این ناله ی شکسته ی یک خسته مادرست
بی شیر بودنم به خدا مرگ آورست
آن مادری که شیر ندارد دهد به طفل
خجلت زده غریب و پریشان و مضطرست
از دخترم سکینه شنیدم چه ها شده
رویت خضاب گشته ز خون کبوترست
مهلت بده دوباره گلم را بغل کنم
من مادرم که سینه ی من مهد اصغرست
یا که ببند چشم علی یا که صبر کن
چشمش هنوز در پی بیچاره مادرست
با من مگو که تیر به حلق علی زدند
بر حنجرش نشانه ی تیزی خنجرست
داغش عظیم اگر چه خودش شیر خواره بود
این داغ سخت با همه غم ها برابرست
ادامه مطلب
یا علی اصغر
سه شعبه آمده و حنجر تو مقتل شد
ز خون زیر گلویت، سما دوباره گریست
شاعر و مداح اهل بیت:محمدمهدی عبدالهی
ادامه مطلب
یا علی اصغر
مهریّه زهرا شدی ای آب،افسوس
یک قطره از آن نشد که اصغر نوشد
شاعر و مداح اهل بیت:محمدمهدی عبدالهی
ادامه مطلب
از دل بكشم من آه شبگير علي
با داغ تو از جهان شدم سير علي
تيري كه ز پا نشاند علمدارم را
با حلق تو كرده كار شمشير علي
ادامه مطلب
یا اباالفضل العبّاس
نام تو، نگین قلب پُر احساس است
بر قامت تو، کلّ حرم حسّاس است
شش ماهه ترین تشنه امیدش این است
ساقی حسین بن علی ، عبّاس است
شاعر و مداح اهل بیت:محمدمهدی عبدالهی
ادامه مطلب
السلام علی الطفل الرضیع
در هر طرفی لشکر کین پا شده است
در دور و برت ،ببین که غوغا شده است
من مانده ام و ناله و اشکان رباب
انگار سر رأس تو، دعوا شده است
شاعر و مداح اهل بیت:محمدمهدی عبدالهی
ادامه مطلب
روح الله مردان خانی
حضرت علی اصغر(ع)-شهادت
چشم هایش هوای باران داشت
روی دستان مادرش بی تاب
بی خبر از هجوم تشنگی اش
آسمان بود آفتاب و سراب
صورتش مثل یاس نیلوفر
دست هایی پر از کرامت داشت
از عطش بین حنجرش انگار
کهکشانی پر از جراحت داشت
می شد از حالت نگاهش باز
شوق پرواز کردنش را دید
مثل بُغضی که در گلو مانده
غصه اش را کسی نمی فهمید
روی دستان آسمان می رفت
گریه اش آخرین توانش بود
با همان گریه ها رجز می خواند
غنچه ای از تبار یاس کبود
ناگهان کینه های گرگی پست
باز در آن میان بهانه گرفت
سینه را پر ز بغض کرد و سپس
حنجر طفل را نشانه گرفت
نالۀ "فرحموا لهذا الطفل"
روی لب های آسمان خشکید
ناگهان بوسه گاه مادر را
تیری از راه آمد و بوسید
گر چه دیگر رمق نمانده براش
تکیه بر دست های بابا داشت
جزر و مد فرات چشمانش
طعنه بر موج های دریا داشت
موجِ طوفانیِ نگاهش باز
کهکشان را پر از تلاطم کرد
تا که شرمنده اش شود دریا
چند لحظه فقط تبسم کرد
می چکد بر تن زمین انگار
اشک های غریبی مادر
یک طرف باغبانی افسرده
یک طرف غنچه ای شده پرپر
آسمان بود و درد مردی که
ناله می زد چه دل خراش و چه سرد
آخرین یار و یاورش هم رفت
مرد تنهاترین بی همدرد
خواست خاکش کند ولی انگار
آیه های نگاه او جان داشت
خیره در چشم آسمان و هنوز
چشم هایش هوای باران داشت
ادامه مطلب
فرزند حسین بن علی، تاب نداشت
در فکر عطش بود و علی خواب نداشت
از هرم عطش، لبان اصغر می سوخت
رنگی به رخش، نوگل ارباب نداشت
لبخند به رخسار پدر می زد وبعد
دریای لبانش به خدا، آب نداشت
حلقوم ظریف، نازک طفل رضیع
سهمی به جز از سه شعبه ناب نداشت
گهواره شده خالی و لالایی نیست
جز دیده پر ستاره ،ارباب نداشت
این هم سند غریبی ثارالله
بیچاره رُبابش، دُر نایاب نداشت
شاعر و مداح اهل بیت:محمدمهدی عبدالهی
ادامه مطلب
زبان حال رباب(س)
این راز شده نهفته در قلب رباب
ای کاش سرت بر سر سرنیزه نبود
شاعر و مداح اهل بیت:محمدمهدی عبدالهی
ادامه مطلب
فقط نه غنچه خود عاشقانه بو می کرد
تمام غربت خود روی دست رو می کرد
جواب قطره ای از آب حرمله تیری
رها به سوی سفیدی آن گلو می کرد
سه شعبه از سه طرف پاره کرد و بیرون زد
پدر زخون گلوی پسر وضو می کرد
نهان به زیر عبا کرد و با خدای خودش
حدیث غصه ی این داغ موبه مو می کرد
رسیده بود به مو و برای افتادن
سری به تیر سه شعبه بگو مگو می کرد
رسید مادرش از خیمه با حسرت
نماز گریه سر خاک بر او می کرد
ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 


