تاريخ : دوشنبه 7 فروردین 1391  | 12:23 PM | نویسنده : قاسمعلی
روشKJ (کاواکیتا جیرو) که درسال 1964 ابداع گردید، به نام مبدع آن یعنی(( جیرو کاواکیتا)) که درآن موقع،‌استاد رشته انسان شناسی درمؤسسه فن آوری توکیو بود، نامگذاری شد. ازروش اولیه(( کامی کره هو)) یا (( روش کاغذ باطله)) برای خلق تصاویر ذهنی وادراکی جدید از روی داده های خام، استفاده شد. این تکنیک درمراحل بالاتر خود کاملا بصری است وبه برقراری ارتباط بین مفاهیم کلامی ونمایشهای بصری کمک می کند.روشTKJ براساس روشKJ ساخته شده ومراحل بیشتری رابرای تعریف مسئله فراهم می کند. فرآیندTKJ ساخته شده ومراحل بیشتری را برای تعریف مسئله فراهم می کند. فرآیند TKJ دارای دوبخش است: شناسایی مسئله وراه حل مسئله.

خلاصه مراحل



الف – تعریف مسئله
1ـ یک موضوع محوری به شرکت کنندگان داده می شودواز آنها خواسته می شود هر چند تعداد ایده ای که میتوانند درباره مسئله روی کارتهای 3*5 بنویسید.( این کارتها جایگزین تکه های اولیه کاغذ باطله شده است)
ایده ها باید به اختصار بیان شوند. نکته توجه دراین گام این است که هریک ازافراد باید به هر تعداد چشم اندازهای ممکن درباره مسئله بیندیشند. هرعضو می توانند 15 تا 20 ایده دریک محدوده زمانی 5 تا10 دقیقه خلق کند.
2ـ کارتها جمع آوری وبراساس اتفاق نظر گروهی به چند مقوله بسیار کلی دسته بندی می شوند. برای انجام این کار، رهبر گروه راجمع آوری وآنهارا مجددا توزیع می کند تا هیچ کس کارت خودش را دردست نداشته باشد. TKJ استفاده ازشوخی را به هنگام دسته بندی کارتها وبحث درباره ایده ها، تشویق می کند.
3- رهبر یکی ازکارتها را با صدای بلند می خواند.
4- اعضا کارتها را درکیسه های خود که حاوی ایده های مرتبط است پیدا می کنند وآنهارا با صدای بلند می خوانند. رهبرگروه به نوبه خود می توانند کارتها راهنگامی که جمع آوری می شوند بدون اینکه آنها را با
صدای بلند بخوانند درکیسه بگذارند. به این ترتیب کارتها، که مجموعه ای ازایده ها وافکاررا دربردارند،‌
جمع آوری می شوند.
5- گروه برای هردسته ازکارتها نامی را انتخاب می کند که جوهره اندیشه های مطرح شده ـ یعنی جوهره مسئله ـ را دربرمی گیرد.
6ـ این فرآیند آنقدر ادامه می یابد تا همه کارتها دردسته های نامگذاری شده قرار گیرند.
7ـ دسته های نامگذاری شده دریک گروه فراگیر ترکیب شده وبه همان روش، نامگذاری می شود. این مجموعه نهایی بیانگر تعریف مورد توافق گروهی مسئله است. هدف از دسته بندی ایده ها به گروه ها به گروههای مختلف، وارد کردن طرز فکرهای جدید درمقوله های قدیمی موضوعات است.

ب- راه حل مسئله
1- شرکت کنند گان راه حلهای ممکن برای مسئله را روی کارتهای 12*7 می نویسند.
این ایده ها ممکن است با ایده های بعدی ربط داشته یا نداشته باشد.
2ـ رهبر کارتها را جمع آوری ومجددا توزیع می کند( همانند بخش الف). سپس یک ایده رابا صدای بلند
می خواند.شرکت کنندگان همانند قبل کارتهایی را که به این ایده ربط دارند پیدا می کنند. این ایده ها با
صدای بلند خوانده می شوندو مجموعه راه حل نامگذاری شده ای ظهور پیدا می کند.
3- همانندقبل، همه کارتها درنهایت درمجموعه ای راه حل نامگذاری شده قرارمی گیرند.
4- همانند قبل ، مجموعه راه حل فراگیری استخراج ونامگذاری می شود.
روش TKJ که درژاپن بسیارمتداول است، همانند بسیاری ازتکنیکهای ژاپنی خلاقیت،ازکارتها ، نقشه های
بصری، وتداعی افکار برای خلق ایده های جدید استفاده می کند. بعضی از شرکت کنندگان امریکایی احساس می کنند که این تکنیک بسیار پیچیده است وخلاقیت رامحدود می سازد.بعضی دیگر از اینکه دراین تکنیک نام اعضایی که ایده ها رامطرح می سازند فاش نمی شود آن را دوست دارند.

برگرفته از کتاب: 101 تکنیک حل خلاق مسئله/ دکتر احمدپورداریانی


نظرات 0
تاريخ : دوشنبه 7 فروردین 1391  | 12:14 PM | نویسنده : قاسمعلی
یکی دیگرازشیوه های آشکارسازی خلاقیت وظاهرساختن توانایی آفرینندگی افراد، تکنیک ارتباط اجباری است که توسط چارلز- اس- وایتینگ ابداع شده است. دراین روش همانطورکه ازنام آن مستفاد می شود باید بین دوگروه ازپدیده ها،ارتباطی اجباری ایجاد کرد. برای آشنا شدن با طرز کاراین تکنیک به مثال زیرتوجه کنید:

یک تولید کننده محصولات شیشه ای به دنبال طراحی یک فرآورده نووجدیدی است. او برای یافتن این محصول جدید ازتکنیک ارتباط اجباری به این ترتیب استفاده می کندکه فهرستی ازمحصولات ساخته شده از شیشه مانند حباب چراغ،لیوان،آینه ،بطری،جام شیشه ومانندآنها راتهیه کرده ودرمقابل آنها سیاهه ای ازبازیهای مختلف را می نویسد . سپس ازاعضاء گروهی که برای یافتن محصول جدید گردهم آمده اند می خواهد که بین اقلام این دوفهرست رابطه ای ایجاد کنند.


گروه ممکن است درایجاد این ارتباط به ایده جدیدی درمورد محصول شیشه ای برسند،مثلا طراحی لیوانهایی راپیشنهاد کنند که روی آنها شکلهایی نقش بسته ومی توان با آنها بازی خاصی را انجام داد. یا شیشه ای راتولید کرد که درمقابل ضربه های توپ مقاوم بوده ونشکند ویا آینه چندتکه ای تولید نمود که برای سرگرمی بچه ها بکاررود. دراین مثال اگرارتباط اجباری بین فهرست بازی ها ومحصولات شیشه ای به نتیجه مطلوبی نرسید می توان فهرست دیگری را بطور تصادفی دریک زمینه کاملا متفاوت تعیین وازاعضاء خواسته شود بین اقلام فهرست جدید وفهرست محصولات شیشه ای رابطه برقرارسازند.
به طورخلاصه درتکنیک ارتباط اجباری، اعضاء جلسه برای یافتن یک رابطه بین دو زمینه ای که با یکدیگرمانوس ومرتبط نیستند دست به تلاش فکری زده ودراین راه به ایده ها ونظرات جدیدی دست می یابند. البته درآغاز جلسه هدف ازایجاد ارتباط اجباری برای شرکت کنندگان بیان می شود وآنها ضمن ایجاد ارتباط همواره درنظردارند که هدف اصلی چیست.
بطورکلی می توان گفت فلسفه ایجاد این تکنیک مبتنی برتئوری ضبط اطلاعات زمینه ای درحافظه است. به این معنی که ساختارذهن طوری است که اطلاعات به همراه زمینه یااطلاعات محیط اطرافش درحافظه وارد وضبط می گردد. به عنوان نمونه اگرشما اولین باربا فردی درحال شادی آشنا شده باشید،هرزمان به یاد او می افتید حالت شادی به شما دست خواهد داد. همچنین اگرقصد کنید لیست غذا را به خاطر بیاورید به همراه آن ممکن است چیزهایی مثل رستوران،آشپز،نوشابه،بشقاب یا اقلام شبیه آن را به خاطرآورید. اما هیچگاه تراکتور یا ماشین ریش تراش به یادتان نمی آید (مگرآنکه خاطره ای ازلیست غذا وتراکتور یا ماشین ریش تراش داشته باشید) لذا این تکنیک کمک می کند تا اطلاعات اززمینه های آن جدا شده وبا یکدیگرارتباط جدیدی را برقرارسازند وچه بسا دراین رهگذ ر بتوان به ایده های تازه ای دست پیدا کرد.

برگرفته از کتاب: تکنیکهای خلاقیت/ صمدآقایی


نظرات 0
تاريخ : دوشنبه 7 فروردین 1391  | 12:14 PM | نویسنده : قاسمعلی
انسان می تواند بطورارادی توجه خود راکنترل وهدایت نماید درغیراین صورت (( توجه)) انسان بطورناخودآگاه واتوماتیک واربه تجارب گذشته والگوهای ذهنی قبلی معطوف می شود.درست همانطورکه ذهن رانندگان هنگام رانندگی دریک مسیر کاملا آشنا متوجه مسایل دیگرمی گردد.
یکی ازارزشهای این تکنیک آن است که انسان را مجبورمی سازد تا دقایقی برخلاف قالبهای ذهنی اش تفکرکند وبه مرورنسبت به قالبهای ذهنی خودآگاه ترومسلط ترشود لذا آمادگی ذهنی بیشتری برای خلاقیت پیدا می کند.
نام این تکنیک برگرفته شده ازحروف اول سه کلمه plus به معنی افزودی،minus به معنی کاستن وinteresting به معنی جالب می باشد.به معنی جالب می باشد. روش کارچنین است که ابتدا فرد توجهش را به نکات مثبت p) ) موضوع یا پیشنهادها وسپس به نکات منفی (m ) ونهایتا به نکات جالب وتازه آن که نه مثبت است ونه منفی، معطوف می کند ودرپایان نسبت به تهیه لیست نکات جالب وتازه موضوع اقدام می کند.
ازآنجایی که افراد غیرخلاق تمایلی به دیدن نکات مثبت وجالب موضوعات ندارند وبیشتربه نکات منفی توجه می کنند این تکنیک تمرین خوبی نیزبرای مثبت اندیشی ودگراندیشی افراد می باشد. درواقع اینگونه ابزارها، درحکم عینکی هستند که فرد به وسیله آن می تواند همه زوایای موضوع را دقیق تر،کامل تروشفاف ترببیند.
یکی ازمهمترین کاربردهای این تکنیک زمانی است که نسبت به یک قضیه اطمینان داریم نه مواردی که نسبت به آن شک وابهام داریم . به عبارت دیگرهرچه نسبت به موضوعی بیشتربدبین یا( خوشبین) باشیم استفاده ازاین تکنیک کارگشاترواثربخش ترخواهد بود. البته لازم است هنگام استفاده ازاین تکنیک با کلاه فکری سفید،زردومشکی آشنا شده باشیم.
استفاده ازاین تکنیک درمجموع باعث می شود تا ابعاد وجوانب موضوع بیشترآشنا شویم .
فرض کنید پیشنهاد شده است تمام اتومبیلها،رنگ زرد زده شود. بنابراین سه لیست مثبت،منفی وجالب
می تواند به صورت زیرتهیه شود.

نکات مثبت
- درجاده ها راحتتردیده می شوند.
- شبها بهتر دیده می شوند.
- مشکل انتخاب رنگ نداریم.
- منتظر تولید ماشین با رنگ دلخواه نخواهیم شد.
- برای تولید کننده راحت تراست.
- تولید کننده موجودی کمتری خواهد داشت.
- بجای توجه به رنگ،به موارد فنی بیشترتوجه می شود.
- چشم وهمچشمی دراین مورد ازبین می رود.

نکات منفی
- کسل کننده می شود.
- چشم رامی زند.
- تشخیص ماشینها مشکل می شود.
- سرقت ماشین راحتترمی شود.
- آزادی انتخاب رنگ ازبین می رود.
- ممکن است بعضی ازکارخانجات رنگ ازبین بروند.

نکات جالب
- جالب می شود اگرشیدهای مختلف رنگ زرد ایجاد شود.
- جالب می شود اگرمردم به مسایل مربوط به ایمنی اتومبیل توجه بیشترنمایند.
- جالب می شود اگرگرایشهای مردم نسبت به اتومبیل عوض شود.
- جالب می شود اگرتودوزی ماشین رنگهای مختلفی شود.
- اگراجرا شودجالبه .
- دیدن افرادی که ازرنگ زرد خوششان می آید هنگام اجرای این طرح جالبه .
برای یافتن نکات جالب کافی است جمله ((چقدرجالب می شود اگر...)) راکامل کنیم . مثلا بگوییم چقدرجالب می شود اگرجاده ها نیزرنگ زرد زده شودویا چقدرجالب می شود اگرشیشه اتومبیلها نیززرد رنگ شوند.
- تمرینهای تکنیک
- راجع به پیشنهاد رسیده درمورد اجبارافراد درپوشیدن لباس متناسب با خلق وخوی خودچه فکرمی کنید( نکات مثبت،منفی وجالب آنرا بنویسید)
- فرض کنید پیشنهاد شده است هربچه ای باید یک نفر مراقب داشته باشد.
- فرض کنید پیشنهاد شده است هرکسی اجازه داشته باشد محل خرج کردن مالیتهای پرداختی اش رامشخص کند.
- فرض کنید ،صاحب هراتومبیل باید یک راننده شخصی داشته باشد.
- فرض کنید قراراست هرکس که با پارتی بازی پست ومنصبی را بدست آورده است اخراج وبجایش فرد شایسته ای قراردهند!
- فرض کنید دولت ، تمام ثروتهایی که ازراه خلاف جمع شده است را پس بگیرد!

برگرفته از کتاب: تکنیکهای خلاقیت/ صمدآقایی


نظرات 0
تاريخ : دوشنبه 7 فروردین 1391  | 12:14 PM | نویسنده : قاسمعلی
این تکنیک به منظور تغییر و اصلاح واکنش افراد نسبت به ایده های جدید دیگران طراحی شده است. می توان از این روش برای ایجاد، تقویت و رشد و توسعه استعداد و فرهنگ خلاقیت در فرد، خانواده، سازمان و جامعه استفاده کرد.این روش بیشتر برای افراد و سازمانهایی مفید است که یا بطور رسمی با ایده ها و پیشنهادات دیگران سر و کار دارند و یا برخورد آنان در سرنوشت ایده و انگیزه پیشنهاد دهنده تاثیر می گذارد. مانند مدیران، والدین، استادان دانشگاه، و مدرسین حوزه ها، معلمین و مربیان مدارس و دبیرستانها، قضات، روزنامه نگاران، صدا و سیما و رسانه های عمومی، مشاورین و ....

اما بکارگیری و تمرین این تکنیک از جهتی برای همه افراد مفید است، چون هر یک از افراد جامعه به نوعی با ایده های سایرین برخورد میکنند، مثلا در نقش دوست، همکار،همسایه، قوم و خویش، همسفر و ...چه بسا در بعضی مواقع گروههای غیر رسمی اثر بیشتری بر فرد میگذارند. لذا در هر مجموعه ای که اعضای آن بیشتر به سبک این تکنیک فکر و با یکدیگر برخورد نمایند جو و بسترمناسبتری برای خلاقیت ایجاد می شود. واکنش مثبت به نوآوری یا پیشنهادهایی که با آن موافقید آسان است. اما با مشارکت کننده مشتاقی که ایده ای را پیشنهاد می کند و شما با آن مخالفید چگونه برخورد می کنید؟ آیا تاکنون ایده جدید کسی را آنقدر سختگیرانه ارزیابی کرده اید که او و کسانیکه خبر به آنها رسیده دلسرد شده باشند؟ از طرف دیگر شما نمی توانید هر ایده و خلاقیتی را صرفا به دلیل حمایت از احساسات افراد بپذیرد. این تکنیک به ما می آموزد که در برخورد با ایده سایرین اول به نکات مثبت ایده توجه کنیم سپس به انواع کاربردهای محتمل ایده و امکان تعمیم و گسترش آن ( حتی اگر صاحب ایده، واقف به آن نباشد ) بپردازیم و نهایتا نگرانیهای خود را به شیوه ای صحیح با ذکر جملاتی از قبیل: (من نگران بعضی چیزها در رابطه با ایده شما هستم، آیا می توانید به من کمک کنید تا نگرانیهایم را از بین ببرم؟) ابراز نماییم. در واقع شما با اینگونه اظهار نظر و انتقال شرایط به شخص مربوطه، به او اجازه می دهید تا با ارایه یک طرح آزمایشی، ساختن یک مدل و یا با ارایه نمونه های دیگری از موقعیتهای مشابه که در آنها موفقیتی صورت گرفته است به نگرانیهای شما پاسخ دهد و یا بدون مقاومت و افت روحیه و با روحیه و انگیزه ای قوی تر، ایده خود را بازنگری و یا رد کند.



برگرفته از کتاب : تکنیکهای خلاقیت/ جلیل صمد آقایی




نظرات 0
تاريخ : دوشنبه 7 فروردین 1391  | 12:14 PM | نویسنده : قاسمعلی
طوفان فکری (Brainstorming)یک روش برای برانگیختن خلاقیت در یک گروه است که برای تولید تعداد زیادی ایده در مورد یک مسأله به کار می‌رود.
طوفان فکری یکی از شناخته شده ترین شیوه های برگزاری جلسات همفکری و مشاوره بوده و کاربرد جهانی دارد. این روش دارای مزایا و ویژگی هایی منحصر به فرد است. در واقع بسیاری از تکنیک های دیگر منشعب از این روش است.
اسامی رایج دیگر برای طوفان فکری : سیال سازی ذهن، بارش فکری، بارش مغزی و طوفان مغزی
Alex Faickney Osborn
این روش توسط الکس اسبورن در سال 19۳۰ معرفی و عمومی گردید.
قواعد طوفان فکری
اسبورن عنوان می دارد: «پیشنهاد ایجاد شده در ذهن یک فرد عادی در گروه ، 2 برابر پیشنهاد ایجاد شده در حالت انفرادی است.» در صورتی که قواعد و مقرّرات مشخصی برای جلسات طوفان فکری در نظر گرفته و رعایت گردد، این روش بسیار کار آمد تر خواهد شد. طوفان فکری بر دو اصل و چهار قاعده اساسی استوار است.
اصل اول مبتنی بر تنوّع نظرات است. تنوّع نظرات آن بخشی از مغز را که به خلاقیت مربوط است فعال تر میکند تا بر تفکر قضاوتی خود فائق آید. تفکر قضاوتی در واقع به معنی ارزیابی ها و نظرات تکمیلی نسبت به مطلبی مطرح شده است. بدین منظور بعد از جمع آوری تمامی پیشنهادات بررسی و ارزیابی آن ها صورت میگیرد.
اصل دوم - کمیت ، فزاینده کیفیت است. یعنی هر چه تعداد پیشنهادات بیشتر شود ، احتمال رسیدن به یک راه حل بهتر افزایش می یابد.
چهار قاعده اساسی طوفان فکری:
تمرکز بر کمیت (Focus on quantity)
هرچه تعداد ایده‌هایی که تولید می‌شوند بیش‌تر باشد، احتمال دست یافتن به یک راه‌حل اساسی و اثربخش بیش‌تر است و احتمال وجود پیشنهادات مفید و کارسازتر در بین آنها بیشتر میشود. موفّقیت اجرای روش طوفان فکری با تعداد پیشنهادات مطرح شده در جلسه رابطه مستقیم دارد. در این روش این گونه عنوان میشود که هر چه تعداد پیشنهاد بیشتر باشد، احتمال وجود طرح پیشنهاد کیفی بیشتر است.
اجتناب از انتقاد (No criticism)
اگر در مواجهه‌ی اولیه با یک ایده، به جای انتقاد از آن، به توسعه و بهبود آن فکر کنیم، یک جو مناسب برای تولید ایده‌های غیرمعمول فراهم می‌شود.
این مهمترین قاعده است و لازم است تمام اعضا به آن توّجه کرده و بررسی و ارزیابی پیشنهاد را به آخر جلسه موکول کنند. ضمن اینکه ملاحظه تبعیض آمیز پیشنهادات نیز ممنوع است.
استقبال از ایده‌های غیرمعمول (Unusual ideas are welcome)
ممکن است ایده‌های غیرمعمول رویکردهای جدیدی را به مسأله فراهم کنند و منجر به راه‌حل‌های به‌تری نسبت به ایده‌های معمول شوند.
این قاعده برای جرأت بخشیدن به شرکت کنندگان برای ارائه پیشنهاداتی است که به ذهن آنها خطور میکند . به عبارت دیگر در یک جلسه طوفان فکری تمام اعضا باید جسارت و شهامت اظهار نظر را پیدا کرده باشند و بدون آنکه ترسی از ارزیابی و بعضاً انتقاد مستقیم داشته باشند؛ بتوانند پیشنهاد و نظر خود را بیان کنند. هرچه پیشنهادات جسورانه تر باشد، نشان دهنده اجرای موفّق تر جلسه است.
ترکیب و بهبود ایده‌ها (Combine and improve ideas)
می‌توان با ترکیب دو ایده‌ی خوب، به ایده‌ای به‌تر رسید که از هر دو ایده‌ی قبلی کامل‌تر باشد.
رعایت این قواعد، منجر به هم‌افزایی در گروه می‌شود که نهایتاً باعث بروز خلاقیت در اعضای گروه می‌شود. بر این اساس، محدودیتی برای مطرح کردن ایده‌ها وجود نخواهد داشت و طی یک فرآیند طبیعی و بدون دخالت بیرونی، جمع مستمراً به ایده‌های بهتر دست خواهد یافت.
اعضا میتوانند علاوه بر ارائه پیشنهاد ، نسبت به بهبود پیشنهاد خود اقدام کنند.. روش طوفان فکری این امکان را به اعضا میدهد که پس از شنیدن پیشنهادات دیگران پیشنهاد اولیه بهبود داده شود. آنها همچنین میتوانند پیشنهاد خود را با چند پیشنهاد تلفیق کرده و پیشنهاد بهتر و کاملتری را به دست آورند.
اهداف روش طوفان فکری : ایده سازی - ایده یابی – راه حل یابی
مراحل روش طوفان فکری :
1 ) خلاقیت و تولید اندیشه :
الف – آماده سازی اعضاء ( از قوانین )
ب – ارائه مسأله یا فعالیت ( در صورت لزوم اطلاعات جانبی نیز داده می شود که اعضاء با موضوع ، بیشتر درگیر شوند) .
ج - ارائه نظریات به صورت چرخشی و نوبتی
د - ثبت تمامی نظریات و اندیشه ها ( اعم از درست یا نادرست )
2 ) قضاوت و ارزشیابی :
در این مرحله نظریات و اندیشه ها پالایش و جمع بندی می گردد و نظریات مشابه و نامناسب حذف می گردند.
از مزایای اصلی‌ای که طرف‌داران این روش برای آن ذکر می‌کنند تقویت روحیه‌ی کار گروهی‌ست، و انتقاد عمده‌ای که به آن وارد می‌شود وقت‌گیر بودنش است.
ترکیب اعضای گروه طوفان فکری
در هر جلسه طوفان فکری لازم است افراد ذیل حضور داشته باشند: رئیس جلسه، دبیر جلسه و اعضای گروه.
رئیس جلسه، قواعد کاری و مسئله مورد بحث «مشکل» را مطرح میکند و ناظر بر حسن اجرای آنهاست.
دبیر، کار ثبت صورت جلسه را انجام میدهد. بهتر است دبیر نزدیک رئیس جلسه بنشیند، به طوری که بتواند نقش رابط غیر مستقیم بین رئیس جلسه و اعضا را ایفا کند. بهتر است پیشنهادات بطور گزارشی– نه کلمه به کلمه – یادداشت شوند.
اسبورن پیشنهاد میکند که از افرادی که دارای موقعیتهای شغلی یکسان هستند، برای همفکری، دعوت به عمل آید. ضمناً باید در نظر داشت چنانچه رئیس و مرئوس با هم در یک گروه باشند، اصل اظهار نظر آزاد و بیواسطه خدشه خواهد یافت مگر آن که برای آن قبلاً تدابیری اندیشیده شده باشد.
رویه برگزاری جلسات توفان فکری
یک گروه 6 تا 12 نفری از اعضا انتخاب می شوند "حتی الامکان از لحاظ رتبه اداری همسان باشند";
مشکل به روشنی تعریف شده ، و برای شرکت کنندگان توضیح کافی داده می شود;
حداقل یک هفته از طرح صورت مسئله گذشته باشد "یعنی دستور کار هر جلسه قبلا اعلام شده باشد";
بلافاصله پیش از جلسه اصلی توفان فکری ، برای اعضا، جلسه ای توجیهی برگزارمی شود;
با نوشتن صورت مسئله بر روی تخته سیاه به طوری که برای همه قابل خواندن باشد،جلسه توفان فکری شروع می شود;
رئیس جلسه 4 قاعده جلسه توفان فکری را متذکر می شود;
هریک از اعضا که مایل به ارائه پیشنهاد باشد دست خود را بالا می برد و در هر نوبت یک پیشنهاد را ارائه می دهد;
رئیس جلسه طی یادداشتی 2کلمه ای و کوتاه ، هریک از پیشنهادات را روی تخته سیاه می نویسد و در همین حال دبیر جلسه پیشنهاد را با جزئیات بیشتری ثبت می کند;
درصورت لزوم رئیس جلسه می تواند برای برانگیختن اذهان در ارائه پیشنهادات جدیدصورت مسئله یا پیشنهادات ارائه شده ، را مجددا طرح کند;
مدت زمان جلسه نباید از حد مجاز، که معمولا 60 دقیقه است تجاوز کند.
مزایا و معایب
با وجودی که روش طوفان فکری بسیار متداول و رایج است ، لیکن تاکنون به طورخاص ، درجهت روشن نمودن بهترین شرایط اجرای این روش ، تحقیقات کافی صورت نگرفته است . مزایای این روش عبارتند از :
1 - باتوجه به اصل هم افزایی یا سینرژی باعث می شود که خلاقیت گروهی موثرتر ازخلاقیت فردی عمل کند ;
2 - با این روش ، در مدت زمان نسبتا کوتاهی ، شمار زیادی پیشنهاد حاصل می شود ;
معایب و نقایص این روش عبارتند از :
1 - ممکن است ، ایجاد شرایط جهت اظهارنظر آزاد و بیواسطه دشوار باشد ;
2 - گروه معمولا تحت فشار اکثریت قرار گرفته و موجب می شود فرد با نظر اکثریت موافقت کند، حتی اگر قویا احساس کند که نظر اکثریت اشتباه است ;
3 - اکثر اوقات تمایل گروه بر حصول یک توافق است ، تا دستیابی به پیشنهادات متنوعی که به خوبی موردبررسی قرار گرفته باشند; درواقع این حرکت در حال حاضر بخاطرساختار جلسات ، به صورت عادت در آمده است .
4 - هنگام طوفان فکری ، اغلب افراد مواردی بدیهی یا ایده آل را پیشنهاد می کنند و این ازتلاش آنها برای بحث بیشتر و درنتیجه ارائه پیشنهادات خلاق می کاهد ;
5 - ماهیت تنوع گرای طوفان فکری ; خود به خود مسبب افزایش پیشنهادات می شود ولی اصلاح و پالایش ساختاری پیشنهادات را دربرندارد ;
6 - اگر گروه از یک رئیس جلسه خوب برخوردار نباشد ممکن است برخی از افرادجلسه را، به طور کامل تحت الشعاع خود قرار دهند ;
7 - اجرای موفقیت آمیز این روش مستلزم شناخت قبلی افراد از مسئله است ;
8 - در این روش ، بهبود مرحله به مرحله "تدریجی " پیشنهادات کمتر مشاهده می شود ;
9 - گاهی اوقات این روش ، به مسائل نسبتا ساده و پیش پاافتاده محدود گشته و باعث می شود که روش ارائه شده ، برای حل مسائل کلی پیچیده و کارآیی کافی را نداشته باشد ;
10 - برای بعضی افراد، پیروی از قواعد این روش ، یا ارائه پیشنهادات متنوع مشکل است .
روشهای مشابه طوفان فکری به شرح زیرند :
تکنیک گروهی اسمی (Nominal group technique)
تکنیک گروه اسمی ، ابزار تشخیص سودمندی است . چرا که ابزاری ساختاری ، برای دستیابی به اتفاق نظر گروهی درباره ی موضوعی مشخص است . برای مثال ، دستور کار می تواند چنین باشد . موانع اصلی برای بهبود بهره وری در سازمان چه هستند ؟ لیست مرتب به دست آمده از موانع ، داده ی سودمندی برای گروه تشخیص خواهد بود .
فرآیند تصمیم گیری متشکل از پنج مرحله است:
اعضاء گروه در یک میز جمع می شوند و موضوع تصمیم گیری به صورت کتبی به هریک از اعضا داده می شود و آنها چگونگی حل مسئله را می نویسند؛
هریک از اعضا به نوبه، یک عقیده را به گروه ارائه می دهد؛ عقاید ثبت شده در گروه به بحث گـذارده مـی شود تا مفاهیم برای ارزیابی روشن تر و کامل تر شود؛
هر یک از اعضاء مستقلاً و مخفیانه عقاید را درجه بندی می کنند‍؛ ! تصمیم گروه آن تصمیمی خواهد بود که در مجموع بیشترین امتیاز را به دست آورده باشد.
تکنیک پاس کردن گروهی (Group passing technique )
در این تکنیک افراد گروه بطور دایره وار دور یک میز می نشینند و یک ایده روی کاغذی می نویسند و به فرد بعدی پاس می دهند تا اینکه افراد بعدی نیز ایده خود را با مشاهده ایدههای قبلی بنویسند تا این عمل تکرار می یابد تا اینکه مجدداً این کاغذ به همه افراد یکبار دیگر برگردد. این روش مدیریت ساده تری نسبت به طوفان فکری دارد چون در سکوت انجام می شود و فقط به نوشتن ایده ها اکتفا می شود.
روش نقشه کشی ایده های تیم (Team idea mapping method )
این روش در سازمانها مرسوم است. در این روش هیچ ایده ای رد نمی شود تا همه اعضاء در آن مشارکت فعالی داشته باشند. فرایند کاری با یک موضوع مشخص آغاز می شود. هر عضو یک طوفان فکری حول آن موضوع انجام می دهد. تمام ایده ها در یک نقشه ایده بزرگ ترکیب می شوند. در فاز مشارکت، اعضا ممکن است به یک درک مشترک برسند. در این مشارکت ممکن است ایده های جدیدی عنوان شود . آن ایده ها نیز به نقشه ایده ها اضافه می شوند. وقتی کلیه ایده ها جمع آوری شد، گروه برای اولویت بندی آنها اقدام می کنند.
روش افکارنویسی (Brainwriting )
در این روش از شرکت کنندگان خواسته می شود، تانظرات خود را در مدتی کوتاه به رشته تحریر درآورند.
روش تلفیقی (Trigger )
تلفیقی از افکارنویسی و توفان فکری نیز وجود دارد که به روشTRIGGER مشهوراست . این روش را جورج مولر کارشناس شرکت فورد موتورز ابداع کرد. در این روش شرکت کنندگان هرکدام شخصا فهرستی از کلمات مرتبط به مسئله را تهیه می کنند. مزیت این روش بر روش توفان فکری در این است که قابلیت بسط و گسترش پیشنهادات رادارد.
روش موفقیت آمیز اجزای مسئله (SIL )
Succesive Integeration of problem Elements (SIL)
این روش به وسیله هلموت اشلیکسوپ از موسسه باتل ابداع گردید. در این روش عناصرجلسات آزاد و روابط اجباری بطور فزاینده ترکیب می شوند تا اینکه گروه به راه حل نهایی موردتوافق دست یابد. توفان فکری عبارت است از بیان تفکرهای متنوع ، درحالی که روش SIL کتبی بوده و تفکر "چه متنوع و چه مشابه " اصل است.
طوفان فکری الکترونیک (Electronic brainstorming )
طوفان فکری الکترونیک را می توان از طریق ایمیل انجام داد. مدیر یا تسهیل کننده سوالی را برای اعضای گروه می فرستد و آنها بطور منفرد ایده های خودشان را برای مدیر ارسال می کنند. مدیر نیز لیستی از ایده های اعضاء تهیه می کند و مجدداً برای آنها برای دریافت ایده های تکمیلی ارسال می کند .
طوفان فکری الکترونیکی بسیاری از مشکلات طوفان فکری معمولی مانند ارزیابی ایده ها بطور همزمان که مانع تولید ایده ها می شود را ندارد. یکی دیگر از محاسن طوفان فکری الکترونیکی آنست که ایده های ارائه شده را بدون تغییر به همان شکل اولیه خود می توان آرشیو کرد تا مورد ارزیابی آتی مورد استفاده قرار گیرند. در طوفان فکری الکترونیکی می توان از گروه بیشتری نسبت به طوفان فکری معمولی بهرمند شد.
تشابه تکنیک طوفان فکری با تمثیل فیل در تاریکی
داستان مشهوریه که مولوی در مثنوی آورده : چند نفر میخواستند در تاریکی فیلی را بشناسند و لی چون دیدنش ممکن نبود سعی کردن با دست زدن به فیل آنرا بشناسند….بعداً که شناخت ها شان را با هم مقایسه کردند ، هر کدام دیگری را تکذیب کرد….. اولی به خرطوم فیل دست کشید ؛ تصور کرد فیل ناودان است ! ... دومی به گوشش دست کشید و فیل را مانند بادبزن تصور کرد ! ... سومی به پاهاش دست کشید و فیل را ستونی انگاشت !...و چهارمی به دم فیل دست کشید و تصویری دیگر ساخت و هیچکدام نظر دیگری را قبول نداشت….در نهایت مولوی می گوید اگر شمعی در دستشان بود این اختلاف هم نبود.
پیل اندر خانه ای تاریک بود عرضه را آورده بودندش هنود
از برای دیدنش مردم بسی اندر ان ظلمت همی شد هر کسی
دیدنش چون با چشم ممکن نبود اندر آن تاریکی اش کف می بسود
آن یکی را کف به خرطوم اوفتاد گفت همچون ناودانست این نهاد
آن یکی را دست بر گوشش رسید ان بر او چون بادبیزن شد پدید
آن یکی را کف چو بر پایش بسود گفت شکل پیل دیدم چون عمود
همچنین هر یک به جزوی که رسید فهم آن می کرد هر جا می شنید
از نظر گه گفتشان شد مختلف ان یکی دالش لقب داد این الف
در کف هر کس اگر شمعی بدی اختلاف از گفتشان بیرون شدی
تشابه این تمثیل با تکنیک طوفان فکری:
تکنیک طوفان فکری هم مانند تمثیل فیل در مثنوی مولوی است که هر کسی با نگاه خود و سواد و اطلاعات خود مسئله را می بیند و تفسیر می کند و اصرار بر نظر خودش دارد ،غافل از اینکه فقط خرطوم مسئله را دیده و در آخر همه به یک خرد جمعی و اتفاق نظر می رسند. به چند نکته از این تشابه به شرح ذیل می پردازیم:
1- در این تمثیل دامنه تعریف فیل درست به اندازه دامنه و نقاطی بود که کف دست لمس می کرد. مانند برداشت های جزیی هر فرد از گروه حل مسئله در تکنیک طوفان فکری که هر کدام یک بخشی از مسئله را بر اساس دانش و اطلاعات فردی خودشان متوجه می شوند و اظهار نظر می کنند.
2- تاریکی در داستان فیل مولوی مصداق ابهام و روشن نبودن صورت مسئله در ابتدای جلسه طوفان فکری است که هنوز ابعاد مسئله برای همگان معلوم نیست و بخاطر روشن شدن آن دور هم جمع شده اند تا با اعلام نظر هاشان ( با دست زدن به قسمت های مختلف این فیل، مسئله را با درک مشترک احساس نمایند.)
3- در تکنیک طوفان فکری استقبال از ایده‌های غیرمعمول و اجتناب از انتقاد از نظرات افراد جزو قاعده های اصلی این تکنیک است زیرا هر کس فقط یک قطعه از این پازل بزرگ را در دست دارد و تنها آنچه را که درک می کند، می بیند و هوشیارانه یا نا هوشیارانه!!. آنکه دست بر گوش فیل دارد اگر غیر بادبیزن بگوید خطا گفته است.آنکه بر پای فیل دست می کشد اگر غیر ستون ببیند خطا دیده است.
4- در این تمثیل افراد آنقدر در اتاق تاریک می مانند تا روز می شود و همه متوجه می شوند که آنها یک فیل را لمس کرده اند. روز نشانه روشن شدن مسئله و ابعاد آن است که بر اساس یک خرد جمعی در طوفان فکری حاصل می شود و از ترکیب و بهبود ایده‌ها که از قاعده های اصلی تکنیک طوفان فکری است بدست می آید.
5- یکی از دلایلی که هر گونه اضهار نظر حتی بظاهر مسخره در اینگونه جلسات آزاد است بخاطر این است که علیرغم اظهارنظر های متفاوت و بظاهر متناقض پر از درستی و صداقت در دید افراد وجود دارد که هرکس یک بعد از قضیه را می بیند و تنها گوشه ای از واقعیت مسئله را لمس می کند و این یک امر طبیعی است که تشابه ای بین خرطوم با گوش فیل وجود ندارد و ممکن است یک اظهار نظر برای فرد دیگری مسخره بنظر برسد البته این نقصان گریبانگیر بسیاری از مفاهیم کیفی است که باید آنر با درایت تحمل کرد تا مسئله کاملاً روشن شود.
داستان فیل در تاریکی را ثنایی بگونه دیگری بیان می کند بطوری که بجای خانه تاریک افرادی که فیل را لمس می کنند نابینا هستند و یک نفر به اظهار نظر های به ظاهر مسخره آنها که متفاوت بوده است گوش می دهد و از جمعبندی نظرات آنها متوجه می شود که آنها یک فیل را لمس کرده اند.
اخیراً برای این داستان شیرین و پرمعنی که نشانگر نوعی تفکر سیستمی است کتابی توسط خانم فرشته گل محمدی در دست چاپ است که بنده یکی از داوطلبان خرید این کتاب ارزنده هستم چنانچه شما هم مایل به خرید آن باشید می توانید به سایت ذیل مراجعه و برای خرید اقدام نمایید:
http://www.adinebook.com/gp/product/964369075X/481-1671348-8784760
یک تشبیه دیگر برای تکنیک طوفان فکری به چراغ راهنمایی :
می گویند روش کار با تکنیک طوفان فکری مانند عملکرد یک چراغ راهنمایی است که همیشه برای هر نوع ایده حتی ایده هایی که بنظر ساده و پیش پا افتاده و مسخره می باشند سبز است و حرکت و عبور خودرو ها (ارائه ایده ها) با سرعت مانعی ندارد .
در مرحله ارزیابی ایده ها چراغ احتیاط زرد را باید روشن کرد تا هر ایده ای را نپذریم و سرعت در این مرحله کند می شود .
چراغ قرمز موقعی روشن می شود تا فرصت بررسی و پذیرش ایده های مطلوب با فرصت و فراغت بیشتر میسر گرددو هر ایده ای مورد پذیرش قرار نمی گیرد و تعداد انکی از ایده های ارائه شده مورد پذیرش قرار می گیرند .
باید دقت کرد که هرگز چراغ زرد یا قرمز در اول جلسه طوفان فکری نباید روشن شود و الا سرعت ایده پردازی کم می شود و افراد راغب به ارائه ایده های خود نخواهند شد .

برگرفته از سایت:brainst.persianblog.ir

 




نظرات 0
تاريخ : دوشنبه 7 فروردین 1391  | 12:14 PM | نویسنده : قاسمعلی
اکثر مواقع خلاقیت، نتیجه تشخیص خطاها از واقعیتها است. خیلی اوقات چیزهایی را که ما فکر میکنیم واقعیت است واقعیت نیست. مغز انسان باید خودآگاه یا ناخودآگاه واقعیت را تعیین، درک و نسبت به آن بصیرت پیدا کند. واقعیتها بوسیله پنج حس انسان تعیین می شود. فرض بر این است که حواس پنجگانه گزارش دقیق و درستی از محیط اطراف به انسان ارایه می دهند. اما آیا آنها عینا همان چیزی هستند که در خارج وجود دارند؟
چیزهایی که چشم شما می بینید و طوری که مغز شما آنرا ترجمه و تفسیر می کند، باعث این خطا یا توهم می گردد. مغز شما آنچه را که چشمتان دیده است به تکانه های الکترونیکی تبدیل و آنرا منتقل می کند. وظیفه ذهن، هوش یا آگاهی مرتب کردن و دسته بندی این نشانه های الکترونیکی و قابل فهم نمودن آنهاست. بنابرین تصاویری که در ذهن شماست، کپی مستقیم اشیاء نیست بلکه کدهای خلاصه ایست که از طریق شبکه عصبی به مغز شما ارسال شده است. بدین ترتیب هیچ رنگ، بو، صدا یا مزه ای در بافتهای عصبی شما وجود ندارد که به مغز منتقل شود، بلکه تنها تکانه های کدبندی شده ای هستند که به مغز ارسال می شوند. از آنجایی که سیم پیچی مغز انسانها با یکدیگر تفاوت دارد و از آنجایی که بعضی از افراد در انتقال اطلاعات در شبکه عصبی خود (انتقال از قسمت چپ به قسمت راست مغز) دارای مشکلاتی هستند و همچنین از آنجا که عده ای سیستم اعصابشان از نظر فیزیکی طوری است که کد گذاریها غلط انجام می شود (مانند افرادی که بیماری کور رنگی دارند) لذا همه افراد در همه مواقع درک یکسانی از یک موضوع ندارند و ارتباط ادراکی چشم و مغز همیشه منجر به درکی منسجم از واقعیت نمی شود.بلکه بعضی از اوقات با یکدیگر تضاد پیدا می کنند. حال فرض کنید چشم و مغز نتواند درک منسجم و درستی از واقعیت آنچه که دیده اید، ارایه دهد و تمایلات و انتظارات ما نیز در موضوع اثر گذاشته باشد. حال با اطلاعات رسیده چه کار باید کرد؟ چقدر می توان به آن اتکا کرد. آیا آنچه را که دیده ایم همان واقعیت است؟
در پاسخ باید گفت شاید تنها راهی که بوسیله آن بتوان واقعیت را مورد شناسایی و بررسی قرار داد، حذف پیش فرضها و تمایلات یا عینکها و فیلترهای پنهانی است که بر موضوع اثر گذاشته، برای این منظور اولین قدم این است که متوجه شویم حواس پنجگانه نشان دهنده دقیقی از واقعیت بیرونی نیستند و این خود از ضرورتهای یک فکر خلاق است. شما برای ارزیابی صحیح دنیای اطراف خود و تعریف درست مسایل بایستی در جایگاهی فراتر از اطلاعات رسیده از حواستان قرار گیرید.
منظور و هدف این تکنیک این است که شما بتوانید با قدرت توهم و خیلی از اوقات با خطاهای عمدی خود طور دیگری به مسایل نگاه کرده تا بدینوسیله اصل و واقعیت موضوع را دریابید. در واقع بدینوسیله سعی می کنید مجازا سیم پیچی مغز خود را تغییر، اصلاح یا توسعه دهید. این سعی باعث می شود مقداری اطلاعات از شکافهای موجود در بافتهای عصبی، آزاد شده و بوسیله پیوند با اطلاعات قبلی، الگوی ذهنی جدیدی ساخته می شود و یا موضوع از الگوی ذهنی قبلی به الگوی دیگری انتقال یابد و نهایتا این فعل و انفعالات موجب الهام یا بصیرت و کشف ناگهانی و غیر منتظره ای شود.
بنابراین برای اینکه بتوانیم خلاقانه با موضوعات برخورد کنیم یا راه حلهای جدیدی برای مسایلمان پیدا کنیم، گاهی احتیاج است بوسیله قدرت خیال و توهم موضوع را از زوایای دیگری ببینیم، هر چند که دیدن از آن زاویه اشتباه به نظر آید ( وقتی چیزی را اشتباه حس میکنیم که مفهوم درک شده از آن با مفهوم مورد انتظار ما مغایر باشد و چه بسا خیلی از مفاهیم مورد انتظار ما ممکن است غلط باشد لذا رفتن راه اشتباه باعث شناسایی و اصلاح فکرها و مفروضات غلط ما می شود). به همین دلیل بسیاری از افراد خلاق کارهایی می کنند که در ابتدا احمقانه به نظر می رسد.

برگرفته از کتاب : تکنیک‌های خلاقیت/ جلیل صمد آقایی


نظرات 0
تاريخ : دوشنبه 7 فروردین 1391  | 12:14 PM | نویسنده : قاسمعلی
نو آوری جزء استعدادهایی است که می توان گفت تنها عده کمی از افراد به درستی و به میزان کافی از آن استفاده می کنند .
آیا تا کنون برایتان اتفاق افتاده که حس خلاقیت و نوآوری دیگران شما را به حیرت وا دارد؟ حدس بزنید، شما هم دارای همان نیرو هستید! همه انسان با قدرت خلاقیت متولد می شوند. جعبه مداد شمعی در کودکستان، تنها محدود به کودکانی نمی شود که دارای استعدادهای بالفعل هستند بلکه باید اذعان داشت که همه افراد دارای استعدادهای بالفعل هستند .
آیا به یاد می آورید که چقدر طول کشید که دوچرخه سواری و یا رانندگی را فرا بگیرد؟ پیش از اینکه بتوانید مهارتی را بیاموزید، چند بار مرتکب اشتباه می شوید؟ این امر در مورد نوآوری نیز صدق می کند. ایجاد خلاقیت و نوآوری مستلزم تمرین و ممارست و صبر و حوصله می باشد. این مقاله قصد دارد تا به شما کمک کند که خیلی سریع نوآوری و خلاقیت را وارد زندگی خود کنید .
1- دنبال اهداف شخصیتان بروید
اگر از افراد نامتعارف تقاضای کمک کنید، فقط خودتان را هر چه بیشتر از مسیر اصلی دور می کنید. اگر یک ایده ناب را در ذهن می پرورانید، هیچ لزومی ندارد که حتماً آنرا با دیگران نیز در میان بگذارید. این امکان وجود دارد که آنها از درک عمیق تفکر شما ناتوان باشند و به همین دلیل پشت شما را خالی کرده و موجب تضعیف روحیه تان گردند. اگر تمام نوابغ می خواستند به حرف های اطرافیانشان گوش بدهند، الان ما باید در قرون وسطی زندگی می کردیم .
2- برای گسترش تفکرات خلاقانه، وقت صرف کنید
هر چقدر بر روی این مطلب تاکید کنم، باز هم کافی نیست. البته منظور من این نیست که یک روز کامل کاری را به این امر اختصاص دهید؛ بسیاری از افراد هستند که این امر را در کنار مشغله های کاری فراوان انجام میدهند، پس مطمئن باشید که شما نیز از عهده آن بر می آیید .
3- خود را سرگرم نرمش کنید
پیاده روی کنید. مسیری به طول یک کیلومتر را بدوید. اندروفین را به داخل رگ های خود بفرستید. نرمش و ورزش موجب پاکسازی ذهن، و ایجاد آرامش در آن می شوند. این کار به ذهن شما کمک می کند که در مقابل افکار خلاق از خود آمادگی بیشتری نشان دهد .
4- خواب هایتان را ثبت کنید
شاید خواب هایی ببیند که قسمت هوشیار ذهنتان هیچ گاه به آنها فکر نکرده باشد. این رویاها نمایانگر قدرت خلاقیت شما هستند. سعی کنید خواب هایتان را یادداشت کنید چرا که ممکن است مرز شروع نوآوری ها از همین نقطه آغاز شود .
5- به روش شخصی خود عمل کنید
"ون گوک" با نقاشی هایش معروف شد، قدرت "همینگ وی" در انتخاب واژگان بی نظیر است. شما هم باید شیوه مخصوص به خودتان را بیابید. مردم برای چیزهایی که بی همتا، خالص و سودمند هستند، ارزش بسیار
زیادی قائل بوده و از آنها قدردانی میکنند .
6- خودتان را به ابزار و وسایل درجه یک محدود نکنید
برای اینکه در هنر نقاشی، یک شاهکار بوجود بیاورید، حتماً لازم نیست که از بهترین قلمو و رنگ استفاده کنید. برای نوشتن پرفروش ترین کتاب، هیچ نیازی به بهترین قلم ها و گرانترین کاغذ ها نیست .
بد نیست بدانید که "جی کی رولینگ" اولین جلد از کتاب های هری پاتر را بر روی تکه های دستمال کاغذی نوشت. اگر شما عکاسی بلد نباشید، بهترین دوربین را که هم در اختیار شما قرار دهند، باز هم نمی توانید عکس های زیبایی بگیرید. اگر نوشتن بلد نباشید حتی اگر آخرین مدل لپ تاپ را هم در اختیارتان قرار بدهند، باز هم قادر نخواهید بود چیزی بنویسید. یک فرد هنرمند سعی می کند از حواشی دور شده و بیشتر بر روی اصل کار تمرکز کند .
7- با علاقه کار کنید
چه چیز سبب می شود تا شما صبح ها از تخت خواب بیرون بپرید. چه چیز شعله ها را همچنان سوزان نگه می دارد؟ کاری را که بیش از همه ترجیح می دهید انجام دهید، چیست؟
گاهی اوقات افراد که سرشار از اشتیاق و آرزو هستند به راحتی می توانند جای افرادی که دارای استعداد های ذاتی هستند را بگیرند. "الن دی جنرس" در سخنانش به این نکته اشاره کرده است که اگر شما تمایلی به انجام کاری که می کنید، ندارید پس لزومی ندارد که به انجام آن ادامه دهید. گاهی اوقات چیزی را از اعماق وجود خود میخواهید و هیچ چیز نمی تواند جلوی شما را بگیرد . شور و اشتیاق سبب می شود شما بتوانید راه خود را ادامه دهید .
نگران الهام و کمک نباشید. گاهی اوقات کمک های بیرونی زمانی به برخی از افراد میرسد که کمترین انتظار دریافت کردن آنها را هم ندارند. برای چنین لحظه هایی خودتان را از پیش آماده کنید. ممکن است زمانیکه در مترو نشستید یکی از آن افکار ناب به ذهنتان خطور کند و ممکن است در آن لحظه هیچ گونه برگه یادداشتی نداشته باشید که آنرا یادداشت نماید و جهان را به واسطه آن تغییر دهید. سعی کنید تا جایی که می توانید از بروز یک چنین فجایعی جلوگیری نمایید. یک قلم و کاغذ در جیب خود داشته باشید که هر وقت اراده کردید در دسترستان باشد .
امیدروارم این مقاله به شما کمک کرده باشد تا بتوانید از خلاقیت و نوآوری بیشتری در زندگی خود بهره بگیرید. فقط در آخر می توانم بگویم که شما تمام این امور را برای ایجاد رضایت شخصی انجام می دهید نه به دلیل جلب رضایت دیگران. شروع کنید؛ هر یک از این نکات را در زندگی خود استفاده کنید تا ببینید که وجود نوآوری در زندگی چه تغییرات شگرفی را ایجاد مینماید .
10 کلید طلایی برای رسیدن به آرزوهای درونی :
هر روز، به هر منوال، ما در حال آشکار ساختن حقایقی از زندگی که در اطرافمان وجود دارند، هستیم. چه بخواهیم و چه نخواهیم و چه در مورد آن اطلاعی داشته باشیم و یا نداشته باشیم، تمام چیزهایی که در زندگی
ما هستند به وسیله افکار، گفتار و رفتارمان در نظر دیگران آشکار می شوند .
در طی سالهای زیادی که با افراد و گروه های خاص به منظور کمک برای محقق شدن آرزوهایشان آن هم در آرامش کامل، ارتباط داشتم به این نتیجه رسیدم که برای رسیدن به یک زندگی سرشار از شادی و موفقیت 10 کلید طلایی وجود دارد که در این مقاله قصد دارم شما را نیز با آنها آشنا کنم .
اگر بخواهید خواسته هایتان را عینیت ببخشید، پیش از هر چیز باید بدانید که همه چیز از درونتان شروع می شود. این افکار شما هستند که احساساتتان را خلق می کنند، احساسات باعث ایجاد رفتار متفاوت در شما می شوند و همین رفتار ها هستند که بر روی اموری که شما در زندگی از خود در مقابل دیگران آشکار می سازید، تاثیر گذار واقع می شوند .
از جمله موارد حیاتی دیگر که همواره باید به خاطر داشته باشید این است که بطور کامل دریابید که لازم نیست حتماً تمام این مراحل را به تنهایی طی کنید. زندگی ما طوری پایه ریزی شده که برای رسیدن به موفقیت باید مانند یک ارکستر سمفونی در کنار یکدیگر و در نهایت هماهنگی و هارمونی کار کنیم و در عین حال از نیروهای طبیعی که برای خوشبختی و سعادت ما آماده به کار هستند کمک بگیریم. زمانیکه متوجه شدید باید دقیقاً چه چیزی را آشکار سازید، آنوقت باید اهداف و نیات خود را مشخص کرده، توجه خود را متمرکز کنید، تصویری از آرزوهایتان را مجسم کنید، درست مثل اینکه در حال حاضر برایتان رخ داده اند، متشکر و قدردان باشید، برای انتخاب های مناسب بعدی به جلو گام بردارید، تصور کنید که برای همیشه هیچ گونه نگرانی، شک و تردید، و ترسی وجود نداشته و آزاد و رها هستید .
زمانی که برای پشتیبانی و حمایت خود را با کائنات همسو بسازید، چیزی نخواهد گذشت که شاهد اسرار و معجزات زندگی و زندگی کردن خواهید شد .
و حالا 10 کلید طلائی برای خلق زندگی که آرزویش دارید و نحوه آشکار ساختن سرمایه های درونی
1- قدرت برتری را انتخاب کنید که حقیقتاً و کاملاً شما را دوست می دارد و به شما عشق می ورزد. کسیکه قلباً به شما علاقه دارد و می خواهد تا شما از تمام خوشی ها و ثروت های جهان بهرمند گردید .
2- هنگام طراحی نقشه رسیدن به موفیت، بهتر است از خوش بینی و توانمندی کمک بگیرید. یک تصویر ذهنی کاملاً روشن از آرزوهایتان مجسم کنید و سعی کنید در این راه دقیق، روشن و منحصر بفرد عمل کنید .
3- هر زمان و هر لحظه حس کامیابی خود را زنده نگه دارید .
اجازه ندهید افکاری نظیر کمبود، محدودیت، و یا چشم و هم چشمی به ذهنتان وارد شوند. فقط با این حقیقت روبرو شوید که فراوانی بی حد و حصری در کائنات وجود دارد که برای همه افراد از جمله شما کفایت خواهد کرد .
4-در افکار، گفتار و رفتار خود عقاید نیرومند، مثبت، و پشتوانه دهنده را به کار بندید .
5- طبق چیزی که اعتقاد دارید درست است، عمل کنید. مطمئن باشید به هر چیزی که فکر می کنید، گسترش پیدا خواهد کرد؛ جایی که توجهتان را به آن معطوف میکنید، باید درست همان جایی باشد که آرزوهایتان در آن قرار گرفته اند .
6- زمانیکه در مورد مسائل مالی صحبت می کنید همیشه از "حداقل" و " یا بیشتر" نیز استفاده کنید. به عنوان مثال: "من هر ماه می توانم حداقل 100هزار تومان و یا بیشتر پس انداز کنم." به حقایق مالی خود "و یا بهتر " اضافه کنید. برای مثال: "من در حال حاضر یک مرسدس بنز 500SL قرمز آلبالویی دارم که داخل آن کرم رنگ است یا بهتر." سعی نکنید انرژی هایی که از سوی کائنات به سمت شما روانه هستند را محدود کنید .
7- سعی کنید در همه موارد زندگی، گیرنده خوبی باشید. از هدایا، اسرار، و معجزات با روی باز استقبال کنید؛ و خیلی باز تر با مسائلی نظیر شادی، عشق و نعمت های فراوان برخورد کنید .
8- قدردان نعمات زندگی خود باشید. هر تجربه، هر رابطه، و هر سکه 1 ریالی که کسب می کنید، همه و همه هدایایی هستند که به آن شکل بخصوص خودشان را آشکار ساخته اند. می بایست نسبت به هدایایی که مانند سیلی پرخروش به سمت شما سرازیر می شوند، آگاهی داشته باشید و از تک تک آنها قدردانی نمایید .
9- نسبت به خود و دیگران سخاوتمند باشید. هر چیزی که ببخشید دو مرتبه چند برابر شده و به خودتان باز می گردد و این نمودی از کائنات است که شما برای دریافت آن باید آماده و خواهان بوده و توانایی اش را داشته باشید .
10- برای زمان حال خودتان را آماده کنید. اگر در گذشته باشید، احساس گناه و پشیمانی به شما دست خواهد داد. اگر زندگی خود را از آینده پر کنید، با ترس مواجه می شوید. شما حالا در زمان حال هستید و توانایی این امر را دارید که ثروتی بی حد و اندازه و نعماتی فراوانی را خلق کنید .
همچنانکه از این 10 کلید استفاده می کنید، درهای موفقیت بزرگ شما گشوده میشوند تا سرمایه های بی پایان شخصی شما را به منسه ظهور بگذارند .
هر روز که از خواب بلند می شوید با خود عهد ببندید که سرمایه های درونی و موفقیت خود را بیش از پیش آشکار خواهید ساخت و طوری زندگی می کنید که زندگیتان سرشار از ثروت، فوق العادگی، دوست داشتن، جذابیت، سلامت و پر از تجربه های جدید باشد !
لذت ببرید و بدانید که شما استحقاقش را دارید .
قدم به قدم تا رشد و پیشرفت فردی :
رشد و تکامل فردی کاری بسیار دشوار است. اگر تا به حال برای رشد و پیشرفت خودتان وقت و انرژی گذاشته باشید، حتماً می دانید که راه رسیدن به خوشبختی و موفقیت چندان آسان نیست. طی سالها، من کتابهای مختلفی را مطالعه کردم و تکنیک ها و روش های متفاوتی را با نتایج متفاوت امتحان کردم. تنها ویژگی مشترکی که بعد از هر موفقیت دیدم، قدم به قدم پیش رفتن بود .
من فکر می کنم که هر کدام از ما این میل درونی را در خود داریم که بهتر از آن چیزی شویم که هستیم. شاید دوست داشته باشید که در محل کار کارآمدتر، در خانه برای همسرتان مهربان تر، از نظر جسمی سلامت تر، و... شوید. بعضی از شما ممکن است حتی کتاب هایی درمورد رشد و پیشرفت فردی مطالعه کرده باشید به امید اینکه رمز و رازهای موفقیت را بیاموزید .
احتمالاً جرات امتحان کردن نداشته اید. مدام با خود فکر می کرده اید که اگر شکست بخورید چه؟ یا شاید هم چند بار امتحان کردید اما آن روش ها و تکنیک ها برایتان کارساز نبود و نتایج ناامید کننده ای به دست آورده اید . اما، هدفتان هر چه که باشد، و تجربه ی قبلی داشته باشید یا نداشته باشید، خوب است بدانید که روش های
زیر همیشه کارآمد بوده اند .
1. چیزهایی که ارزش به دست آوردن داشته باشند، زمان می برند .
در این عصر، با وجود اینترنت که به راحتی قابل دسترسی است، ما توقع موفقیت آنی داریم. اگر سؤالی داشته باشیم، خیلی سریع آن را در GOOGLE یا WIKIPEDIA جستجو می کنیم. اگر بخواهیم کتابی بخریم، سایت آمازون خیلی سریع کامل ترین اطلاعات را در اختیارمان می گذارد .
اما باز هم با همه ی این حرف ها، من عقیده دارم، هر چیزی که ارزش به دست آوردن داشته باشد، زمان می برد .
رشد و پیشرفت فردی به این سادگی ها هم نیست. از اینها گذشته، شما باید خیلی از عادات ذاتی خود را کنار بگذارید. ترک کردن عادت های بد و جایگزین کردن خوصیات مثبت، کار راحتی نیست. برای ایجاد خصوصیات و ویژگی های عالی در خود، نیازمند زمان، صبر، و تلاش بسیار هستید تا موفق شوید .
2. وقتی شاگرد آماده باشد، معلم سر می رسد .
این یک ضرب المثل چینی است، که به خصوص در زمینه رشد و تکامل فردی کاملاً صدق می کند. ممکن است کتابهای زیادی را خوانده باشید و تکنیک های مختلفی را امتحان کرده باشید، اما اگر آمادگی انجام آن کارها را نداشتید، مطمئناً برایتان کارساز نبوده اند .
مثلاً اگر فردی منضبط نباشید، و بخواهید که صبح ها زود از خواب بیدار شوید، کار ساده ای نیست. نکاتی که در این مقاله به آنها اشاره شده است، ممکن است کمک کننده باشد، اما اگر پیوسته از رهنمودها پیروی نکنید، مطمئناً موفق نخواهید شد .
من خودم به شخصه تکنیک هایی را بازیافته ام که با اینکه در گذشته کارایی نداشته اند، امروز می توانند کارساز باشند. اعتقاد من این است که این تکنیک ها به این دلیل در گذشته برای من کار نکرده است، که من آمادگی آنها را نداشته ام. نا امید نشوید. با گذشت زمان روش هایی که قبلاً پیشرفتی برایتان حاصل نکرده، باعث موفقیتتان میشود .
3. بهسازی بعد از هر موفقیت
رشد فردی یک سفر است. هر کدام از ما سفرهای مختلفی را در این راستا باید پشت سر بگذاریم. چون اهداف ما متفاوت است، پیش زمینه های متفاوتی داریم، و محیط و شرایط اطرافمان با هم متفاوت است .
نکته ی مهم در رشد و پیشرفت فردی، ساختن بعد از هر موفقیت است. هر موفقیت و پیروزی باید پایه ای برای مبارزه ی بعدی باشد. بنابر مثالی که در نکته ی بالا ذکر کردیم، اگر هدفتان این است که صبح ها زود از خواب بیدار شوید، داشتن نظم و انضباط، پیش نیاز آن است. قبل از هر اقدام دیگری، باید برای منضبط شدن هدف هایی برای خود تعیین کنید، مثل نوشتن یادداشت های روزانه برای کارهایی که می خواهید در روز انجام دهید .
4. فرآیند پیوسته ی یادگیری
احتمالاً چیزهایی در مورد استادان رشد و تکامل فردی چیزهایی شنیده اید . این آدمها، احتمالاً زندگی های خود را روی نظم و قانون استوار کرده اند . ممکن است فکر کنید از روش ها و تکنیک های باروری و مثبت اندیشی نیز استفاده می کنند .
اما آنها سالهای زیادی را صرف درون اندیشی و خود اندیشی و یادگیری های ادراکی کرده اند تا توانسته اند به اهداف خود برسند. باوجود این، پیوسته و مداوم در حال یادگیری هستند، و روش ها و تکنیک های خود را کامل می کنند و قابلیت ذهنی خود را بالا می برند .
نباید توقع داشته باشید که از صفر برسید به جایی که آنها اکنون هستند. هر مبارزه و مشکل را باید یک درس بدانید، و با استفاده از این درس ها، قدم به قدم پیش بروید تا به جایی برسید که می خواهید .
5. از شکست ها دلسرد نشوید .
وقتی همه چیز خوب پیش می رود، شما خوشحالید. اما، مشکل وقتی است که اوضاع بر وفق مرادتان نیست، آن موقع است که احساس ناراحتی می کنید. موقعیت هایی هست که ممکن است نتوانید به یکی از اهدافتان برسید. شاید از تعهدات کاری زیاد خود خسته شده اید. یا شاید هم حواستان به جا و کار دیگری مثل برگزاری یک مراسم عروسی است. اما احساس ناراحتی می کنید و نمی توانید دیگر در خود انگیزه ایجاد کنید .
دلیل آن هر چه که باشد، نباید عقب بکشید و دلسرد شوید. مهمترین چیزی که باید به خاطر داشته باشید این است که به خودتان بگویید که دفعه ی بعد باید سخت تر تلاش کنید. مثلاً باز هم مثل همان مثال قبلی، اگر یک روز نتوانستید صبح زود بیدار شوید، روز بعد تلاشتان را بیشتر کنید. شکست یا عقب کشیدن مسئله ای کاملاً طبیعی است، اما اگر به صورت مداوم درآیند نه. هر کاری می توانید انجام دهید تا دچار افکار منفی و شکست های پشت سر هم نشوید .
6. همه ی روش ها برای همه آدم ها کار نمی کند .
من همیشه باور داشتم که هر کدام از ما ذاتاً متفاوتیم. بعضی از تکنیک ها ممکن است به خاطر دلایل مختلف برای شما کارآمد نباشد. در موارد قبلی به چند مورد از این دلایل اشاره کردم، ممکن است به خاطر فقدان آمادگی شما یا نداشتن پیش نیاز آن روش باشد .
اما دلایل دیگری هم وجود دارد، مثل امتحان کردن روش ها و تکنیک هایی که برخلاف ذات شماست یا با اهدافتان همخوان نیست. مثلاً اگر در زمینه سلامتی محدودیت هایی دارید، مطمئناً استرس چیز خوبی برای شما نخواهد بود. یعنی باید در محیطی کاملاً عاری از استرس زندگی کنید و شلوغی و مشغولیت های کاری برای شما مناسب نیست .
نکته ی مهم در رشد و تکامل فردی این است که راه درست و راه غلط وجود ندارد. اگر کسی غیر از این به شما گفت، مطمئن باشید که به شما دروغ می گویند. این یک حقیقت است. شاید می خواهند کتابهایشان بیشتر فروش کند؟ یا شاید هم راه هایی را پیدا کرده اند که فقط برای خودشان کار کرده است. اما مسئله اینجاست که روش و تکنیکی که برای آنها کار کرده، ممکن است برای شما کارساز نباشد. از اینها گذشته، برای رسیدن به یک هدف، راه های مختلفی وجود دارد .
7. موفقیت هایتان را جشن بگیرید .
مغز شما ابزاری پیچیده اما بسیار قدرتمند است. انگیزه، که میل شما برای انجام یک کار است، ممکن است زودگذر و فانی باشد. برای حفظ آن باید از هر ابزاری که میتوانید کمک بگیرید. وقتی انگیزه تان را از دست بدهید، دلیل خود را برای تلاش و مقابله با شکست از دست داده اید. یادتان باشد که چیزهایی که ارزش به دست آوردن داشته باشند، نیازمند زمان، صبر و تلاش بسیارند .
در صورت توان موفقیت هایتان را جشن بگیرید. این یکی از بهترین راه ها برای حفظ انگیزه است. شمابرای یک دلیل خاص تلاش می کنید. این طبیعت انسان است که برای به دست آوردن چیزهای سخت دست به تلاش بزند. پس از هر لحظه تان در روز استفاده کنید تا از نتایج تلاش ها و کوشش هایتان لذت ببرید و آن را انگیزه ای کنید برای رسیدن به هدف های دیگر .
10 روش مؤثر برای موفقیت در دانشگاه :
1- مکان، مکان، مکان
بطور جدی قصد دارید به هدفتان دست پیدا کنید؟ یک محل
مناسب برای خودتان پیدا کنید. میتوانید از کتابخانه، کلاسهای مطالعه، و یا حتی یک کلاس خالی استفاده کنید .
2- عادت کنید: به انجام روزانه تکالیف
مـطالعه دروس بطور سطحی آنهم یک شب قبل از امتحان
نمی تواند موفقیت شما را تضمین کند. سعی کنید هر روز
بـرای مطـالـعه درس هـمـان روز وقت بگذارید. از وقت اضافه
میان کلاس ها برای مـرور درس ساعت بعد استفاده کنید .
3- کمک هست! دنبال آن بروید تا پیشرفت کنید
چه نمرات شما بالا باشد، چه کمترین نمره ها را بگیرید، باز هم تحت هر شرایطی میتوانید توانایی های خود را ارتقا بخشید. در مورد روش های یادگیری مطالب بیشتری مطالعه کنید. ارتباطتان را با اساتید و معلمان خصوصی افزایش دهید. از راهنمای مطالعه و مراکز خدمات آموزش و کمک آموزشی کمک بگیرید .
4- یادداشت برداری کنید
از یک دفترچه یادداشت یا تقویم دیواری استفاده کنید. برای انجام تکالیف روزانه خود وقت بیشتری را در نظر بگیرید. سعی کنید تکالیف خود را زود تر از موعد مقرر انجام دهید و خودتان را برای امتحانات از قبل آماده کنید .
5- انرژی بگیرید – غذا، خواب، ورزش
خستگی و استرس قابلیت ادراک و میزان حافظه را کاهش می دهند. غذای مناسب بخورید، به طور مرتب ورزش کنید، و به اندازه کافی بخوابید .
6- حرفه ای عمل کنید: با آمادگی کامل سر کلاس ها حاضر شوید و از تمام مطالب یادداشت برداری کنید
سعی کنید تا آنجایی که می توانید غیبت نداشته باشید. استفاده از یادداشت های دیگران نمی تواند به اندازهنوشته های شخصی، برایتان مفید باشد. زمان یادداشت برداری به مسائلی که روی آنها تاکید می شود و مثال های مختلف توجه بیشتری مبذول دارید. سوال پس از اتمام درس؟ بله، در پایان کلاس نزد استاد بروید و پرسش های خود را مطرح نمایید. سعی کنید تمام مطالب را به تدریج مطالعه کنید تا شب قبل از امتحان با توده ای از مطالب جدید روبرو نشوید .
7- کنفرانس و کتاب درسی: "تصویر بزرگتر" را در نظر بگیرید
درس خواندن در دانشگاه نیازمند فهم این مطلب است که چگونه اطلاعات مختلف کنار هم جمع شده و تصویر بزرگتری را بوجود می آورند. نگاهی به خلاصه دروس، فهرست، سر فصل، عناوین و سر تیترها بیندازید تا راحت تر بتوانید اطلاعات موجود را سازماندهی کنید .
8- کاری کنید تا مطالب کلیدی در ذهنتان باقی بمانند
فعال باشید! برای خودتان مثال بیاورید، از روش های تقویت حافظه استفاده نمایید، خلاصه برداری کنید، لغات کلیدی را به خاطر بسپارید، زیر مطالب مهم خط بکشید، و در حاشیه کتاب نکات مهم را یادداشت کنید. سعی کنید درس را برای خود جذاب کرده و از قدرت خلاقیت بیشتری استفاده کنید .
9- فکر می کنید نکات کلیدی را فراموش نمی کنید؟ ثابت کنید
اصلاً مهم نیست که تا چه اندازه به طور قابل قبول متوجه مطلبی می شوید، در هر صورت اگر آنها را مرور نکنید از یادتان می روند. پیش از امتحان، نکات مهم را بدون اینکه به یادداشت ها و کتاب و جزوات نگاه کنید، در ذهنتان مرور کنید. می توانید به پرسش های آخر هر فصل نیز مراجعه کرده و بدون کمک گرفتن از کتاب، به آنها پاسخ دهید .
10- خودتان را برای هر مدل امتحانی آماده کنید
تا جایی که ممکن است سعی کنید نوع امتحان توانایی های شما را محدود نکند . خودتان را برای هر مدل امتحانی آماده کنید ( به عنوان مثال امتحان تستی ). دستور العمل انجام امتحان را به خوبی مطالعه کنید و ببینید که برای پاسخ دادن به هر سوال چه مدت زمانی در نظر گرفته شده. از پرسش های آسان تر شروع کنید تا اعتماد به نفستان افزایش پیدا کند
چگونه میتوانید نظر دیگران را در مورد خود تغییر دهید؟ :
"کسـب اعـتبار و شهرت شاید 20 سال طول بکشد، اما در
عـرض 5 دقیـقـه تـمـام آن از بیـن مـی رود؛ اگـــر بر روی این
مـوضـوع کـــمی دقیق تر فکر کنید، کارهایتان را طور دیگری
انجام خواهید داد ."
وارن بافت
در حیطه شغلی نقطه نظر دیگران نسبت به شما جزء امور
پر اهمیت شناخته می شود. تاثیر اولیه در عرض چند ثانیه
شـکل مـی گیـرد امـا شـایـعـات بـی پـایه و اســاس آنچنان
صدماتی را به آبـروی شما می زنند که در بسیاری از موارد
قـابل جـبـران نـمی بـاشند. آیا می دانید دیدگاه همکارانتان
نسبت به شما چیست؟
کی؛ من؟
آیا کسی در مورد شما انتقاد می کند؟ آیا کارفرمای شما در زمان ارزش یابی خدمه شما را سرزنش می کند؟ آیا دوستان در مورد خصوصیات اخلاقی شما چیزهایی میگویند؟ زبان جسمانی انسان ها، و یا تغییر در لحن صحبت کردنشان زمانی که به آنها می پیوندید تغییر می کند؟ شاید هم اصلا اینطور نباشد و تنها تصور شما مبنی بر این اصل باشد .
اگر می خواهید نظر واقعی دیگران را در مورد خودتان بدانید باید از کسی سؤال کنید که واقعا به او اعتماد داشته باشید و بدون هیچ گونه احساس رنجشی آنها را تحلیل و بررسی نمایید .
شاید دیگران در مورد شما نظر درستی نداشته باشند، اما بهتر است به جای اینکه عرصه را به خودتان تنگ کنید و از دیدگاه های آنها آزرده خاطر شوید سعی کنید تا نقطه نظر آنها را نسبت به خودتان تغییر دهید. فقط باید به خاطر داشته باشید که برخورد و حرکات شما در اولین ملاقات و در همان ثانیه های ابتدایی است که نظر اصلی آنها را در مورد شما تشکیل می دهد .
در این قسمت 8 تصور اشتباه که ممکن است در ذهن دیگران نسبت به شما به وجود آید به همراه راههای جلوگیری از آنها را برایتان آورده ایم .
دست به کار شوید
1- تصور می کنند شما تنبل هستید
پیش قدمی کنید
درخواست واگذاری مسئولیت های بیشتری کنید و کمی بیشتر از ساعت مقرر کاری، در محل کار خود باقی بمانید. بدون توجه به برنامه کاری شما باید خود را طوری نشان دهید که سخت کوش تر از سایرین به نظر بیایید .
کمالات خود را به نمایش بگذارید
رجز خوانی نکنید. از خودتان کمی خلاقیت به خرج دهید تا شایعات بی اساسی که پشت سر شما وجود دارند، تبدیل به تشکر و قدردانی شوند. مردم از اینکه کسی از آنها تشکر و قدردانی کند لذت می برند. می توانید چیزی شبیه به این بگویید: "از اعداد و ارقامی که در اختیار من گذاشتی واقعا ممنونم، اونها به من در گزارشی که برای هیئت مدیره می نوشیتم جدا کمک کردند ."
مراقب حرکات جسمانی خود باشید
سعی کنید قوز نکنید و به دیوار کناری یا میز خود لم ندهید. پاهایتان را با یک فیگور مناسب از میز دور نگه دارید. با انرژی و اشتیاق کامل بر سر کار حاضر شوید و توانایی رویارویی با کلیه فشارهای کاری را در خود تقویت کنید .
2- تصور می کنند شما آماتور هستید
نحوه آداب و معاشرت خود را تغییر دهید ادب و تواضع همه گیر می باشد. زمانی که شما با دیگران با احترام و ادب برخورد کنید؛ این امر کار را برای آنها مشکل می سازد که هر طور دلشان خواست بر روی شما قضاوت کنند، کارهایتان را به باد انتقاد بگیرند و در آخر به شما بی احترامی نمایند .
انتقاد پذیر باشید
زمانی که بازخوردهای اجتماعی رفتارهایتان را دریافت کردید؛ لازم به رنجش نیست. با روی باز از انتقادها استقبال کنید و به آن دسته ای که برایتان سازنده است گوش دهید چرا که نشانه ای از بلوغ، کمال و حرفه ای بودن شما هستند .
حرف دهان خود را مزه مزه کنید
برای اینکه توی دردسر نیفتید پیش از صحبت کردن به خوبی فکر کنید. بدون توجه به اینکه تا چه حد عصبانی هستید و یا اینکه کار دیگری تا چه اندازه نامرتب و پر اشکال است، خونسردی خودتان را حفظ کنید. مراقب حرف زدن خودتان باشید و دقت کنید که با چه کسی در حال صحبت کردن هستید .
به جزئیات دقت کنید
لباس های مرتب بر تن کنید و درست صحبت کنید. با خط مشی و زبان صنفی که در آن مشغول کار کردن هستید آشنایی پیدا کنید. برای جلسات رسمی آماده باشید و سعی کنید محل کارتان همیشه مرتب و سازمان یافته به نظر رسد .
3- تصور می کنند شما لوده ترین فرد هستید
دهان خود را ببندید
شما به دفتر خود می روید تا کار کنید نه اینکه جوک تعریف کنید و دیگران را بخندانید. بعد از کار ساعت ها وقت دارید تا با همکارانتان در رستوران بنشینید و مسخره بازی درآورید. زمانی که همکارانتان شما را تحت فشار قرار می دهند تا آنها را سرگرم کنید توجه آنها را به شخص دیگری جلب کنید. "من امروز مخم برای تعریف کردن چیزهای جالب کار نمکنه، چطوره تو امروز ما رو یک کمی بخندونی رامین." بدون اینکه کسی متوجه شود حواس آنها را از خودتان پرت کرده و شخص دیگری را مخاطب قرار دهید .
کمتر بخندید
خیلی خوب است که شما به عنوان یک مرد مهربان و خندان شناخته شوید اما هر چیز اندازه ای دارد. زمانی که جمعی از همکارانتان در کنار هم جمع شده اند و مشغول خندیدن هستند و تمام محدودیت ها را پشت سر گذاشته اند خیلی راحت به آنها بگویید که کارتان زیاد است و باید به کار باز گردید .
مرتب و منظم باشید
سعی کنید محل کارتان کاملا حرفه ای به نظر برسد. کاریکاتورهای مضحک را از روی کامپیوتر خود پاک کنید و سعی کنید تعداد جوک هایی را که برای دوستانتان forward می کنید، به حداقل برسانید .
4- تصور می کنند شما فقط در فکر مهمانی رفتن هستید
اوضاع را آرام کنید
سعی کنید در مورد تجربیات خود در این زمینه با کسی گفتگو نکنید. اینکه تا چه ساعت از شب در بیرون از خانه می مانید و چه مقدار نوشیدنی میل می کنید چیزی نیست که همه باید در مورد آن بدانند. در ساعات کاری طوری برخورد نکنید که تصور شود به مهمانی آمده اید و به اصطلاح در خانه خاله به سر می برید . جدی باشید
سعی کنید هیچ گاه دیرتر از زمان مقرر در سرکار خود حاضر نشوید مگر اینکه بخواهید دیگران از فعالیت های فوق برنامه تان باخبر شوند. به هرحال بهتر است همیشه گوش به زنگ باشید و نیروی خلاقیت خود را در زمینه های مختلف به کار گیرید .
5- تصور می کنند شما مشتاق به جنس مخالف هستید
با احتیاط عمل کنید
در مورد روابط جنسی خود لاف نزنید. بدون در نظر گرفتن اینکه تا چه حد دچار وسوسه شده اید سعی کنید هیچ گاه با همکاران، کارفرما، خدمه و ارباب رجوع بگو بخند راه نیندازید .
رفتار خود را باز بینی کنید
حرف های مربوط به مسائل جنسی را به زبان نیاورید، جوک های دارای چنین محتوایی را برای یکدیگر نفرستید و در زمان کار سایتهای پورنوگرافی را زیرورو نکید .
6- تصور می کنند شما همیشه تاخیر دارید
وقت شناس باشید
زودتر از خواب بلند شوید و جزء اولین کسانی باشید که وارد شرکت می شوند . با برنامه شغلی خود واقع بینانه برخورد کنید و زمان بیشتری به وجود آورید . اگر به طور مکرر از برنامه های زمانبندی شده عقب بمانید خیلی زرود از شما انتقاد خواهد شد. تاخیر به عنوان نوعی بی احترامی و بی برنامگی به شمار می رود .
از برنامه جلو باشید
یک لیست از کل کارهایی که باید انجام دهید تهیه کنید و هر چند وقت یکبار آنرا از نو چک کنید. برای اطمینان بیشتر زمان بیشتری را برای انجام کارهای مختلف در نظر بگیرید. هیچ کاری را معوق نگذارید. اگر زمان خود را به خوبی مدیریت کنید به راحتی قادر خواهید بود که تمام پروژه هایتان را پیش از زمان تحویل به اتمام برسانید و اصلا مهم نیست که در طول مسیر ممکن است چه اتفاق های غیر منتظره ای رخ دهند .
7- تصور می کنند شما به اخلاقیات پایبند نیستید
درستکار باشید
به پیشنهادهایی که می دهید دقت کنید. هیچ موقع به همکاران خود این نظر را ندهید که نتیجه تحقیق فرد دیگر و یا ایده های دیگران را سرقت کنید. هر ادعایی که در مورد مسائل مختلف می کنید باید دارای منبع موثق و اثبات شده باشد .
درستی خود را ثابت کنید
از رهنمودهایی که شرکت برای کارمندهای خود در نظر گرفته پیروی کنید و هیچ گاه از دارایی های شرکت به نفع خود سوء استفاده نکنید. برای مثال تماس های تلفنی راه دور را با استفاده از تلفنی که در اختیارتان قرار داده اند و استفاده های غیر مجاز از دستگاه کپی موجود در شرکت.) خط مشی شرکت را در مورد دریافت کردن هدیه از مشتری ها و فروشنده ها به خوبی مطالعه کنید تا هیچ گونه شک و شبه های باقی نماند .
مسئول باشید
اگر اشتباهی از شما سر زد، آنرا بپذیرید. به جای اینکه بهانه جویی کرده و اشتباه را به گردن دیگران بیندازید مسئولیت کارها را به گردن بگیرید و در جبران آنها بکوشید .
درست تصمیم بگیرید
اگر از شما درخواست شد تا کاری را انجام دهید که به نظر خودتان درست نمی آمد و در نهایت تاثیرات منفی بر روی آینده شغلی تان داشت می توانید به راحتی از انجام آن سرباز زنید .
به انجمن های خیریه کمک کنید
در صندوق های صدقه پول بیندازید. پیشنهاد کنید که در شرکت یک گروهی تشکیل دهند و از آن طریق به نیازمندان و انجمن های خیریه کمک کنند و یا برای بانک های جمع آوری فراورده های غذایی برای نیازمندان غذاهای فاسد نشدنی جمع کنند .
8- تصور می کنند که شما در کارهای گروهی ضعیف ظاهر می شوید
برخوردی دوستانه از خود نشان دهید
اسم های افراد را یاد بگیرید و در روابط خود از آنها استفاده کنید. در مورد علایق و توانایی های شغلی همکارانتان اندکی بیشتر اطلاعات جمع آوری کنید .
به آنها اتکا کنید
از افکار شخصی دیگران کپی برداری نکنید تا هر کجا که لازم شد آنها را بعدا به نفع خود به اتمام برسانید. هر زمان که می توانستید به همکاران خود در انجام کارهایشان کمک کنید و پس از این که کاری با موفقیت انجام شد از آنها قدردانی و تشکر کنید. زمانی که مقامات بالا از زبان همکارانتان شنیدند که کار کردن با شما برایشان لذت بخش است شما خود به خود به یک رهبر تبدیل می شوید .
روی اهدافتان متمرکز شوید
چه دیدگاه همکاران نسبت به شما درست باشد چه اشتباه همین نظرها است که میتواند شما را به موفقیت نزدیک سازد و یا اینکه موجب شکست خوردن شما در زمینه شغلی گردد. از یکی از همکاران قابل اعتماد بپرسید که دیگران در مورد شما چه میگویند. این پرسش را می توانید با به جا آوردن مراتب از کارفرمای خود نیز بپرسید. شما می توانید انتقادات منفی را به نظرات مثبت تبدیل کنید. بسیاری از نظرات چند منظوره بوده و قابل تغییر می باشند. فقط باید به خاطر داشته باشید که نباید از آنها آزرده خاطر شوید .
تلاش کردن برای تغییر نظرات دیگران در مورد خود اصلا به این معنا نیست که شما آنها را پذیرفته اید بلکه فقط تلاش می کنید تا کسانی که با شما در حال کار کردن هستند دید روشن تری نسبت به شما پیدا کنند. پس لازم نیست که سعی در تغییر شخصیت خودتان داشته باشید. بی ریا و درستکار باقی بمانید و همواره نسبت به ارزش هایتان پایبند باشید. و اگر تمام تلاش هایتان به بن بست رسید با یک نیروی جدید در یک کارخانه دیگر شروع به کار کنید.

