت که در اکثر مقالاتی که در این زمینه چاپ شده بود فهرست شده است: یعنی اینکه در ابتدا مشخص شده است که زوجهای کارآفرین برای موفق شدن چه باید انجام بدهند و چه نباید انجام دهند. در جدول شماره یک خلاصه ای از دیدگاهها و پیشنهادهایی که از طریق آن زوجهای کارآفرین می توانند همزمان در اداره کسب و کار و زندگی شان موفق باشند، را نمایش می دهد و در جدول شماره دو بایدها و نبایدهایی که در کارآفرینی زن و شوهرها وجود دارد را نشان می دهد. توصیه هایی که در اینجا بیان شده است یک پیش نمایشی از شغل واقعی که زوجهای کارآفرین ممکن است برای خود در نظر بگیرند؛ را نشان می دهد .
در جدول شماره یک به نکات قابل توجهی اشاره شده است. اول اینکه تعدادی از صاحبنظران اشاره کرده اند که: زوجها باید بین زندگی کسب و کار و زندگی خانوادگی مرز مشخص و روشنی قائل شوند. بدون شک مسائل و موضوعها هردو حوزه در یکدیگر دخالت و سرایت پیدا می کنند؛ اما همسران باید تلاش کنند که هر دو حیطه را از همدیگر جدا نگه دارند. اگر اتاق نشیمن خانه یک شعبه دیگری از دفتر شرکت باشد؛ در آن صورت زندگی خانوادگی بسیار آزاردهنده خواهد بود . در مقابل اگر مسائل کم ارزش و عادی زندگی، پیوسته در اداره و محل کار بین زوجها به میان آورده شود، کارکنان و مشتریان پریشان و ناراحت شده و یا ممکن است احترام و شان مالک (رئیس اداره) در نظرشان کم شود. این توصیف معقول به نظر می رسد، اما ممکن است در عمل غیرواقعی باشد. تصور کنید که زوجی روز تعطیل برروی مسئله خاصی در خانه شدیداً با هم مشاجره و دعوا کرده اند و آن را نتوانسته اند تا روز بعد حل کنند. در محل کار آنها باید سعی کنند که به طور معمولی و عادی با همدیگر برخورد کنند، اما آیا ممکن است هیچ تنش و عصبانیتی بین آنها به وجود نیاید؟ مطمئناً این مسائل از روابط زندگی زناشویی به محیط کسب وکار سرایت می کند .

نکاتی برای زوجها
در اینجا به نکــات و توصیه هایی اشاره می شود که در بقای کسب و کار و تداوم زندگی زناشویی مفید به نظر می رسند :
قبل از اینکه به صورت مشترک به کسب و کار بپردازید، از خودتان بپرسید که آیا ارزشهایتان مشترک است؛ یا نه؟
واقعاً درباره کارهایی که باید انجام دهید، مشخص کنید که آن کار را چه کسی و چگونه باید انجام بدهد؟
وقتی را نیز به خانواده خود اختصاص دهید. همان طوری که زمانی را به قراردادها و ملاقات مربوط به کسب و کارتان اختصاص می دهید، برای زمانی که به امور زندگی و خانوادگی اختصاص می دهید، ارزش قائل شوید .
درباره پول به صورت شفاف و واقع گرایانه گفت وگو کنید .
در محل کارتان همچون زن و شوهر رفتار نکنید، نگذارید کارکنانتان زندگی شخصی و خانوادگی شما را در محل کارتان مشاهده کنند .
ارتباطات و گفت وگو بین زوجها کلیدی و حیاتی است. اجازه ندهید مشکلات (حتی ریز و جزئی) روی هم انباشته شوند. سعی کنید روی کوچک ترین مسائل نیز با همدیگر صحبت کرده و نظر طرف مقابل را جویا شده و آن را حل کنید. چرا که معمولاً منشاء مشکلات عمده مسائل ریز هستند (TOMPSON, AND TOMPSON, 2000,p5) .

البته لازم به ذکر است که مطالب و تحقیقاتی که راجع به زوجهای کارآفرین در اینجا آورده شد؛ در کشورهای غربی انجام شده و متناسب با فرهنگ و قوانین خانوادگی و اجتماعی آنهاست و ممکن است خیلی از این موارد با فرهنگ ما ایرانیان متناسب نباشد .
جمع بندی و نتیجه گیری
بــــاتوجه به اینکه مفهوم راه اندازی کسب و کار توسط زوجهای زندگی در سالهای اخیر بیشتر شده است. بنابراین، این گروه در اداره کردن همزمـــان زندگی خانوادگی و کسب و کارشان احتمالاً با چالشهایی مواجه خواهند شد. لذا به نظر می رسد که این گروه از صاحبان کسب و کار قبل از راه انـــدازی کسب و کارشان بهتر است وظایف و مسئولیتهای هرکدام را در هر دو حوزه خانواده و کسب و کار کاملاً برای همدیگر مشخص کنند. مهمتر از آن موفقیت زوج کارآفرین هم در زندگی و هم در کسب و کار بستگی به میزان تحمل همدیگر و داشتن خلاقیت در زندگی زناشویی و پرهیز از روشهای تکراری در تعاملات با همدیگر است. نکته قابل توجه اینست که شناخت خصوصیات و ویژگیهای زوجهای کارآفرین از همدیگر در مقایسه با سایر زوجها خیلی بیشتر است و می شود گفت که اینگونــــه افـراد هیچ گونه موضوع سری و پنهان در برابر یکدیگر ندارند .
منابع
1 - GEORGE H. TOMPSON DETERMINANTS OF SUCCESSFUL CO-PRENEURSHIP UNIVERSITY OF WAIKATO DEPARTMENT OF STRATEGIC MANAGEMENT PRIVATE BAG 3105 HAMILTON NEW ZEALAND HOLLY B. TOMPSON UNIVERSITY OF WAIKATO DEPARTMENT OF STRATEGIC MANAGEMENT PRIVATE BAG 3105 HAMILTON NEW ZEALAND, 2000.
2 - HUSBAND-WIFE COMPANIES HAVE BUILT-IN DURABILITY THIS ARTICLE APPEARED IN THE DOMINION POST NEWSPAPER ON DECEMBER 17,2000. WWW.DOMINIONPOST.COM
3 - MARSHACK, K. COPRENEURS AND DUAL-CAREER COUPLES: ARE THEY DIFFERENT? ENTREPRENEURSHIP THEORY & PRACTICE, 1994 (FALL): 49-60.
4 - HECKMAN, N., BRYSON, R., & BRYSON, J. PROBLEMS OF PROFESSIONAL COUPLES: A CONTENT ANALYSIS. JOURNAL OF MARRIAGE AND THE FAMILY, 1977 (MAY): 328-340.
5 - THOMAS, S., ALBRECHT, K., AND WHITE, P. DETERMINANTS OF MARITAL QUALITY IN DUAL-CAREER COUPLES. FAMILY RELATIONS, 1984 (33): 513-521.
6 - BUSINESS SUCCESS. WWW.VIPGO.NET
دکتر زهرا صباغیان: عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی دکتر محمود احمدپور داریانی: عضو هیئت علمی دانشگاه امیرکبیر محمد عزیزی: کارشناس ارشد مدیریت آموزش و پژوهشگر مرکز کارآفرینی دانشگاه امیرکبیر
منبع: ماهنامه تدبیر
سازمانها از جمله دانشگاهها برای پاسخگویی به نیازهای جامعه ایجاد میشوند. امروزه، بسیاری از فارغالتحصیلان دانشگاهها با مشکل روزافزون بیکاری مواجه هستند. از جمله راهکارهای مناسب برای حل مسأله مزبور، توسعه و پرورش فرهنگ کارآفرینی در دانشگاهها و دانشجویان میباشد. در این مقاله پس از بررسی چهار وهم و واقعیت پیرامون کارآفرینی به تحلیل کلی فعالیتهای آموزشی کارآفرینی در دانشگاهها پرداخته میشود.
تکنولوژي، مجموعه اي از سخت افزار و نرم افزار است که بايد به شکل مناسبي ترکيب شود تا توليد کالا يا خدمات، امکان پذير گردد. اجزاي تکنولوژي عبارت است از:
• تجهيزات، ماشين آلات و ابزار
• مهارت و تجربه ي انساني
• داده ها، دانش، فنون، روش ها و فرآيندها
• سازمان و مديريت
در عمل، ترکيبات متفاوتي از اجزاي مذکور تکنولوژي، يک کسب و کار را شکل می دهد. يکی از تصميمات مهم کارآفرينان در ايجاد کسب و کار، انتخاب تکنولوژی مناسب است. در اين تصميم، کارآفرين بايد ترکيب مناسبي از اجزاي فوق را به کار گيرد تا در راه اندازي و توسعه¬ي کسب و کار جديد، موفق باشد.
تکنولوژي مناسب کارآفريني
انتخاب تکنولوژي مناسب، همواره به عنوان يکي از تصميم گيري هاي مهم کارآفرينان، مطرح بوده است. بيشتر نوشته هاي مربوط به انتخاب تکنولوژي، آميزه اي از به حداکثر رساندن آثار مثبت و به حداقل رساندن آثار منفي براي حال و آينده است. به طور کلي مي توان گفت که تکنولوژي مناسب به معناي تکنولوژي ساده يا پيشرفته، مقياس بزرگ يا کوچک، کاربر يا سرمايه بر و دستي و يا اتوماتيک نيست، بلکه منظور، ترکيب مناسبي از اجزاي تکنولوژي است که در تعامل نقاط قوت و ضعف کسب و کار با تهديدها و فرصت هاي محيطي، مزيت رقابتي پايداری براي کسب و کار جديد ايجاد نمايد. نواز شريف در اين مورد ميگويد: «هر تکنولوژي با زمان پيدايش خويش، مکان و محيطي که در آن زاييده شده و با هدفي که به خاطر آن پديدار گشته است، مناسب ميباشد.»
در يک مکان مشخص، يک تکنولوژي ممکن است در يک زمان، مناسب باشد و در زمان ديگر مناسب نباشد؛ زيرا احتمال تغيير در محيط يا در هدف هاي اصلي وجود دارد. همينطور در يک زمان، يک تکنولوژي در محيط¬هاي متفاوت، مناسبت يکساني ندارد. علت اين امر، همسان يا ناهمسان بودن محيط و متفاوت بودن هدف¬هاست. بنابراين مناسب بودن، يک ويژگي اقتضايي است و ويژگي ذاتيِ خودِ تکنولوژي نيست. مناسب بودن تکنولوژي در ارتباط با محيطي که در آن مورد استفاده قرار مي گيرد و نسبت به هدفي که دارد، معني پيدا مي کند.
براي توليد يک کالا يا خدمت از تکنولوژي هاي گوناگون مي توان استفاده نمود. دامنه ي اين تنوع برحسب تغيير در سطح هر جزء تکنولوژي، گسترده مي شود. به دليل همين تنوع است که انتخاب تکنولوژي مناسب به عنوان يک مسأله ی مهم براي کارآفرينان مطرح است. توسعه¬ي سريع دانش بشري و دسترسي به تکنولوژي هاي جديد، مجموعهي انتخاب را وسيع کرده است و کارآفرينان نيز به دنبال انتخاب تکنولوژي اي هستند که با به کارگيري آن بتوانند در کيفيت يا هزينه ي توليد کالا يا خدمت، تمايز ايجاد کنند.
تصميم گيري براي انتخاب تکنولوژي مناسب
کارآفرين بايد تحليل تصميم گيري را در دو مرحله انجام دهد: مرحلهي اول، تحليل SWOT براي انتخاب تکنولوژي است و مرحلهي دوم، امکان سنجي استقرار تکنولوژي.
در تحليل SWOT نقاط قوت (Strengths)، نقاط ضعف (Weaknesses)، فرصتها (Opportunities) و تهديدهای(Threats) مربوط به يک مورد، بررسی می شوند. در اين تحليل براي هر کدام از انتخابهاي ممکن، کارآفرين تأثير انتخاب هر تکنولوژي در موقعيت رقابتي کسب و کار را بررسي مي کند. اين بررسي، امکان مقايسه و رتبهبندي تکنولوژيها را فراهم مي¬کند. در اين بررسي، ابتدا تحليل SWOT کسب و کار نوشته ميشود، آنگاه تأثير مثبت يا منفي هر تکنولوژي در اين تحليل، بررسي ميشود. تکنولوژيای مناسبتر است که ضعفهاي کسب و کار را کاهش دهد، قوتهاي کسب و کار را افزايش دهد، از فرصتها بيشتر استفاده نمايد و تهديدها را کاهش دهد يا آنها را به فرصت، تبديل نمايد. با اين تحليل، چند گزينه که موقعيت رقابتی بهتري ايجاد مينمايند براي بررسي امکان سنجي، انتخاب ميشوند.
در بررسي امکان سنجي، امکان تهيه، استقرار، جذب و توسعهي تکنولوژي، بررسي ميشود، در اين بررسي، هزينهي تهيهي تکنولوژي، مشکلات و محدوديتهاي استقرار و راهاندازي، امکانات و محدوديتهاي جذب تکنولوژي، به ويژه از لحاظ خدمات پشتيبانی و امکان توسعهی تکنولوژی و انجام بهبودهاي تدريجي و جهشي در تکنولوژي، بررسي ميشود. در انتخاب تکنولوژي علاوه بر سطح تکنولوژي، بايد به امکانپذيري فني و اقتصادي توجه شود. در مطالعهي امکان سنجي علاوه بر مسايل هزينهاي و فنی به مسايل سياسي، اجتماعي و فرهنگي هم بايد توجه کرد.
در انتخاب تکنولوژي نه تنها بازار فعلي محصول و منابع موجود در نظر گرفته ميشود، بلکه به چالشهاي رقابتي آينده هم بايد توجه داشت. يکي از چالشهاي مهم کسب و کار جديد، افزايش مداوم عملکرد است. بهبود عملکرد به دو شکل، ممکن است، يک راه افزايش دادههاست و راه ديگر بهبود تکنولوژي است. توسعهي تکنولوژي را ميتوان به عنوان بهبود عملکرد براي منابع يکسان يا کاهش منابع در يک سطح عملکرد دانست. در حال حاضر در تغيير تکنولوژي، تأکيدها از تجهيزات به عمليات، تغيير يافته است.
تکنولوژي بهينه براي کارآفرين به هدفهاي استراتژيک وي بستگي دارد. تحليل هدفهاي بلند مدت کارآفرين در ارتباط با محيط و منابع در دسترس، مناسب بودن تکنولوژي را مشخص ميکند. تکنولوژي انتخاب شده بايد با هدفهاي بلند مدت کارآفرين، همسو باشد و حمايتکنندهی هدفهاي کارآفرين باشد. استقرار و بهکارگيري تکنولوژي با محدوديتهاي متعدي مواجه ميشود. براي کاهش محدوديتهاي اجرايي، بايد قابليتهاي تکنولوژيها در دستيابي به هدفهاي کارآفرين، تحليل گردد.
انتخاب تکنولوژي کسب و کار جديد به منابع دردسترس کارآفرين، بستگي دارد. اين منابع، ممکن است داخلي يا خارجي باشند. منابع داخلي عبارتند از: منابع مالي، قابليتهاي مهندسي، امکانات موجود، قابليتهاي مديريتي و سازمان موجود. در قابليتهاي مهندسي بايد به امکان جذب و تطبيق تکنولوژي توجه شود. منابع خارجي به قابليتهاي موجود در اقتصاد ملي مربوط ميشود. اقتصاد ملي به دليل تأثير در قابليت دسترسي به بازار محصول و بازار عوامل در موفقيت کسب وکار، تأثير ميگذارد. برخي از عوامل اقتصاد ملي عبارتند از: نرخ ارز، نرخ بهره، نرخ رشد اقتصادي، شدت رقابت، قيمت عوامل و سياستهاي اقتصادي دولت.
در مجموع، تکنولوژي انتخاب شده بايد مزيت رقابتي پايداری براي کسب و کار جديد، ايجاد نمايد. اما به طور کلي ميتوان گفت که برخي از ويژگيهاي مطلوب تکنولوژي مناسب، عبارتند از:
• عملکرد بالا در مقايسه با رقبا
• تمايز در کيفيت و قيمت محصول
• استفاده از منابع، انرژي و دانش داخلي
• انطباق با شرايط محلي
• انعطاف پذيري و توانايي تطبيق با تغييرات پيش بيني نشده
• حداقل مشکلات حمل و نقل
• امکانپذيري استقرار و اجرا
• هماهنگ با سياستهاي توسعهاي دولت
نتيجه گيري
انتخاب تکنولوژي، يک انتخاب استراتژيک است و در چارچوب برنامهي استراتژيک کارآفرين بايد انجام شود. با توجه به اقتضايي بودن ماهيت تکنولوژي، نميتوان گفت که يک تکنولوژي براي همه جا و هرزمان، مناسب است. هر کارآفرين بايد در جهت هدفهاي بلند مدت خود و با تحليل استراتژيک و تحليل امکان سنجي، تکنولوژي مناسب را انتخاب نمايد.
اثربخشي تکنولوژي، فقط به مناسب بودن آن بستگي ندارد، اجراي درست آن هم مهم است. کارآفرين بايد در مطالعهي امکان سنجي، همهي ملاحظات اجرايي را در نظر بگيرد و با بررسي دقيق محدوديتها، زمينههاي استقرار و اجراي درست تکنولوژي را فراهم آورد.
منابع:
1. Alsos, G. A. and L. Kolvereid, 1998, The business gestation of novice, serial and paralell business founders, Entrepreuneurship theory and practice, Vol. 22, No.4, pp:101-114
2. Anonymous, 1990, The right technology means smoother flows, J. of Modern Materials Handling, Vol. 45, No.4
3. Burgess J. E. Longhurst, P.J Quarmby J. and Stephenson T., 2000, Innovational adaptation in the UK water and wastewater industry; a case study technovation, Vol 20, No.1, pp:37-45
4. Carter Jr., Franklin J., Jambulingam, Thani, Gupta, Vipul K. and Melone Nancy, 2001, technological innovations: a framework for communicating diffusion effects, information and management, Vol. 338, No.5, pp:277-287
5. Caselli, Francesco and Coleman LL, Wilbur J., 2001, cross-country technology diffusion: the case of computers, the american economic review, Vol. 91, No.2, pp:328-
335
6. Ericson. T. and Nerdrum L., 2002, New Venture Management Valuation, a special case of human capital, venture capital, Vol.3, No.4, pp: 277-290
7. Erikson T, 2002, Entrepreneurial Capital: the emerging organization's most important asset, Journal of business venturing, Vol. 17, No.3, pp: 275-290
8. Lumme, A. Mason, C. and Suomi, M. 1998, Informal Venture Capital: Investors, Investments and Policy in Finland, Dordrecht: Kluwer Academic Publisher
9. Mason and Harrison, 1999, Venture Capital: rational, aims and scope, Venture Capital: An International Journal of Entrepreneurial Finance, Vol.1, pp: 1-46
10. Meredizh, Jack, 1998, The rote of manufacturing technology in competitiveness, IEEE transactions on engineering management, Vol. 35- No.1
11. schaller R.R. 1999, technology roadmaps: implications for innovation, strategy and policy, the institute of public policy, George Mason University
12. Sharif M. N. 1986, Technology Policy Formulation and Planning, Bangalare: Asian and Pacific Center for Transfer and Technology
13. Westphal, L. E. 1978, Research on appropriate technology, United nations .
14. فقيه- نظام الدين، 1368، انتقال، جذب و تطبيق تکنولوژی، دانش مديريت، شمارهی 21
15. مصلح شيرازی- علی نقی و يداللهی فارسی- جهانگير، 1372، استراتژی و انتخاب تکنولوژی در سطح واحدهای توليد صنعتی، مجموعه مقالات دومين سمينار علمی تکنولوژی و توسعه، دانشگاه امير کبير
16. مصلح شيرازی- علی نقی و يداللهی فارسی- جهانگير، 1376، انتخاب تکنولوژی مناسب در واحدهای توليدی، مجلهی برنامه و بودجه، شمارهی 8
جهانگیر یداللهی فارسی
مدیر گروه گروه مدیریت کارآفرینی دانشگاه تهران
در قرون وسطي، شخصي را که مسئوليت پروژههاي توليد انبوه را به عهده ميگرفت، کارآفرين ميناميدند.
در قرن هفدهم اين واژه به کسي اطلاق مي شد که ريسک سود يا ضرر در يک معاهدهی دولتي با قيمت مقطوع را ميپذيرفت.
ريچارد کنتيلون (Richard Cantillon, 1725) اقتصاددان، شخصي را که ريسکهاي تجاري را پذيرا ميشد؛ از کسي که سرمايه را تأمين ميکرد، متمايز دانست.
ژان باتيست سي(Jean Baptiste Say,1803 ) سودهاي حاصل به سبب فرد کارآفرين را از سودهاي سرمايه، تفکيک نمود.
فرنسيس واکر (Francis Walker,1876 ) بين افرادي که وجوه سرمايه را تأمين ميکردند و آناني که به سبب قابليتهاي مديريتي، سود کسب ميکردند، تفاوت قائل شد.
جوزف شوپيتر(Joseph Schumpeter,1934 ) کارآفرين را يک نوآور دانست که فناوريهاي امتحان نشدهاي را به وجود ميآورد.
ديويد مکلهلند,1961) David McClelland)کارآفرين را يک ريسکپذير ميانهرو و موفقيتطلب معرفي کرد.
پيتر دراکر (Peter Drucker, 1964 ) کارآفرين را کسي دانست که از فرصتها حداکثر استفاده را ميبرد.
آلبرت شپيرو(Albert Shapero, 1975 ) کارآفرين را شخصي دانست که پيشگام ميشود؛ فعاليتهاي اقتصادي و اجتماعي را سازماندهي ميکند و ريسک شکست را پذيرا ميشود.
کارل وسپرKarl Vesper, 1980)) کارآفرين را فردي دانست که از ديدگاه اقتصاد دانان، روانشناسان، بازرگانان و سياستمداران، متفاوت تعريف ميشود.
گيفرد پينکات( Gifford Pinchot) کارآفرين سازماني را يک کارآفرين در درون سازماني از پيش تأسيس شده معرفي ميکند.
رابرت هيسريچ(Robert Hisrich, 1985) کارآفريني را فرآيند خلق چيزي جديد و باارزش ميداند که با وقف زمان وکوشش لازم، پذيرش ريسکهاي مالي، رواني و اجتماعي توأم و کسب پاداشهاي مالي و رضايت شخصي، عجين است.
منابع:
• Hisrich, Robert D. & Peters, Michael P. (2002).Entrepreneurship. New York, Mc-Graw Hill.
• Online Etymology Dictionary (2004). http://www.etymonline.com.
ترجمه و گردآوری: دکتر مرتضی جعفرزاده
Creativity (خلاقيت، آفرينندگي):
واژهcreate ( آفريدن، خلق كردن ) در حدود سال 1386م. از واژهي لاتين creatus ، اسم مفعول كلمهي creare به معني ساختن و توليدكردن، مرتبط با واژهي crescere به معني پديدآمدن و رشدكردن گرفته شده است(1).
واژهيcreative از سال 1678م. به معني ”خلاق“ و واژهيcreativityاز سال 1875م. به معني خلاقيت، بهكار برده شده است.(2)
واژهcreate ( آفريدن، خلق كردن ) در حدود سال 1386م. از واژهي لاتين creatus ، اسم مفعول كلمهي creare به معني ساختن و توليدكردن، مرتبط با واژهي crescere به معني پديدآمدن و رشدكردن گرفته شده است(1).
واژهيcreative از سال 1678م. به معني ”خلاق“ و واژهيcreativityاز سال 1875م. به معني خلاقيت، بهكار برده شده است.(2)
براي واژهي خلاقيت (آفرينندگي )، تعاريف متعددي ارائه شده است كه در ذيل، برخي از آنها ذكر ميگردد:
ابتكار هنرمندانه و خردمندانه(3)
فرايندي ذهني كه موجب جهشهاي بزرگ در دانش، مهارتها ، علوم و فناوري شود.
هنر ايجاد ايدهها و اشياي بكر
توانايي سازماندهي محيط كلي (اعم از فيزيكي، بيولوژيكي و روانيـ اجتماعي)، به صورت الگوهاي نوين كه دستكم حقيقتي را براي فردي، افزايش دهد، وليكن هيچ حقيقتي را از كسي كتمان نكند.
امكاندادن به دل و جان و توان خود كه از طريق چهار جزء اصلي جسماني، عاطفي، ذهني و روحي جريان يابد و به عنوان فرايند خلاق در تمامي شكلهاي بيشمارش، ظاهرگردد. (لطفاً مراجعه فرماييد به:http://www.goddirect.org/glossary/c.htm ).
ميزاني كه كاركنان تشويق شوند تا انديشههاي نوآورانهي خود را ابراز كنند.
توانايي خلقكردن
توليد ايدههاي نوين و مفيد بالقوه
توانايي ساختن و يا بهوجودآوردن چيزي نو، اعم از: راهحلي نو براي يك مسئله، روش يا ابزاري نو و يا يك شيئ، يا شكل هنرمندانهي نو(4)
داشتن توانايي يا قدرت خلقكردن
سازنده و خلاقبودن
كيفيت خلاقبودن
خلق يك نظر، ايده، راه، روش و طرح جديد
مهمترين عنصر در يك فرايند خلاق، ابداع يا بينظيربودن است. در فرهنگ معنايي، واژگان ابداع، اختراع، تجسم، فعاليت عقلاني، نيروي ذهني و…. به عنوان مترادفهاي واژهي خلاقيت، ذكر شدهاند.(5)
صورگوناگون واژهي خلاقيت، عبارت است از: Creative ،Creatively ،Creativeness و…. .
در مجموع، خلاقيت، عنصري مهم در فرايند كارآفريني و ايجاد كسب وكار جديد است.
منابع و مآخذ:
1Online Etymology Dictionary.http://www.etymonline.com
2.Merriam_Webster Online. http://www.m-w.com
3. Google Glossary. http://labs.google.com
4. http://www.britanica.com
5. Thesaurus.com. http://theasarus.reference.com
6. http://dictionary.reference.com
گردآوری و ترجمه: دکتر مرتضی جعفرزاده
برگرفته از نشریه مرکز کارآفرینی دانشگاه تهران
بازی با آب یکی از بهترین، اساسی ترین و لذت بخش ترین کارهایی است که کودکان انجام می دهند. آب جذبه ای سحرآمیز برای آنها دارد . کودکی که با آب بازی می کند، در حال یادگیری علت و معلول گرما و سرما، جاری شدن و فرو رفتن در زمین است. این کودک پس از آنکه به عنوان موجودی کوچک در دنیایی بزرگ، یک روز سخت را پشت سر گذاشت، با آب بازی آرامش می یابد .
آب بازی باعث تسکین عصبانیت های کودک شده و کودک از طریق آن از ناراحتی ها، فشارها و تنش ها رهایی یافته و احساس آرامش می کند. چون کودکان آب بازی را بسیار دوست دارند از این طریق می توان مفاهیم و مطالب بسیاری را به آنها آموخت و موجبات رشد مهارت ها و توانایی های مختلف آنها را فراهم ساخت .
رشد توانایی ها و مهارت های مختلف کودکان به وسیله آب بازی
الف) رشد خلاقیت و ابتکار
آب بازی کمک می کند تا بچه ها افکار خلاقشان را رشد بدهند. از آنجا که آب بازی جذابیت بسیاری برای کودکان دارد، آنها ساعت ها وقتشان را صرف آن می کنند. والدین و مربیان می توانند به وسیله بازی های متنوع و از طریق پرسش های مختلف، تفکر خلاق را در کودکان پرورش دهند. بعضی از این پرسش های پرورش دهنده :
1-چطور باران در آسمان شکل می گیرد؟
2-چه چیزهایی در آب شناورند و چه چیزهایی زیر آب می روند؟
3-چطور باران و برف در آسمان شکل می گیرد؟
4-چه چیزهایی با آب می پزند؟
بعضی از بازی های پرورش دهنده خلاقیت عبارتند از :
1-اشیا گوناگونی به کودک بدهید که آن را داخل آب قرار داده، ببینید که آیا فرو می رود یا روی آب شناور می ماند و درباره آن صحبت کنید "چه اتفاقی می افتد؟ اوه نگاه کن روی آب ایستاده شنا می کند"، "نگاه کن، آن یکی پایین رفت، زیر آب "
2-دو ظرف هم حجم با شکل ظاهری متفاوت انتخاب کنید یکی از ظرف ها را پر از آب کرده و آب آن را در ظرف دیگری بریزید تا کودکان متوجه حجم یکسان هر دو ظرف شوند .
ب) رشد شناختی
کودکان بر اثر کسب تجربه با آب بازی یاد می گیرند که بعضی اشیا در آب فرو رفته و بعضی روی آن شناور می مانند (سنگ، چوب، پلاستیک، فلز و ...) بعضی اجسام مثل: اسفنج، پارچه و کاغذ آب را به خود جذب می کنند و بعضی مثل پلاستیک آب را اصلابه خود جذب نمی کنند. کودک از طریق آب بازی با منابع آب مانند: چشمه، قنات، رود، دریا و دریاچه آشنا می شود .
ج) رشد عاطفی و هیجانی
کودکان عاشق آب بازی هستند. در آب بازی کودکان آرامش یافته و احساس قدرت می کنند. آب بازی باعث بر انگیختن کنجکاوی کودکان شده و از نظر عاطفی برایشان ارضاء کننده است .
د) رشد گویایی و افزایش گنجینه واژگان
زبان جزیی از وجود هر شخص می باشد و محتوای زبانی نه تنها برای ارتباط بلکه برای کمک به تفکر فرد مهم است. کودکان از طریق آب بازی با واژه های جدیدی آشنا می شوند که کمک به تقویت گنجینه لغات آنها می نماید و مفاهیم زیادی مانند: شناکردن، ریختن، شناور شدن، زیر آب رفتن، موج، برف، رود، یخ، دریا و ... را یاد می گیرند .
ه) ایجاد هماهنگی بدنی
کودک می آموزد که هنگام پر کردن دو ظرف هماهنگی چشم و دست لازم است. تسلط بر حرکات ظریف در یادگیری برای ریختن، فشار دادن، تعادل و ... یکی از ویژگی های آب بازی است .
و) رشد اجتماعی
کودکان به هنگام آب بازی یاد می گیرند که چطور با دیگران رابطه برقرار کنند و به وسیله آب بازی حس تعاون، همکاری، مشارکت، اطاعت از قوانین و مقررات بازی، رعایت نوبت و انعطاف پذیری را یاد می گیرند .
مکان آب بازی برای کودکان
آب بازی را می توان در فضای باز و بسته انجام داد. آب بازی در فضای باز راحت تر است. در غیر اینصورت در فضای بسته باید کفپوش مناسبی مورد استفاده قرار گیرد. موزاییک، آسفالت یا کاشی مشبک (حجم دار) می تواند مفید باشد، زیرا در صورت خیس شدن می توان به آسانی آن را خشک کرد. محل آب بازی باید جایی انتخاب شود که مقدار آب ریخته شده از ظرف به داخل چاه فاضلاب برود (کف اتاق یا محل آب بازی باید چاه فاضلاب داشته باشد ).
ظروف و لباس آب بازی برای کودکان
ظرف مخصوص آب بازی باید در کنار لوله های آب باشد تا برداشتن آب آسان تر باشد. اگر آب بازی به صورت شنا یا دست و پا زدن نباشد، پیش بندهای پلاستیکی برای محافظت لباس کودکان بهترین وسیله است، بهتر است پیراهن کودکان آستین کوتاه باشد تا کودک راحت تر بازی کند .
وسایل آب بازی برای کودکان
1-طشت بزرگ یا وان حمام پر از آب .
2-نی نوشابه، آبپاش، لوله، قیف (وسایلی که آب در آنها نمی ماند)
3-انواع بطری های خالی پلاستیکی مانند: بطری شامپو، مایع ظرفشویی، قوری پلاستیکی و ... (وسایلی که وقتی داخل آب قرار می گیرد حباب ایجاد می کند)
4-همزن های پلاستیکی، سرنگ های بدون سر سوزن، قطره چکان، رنگ های خوراکی به منظور تغییر رنگ آب .
5-اسفنج، دستمال کاغذی، قرقره، قاشق و انواع وسایل و اسباب بازی هایی که در آب فرو رفته و یا روی آن شناور می مانند .
6-عروسک، لباس و پارچه برای شست و شو و چگونگی شستن و نظافت اعضای بدن .
7-صابون یا پودر لباسشویی برای تولید کف و انجام بازی های متفاوت با آن .
راه های بازی با آب برای کودکان
راه های متنوعی برای بازی با آب وجود دارد که در ذیل به اختصار به چند نمونه اشاره می کنیم :
1-یک ظرف بزرگ پر از آب با تعدادی اسباب بازی برای کودکتان در نظر بگیرید تا بتواند تجربیاتی با عروسک پلاستیکی شناور و ماشین کوچک غیر شناور، یک تکه چوب، یک تکه صابون و چند قطعه یخ شناور داشته باشد .
2-یک تنگ پلاستیکی شفاف را پر از آب کنید و به کودک نشان دهید که از پشت تنگ آب، دستهایش چقدر بزرگ دیده می شوند .
3-چندین ظرف پلاستیکی کوچک را با آب رنگ پر کرده و در فریزر بگذارید تا یخ ببندند. این یخ ها می توانند به منزله آجرهایی در قلعه برفی باشند یا می توانند به آرامی در وان یا استخر آب شوند .
4-از ظروف مخصوص اسپری برای آبپاشی کردن می توانید استفاده کنید. کودک می تواند برای مثال قسمتی از دیوار خانه را رنگ بزند یا با آبپاش یا اسپری، چمن ها و گیاهان را آبیاری کند .
نکات ایمنی برای آب بازی
1- کودکان خردسال معمولاً در آبی به عمق کم نیز ممکن است غرق شوند، وقتی آنها در کنار هر نوع آب از وان حمام گرفته تا حوض، از جوی گرفته تا استخر و حتی وقتی کنار آکواریوم هستند، آنها را زیر نظر بگیرید .
2- از ظروف نشکن برای آب بازی استفاده کنید، هرگز ظرفی با جنس شیشه، سرامیک، سفال یا چینی و سایر مواد شکننده به کار نبرید .
3- برای نگهداری و مراقبت از بچه های خردسال هرگز به کودکان بزرگتر اعتماد نکنید .
4- حتی بهترین شناگران بزرگسال نیز ممکن است دچار گرفتگی عضلانی شوند، از این رو احتیاط را رعایت نموده و مراقب باشید تا آنها دچار حادثه نشوند .
5- هیچ کودک زیر 8 سالی نباید بدون حضور بزرگتر وارد آب شود .
6- در کنار سواحل دریا مراقب کودکان باشید، حتی اگر شناگران قابلی هستند، به آنها اجازه ندهید بدون همراهی شما وارد آب شوند .
7- وان یا ظرف آب بازی را بعد از اتمام بازی همراه با کودک خالی کنید. تمیز کردن این ظروف قسمتی از مکاشفه کودک است. همراه با او خالی شدن آب را ببنید و شگفت زده شوید .
8- شنا کردن را هر چه زودتر به کودک بیاموزید و به یاد داشته باشید حلقه های بادی و کمربندهای نجات الزاماً جلوی غرق شدن کودک را نمی گیرند .
برگرفته از سایت: www. doost1.com
یکی ازموانع مهم خلاقیت، مفروضات قبلی است که ناخودآگاه اجازه نمی دهند فکردرهمه جهات به حرکت درآید. بسیاری ازمفروضات قبلی ممکن است اساسا همان زمانی که درذهن ما ایجاد شده اند،غلط باشند مثل خطرناک بودن دوچرخه درذهن کسی که خواب تصادف شدید با دوچرخه دیده است. بسیاری ازآنها به مرور زمان اعتبارشان را ازدست داده اند یا بسیاری ازآنها به دلیل تغییرشرایط، بی اعتبارشده اند.
ازآنجایی که مفروضات ، مربوط به قسمت درونی ذهن می شوند وبه عبارت دیگرچون آنها امری درونی هستند نمی توانیم آنهارا به تنهایی فسخ یا ازفکر خود جدا سازیم. مثل آنکه چاقو نمی تواند دسته اش راببرد. همچنین دیگران نمی توانند بدون دخالت ما، این مفروضات را ازما جدا کنند. لذا شناسایی مفروضات خود ودیگران، اولین قدم برای تغییر مفروضات است. دراین رابطه ، شناسایی انواع مفروضات می تواند کمک مؤثری باشد.
نوع
مفروضات معنایی
مفروضات ارزشی
مفروضات واقعیتی
مفروضات نیابتی
تعریف
عمومیت بخشیدن به تعاریف وبرداشتهای شخصی
عمومیت بخشیدن به یک نظام ارزشی شخصی
عمومیت بخشیدن به اطلاعاتی که ما فکرکرده ایم واقعیت هستند.
عمومیت بخشیدن به تجربیات دیگران
مثال
امتحان سخت- کارمشکل- مأموریت غیرممکن.
گرفتن نمره خوب مهم تراز یادگیری است.
همه دوره های ریاضی احتیاج به ماشین حساب دارد
فارغ التخصیلان رشتههای مختلف به ورق های امتحانی تحصیل خوداحتیاج پیدا خواهند کرد.
ازآنجایی که اغلب افراد همیشه شکلها، حروف ونقوش مشکی رنگ را روی زمینه سفید دیده اند نمی توانند این پیش فرض غلط خود را- که ازنوع مفروضات واقعیتی است – شناسایی کرده وآنرا تغییردهند. لذا به محض اینکه بتوانند دیدگاه خود را تغییر دهند ونقشهای سفید را روی زمینه مشکی جستجو کنند به راحتی
می توانند سایه انگشتان دست چپ را ببینند که ازسمت شانه به آن نور تابیده شده است. اما آنچه که دراین مثال مهم است ، شناخت نوع و فرآیند تفکری است که فرد برای یافتی تصویر دست، درذهن خود طی می کند.
این تکنیک وسیله ای است برای شناسایی ودرهم شکستن مفروضات ذهنی غلطی که د رموضوع یا مشکل مورد نظر ما نا خودآگاه اثر می گذارد برای این منظور ابتدا فهرستی ازمفروضاتمان درخصوص مسئله مورد نظر را تهیه می کنیم . سپس ازخود سؤال می کنیم چه می شود اگر هریک ازآنها یا تعدادی ازآنها ویا همه آنها را ازقلم بیندازیم (حذف کنیم)، درنظر نگیریم، فرض کنیم غلط است، ویا دردرستی آنها شک کنیم. درآن صورت جوابهایی را که به سؤالات فوق می دهیم اگردقیق، علمی، بی غرض و محققانه باشد، مارا به سوی کشف مفروضات غلط وایده های جدید هدایت می کند. بنابراین فهرست مفروضات اولیه هرچه دقیق تروکاملترتهیه شود شانس شناسایی ودرهم شکستن مفروضات پنهان وغلط بیشتر می شود.
مثال: فرض کنید شما درقسمت خدمات پس ازفروش یک شرکت تولید کننده نرم افزارهای کامپیوتری کار
می کنید . دراین سیستم پس ازاینکه مشتری نرم افزاری راازشرکت یا یکی از نمایندگیهای فروش آن تهیه کرد، اورا تشویق به خرید سرویس پشتیبانی ونگهداری می نماید. که قیمتش 15٪ ارزش نرم افزار است. درآمد حاصل ازفروش این سرویس ، خرج پرسنل همان واحد می شود( حقوق افرادی که به تلفنهای مشتریان پاسخ می دهند).
مفروضات این وضعیت عبارتند از:
1- مشتریان، این سرویس را می خواهند.
2- مشتریان، حاضربه پرداخت 15٪ ارزش نرم افزارهستند.
3- سرویس پشتیبانی ونگهداری درحکم یک محصول است وباید آنرا فروخت.
4- نماینده فروش این سرویس،خدمات مفید ومناسب وبه موقعی به خریداران ارایه می دهد.
5- تولید کننده نرم افراز بایدسرویس پشتیبانی ونگهداری به مشتری بدهد.
حال اگرفرض شماره 3حذف کنیم ویا فرض کنیم غلط است وازخود سؤال کنیم چه اتفاقی می افتد اگر این سرویس را مجانی دراختیار مشتری قراردهیم؟ شاید به این فکر بیافتیم که می توان هزینه این سرویس را به قیمت نرم افزار اضافه کرد وازفروش آن صرف نظر کردو درتبلیغات روی ((خدمات مجانی)) بیشترتاکید کنیم. همچنین می توان درموردصحت فرض شماره5شک کرد وازخود سؤال کنیم: اگرسرویس پشتیبانی ونگهداری به مشتری ندهیم چه اتفاقی می افتد؟یک حالتش این است که مشتریان برای سرویس پشتیبانی ونگهداری زنگ می زنند وما آنها را یک طوری ازسر خودمان وامی کنیم، آنها مجبور می شوند به یک نحوی مشکل خودرا حل کنند مثلا شرکت دیگری این کاررابرایشان بکند ویا ازاینترنت کمک بگیرند. همچنین می توان فرض چهارم رازیر سؤال برد مثلا این سؤال رامطرح کرد: چه اتفاق می افتد اگرنمایندگان فروش را حذف کنیم؟ درآن صورت ممکن است شما به فکر بیفتید که مثل شرکتهای کامپیوتری میکروسافت یا نت اسکیپ که نرم افزار خود را مجانی دراختیار افراد قرارمی دهند- عمل کنید وازطریق درآمد حاصل ازتبلیغات به سود مورد نظرتان برسید.
یکی دیگرازتکنیکهایی که دررابطه با مفروضات مطرح شده است؛تکنیک معکوس سازی مفروضات است که درسال1984توسط استیون گرامسون توسعه یافت دراین تکنیک نیز ابتدا مفروضات را شناسایی کرده وسپس هریک ازآنها را با توجه به تکنیک وارونه سازی معکوس کرده ودرنهایت سعی می کنیم ازهریک ازمفروضات معکوس شده، الهامی برای پیشنهاد ایده جدید بگیریم.
مثال: فرض کنید صاحب رستورانی هستید وقصددارید مشتریان خود راافزایش دهید. مفروضات موجود دراین مورد می تواند ازقبیل موارد زیر باشد( شما می توانید موارد دیگری رانیز به آن اضافه کنید):
- رستوران ، مواد غذایی به مردم عرضه می کند.
- رستوران، محلی خارج ازمنزل است.
- مشتریان برای غذا پول پرداخت می کنند.
- مشتریان برای خوردن غذا دررستوران ازمیز وصندلی استفاده می کنند.
- غذاها دررستوران آماده می شود.
شمامی توانید مفروضات فوق رابه طرق مختلف معکوس کنید، ازجمله به صورت زیر:
- رستوران به مردم موادغذایی عرضه نمی کند.
- مردم دررستوران غذا نمی خورند.
- مشتریان برای غذا پول پرداخت نمی کنند.
- مشتریان روی زمین غذا می خورند.
- مشتریان خودشان غذا را آماده می کنند.
درپایان تعدادی ازمفروضات معکوس شده راجهت خلق ایده های جدید انتخاب کرده ودرمورد آنها فکر، مشاوره وتحقیق کنید ویا با استفاده ازتکنیکهای دیگر آنرا بررسی وتکمیل نمایید. به عنوان نمونه می توان درمورد مثال فوق به ایده های زیر فکرکرد.
- ایجاد محلی برای غذادادن به سگها.
- ایجاد سرویس غذاهای کامل نشده که مشتری خودآنها را درمنزل تکمیل کند.( مثل فروش مواد ساندویچ که مشتریان آن را درمنزل به صورت نهایی آماده کنند. ویا فروش پیتزای آماده طبخ)
- دادن یک وعده غذای مجانی به افرادی که بیشتر از5بار ازرستوران خرید کرده اند.
- به مشتریان اجازه طبخ غذا داده شود.
- لازم به ذکراست که هرچقدر لیست کاملتری ازمفروضات تهیه شود وبه هرمیزان که مفروضات فهرست شده بهترومتنوع ترمعکوس شود، ایده های بیشتری بدست خواهد آمد.
برگرفته ازکتاب:تکنیکهای خلاقیت/ صمدآقایی
1. تکنیک های خلاقیت فردی و گروهی
اساساً تکنیک های خلاقیت از نظر استفادهکننده به سه دستهکلی تقسیم می شوند، تکنیک های خلاقیت فردی، تکنیک های خلاقیت گروهی و تکنیک های خلاقیت فردی گروهی .
الف) تکنیک های خلاقیت فردی: تکنیک هایی هستندکه فقط توسط یک فرد قابل اجرا و استفاده بوده و نمی توان آنها را به صورت گروهی بهکار برد. تکنیک های فردی اینکتاب عبارتند از :
· تکنیک تعمیق (Meditation)
· تکنیک توهم اخلاق (Creative Illusion)
· تکنیک حل مسئله ناخودآگاه (Unconcsious Problem Solving)
· تکنیک خواب خلاقیت (Creative Dream)
· تکنیک DO IT
· تکنیک رسم علائم (Doodles)
· تکنیک شقوق مختلف (APC)
· تکنیک نگاه با چشم ذهن (View With Mind's Eyes)
ب) تکنیک های خلاقیت گروهی: تکنیک هایی هستندکه به منظور استفاده در گروه طراحی شده اند و امکان استفاده بوسیله یک فرد به تنهایی را ندارند. تکنیک های گروهی اینکتاب در این زمینه عبارتند از :
· تکنیک ایدهکاتور (Ideatoon)
· تکنیک ایفای نقش (Role Playing)
· تکنیک تخته داستان (StoryBoard)
· تکنیک T.K.J
· تکنیک جدل (Dialectic Technique)
· تکنیک دلفی (Delphi Technique)
· تکنیک سینکتیکس (Synectics)
· تکنیک ششکلاه فکری (Six Thinking Hats)
· تکنیک گروه تخیلی (Speculative Excursion)
· تکنیک گروه اسمی (Nominal Gruop)
· تکنیک یورش فکری (Brainstorming)
· تکنیک یورش فکریکتبی (Brianwriting)
· تکنیک یورش فکری معکوس (Inverse Brainstorming)
ج) تکنیک های خلاقیت فردی - گروهی: تکنیک هایی هستندکه می توان از آنها به هر دو صورت فردی و گروهی استفادهکرد. تکنیک های فردی - گروهی اینکتاب در این زمینه عبارتند از :
· تکنیک آینه های ذهنی (Mind Mirrors)
· تکنیک ارتباط (Free Association)
· تکنیک ارتباط اجباری (Forced Association)
· تکنیک اسکمپر (SCAMPER)
· تکنیک P.I.C.L
· تکنیک P.M.I
· تکنیک P.P.C
· تکنیک تجزیه و تحلیل ماتریسی (Matrix Analysis)
· تکنیک تجزیه و تحلیل مورفولوژیک (Morphological Analysis)
· تکنیک چه می شود اگر ... ؟ (؟ ... What if)
· تکنیک چرا؟ (Why ? TechniQue)
· تکنیک درنگ خلاق (Creative Pause)
· تکنیک در هم شکستن مفروضات (Assumption Smashing)
· تکنیک رسم مشکل (Drawing Problem)
· تکنیک زنجیر تراز (Leven Chain Techique)
· تکنیک شکوفه نیلوفر (Lotus Bloosum)
· تکنیک شم معنی شناسی (Semantic Intuition)
· تکنیک فهرست خصوصیات (Attribute Listing)
· تکنیک گوردون (Gordon)
· تکنیک نقشه های ذهنی (Mind Maps)
· تکنیک نقشه های روند (Trend Maps)
· تکنیک وارونه سازی (Problem Reversal)
· تکنیک واژه تصادفی (Random Word)
2. تکنیک های عمومی خلاقیت
بطورکلی تکنیک های خلاقیت به منظورهای مختلفی طراحی گردیده اند، بسیاری از آنها فقط جهت منظور خاصی مثل ایده یابی طراحی شده اند، بعضی از آنها به منظور تقویت قدرت شهودی افراد و بعضی دیگر به منظور افزایش توان فکری و رهایی از قالبهای ذهنی و همچنین تعدادی از تکنیک ها به منظور شناسایی موانع خلاقیت و یا بهکارگیری روشهای حل خلاق مسئله طراحی شده اند. در اینکتاب تکنیک های خلاقیت براساس مراحل هشتگانه حل خلاق مسئله طبقه بندی و ارائه گردیده است، اما تعدادی از آنها با وجود آنکه در قسمت خاصی ارائه شده است اما مزایا، آثار وکاربردهای بیشتری دارند و بهکمک آنها می توان ابعاد بیشتری از خلاقیت را در فرد (افراد) تقویت نمود. اینگونه تکنیک هاکهکاربردهای وسیعتری دارند تکینک های عمومی خلاقیت نامیده و در اینکتاب تکنیک های زیر از نوع عمومی هستند .
· تکنیک P.PC
· تکنیک تعمق (Meditation)
· تکنیک تخته داستان (Storyboard)
· تکنیک توهم خلاق (Creative Illusion)
· تکنیک چرا؟ (Why? TechiniQue)
· تکنیک چه می شود اگر ... ؟ (؟ ... What if)
· تکنیک حل مسئله ناخودآگاه (Unconcsious Problem Solving)
· تکنیک خواب خلاقیت (Creative Dream)
· تکنیک در هم شکستن مفروضات (Assumption Smashing)
· تکنیک DO IT
· تکنیک رسم علائم (Doodles)
· تکنیک زنجیر تراز (Leven Chain Technique)
· تکنیک سینکتیکس (Synectics)
· تکنیک ششکلاه فکری (Six Thinking Hats)
· تکنیک شکوفه نیلوفر (Lotus Bloosum)
· تکنیک فهرست خصوصیات (Attribute Listing)
· تکنیک گردش تخیلی (Speculative Excursion)
· تکنیک نگاه با چشم ذهن (View With Mind's Eyes)
· تکنیک وارونه سازی (Problem Reversal)
· تکنیک یورش فکری (Brainstorming)
منبع: تکنیک های خلاقیت فردی و گروهی (تئوری، مثال و تمرین )
برگرفته از: sadeghdeilami.com
اما شاید شما هم دوست داشته باشید از ذهنی خلاق و پویا برخوردار بوده و از زندگی خود لذت بیشتری ببرید. در این مقاله سعیمیشود برخی از تکنیکهای خلاقیت که به پویایی ذهن کمک شایانی مینماید، بیان شود تا با بهکار بستن آنها، شاهد دستاوردهای قابل توجهی در زندگی و کار باشیم.
«تکنیک چرا» بهطور دقیق مانند چراهای مکرر دوران کودکی است که کودکان برای گسترش فهم خود از دنیای اطرافشان از پدر و مادر و اطرافیان میپرسند با این تفاوت که در بزرگسالی، باید یادگرفتههایمان را زیر سؤال ببریم. اغلب، سادگی این تکنیک باعث شده بسیاری از مردم، متوجه اهمیت و نقش آن نشوند.
این تکنیک، هم برای حل مسائل و هم برای ایدهیابی و ایدهپردازی بهکار میرود. بهعنوان مثال برای شناسایی و تعریف درست و کامل مسأله میتوان از این تکنیک استفاده کرد و در حین پرسش و پاسخ نیز میتوان ایدههای جدیدی در رابطه با موضوع بهدست آورد.
البته نباید انتظار داشت بهوسیلهی این تکنیک، همهنوع مشکل و یا کل یک مشکل، همواره حلشود بلکه استفاده از این تکنیک به ما کمک میکند تا موقعیت و وضعیت را بهتر و روشنتر مشخص کنیم و در فرآیند آن، به ایدههای جدیدی دستیابیم.
مثال: فرض کنید فردی دارای اعتمادبهنفس پایینی است:
چرا؟ چون خود را قبول ندارد.
چرا؟ چون قابلیتهای خود را نشناخته است.
چرا؟ چون تاکنون در مورد خود فکر نکرده است.
چرا؟ چون در زندگی، اهدافش مشخص نشده است.
چرا؟ چون یاد نگرفته چگونه در زندگی، انسانی هدفمند باشد.
بههمینصورت ادامه میدهیم و پس از سؤالها و پرسشهای مکرر، متوقف میشویم و جوابها را مرور کرده و سعیمیکنیم دوباره پاسخهای دیگری را به همان چراها بیان کنیم تا راهحل جدیدی پیدا نماییم.
2- تکنیک درنگ خلاق:
یکی از دشوارترین مراحل خلاقیت، زمانی است که احساس کنیم لزومی برای توقف نیست ولی باید توقف کنیم! بهطور معمول ما انسانها در جایی که مشکلی نداریم، ترجیح میدهیم بهآرامی از کنارش بگذریم تا با فکرکردن بیشتر، کار دست خودمان ندهیم. به قول معروف: «سری که درد نمیکند، دستمال نمیبندند» اما در این تکنیک، درست وقتی که سرتان درد نمیکند، باید به آن دستمال ببندید. «درنگ خلاق»، وقتی اتفاق میافتد که میگوییم: «هیچ دلیل آشکاری برای درنگ در این نقطه وجود ندارد تا بهدنبال گزینههایی باشم ولی من این کار را انجام میدهم.» بسیاری از اوقات، مشکلی را حسنمیکنیم چون از ابتدا آنرا در چنان وضعی دیدهایم و بهعبارتی، به آن عادت کردهایم اما از طریق «درنگ خلاق» سعیمیکنیم مسأله یا مشکلی را کشف کنیم. بهعنوان مثال، دکوراسیون منزل شما هیچ مشکلی ندارد اما با این تکنیک، در مورد این موضوع فکر میکنید و با درگیر کردن ذهنتان، ایدههای جدیدی کشف کرده و درنتیجه با اجرایی کردن آنها، فضای منزلتان را زیباتر و دلنشینتر مینمایید.
3- تکنیک پی.ام.آی (P.M.I ):
انسان میتواند بهطور ارادی توجه خود را کنترل و هدایت نماید در غیر اینصورت، «توجه» او بهطور ناخودآگاه، به تجارب گذشته و الگوهای ذهنی قبلی معطوف میشود؛ درست همانطور که ذهن رانندگان هنگام رانندگی در یک مسیر بهطور کامل آشنا، متوجه مسائل دیگر میگردد.
یکی از روشهای این تکنیک، آن است که انسان را مجبور میسازد تا دقایقی برخلاف قالبهای ذهنیاش تفکر کند و بهمرور نسبت به قالبهای ذهنی خود، آگاهتر و مسلطتر شود بنابراین آمادگی ذهنی بیشتری برای خلاقیت پیدا میکند. نام این تکنیک، برگرفته از حروف اول سه کلمهی «Plus» بهمعنی افزودن، «Minus » بهمعنی کاستن و «Intresting» بهمعنی جالب میباشد.
روش کار چنین است که ابتدا فرد، توجهش را به نکات مثبت (p ) موضوع یا پیشنهادها و سپس به نکات منفی (m ) و درنهایت، به نکات جالب و تازهی آن که نه مثبت است و نه منفی (I )، معطوف میکند و در پایان، نسبت به کلیهی لیست نکات مثبت یا آثار و مزایای موضوع، لیست موانع، محدودیتها و نکات منفی و لیست نکات جالب و تازهی موضوع، اقدام میکند. از آنجایی که افراد غیرخلاق، تمایلی به دیدن نکات مثبت و جالب موضوعات ندارند و بیشتر به نکات منفی توجه میکنند، این تکنیک، تمرین خوبی نیز برای مثبتاندیشی و دگراندیشی افراد میباشد. درواقع اینگونه ابزارها، در حکم عینکی هستند که فرد بهوسیلهی آن میتواند همهی زوایای موضوع را دقیقتر، کاملتر و شفافتر ببیند.
4- تکنیک حل مسألهی ناخودآگاه:
این تکنیک، متکی به شعور ناخودآگاه است؛ شعوری که مدام در حال وارد کردن اطلاعات متنوعی به حافظهی موقت و دائم میباشد. این تکنیک درواقع قصد دارد فرد را عادت دهد تا به ایدههای جدیدی که از ذهن ناخودآگاه به ذهن خودآگاه تراوش میشود، گوش فرادهد و آنها را ضبط کند تا از این طریق، ایدهها و راهحلهای تازهای برای مسائل و مشکلات خود پیدا کند. بسیاری از متفکران بزرگ جهان، افرادی خیالباف و بهعبارتی راحتطلب بودند البته راحتطلبی نه به معنی تنبلی و خیالبافی نه به معنی متعارف آن که دارای بار ارزشی منفی است. برای نمونه، «انیشتین» فردی خیالباف بود که اوقات استراحت خود را بیشتر با قایقرانی میگذارند.
درواقع افراد خلاق، به محیطهایی اینچنین آرام و روحانگیز، علاقهمند میشوند چون بهتر میتوانند اشارات و ندای روح یا ضمیر ناخودآگاه خود را بشنوند و از آنها الهام بگیرند. بنابراین درظاهر بهنظر میآید آنان افرادی راحتطلب هستند.
اگرچه برای خلاقیت، تقلا و کار شدید با فرجهی محدود و تعیین ضربالعجل، مفید و مؤثر است و بسیاری از افراد خلاق بهمنظور تحریک بیشتر ذهنشان، ضربالعجل تعیین میکنند اما از طرف دیگر، نقطهی مقابل آن یعنی استراحت و توقف کار و سپردن مشکل به ضمیر ناخودآگاه نیز در فرآیند حل خلاق مسأله، بسیار اهمیت دارد.
کاربرد اجرایی این تکنیک، به اینترتیب است که ابتدا باید ذهن را بهطور کامل مشغول موضوع نمود و سپس آنرا ترک کرد و اجازه داد تا ضمیر ناخودآگاه درگیر مسأله شود. به اینترتیب که شب، هنگام خوابیدن، مشکل را روی کارتی نوشته و آنرا بالای سرتان بگذارید و با صدای بلند بگویید: «امشب من خواب... را خواهم دید.» فردای آن روز، کارت را برداشته و شروع کنید به نوشتن هر آنچه که در مورد آن موضوع به نظرتان میآید.
بهمرور زمان، متوجه خواهید شد که بسیاری از مشکلاتتان در خواب حلمیشود. گفته میشود «ادیسون» برای توسعهی ایدههایش، از خوابهای کوتاه استفاده میکرده است. به اینشکل که مقداری سنگریزه در دست میگرفت و در مورد موضوعی شروع به تفکر میکرد. سپس اجازه میداد در حین تفکر، بهخواب رود. به اینترتیب، بعد از چند لحظه خوابیدن، سنگریزهها از دستش رها شده و به زمین میافتاد. لذا با صدای ریزش آنها از خواب پریده و دوباره به موضوع فکر میکرد. بنابراین با این شیوه، از ضمیر ناخودآگاه خود استفاده مینمود.
مهندس سیدحسین میرباقری
مدرس تکنیکهای موفقیت در کار و زندگی
برگرفته از: تکنیکهای خلاقیت در محیط زندگی و کار
خلاقیت، زندگی انسانها را زیبا نموده و طراوت و شادابی دلنشینی را بهوجود میآورد. انسانهای خلاق، هر روز با فکرهای نو و اندیشههای تازه، تجربهای جدید کسب میکنند و با هیجان بسیار زیبایی از زندگی خود لذت میبرند. آنان راههای قدیمی و کهنه را نمیپسندند و همیشه بهدنبال مسیرهای ناشناختهای میگردند. این افراد با فکرهای خلاقانه، میانبرهای کمهزینهای را کشف کرده و با سرعت، مسیری را که دیگران طی سالها رفتهاند، در زمان کوتاهتری میپیمایند. ذهن انسانهای خلاق، همواره بهدنبال کشف راهکارهایی است که دیگران به آنها نمیاندیشند.
اما شاید شما هم دوست داشته باشید از ذهنی خلاق و پویا برخوردار بوده و از زندگی خود لذت بیشتری ببرید. در این مقاله سعیمیشود برخی از تکنیکهای خلاقیت که به پویایی ذهن کمک شایانی مینماید، بیان شود تا با بهکار بستن آنها، شاهد دستاوردهای قابل توجهی در زندگی و کار باشیم.
1- تکنیک چرا:
«تکنیک چرا» بهطور دقیق مانند چراهای مکرر دوران کودکی است که کودکان برای گسترش فهم خود از دنیای اطرافشان از پدر و مادر و اطرافیان میپرسند با این تفاوت که در بزرگسالی، باید یادگرفتههایمان را زیر سؤال ببریم. اغلب، سادگی این تکنیک باعث شده بسیاری از مردم، متوجه اهمیت و نقش آن نشوند.
این تکنیک، هم برای حل مسائل و هم برای ایدهیابی و ایدهپردازی بهکار میرود. بهعنوان مثال برای شناسایی و تعریف درست و کامل مسأله میتوان از این تکنیک استفاده کرد و در حین پرسش و پاسخ نیز میتوان ایدههای جدیدی در رابطه با موضوع بهدست آورد.
البته نباید انتظار داشت بهوسیلهی این تکنیک، همهنوع مشکل و یا کل یک مشکل، همواره حلشود بلکه استفاده از این تکنیک به ما کمک میکند تا موقعیت و وضعیت را بهتر و روشنتر مشخص کنیم و در فرآیند آن، به ایدههای جدیدی دستیابیم.
مثال: فرض کنید فردی دارای اعتمادبهنفس پایینی است:
چرا؟ چون خود را قبول ندارد.
چرا؟ چون قابلیتهای خود را نشناخته است.
چرا؟ چون تاکنون در مورد خود فکر نکرده است.
چرا؟ چون در زندگی، اهدافش مشخص نشده است.
چرا؟ چون یاد نگرفته چگونه در زندگی، انسانی هدفمند باشد.
بههمینصورت ادامه میدهیم و پس از سؤالها و پرسشهای مکرر، متوقف میشویم و جوابها را مرور کرده و سعیمیکنیم دوباره پاسخهای دیگری را به همان چراها بیان کنیم تا راهحل جدیدی پیدا نماییم.
2- تکنیک درنگ خلاق:
یکی از دشوارترین مراحل خلاقیت، زمانی است که احساس کنیم لزومی برای توقف نیست ولی باید توقف کنیم! بهطور معمول ما انسانها در جایی که مشکلی نداریم، ترجیح میدهیم بهآرامی از کنارش بگذریم تا با فکرکردن بیشتر، کار دست خودمان ندهیم. به قول معروف: «سری که درد نمیکند، دستمال نمیبندند» اما در این تکنیک، درست وقتی که سرتان درد نمیکند، باید به آن دستمال ببندید. «درنگ خلاق»، وقتی اتفاق میافتد که میگوییم: «هیچ دلیل آشکاری برای درنگ در این نقطه وجود ندارد تا بهدنبال گزینههایی باشم ولی من این کار را انجام میدهم.» بسیاری از اوقات، مشکلی را حسنمیکنیم چون از ابتدا آنرا در چنان وضعی دیدهایم و بهعبارتی، به آن عادت کردهایم اما از طریق «درنگ خلاق» سعیمیکنیم مسأله یا مشکلی را کشف کنیم. بهعنوان مثال، دکوراسیون منزل شما هیچ مشکلی ندارد اما با این تکنیک، در مورد این موضوع فکر میکنید و با درگیر کردن ذهنتان، ایدههای جدیدی کشف کرده و درنتیجه با اجرایی کردن آنها، فضای منزلتان را زیباتر و دلنشینتر مینمایید.
3- تکنیک پی.ام.آی (P.M.I ):
انسان میتواند بهطور ارادی توجه خود را کنترل و هدایت نماید در غیر اینصورت، «توجه» او بهطور ناخودآگاه، به تجارب گذشته و الگوهای ذهنی قبلی معطوف میشود؛ درست همانطور که ذهن رانندگان هنگام رانندگی در یک مسیر بهطور کامل آشنا، متوجه مسائل دیگر میگردد.
یکی از روشهای این تکنیک، آن است که انسان را مجبور میسازد تا دقایقی برخلاف قالبهای ذهنیاش تفکر کند و بهمرور نسبت به قالبهای ذهنی خود، آگاهتر و مسلطتر شود بنابراین آمادگی ذهنی بیشتری برای خلاقیت پیدا میکند. نام این تکنیک، برگرفته از حروف اول سه کلمهی «Plus» بهمعنی افزودن، «Minus » بهمعنی کاستن و «Intresting» بهمعنی جالب میباشد.
روش کار چنین است که ابتدا فرد، توجهش را به نکات مثبت (p ) موضوع یا پیشنهادها و سپس به نکات منفی (m ) و درنهایت، به نکات جالب و تازهی آن که نه مثبت است و نه منفی (I )، معطوف میکند و در پایان، نسبت به کلیهی لیست نکات مثبت یا آثار و مزایای موضوع، لیست موانع، محدودیتها و نکات منفی و لیست نکات جالب و تازهی موضوع، اقدام میکند. از آنجایی که افراد غیرخلاق، تمایلی به دیدن نکات مثبت و جالب موضوعات ندارند و بیشتر به نکات منفی توجه میکنند، این تکنیک، تمرین خوبی نیز برای مثبتاندیشی و دگراندیشی افراد میباشد. درواقع اینگونه ابزارها، در حکم عینکی هستند که فرد بهوسیلهی آن میتواند همهی زوایای موضوع را دقیقتر، کاملتر و شفافتر ببیند.
4- تکنیک حل مسألهی ناخودآگاه:
این تکنیک، متکی به شعور ناخودآگاه است؛ شعوری که مدام در حال وارد کردن اطلاعات متنوعی به حافظهی موقت و دائم میباشد. این تکنیک درواقع قصد دارد فرد را عادت دهد تا به ایدههای جدیدی که از ذهن ناخودآگاه به ذهن خودآگاه تراوش میشود، گوش فرادهد و آنها را ضبط کند تا از این طریق، ایدهها و راهحلهای تازهای برای مسائل و مشکلات خود پیدا کند. بسیاری از متفکران بزرگ جهان، افرادی خیالباف و بهعبارتی راحتطلب بودند البته راحتطلبی نه به معنی تنبلی و خیالبافی نه به معنی متعارف آن که دارای بار ارزشی منفی است. برای نمونه، «انیشتین» فردی خیالباف بود که اوقات استراحت خود را بیشتر با قایقرانی میگذارند.
درواقع افراد خلاق، به محیطهایی اینچنین آرام و روحانگیز، علاقهمند میشوند چون بهتر میتوانند اشارات و ندای روح یا ضمیر ناخودآگاه خود را بشنوند و از آنها الهام بگیرند. بنابراین درظاهر بهنظر میآید آنان افرادی راحتطلب هستند.
اگرچه برای خلاقیت، تقلا و کار شدید با فرجهی محدود و تعیین ضربالعجل، مفید و مؤثر است و بسیاری از افراد خلاق بهمنظور تحریک بیشتر ذهنشان، ضربالعجل تعیین میکنند اما از طرف دیگر، نقطهی مقابل آن یعنی استراحت و توقف کار و سپردن مشکل به ضمیر ناخودآگاه نیز در فرآیند حل خلاق مسأله، بسیار اهمیت دارد.
کاربرد اجرایی این تکنیک، به اینترتیب است که ابتدا باید ذهن را بهطور کامل مشغول موضوع نمود و سپس آنرا ترک کرد و اجازه داد تا ضمیر ناخودآگاه درگیر مسأله شود. به اینترتیب که شب، هنگام خوابیدن، مشکل را روی کارتی نوشته و آنرا بالای سرتان بگذارید و با صدای بلند بگویید: «امشب من خواب... را خواهم دید.» فردای آن روز، کارت را برداشته و شروع کنید به نوشتن هر آنچه که در مورد آن موضوع به نظرتان میآید.
بهمرور زمان، متوجه خواهید شد که بسیاری از مشکلاتتان در خواب حلمیشود. گفته میشود «ادیسون» برای توسعهی ایدههایش، از خوابهای کوتاه استفاده میکرده است. به اینشکل که مقداری سنگریزه در دست میگرفت و در مورد موضوعی شروع به تفکر میکرد. سپس اجازه میداد در حین تفکر، بهخواب رود. به اینترتیب، بعد از چند لحظه خوابیدن، سنگریزهها از دستش رها شده و به زمین میافتاد. لذا با صدای ریزش آنها از خواب پریده و دوباره به موضوع فکر میکرد. بنابراین با این شیوه، از ضمیر ناخودآگاه خود استفاده مینمود.
مهندس سیدحسین میرباقری
مدرس تکنیکهای موفقیت در کار و زندگی
برگرفته از: .cloob.com
گشت وگذار توام با عکسبرداری ازاصول مشابه با شبیه سازی تصویری استفاده می کند دراین روش از شرکت کنندگان خواسته می شود به جای استفاده ازتصاویر آماده برای تحریک سازی، ساختمان را ترک کنند وبا یک دوربین پولاروید درمنطقه اطراف قدم بزنند واز راه حلهای احتمالی یا استعاره های بصری برای مسئله، عکسبرداری کنند. هنگامی که اعضای گروه مجددا تشکیل جلسه می دهند، درایده های ارائه شده شریک می شوید.
برگرفته ازکتاب: 101 تکنیک حل خلاق مسئله/ دکتراحمد پورداریانی
در این روش، سوابق کارهایی که در طول تاریخ در خصوص موضوع مورد نظر انجام شده است، شناسایی، جمع آوری و آنها را بطور خلاصه و شماتیک در نقشه های جامعی نشان میدهیم. در واقع سیر تحول و تکامل ابعاد مختلف موضوع را روی نقشه می آوریم. تهیه چنین نقشه هایی مزایای فراوانی برای افراد و سازمانها دارد. ازجمله:
- وسیله خوبی برای کشف خلل، نواقص و نیازهای بازار است.
- وسیله خوبی برای پیش بینی آینده و نیازهای آتی بازار است.
- وسیله خوبی برای ایجاد انگیزه خلاقیت در افراد و گروهها است.
- پایه و مبنای اطلاعات خوبی برای تحقیق و توسعه محصولات جدید می باشد.
- وسیله خوبی برای هدایت توجه فرد به سوی نیازهای مشتری است.
- وسیله خوبی برای اثبات ضرورت تغییر و نوآوری در سازمان است.
- وسیله خوبی است برای ارزیابی و قضاوت بهتر در مورد:
- برنامه های آتی و موجود واحدهای تحقیق و توسعه ( (R$D
- محصولات جدید
مفروضات افراد نسبت به محصول، بازار، مشتری، آینده، و نوآوری.
نقشه های روند میتواند برای هر یک از ابعاد موضوع به صورت جداگانه تهیه شود مثل نقشه های روند: قیمت، رقبا، کیفیت، راهبرد، بازاریابی، بسته بندی، تکنولوژی، کانالهای توزیع، بازار هدف و ...
برگرفته از: کتبا تکنیکهای خلاقیت/ جلیل صمدآقایی
