السلام علی الرضیع الصغیر

حرمله، تیر تو قلبم را بُرید

جز علی اصغر،کسی بهتر ندید

تا علی ، لب را به لب هایش فشرد

آمد و حلقوم کوچک را درید

شاعر:محمدمهدی عبدالهی


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 22 اردیبهشت 1396  | 12:18 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

السلام علی الطفل الرضیع


کاش روضه، این همه سخت نبود

کاش اصغر، به روی دست تبود

تیر آمد، ذُبِحَ العَطشان شد

خون تازه ز گلو ،لَخت نبود

شاعر:محمدمهدی عبدالهی


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 22 اردیبهشت 1396  | 12:17 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

لالا برای آنکه خواب ندارد چه فایده

ماندن برای آنکه تاب ندارد چه فایده

گیرم تو را حسین(ع) بگیرد بغل کند

وقتی دو قطره آب ندارد چه فایده

احساس مادری به همین شیر دادن است

آری ولی رباب ندارد چه فایده

انداختن هرز اگر چه به گردنت

تا صورتت نقاب ندارد چه فایده

پرسش نکن سه شعبه برایم بزرگ بود

وقتی کسی جواب ندارد چه فایده

با چه سر تو را به نی بند میکنند

زلفی که پیچ و تاب ندارد چه فایده


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 22 اردیبهشت 1396  | 12:17 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

هم چو روی طفل من بی رنگ و رو مهتاب نیست
بخت من در خواب و چشم کودکم را خواب نیست
گفتم از اشکم مگر ای غنچه نوشی آب لیک
از تو معذورم که اشک من به جز خوناب نیست
در حرم هر سمت باشد قبله اما بهر من
غیر رویت قبله و جز ابرویت محراب نیست
خیمه بیت الله و کعبه مهد و در طواف اهل حرم
این طواف حج عشق است و جز این آداب نیست
هفت بار آمد صفا و مروه هاجر آب جست
من که ده ها بار در هر خیمه رفتم آب نیست
قسمتی از راه را با هروله هاجر برفت
من همه ره را دویدم کام تو سیراب نیست
حج من اتمام شد برخیز احرامم بکن
ای ذبیح خردسال اکنون که وقت خواب نیست


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 22 اردیبهشت 1396  | 12:17 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

بس کن رباب نیمه ای از شب گذشته است
دیگر بخواب نیمه ای از شب گذشته است
کم خیره شو به نیزه ، علی را نشان نده
گهواره نیست دست خودت را تکان نده
با دست های بسته مزن چنگ بر رخت
با ناخن شکسته مزن چنگ بر رخت
بس کن رباب حرمله بیدار می شود
سهمت دوباره خنده انظار می شود
ترسم که نیزه دار کمی جابجا شود
از روی نیزه راس عزیزت رها شود
یک شب ندیده ایم که بی غم نیامده
دیدی هنوز زخم گلو هم نیامده
گرچه امید چشم ترت نا امید شد
بس کن رباب یک شبه مویت سپید شد
پیراهنی که تازه خریدی نشان مده
گهواره نیست دست خودت را تکان مده
با خنده خواب رفته تماشا نمی کند
مادر نگفته است و زبان وا نمی کند
بس کن رباب زخم گلو را نشان مده
قنداقه نیست دست خودت را تکان مده
دیگر زیادت این غم سنگین نمی رود
آب خوش از گلوی تو پائین نمی رود
بس کن ز گریه حال تو بهتر نمی شود
این گریه ها برای تو اصغر نمی شود


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 22 اردیبهشت 1396  | 12:17 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

اي ماه به خون خضاب اصغر 
قربانی آفتاب اصغر 
موج از نفست شرار آتش 
بحر از عطشت کباب، اصغر 
آبی که نریخت در گلویت 
از داغ تو گشت آب اصغر 
با یاد لبت ز سینه جوشد 
خون جگر رباب اصغر 
لالایی تیر کرد خوابت 
یک لحظه به دوشِ باب اصغر 
از سوز گلوی تشنه ات تیر 
افتاد به پیچ و تاب اصغر 
خشکیده اگر چه آب چشمت 
گرید به تو چشم آب اصغر 
با تیر سه شعبه داد دشمن 
بر العطشت جواب اصغر 
کی دیده گل نخورده آبی 
این گونه دهد گلاب اصغر 
گهوارة توست شانة من 
سیراب شدی بخواب اصغر 
از "میثم" خویش کن شفاعت 
فردا به صف حساب اصغر


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 22 اردیبهشت 1396  | 12:16 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

غم تو تا ابد در دل بماند

نفس در سینه ام مشکل بماند

برای اینکه روی نی نیایی

سرت باید میان گل بماند


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 22 اردیبهشت 1396  | 12:16 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

وحید قاسمی

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت

 

ابلیس را با کار خود خشنود کردند

خورشید را با فتنه قیراندود کردند

جای توسل برخلیل عشق، افسوس

سجده به سمت قبله ی نمرود کردند

در آزمون مهربانی خلق کوفه

تا هفت جد خویش را مردود کردند

با خرج پیکانی سه پر، بر حلق اصغر

راه گلوی عشق را مسدود کردند

کاخ امید و آرزوی مادری را

نامرد مردم ، عاقبت نابود کردند

آیینه ی رخسار پیر کربلا را

در طرفة العینی چه خون آلود کردند!

با کف زدن های پیاپی، غربتش را

در پیش چشم زینبش مشهود کردند


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 22 اردیبهشت 1396  | 12:15 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 74 ::         20   21   22   23   24   25   26   27   28   29   >  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید