لب تر کند پیالهی کوثر تو هم برو
برخیز علی اصغر خیبر تو هم برو
از صبح گریه کردی و دلشوره داشتی
دیدی رسید نوبتت آخر تو هم برو
شش ماه میشود به تو من خو گرفتهام
باشد عصای پیری مادر تو هم برو
فکر دل شکستهی عمه نمیکنی
کم بود ماتم علی اکبر تو هم برو
هر شعبهی سه شعبه برای تو نیزهای است
در بزم تیر و نیزه و خنجر تو هم برو
بعد از عمو ماندنت اصلاً صلاح نیست
او رفت پیش ساقی کوثر تو هم برو
تا خیمه ها هنوز به غارت نرفت است
قبل از شروع معرکه بهتر تو هم برو
ادامه مطلب
محمد امین سبکیار-حضرت علی اصغر علیه السلام-مرثیه
تو تشنه می روی و زمان سفر شده
یا روز های تیره تر از شب سحر شده
گرم بیان خواهش خشک لبت شدم
دیدم لبت ز خون گلوی تو تر شده
شاید که تیر سینه من را هدف گرفت
از چه گلوی تو به تیر سه شعبه سپر شده؟
این ساقه ی لطیف که با بوسه می شکست
حالا دو نیم از لب تیز تبر شده
یک دشت غرق هلهله و خنده روبروست
دریایی از تلاطم غم پشت سر شده
دور از نگاه منتظر مادرت،علی
تشییع و کفن و دفن تنت دردسر شده
آهسته زخم باز تو را بسته ام ولی
حس می کنم که فاصله اش بیشتر شده
ادامه مطلب
مانند مردان از كسي پروا نميكرد
از تشنگي لَه ميزد و لب وا نميكرد
ميخواست تا حيثيّتِ باران نريزد
ديگر براي آب، دست و پا نميزد
هر جا كه چشمش رفت دنبالِ عمويش
تصوير صحرا آب ميشد روبهرويش
ميشد بفهمي سخت دلخُور بود از آب
اصلاً نميداني، دلش پُر بود از آب
ميخواست از گهواره برخيزد، نميشد
«خود را به هر راه و دري ميزد» نميشد
ميخواست برخيزد زِره بر تن بپوشد
چون چشمهاي از سينهيِ صحرا بجوشد
حيدر ببين، حيدر ببين، شش ماهه شيري
زهراي پيغمبر ببين، شش ماهه شيري
حرفي نميزد با كسي بعد از عمويش
انگار ميخشكيد دنيا در گلويش
زُل زد به چشمان پدر، با چشم آبي
نِي ناله ميزد در هوايِ بيربابي
تنها اميدش داد و بيدادست و شور ست
ماهيِ معصومي كه از دريا به دورست
پَرپَر زد و پَرپَر شد و پروا نميكرد
حتّي به روي گريه هم لب وا نميكرد
«... شوري به پا ميشد به صحراهاي و هَي بود
تا ساعتي ديگر سرِ طفلي به ني بود
شاعر: قادر طراوت پور
ادامه مطلب
مرثيه حضرت علي اصغر عليه السلام
امان از دل رباب (س)
دور تا دورم نشستند و نگاهم ميكنند
اينقدر ناخن نكش دارم خجالت ميكشم
ادامه مطلب
بأبي أنت و اُمي يا اباعبدالله
خيرش قبول گريه كنم كرد عاقبت
شيري كه با محبتِ طفل رباب داد...
ادامه مطلب
مرثيه حضرت علي اصغر عليه السلام
يا رضيع الحسين (ع)
دست را بر طناب میگیرد
بچه را از رباب میگیرد
دست و پا میزند علی اصغر
خیمه را اضطراب میگیرد
مگر این حنجر ِبهم خورده
چند قطره آب میگیرد؟!
از سؤال نکرده اش حنجر
به سه صورت جواب میگیرد
از غنچه ي گل این بار
تیر دارد گلاب میگیرید
تا که اصغر سوار عرش شود
خود مولا رکاب میگیرد
ادامه مطلب
يا رضيع الحسين يا باب الحوائج
از شيرخواره اي به همه شيرخوارگان
آغوش ِ گرم مادرتان نوش ِ جانتان
ادامه مطلب
امان از دل رباب(س)
غنچه ي پر پر ِ من، لاله يِ من، ياسمنم
ذره اي مثل تنت تاب نمانده به تنم
من هم اندازه يِ تو تشنه ام اما چه كنم؟
من هم اندازه ي تو خشك شده اين دهنم
دستِ من نيست اگر سينه ي من بي شير است
اينقدر چنگ نزن پاره شده پيرُهنم
پدرت كاش نبيند كه خجالت بكشد
جاي ناخن زدنت مانده به روي بدنم
بغل ِ عمه بمان من برَوَم پشتِ خيام
شايد آب آمد اگر چاه برايت بكَنم
گرچه من تازه عروسم، عطشت پيرم كرد
به خيال همه ي اهل حرم پير ِ زنم
نشد آخر كه تورا خوش قد و بالات كنم
نشد آخر كه خودم شانه به مويت بزنم
گرچه تو تشنه اي و در صَدَدِ سوختني
گرچه من تشنه ام و در صَدَدِ سوختنم
لبِ خشكيده يِ من با لبِ خشكيده يِ تو
به فدايِ لبِ عطشانِ شهِ بي كفنم
(هاني امير فرجي)
ادامه مطلب
علی جان
نوایم نای نایم زخمِ مادر
صدایم کن صدایم زخمِ مادر
ز بس ناخن به روی من کشیدی
تمام گونه هایم زخمِ مادر
***
ز گریه مادر تو آب رفته
و از سردردهایم تاب رفته
به نیزه دار گفتم بچه داری ؟
کمی آرام تازه خواب رفته
حسن لطفی
ادامه مطلب
حضرت علی اصغر(ع)-شهادت
جوشید خونم از دل و شد دیده باز، تر
نشنید کس مصیبت از این جان گدازتر
صبحی دمید از شب عاصی سیاه تر
وز پی شبی ز روز قیامت درازتر
بر نیزه ها تلاوت خورشید دیدنی ست
قرآن کسی شنیده از این دلنوازتر؟
قرآن منم چه غم که شود نیزه، رحل من
امشب مرا در اوج ببین سرفرازتر
عشق توام کشاند بدین جا، نه کوفیان
من بی نیازم از همه، تو بی نیازتر
قنداق اصغر است مرا تیر آخرین
در عاشقی نبوده ز من پاکبازتر
با کاروان نیزه شبی را سحر کنید
باران شوید و با همه تن گریه سر کنید
ادامه مطلب
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
اربعین غمت مرا انداخت
من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم
آمــــدی از ســفــــر حــزن و بـــلا زینب من
سوی تو می آید زینب ای بی قرینه
ای کربلا کو شمع شام تار زینب
شد اربعینی که من بی حسینم
اربعین رسیده و دلا شده خدایی
بُود اربعین روز اشک و عزا
دوباره اربعین اومد از راه ، با خروش ناله و اشک و آه 