برگرفته از سایت:کانون طراحی وب گامرون


نظرات 0
تاريخ : دوشنبه 7 فروردین 1391  | 12:14 PM | نویسنده : قاسمعلی
تکنیک دلفی
این تکنیک در سال 1964 توسط داکلی و هلمر معرفی شد . بسیار شبیه به تکنیک طوفان ذهنی است با این تفاوت که افراد هیچ گاه به صورت گروه در یک جلسه و دور یک میز جمع نمی شوند و در واقع رویارویی مستقیم رخ نمی دهد . اسا ساو فلسفه این تکنیک این است که افراد در تکنیک طوفان فکری بعلت شرم و خجالت نمی توانستند بعضی از ایده هایشان را مطرح نمایند لذا در این روش افراد به صورت کلامی و رودر رو درگیر بحث نمی شوند.بلکه رئیس گروه موضوع را به همه اعلام می کند و سپس هریک از افراد به طور جداگانه ایده هایشان را به صورت کتبی (حتی می تواند بدون ذکر نام باشد ) برای رئیس گروه ارسال می کنند .
سپس رئیس گروه تمام ایده های پیشنهادی را برای تک تک اعضا ارسال می کند و از آنها می خواهد که نسبت به ایده های پیشنهادی دیگران فکر کنند و اگر ایده ی جدیدی به نظرشان می رسد به آنها اضافه کنند . این عمل چندین بار تکرار می شود تا درنهایت اتفاق آرا بدست آید . فن دلفی شامل دعوت به مشورت و مقایسه ی قضاوت های بی نام چند نوبتی اعضا ی یک تیم در باره تصمیم یا مسئله می شود .
چه موقع از فن دلفی استفاده می شود ؟
1- هنگامی که می خواهید نظر اعضای یک تیم را در مورد شخصی به دست آورید بی آنکه روبرو شدن آنان سبب احتمال خطا در قضاوت شود .
2- هنگامی که اعضای یک تیم در یک جا مستقر نباشند.
3- زمانی که لازم است اعضای تیم نسبت به تصمیمی که می گیرند و عواقب آن به طور کامل آگاه و مسئول باشند.
4- هنگامی که حضور چهره های بالادست و فشار همتایان بر تصمیم گیری اثر می گذارد.
تکنیک استخوان ماهی (علت و معلول )
یکی از روش های بسیار سودمند برای شناسایی مسائل نمودار استخوان ماهی است . نمودار استخوان ماهی که گاهی به آن نمودار ایشیکاوا نیز می گویند توسط پرفسور کائور ایشکاوا از دانشگاه توکیو طراحی شد . هدف اصلی این تکنیک ، شناسایی و تهیه فهرستی از کلیه علل احتمالی مسئله مورد نظر است . این تکنیک در درجه اول یک تکنیک گروهی شناسایی مسئله است اما توسط افراد قابل استفاده است .
تکنیک باز گشت به مشتری
می توانیم با روی برگرداندن از مسائل مربوط به تولید و روی آوردن به مسائل مربوط به بازار یابی ، رابطه بین فعالیتهای خود و مشتریان را به لحاظ محصول ، قیمت ، تبلیغ ، توزیع و بازار مورد نظر ، بررسی می کنیم .
تکنیک گروه اسمی
فن گروه اسمی جنبه های رای دادن بدون بحثٍ های محدود ترکیب می کند که توافق بدست می آید و شما بتوانید به یک تصمیم گروهی برسید .
چه موقع از فن تکنیک گروه اسمی استفاده می شود ؟
1- با موضوعی بحٍث انگیز ، حساس ، دارای موافق و مخالف یا بسیاری برجسته مواجه هستید و تصور می کنید عقیده های ضد و نقیض و دهها دلیل جزئی و تفصیلی ممکن است بحث را فلج سازد
2- می خواهید مشارکت مساوی همه ی اعضا را تضمین کنید.
3- علت اساسی و ریشه ای یک مسئله را شناخته ، ولی شناخت نحوه ی اقدام و انتخاب یک گزینه از میان گزینه های بسیار مشکل است.
تکنیک سینکتیکس
واژه سینکتیکس از ریشه یونانی الاصل synetikos به معنی فشار دادن دو چیز به یکدگیر و یا متصل کردن چند چیز مختلف گرفته شده است این واژه به این دلیل انتخاب شده است که خلاقیت نیز نوعی هماهنگ کردن چیزهای مختلف در یک قالب یا ساختار جدید است و هر اندیشه خلاقی از تفکر سینکتیکس بی بهره نمی باشد این تکنیک روشی است برای بر انگیختن تفکر خلاق در میان گروهی از افراد که گرد هم می آیند .
بطور کلی فرآیند بکار گیری این روش عبارت است از :
1- شناسایی و تعریف مشکل و تجزیه و تحلیل آن به منظور رسیدن به ماهیت و جوهره ی آن (شناخت جوهره )
2- ارتباط دادن جوهره ی بدست آمده با موضوع غیر مرتبط (ساختن وضعیت مشابه )
3- کشف راه حلهایی برای موضوع مشابه (راه حلهای مشابه )
4- تلاش برای تبدیل راه حلهای بدست آمده به راه حلهای نهایی برای مشکل اصلی.

برگرفته ازسایت:haftbit.com

 




نظرات 0
تاريخ : دوشنبه 7 فروردین 1391  | 12:14 PM | نویسنده : قاسمعلی
خلاقیت گریختن و پرهیز از موانعی است که ذهن را شکل داده است و آدمی را به روشها و رویه هایی خوگر ساخته . در مانع شکنی (Blockbusting ) فرد به شکستن این موانع ترغیب می شود تا به نظرات و مفاهیم نو دست یابد و بصیرتهای تازه ای را حاصل کند.برای شکستن ذهنیت های پیشین و ورود به عرصه های نوین تکنیک های چندی ابداع گردیده است که متداول ترین آنها تفکر موازی (Lateral thinking ) است. واضع این شیوه ادوارد دو بونو(Edward de Bono ) روش معمول تفکر را همانند حفر گودالی توصیف می کند که با افزایش اطلاعات فرد همان گودال را عمیق تر می سازد و از دیدن جاهای دیگر برای حفر کردن باز می ماند در حالیکه تفکر موازی نگاه فرد را به نقاط جدید معطوف می سازد و اطلاعات و تجربه های جدید صرفا به اندیشه های قبلی افزوده نمی شود،بلکه آنها را تغییر داده و الگو و ساختار جدیدی را ایجاد می کند.
یکی از راههای تحقق تفکر موازی،ایجاد یک اندیشه واسطه غیرممکن (Intermediate impossible ) است این اندیشه موجب طیران فکر و ذهن شده و با تعدیل آن می توان به اندیشه نو و عملی دست یافت.به عنوان مثال افسانه های تخیلی در مورد سفر به اعماق زمین تا به کرات دیگر اگرچه اندیشه هایی غیر ممکن است ولی به عنوان واسطه ای می تواند موجب دست یافتن به راههای جدید سفر به آن مکانها گردد. یا فرضا شما به عنوان مدیر مراجعانی دارید که باید در مذاکره با آنها از افکار و مقاصدشان آگاه باشید چه خوب بود اگر مغز این افراد در محفظه ای شفاف قرار داشت و شما م ی توانستید افکار آنها را بخوانید.این واسطه ای غیر ممکن است و با تعدیل آن شاید بتوانید به روشی دست پیداکنید که شما را از اندیشه های طرف مقابل آگاه سازد.
راه دیگر در تفکر موازی پیوند تصادفی (Random Juxtaposition ) است .فرض کنید دیوان خواجه حافظ را به قصد تفال می گشایید و مطلع غزلی را می خوانید و می کوشید تا مفاد آن را با موضوع مورد نظر پیوند داده و به نتیجه ای برسید.در این کار شما از روش پیوند تصادفی استفاده کرده اید.در قسمتهای قبل راجع به ارتباط اجباری نکاتی عنوان گردید که شباهت بسیار با این روش دارد،منتهی تصادفی بودن روش اخیر وجه تمایز این دو روش می باشد .فرضا شما می خواهید برای سیستم توزیع کالا های خود به شیوه ای نو دست پیدا کنید یک صفحه از فرهنگ لغت را بطور تصادفی باز می کنید و چند لغت آن صفحه را بازنویسی کرده سعی می کنید در مقابل هر یک از آنها مضوعی در رابطه با توزیع بنویسید.به عبارت دیگر سعی می کنید تا بین واژه های تصادفی و ناآشنا،با موضوع پیوندی ایجاد کنید و در این جریان به ایده های جدید برسید.در مثال زیر لغاتی از یک صفحه فرهنگ لغت بطور تصادفی نوشته و بین آنها و مساله توزیع رابطه ای برقرار گردیده است.

لغات تصادفی
ایده های که از لغات راجع به موضوع توزیع تداعی شده اند

سخاوت
کار توزیع را با سخاوتمندی انجام دهیم .سخاوت نسبت به مشتریان سخاوت نسبت به کارکنان

سخت
قوانین و ضوابط را سخت تر و دقیق تر کنیم.بسته بندی ها را محکم تر سازیم

سختانه :سخن درشت
فعالیت کارکنان بخش توزیع را به شدت کنترل کنیم،در امر توزیع شدت عمل بیشتری به خرج دهیم

سخت یشانی :دلیر
شیوه متهورانه و مخاطره آمیزی را در توزیع پیشه کنیم

سخت جان
به روشهای خود ادامه دهیم،از شکست ها نهراسیم و پایداری کنیم

یکی دیگر از طرقی که تفکر موازی را امکان پذیر می سازد معکوس سازی است .مسائل،مشکلات،ضعف ها و نارسایی ها همه می توانند به صورت امکانات،نقاط قوت و تونایی ها دیده شده و مورد استفاده قرار گیرند،تنها اگر ما نحوه نگرش و برخورد خود را عوض کنیم و پدیده های اطرافمان را با دیدی دیگر نگاه کنیم .مثلا مدیران به موضوع مقاومت کارکنان در مقابل تغییر به عنوان یک مساله نگاه می کنند و بریا از میان بردن آن به راه حل های مختلف متوسل می گردند در حالیکه اگر از جنبه مثبت به آن بنگریم می توانیم راه حل های مناسب بیابیم .مثال دیگر عمارت قدیمی یک شرکت است که به علت قدمت و کهنه شدن ممکن است مساله ای برای مدیریت باشد در حالیکه می توان از همین مساله به عنوان یک نکته مثبت بهره گرفت و شرکت را در این محیط با تزئینات خاصی سازمان داد که نشان دهنده تجارب فراوان بوده و جذابیت بیشتری را ایجاد کند.

برگرفته از : باشگاه اندیشه

 




نظرات 0
تاريخ : دوشنبه 7 فروردین 1391  | 12:14 PM | نویسنده : قاسمعلی

تکنيک هاي خلاقيت به عنوان ابزاري براي رشد خلاقيت و افزايش توان حل خلاق مسئله کمک شاياني به توان فرد در تمام مراحل خلاقيت و فرآيند حل خلاق مسئله مي نمايد . بعبارت ديگر هريک از تکنيک هاي خلاقيت ، مرحله يا مراحلي از فرآيند خلاقيت را تقويت مي کنند . اين تکنيک ها فردي و گروهي مي باشند که تکنيکهاي فردي شامل : توهم خلاق ، doit تکنيکهاي گروهي شامل : طوفان فکري ، دلفي ، سينکتيکس و تکنيکهاي مشترک شامل : اسکمپر،در هم شکستن مفروضات ، چرا ، مورفولوژيک که محور اصلي اين روش ها و تکنيک ها ، شکستن قالب هاي ذهني است .
تکنيک طوفان ذهني
طوفان ذهني که يکي از شيوه هاي برگزاري جلسات و مشاوره و دستيابي به انبوهي از ايده ها براي حل خلاق مسائل مي باشد در سال 1938 توسط الکس اس اسبورن ابداع شد . اين واژه هم اکنون در واژه نامه بين المللي وبستر اينگونه تعريف مي شود : اجراي يک تکنيک گردهمايي که از طريق آن گروهي مي کوشند راه حلي براي يک مسئله بخصوص يا انباشتن تمام ايده هايي که بطور خود به خود و درجا به وسيله اعضا ارائه مي شود بيابند.
تفاوت هاي طوفان ذهني فردي و گروهي
طوفان ذهني فردي با توليد طيف گسترده تري از ايده ها همراه است و کمتر منجر به ايده هايي کارا و عملي مي شود . نکته ي جالب توجه اين است که فرد به هنگام انزوا از گروه ديگر ترسي از انتقاد ندارد و بدون هيچگونه محدوديتي از طرف اعضا براي تجزيه ايده ها آزاد مي باشد . اما مزيت طوفان گروهي اين است که مشکلات ايده ي فرد بوسيله تجربه و خلاقيت افراد ديگر حل مي شود و از بين مي رود . اگر بخواهيم نتيجه مطلوبتري از طوفان ذهني داشته باشيم مي توانيم اين دو نوع طوفان ذهني را ترکيب کنيم .
تکنيک چرا ؟
تکنيک چرا دقيقا مثل چراهاي مکرر کودکي است که کودکان براي گسترش فهم خود از دنياي اطرافشان از والدين مي پرسند . اما با اين تفاوت که در بزرگسالي بايد ياد گرفته هايمان را زير سوال ببريم سادگي اين تکنيک باعث شده است ، بسياري از مردم متوجه اهميت و نقش آن نشوند و اين تکنيک براي ايده يابي و ايده پردازي به کار مي رود . بعنوان مثال براي شناسايي و تعريف درست و کامل مسئله مي توان از اين تکنيک استفاده کرد. بلکه استفاده از اين تکنيک به ما کمک مي کند تا موقعيت و وضعيت را بهتر و روشنتر مشخص کنيم و در فرآيند آن به ايده هاي جديدي دست يابيم .
تکنيک توهم خلاق
خيلي اوقات آنچه را که فکر مي کنيم واقعيت است ، واقعيت نيست . واقعيتها با پنج حس انسان درک مي شوند. چيزهايي که چشم مي بيند و طوري که مغز آن را تفسير مي کند باعث اين خطا مي شود . چشم مي بيند ، اما وظيفه ي ذهن چيز ديگري است . کار ذهن مرتب کردن ، دسته بندي و قابل فهم کردن جرقه هايي است که پس از ديدن ، مغز آن را ايجاد مي کند بنابراين تصاويري که در ذهن است ، کپي مستقيم اشياء نيست بلکه کدهاي خلاصه اي است که از طريق شبکه ي عصبي مغز مي رسد . منظور و هدف اين تکنيک اين است که شما بتوانيد با قدرت توهم بعضي از اوقات با خطاهاي عمدي طور ديگري به مسائل نگاه کرده تا بدين وسيله اصل و واقعيت موضوع را دريابيد . اين سعي باعث مي شود مقداري اطلاعات از شکاف هاي موجود در بافتهاي عصبي ، آزاد شده و به وسيله پيوند با اطلاعات قبلي ، الگوي ذهني جديدي ساخته شود و يا موضوع از الگوي ذهني قبلي به الگوي ديگري انتقال يابد .
برگرفته از: haftbit.com



نظرات 0
تاريخ : دوشنبه 7 فروردین 1391  | 12:13 PM | نویسنده : قاسمعلی
شواهد دلالت دارند که هم وراثت و هم محیط، در بالندگی و رشد خلاقیت مؤثر است اشاره آلفرد هیچکاک اغلب برای شخصیت پردازی قهرمانان قصه های خود از عنصر خلاقیت بهره می گرفت. به عبارت دیگر هر کدام از شخصیت های داستانی او یک ویژگی خاص داشتند. در قصه «پنجره عقبی» یک عکاس نشریه به خاطر شکستگی پایش باید مدت ها در خانه بستری شود، اما او بیکار نیست و با لنزهای دوربین ازطریق پنجره عقبی اتاقش، زندگی مردم را می کاود و قصه آنچنان روان و زیبا پیش می رود که در پایان، همان عکاس خلاق به عنوان کارآگاه، یک جنایت واقعی را عریان می کند. افراد خلاق نیز این گونه هستند، آنها مثل افراد عادی به پیرامون خود نگاه نمی کنند. شاید از منظر مردم، برخی از افراد خلاق دچار برخی کاستی ها در حواس باشند، اما اینگونه نیست. آنها به هر پدیده ای به گونه ای دیگر نگاه می کنند.

«اسماعیل صدیقی پاشاکی» مطلبی را از «استیفن. ب. روبنز» ترجمه کرده است که در پی می آوریم: خلاقیت را قوه و استعدادی می دانند که تصویرهای ذهنی را به نحوی منحصر به فرد، با هم ترکیب و یا این که رابطه ای غریب و غیرعادی میان آنها ایجاد می کند. البته باید گفت تصویرهای ذهنی نباید فقط نو و بدیع باشند، بلکه باید سودمند و مفید هم باشند.«نورمن مایر» می گوید: « صرف خارق العادگی و یا متفاوت بودن تصویر ذهنی، نشانه خلاقیت و امتیاز آن نیست، چون، چه بسا که آن تصویر ذهنی، نشانه ای از ناهنجاری روانی نیز باشد. عدم درک این تمایز، امکان آن را فراهم می کند که غالباً نبوغ را با جنون خلط و قاطی کنیم. شاخص ممتاز بودن راه حلهای خلاق آن است که باید عملی باشند، یعنی این که با واقعیت در پیوند باشند آیا خلاقیت را می توان رشد داد؟خلاق بودن- یعنی دیدن چیزهایی در عالم و آدم، که به چشم دیگران نیاید- آسان نیست. همین که چیزی را متفاوت از دیگران به تصور درآورید، در زمره افرادی قرار می گیرید که انگشت شمارند. غالباً سازمانها کسانی را که پای بند دید و نگرش منحصر به فرد خود در مورد پدیده ها هستند، برنمی تابند. در محیط هایی که تأکید بر همگنی و یکپارچگی است، داشتن نگرش متفاوت با دیگران سهل نیست. اما آیا انسانهای خلاق با سایر انسانها تفاوت دارند؟ آیا توانایی آنها ارثی است یا اکتسابی؟ شواهد دلالت دارند که هم وراثت و هم محیط، در بالندگی و رشد خلاقیت مؤثر است. خلاقیت را باید صفتی پنداشت که هر انسانی به درجاتی بدان موصوف است. آن چه ضروری است، این است که باید زمینه تجلی این قوه را در داخل اعضای سازمان، خاصه در مدیران فراهم کرد. خلاقیت را نمی توان تابع منطق دوتایی و یا مقوله ای دوگانه به حساب آورد. بدین معنا که بگوییم انسانها یا واجد آن هستند و یا فاقد آن. از سوی دیگر، اگرچه هر کسی سهمی از قوه خلاقیت دارد، برخی کسان هستند که به علت داشتن توانایی های ذاتی، این قوه را موفق تر از دیگران به کار می گیرند.


افراد خلاق دارای مشخصه های زیر هستند:


۱) به وضع موجود رضایت نمی دهند و طالب تغییر هستند.


۲) در دوران بچگی در محیطی با غنای فرهنگی، پرورش یافته اند.


۳)در کار اندیشیدن تاجایی که ممکن است، از قالب و چارچوب می گریزند.


۴) اضطراب و دلواپسی شان در کمترین حد است.


۵) استقلال نظر و پویایی بالایی دارند.


۶) استبداد رأی در آنها در کمترین حد ممکن است.


۷) موضع گیری آنها ناظر بر بازدهی بیشتر است.


۸) تکانه ها و امیال درونی شان با تأکید و تصدیق بیشتر مواجه می شوند.


۹) میزان درگیری ها و تعارضات درونی شان در سطح متعادلی قرار دارد.



به نظر می آید که ویژگی های یاد شده، این حکم را که هر کسی سهمی از قوه خلاقیت دارد، نقض می کند. ولی در واقع چنین نیست، چون ویژگیهای یاد شده فقط انسانهایی را وصف می کنند که از قوه خلاقیت بسیار بالایی برخوردارند. تحقیقات انجام شده، نشان می دهد که انسان های بسیار خلاق، با کسانی که دارای قوه خلاقیت متوسط یا کم هستند، تفاوت دارند. «کروپ لی» می گوید: «انسان خلاق در فعالیتهای فکری خود نرمش و انعطاف پذیری خاصی دارد. او خود را پایبند حفظ و نگهداری وضع موجود که مطابق با نظر وی نیز هست، نمی کند و پیوسته آماده و مستعد آن است در نظراتش تجدید نظر کند و اما به عکس، آن کسی که اندیشه خود را مطلق می انگارد، اعتقاد آتشین به منطقی و صادق بودن نظراتش درباره جهان دارد. او نه، می خواهد و نه، می تواند مواضع فکری خود را با اوضاع دائم التغییر متناسب کند و محکم به آنچه «به گمان او» درست است، می چسبد. چنین شخصی بر خلاف افراد خلاق، انعطاف پذیری فکری ندارد و بسیار قالبی و کلیشه ای عمل می کند. چنانکه اشاره شد لازم است سازمانها بستری فراهم کنند تا کارکنان، درجاتی از خلاقیت را که به طور بالقوه از آن برخوردارند، به فعلیت در آورند. برای مثال سازمانهای با مشخصات زیر، لزوماً تجلی و ظهور تفکر خلاق را با مشکلاتی مواجه می کنند:


* شغلها، تعاریف محدود و ظریفی دارند.


* روابط اختیار و اقتدار، تعاریف قطعی و انعطاف ناپذیری دارند.


* رفتار کارکنان، با مجموعه ای مدون از بخشنامه ها و روش کارها هدایت و کنترل می شوند.


* روابط حاکم بر سازمان، خشک و رسمی است و قابلیت های فردی کارکنان لحاظ نمی گردند.


* تنوع آرا و مواضع متقابل، امکان ابراز نمی یابند.


* فضای اطلاع رسانی محدود و بسته است.


* تخصصی کردن کارها در حد افراط به چشم می آید.


* نظام نظارتی در مورد ثبات، قابلیت پیش بینی و کلیشه سازی امور وجود دارد.


* بیشتر به پاداش بیرونی که دارای جنبه مادی است اتکا دارند، تا پاداش درونی که در نفس کار پنهان است. شواهد حکایت از آن دارند که سازمانهایی که انباره ای از بخشنامه ها، آیین نامه ها، خط مشی ها و ساز و کارهای نظارتی دارند نمی توانند امکان آن را بیابند که بر میزان خلاقیت کارکنان خود بیافزایند.


الف- روشهای فردی برای برانگیختن خلاقیت


۱) خلاقیت را می توان با آموختن راههای «خلاق شدن» و پرهیز از کاربرد رهیافت هایی که در حل مشکلات معمول است، زیاد کرد. این روش که به نام «آموزش مستقیم» معروف است بر پایه این فرض قرار دارد که چون افراد گرایش بدان دارند که در حل مشکلات از راه حل های رایج استفاده کنند، این امر آنها را از به کارگیری توانمندی ها و ظرفیت های واقعی شان باز می دارد. بنابراین روش «آموزش مستقیم» که در جستجوی راه حل های بدیع و نو است، زمینه مساعدی برای رشد اندیشه های خلاق فراهم می سازد.


۲) روش فردی دیگر «فهرست کردن ویژگیها» نام دارد. در این شیوه، تصمیم گیرنده ابتدا ویژگی های اصلی مربوط به راه حل های مرسوم را می یابد و سپس هر یک از ویژگیهای اصلی را جدا جدا بررسی می کند و آنگاه تا جایی که ممکن است نسبت به تغییر هر کدام از آنها، همت می گمارد و در راستای همین تغییر هر طرحی را ولو آنکه خنده دار نیز باشد، بدون چشم پوشی فهرست می کند و وقتی که فهرست جامعی تهیه کرد و اشکالات را مشخص نمود گزینه های مؤثر و سودمند را انتخاب و بقیه را حذف می کند.


۳) خلاقیت را همچنین می توان با جایگزین کردن تفکر عمودی با تفکر افقی یا زیگزاک از قوه به فعل درآورد. تفکر عمودی، قویاً عقلانی و منطقی است و دارای فرایند زنجیره ای است که هر حلقه آن در یک توالی ناگسستنی در پی حلقه پیش از خود می آید. هر حلقه از زنجیره این تفکر، لزوماً باید معتبر و درست باشد. افزون بر آن، تفکر عمودی، فقط چیزی را گزینش و بررسی می کند که ذیربط با موضوع باشد.به عکس آن، تفکر افقی در گستره سطح حرکت می کند و رو به سوی گوشه ها و جوانب دارد و چنین نیست که راه حلی را بپروراند، بلکه به بازسازی و تغییر آن می پردازد. تفکر افقی به صورت فرآیند زنجیره ای نیست. برای مثال انسان ممکن است برای گشودن مشکلی به جای آنکه از محل شروع راه حلی که مرسوم است، آغاز کند، از نقطه آخر آن بیآغازد و سپس به مراحل ماقبل آن برگردد. هر مرحله از تفکر افقی لزوماً درست و معتبر نیست، زیرا چه بسا اقتضا کند از مسیری انحرافی بگذرد تا اینکه به جایی برسد که راه درست، پدیدار و آشکار گردد و در خاتمه اینکه تفکر افقی خود را پایبند اطلاعات مربوط با موضوع نمی کند و به عمد اطلاعات خارج از محدوده یا غیرمربوط را به کار می گیرد تا شیوه جدیدی برای نگرش به مشکل بیابد. ب- روشهای گروهی برای برانگیختن خلاقیت بیشترین تلاش در زمینه پرورش خلاقیت را می توان در حوزه کارهای گروهی مشاهده کرد. برجسته ترین شیوه های گروهی برای پرورش خلاقیت عبارتند از: روش طوفان فکری (سیال سازی ذهن)، روش گوردن و روش تلفیقی نامتجانس ها.


1 - روش طوفان فکری(یا بارش مغزی) وجه شباهت روش طوفان فکری و روش گوردن در آن است که شش تا دوازده نفر برای مدت معینی پشت میزی می نشینند و سعی می کنند به طور آزادانه و فارغ از هر گونه عوامل بازدارنده ذهنی تا جایی که امکان پذیر است به ارائه روش ها بپردازند. در این جلسه باب نقد و انتقاد درباره پیشنهادها کاملاً بسته است و تمامی پیشنهادهایی که در جلسه مطرح می کنند، می نویسند تا بعداً راجع به آنها به بحث و بررسی بپردازند و اما وجه تفاوت این دو روش، در آن است که در شیوه طوفان فکری، اعضای گروه درباره مشکل، آگاهی دارند و رئیس جلسه طوفان فکری، مشکل را به روشنی تمام بیان می کند، به گونه ای که همه شرکت کنندگان به درک آن نائل آیند. سپس وی اعضای گروه را موظف می کند تا جایی که امکان دارد ذهنیت خود را درباره مشکل بیان کنند.


2- روش گوردن روش گوردن، بر خلاف روش طوفان فکری، فرصت های بیشتری را برای ارائه راه حل های واقعاً بدیع و تازه مهیا می کند. چون که فقط رئیس جلسه از ماهیت دقیق مشکل آگاه است، او به جای اینکه مشکل را به روشنی برای گروه بیان کند، فقط به طور غیرمستقیم بدان اشاره می کند. برای مثال رئیس جلسه در روش طوفان فکری ممکن است مشکل را بدین صورت بیان کند: «مدرسه ما سال آینده فضای آموزشی کافی برای ثبت نام کنندگان احتمالی ندارد.» اما رئیس جلسه در شیوه گوردن ممکن است فقط عبارت های «فضای آموزشی» یا «زیادی تعداد ثبت نام کنندگان» را بگوید. هر چند در روش گوردن، اتلاف وقت، بسیار زیاد است و کمتر ناظر بر هدف است، ولی فرصتی را برای شرکت کنندگان فراهم می کند تا راه هایی را بدون دخالت فلج کننده راه حل های سنتی کشف کنند. این روش به جای آنکه با تعبیر و تفسیر راه حل های موجود، برای اندیشه محدودیتی ایجاد کند، آن را مجاز می کند تا با آزادی کامل جولان دهد و تنها محدودیتی که برای اندیشه حادث می شود ناشی از دلالتهای ضمنی کلمه یا کلماتی است که رئیس جلسه در اختیار شرکت کنندگان گذاشته است. روش تلفیق نامتجانس ها یکی از مفیدترین راههای رشد قوه خلاقیت، تلفیق نامتجانس هاست و آن شیوه ای است که سعی دارد عناصر متفاوت و بی ربط را با هم تلفیق کند تا از این رهگذر راه حل های تازه ای برای مشکل پیدا کند. بدیهی است که خیلی از مشکلاتی که حادث می شوند، تازگی ندارند. آنچه محل بحث است، این است که مشکل را باید به شیوه ای تازه نگریست. این دیدگاه در جای خود، ظرفیت و امکانی را برای عرضه راه حل های اساساً نو فراهم می کند. برای یافتن نگرش های نو در مورد مشکلاتی که سابقه وقوع دارند، ضروری است که شیوه های آشنای نگاه کردن به مسائل را کنار بگذاریم. روش تلفیق نامتجانس ها به نحو گسترده ای از تمثیل، برای پیدا کردن شباهت ها و همانندی های موجود در کارکرد پدیده ها و روابط میان آنها استفاده می کند. برای نمونه، تمثیل مستقیم، می تواند با مقایسه وجوه شباهت در واقعیات، علم و فناوری، راه حل های تازه ای را کشف کند. «الکساندر گراهام بل» با فهمیدن سازوکار عناصر موجود در گوش و به کار بستن آنها در «جعبه سخنگوی» خود به پدیده ای شگفت انگیز دست یافت. او بعد از اینکه پی برد استخوان های برجسته ای در گوش با غشای نازکی کار می کنند، از خود پرسید چرا قطعه ای محکم و ضخیم از غشا نباید تکه ای از استیل را حرکت دهد. او از درون همین قیاس، تلفن را طراحی کرد.



نظرات 0
تاريخ : دوشنبه 7 فروردین 1391  | 12:13 PM | نویسنده : قاسمعلی

در جريان‌ زندگي‌ خويش‌ که‌ بخشي‌ از آن‌ در سازمان‌ها، محيط‌هاي‌ خانوادگي‌ و يا در کنار دوستان‌ سپري‌ مي‌شود، گاهي‌ نيازمند برگزاري‌ جلسات‌ براي‌ اتخاذ تصميمات‌ جديد هستيم‌. اگرچه‌ گهگاه‌ در تصور مردم‌، برگزاري‌ جلسات‌ به‌ عنوان‌ يک‌ عمل‌ غيرکارا مطرح‌ مي‌شود اما بهره‌گيري‌ درست‌ و اصولي‌ از آن‌ مي‌تواند بسيار اثر بخش‌ باشد. به‌ همين‌ علت‌ هر نشستي‌ در خانواده‌ و يا با دوستان‌ و يا در محل‌ کار و نظير اينها مي‌تواند زمينه‌يي‌ براي‌ شروع‌ يک‌ تصميم‌ گيري‌ ارزشمند باشد.

ادوارد دوبونو پدر تفکر خلاق‌ در کتاب‌ «شش‌ کلاه‌ تفکر» يک‌ روش‌ خلاقانه‌ ارايه‌ مي‌کند و از طريق‌ آن‌ مي‌کوشد نشست‌ افراد به‌ دور يکديگر را به‌ اقدامي‌ ثمربخش‌ و کارا تبديل‌ کند.
«دوبونو» سعي‌ مي‌کند به‌ کساني‌ که‌ به‌ دور هم‌ جمع‌ مي‌شوند،بياموزد که‌ به‌ تفکر خود نظم‌ دهند و آنگاه‌ در اين‌ ميان‌، به‌ راههاي‌ خلاقانه‌ بيانديشند و با يک‌ هماهنگي‌ مدبرانه‌ نتايج‌ را طبقه‌بندي‌ و اولويت‌بندي‌ کرده‌ و در تصميم‌گيري‌ها از آن‌ استفاده‌ کنند.
اگر شما مي‌خواهيد با تکنيک‌ شش‌ کلاه‌ تفکر در جلسات‌ قدم‌ بگذاريد،بهتر است‌ اين‌ مقاله‌ را بخوانيد و آنگاه‌ عمل‌ کنيد: تصور کنيد به‌ يک‌ جلسه‌ قدم‌ گذاشته‌ايد و شما مسوول‌ نظم‌دهي‌، هدايت‌ و نتيجه‌گيري‌ از آن‌ جلسه‌ هستيد، در اينجا کلاه‌ آبي‌ را بر سر شما خواهند گذاشت‌، زيرا هنگامي‌ که‌ کسي‌ کلاه‌ آبي‌ را بر سر مي‌گذارد بايد به‌ موارد زير دقت‌ کند.
1 رنگ‌ آبي‌ نماد آسمان‌ آبي‌ رنگ‌ است‌ که‌ چتر آن‌ بر همه‌ جا گسترده‌ شده‌ است‌ و کسي‌ که‌ کلاه‌ آبي‌ بر سر خود مي‌گذارد بايد بتواند افکار جاري‌ در محيط‌ جلسه‌ را در ذهن‌ خود به‌ جريان‌ درآورد و نظم‌ و تمرکز دهد.
2 کلاه‌ آبي‌ همچون‌ يک‌ نرم‌افزار است‌ که‌ تلاش‌ مي‌کند به‌ تفکرکردن‌ جمع‌، جهت‌ دهد و با برنامه‌يي‌ مشخص آن‌ را به‌ سرانجام‌ برساند و گويي‌ همچون‌ يک‌ کارگردان‌ تفکر ما را هدايت‌ مي‌کند.
3 با کلاه‌ آبي‌ اولويت‌ها و محدوديت‌ها تعيين‌ مي‌شود. به‌ هرحال‌ فرد خوش‌شانسي‌ هستيد که‌ کلاه‌ آبي‌ بر سر شما قرار مي‌گيرد و اگر مدبرانه‌ عمل‌ کنيد مي‌توانيد به‌ انجام‌ يک‌ تصميم‌ خوب‌ موفق‌ شويد. اکنون‌ بر روي‌ صندلي‌ خود بنشيند و موضوع‌ و يا مشکل‌ مورد بحث‌ را بر روي‌ تخته‌سياه‌ بنويسيد. در نخستين‌ اقدام‌ و با هدايت‌ شما همه‌ اعضا بايد کلاه‌ سفيد را بر سر بگذارند و در مورد موضوع‌ بيان‌ شده‌ بيانديشند. هنگامي‌ افراد همگي‌ تصميم‌ مي‌ گيرند با کلاه‌ سفيد تفکر کنند بايد به‌ نکات‌ زير توجه‌ کنند:
1- کسي‌ که‌ کلاه‌ سفيد بر سر مي‌گذارد بايد بطور موقت‌ عقايد و نظراتش‌ را به‌ بايگاني‌ ذهنش‌ بسپارد.
2- هر آن‌ چيزي‌ که‌ از اطلاعات‌ محض‌ در مورد موضوع‌ يا مشکل‌ مورد بحث‌ مي‌دانيد بيان‌ کنيد.
3- «ادوارد دوبونو» در اين‌ باره‌ مي‌گويد: چنين‌ فردي‌ همچون‌ کودکي‌ است‌ که‌ محتويات‌ جيب‌ خود را بر روي‌ ميز خالي‌ مي‌کند.
4- هنگامي‌ که‌ کلاه‌ سفيد را بر سر مي‌گذاريد، نبايد به‌ چيزهايي‌ که‌ شامل‌ الهامات‌ ،قضاوت‌هاي‌ متکي‌ به‌ تجارب‌ گذشته‌، عواطف‌، احساسات‌ و عقايد است‌ توجه‌ کنيد و تنها بايد همچون‌ يک‌ رايانه‌، فقط‌ اطلاعات‌ ارايه‌ کنيد. حال‌ شما بايد اطلاعات‌ به‌ دست‌ آمده‌ از حاضرين‌ در جلسه‌ را که‌ به‌ واسطه‌ تفکر با کلاه‌ سفيد ارايه‌ شده‌ است‌ را جمع‌بندي‌ کنيد و اعضاي‌ جلسه‌ را وارد مرحله‌ بعد کنيد تا با گذاشتن‌ کلاه‌ قرمز بر سر، شروع‌ به‌ تفکر کنند .
هنگامي که ‌ حاضرين‌ مي‌خواهند با کلاه‌ قرمز در مورد موضوع‌ مورد نظر تفکر کنند بايد به‌ نکات‌ زير توجه‌ کنند:
1- اجازه‌ دهيد احساسات‌ و عواطف‌ بر وجود شما حاکم‌ شده‌ و به‌ زبان‌ درآيند و هرکسي‌ مي‌تواند از الهامات‌ و دريافت‌هاي‌ ناگهاني‌ خويش‌ سخن‌ گويد و ديگر نيازي‌ به‌ استدلال‌ نيست‌. اگر به‌ احساسات‌ اجازه‌ بروز ندهيم‌ بدون‌ شک‌ ناخواسته‌ و بدون‌ دقت‌ نظر، در تصميم‌گيري‌ها وارد شده‌ و چه‌ بسا سبب‌ بروز مشکلاتي‌ براي‌ ما شوند.
2- هنگامي‌ که‌ از کلاه‌ قرمز استفاده‌ مي‌کنيم‌ از قوي‌ترين‌ احساسات‌ خود نظير ترس‌ و نفرت‌ گرفته‌ تا احساسات‌ ظريف‌ نظير ترديد و سوءظن‌ بايد سخن‌ به‌ ميان‌ آوريم‌ و به‌ گفته‌ «دوبونو» بايد همچون‌ آينه‌يي‌ شويم‌ که‌ احساسات‌ با تمام‌ پيچيده‌گي‌هايش‌ بيان‌ شوند. بدون‌ شک‌ احساسات‌ نقش‌ مهمي‌ در زندگي‌ انسان‌ دارند و چه‌ بسا سبب‌ ايجاد هدفهايي‌ نيز در زندگي‌ ما شوند. شما با کلاه‌ قرمز ممکن‌ است‌ چنين‌ جملاتي‌ را به‌ زبان‌ آوريد: «اگرچه‌ همه‌ آمارها و اطلاعات‌ احتمال‌ موفقيت‌ مي‌دهد اما احساسم‌ مي‌گويد،موفق‌ نمي‌شويم‌» و يا بگوييد: «اگرچه‌ اطلاعات‌ و آمار احتمال‌ موفقيت‌ نمي‌دهند اما احساسم‌ مي‌گويد، موفق‌ مي‌شويم‌» پس‌ از اينکه‌ تمام‌ نظرات‌ اعضاي‌ جلسه‌ ارايه‌ شد، شما اقدام‌ به‌ جمع‌بندي‌ تراوشات‌ فکري‌ حاضران‌ کرده‌ و آنگاه‌ به‌ مرحله‌ بعد قدم‌ بگذاريد و اجازه‌ دهيد حاضران‌ کلاه‌ سياه‌ را بر سر بگذارند.

با گذاشتن‌ اين‌ کلاه‌ بر سرنبايد احساسات‌ منفي‌ بدون‌ منطق‌ بيان‌ شوند بلکه‌ فرد بايد ديدگاه‌هاي‌ منفي‌ خود را در خصوص‌ مشکل‌ يا موضوع‌ مورد بحث‌ به‌ صورت‌ منطقي‌ بيان‌ کند. بدون‌ شک‌ اگر از اين‌ کلاه‌ بخوبي‌ استفاده‌ شود،مي‌تواند ما را از مخاطراتي‌ که‌ در آينده‌ از چشمان‌ ما دور مي‌ماند آگاه‌ کند. ما بايد به‌ خاطر داشته‌ باشيم‌ امروزه‌ بسياري‌ از مردم‌ کلاههاي‌ سياه‌ رنگي‌ بر سر مي‌گذارند که‌ تنها با احساسات‌ منفي‌ همراه‌ است‌ که‌ در آن‌ از منطق‌ خبري‌ نيست‌. منفي‌بودن‌ اصولا آسان‌تر است‌. زيرا خراب‌ کردن‌ از درست‌ کردن‌ آسان‌تر است‌. تفکر منفي‌ به‌ گفته‌ «دوبونو» جذاب‌ است‌، زيرا دستاوردهاي‌ آن‌ را مي‌توان‌ به‌ فوريت‌ مشاهده‌ کرد. اثبات‌ خطاي‌ ديگران‌ براي‌ ما رضايت‌ در پي‌ دارد و حمله‌ کردن‌ به‌ يک‌ ديدگاه‌ در ما احساس‌ برتري‌ مي‌بخشد و برعکس‌ ستودن‌ يک‌ نظر سبب‌ مي‌شود در خود احساس‌ کنيم‌ با فرد برتري‌ روبرو شده‌ايم‌.
اصولا در اين‌ مرحله‌، افراد بايد اشتباهات‌ و خطاها و موارد نادرست‌ موجود در موضوع‌ يا مشکل‌ مورد بحث‌ را مطرح‌ کنند و نتايج‌ بحث‌هاي‌ ارايه‌ شده‌ توسط‌ شما جمع‌بندي‌ شده‌ و در نهايت‌ ثبت‌ شود و آنگاه‌ بار ديگر اجازه‌ دهيد حاضران‌ کلاه‌ زرد را بر سر خود بگذارند و شروع‌ به‌ تفکر کنند.
زرد نماد آفتاب‌ است‌ و آفتاب‌ شروعي‌ براي‌ سازندگي‌، شادابي‌ و خوش‌بيني‌ است‌. گويي‌ هر جا سراغ‌ از خورشيد گرفته‌ مي‌شود گرمي‌ زندگي‌ و زايشي‌ ديگر در ميان‌ است‌ و تفکر مثبت‌ بايد به‌ همراه‌ کنجکاوي‌ و شادماني‌ و سرور و تلاش‌ براي‌ درست‌ شدن‌ کارها باشد. فرد با گذاشتن‌ کلاه‌ زرد تلاش‌ مي‌کند به‌ نکات‌ ارزشمند و مثبت‌ موضوع‌ بنگرد.
اصولا افکار سازنده‌ به‌ سوي‌ مثبت‌گرايي‌ تمايل‌ دارند. يکي‌ از تمريناتي‌ که‌ فرد با کلاه‌ زرد مي‌تواند انجام‌ دهد بهره‌گيري‌ از تجربيات‌ ارزشمند گذشته‌ است‌. کلاه‌ زرد در ابتدا درصدد کشف‌ فوايد موجود در موضوع‌ مورد بحث‌ است‌ و هر آنچه‌ مي‌کاود، بيان‌ مي‌دارد. اکنون‌ بار ديگر به‌ جمع‌بندي‌ نظرات‌ به‌ دست‌ آمده‌ بر اثر کلاه‌ زرد بپردازيد.

اکنون‌ حاضران‌ بايد کلاه‌ سبز را بر سر بگذارند. کلاه‌ سبز، کلاه‌ خلاقيت‌ است‌. سبز، رنگ‌ باروري‌ است‌ و همچون‌ دانه‌يي‌ است‌ که‌ هنگامي‌ که‌ دردل‌ خاک‌ مي‌رويد،روزي‌ به‌ درختي‌ تناور و سرسبز تبديل‌ مي‌شود هنگامي‌ که‌ افراد کلاه‌ سبز را بر سر مي‌گذارند، بايد به‌ راه‌هاي‌ نو بيانديشند که‌ مي‌تواند در آن‌ موضوع‌ مورد نظر اثرگذار بوده‌ و به‌ تصميم‌ گيري‌هاي‌ خلاقانه‌ منجر شود.
شما با اين‌ کلاه‌ علاقه‌مند هستيد در راه‌ تغيير قدم‌ بگذاريد و تحول‌ را در آغوش‌ بگيريد. نظرات‌ جديد و بديع‌ ارايه‌ کنيد و جرقه‌ خلاقيت‌ را از ذهن‌ خود به‌ بيرون‌ رها کنيد.
هرگاه‌ تمامي‌ اين‌ راهها با بن‌بست‌ روبرو شد اکنون‌ بايد به‌ مدد خلاقيت‌ راههاي‌ جديدي‌ را کشف‌ کنيد. خلاقيت‌ شامل‌ انگيزش‌، کندوکاو و پذيرش‌ خطر است‌.

هنگامي‌ که‌ حاضران‌ کلاه‌ سبز را بر سر مي‌گذارند، فرصتي‌ مي‌يابند که‌ مغز را از روزمرگي‌ بيرون‌ آورده‌ و به‌ جست‌وجوي‌ چيزهاي‌ کشف‌ نشده‌ هدايت‌ کنند. حال‌ فرصتي‌ به‌ حاضران‌ دهيد تا ايده‌هاي‌ نو ارايه‌ کنند و آنگاه‌ به‌ ثبت‌ اين‌ ايده‌ها پرداخته‌ و به‌ جمع‌بندي‌ نظرات‌ بپردازيد. بدون‌ شک‌ براي‌ خلاقانه‌ انديشيدن‌ بايد فرهنگ‌ خلاقيت‌ را بر فضاي‌ جلسه‌ حاکم‌ کنيد. اکنون‌ شما بايد تلاش‌ کنيد که‌ با کلاه‌ آبي‌ که‌ بر سر گذاشته‌ايد به‌ ارزيابي‌ نتايج‌ پرداخته‌ و به‌ يک‌ جمع‌بندي‌ مناسب‌ برسيد و در نهايت‌ در جهت‌ حل‌ مشکل‌ يا پيگيري‌ مورد نظر تصميم‌ نهايي‌ را بگيريد. بدون‌ شک‌ هر يک‌ از اعضا مي‌توانند کلاه‌ آبي‌ را به‌ امانت‌ گرفته‌ و با آن‌ به‌ تفکر بپردازند و در اتخاذ تصميمات‌ به‌ شما کمک‌ کنند. در پايان‌ شما در مي‌يابيد هنگامي‌ که‌ جلسه‌ را اينگونه‌ مديريت‌ مي‌کنيد، ديگر تنها شاهد آن‌ نخواهيد بود که‌ يک‌ فرد تنها با کلاه‌ سياه‌ به‌ جلسه‌ قدم‌ بگذارد و يا فرد ديگري‌ تنها با کلاه‌ قرمز تفکر کند. بلکه‌ همه‌ مجبورند با شش‌ کلاه‌ مذکور تفکر کنند و انديشه‌هاي‌ ذهن‌ خود را ارايه‌ کنند
برگرفته از:fekreno.org



نظرات 0
تاريخ : دوشنبه 7 فروردین 1391  | 12:13 PM | نویسنده : قاسمعلی
چکیده‌
‌ ‌تهییج‌ ذهنی‌ یا تکنیک‌ گوردون‌ روشی‌ است‌ بسیار مناسب‌ جهت‌ یافتن‌ راه‌حلهای‌ جدید برای‌ مسئله‌ و نیز برای‌ اکتشافات‌ علمی‌ و فنی. این‌ روش‌ فرآیندی‌ خاص‌ و منحصر به‌ فرد و در عین‌ حال‌ موثر دارد. در این‌ مقاله، ابتدا مفهوم‌ تهییج‌ ذهنی، آنگاه‌ تاریخچه‌ مختصری‌ از پیدایش‌ و گسترش‌ این‌ روش‌ ارائه‌ و سپس‌ به‌ قواعد آن‌ پرداخته‌ می‌شود . مکانیسم‌های‌ عملی‌ تهییج‌ ذهنی‌ و فلوچارت‌ تهییج‌ ذهنی‌ نیز به‌طور کامل‌ معرفی‌ می‌گردد و در نهایت‌ به‌ کاربرد این‌ روش‌ و همچنین‌ تفاوتهای‌ آن‌ با روشهای‌ مشابه‌ و مزایا و معایب‌ آن‌ اشاره‌ می‌شود .
مقدمه
‌ ‌واژه‌ SYNECTICS (تهییج‌ ذهنی) یک‌ واژه‌ یونانی‌ بوده‌ و مفهوم‌ آن‌ پیوند اجزای‌ متفاوت‌ و ظاهراً‌ بی‌ارتباط‌ به‌ یکدیگر است. در اینجا منظور از تهییج‌ ذهنی‌ بیشتر فرآیند خلاقیت‌ است، بخصوص‌ آن‌ دسته‌ از خلاقیتها که‌ در ارائه‌ راه‌ حل‌ برای‌ مسئله‌ کاربرد داشته‌ باشد. یک‌ گروه‌ تهییج‌ ذهنی‌ شامل‌ افرادی‌ با پیش‌ زمینه‌های‌ مختلف‌ است‌ که، برای‌ رسیدن‌ به‌ یک‌ راه‌ حل‌ خلاق‌ تلاش‌ می‌کنند. این‌ کار از طریق‌ پرسه‌زنی‌ خیال(1) و بهسازی‌ عناصر نابرابر انجام‌ می‌گیرد. تئوری‌ تهییج‌ ذهنی‌ را ویلیام‌ گوردن‌ توسعه‌ داد تا جایی‌ که‌ این‌ روش‌ را تکنیک‌ گوردون‌ نیز می‌خوانند. وی‌ از سال‌ 1944 شروع‌ به‌ بررسی‌ روشهای‌ خلاقیت‌ فردی‌ و گروهی‌ کرد. گوردون‌ یک‌ گروه‌ فرعی‌ در شرکت‌ آرتوردی.لیتل‌ تشکیل‌ داد و سپس‌ گروههای‌ تهییج‌ ذهنی‌ دیگری‌ نیز در چندین‌ شرکت‌ دیگر بنا نهاد .
‌ ‌گوردون‌ در سال‌ 1960 شرکت‌ مذکور را ترک‌ کرد و به‌همراه‌ جورج‌ پرینس‌ موسسه‌ تهییج‌ ذهنی‌ را پایه‌گذاری‌ کرد. این‌ موسسه‌ تسهیلات‌ آموزشی‌ و پرسنلی‌ را در اختیار علاقه‌مندان‌ این‌ روش‌ و شرکتها قرار می‌داد. بعدها جورج‌ پرینس‌ خود، موسسه‌ دیگری‌ به‌نام‌ نظام‌ آموزش‌ تهییج‌ ذهنی‌2 (SES) بنا نهاد. این‌ موسسه‌ کلیه‌ روشهای‌ حل‌ مسئله‌ را براساس‌ روش‌ استعاره‌ای‌ (METAPHORICAL) آموزش‌ می‌داد .
‌ ‌اگرچه‌ روش‌ تهییج‌ ذهنی‌ توسط‌ گوردون‌ وپرینس‌ توسعه‌ پیدا کرد، ولی‌ بوژاک‌ استین‌ و ونگاندی‌ نیز از جمله‌ کسانی‌ هستند که‌ این‌ روش‌ را تشریح‌ کرده‌اند .

فرآیند تهییج‌ ذهنی‌
‌ ‌تهییج‌ ذهنی‌ به‌ مفهوم‌ فرآیند خلاقیت، فعالیتی‌ فکری‌ است. تهییج‌ ذهنی‌ در بیان‌ مسئله‌ و پیداکردن‌ راه‌حل‌ برای‌ مسئله‌ کاربرد داشته‌ و نتیجه‌ آن‌ نوآوری‌ فنی‌ و هنری‌ است. عبارت‌ <مشکل‌ شناسی‌ - حل‌ مشکل3 بیش‌ از عبارت‌ <حل‌ مشکل > به‌ درک‌ و شناخت‌ مسئله‌ کمک‌ می‌کند .

قواعد تهییج‌ ذهنی‌
‌ ‌فرایند حل‌ مسئله‌ به‌ روش‌ تهییج‌ ذهنی، شامل‌ سه‌ بخش‌ عمده‌ می‌شود : بخش‌ اول‌ به‌ تعریف‌ صورت‌ مسئله، تشریح، تحلیل‌ و تفهیم‌ آن‌ اختصاص‌ دارد. بخش‌ دوم‌ شامل‌ اجرای‌ مکانیسم‌های‌ عملی‌ مختلف‌ یعنی‌ استعاره‌ و قیاس‌ (ANALOGIS) است. در بخش‌ سوم، گروه‌ تلاش‌ می‌کند تا بین‌ آنچه‌ به‌عنوان‌ نتیجه‌ اجرای‌ مکانیسم‌ عملی‌ به‌دست‌ آورده‌ و مشکلی‌ که‌ روی‌ آن‌ کار می‌کند ارتباط‌ مناسب‌ ایجاد کند. نتیجه‌ این‌ اقدام، درک‌ بهتر از مسئله‌ و یا یک‌ راه‌حل‌ خوب‌ برای‌ آن‌ است. با درک‌ بهتر از مسئله‌ و حفظ‌ آن‌ در ذهن، دیدگاه‌ تازه‌ای‌ از مسئله‌ در ذهن‌ ایجاد می‌گردد. این‌ کار آنقدر ادامه‌ می‌یابد تا به‌ یک‌ راه‌ حل‌ اساسی‌ و قاطع‌ برسیم .

مکانیسم‌های‌ عملی‌ تهییج‌ ذهنی‌
‌ ‌در این‌ روش‌ از قیاس‌ و استعاره‌ برای‌ تحلیل‌ مشکل‌ و توسعه‌ راه‌حلهای‌ ممکن‌ استفاده‌ می‌شود. به‌منظور اجرای‌ این‌ فعالیتها از دو مکانیسم‌ عملی‌ استفاده‌ می‌شود. اول‌ آشنایی‌ با موارد ناشناخته‌ است‌ که‌ برای‌ درک‌ بهتر مشکل، آن‌ را از منظر جدیدی‌ می‌نگرد. دوم‌ دوری‌ از آن‌ چیزهایی‌ است‌ که‌ برای‌ ما آشنا است. این‌ فعالیت، مفاهیم‌ جدیدی‌ را در ذهن‌ ما پرورش‌ می‌دهد که‌ نهایتاً‌ منجر به‌ رسیدن‌ به‌ راه‌حلهای‌ ابتکاری‌ می‌گردد. مکانیسم‌های‌ عملی‌ به‌ آشنایی‌ با موارد ناشناخته‌ کمک‌ می‌کند و می‌تواند احساسی‌ را ایجاد کند که، نگرش‌ به‌ مشکل‌ از راههای‌ عادی‌ و معمولی‌ صورت‌ نگیرد. تهییج‌ ذهنی‌ چهار مکانیسم‌ اساسی‌ عملی‌ دارد که‌ به‌شرح‌ زیر است :
قیاس‌ شخصی‌ - برای‌ آنکه‌ از قیاس‌ شخصی‌ استفاده‌ کنیم، باید خود را به‌جای‌ یک‌ هدف، یک‌ شیئی‌ مشخص، یا حتی‌ یک‌ پیشنهاد قرار دهیم. فرد بااین‌ احساس‌ فکر می‌کند که‌ به‌جای‌ شیئی‌ که‌ باآن‌ کار می‌کند قرار دارد .
قیاس‌ مستقیم‌ - این‌ نوع‌ قیاس، یک‌ مکانیسم‌ اساسی‌ است‌ که، فرد به‌وسیله‌ آن‌ سعی‌ می‌کند که‌ به‌ مشکل‌ از نقطه‌ نظر جدیدی‌ بنگرد. قیاس‌ مستقیم‌ واضح‌ و صریح‌ است. قیاس‌ مستقیم‌ اعمال‌ موازی‌ از قبیل‌ علم‌ یا فناوری‌ را به‌صورت‌ واقعی‌ مقایسه‌ می‌کند .
قیاس‌ نمادین‌ - قیاس‌ نمادین‌ برای‌ توصیف‌ مسئله‌ از اشیاء و تصورات‌ استفاده‌ می‌کند . افراد بیشتر از این‌ نوع‌ قیاس‌ برای‌ بیان‌ احساس‌ شاعرانه‌ خود استفاده‌ می‌کنند. گرچه‌ ممکن‌ است‌ فرد از لحاظ‌ عملی‌ تصورش‌ غلط‌ باشد، ولی‌ از لحاظ‌ زیبایی‌شناسی‌ آن‌را جبران‌ می‌کند. در اینجا توصیف‌ عملکرد عناصر یک‌ مشکل، از دیدگاه‌ شخصی‌ مورد تاکید است .
قیاس‌ تخیلی‌ - این‌ قیاس‌ براساس‌ نظر فروید بنا شده‌ است. فروید براین‌ عقیده‌ بود که‌ خلاقیت‌ نشاندهنده‌ رویاها است. هر فرد از دیدی‌ که‌ آرزو دارد دنیا آنگونه‌ باشد، مشکل‌ را بیان‌ می‌دارد .
‌ ‌منظور ما از این‌ مکانیسم‌های‌ عملی‌ ایجاد پنج‌ مرحله‌ روان‌شناسی‌ است‌ که، برای‌ رسیدن‌ به‌ خلاقیت‌ لازم‌ است. این‌ پنج‌ مرحله، پیش‌ شرط‌ توسعه‌ تفکر خلاق‌ هستند، این‌ مراحل‌ به‌ غیر از مرحله‌ پنجم‌ که‌ برگرفته‌ از مکانیسم‌های‌ عملی‌ است، به‌هم‌ مربوطند. مراحل‌ پنجگانه‌ عبارتند از :
1 - وصل‌ و فصل : این‌ مرحله‌ به‌ رابطه‌ فرد به‌ مسئله‌ای‌که‌ روی‌ آن‌ کار می‌کند مربوط‌ می‌شود . <وصل > احساس‌ نزدیکی‌ برای‌ درک‌ مسئله‌ را به‌وجود می‌آورد، و <فصل > جهت‌ نگرشی‌ هدفمندانه، احساس‌ جدایی‌ و دوری‌ از مسئله‌ را ایجاد می‌کند .
2 - تامل : تامل‌ هم‌ به‌ ظرفیت‌ فرد و هم‌ به‌ ظرفیت‌ گروه‌ مرتبط‌ می‌شود، تا بتواند رسیدن‌ به‌ یک‌ راه‌ حل‌ سریع‌ را، تا رسیدن‌ به‌ بهترین‌ راه‌حل، به‌ تعویق‌ بیندازد .
3 - تعمق : این‌ مرحله‌ به‌ گروه‌ و اعضای‌ آن‌ بر می‌گردد و ذهن‌ آنها را آزاد می‌گذارد تا پیشنهادات، فرضیه‌ها و راه‌حلها در آن‌ شکل‌ گیرند .
4 - استقلال‌ اشیاء : همزمان‌ با پیشرفت‌ فرآیند خلاقیت‌ و شکل‌گیری‌ یک‌ راه‌ حل، این‌ احساس‌ به‌وجود می‌آید که، راه‌حل‌ یک‌ ماهیت‌ و کیفیتی‌ درونی‌ دارد. شخص‌ یا گروه‌ باید به‌اندازه‌ کافی‌ راغب‌ و آزاد باشد تا اجازه‌ دهد این‌ احساس‌ توسعه‌ پیدا کرده‌ و ادامه‌ یابد .
5 - احساس‌ شعف : این‌ مرحله‌ در کل‌ بااحساس‌ لذت‌ همراه‌ است. لذت‌ این‌ احساس‌ شبیه‌ به‌ الهام‌ یا نیروی‌ قریحه‌ است. گرچه‌ هیچ‌ مکانیسم‌ عملی‌ وجود ندارد که‌ این‌ احساس‌ را تقویت‌ کند، ولی‌ این‌ مرحله‌ نقش‌ برجسته‌ای‌ در فرآیند راه‌حل‌یابی‌ خلاق‌ دارد .

ترکیب‌ اعضای‌ گروه‌ تهییج‌ ذهنی‌
‌ ‌سه‌ عنصر در برگزاری‌ جلسات‌ تهییج‌ ذهنی‌ نقش‌ اساسی‌ دارند : (1) رئیس‌ جلسه، (2) شرکت‌کنندگان‌ و (3) کارشناس‌ کارفرما5. موفقیت‌ فرآیند حل‌ مشکل‌ بستگی‌ شدیدی‌ به‌ کار گروهی‌ این‌ افراد دارد .
‌ ‌رئیس‌ جلسه‌ قاضی‌ یا مدیر یا اصلاح‌گر مجموعه‌ نیست. بلکه‌ ابتدا بارعایت‌ اصول‌ فلوچارت، جلسه‌ را هدایت‌ می‌کند. وی‌ در واقع‌ مسئول‌ جلب‌ مشارکت‌ افراد در راه‌حل‌یابی‌ است. رئیس‌ جلسه‌ همچنین‌ مسئول‌ تعیین‌ و استفاده‌ از بهترین‌ روش‌ برای‌ ایجاد، توسعه‌ و استفاده‌ از قیاسها است .
‌ ‌وظیفه‌ شرکت‌کنندگان‌ این‌ است‌ که‌ هرچه‌ بیشتر خود را به‌ مسئله‌ معطوف‌ دارند. در بعضی‌ موارد شرکت‌کننده، بی‌نظیری‌ و خودمحوری‌ خود را آشکار می‌سازد، بنابراین، هر شرکت‌کننده‌ از دید خود باید مسئله‌ را بررسی‌ کند. شرکت‌کنندگان‌ احساس‌ و نظرات‌ خود را نسبت‌ به‌ مشکل‌ تحت‌ بررسی‌ ابراز داشته‌ و نباید توجه‌ خود را به‌ این‌ نکته‌ معطوف‌ کنند که، نظر یا پیشنهادشان‌ مفید است، یا خیر .
‌ ‌کارشناس‌ کارفرما کسی‌ است‌ که‌ واقعی‌ترین‌ درک‌ خود را از مشکل‌ دارد. او به‌طور کلی‌ نماینده‌ کارفرما است، و از نظر سازمان‌ کارفرما: او شخصی‌ است‌ که‌ مسئول‌ حل‌ مشکل‌ است .
‌ ‌یک‌ جلسه‌ تهییج‌ ذهنی‌ عملاً‌ یک‌ فعالیت‌ کاملاً‌ سازمان‌ یافته‌ است، این‌ کار به‌وسیله‌ یک‌ فلوچارت‌ و یک‌ رئیس‌ جلسه‌ ماهر هدایت‌ می‌شود. نقش‌ اعضای‌ گروه‌ می‌تواند به‌وسیله‌ رئیس‌ جلسه‌ در قالب‌ فلوچارت‌ روی‌ تخته‌ سیاه‌ نوشته‌ شود. به‌این‌ ترتیب‌ گروه‌ از نقش‌ خود در این‌ فرآیند آگاه‌ خواهد شد .

فلوچارت‌ تهییج‌ ذهنی‌
‌ ‌یک‌ گروه‌ تهییج‌ ذهنی‌ دائماً‌ از فلوچارت‌ تهییج‌ ذهنی‌ که‌ در ذیل‌ آمده‌ است‌ تبعیت‌ می‌کند :
1 - بیان‌ صورت‌ مسئله‌ :6PAG یک‌ بیان‌ کلی‌ از مشکلی‌ که‌ باید حل‌ شود، با درنظر گرفتن‌ اینکه‌ اعضای‌ گروه‌ از یک‌ منبع‌ خارجی‌ هستند یا داخلی .
2 - تجزیه‌ و تحلیلی‌ کوتاه‌ از صورت‌ مسئله : توضیح‌ مشکل‌ به‌وسیله‌ کارشناسان، گروه‌ را با مسئله‌ آشنا می‌کند. در این‌ مرحله‌ تلاش‌ می‌شود تا، به‌ تجزیه‌ و تحلیل‌ و تعریف‌ مسئله‌ پرداخته‌ شود .
3 - پالایش : در این‌ مرحله‌ کلیه‌ پیشنهادات‌ و نظرات‌ ارائه‌ می‌شود. به‌عبارت‌ دیگر افراد ایده‌ خود را در پاسخ‌ به‌ این‌ سوال‌ که‌ <چگونه‌ این‌ مشکل‌ را می‌توان‌ حل‌ کرد > ارائه‌ می‌دهند. سپس‌ راه‌حلهای‌ شتابزده‌ و غیرقابل‌ انعطاف‌ حذف‌ می‌شوند. چنین‌ راه‌حلهایی‌ احتمالاً‌ باارزش‌ نیستند ولی‌ باید بیان‌ شوند. بنابراین، پیشنهادهای‌ اولیه‌ می‌تواند به‌وسیله‌ کارشناس‌ مورد انتقاد قرار گیرد و در نتیجه‌ موضوع‌ هرچه‌ بیشتر روشن‌ گردد .
4 - مشکل‌ آنگونه‌ که‌ درک‌ شده‌ است‌ : 7(PAU) بعد از مرحله‌PAG) ) ، هر شرکت‌کننده، نگرش‌ خود را به‌ مسئله‌ توضیح‌ می‌دهد. در صورت‌ امکان، قیاس‌ خیالی‌ یا راه‌حل‌ رویایی‌ خود را نیز به‌ آن‌ اضافه‌ می‌کند. رئیس‌ جلسه‌ هریک‌ از نقطه‌ نظرات‌ را یادداشت‌ و پس‌ از ثبت‌ نقطه‌ نظرات‌ متفاوت، رئیس‌ جلسه‌ با متخصصان‌ مشورت‌ کرده‌ و یکی‌ از راههای‌ نگرش‌ به‌ مسئله‌ را برمی‌گزیند .
5 - آسودگی‌ خیال : این‌ مرحله‌ از فرآیند تهییج‌ ذهنی‌ به‌وسیله‌ پرینس‌ به‌نام‌ تعطیلی‌ مصنوعی‌ یا مرخصی‌ از مشکل‌ نامگذاری‌ گردیده‌ است. رئیس‌ گروه‌ از تمام‌ شرکت‌کنندگان‌ می‌خواهد که، در این‌ مرحله‌ فکر خود را برای‌ افزایش‌ آگاهی‌ در مورد مسئله‌ رها ساخته‌ و روی‌ موضوع‌ مورد بحث‌ متمرکز نشوند . در همین‌ مرحله‌ است‌ که‌ مکانیسم‌های‌ عملی‌ مورد استفاده‌ قرار می‌گیرد . رئیس‌ جلسه‌ از مسئولان‌ سوال‌ کرده‌ و سعی‌ می‌کند تا، پاسخ‌ آنها را باتوجه‌ به‌ انواع‌ مختلف‌ قیاسها دریافت‌ کند .
6 - متعادل‌کردن‌ نیروی‌ تخیلی‌ : 8(FFF) تفاوت‌ روش‌ گوردون‌ و پرینس‌ تنها در همین‌ یک‌ مرحله‌ است. روش‌ گوردون‌ به‌ 2 بخش‌ تقسیم‌ می‌شود، در حالی‌ که‌ روش‌ پرینس‌ از یک‌ مرحله‌ استفاده‌ می‌کند، ولی‌ همان‌ مطالب‌ را در بر می‌گیرد. روش‌ گوردون‌ براین‌ اساس‌ است‌ که‌ باید بین‌ قیاسی‌ که‌ قبلاً‌ در مرحله‌ آسودگی‌ خیال، استفاده‌ شده‌ و درک‌ جدید از مسئله‌ ارتباط‌ برقرار سازد. سپس‌ باید ذهنها را از نیروی‌ تعدیل‌ کننده‌ دورنگه‌ داشته‌ و آن‌را عملی‌ کرد .
‌ ‌پرینس‌ یک‌ روش‌ سازمان‌ یافته‌تری‌ را برای‌ توسعه‌ متعادل‌کردن‌ این‌ نیرو به‌کار می‌برد. او پیشنهاد می‌کند که‌ شرکت‌کنندگان‌ این‌ فن‌ها را به‌کار گیرند: (الف) اتفاق‌ افتادن‌ (ب) بازگشت‌ به‌ موضوع، (ج) استعاره‌ اجباری‌ و (د) تکنیک‌ جرقه‌زده‌ شده. به‌هرحال‌ فارغ‌ از اینکه‌ روش‌ گوردون‌ مورد استفاده‌ قرار گیرد یا روش‌ پرینس; باید توجه‌ داشت‌ که‌ گروه‌ باید آنقدر با قیاسها بازی‌ کند تا به‌ یک‌ راه‌ حل‌ ابتکاری‌ برسد .
7 - دیدگاه‌ یا درک‌ جدید از مشکلات9 : هنگامی‌ که‌ به‌ راه‌حل‌ جدید می‌رسیم، فرآیند تهییج‌ ذهنی‌ ختم‌ شده‌ و با به‌وجودآمدن‌ مشکل‌ جدید این‌ فرآیند دوباره‌ شروع‌ می‌شود .
‌ ‌در پایان‌ این‌ فرآیند، از میان‌ چندین‌ دیدگاه‌ نوعاً‌ متفاوت، یکی‌ از آنها برای‌ اجرا انتخاب‌ می‌شود. پرینس‌ معتقد است‌ که‌ لازم‌ است‌ تا، رئیس‌ جلسه‌ برای‌ انتخاب‌ نهایی‌ از کارشناسان‌ نظرخواهی‌ کند. وقتی‌ که‌ دیدگاه‌ جدید انتخاب‌ شد، متخصصان‌ باید سازمانی‌ برای‌ تبدیل‌ آن‌ به‌ راه‌ حل‌ معرفی‌ کنند .

مزایا و معایب‌ تهییج‌ ذهنی‌
‌ ‌تهییج‌ ذهنی‌ روشی‌ است‌ که‌ جهت‌ کشف‌ راههای‌ جدید و بدیع‌ کاربرد ویژه‌ دارد و در تمام‌ موارد سعی‌ می‌کند نگرش‌ نوینی‌ از مشکل‌ ارائه‌ دهد. به‌طور کلی‌ مزایای‌ این‌ روش‌ عبارتند از :
ذهن‌ را آماده‌ کرده‌ و به‌ سمت‌ تفکر خلاق‌ سوق‌ می‌دهد ;
این‌ روش‌ ذهن‌ را از توجه‌ به‌ سایر تصورات‌ دور می‌سازد. مکانیسم‌های‌ عملی‌ عموماً‌ قادر به‌ کشاندن‌ ذهن‌ به‌ سمت‌ تفکر یک‌ بعدی‌ هستند ;
آسودگی‌ خیال‌ به‌منظور برانگیختن‌ فرآیند تفکر خلاق‌ برای‌ دستیابی‌ به‌ راههای‌ جدید مورد استفاده‌ قرار می‌گیرد ;
تهییج‌ ذهنی‌ شامل‌ رویه‌هایی‌ برای‌ توسعه‌ و گسترش‌ رفتار کار گروهی‌ است. به‌عبارت‌ دیگر این‌ روش‌ اعضا را با مزایای‌ اشتراک‌ مساعی‌ در حل‌ مسئله‌ آشنا می‌سازد ;
این‌ روش‌ به‌ویژه‌ در پالایش‌ مشکلات‌ ساختاری‌ سازمان‌ کاربرد دارد ;
مرحله‌ پالایش‌ کمک‌ می‌کند تا مطمئن‌ شویم‌ که‌ از جوابهای‌ کلیشه‌ای‌ و پیش‌پا افتاده‌ احتراز کرده‌ و در سایه‌ راه‌حلهای‌ جدید و بدیع‌ سازمان‌ را به‌سمت‌ جلو هدایت‌ خواهیم‌ کرد ;
این‌ روش‌ برای‌ تمام‌ اعضا فرصتی‌ را فراهم‌ می‌سازد تا در فرآیند حل‌ مسئله‌ به‌طور کاملتری‌ مشارکت‌ داشته‌ باشند .
معایب‌ روش‌ تهییج‌ ذهنی‌
مشکل‌ پیداکردن‌ رهبر گروه‌ که‌ مسلط‌ و باتجربه‌ باشد، وجود دارد . موفقیت‌ روش‌ تهییج‌ ذهنی‌ تا حدود زیادی‌ به‌ توانمندی; دوراندیشی ; ژرف‌اندیشی‌ و درک‌ اعضا رهبر گروه‌ بستگی‌ دارد. همچنین‌ رهبر گروه‌ باید فردی‌ آموزش‌ دیده‌ و صاحب‌نظر باشد ;
گروه‌ تهییج‌ ذهنی‌ باید از افرادی‌ تشکیل‌ شود که‌ تنوعی‌ از ساختارهای‌ احساسی،مهارتی، تجربی‌ و علمی‌ را داشته‌ باشند. به‌عبارت‌ دیگر افراد گروه‌ نباید مشابه‌ یکدیگر باشند ;
روش‌ تهییج‌ ذهنی‌ فاقد سازمان‌ مورد نیاز در اجرا و ادامه‌ راه‌حلهاست . این‌ معضل‌ به‌ویژه‌ در مورد پیشنهادات‌ و نظرات‌ کارشناس‌ کارفرما صادق‌ است ;
احتمالاً‌ هیچ‌ گروهی‌ نمی‌تواند با حداکثر اثربخشی‌ عمل‌ کند. مگر اینکه‌ خوب‌ با یکدیگر ارتباط‌ برقرار کرده‌ و مقبول‌ مافوقها باشد .

تذکرات‌
تفاوت‌ بین‌ تهییج‌ ذهنی‌ و طوفان‌ فکری‌ مورد مطالعه‌ قرار گرفته‌ و بوچارد، استین‌ در کتابهای‌ خود اشاراتی‌ به‌ این‌ موضوع‌ داشته‌اند .
طوفان‌ فکری‌ خواستار انجام‌ قضاوتهای‌ متنوع‌ به‌منظور ایجاد عقیده‌های‌ متفاوت‌ در اشخاص‌ است. عقیده‌های‌ متفاوت، کیفیت‌ را به‌دنبال‌ خواهد داشت. در طوفان‌ فکری‌ افراد با عقیده‌های‌ متفاوت‌ حضور یافته‌ و تشویق‌ می‌شوند تا برای‌ رسیدن‌ به‌ این‌ اهداف، دو اصل‌ اساسی‌ و چهار قاعده‌ را ادامه‌ دهند. در تهییج‌ ذهنی‌ هدف‌ رسیدن‌ به‌ یک‌ راه‌ حل‌ خلاقانه‌ برای‌ حل‌ مشکل‌ است‌ اما مسیرها و ساختارهای‌ آن‌ با طوفان‌ فکری‌ متفاوت‌ است. به‌این‌ صورت‌ که‌ در تهییج‌ ذهنی‌ سعی‌ می‌شود افراد افکارشان‌ را به‌ یکدیگر نزدیک‌ سازند و این‌ کار بااستفاده‌ از مکانیسم‌های‌ عملی، قیاسی‌ و استعاری‌ انجام‌ می‌شود .
‌ ‌در طوفان‌ فکری‌ برخورد بین‌ اعضای‌ گروه‌ عموماً‌ آرام، گرم، خوب، حمایتی، دوری‌ از عصبانیت‌ و از نظر احساسی‌ مهار شده‌ است .
‌ ‌در گروه‌ طوفان‌ فکری‌ رهبر به‌عنوان‌ یک‌ سرپرست‌ عمل‌ می‌کند کسی‌ که‌ تلاش‌ می‌کند تا مطمئن‌ شود که‌ جنبه‌های‌ رسمی‌ تکنیک‌ طوفان‌ فکری‌ از قلم‌ نیفتند .
‌ ‌در روش‌ گوردون، گروهها خیلی‌ خصوصی‌ بوده، اما اهل‌ کنایه‌زدن‌ هستند . بنابراین‌ گاهی‌ اوقات‌ جو فعالیت‌ عمومی‌ می‌تواند بااحساس، خوشحالی، عصبانیت، دلخوری‌ یا اشتیاق‌ همراه‌ باشد. رهبر گروه‌ خیلی‌ موثر و جذبه‌ او می‌تواند نه‌تنها روی‌ فرآیند گروه، بلکه‌ حتی‌ روی‌ موفقیت‌ یا شکست‌ آن‌ هم‌ موثر باشد .
‌ ‌شرایط‌ یا اوضاع‌ حسی‌ گروه‌ در روش‌ پرینس‌ بین‌ یافته‌های‌ طوفان‌ فکری‌ و یافته‌های‌ گروه‌ گوردون‌ طبقه‌بندی‌ می‌شود .
‌ ‌بوچارد نشان‌ داد که‌ گروههای‌ تهییج‌ ذهنی‌ خیلی‌ بهتر از گروههای‌ طوفان‌ فکری‌ عمل‌ می‌کنند .
برای‌ آموزش‌ قیاس‌ و استعاره، به‌جای‌ تکیه‌ بر گروهها و همکاری‌ آزاد، یک‌ رویه‌ جایگزینی‌ باید به‌کار برده‌ شود تا بتواند به‌وسیله‌ وسایلی‌ شبیه‌ اسلایدهای‌ رنگی، تصاویر، پوسترها، وسایل‌ کمک‌ آموزشی‌ و نظایر آن‌ را بشناساند .
تهییج‌ ذهنی‌ بصری‌ در اصل‌ طی‌ یک‌ جلسه‌ تهییج‌ ذهنی، به‌عنوان‌ کمکی‌ برای‌ پیشنهادکردن‌ قیاسها طراحی‌ شده‌ است. این‌ روش‌ به‌وسیله‌ گچگا، شوده‌ و شیکوب‌ در موسسه‌ باتل‌ در فرانکفورت‌ آلمان‌ طراحی‌ گردیده‌ است .

پی‌نوشتها :
1- UNRESTRICTED EXERCISE OF IMAGINATION یعنی‌ ذهن‌ در حالتی‌ قرار بگیرد که‌ برای‌ تفکر محدود نباشد .
2- SYNECTICS EDUCATION SYSTEMS (SES)
3- PROBLEM STATING - PROBLEM SOLVING
4- AUTONOMY OF OBJECT
5- CLIENT - EXPERT - این‌ شخص‌ از طرف‌ کسی‌ یا قسمتی‌ که‌ مشکل‌ برای‌ آن‌ به‌وجود آمده، به‌عنوان‌ نماینده‌ای‌ مطلع‌ در جلسات‌ شرکت‌ می‌کند .
6- PROBLEM AS GIVEN (PAG)
7- PROBLEM AS UNDERSTOOD (PAU)
8- FANTASY FORCE FIT(FFF)
9- VIEWPOINT OR NEW PROBLEM AS UNDERSTOOD
منابع :
- GORDON, W.J.J., SYNECTICS: THE DEVELOPMENT OF CREATIVE CAPACITY, HARPER AND BROTHERS, NEW YORK, 1961
-PRINCE, G.M., THE PRACTICE OF CREATIVITY HARPER, NEW YORK, 1970
-PRINCE, G.M., "THE OPERATIONAL MECHANSM OF SYNECTICS," THE JOURNAL OF CREATIVE BEHAVIOR, VOL.2,number 1,PP.1-13,1967
-BUJAKE, J.E.JR., "PROGRAMMED INNOVATION IN NEW PRODUCT DEVELOPMENT", RESEARCH MANAGMENT, VOL.12,N.4,PP.279-284,1969
- STEIN, N.I., STIMULATION CREATIVITY, VOL. II, GROUP PROCEDURES ACADEMIC PREES, NEW YORK, 1975
-VANGUNDY, A.B., TECHNIQUES OF STRUCTURED PROBLEM SOLVING VANNOSTRAND REINHOLD COMPANY, NEW YORK, 1981
-BOUCHARD, T.J.JR., "PERSONALITY, PROBLEM - SOLVING PROCEDURE, AND PERFORMANCE IN SMALL GROUPS," JOURNAL OF APPLIED PSYCHOLOGY VOL53,number1, PART 2, PP.1 -29,1969
-STEIN, M., "STIMULATING CREATIVITY. VOL. II. GROUP PROCEDURES, ACADEMIC PRESS, NEW YORK, 1975
-BOUVHRD, T.J.JR., "PERSONALITY, PROBLEM - SOLVING PROCEDURE, AND PERFORMANCE IN SMALL GROUPS," JOURNAL OF APPLIEDPSHCHOLOGY.VOL.53,NO1,PART2,PP.1-29,1969

علی‌ رضائی: کارشناس‌ مرکز تحقیقات‌ راه‌آهن‌ - واحد بهره‌وری‌
برگرفته از : ماهنامه تدبیر

 




نظرات 0
تاريخ : دوشنبه 7 فروردین 1391  | 12:13 PM | نویسنده : قاسمعلی
تكنيك هاي خلاقيت
تكنيك هاي خلاقيت به عنوان ابزاري براي رشد خلاقيت و افزايش توان حل خلاق مسئله كمك شاياني به توان فرد در تمام مراحل خلاقيت و فرآيند حل خلاق مسئله مي نمايد . بعبارت ديگر هريك از تكنيك هاي خلاقيت ، مرحله يا مراحلي از فرآيند خلاقيت را تقويت مي كنند . اين تكنيك ها فردي و گروهي مي باشند كه تكنيكهاي فردي شامل : توهم خلاق ، DOIT

تكنيكهاي گروهي شامل : طوفان فكري ، دلفي ، سينكتيكس و تكنيكهاي مشترك شامل : اسكمپر،در هم شكستن مفروضات ، چرا ، مورفولوژيك كه محور اصلي اين روش ها و تكنيك ها ، شكستن قالب هاي ذهني است .


تكنيك طوفان ذهني


طوفان ذهني كه يكي از شيوه هاي برگزاري جلسات و مشاوره و دستيابي به انبوهي از ايده ها براي حل خلاق مسائل مي باشد در سال 1938 توسط الكس اس اسبورن ابداع شد . اين واژه هم اكنون در واژه نامه بين المللي وبستر اينگونه تعريف مي شود : اجراي يك تكنيك گردهمايي كه از طريق آن گروهي مي كوشند راه حلي براي يك مسئله بخصوص يا انباشتن تمام ايده هايي كه بطور خود به خود و درجا به وسيله اعضا ارائه مي شود بيابند.


تفاوت هاي طوفان ذهني فردي و گروهي


طوفان ذهني فردي با توليد طيف گسترده تري از ايده ها همراه است و كمتر منجر به ايده هايي كارا و عملي مي شود . نكته ي جالب توجه اين است كه فرد به هنگام انزوا از گروه ديگر ترسي از انتقاد ندارد و بدون هيچگونه محدوديتي از طرف اعضا براي تجزيه ايده ها آزاد مي باشد . اما مزيت طوفان گروهي اين است كه مشكلات ايده ي فرد بوسيله تجربه و خلاقيت افراد ديگر حل مي شود و از بين مي رود . اگر بخواهيم نتيجه مطلوبتري از طوفان ذهني داشته باشيم مي توانيم اين دو نوع طوفان ذهني را تركيب كنيم .


تكنيك چرا ؟


تكنيك چرا دقيقا مثل چراهاي مكرر كودكي است كه كودكان براي گسترش فهم خود از دنياي اطرافشان از والدين مي پرسند . اما با اين تفاوت كه در بزرگسالي بايد ياد گرفته هايمان را زير سوال ببريم سادگي اين تكنيك باعث شده است ، بسياري از مردم متوجه اهميت و نقش آن نشوند و اين تكنيك براي ايده يابي و ايده پردازي به كار مي رود . بعنوان مثال براي شناسايي و تعريف درست و كامل مسئله مي توان از اين تكنيك استفاده كرد. بلكه استفاده از اين تكنيك به ما كمك مي كند تا موقعيت و وضعيت را بهتر و روشنتر مشخص كنيم و در فرآيند آن به ايده هاي جديدي دست يابيم .


تكنيك توهم خلاق


خيلي اوقات آنچه را كه فكر مي كنيم واقعيت است ، واقعيت نيست . واقعيتها با پنج حس انسان درك مي شوند. چيزهايي كه چشم مي بيند و طوري كه مغز آن را تفسير مي كند باعث اين خطا مي شود . چشم مي بيند ، اما وظيفه ي ذهن چيز ديگري است . كار ذهن مرتب كردن ، دسته بندي و قابل فهم كردن جرقه هايي است كه پس از ديدن ، مغز آن را ايجاد مي كند بنابراين تصاويري كه در ذهن است ، كپي مستقيم اشياء نيست بلكه كدهاي خلاصه اي است كه از طريق شبكه ي عصبي مغز مي رسد . منظور و هدف اين تكنيك اين است كه شما بتوانيد با قدرت توهم بعضي از اوقات با خطاهاي عمدي طور ديگري به مسائل نگاه كرده تا بدين وسيله اصل و واقعيت موضوع را دريابيد . اين سعي باعث مي شود مقداري اطلاعات از شكاف هاي موجود در بافتهاي عصبي ، آزاد شده و به وسيله پيوند با اطلاعات قبلي ، الگوي ذهني جديدي ساخته شود و يا موضوع از الگوي ذهني قبلي به الگوي ديگري انتقال يابد .



تكنيك پي . ام .آي (P.M.I)


يكي از ارزش هاي اين تكنيك آن است كه انسان را مجبور مي سازد تا دقايقي بر خلاف قالبهاي ذهني اش تفكر كند و به مرور نسبت به قالب هاي ذهني خود آگاه تر و مسلط تر شود ، لذا آمادگي ذهني بيشتري براي خلاقيت پيدا مي كند . نام اين تكنيك بر گرفته از حروف اول سه كلمه به معني افزودن ، كاستن و جالب مي باشد . روش كار چنين است كه ابتدا فرد توجهش را به نكات مثبت موضوع يا پيشنهاد و سپس به نكات منفي و نهايتا به نكات جالب و تازه ي آن كه نه مثبت است و نه منفي ، معطوف مي كند و در پايان نسبت به تهيه ليست نكات مثبت يا مزاياي موضوع ، ليست موانع ، محدوديت ها و نكات منفي موضوع و ليست نكات جالب و تازه ي موضوع اقدام مي كند . يكي از مهمترين كاربردهاي اين تكنيك زماني است كه نسبت به يك قضيه اطمينان داريم نه مواردي كه نسبت به آن شك و ابهام داريم . به عبارت ديگر هر چه نسبت به موضوعي بيشتر بدبين يا خوشبين باشيم استفاده از اين تكنيك كار گشاتر و اثر بخش تر خواهد بود.


براي يافتن نكات جالب كافي است كه جمله ي (( چقدر جالب مي شود اگر ......)) را كامل كنيم.


تكنيك DO IT


نام اين تكنيك از حروف اول چهار كلمه ي Define به معني تعريف كردن Open به معني باز كردن Identify به معني شناسايي Transform به معني تبديل كردن ، تشكيل شده است . منظور از انتخاب اين واژگان اين است كه براي حل مشكل لازم است ابتدا موضوع و مسئله را دقيق تعريف و مشخص نمود . و سپس ذهن را براي راه حلها ي مختلف باز نگه داشته تا بهترين راه حل شناسايي و در نهايت آن را به عمل تبديل كرد.


تكنيك شكوفه ي نيلوفر آبي


اين تكنيك توسط ياسوآماتسومورا طراحي و ارائه شده است . طرح اين ايده بر گرفته از شكوفه نيلو فر آبي مي باشد بدين صورت كه گلبرگ هاي شكوفه نيلوفر آبي به دور يك هسته مركزي خوشه مي زنند و از آن نقطه گسترش مي يابند . با ايجاد پنجره هايي مشابه با پنجره هاي مورد استفاده در برنامه كامپيوتري ، بخش هايي از يك تابلوي ايده را مي توان به صورتي تقسيم بندي كرد كه يك موضوع اصلي براي استخراج ايده در پنجره هاي جانبي ، مورد استفاده قرار گيرد به نوبه خود مراكز مجموعه هاي جديد پنجره را تشكيل مي دهد .



تكنيك چه مي شود اگرد ....؟


به طور كلي براي خلاقيت بايد فكر ، از قالب هاي ذهني ، شرايط موجود ، پيش فرض ها ، عادات و استانداردها آزاد شود تا بتواند موضوع را از زواياي مختلف رويت و ايده هاي جديدي را تداعي كند . بر همين اساس اين تكنيك كمك شاياني به آزاد سازي فكر براي جمع آوري ايده هاي جديد مي كند . در اين روش توصيه مي شود براي يافتن ايده هاي جديد از سوالات (( چه مي شود اگر...؟ استفاده كنيد و آن را به قدري تكرار و تمرين كنيد كه برايتان يك عادت شود. از اين تكنيك مي توان براي يافتن افزايش قدرت خلاقيت بدون داشتن موضوع بخصوصي استفاده كرد ،ضمن اينكه بعنوان يك تفريح يا شوخي و سرگرمي در همه ي اوقات قابل استفاده است .


تكنيك اسكمپر SCAMPER


اين تكنيك كاربرد اصلي آن بر پايه ايده يابي فردي طراحي شده است كه مي تواند به نحو بسيار اثر بخشي براي گروه ها نيز مفيد باشد . هدف اصلي اين تكنيك قدرت تصور است تا آن را در جهات و بعد مختلف وضروري به حركت درآورد. اين تحريك بوسيله يك سري سوالات تيپ و ايده بر انگيز صورت مي گيرد كه شخص در رابطه با مسئله مورد نظرش از خود سوال مي كند و در نهايت با افزايش ايده ها ، كيفيت ايده ها تضمين و ارتقاء مي يابد .واژه SCAMPER از ابتداي حروف واژه هاي سوال برانگيز گرفته شده كه در دستيابي ايده هاي نو بسيار موثر است .


حرف S بر گرفته از كلمه Substitution به معني جانشين سازي است


حرف C بر گرفته از كلمه Combine به معني تركيب كردن است .


حرف A بر گرفته از كلمه Adapt به معني رفاه ، سازگاري و تعديل كردن است .


حرف M بر گرفته از كلمه Maginfy به معني بزرگ سازي است .


حرف P بر گرفته از كلمه Put to other uses به معني استفاده در ساير موارد است .


حرف E بر گرفته از كلمه Ellimination به معني حذف كردن است .


حرف R بر گرفته از كلمه Reverse به معني معكوس سازي است .


تكنيك در هم شكستن مفروضات


يكي از موانع مهم خلاقيت ، مفروضات قبلي است كه نا خودآگاه اجازه نمي دهد فكر در همه جهات به حركت در آيد بسياري از مفروضات قبلي ممكن است در اصل همان زماني كه در ذهن ما ايجاد شده اند ، غلط باشند ، مثل خطر ناك بودن دوچرخه در ذهن كسي كه خواب تصادف شديد با دوچرخه را ديده است . بسياري از آنها به مرور زمان اعتبارشان را از دست داده اند يا بسياري از آنها به دليل تغيير شرايط بي اعتبار شده اند . اما مسئله اين است كه فرد متوجه اين تغييرات و اشتباهات نيست و هنوز با مفروضات قبلي به مسئله نگاه مي كند . از آنجائيكه مفروضات مربوط به قسمت دروني ذهن مي شوند و به عبارت ديگر چون آنها امري دروني هستند نمي توانيم آنها را بتنهايي فسخ يا از فكر خود جدا سازيم . مثل آن چاقو كه نمي تواند دسته اش را ببرد . شناسايي مفروضات خود و ديگران ، اولين قدم براي تغيير مفروضات است .


تكنيك تجزيه و تحليل مورفولوژيك


تكنيك تجزيه و تحليل مورفولوژيك يا ريخت شناسانه كه توسط فريتززويكي ابداع شد ، فني است كه بر اساس آن پديده ي مورد نظر از جهت ساختار كلي و ابعاد مختلف مورد تجزيه و تحليل قرار مي گيرد. به اين منظور ابتدا سطوح و ابعاد مختلف موضوع را شناسايي و فهرست مي كنيم . براي مثال اگر بخواهيم در مورد بازاريابي يك كالا راههاي جديد و بديعي بيابيم ابتدا بايد ابعاد مختلف كالا مثل شكل ظاهري ، كاربردهاي آن ، خواص و فوايد آن ، وضعيت مشتريان و بازاركالا تبيين و تدوين نمائيم . در اين مرحله بايستي سعي كرد ابعاد كالا را بيشتر مشخص كرد . براي اينكه بتوان ابعاد يك موضوع و اجزاي متشكله (متغيرهاي )آن را با يكديگر مقايسه و مرتبط نمود، مي توان ابعاد اصلي و اجزاي آنها را برروي دايره اي متحدالمركز نوشته و با چرخاندن دايره هاي مختلف ، ابعاد و اجزاي آنها را با هم مقايسه و ارتباط آنها را حدس زد.



تكنيك دلفي


اين تكنيك در سال 1964 توسط داكلي و هلمر معرفي شد . بسيار شبيه به تكنيك طوفان ذهني است با اين تفاوت كه افراد هيچ گاه به صورت گروه در يك جلسه و دور يك ميز جمع نمي شوند و در واقع رويارويي مستقيم رخ نمي دهد . اسا ساو فلسفه اين تكنيك اين است كه افراد در تكنيك طوفان فكري بعلت شرم و خجالت نمي توانستند بعضي از ايده هايشان را مطرح نمايند لذا در اين روش افراد به صورت كلامي و رودر رو درگير بحث نمي شوند.بلكه رئيس گروه موضوع را به همه اعلام مي كند و سپس هريك از افراد به طور جداگانه ايده هايشان را به صورت كتبي (حتي مي تواند بدون ذكر نام باشد ) براي رئيس گروه ارسال مي كنند . سپس رئيس گروه تمام ايده هاي پيشنهادي را براي تك تك اعضا ارسال مي كند و از آنها مي خواهد كه نسبت به ايده هاي پيشنهادي ديگران فكر كنند و اگر ايده ي جديدي به نظرشان مي رسد به آنها اضافه كنند . اين عمل چندين بار تكرار مي شود تا درنهايت اتفاق آرا بدست آيد . فن دلفي شامل دعوت به مشورت و مقايسه ي قضاوت هاي بي نام چند نوبتي اعضا ي يك تيم در باره تصميم يا مسئله مي شود .


چه موقع از فن دلفي استفاده مي شود ؟


1- هنگامي كه مي خواهيد نظر اعضاي يك تيم را در مورد شخصي به دست آوريد بي آنكه روبرو شدن آنان سبب احتمال خطا در قضاوت شود .


2- هنگامي كه اعضاي يك تيم در يك جا مستقر نباشند.


3- زماني كه لازم است اعضاي تيم نسبت به تصميمي كه مي گيرند و عواقب آن به طور كامل آگاه و مسئول باشند.


4- هنگامي كه حضور چهره هاي بالادست و فشار همتايان بر تصميم گيري اثر مي گذارد.


تكنيك استخوان ماهي (علت و معلول )


يكي از روش هاي بسيار سودمند براي شناسايي مسائل نمودار استخوان ماهي است . نمودار استخوان ماهي كه گاهي به آن نمودار ايشيكاوا نيز مي گويند توسط پرفسور كائور ايشكاوا از دانشگاه توكيو طراحي شد . هدف اصلي اين تكنيك ، شناسايي و تهيه فهرستي از كليه علل احتمالي مسئله مورد نظر است . اين تكنيك در درجه اول يك تكنيك گروهي شناسايي مسئله است اما توسط افراد قابل استفاده است .


تكنيك باز گشت به مشتري


مي توانيم با روي برگرداندن از مسائل مربوط به توليد و روي آوردن به مسائل مربوط به بازار يابي ، رابطه بين فعاليتهاي خود و مشتريان را به لحاظ محصول ، قيمت ، تبليغ ، توزيع و بازار مورد نظر ، بررسي مي كنيم .


تكنيك گروه اسمي


فن گروه اسمي جنبه هاي راي دادن بدون بحثٍ هاي محدود تركيب مي كند كه توافق بدست مي آيد و شما بتوانيد به يك تصميم گروهي برسيد .


چه موقع از فن تكنيك گروه اسمي استفاده مي شود ؟


1- با موضوعي بحٍث انگيز ، حساس ، داراي موافق و مخالف يا بسياري برجسته مواجه هستيد و تصور مي كنيد عقيده هاي ضد و نقيض و دهها دليل جزئي و تفصيلي ممكن است بحث را فلج سازد


2- مي خواهيد مشاركت مساوي همه ي اعضا را تضمين كنيد.


3- علت اساسي و ريشه اي يك مسئله را شناخته ، ولي شناخت نحوه ي اقدام و انتخاب يك گزينه از ميان گزينه هاي بسيار مشكل است.


تكنيك سينكتيكس


واژه سينكتيكس از ريشه يوناني الاصل synetikos به معني فشار دادن دو چيز به يكدگير و يا متصل كردن چند چيز مختلف گرفته شده است اين واژه به اين دليل انتخاب شده است كه خلاقيت نيز نوعي هماهنگ كردن چيزهاي مختلف در يك قالب يا ساختار جديد است و هر انديشه خلاقي از تفكر سينكتيكس بي بهره نمي باشد اين تكنيك روشي است براي بر انگيختن تفكر خلاق در ميان گروهي از افراد كه گرد هم مي آيند .


بطور كلي فرآيند بكار گيري اين روش عبارت است از :


1- شناسايي و تعريف مشكل و تجزيه و تحليل آن به منظور رسيدن به ماهيت و جوهره ي آن (شناخت جوهره )


2- ارتباط دادن جوهره ي بدست آمده با موضوع غير مرتبط (ساختن وضعيت مشابه )


3- كشف راه حلهايي براي موضوع مشابه (راه حلهاي مشابه )


4- تلاش براي تبديل راه حلهاي بدست آمده به راه حلهاي نهايي براي مشكل اصل



 


منبع: mohandeshassan.blogfa.com


برگرفته از:haftbit.com




نظرات 0

تعداد کل صفحات : 167 :: 158 159 160 161 162 163 164 165 166 167