تیر نگذاشت که یک جمله به آخر برسد
هیچ کس حدس نمی زد که چنین سر برسد
پدرش چیز زیادی که نمی خواست فرات
یک دو قطره ضرری داشت به اصغر برسد
با دو انگشت همین حنجره می شد پاره
چه نیازی به سه شعبه است که تا پر برسد
خوب شد عرش همه نور گلو را برداشت
حیفه خون نیست برین خاکه ستمگر برسد
دفن شد تا بدنش نعل نبیند
اما دست یک نیزه بر آن حلق مطهر برسد
شعله ور می شود این داغ دوباره وقتی
شیر در سینه ی بی کودک مادر برسد
زیر خورشید، نشسته به خودش می گوید
تیر نگذاشت که آن جمله به آخر برسد
ادامه مطلب
بر دست مزن پر جانم علی اصغر
در پیش چشم بابا جانم علی اصغر
گشتی چو غنچه پرپر جانم علی اصغر
پر خون شده گلویت جانم علی اصغر
از چهره نکویت جانم علی اصغر
در خون شدی شناور جانم علی اصغر
ما در به قلب خسته جانم علی اصغر
در ماتمت نشسته جانم علی اصغر
در راه عشق حیدر جانم علی اصغر
گردیده حنجر تو جانم علی اصغر
اندوه مادر تو جانم علی اصغر
قنداقه و سر تو جانم علی اصغر
پر خون شده سراسر جانم علی اصغر
پر می کشی تو ای یار جانم علی اصغر
دیگر به سوی دلدار جانم علی اصغر
با یاد درب و دیوار جانم علی اصغر
بیاد مادر من جانم علی اصغر
ادامه مطلب
هر یاری حسین ، غنچه ای ناز آمده از سر دست پدر ، وقت پرواز آمده
می رود خون خدا سوی خدا
تا نریزد روی خاک کربلا
یا علی یا علی اصغرم (2)
چون لب خشک پسر ، می خورد بر روی هم می شود قلب پدر ، شعله ور از آه غم
حرمله تیر سه شعبه می زند
روی دستان پدر جان می دهد
یا علی یا علی اصغرم (2)
تشنگی برده رنگ ، از رخ کودکم می زند دست و پا ، مرغک کوچکم
یا علی یا علی اصغرم (2)
ادامه مطلب
ای خدا من باغبان گل فروشم (2) غنچه نشکفته دارم روی دوشم
من حسینم ، من حسینم ، من حسینم (2)
بار الها این متاع آخرین است لاله این است سنبل این است نسترین است
من حسینم ، من حسینم ، من حسینم (2)
غم مخور ای غنچة نشکفتة من غم مخور ای لالة پژمرده من
من حسینم ، من حسینم ، من حسینم (2)
ادامه مطلب
شمع بزم خاموشم کشته شد در آغوشم
داغ طفل شش ماهه کی شود فراموشم
لالائی علی اصغر – شیر خواره ام اصغر
ای که گشته با خونت صورت من آغشته
گه جگر مرا سوزد خنده ات مرا کشته
لالائی علی اصغر – شیر خواره ام اصغر
از حرم بیا بیرون ای رباب دل خسته
لاله ات شده خونین غنچه ات شده پرپر
لالائی علی اصغر – شیر خواره ام اصغر
ادامه مطلب
به خیمه قحط آب است همه دلها کباب است
علی اصغر به دامان رباب است(2)
عطش بالا گرفته دل سقا گرفته
که لبها تشنة یک جرعه آب است (2)
ادامه مطلب
در ره دین خدا، اصغرم قران شدی (2)
رفتی و بر مادرم، فاطمه مهمان شدی (2)
کودک غم پرورم، لائی لائی اصغرم (2)
سر زمین کربلا، محشر کبری شده (2) کودک ششماهه ای، یاور بابا شده (2)
کودک غم پرورم، لائی لائی اصغرم (2)
از لبان خشک تو، من خجالت می کشم (2)
تیر کین را من خودم، از گلویت می کشم (2)
کودک غم پرورم، لائی لائی اصغرم (2)
*****
گل نشکفته ام را چید دشمن سپس بر اشک من خندید دشمن
الهــــــــــی که نبیند باغبانی شــــود یـــاس سپیدش ارغوانی
ادامه مطلب
ای لالۀ بوستانم، ای کودک عطشانم داغ لب خشکِ تو، آتش زده بر جانم (2)
لالائی علی اصغر، لالائی علی اصغر، لالائی علی اصغر
از داغِ غم مرگت، خونین جگرم کردی
ای طوطی پر بسته، بی بال و پرم کردی (2)
لالائی علی اصغر، لالائی علی اصغر، لالائی علی اصغر
ای یاور بی یارم، ش ماه طرفدارم لب تشنه ترا بردم، در محفل دادارم (2)
لالائی علی اصغر، لالائی علی اصغر، لالائی علی اصغر
تنها نه براه دین، شش ماه فدا دادم
من خون گلویت را، تقدیم خدا دادم (2)
لالائی علی اصغر، لالائی علی اصغر، لالائی علی اصغر
ادامه مطلب
ای غنچۀ خونین من، ای علی اصغر (2)
دیگر نمی گویی سخن، ای علی اصغر (2)
ای گل من از چه تو پژمرده ای اصغرم
بلبل من از چه تو افسرده ای اصغرم
ز مادرت و توان برده ای، اصغر
ای لالۀ سرخ چمن، ای علی اصغر (2)
دیده چرا ز مادرت بسته ای، اصغرم
قامت من ز هجر بشکسته ای، اصغرم
تو گوئیا ز قید غم رسته ای، اصغر
ای نوگل خونین بدن، ای علی اصغر (2)
شوم فدای تو و آن حنجرت، اصغرم
نظر نما دمی تو بر مادرت، اصغرم
بخون شد آغشته تنِ اطهرت، اصغرم
قنداقه ات گشته کفن، ای علی اصغرم (2)
عجب تو را حرمله سیراب کرد، اصغرم
مرا ز هجران تو بی تاب کرد، اصغرم
عدو عجب چشم تو در خواب کرد، اصغرم
پروانۀ این انجمن، ای علی اصغر (2)
ادامه مطلب
اصغر، اصغر، اصغر ای طوطی خاموشم (2)
تشنه، تشنه، تشنه، جان داده در آغوشم (2)
غنچۀ پرپر، در خون شناور، ای علی اصغر، ای علی اصغر، (2)
مادر، مادر، مادر، زد بوسه به روی تو (2)
من صورت خود شَستم، از خون گلوی تو (2)
غنچۀ پرپر، در خون شناور، ای علی اصغر، ای علی اصغر، (2)
در مسلخ عشق و خون، شش ماهه فدا کردم (2)
خون گلوی او را، تحویل خدا کردم (2)
غنچۀ پرپر، در خون شناور، ای علی اصغر، ای علی اصغر، (2)
ای آبروی قرآن، رخسارۀ گلگونت (2) از حنجر خشکیده، فواره زده خونت (2)
غنچۀ پرپر، در خون شناور، ای علی اصغر، ای علی اصغر، (2)
از خون گلوی خود، گل جامه بتن کردی (2)
من گریه به تو کردم، تو خنده به من کردی (2)
غنچۀ پرپر، در خون شناور، ای علی اصغر، ای علی اصغر، (2)
(میثم)
ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 


