آری سر شانه ام کبوتر شده بود
از خیمه برای پر زدن در شده بود
در کوچکی اش داشت بزرگی می کرد
یعنی علی اصغر، علی اکبر شده بود

 

شاعر :علی اکبر لطیفیان


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 23 اردیبهشت 1396  | 11:03 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

در بحر حسینی دُرِّ نابی اصغر

تو سوره ی یاسین کتابی اصغر

ای سوم علی خانه ی اربابم  

آرام دل و جان ربابی اصغر

شاعر: رضا رسول زاده

هستم همه شب یاد تو ای شه زاده

محتاج به امداد تو ای شه زاده

ای کاش که امر فرج امضا بشود

از برکت میلاد تو ای شه زاده

شاعر: سيد مجتبي شجاع

روشن شب تار می شود از امشب

غم پا به فرار می شود می شود از امشب 

فصل دل عشاق علی اصغر

6ماه بهار می شود از امشب

شاعر: سيد مجتبي شجاع

تا نام شما روی لب ما باشد

روشنتر از این روز،شب ما باشد

سوگند به نامت ای علیِ اصغر

دم از تو زدن تاب و تعب ما باشد

شاعر: سيد مجتبي شجاع

غم خانه خراب می شود تا شش ماه

می سوزد و آب می شود تا شش ماه

هر کس که دعایی بکند از امشب

با لطف تو مستجاب می شود تا شش ماه

شاعر : سيد مجتبي شجاع

ماه خدا و عشق و مناجات می رسد

باب المراد و قبله ی حاجات می رسد

جشن جواد و اصغر ارباب توأم است

بوی حضور مادر سادات می رسد

شاعر: حسين ايماني

 

باب الحوائج آمده حاجت بگیرید

عیدانه از دست ولی نعمت بگیرید

شش گوشه می خواهید بسم الله امشب

از کودک اربابتان رخست بگیرید

شاعر: حسين ايماني

لبهای علی اصغر اگر وا بشود

درد دل هرخسته مداوا بشود

افسوس که در کرببلا دست خزان 

نگذاشت این غنچه شکوفا بشود

شاعر: سيد مجتبي شجاع

بانو پسرت که هدیه ی الله است

امید دل حضرت ثارالله است

شادی که شب ولادت اصغر توست

افسوس که شادیت فقط شش ماه است

شاعر: سيد مجتبي شجاع

پره قنداق علی اصغر تو بال من است

زان سبب فطرس پرسوخته دنبال من است

اشک می بارم و این بیت زبانحال من است

سر من مال تو و ابروی تو مال من است

ای شه کرب و بلا پس بده اموال مرا

 

نوکر اصغرت هستم ببین حال مرا

آهسته گویمت نکند بشنود رباب

گهواره در حراجی بازار دیده اند

ارسالی توسط « بچه مشهدی »

 

 

طفل ششماهه چون تبسم کرد

تیر هم دست و پای خود گم کرد

تا نبیند چه اتفاق افتاد

بوسه ها بر گلوی اصغر داد...

شاعر : عباس خوش عمل کاشانی

ای تیر! کجا چنین شتابان؟...آرام

قدری به کمان بگیر دندان...آرام!

ای تیر!به حرفِ حرمله گوش نکن!

برگرد...نرو تو را به قرآن...آرام

شاعر: عارفه دهقانی

ای وای...تو را کمر شکستند آقا

فرزندِ تو را به تیر بستند آقا

گویی که سرشتشان ز چیزِ دگر است

بَل همُ اَضَلَند...دیو هستند آقا

شاعر حمید رضا نوری

 

 

 

یک تيغ بزن که پاره پيکر بشود

يا نيزه بزن شبيه اکبر بشود

نه، تير بزن به سوي حلقش تا که

داغ پدرش چند برابر بشود!
 

شاعر : سید حمید داودی نسب

مهدي زهرايم و با اشك غم گل ميگنم

درد تنهايي و غربت را تحمل ميكنم

گر چه خود حبل المتينم ليك وقت مشكلات

من به قنداق علي اصغر توسل ميكنم

 

دنيا همه ديوانه و شيداي حسين است

مُهر همگان خاكِ كفِ پاي حسين است

رمزي كه شود ضامن ما در صفِ محشر

لبخند علي اصغر زيباي حسين است

 

علی اصغر تو رشک آسمانی

تویی که یوسفان را دلستانی

اگر عمر تو در شش ماه طی شد

هزاران سال ذکرِ عاشقانی


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 23 اردیبهشت 1396  | 11:02 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

کربـلا آتش به جــــــان آسمانـــــها مـــــی زند

کودک بی شیـــــــــــر را بر دست بابا می زند

شیرخــــــــــواره آمده میــــــــدانُ تیرُ حــــرمله

طعنه بر حرف حسین و مشکِ سقا می زند

گوش تا گوش گلـــو را با ســــه شعبه می درد

می کند شرمنده بـــابــــــــا را پسر را می زند

خونِ مظلومی اصغر مــــی رود بالا و عــــــرش

بر سر و صورت شبیه سینـــــــــه زنها می زند

گــــــــردنی باقی نمانــــــده ســــر نگهدار پدر

دست خود آرام جای گردنش جـــــــــا می زند

پشت خیمه قبر می سازد ولی دشمن سرش

عاقبت بر روی نی های تماشــــــــــــــــا می زند

با تماشای سر اصغـــــــــــــر به روی نی، رباب

ناله های العجل پیــــــــــدا و پنهـــــان می زند

شاعر: حسین ایمانی


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 23 اردیبهشت 1396  | 11:02 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

اولین روز است که بی گهواره می گردی  علی

 

یک شبه مادر برای خود شدی مردی علی

 

آخرین باری که بستم بند این قنداق را

 

بر دلم افتاد که دیگر بر نمی گردی علی

 

بیشتر شرمنده می سازی پدر را گریه کن

 

بس کن این لبخند تو اشکم در آورد ی علی

 

زانویت را جمع کردی بس که پر دردی علی

 

باز کن از ساقه ی تیر انگشتان خود

 

نیست هم بازی تو بیپاره ام کردی علی

 

بی تعادل هستی ، ماتم چگونه با سرت

 

حجم تیر حرمله را تاب آوردی علی

 

می زنی لبخند پیدا می شود سر های تیر

 

عاقبت دندان شیری هم در آوردی علی


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 23 اردیبهشت 1396  | 11:02 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

همان غریب که از هر غریب تنهاتر

به روی دست خودش برده بود بالاتر

 

دمی به سمت حرم زد ، دمی به لشکریان

کسی که بود از عیسی دمش مسیحاتر

 

نگاه خسته ی او را کسی نمی فهمید

اگرچه بود نگاش از همیشه گیراتر

 

و روی دست خودش یک امام می آورد

که از تمامی مردان قوم آقاتر

 

علی شده ست مهیا برای جنگیدن

کمان حرمله آن سو شده مهیاتر

 

تمام قامت او زیر تیر پنهان شد

گلوی کوچک اش اما شده ست پیداتر

 

سه شعبه ای که علمدار را زمین انداخت

همان سه شعبه به جسمش نشست زیباتر

 

و قامتش همه در هم شده ست و پاشیده ست

و قد کوچک او گشته است رعناتر

 

دو سطر نیزه نوشتی به خط کوفی بود

به خط خون بنویسش ، به خط خواناتر

 

شاعر : مجتبی حاذق


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 23 اردیبهشت 1396  | 11:02 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

طفل نخورده آب کمی در حرم بخواب

لالا گلم ، عزیز دلم ، اصغرم بخواب

شرمنده ام که شیر ندارم ...به سینه ام

ناخن مکش تو خاک مکن بر سرم بخواب

آرام که نمی شوی ای میوه ی دلم

خیمه به خیمه هرچه تو را می برم ، بخواب

نزدیک به سه روز و سه شب می شود علی

پلکم به هم نیامده مادر ، برم بخواب

لالا گلم ، ببین که شبیه تو تشنه ام

آتش مزن به جان من ای مادرم ، بخواب

من خواب دیده ام که سرت روی نیزه بود

خواب و خیال بود نشد باورم ، بخواب

 

شاعر : رضا رسول زاده


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 23 اردیبهشت 1396  | 11:01 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

شکسته پشت غم از بار غصه های رباب

از آن زمان که شنیده است ماجرای رباب

به سوز سینه ی گهواره داغ غم زده است

شرار زخم دل خون لای لای رباب

و تار صوتی آتش گرفته می فهمد

که آمده چه بلایی سر صدای رباب

برای کودکش آنقدر آه و ناله نکرد

که چشم مشک پر از اشک شد بجای رباب

به جان گریه ی شش ماهه روی دست حسین

کسی نریخته اشکی مگر به پای رباب

قنوت صبر گرفته برای حلق علی

خدا کند به اجابت رسد دعای رباب

میان هلهله ی چنگ و های و هوی رباب

سه شعبه زخم زد و ناله شد نوای رباب

و ناگهان پر و بال فرشته ها تر شد

به خون کشته ی مظلوم کربلای رباب

"رقیه" آمده از یک فرشته می پرسد

پیام تسلیت آورده ای برای رباب؟

و فکر می کنم آب فرات گل شده است

که ریخته به سرش خاک، در عزای رباب

خدا به داد دل خاطرات او برسد

چه می کشند خیالات انزوای رباب

شاعر: مصطفی متولی


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 23 اردیبهشت 1396  | 11:01 AM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

این روزها که تشنه لبم مثل دلبرم

یاد رباب و قحطیُّ و لبهای اصغرم

سوز عجیب تشنگی ُّو هُرم آفتاب

گهواره و تلذ ّیُّ و شش ماهه ی حرم

گویا صدای العطش از خیمه می رسد

هَل مِن مُعین شده دم لبهای سرورم

افطار روزه دار حرم باز می شود

با تیر حرمله به روی دست دلبرم

لبخند او بلای دل شاه کربلاست

طنّاز  ناز کن   پدرم    ناز می خرم

شاید سرت به نیزه نباشد دم غروب

آماده شد برای تو قبری به خنجرم

یا رب به حلق اصغر و شرمندگیِّ شاه

ما را ببخش حضرت ذو المنِّ و الکرم

ماه مبارک رمضان عید بندگی ست

دیدار دلبر است  تمنّای آخرم

 حسين ايماني


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 22 اردیبهشت 1396  | 12:18 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

وا شد درِ تمام قفسها به روی تو

پرواز در هوای پدر، آرزوی تو

 

می بارد از تلاطم چشمت شکوه خشم

رفته به مرتضی چقَدَر خلق و خوی تو

 

پشت سرت تمام حرم گریه می کنند

کف می زنند حرمله ها رو به روی تو

 

لبخند می زنی و دل از تیر می بری

با زلف این سه شعبه گره خورده موی تو

 

گهواره نیست، خاطره ی تشنگی توست

پر شد خیال مادرت از عطر و بوی تو

 

چشمی به سینه  دوخته، چشمی به علقمه

چشمی به تیر دارد و چشمی به سوی تو

 

مانده هنوز جرعه ی آبی میان مشک

دستی نمانده تا که بخواهد عموی تو.....

 

آنجا عمو به فکر لبت گریه می کند

سیرابِ شیرِ خون شده اینجا گلوی تو

 

قلب پدر شمیم تو را پخش می کند

شش گوشه ی تو سینه ی باباست، کوی تو

 

باب الحوائج است، "مسیح" التماس کن

  شاید که این غزل بشود آبروی تو....

سید مسیح شاه چراغی


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 22 اردیبهشت 1396  | 12:18 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

زلال اشك تو رشك فرات است

فرات از صافى چشم تو مات است

وجود تو تعادل بخش این نهر

كه بى تو آبگیرى بى ثبات است

نماز صبر مى‏خواند كنارت

غمت گرداب كشتى نجات است

نیازى نیست تا حكمت بخوانیم

وجودت شرح اسماء و صفات است

من از عمر كمت خواندم كه روحت

به این كثرت سرا بى‏التفات است

نخ قنداقه پر پیچ و تابت

مدار كهكشان و ممكنات است

 

شاعر :رضا جعفری


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 22 اردیبهشت 1396  | 12:18 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 74 ::         20   21   22   23   24   25   26   27   28   29   >  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید