حسن فطرس

حضرت ام البنین(س)-حضرت عباس(س)

 

این صدای ناز عباسِ من است

نغمه‌های راز عباسِ من است

شرحه بر بیت خموشم می‌رسد

باز تكبیرش به گوشم می‌رسد

آمده آهِ ابالفضلم به گوش

مشك دارد گه به دندان گه به دوش

ناله با این گریه‌هایم می‌كند

آمده مادر صدایم می‌كند!

من دعا بی قدر و بی حد گویمت

ای ابالفضلم خوش آمد گویمت

آمدی مادر فدای موی تو

پس چرا خاكی شده گیسوی تو؟

گو مگر روی زمین افتاده‌ای؟

گو مگر از صدر زین افتاده‌ای؟

كار مادر اشك مجنونی شده

چشم عباسم چرا خونی شده؟

چنگ خود كی پای زلفانت زده؟

تیر كین كی بر دو چشمانت زده؟

با دو دستت دست مادر را بگیر

تا كشم از چشم شهلای تو تیر

وای عباسم دو دستانت كجاست؟

بازوان همچو مردانت كجاست؟

مادرت شد سرفراز جنگ تو

علقمه شد عرصه‌ی آهنگ تو

من شنیدم از وفا و غیرتت

دور تو گردم فدای هیبتت

من شنیدم طعنه بر رشكت زدند

مادرم تا تیر بر مشكت زدند

من شنیدم بی دو دست از روی زین

ای گلم با صورت افتادی زمین

دامن زهرا سرت بگرفته است

آه! زهرا در برت بگرفته است

بانویم از غم رهایت كرده است

فاطمه مادر صدایت كرده است

حاجی من حج تو باشد قبول

اجر تو با دست زهرای بتول

آمدی این دل حزین با خود ببر

مادرت ام البنین با خود ببر


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 16 تیر 1396  | 6:50 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

حامد عسكری

*نذر ساحت سقای بی دست کربلا(مربوط به زلزله زدگان بم)

 

هرکجا مصرعی از مشک و علم می آید

مصرع بعدی آن قافیه کم می آید

خاک و خون خورده ی آوار بلاییم امیر

خاک بر سر شده ی عشق شماییم امیر

آرزوی همه مان کرب و بلا نیست که هست

سردر چادرمان نام شما نیست که هست

در پی بوسه بر آن دست قلم آمده ایم

پسر فاطمه از جمعه ی بم آمده ایم

کوره ای از جگر زخم و تنوری آهیم

همه چادر زده در غربت اردوگاهیم

خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود

گرتو بیداد کنی شرط مروت نبود

خیمه داریم ولی آب نبسته است کسی

دل دختر بچه ای را نشکسته است کسی

خنده بر غربت چشم پر اشکی نزدیم

آب کم بود ولی تیر به مشکی نزدیم

باز هم دست خودم نیست و شاعر شده ام

جاده و اسب مهیاست مسافر شده ام

قسمت این بود که آن زلف پریشان نشود

تاول تف زده بر حنجره عریان نشود

خشت خشت غزلی نیست که در تاسوعا

گسل نام شما باشد و ویران نشود

می روم قافیه ها شعله بر این خانه زدند

شمعها خنجری از پشت به پروانه زدند

گفتن از چشم شما کار زما بهتر هاست

قرعه ی فال به نام من دیوانه زدند


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 16 تیر 1396  | 6:50 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

علی اكبر لطیفیان

حضرت عباس(ع)-شهادت

 

یل خیبر شکن دلاوره

تو رگاش غیرت خون حیدره

وقتی پرده از جمالش می کشه

توی آسمون دشت کربلا

قمر اندر قمر اندر قمره

قیامت یوسف برای دیدنش

صد شتر طلا و نقره می بره

با هون ذکر أنا بن حیدرش

‏ می زنه از میمنه تا میسره

زهره لشکر فتنه آب می­شه

دستاشو اگه به شمشیر ببره

وقتی ابروهاشو درهم می­کشه

رنگ و از چهره لشگر می بره

وقتی شمشیر می­زنه همه می­گن

با رجزهاش همه بیچاره می­شن

همه یا عباس ارحمنا می­گن

پاسبون صبح و شام زینیه

روز محشرم غلام زینیه

روز محشر رو سرش گل می­ریزن

زیو پاش دست توسل می ریزن

تا میاد همه براش فدا می­شن

انبیاء به احترامش پا می­شن

سر در بهشت، پرچم می زنن

پرچم ماه محرم می زنن

تو بهشت یه هیئتی بر پا می شه

پسر ام البنین سقا می شه

اونجا با مشک پر ازکوثر میاد

از خجالت سکینه در میاد

وقتی زهرا بیاد و صداش کنه

بیاد و فاطمه هم نگاش کنه

دستاشو برا شفاعت بیارن

روی زخم دست زهرا بذارن

‏اونجا روبروی اون چشم کبود

تازه معلوم می­شه عباس کی بود   


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 16 تیر 1396  | 6:50 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

هر چند جداست دست عباس

دستان خداست دست عباس

ا زبس که غریب مانده زینب

مشغول دعاست دست عباس

از پیکر اگر جدا افتاده

در بحر بلاست دست عباس

افتاده ز اسب، ماه زهر

ای وای! کجاست دست عباس؟

قرآن فتاده بر زمین است

آیات شفاست دست عباس

ای اهل حرم قرار گیرید!

دنبال شماست دست عباس

دستان سخاوت دست عباس

ارکان سخاست دست عباس

بر سینه آب، دست رد زد

منشور وفاست دست عباس

دست ادبش به سینه دارد

دریای حیاست دست عباس

مهدی، بطلب ظهور خود را

تا رو به سماست دست عباس!


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 15 تیر 1396  | 12:46 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

حضرت عباس(ع)

 

نیست صاحب همتی در نشاتین

همقدم عباس را بعد از حسین

در هوا داری آن شاه الست

جمله را یک دست بود، او را دو دست

آن قوی، پشت خدا بنیان از او

و آن مشوش، حال بی دینان از او

موسی توحید را هارون عهد

از مریدان، جمله کاملتر به جهد

طالبان راه حق را بد دلیل

رهنمای جمله بر شاه جلیل

می گرفتی از شط توحید آب

تشنگان را میرساندی با شتاب

عاشقان را بود آب کار از او

رهروان را رونق بازار از او

روز عاشورا به چشم پر ز خون

مشک بر دوش آمد از شط چون برون

شد بسوی تشنه کامان رهسپر

تیرباران بلا را شد سپر

پی فرو بارید بر وی تیر تیز

مشک شد بر حالت او اشک ریز

اشک چندان ریخت بروی چشم مشک

تا که چشم مشک خالی شد ز اشک

تا قیامت تشنه کامان ثواب

می خورند از چشمه آن مشک آب

تشنه آبش حریفان سر بسر

خود ز مجموع حریفان، تشنه تر

بر زمین آب تعلق پاک ریخت

وز تعین بر سر آن، خاک ریخت

هستیش را دست از مستی فشاند

جز «حسین» اندر میان چیزی نماند


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 15 تیر 1396  | 12:46 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

علی اکبر لطیفیان

حضرت عباس(ع)

 

‏مشک بر دوش به دریا آمد

همه کفتند که موسی آمد

‏نفس آخر ماهی­ها بود

ناگهان بوی مسیحا آمد

‏از سر و روی فرات، آهسته

موج می ریخت که سقا آمد

‏او قسم خورده که سقا باشد

آن زمانی که به دنیا آمد

‏دست بر زیر سر آب نبرد

علقمه بود که بالا آمد

‏از کمین گذر نخلستان

با خبر بودکه تنها آمد

‏کاش آن تیر نمی آمد، حیف

از بد حادثه اما آمد

‏انکسار از همه جا می بارید

از حرم شاه حرم تا آمد

‏داشت آماده هجرت می شد

که در این فاصله زهرا آمد

از دل علقمه زیبا می رفت

‏مثل آن لحظه که زیبا آمد


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 15 تیر 1396  | 12:45 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

علی اکبر لطیفیان

حضرت عباس(ع)

 

‏مشک بر دوش به دریا آمد

همه کفتند که موسی آمد

‏نفس آخر ماهی­ها بود

ناگهان بوی مسیحا آمد

‏از سر و روی فرات، آهسته

موج می ریخت که سقا آمد

‏او قسم خورده که سقا باشد

آن زمانی که به دنیا آمد

‏دست بر زیر سر آب نبرد

علقمه بود که بالا آمد

‏از کمین گذر نخلستان

با خبر بودکه تنها آمد

‏کاش آن تیر نمی آمد، حیف

از بد حادثه اما آمد

‏انکسار از همه جا می بارید

از حرم شاه حرم تا آمد

‏داشت آماده هجرت می شد

که در این فاصله زهرا آمد

از دل علقمه زیبا می رفت

‏مثل آن لحظه که زیبا آمد


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 15 تیر 1396  | 12:45 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

سید حمیدرضا برقعی

حضرت عباس(ع)

 

مشک برداشت که سیراب کند دریا را

رفت تا تشنگی اش آب کند دریا را

آب روشن شد وعکس قمر افتاد درآب

ماه می خواست که مهتاب کند دریا را

تشنه می خواست ببیند لب اورا دریا

پس ننوشید که سیراب کند دریا را

کوفه شد علقمه،شق القمری دیگر دید

ماه افتاد که محراب کند دریا را

تا خجالت بکشد سرخ شود چهره ی آب

زخم می خورد که خوناب کند دریا را

ناگهان موج برآمد که رسید اقیانوس

تا درآغوش خودش خواب کند دریا را

آب مهریه ی گل بود و الا خورشید

در توان داشت که مرداب کند دریا را

کاش روی دل خشکیده ی ما آن ساقی

عکسی از چشم خودش قاب کند دریا را

روی دست تو ندیده ست کسی دریا دل

چون خدا خواست که نایاب کند دریا را


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 15 تیر 1396  | 12:45 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

محمد جواد غفورزاده (شفق)

‏حضرت عباس(ع)

ما دل به تولای تو بستیم ابوا لفضل

‏چون گرد به راه تو نشستیم ابوا لفضل

ما پنجره دیده به روی توگشودیم

‏ما دل به تولای تو بستیم ابوا لفضل

تو ماه بنی هاشم و خورشید لقایی

‏ما محو تو چون آینه هستیم ابوالفضل

ای جلوه گر از روی تو انوار هدایت

‏ما ذره خورشید پرستیم ابوالفضل

تا نقش تو تکثیر شود در نظر ما

‏چون آینه صد بار شکستیم ابوا لفضل

پیوند رگ و ریشه ما با غم عشق است

‏از هر چه به جز یارگسستیم ابوا لفضل

با یاد تو چون هم نفس و یکدله هستیم

 

‏از بند بلا یک شبه رستیم ابوا لفضل

با زمزمه عشق تو ما انس گرفتیم

‏ازکوثر احساس تو مستیم ابوا لفضل

‏ای ساقی سرچشمه ایثار و محبت

‏ما تشنه پیمانه به دستیم ابوالفضل


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 15 تیر 1396  | 12:45 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0

محمد جواد غفورزاده (شفق)

‏حضرت عباس(ع)

ما دل به تولای تو بستیم ابوا لفضل

‏چون گرد به راه تو نشستیم ابوا لفضل

ما پنجره دیده به روی توگشودیم

‏ما دل به تولای تو بستیم ابوا لفضل

تو ماه بنی هاشم و خورشید لقایی

‏ما محو تو چون آینه هستیم ابوالفضل

ای جلوه گر از روی تو انوار هدایت

‏ما ذره خورشید پرستیم ابوالفضل

تا نقش تو تکثیر شود در نظر ما

‏چون آینه صد بار شکستیم ابوا لفضل

پیوند رگ و ریشه ما با غم عشق است

‏از هر چه به جز یارگسستیم ابوا لفضل

با یاد تو چون هم نفس و یکدله هستیم

 

‏از بند بلا یک شبه رستیم ابوا لفضل

با زمزمه عشق تو ما انس گرفتیم

‏ازکوثر احساس تو مستیم ابوا لفضل

‏ای ساقی سرچشمه ایثار و محبت

‏ما تشنه پیمانه به دستیم ابوالفضل


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 15 تیر 1396  | 12:45 PM | نویسنده : مهدی گلشنی | نظرات 0
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 88 ::         10   11   12   13   14   15   16   17   18   19   >  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید